تبليغاتX
قلم معلم
قلم معلم

کانون صنفی معلمان اردبیل
 
 

تا زمانیکه هفته نامه قلم معلم توقیف هست برای زنده نگهداشتن یاد آن هفته نامه و زحمت کشان آن این وبلاک با این نام ادامه خواهد یافت شاید روزی تغییر نام دهیم .
mr.bem4r@yahoo.com

 

موضوعات

اطلاعیه ها

بیانیه ها

احبار تشکل ها

اساسنامه کانون های صنفی معلمان

شرایط عضویت در کانون صنفی معلمان اردبیل

نمونه های از مکاتبات

مطالبات معلمان

اخبار آموزش و پرورش استان

اخبار وزارت آموزش و پرورش

مقالات

شماره حساب کانون صنفی معلمان اردبیل

مسایل و مشکلات آموزش و پرورش

اخبار جلسات شورای هماهنگی

معرفی کانون های صنفی معلمان سراسر کشور

اخبار بازداشتی ها و زندانی های معلمان

فعالیت کانون صنفی معلمان اردبیل

اساسنامه شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان

کمک به معلمان آسیب دیده

مبارزه با فیلترینگ

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

وب سايت شخصي دكتر اكبر اعلمي

کانون صنفی معلمان ایران شاخه ی کردستان

سپاس معلم

کانون صنفی معلمان ایران (تهران )

خبرنگار قلم معلم

قلم معلم نشريه هفتگي

وبلاك معلمان حق التدريس

فرياد معلمان

صداي معلم

گچ ودل فرهنگيان ايران

کانون صنفي فرهنگيان خراسان

بانک اطلاعات آموزش و پرورش ايران و جهان

اتحاديه وبلاگ نويسان فرهنگي بلاگفا

آموزش نيوز

كانون صنفي معلمان استان اردبيل

مهين بلاگ

كانون صنفي معلمان كرمانشاه

كانون صنفي فرهنگيان خميني شهر

نداي معلمان مشگين شهر

فرياد معلم

معلم آزاده

فرهنگيان بدبخت و بيچاره

معلم خبرنگار

خبرنگار قلم معلم

انجمن فرهنگیان آزاد

شيرزاد عبداللهي

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

اطلاعیه

تجمع معلمان اردبیل

فراخوان برای اجرای نظام هماهنگ فرهنگیان گرامی، یاران ارجمند :

اطلاعیه

سه خبر از استان اردبيل

درخواست نشست اضطراري

از اینجا بخوانید

سازمان دیده بان حقوق بشر نسبت به صدور حکم اعدام برای فرزاد کمانگر،اعتراض کرد

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران ( 9 )

پاسخي به چگونگي مصرف درآمد نفت؛معماي فراواني

 
 

سه خبر از استان اردبيل

به نام خداوند جان وخرد

سه خبر از استان اردبيل

1-   بر اساس اخبار موثق از همكاران تحصن خود جوش معلمان در مدارس اردبيل شروع شده و در دبيرستان باقر العلوم ناحيه يك اردبيل دبيران اين مدرسه از رفتن به كلاس درس امتناع نموده و خواهان گفتگو با مسئولان اداري شده اند كه مدير مدرسه جهت فرستادن معلمان به كلاس ناچار شده تا با مسئول اداره و مسئول حراست  سازمان آموزش و پرورش تماس گرفته و در حضور معلمان درخواست آنان را اعلام كند و از طرف مسئول ذكر شده پاسخ داده شده كه درخواست معلمان در طي نامه اي كه شامل 12 بند است به وزارت آموزش و پرورش ارسال گشته ولي تا كنون پاسخ دريافت نشد است . لازم به ياد آوري است كه مطالبات معلمان استان اردبيل چندين ماه است كه پرداخت نشده و در ايام سخت سرماي زير 30 درجه هم از حقوق معلمان به دليل تعطيلي مدارس كاسته شده است كه همين امر موجب نارضايتي اكثر معلمان در استان اردبيل شده است .

 

2-   امروز 15 فروردين در دومين روز كاري مدارس در شهر اردبيل اس ام اسي در بين معلمان رد وبدل مي شد كه اگر تا اواخر همين هفته مطالبات معلمان پرداخت نشود آنان دست به تحصن در مدارس خواهند زد . ضمنا همين معلمان درخواست استعفاي رئيس سازمان آموزش وپرورش يعني جناب آقاي مجيد زاده را نيز خواهان هستند .

 

 

3-   در شهرستان مشگين شهر هم معلمان براي اعتراض به كسر نمودن ايام تعطيلي از حقوقشان نامه اي اعتراض آميز را بصورت طومار امضاء و طي آن خواهان بركناري رئيس اداره آموزش و پرورش شهرستان مشگين شهر شده اند .

 

 

          اين اخبار بوسيله همكاران در اختيار وبلاك قلم معلم قرار گرفته است .

                                                   با تشكر از اين همكاران

                                                 15 / 1 / 1387  

جمعه 1387/01/16 |

 

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران ( 9 )

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران ( 9 )

اولين دسته كه با شكل گيري و فعاليت كانون هاي صنفي معلمان از همان روزهاي اول مخالف بودند روساي ادارات آموزش و پرورش بخصوص افرادي كه با رابطه پست و سمت بدست آورده و خود هيچوقت لياقت اين پست را نداشته اند بودند . اين افراد با بهره گيري از معلمان ضعيف النفس و ماديگرا با دادن پست هاي كم ارزش از آنها بعنوان جاسوس در مدارس استفاده كرده و كليه اخبار را به مقامات بالا گزارش و از همين طريق خوش خدمتي ميكردند و به محض اينكه اين افراد از پست خود خلع يد مي شدند به سراغ فعالان آمده و شعر و قصيده مي خواندند كه من چاره نداشتم از طرف مقامات بالا در فشار بودم و .......

همين افراد بدون كوچكترين اعتقاد به دين و كشور دست به هر كاري ميزنند تا چند روز بيشتر در پست خود بمانند اينان بخشنامه هاي وزارتي را وحي دانسته و سعي دارند آنرا مو بمو اجرا كنند . ولي بعد كنار گئاشتن اينان همين افراد از منتقدان تند و آتشين شده و هزاران فحش و بد و بي راه نثار مسئو لان بالاتر مي نمايند .

در يكي از جلسات اداري كه به منظور ترساندن ما در اداره كل تشكيل شده بود دو رئيس اداره و كليه معاونين و مسئولان حراست و ..... حضور داشتند و اين جلسه حدود 12 ساعت طول كشيد از 6 بعد از ظهر تا شش صبح . جالب بود كه هيچكدام از معاونين و روساي دو ناحيه حتي مسئول حراست اداره كل جرات گفتن يك كلمه رات هم نداشتند و همه چشم به دهان رئيس سازمان دوخته بودند و هر چه ايشان مي گفتند همه ساكت بودند .

رئيس سازمان از دوستان نزديك جناب آقاي حاجي وزير آموزش و پرورش وقت بود و ايشان استعدال مي كردند كه تا وقتي كه آقاي خاتمي هست حاجي هست و تا وقتي كه حاجي هست بنده هم هستم حالا شما به هر كسي شكايت مي كنيد برويد و شكايت كنيد . و در آخر هم اشاره مي كرد كه ما اصلاح طلبان مي دانيم كه اصولگرايان شما را در مقابل دولت خاتمي قرار داده و حمايت مي كنند .

جالب است بدانيد كه در مقابل سئوال بنده از كليه حضار در جلسه كه آيا شما اين مشكلاتي كه ما مطرح مي كنيم مانند كم بودن حقوق و غيره را قبول داريد يا نه همه به جناب آقاي رئيس چشم دوخته و لب فرو بستند . و در مقابل سئوال براي چندمين بار نيز جرات پاسخ گويي نداشتند ولي وقتي چند دقيقه براي تنفس بيرون آمديم هر دو رئيس آموزش و پروش ناحيه 1 و 2 اعلام مي كردند كه همه حرفهاي شما درست و بجاست اما نبايد بدين وسيله آنها را مطرح نماييد ؟!!!!!

در پاسخ به سئوال ما كه چرا در جلسه نظر خود را بيان نكرديد با بي شرمي تمام مي گفتند كه از ترس مبادا كه ما را از پست خود خلع كنند . بدين وسيله دو رئيس دين خود را به رئيس سازمان ادا كردند هر چند كه حقيقت فداي مصلحت شد . مهم نبود بلكه مهم پست رياست بود كه حفظ شد . اين يعني دينداري و عدالت محوري .

جهت اطلاع عرض شود كه دو ماه بعد از همين جلسه با پايداري فعالان صنفي آقاي حاجي جهت حفظ خود رئيس سازمان ما را فداي پست خود نمود و من به ياد حرف ايشان افتادم كه خيلي محكم مي گفت تا آقاي خاتمي هست حاجي هست و تا وقتي كه حاجي هست بنده هستم پس شما نمي توانيد كاري انجام دهيد !!!!

ادامه دارد ..............

پنجشنبه 1387/01/15 |

 

آموزش و پرورش ، مسئله اول کشور

 

آموزش و پرورش ، مسئله اول کشور

 

  نويسنده : حسن خلیل آبادی


یکی از منابع اصلی و پایان ناپذیر در مسیر افزایش توانمندیهایی که موجب پیشرفت یک کشور می شود نیروی انسانی کار آمد می باشد ، یافته های علمی جهان و نتیجه ای که از تحقیقات پیرامون علل توسعه یافتگی کشورها در دو سه دهه اخیر بدست آمده است بیانگر نقش اساسی برنامه های آموزش محور می باشد آموزه های دینی ما مسلمانان نیز هدف از بعثت پیامبران را تزکیه و تعلیم (تربیت نیروی انسانی) بیان نموده است انقلاب اسلامی ایران نیز بر اساس آنچه رهبران این انقلاب عنوان نموده اند یک انقلاب فرهنگی بمنظور تحول در تربیت نیروی انسانی و تربیت و ساختن انسانهایی که به آرمانهای دینی و ملی پایبند باشند هدف گذاری شده است و بیشترین تاکید و تلاش مسئولین عالی نظام در اهمیت بخش آموزش و فرهنگ عمومی معطوف بوده است .

اما متاسفانه در شرایط کنونی ما در زمینه آموزش و پرورش و کارکردهای آن و نتیجه این نظام آموزشی دچار مشکل و گاهی بحران زده هستیم . براستی چرا معلمان بی انگیزه اند و خروجی نظام اموزشی با نیازهای اجتماعی اقتصادی و فرهنگی جامعه مطابقت ندارد ؟

چرا این همه تاکید و شعار در زمینه آموزش کارساز نبوده است ؟ به نظر می رسد برای حل مشکلات آموزشی کشور باید یک عظم ملی ابتدا در آسیب شناسی این بخش و سپس در تعیین راهبردها و برنامه های بلند مدت 20 ساله و میان مدت 4 سال و کوتاه مدت یکساله بوجود آید و برای بوجود آمدن این عظم ملی می باید همه آحاد ملت و مسئولین به این مسئله واقف باشند که چاره همه دردها در اصلاح آموزش و پرورش کشور است .

اگر می خواهیم شهروند خوب تربیت کنیم اگر می خواهیم فضایل انسانی را رشد دهیم اگر می خواهیم جامعه را به توانمندیهای مناسب ولازم در خور شان یک ملت بزرگ مجهز نماییم اگر می خواهیم آسیب های جدی اجتماعی را پیش گیری نماییم و حتی اگر می خواهیم در زمینه محیط زیست و بهداشت فردی و اجتماعی کارنامه قابل قبولی داشته باشیم باید به مسئله آموزش و پرورش توجه لازم بنماییم و خلاصه کلام برای حل همه این مسائل و مشکلات جامعه باید آموزش وپرورش مسئله اصلی کشور باشد

 

 

 

یکشنبه 1387/01/11 |

 

معلم نقاش

معلم نقاش

 

ديروز كه دست از زدن تار كشيدم       

 افتادم و آهي زدل زار كشيدم

در خواب فرو رفتم و در عالم رويا       

  نقاش شدم صورت بسيار كشيدم

مرحوم پدرم آمد و پرسيد زحالم         

  شكل قفس و مرغ گرفتار كشيدم

گفتا پسرم از چه غمين و نگراني      

  تصوير بسي آدم بيكار كشيدم

گفتا چه شد آن يار كه دايم به برت بود    

  يك عاشق سر گشته بيكار كشيدم

گفتا مگر آن يار چه گفت و چه مي خواست    

 يك كلبه و دورش دو سه ديوار كشيدم

پرسيد جوانان همه مشغول به كارند         

 ترياك و سرنگ ونخ و سيگار كشيدم

پرسيد كه دهقان تهي دست غني شد     

 دستان پر از آبله و خار كشيدم

پرسيد كه دزدان دغل باز كجايند                

  تصوير بسي حجره  به بازار كشيدم

گفتا پسرانت ز چه هستند مجرد           

 شكل پسري بي كت و شلوار كشيدم

پرسيد كه اهل هنر و علم كجايند           

پژمرده گلي بين دو صد خار كشيدم

گفتا كه تو را رابطه با شيخ چطور است   

  يك بوته اي از پونه و از مار كشيدم

گفتا كه خدا داد زبانت كه بگويي             

  تصوير گلو با رسن دار كشيدم

گفتا كه بكش شكل خودت را كه ببينم     

  يك طالبي له شده در بار كشيدم

 

 

شعر از آقاي طالبي دبير بازنشسته آموزش و پرورش ناحيه 7 اصفهان

جمعه 1386/12/24 |

 

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران (7)

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران (7)

ايجاد تغيير و تحول در بدنه يك ساختار كهنه و پوسيده در اندك زمان نه موثر است و نه قابل قبول . بايد چندين طرح و نقشه تهيه نمود و از ميان آنها بهترين و با صرفه ترين را به مورد اجرا گذاشت .

ساختار نظام آموزش و پرورش كشور ما از اول درست نبوده و تاكنون هم تغييري بنيادين در بدنه خود نداشته لذا با گذشت زمان همگان از اصلاح آن نا اميد گشته و با انتخاب افراد ضعيف بر مصدر كار غلط اصرار نموده اند حال معلمان عنصر اصلي تعليم و تربيت متوجه نقصان كار شده و تصميم بر ترميم زخم هاي كهنه اين بيمار بد حال گرفته اند مشكل روبروي معلمان چندين دسته و گروه هستند كه هر يك در مقطعي در مقابل خواسته به حق ما سنگ اندازي نموده و هر كدام به زباني سر مخالف با ما را نشان دادند .

بزرگترين مشكل در همين مسير عدم اتحاد در بين فرهنگيان اين مرز و بوم بوده و هست . به سادگي هم نمي شود بين اين جمعيت اتحاد و يكرنگي ايجاد نمود چون مخالفان بيشتر از خود ما به نقاط ضعف همكاران ما واقف هستند .

كار اول فعالان صنفي بايد در مدارس اطلاع رساني و آگاه نمودن معلمان از وضعيت اسفناك دستگاه تعليم و تربيت باشد تا زماني كه همه معلمان متوجه اصل قضيه نشده باشند تشكيل اتحاديه با مشكل روبرو خواهد بود ولي اگر ما با تبليغات درست و با تكيه بر نواقصات دستگاه تعليم و تربيتي كار اطلاع رساني خود را ادامه دهيم در اندك مدت مي توان به آينده اين اتحاديه خوش بين بوده وگرنه كار مثل هميشه خواهد لنگيد .

به نظر بنده يكي از بهترين روشها براي آگاه نمودن همكاران قياس بين آموزش و پرورش كشور مان با كشور هاي همسايه است و فعالان صنفي و معلمان صاحب نظر و صاحب قلم بايد با تحقيق و جستجوي علمي و كسب آگاهي از وضعيت معلمان ؛ حقوق صنفي و درآمد شغلي همكاران خود در كشور هاي همسايه و نشر اين تحقيقات از همين طريق يعني از طريق وبلاگ هاي معلمان زمينه هاي رشد فكري و آگاهي معلمان كشور را ممكن و موجب شوند در مرحله دوم بحث سنديكا هاي صنفي در ايران و در جهان را مي توان در دستور كار گروهي قرار داد و با شمردن امتيازات عضويت در اين سنديكاها مي توانيم در بين معلمان تحركي جدي و عزمي جزم ايجاد نماييم .

مقايسه حقوق دريافتي چندين كشور كه در اوايل فعاليت كانون هاي صنفي معلمان پخش شد هنوز هم در بين همكاران مطرح بوده و هنوز هم عده اي در بحث هاي حقوقي به آن اسناد مي نمايند چنين تحقيقاتي مسند بر همكاران تاثير بسيار بالاتر از سخنراني و غيره دارد . لذا بر ماست كه با تهيه جنين مداركي معلمان را مجهز به مدارك و سند نموده و قضاوت را بر عهده خود آنان بگذاريم .

اگر فعالان صنفي معلمان مي توانستند در هر استان حداقل يك شعبه از كانون را داشته باشند بطور حتم تا امروز خيلي كار ها صورت گرفته بود و همان مسئله كه قبلا خدمتتان عرض كردم كه در مقابل ما معلمان چندين دسته و گروه كار شكني مي كنند نمونه بارز آن وزير ارشاد دولت نهم هست كه بخشنامه نموده كه هيچ روزنامه و نشريه اي حق چاپ مطلب در مورد مشكل معلمان را ندارد و چون فضاي فرهنگي روزنامه نگاري در زمان اين دولت همانند كانون هاي صنفي ما تعطيل گشته و همه گوش بفرمان دولت هستند لذا هيچكدام از مصايب و گرفتاري هاي معلمان مظلوم در نشريات عهد جناب آقاي دكتر احمدي نژاد ( خود را معلم معرفي مي كرد ) به چاپ نخواهد رسيد . دعا كنيد تا عمر اين دولت هر چه زودتر به پايان رسد شايد فرجي حاصل شود . !!!!

ادامه دارد ..................

سه شنبه 1386/12/21 |

 

معلم گرسنه چگونه مي تواند دانش آموز تربيت كند

معلم گرسنه چگونه مي تواند دانش آموز تربيت كند

 

نماينده فرهنگيان بازنشسته شهرستان قائمشهر در مراسم تجلیل از ۳۵۰ فرهنگی بازنشسته و در حضور فرماندار به بيان مشكلات فرهنگيان پرداخت و گفت: چطور ممكن است دولت محترم توان دستيابي به فناوريهاي علمي را داشته باشد اما نتواند حداقل معيشت فرهنگيان را تامين كند.

وي با اشاره به آفت آموزشي در كشور؛ افزود: آمار و ارقامي كه برخي مسئولان ارائه مي كنند تنها براي دريافت امتياز است.

به اعتقاد وي معلم گرسنه چگونه مي تواند دانش آموز تربيت كند.

اين نماينده فرهنگيان تصريح كرد: دو راه بيشتر نداريم يا اينكه از گرسنگي بميريم يا تحولي در خود ايجاد كنيم.

 

سه شنبه 1386/12/21 |

 

شريعتي معلم انقلاب

شريعتي معلم انقلاب

 

  نويسنده : تقي آزادارمكي


اعتماد:دکتر علي شريعتي يکي از انديشمندان جامعه اسلامي ايران است که بيش از اينکه به شرايط بعد از انقلاب و تحول بينديشد، به شرايط و زمينه هاي قبل از تحول و فرآيند تحول انديشيده است زيرا او ضمن اينکه فرزند زمان خود بود و تحت تاثير شرايط پيراموني اش قرار داشت، نمي توانست حدس بزند که نتيجه حرکتي که خود او هم بخشي از آن بود، چه خواهد شد. او کمتر مي توانست به نوع نظام سياسي بعد از انقلاب فکر کرده باشد. البته او حتماً از نتايج انقلابات محقق شده- انقلابات کمونيستي و ليبرالي در قرن هاي گذشته- اطلاع داشت.

بدين لحاظ هم هست که او را مي توان يکي از منتقدان انديشه و آرمان و نظام کمونيستي دانست، همان طور که منتقد اصلي آرمان ليبراليستي غربي و گرايشات ملي گرايانه افراطي بود. حرکت او در ميان انديشه هاي جاري جلوه خاصي يافت و مخاطبان فراگير پيدا کرد. او در عصر مطلق گرايي به نقادي مکاتب بزرگ و پرطرفدار پرداخت و در زماني که سخن از اسلام حداقل در محافل آکادميک دون شأن استاد و دانشمند و متفکر دانسته مي شود با تمام وجود به بيان باور تمام عيار از اسلام و آن هم اسلام شيعي اقدام کرد و حرکت او موجب شد تفکر و فضاي معنايي جديدي توليد شود و هواداران موجود و لاحق را به نوع خاصي از عمل فراخواند.

به کارگيري عبارت «شريعتي معلم انقلاب» از طرف انقلابيون در سال هاي دوران انقلاب اسلامي بر اساس آگاهي و تعلق خاص به انديشه و آرمان هاي او بود. کساني که اين شعار را به کار مي بردند نه از کسي دستور گرفته بودند و نه قصد جسارت به ديگري را داشتند. در ادامه اينکه خميني رهبر ماست، استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي، به گفتن شريعتي معلم انقلاب مي پرداختند.

به کارگيري همه اين شعارها با يکديگر به طور وسيعي حکايت از معني و اراده خاصي در ميان مردم بود. کمتر ديده شد که در راهپيمايي ها کسي به بيان اين شعار اعتراض کند. از شريعتي به عنوان رهبر انقلاب ياد نمي شد بلکه تاکيد بر معلم انقلاب بود. از طرف ديگر، هرگز گفته نمي شد که او تنها معلم انقلاب است. در اين صورت انقلابي که دامنه ظهور و شکل گيري و توسعه يي فراگير داشت، مي توانست معلمان ديگري هم داشته باشد، همان طور که معلمان ديگري هم داشت. گفته مي شد شريعتي هم معلم انقلاب است. البته مدعيان اين شعار در اول دانشجويان مسلمان بودند و بعدها از طرف اکثريت مردم هم تکرار مي شد. فراگيري شعاري خاص حکايت از اثرگذاري پنهان شريعتي در حوزه فرهنگ و انديشه جامعه بود. از اين بحث مي توان به يک نتيجه عمده و اساسي دست يافت؛ شريعتي معلم انقلاب اسلامي بود نه معلم شرايط بعد از انقلاب. معلمي او به راهنمايي قشر تحصيلکرده براي حضور و مشارکت فعال در انقلاب اسلامي بود. بحث ها و ديدگاه هاي او بسياري را مجاب کرده بود در اين حرکت بزرگ شرکت کرده و هماهنگ با ديگران صداي ضديت با استبداد و ظلم را سر دهند. در اين زمينه کمتر شکي وجود دارد. عدم وجود شک براي کساني بود که اين شعار را به کار مي بردند. البته کساني هم بودند که از ذکر اين شعار اجتناب مي کردند. در نتيجه شک در معلم بودن شريعتي در انقلاب داشتند. آنها اين داعيه را قبول نداشتند. عده يي در زمان حيات شريعتي نيز با او مخالف بودند. او را مبلغ وهابيگري مي دانستند. عده يي او را منشاء سکولار شدن مي دانستند. عده يي از سکولار ها و بي دين ها هم به دليل اينکه شريعتي نگاه انتقادي نسبت به مارکسيسم و علم گرايي و ملي گرايي افراطي و خيال پردازي ها داشت، او را مورد لعن و نفرين با ادبيات علمي و دانشگاهي قرار داده بودند. آنها او را درس نخوانده مي دانستند در حالي که مي دانستند او شاگرد برجسته ترين صاحب نظران علوم اجتماعي زمان بود. عده يي او را مبلغ اسلام انقلابي و مدرن مي دانستند.

عده يي هم انديشه شريعتي را راهي در مشارکت زنان در جامعه مي دانستند. چون مشارکت زنان در صحنه هاي انقلاب ناپسند بود، کار شريعتي هم ناپسند بود. در اين صورت عده يي در جامعه ايراني به دلايل متعدد که به بعضي از آنها در فوق اشاره شد، با او دشمني کردند و از هيچ کار و اقدام و نسبت ناروايي در مورد او نيز کوتاهي نکردند. اين مهم نيست زيرا او با وجود دشمنانش توانست بر انديشه و رفتار جوانان مسلمان ايراني اثرگذار بوده و منشاء او تحولات عمده فرهنگي و فکري شود. به همين دليل هم هست که انقلاب اسلامي را از مناظر متعددي بايد بر اساس فهم شريعتي مورد بازخواني قرار داد.

شريعتي با شرايط و موقعيت قبل از انقلاب اسلامي بسيار مرتبط بود. انديشه او از طرف هواداران و طرفداران وفادار و منصف او قوتي بود براي جريان انقلاب اسلامي. اکثر کساني که از طريق انديشه و آراي شريعتي به فرهنگ و انديشه اسلامي در اين دوران علاقه مند شده و راه دفاع از آن را آموخته بودند، در جريان انقلاب حادثه هاي مهم ساختند و بعدها هم در جنگ و هم در صحنه هاي سازندگي موثر واقع شدند.

در اينکه چه کساني در چه گروه هاي سازماندهي شده به اين عرصه ها وارد شدند، مي توان به بحثي تاريخي پرداخت. بدين لحاظ است که مي توان با صراحت اعلام کرد شريعتي از طرق گوناگون با شرايط و وضعيت قبل از انقلاب اسلامي مرتبط و موثر بوده است. هرچند در اين زمينه بعضي ها به طرح مناقشه هايي پرداخته اند، خود او مي گفت فرصت وارد شدن به اين مناقشه ها نيست و بايد از شرايط براي تقويت بنيه هاي فرهنگ و انديشه اسلامي و آماده کردن جامعه در توجه به خود فرهنگي اش استفاده کرد تا درگير بحث هاي حاشيه يي شدن. چون شريعتي فرصت حضور در شرايط بعد از انقلاب را نداشت او خود نتوانست به تنظيم رابطه اش با شرايط بعد از انقلاب بپردازد. کاش اين شرايط فراهم شده بود و صورت ديگري از عمل مفيد و موثر او را در صحنه فرهنگ و انديشه شاهد بوديم.



در نتيجه در تنظيم رابطه او با شرايط بعد از انقلاب اسلامي وضع به طور کلي متفاوت بود. به عبارت ديگر، تعيين نوع و ميزان رابطه شريعتي با شرايط بعد از انقلاب اسلامي بسيار سخت و توأم با مناقشه هاي متعدد است. بعضي از اين مناقشه ها در ادامه مناقشه هاي قبل از انقلاب اسلامي بود. بعضي هم به لحاظ نوع عملکرد گروه هايي که خود را از ياران شريعتي مي دانستند متناسب با انديشه او عمل نکردند و بعضي از مناقشه ها ساخته شده شرايط جديد بود.

در ايجاد اين شرايط چندين دليل عمده مي توان ذکر کرد؛ اولاً شريعتي قبل از وقوع انقلاب اسلامي به ديار باقي شتافته است. ثانياً جريان ها و ديدگاه هاي متعددي از شريعتي بعد از انقلاب اسلامي شکل گرفته و هر يک تعبيري متفاوت از انديشه او ارائه داده و به دعوت از ديگران در فهم اين انديشه ها اقدام کرده اند. بيان بدون هيچ تغييري از آرا و ديدگاه هاي شريعتي تا بازخواني همراه با بازبيني هاي متعدد وجود دارد. روايت هاي ارائه شده در مورد شريعتي به او ربطي ندارد، به کساني که اين روايت ها را ارائه دادند بيشتر ارتباط دارد. کساني که به ادامه فهم ايدئولوژيک از دين اقدام کرده يا کساني که به نقادي فهم ايدئولوژيک از دين پرداخته اند، دو جريان متفاوت انديشه يي را ايجاد کرده اند.

انديشه و آرمان شريعتي افزون بر مخالفان سرسخت اوليه که مدعي بودند او به انحراف اسلام و جامعه اسلامي از فهم سنتي از دين کمک کرده است، مدافعان و مخالفان جديدي نيز پيدا کرد. عمل او به اين دليل که دنياپرستان دين گريز را مورد خطاب قرار داده بود، مي توانست به آزردگي محافظه کاران و محتاطان معاصر هم بينجامد. اين گروه از افراد در ايران که کم هم نيستند در طول بيش از دو دهه اخير تلاش کردند انديشه و نام شريعتي به فراموشي سپرده شود. همه تلاش و همت در اين بود که از شريعتي در کتب، کلاس درس، کنفرانس و در بحث تاريخي از انقلاب اسلامي يادي نشود. فرض بر اين بود که اگر از او يادي نشود اثرگذاري او کم شده و انديشه رقيب به سهولت و سادگي فراگير مي شود. اينکه هزينه اين فراموشي چيست و چه منفعتي براي جامعه در پيش خواهد بود، نياز به بحث و گفت وگو و دقت نظر بيشتري است.

درست است که شريعتي متعلق به شرايط قبل از انقلاب اسلامي بود و او را معلم انقلاب مي خواندند، ولي به دليل اينکه داراي آثار متعدد بود، بر شرايط بعد از انقلاب اسلامي نيز اثرگذار شده است. آثار باقي مانده از شريعتي بعد از انقلاب اسلامي در يک نگاه کلي عبارتند از؛ 1- کتب به چاپ رسيده

2- سخنراني هايي که بعد از انقلاب در قالب مجموعه کتب به چاپ رسيد 3 خاطره هايي که او در تعامل با جريان روشنفکري ايراني به يادگار گذاشت و از طريق افراد و گروه هاي اجتماعي نقل شده است 4- شاگردان و طرفداران تاثيرپذيرفته از حضور در کلاس درس و بحث، خواندن آثار و پيگيري انديشه اش 5- ارتباط او با حسينيه ارشاد به عنوان کانوني که در آن داعيه احياگري اسلامي در دهه هاي 1340 و 1350 سر داده شده بود و مي توانست به اين سنت وفادار بماند و انديشه ديني در دنياي معاصر را مطرح کند

6- مخالفان و منتقدان او که سعي کردند يا از طرح انديشه او جلوگيري کنند يا اينکه او را مورد نقادي قرار دهند و

7- ديدگاه ها و ادعاهاي متعددش در حوزه هاي فکري، اجتماعي، سياسي و فرهنگي.

آثار و وقايع فوق به بقاي انديشه شريعتي يا طرح مجدد از او در شرايط بعد از انقلاب اسلامي کمک کرد. البته او ديگر در شرايط جديد نمي توانست معلم بعد از انقلاب اسلامي باشد. انديشه او- به هر شکل که ارائه شود يا نقد و بررسي شود- حوزه معنايي شد براي نقد شرايط فرهنگي و اجتماعي. در اين صورت جامعه با حضور جديدي از انديشه شريعتي در شرايط بعد از انقلاب اسلامي روبه رو شد. در اين شرايط شريعتي بيشتر با آسيب شناسي فرهنگ اسلامي و تشيع تناسب دارد تا طرح جديد از انديشه در حوزه دين. او قبل از انقلاب روايت جديدي از انديشه ديني را مدعي بود در حالي که در دوره جديد انديشه او بيشتر با حوزه نقد فرهنگي و نقد ديني و آسيب شناسي ديني و فرهنگي مرتبط و متناسب است. اگر انديشه او را در اين ساحت دنبال کنيم کاري روا انجام داده و ضمن آرام کردن حوزه فرهنگ و انديشه و جلوگيري از فشارهايي که بوي بنيادگرايي مي دهد، فضاي انديشه يي شفاف و متعادل توليد خواهد شد.

در اينکه چه افراد و گروه هاي اجتماعي و سياسي در شرايط بعد از انقلاب با انديشه شريعتي ارتباط و تناسب بيشتري داشته اند، کمي کاوش و بررسي تاريخ معاصر لازم است. اول بايد معلوم شود که صف بندي هاي فکري و سياسي موجود در جامعه از کدام حوزه فکري و انديشه يي متاثر هستند. فرديدي ها و غيرفرديدي ها چه کساني اند؟ پوپري ها چه کساني اند؟ متاثران از سنت هاي فکري (فلسفي) فرانسوي در مقابل سنت هاي فکري آلماني و انگليسي و امريکايي چه کساني هستند و چگونه مسائل جامعه ايران را مورد بررسي قرار مي دهند؟ مجموعه گروه هاي فکري اجتماعي اشاره شده- که البته در جاي ديگري نامگذاري شده اند- چه نوع ارتباط و تناسبي با جريان هاي فکري اجتماعي متعلق به اين سرزمين دارند؟ تناسب صدرايي ها و سينايي ها با فرديدي ها و پوپري ها چيست؟ در اين ميان انديشه شريعتي چه موضوعيتي دارد؟ انديشه استاد شهيد مرتضي مطهري کجاست و چه تناسبي با هر يک از آنها دارد؟ اقتضائات فکري و فلسفي آنها، الزامات روش شناختي آنها، و نوع بررسي مسائل و ميزان تعهدات و عمل به باورها و ارزش هاي جامعه چگونه است؟ ببينيد وارد شدن به انديشه شريعتي و داوري در مورد او و تعيين رابطه اش با شرايط معاصر آن هم با دو جريان سياسي و فکري کاري ساده نيست، نياز به تاملي اساسي در تاريخ معاصر ايراني دارد. اينکه گفته شود چه کسي خادم است و کدام فرد و گروه اجتماعي به مارکسيسم وابسته است و کدام ضد آن است بيش از اينکه راهگشاي فهم و ارائه پاسخ به سوالات فوق باشد، بر ابهام مي افزايد. حوزه فرهنگ و انديشه هم همان آفت کلي حوزه سياسي را دارد. در زماني که وارد بحث و گفت وگو براي درک عميق تر مي شويم عده يي راه مي افتند و بانگ خيانت عده يي و خدمت عده يي را سر مي دهند. در يک نگاه کلي و گذرا و کمي هم سياسي در مقابل اين سوال که دو گروه صف بندي شده در حوزه سياسي به نام «محافظه کاران» و «اصلاح طلبان» چه تناسبي با انديشه شريعتي وجود دارد اين دو جناح سياسي در کل از متن شرايط معاصر درآمده و افت و خيز شرايط به تغيير در سازمان ها و گرايش ها و نيروهاي آنها خواهد انجاميد. صف بندي دو جناح سياسي به شرايط نظام جمهوري اسلامي در سطح داخلي و جهاني معطوف است. تنظيم رابطه بين انديشه شريعتي با اين دو جريان سياسي و فکري خالي از لطف هم نيست.

انديشه و آراي دکتر شريعتي با هر دو جناح سياسي مرتبط است زيرا او مدعي تغيير در جامعه بود و قصد داشت بر اساس تعاليم ديني نظامي سياسي با محوريت شيعه در دوره معاصر شکل بگيرد. او قصد داشت نظام سياسي جديد متفاوت از نظام هاي سياسي ديگر محقق و موجود در جهان پيراموني اش باشد. اين همان خواسته دو جناح سياسي موجود در جامعه ايران در دوره معاصر است. از طرف ديگر، همان طور که براي شريعتي دين اسلام و اسلام شيعي کانوني بود براي دو جناح سياسي اسلام شيعي نيز کانونيت دارد و عمل اجتماعي و سياسي متناسب با اين نگاه است که مورد تاييد است.

افزون بر موارد فوق، شريعتي داعيه هاي ديگري هم داشت. يکي از اصلي ترين داعيه هاي او اصلاح گري ديني بود. اصلاح گري ديني او از طريق آسيب شناسي ديني و تقويت نيروي جديدي تحت عنوان روشنفکري اسلامي براي احيا و اشاعه انديشه ديني ممکن مي شد. شريعتي مدعي است تحجر و قشري گرايي به انحطاط فکر ديني انجاميده است. آسيب هاي حادث شده بر انديشه ديني که ريشه طولاني دارد از همکاري مثلث زر و زور و تزوير توانسته است در متن جامعه و فرهنگ و انديشه ماندگار شود. از نظر او تنها آگاهي است که به فروپاشي و نابودي انحرافات مي انجامد. اين آگاهي در دست تواناي روشنفکران ديني است؛ روشنفکراني که دينداري و آگاهي به جهان مدرن را با هم ملازم مي دانند. ماده انديشه آنها اسلام و ظرف آن جهان مدرن است. از نظر او تحقق روشنگري ديني آگاه شرايط ضديت همه جانبه عليه مثلث شوم را فراهم مي کند. اين آگاهي در بنيان ها و ريشه ها- اسلام شيعي- با محوريت پيامبر(ص)، علي(ع) و ديگر ائمه (ع) دارد که حاصل آن احياگري و بازگشت به خويش فرهنگي و فکري و ديني است.

حال لازم است ببينيم کدام يک از دو گروه، جناح و جريان سياسي که تبلورهاي فکري و اجتماعي نيز دارند، مدعي احياگري ديني، آسيب شناسي ديني و اهميت و کانوني بودن روشنفکري ديني که ادعاي اصلي علي شريعتي معلم انقلاب بود، هستند. براي بيان اين وضعيت لازم است مروري بر جايگاه فکري و اجتماعي مدافعان دو جريان سياسي و فکري در ايران داشته باشيم. اين مسلم است که بيشتر مدعيان جريان اصلاحات در ايران از ميان روشنفکران ديني اند و مدعي اند راه اصلي نجات جامعه تقويت حوزه انديشه و تفکر و ايمان است. آنها به تحول انديشه همراه با تحول اجتماعي و سياسي تاکيد دارند و تحول اجتماعي را بيشتر از طريق نيرو هاي اجتماعي چون جوانان، زنان و روشنفکران ممکن مي دانند. اين همان مدلي است که شريعتي در احياگري و اصلاح باور داشت. در حالي که محافظه کاران با تاکيد بر جامعه يي توده يي و همساني تمام گروه هاي اجتماعي بر حرکت هاي توده وار هم تاکيد کرده و باوري به تمايز گروه هاي اجتماعي ندارند. آنها بيشتر بر فهم عام و کلي از اسلام تاکيد مي کنند. احياگري را کاري تخصصي و درون گروهي مي شناسند تا جمعي.

با اين تمايزگذاري مي توان مدعي شد شريعتي به لحاظ فکري بعد از انقلاب با جريان سياسي و اجتماعي اصلاحات تلازم بيشتري دارد تا محافظه کاران. از طرف ديگر، در ادبيات و کلام دو گروه سياسي بيشتر اصلاح طلبان به انديشه و آراي شريعتي مراجعه کرده اند تا محافظه کاران. بعضي از افراد شاخص اصلاح طلبي در ايران معاصر بازخواني شريعتي را مطرح کرده اند در حالي که جريان سياسي محافظه کاري در مسکوت گذاشتن شريعتي و تلاش در فراموشي انديشه او تلاش کرده اند.

يکي از ديگر عناصر تمايزآفرين و تعلق خاص جريان اصلاحات به شريعتي، تاکيدي است که بر نقش و سهم روشنفکران ديني در تحولات اجتماعي ايران شده است. شريعتي مدعي است اسلام از طريق روشنفکران طرح و اشاعه مي يابد. اصلاح طلبي در ايران نيز جرياني فکري اجتماعي با محوريت روشنفکر ديني است. غايب بودن روشنفکر ديني در ايران زمينه شکل گيري تحجر و واپس گرايي است. بدين لحاظ است که قرابت بيشتري بين اصلاح گرايي ايراني با انديشه و تلاش شريعتي با محوريت روشنفکري ديني است.

اتکا و محوريت شريعتي امکاني در متمايز کردن گروه هاي متعدد اجتماعي درون جريان اصلاحات ايراني است زيرا کساني که به شريعتي باور دارند ايرادي به لحاظ نظري و تجربي در پيوستگي و تلازم بين دين و دموکراسي نمي شناسند در حالي که مخالفان شريعتي از ميان صاحبان قلم و انديشه در ايران تضاد بنيادي بين دين گرايي و دموکراسي مي شناسند. توجه به انديشه شريعتي تمايز بخش جريان روشنفکري سکولار و روشنفکري ديني است. معتقدان به او مدافع سرسخت روشنفکري ديني اند و مخالفان شريعتي در ميان صاحبان قلم مدافعان روشنفکري سکولار هستند. در نهايت اين پديده آنها را از باور به اصلاح گرايي در جامعه ايراني با کانونيت اسلام و باور به دموکراسي و دين گرايي مي کشاند. در سطحي ديگر از بحث و عمل، بي اعتقادي به انديشه شريعتي در ميان اصحاب قلم، مثلاً روشنفکران با پيشينه انديشه هاي مارکسيستي و ملي گرايي، همصدايي با راستگرايي افراطي را فراهم مي کند. کساني که از قديم با شريعتي ضديت داشتند و مخالف تز روشنفکري ديني او بودند در دوره جديد همراه با جريان محافظه کاري در حوزه انديشه و فکر شده اند. بيشترين نقدهاي مطرح شده در مورد شريعتي از طرف توده يي هاي ديروز و ملي گرايان افراطي ديروز و روشنفکران مدافع ايرانيت امروز صورت گرفته است، زيرا در شرايطي که نفي شريعتي حسن جلوه مي کند چرا گروه رقيب او- مارکسيست ها و ملي گراهاي افراطي- که مخالف تز احياي اسلام در مقابل انديشه ماده گرايانه مارکسيست هاي ايراني و تز ايراني گرايي ملي گراهاي افراطي ايراني بودند، از فرصت پيش آمده براي سرکوب شريعتي استفاده نکنند. اين کار را با همه توان انجام داده و در جريان به گورسپاري معلم انقلاب شرکت کردند. بدين لحاظ است که يکي از وظايف جريان اصلاح طلبي ايراني براي تقويت جريان روشنفکري ديني، بازبيني انديشه شريعتي با توجه به شرايط بعد از انقلاب اسلامي ايران است.

به نظر مي رسد ما هنوز نيازمند درک روشن تري از خويشتن فرهنگي مان هستيم. با وجود اينکه مارکسيسم و کمونيسم دچار افول شده است ولي همچنان خطر تحجر و اعوجاج فرهنگي وجود دارد. بدين لحاظ است که استفاده از مدل شريعتي در طرح نظام مفهومي بازگشت به خويشتن مي تواند راهگشاي جامعه ايراني باشد. فهم دقيق اين مدل و رفتار راهي در اجتناب در دام افتادن بنيادگرايي فرهنگي و فکري و دستيابي به فهم روشن تري از بومي گرايي خواهد بود زيرا در انديشه شريعتي بازگشت به خويش همسان با بومي گرايي مي تواند بيان شود. در بازگشت به خويش مرجعيت اصول و مباني انديشه يي مطرح است.

شنبه 1386/12/18 |

 

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران ( 5 )

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران ( 5 )

يكي از مهمترين دستاورد تشكيل كانون هاي صنفي اين بود كه بيشتر معلمان متوجه شدند كه با اتحاد و يكدلي بسياري از مشكلات صنفي قابل طرح و حل شدني است . در اوايل كار عده زيادي از فرهنگيان با شك و ترديد به اين حركات نگاه مي كردند و اميد چنداني به تداوم اين حركات نداشتند و بسياري هم در اثر تبليغات مخالفين تشكيل كانون از پيوستن به اين تشكل قانوني مي ترسيدند .

پيوستن آرام ؛ آرام معلمان به اين حركت حق طلبانه نشان از درستي راه و صداقت پيشروان اين مسير پر دردسر بود . معلمان با فرهنگ با دقت پيگير مسايل بودند و هر كدام از آنها تحليل خويش را از جريان داشتند . بحث بر سر راهكارها و پيشنهاد راههاي جديد به فعالان نشان از حساسيت قضيه در بين فرهنگيان داشت .

استقبال كم نظير فرهنگيان از دعوت كانونهاي صنفي و شركت در مراسمات تعيين شده از طرف اين تشكل فعالان و مسئولان كانون هاي صنفي را بيش از پيش به فعاليت وامي داشت .

در اوايل كار پخش بيانيه ها در بين مدارس يكي از بزرگترين مشكلات كانون ها بود ولي بعد از مدتي خود معلمان بطور خود جوش اقدام به تكثير بيانيه نموده و هر كدام در مدرسه خود پيام رسان كانون بودند . كسانيكه فيلم اولين انتخابات كانون صنفي معلمان اردبيل را ديده اند بي گمان آن را هرگز فراموش نخواهند كرد معلمان اردبيل صحنه اي را آفريدند كه براي هميشه تاريخ در استان ما خواهد درخشيد . وقتي كه در يكي از نشست هاي سراسري در تهران اين فيلم نمايش داده شد حدود چند دقيقه صداي تشويق حاضران در سالن بزرگ طنين انداز بود .

چنين صنحه هاي بي گمان در اكثر استانهاي كشور رخ داده و معلمان با علاقه و جديت در انتخابات كانون هاي صنفي خود نقش فعالانه اي داشته اند براي همين هم است كه امروزه در اكثر استانها فعالان كانون از احترام و حرمت بسياري در بين معلمان برخودارند .

هر چند دولت آقاي دكتر احمدي نژاد كانونهاي صنفي معلمان را تحمل نكرده و بر خلاف قانون از فعاليت قانوني تنها تشكل به حق بيش از يك ميليون معلم با وجود اخذ مجوز رسمي و قانوني از وزارت كشور تمامي كانونها را به تعطيلي كشانده ولي فعالان و اعضاي كانونها هم در تمامي اين مدت زمانب منتظر پاسخگويي به اين ظلم هستند و تاريخ در مورد اين رفتار دولت نهم قضاوت عادلانه اي خواهد نمود . بدترين رفتار در طول تاريخ ايران زمين از سوي دولت عدالت محور و در سال اتحادملي بر معلمان ايران انجام گرفت و بطور حتم نام فرشيدي هرگز به نيكي در اين كشور ياد نخواهد شد و روزي ايشان و معاونين ايشان بايد در يك دادگاه محاكمه و به شديدترين جرمها محكوم شوند تا ديگران هم بدانند و درس عبرت بگيرند كه با قانع ترين و شريف ترين قشر جامعه اسلامي چه رفتاري شده ؟ !!!!

ادامه دارد ...............

یکشنبه 1386/12/05 |

 

شريعتي معلم انقلاب

شريعتي معلم انقلاب

 

  نويسنده : تقي آزادارمكي 
 


اعتماد:دکتر علي شريعتي يکي از انديشمندان جامعه اسلامي ايران است که بيش از اينکه به شرايط بعد از انقلاب و تحول بينديشد، به شرايط و زمينه هاي قبل از تحول و فرآيند تحول انديشيده است زيرا او ضمن اينکه فرزند زمان خود بود و تحت تاثير شرايط پيراموني اش قرار داشت، نمي توانست حدس بزند که نتيجه حرکتي که خود او هم بخشي از آن بود، چه خواهد شد. او کمتر مي توانست به نوع نظام سياسي بعد از انقلاب فکر کرده باشد. البته او حتماً از نتايج انقلابات محقق شده- انقلابات کمونيستي و ليبرالي در قرن هاي گذشته- اطلاع داشت.

بدين لحاظ هم هست که او را مي توان يکي از منتقدان انديشه و آرمان و نظام کمونيستي دانست، همان طور که منتقد اصلي آرمان ليبراليستي غربي و گرايشات ملي گرايانه افراطي بود. حرکت او در ميان انديشه هاي جاري جلوه خاصي يافت و مخاطبان فراگير پيدا کرد. او در عصر مطلق گرايي به نقادي مکاتب بزرگ و پرطرفدار پرداخت و در زماني که سخن از اسلام حداقل در محافل آکادميک دون شأن استاد و دانشمند و متفکر دانسته مي شود با تمام وجود به بيان باور تمام عيار از اسلام و آن هم اسلام شيعي اقدام کرد و حرکت او موجب شد تفکر و فضاي معنايي جديدي توليد شود و هواداران موجود و لاحق را به نوع خاصي از عمل فراخواند.

به کارگيري عبارت «شريعتي معلم انقلاب» از طرف انقلابيون در سال هاي دوران انقلاب اسلامي بر اساس آگاهي و تعلق خاص به انديشه و آرمان هاي او بود. کساني که اين شعار را به کار مي بردند نه از کسي دستور گرفته بودند و نه قصد جسارت به ديگري را داشتند. در ادامه اينکه خميني رهبر ماست، استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي، به گفتن شريعتي معلم انقلاب مي پرداختند.

به کارگيري همه اين شعارها با يکديگر به طور وسيعي حکايت از معني و اراده خاصي در ميان مردم بود. کمتر ديده شد که در راهپيمايي ها کسي به بيان اين شعار اعتراض کند. از شريعتي به عنوان رهبر انقلاب ياد نمي شد بلکه تاکيد بر معلم انقلاب بود. از طرف ديگر، هرگز گفته نمي شد که او تنها معلم انقلاب است. در اين صورت انقلابي که دامنه ظهور و شکل گيري و توسعه يي فراگير داشت، مي توانست معلمان ديگري هم داشته باشد، همان طور که معلمان ديگري هم داشت. گفته مي شد شريعتي هم معلم انقلاب است. البته مدعيان اين شعار در اول دانشجويان مسلمان بودند و بعدها از طرف اکثريت مردم هم تکرار مي شد. فراگيري شعاري خاص حکايت از اثرگذاري پنهان شريعتي در حوزه فرهنگ و انديشه جامعه بود. از اين بحث مي توان به يک نتيجه عمده و اساسي دست يافت؛ شريعتي معلم انقلاب اسلامي بود نه معلم شرايط بعد از انقلاب. معلمي او به راهنمايي قشر تحصيلکرده براي حضور و مشارکت فعال در انقلاب اسلامي بود. بحث ها و ديدگاه هاي او بسياري را مجاب کرده بود در اين حرکت بزرگ شرکت کرده و هماهنگ با ديگران صداي ضديت با استبداد و ظلم را سر دهند. در اين زمينه کمتر شکي وجود دارد. عدم وجود شک براي کساني بود که اين شعار را به کار مي بردند. البته کساني هم بودند که از ذکر اين شعار اجتناب مي کردند. در نتيجه شک در معلم بودن شريعتي در انقلاب داشتند. آنها اين داعيه را قبول نداشتند. عده يي در زمان حيات شريعتي نيز با او مخالف بودند. او را مبلغ وهابيگري مي دانستند. عده يي او را منشاء سکولار شدن مي دانستند. عده يي از سکولار ها و بي دين ها هم به دليل اينکه شريعتي نگاه انتقادي نسبت به مارکسيسم و علم گرايي و ملي گرايي افراطي و خيال پردازي ها داشت، او را مورد لعن و نفرين با ادبيات علمي و دانشگاهي قرار داده بودند. آنها او را درس نخوانده مي دانستند در حالي که مي دانستند او شاگرد برجسته ترين صاحب نظران علوم اجتماعي زمان بود. عده يي او را مبلغ اسلام انقلابي و مدرن مي دانستند.

عده يي هم انديشه شريعتي را راهي در مشارکت زنان در جامعه مي دانستند. چون مشارکت زنان در صحنه هاي انقلاب ناپسند بود، کار شريعتي هم ناپسند بود. در اين صورت عده يي در جامعه ايراني به دلايل متعدد که به بعضي از آنها در فوق اشاره شد، با او دشمني کردند و از هيچ کار و اقدام و نسبت ناروايي در مورد او نيز کوتاهي نکردند. اين مهم نيست زيرا او با وجود دشمنانش توانست بر انديشه و رفتار جوانان مسلمان ايراني اثرگذار بوده و منشاء او تحولات عمده فرهنگي و فکري شود. به همين دليل هم هست که انقلاب اسلامي را از مناظر متعددي بايد بر اساس فهم شريعتي مورد بازخواني قرار داد.

شريعتي با شرايط و موقعيت قبل از انقلاب اسلامي بسيار مرتبط بود. انديشه او از طرف هواداران و طرفداران وفادار و منصف او قوتي بود براي جريان انقلاب اسلامي. اکثر کساني که از طريق انديشه و آراي شريعتي به فرهنگ و انديشه اسلامي در اين دوران علاقه مند شده و راه دفاع از آن را آموخته بودند، در جريان انقلاب حادثه هاي مهم ساختند و بعدها هم در جنگ و هم در صحنه هاي سازندگي موثر واقع شدند.

در اينکه چه کساني در چه گروه هاي سازماندهي شده به اين عرصه ها وارد شدند، مي توان به بحثي تاريخي پرداخت. بدين لحاظ است که مي توان با صراحت اعلام کرد شريعتي از طرق گوناگون با شرايط و وضعيت قبل از انقلاب اسلامي مرتبط و موثر بوده است. هرچند در اين زمينه بعضي ها به طرح مناقشه هايي پرداخته اند، خود او مي گفت فرصت وارد شدن به اين مناقشه ها نيست و بايد از شرايط براي تقويت بنيه هاي فرهنگ و انديشه اسلامي و آماده کردن جامعه در توجه به خود فرهنگي اش استفاده کرد تا درگير بحث هاي حاشيه يي شدن. چون شريعتي فرصت حضور در شرايط بعد از انقلاب را نداشت او خود نتوانست به تنظيم رابطه اش با شرايط بعد از انقلاب بپردازد. کاش اين شرايط فراهم شده بود و صورت ديگري از عمل مفيد و موثر او را در صحنه فرهنگ و انديشه شاهد بوديم.



در نتيجه در تنظيم رابطه او با شرايط بعد از انقلاب اسلامي وضع به طور کلي متفاوت بود. به عبارت ديگر، تعيين نوع و ميزان رابطه شريعتي با شرايط بعد از انقلاب اسلامي بسيار سخت و توأم با مناقشه هاي متعدد است. بعضي از اين مناقشه ها در ادامه مناقشه هاي قبل از انقلاب اسلامي بود. بعضي هم به لحاظ نوع عملکرد گروه هايي که خود را از ياران شريعتي مي دانستند متناسب با انديشه او عمل نکردند و بعضي از مناقشه ها ساخته شده شرايط جديد بود.

در ايجاد اين شرايط چندين دليل عمده مي توان ذکر کرد؛ اولاً شريعتي قبل از وقوع انقلاب اسلامي به ديار باقي شتافته است. ثانياً جريان ها و ديدگاه هاي متعددي از شريعتي بعد از انقلاب اسلامي شکل گرفته و هر يک تعبيري متفاوت از انديشه او ارائه داده و به دعوت از ديگران در فهم اين انديشه ها اقدام کرده اند. بيان بدون هيچ تغييري از آرا و ديدگاه هاي شريعتي تا بازخواني همراه با بازبيني هاي متعدد وجود دارد. روايت هاي ارائه شده در مورد شريعتي به او ربطي ندارد، به کساني که اين روايت ها را ارائه دادند بيشتر ارتباط دارد. کساني که به ادامه فهم ايدئولوژيک از دين اقدام کرده يا کساني که به نقادي فهم ايدئولوژيک از دين پرداخته اند، دو جريان متفاوت انديشه يي را ايجاد کرده اند.

انديشه و آرمان شريعتي افزون بر مخالفان سرسخت اوليه که مدعي بودند او به انحراف اسلام و جامعه اسلامي از فهم سنتي از دين کمک کرده است، مدافعان و مخالفان جديدي نيز پيدا کرد. عمل او به اين دليل که دنياپرستان دين گريز را مورد خطاب قرار داده بود، مي توانست به آزردگي محافظه کاران و محتاطان معاصر هم بينجامد. اين گروه از افراد در ايران که کم هم نيستند در طول بيش از دو دهه اخير تلاش کردند انديشه و نام شريعتي به فراموشي سپرده شود. همه تلاش و همت در اين بود که از شريعتي در کتب، کلاس درس، کنفرانس و در بحث تاريخي از انقلاب اسلامي يادي نشود. فرض بر اين بود که اگر از او يادي نشود اثرگذاري او کم شده و انديشه رقيب به سهولت و سادگي فراگير مي شود. اينکه هزينه اين فراموشي چيست و چه منفعتي براي جامعه در پيش خواهد بود، نياز به بحث و گفت وگو و دقت نظر بيشتري است.

درست است که شريعتي متعلق به شرايط قبل از انقلاب اسلامي بود و او را معلم انقلاب مي خواندند، ولي به دليل اينکه داراي آثار متعدد بود، بر شرايط بعد از انقلاب اسلامي نيز اثرگذار شده است. آثار باقي مانده از شريعتي بعد از انقلاب اسلامي در يک نگاه کلي عبارتند از؛ 1- کتب به چاپ رسيده

2- سخنراني هايي که بعد از انقلاب در قالب مجموعه کتب به چاپ رسيد 3 خاطره هايي که او در تعامل با جريان روشنفکري ايراني به يادگار گذاشت و از طريق افراد و گروه هاي اجتماعي نقل شده است 4- شاگردان و طرفداران تاثيرپذيرفته از حضور در کلاس درس و بحث، خواندن آثار و پيگيري انديشه اش 5- ارتباط او با حسينيه ارشاد به عنوان کانوني که در آن داعيه احياگري اسلامي در دهه هاي 1340 و 1350 سر داده شده بود و مي توانست به اين سنت وفادار بماند و انديشه ديني در دنياي معاصر را مطرح کند

6- مخالفان و منتقدان او که سعي کردند يا از طرح انديشه او جلوگيري کنند يا اينکه او را مورد نقادي قرار دهند و

7- ديدگاه ها و ادعاهاي متعددش در حوزه هاي فکري، اجتماعي، سياسي و فرهنگي.

آثار و وقايع فوق به بقاي انديشه شريعتي يا طرح مجدد از او در شرايط بعد از انقلاب اسلامي کمک کرد. البته او ديگر در شرايط جديد نمي توانست معلم بعد از انقلاب اسلامي باشد. انديشه او- به هر شکل که ارائه شود يا نقد و بررسي شود- حوزه معنايي شد براي نقد شرايط فرهنگي و اجتماعي. در اين صورت جامعه با حضور جديدي از انديشه شريعتي در شرايط بعد از انقلاب اسلامي روبه رو شد. در اين شرايط شريعتي بيشتر با آسيب شناسي فرهنگ اسلامي و تشيع تناسب دارد تا طرح جديد از انديشه در حوزه دين. او قبل از انقلاب روايت جديدي از انديشه ديني را مدعي بود در حالي که در دوره جديد انديشه او بيشتر با حوزه نقد فرهنگي و نقد ديني و آسيب شناسي ديني و فرهنگي مرتبط و متناسب است. اگر انديشه او را در اين ساحت دنبال کنيم کاري روا انجام داده و ضمن آرام کردن حوزه فرهنگ و انديشه و جلوگيري از فشارهايي که بوي بنيادگرايي مي دهد، فضاي انديشه يي شفاف و متعادل توليد خواهد شد.

در اينکه چه افراد و گروه هاي اجتماعي و سياسي در شرايط بعد از انقلاب با انديشه شريعتي ارتباط و تناسب بيشتري داشته اند، کمي کاوش و بررسي تاريخ معاصر لازم است. اول بايد معلوم شود که صف بندي هاي فکري و سياسي موجود در جامعه از کدام حوزه فکري و انديشه يي متاثر هستند. فرديدي ها و غيرفرديدي ها چه کساني اند؟ پوپري ها چه کساني اند؟ متاثران از سنت هاي فکري (فلسفي) فرانسوي در مقابل سنت هاي فکري آلماني و انگليسي و امريکايي چه کساني هستند و چگونه مسائل جامعه ايران را مورد بررسي قرار مي دهند؟ مجموعه گروه هاي فکري اجتماعي اشاره شده- که البته در جاي ديگري نامگذاري شده اند- چه نوع ارتباط و تناسبي با جريان هاي فکري اجتماعي متعلق به اين سرزمين دارند؟ تناسب صدرايي ها و سينايي ها با فرديدي ها و پوپري ها چيست؟ در اين ميان انديشه شريعتي چه موضوعيتي دارد؟ انديشه استاد شهيد مرتضي مطهري کجاست و چه تناسبي با هر يک از آنها دارد؟ اقتضائات فکري و فلسفي آنها، الزامات روش شناختي آنها، و نوع بررسي مسائل و ميزان تعهدات و عمل به باورها و ارزش هاي جامعه چگونه است؟ ببينيد وارد شدن به انديشه شريعتي و داوري در مورد او و تعيين رابطه اش با شرايط معاصر آن هم با دو جريان سياسي و فکري کاري ساده نيست، نياز به تاملي اساسي در تاريخ معاصر ايراني دارد. اينکه گفته شود چه کسي خادم است و کدام فرد و گروه اجتماعي به مارکسيسم وابسته است و کدام ضد آن است بيش از اينکه راهگشاي فهم و ارائه پاسخ به سوالات فوق باشد، بر ابهام مي افزايد. حوزه فرهنگ و انديشه هم همان آفت کلي حوزه سياسي را دارد. در زماني که وارد بحث و گفت وگو براي درک عميق تر مي شويم عده يي راه مي افتند و بانگ خيانت عده يي و خدمت عده يي را سر مي دهند. در يک نگاه کلي و گذرا و کمي هم سياسي در مقابل اين سوال که دو گروه صف بندي شده در حوزه سياسي به نام «محافظه کاران» و «اصلاح طلبان» چه تناسبي با انديشه شريعتي وجود دارد اين دو جناح سياسي در کل از متن شرايط معاصر درآمده و افت و خيز شرايط به تغيير در سازمان ها و گرايش ها و نيروهاي آنها خواهد انجاميد. صف بندي دو جناح سياسي به شرايط نظام جمهوري اسلامي در سطح داخلي و جهاني معطوف است. تنظيم رابطه بين انديشه شريعتي با اين دو جريان سياسي و فکري خالي از لطف هم نيست.

انديشه و آراي دکتر شريعتي با هر دو جناح سياسي مرتبط است زيرا او مدعي تغيير در جامعه بود و قصد داشت بر اساس تعاليم ديني نظامي سياسي با محوريت شيعه در دوره معاصر شکل بگيرد. او قصد داشت نظام سياسي جديد متفاوت از نظام هاي سياسي ديگر محقق و موجود در جهان پيراموني اش باشد. اين همان خواسته دو جناح سياسي موجود در جامعه ايران در دوره معاصر است. از طرف ديگر، همان طور که براي شريعتي دين اسلام و اسلام شيعي کانوني بود براي دو جناح سياسي اسلام شيعي نيز کانونيت دارد و عمل اجتماعي و سياسي متناسب با اين نگاه است که مورد تاييد است.

افزون بر موارد فوق، شريعتي داعيه هاي ديگري هم داشت. يکي از اصلي ترين داعيه هاي او اصلاح گري ديني بود. اصلاح گري ديني او از طريق آسيب شناسي ديني و تقويت نيروي جديدي تحت عنوان روشنفکري اسلامي براي احيا و اشاعه انديشه ديني ممکن مي شد. شريعتي مدعي است تحجر و قشري گرايي به انحطاط فکر ديني انجاميده است. آسيب هاي حادث شده بر انديشه ديني که ريشه طولاني دارد از همکاري مثلث زر و زور و تزوير توانسته است در متن جامعه و فرهنگ و انديشه ماندگار شود. از نظر او تنها آگاهي است که به فروپاشي و نابودي انحرافات مي انجامد. اين آگاهي در دست تواناي روشنفکران ديني است؛ روشنفکراني که دينداري و آگاهي به جهان مدرن را با هم ملازم مي دانند. ماده انديشه آنها اسلام و ظرف آن جهان مدرن است. از نظر او تحقق روشنگري ديني آگاه شرايط ضديت همه جانبه عليه مثلث شوم را فراهم مي کند. اين آگاهي در بنيان ها و ريشه ها- اسلام شيعي- با محوريت پيامبر(ص)، علي(ع) و ديگر ائمه (ع) دارد که حاصل آن احياگري و بازگشت به خويش فرهنگي و فکري و ديني است.

حال لازم است ببينيم کدام يک از دو گروه، جناح و جريان سياسي که تبلورهاي فکري و اجتماعي نيز دارند، مدعي احياگري ديني، آسيب شناسي ديني و اهميت و کانوني بودن روشنفکري ديني که ادعاي اصلي علي شريعتي معلم انقلاب بود، هستند. براي بيان اين وضعيت لازم است مروري بر جايگاه فکري و اجتماعي مدافعان دو جريان سياسي و فکري در ايران داشته باشيم. اين مسلم است که بيشتر مدعيان جريان اصلاحات در ايران از ميان روشنفکران ديني اند و مدعي اند راه اصلي نجات جامعه تقويت حوزه انديشه و تفکر و ايمان است. آنها به تحول انديشه همراه با تحول اجتماعي و سياسي تاکيد دارند و تحول اجتماعي را بيشتر از طريق نيرو هاي اجتماعي چون جوانان، زنان و روشنفکران ممکن مي دانند. اين همان مدلي است که شريعتي در احياگري و اصلاح باور داشت. در حالي که محافظه کاران با تاکيد بر جامعه يي توده يي و همساني تمام گروه هاي اجتماعي بر حرکت هاي توده وار هم تاکيد کرده و باوري به تمايز گروه هاي اجتماعي ندارند. آنها بيشتر بر فهم عام و کلي از اسلام تاکيد مي کنند. احياگري را کاري تخصصي و درون گروهي مي شناسند تا جمعي.

با اين تمايزگذاري مي توان مدعي شد شريعتي به لحاظ فکري بعد از انقلاب با جريان سياسي و اجتماعي اصلاحات تلازم بيشتري دارد تا محافظه کاران. از طرف ديگر، در ادبيات و کلام دو گروه سياسي بيشتر اصلاح طلبان به انديشه و آراي شريعتي مراجعه کرده اند تا محافظه کاران. بعضي از افراد شاخص اصلاح طلبي در ايران معاصر بازخواني شريعتي را مطرح کرده اند در حالي که جريان سياسي محافظه کاري در مسکوت گذاشتن شريعتي و تلاش در فراموشي انديشه او تلاش کرده اند.

يکي از ديگر عناصر تمايزآفرين و تعلق خاص جريان اصلاحات به شريعتي، تاکيدي است که بر نقش و سهم روشنفکران ديني در تحولات اجتماعي ايران شده است. شريعتي مدعي است اسلام از طريق روشنفکران طرح و اشاعه مي يابد. اصلاح طلبي در ايران نيز جرياني فکري اجتماعي با محوريت روشنفکر ديني است. غايب بودن روشنفکر ديني در ايران زمينه شکل گيري تحجر و واپس گرايي است. بدين لحاظ است که قرابت بيشتري بين اصلاح گرايي ايراني با انديشه و تلاش شريعتي با محوريت روشنفکري ديني است.

اتکا و محوريت شريعتي امکاني در متمايز کردن گروه هاي متعدد اجتماعي درون جريان اصلاحات ايراني است زيرا کساني که به شريعتي باور دارند ايرادي به لحاظ نظري و تجربي در پيوستگي و تلازم بين دين و دموکراسي نمي شناسند در حالي که مخالفان شريعتي از ميان صاحبان قلم و انديشه در ايران تضاد بنيادي بين دين گرايي و دموکراسي مي شناسند. توجه به انديشه شريعتي تمايز بخش جريان روشنفکري سکولار و روشنفکري ديني است. معتقدان به او مدافع سرسخت روشنفکري ديني اند و مخالفان شريعتي در ميان صاحبان قلم مدافعان روشنفکري سکولار هستند. در نهايت اين پديده آنها را از باور به اصلاح گرايي در جامعه ايراني با کانونيت اسلام و باور به دموکراسي و دين گرايي مي کشاند. در سطحي ديگر از بحث و عمل، بي اعتقادي به انديشه شريعتي در ميان اصحاب قلم، مثلاً روشنفکران با پيشينه انديشه هاي مارکسيستي و ملي گرايي، همصدايي با راستگرايي افراطي را فراهم مي کند. کساني که از قديم با شريعتي ضديت داشتند و مخالف تز روشنفکري ديني او بودند در دوره جديد همراه با جريان محافظه کاري در حوزه انديشه و فکر شده اند. بيشترين نقدهاي مطرح شده در مورد شريعتي از طرف توده يي هاي ديروز و ملي گرايان افراطي ديروز و روشنفکران مدافع ايرانيت امروز صورت گرفته است، زيرا در شرايطي که نفي شريعتي حسن جلوه مي کند چرا گروه رقيب او- مارکسيست ها و ملي گراهاي افراطي- که مخالف تز احياي اسلام در مقابل انديشه ماده گرايانه مارکسيست هاي ايراني و تز ايراني گرايي ملي گراهاي افراطي ايراني بودند، از فرصت پيش آمده براي سرکوب شريعتي استفاده نکنند. اين کار را با همه توان انجام داده و در جريان به گورسپاري معلم انقلاب شرکت کردند. بدين لحاظ است که يکي از وظايف جريان اصلاح طلبي ايراني براي تقويت جريان روشنفکري ديني، بازبيني انديشه شريعتي با توجه به شرايط بعد از انقلاب اسلامي ايران است.

به نظر مي رسد ما هنوز نيازمند درک روشن تري از خويشتن فرهنگي مان هستيم. با وجود اينکه مارکسيسم و کمونيسم دچار افول شده است ولي همچنان خطر تحجر و اعوجاج فرهنگي وجود دارد. بدين لحاظ است که استفاده از مدل شريعتي در طرح نظام مفهومي بازگشت به خويشتن مي تواند راهگشاي جامعه ايراني باشد. فهم دقيق اين مدل و رفتار راهي در اجتناب در دام افتادن بنيادگرايي فرهنگي و فکري و دستيابي به فهم روشن تري از بومي گرايي خواهد بود زيرا در انديشه شريعتي بازگشت به خويش همسان با بومي گرايي مي تواند بيان شود. در بازگشت به خويش مرجعيت اصول و مباني انديشه يي مطرح است.

 

یکشنبه 1386/12/05 |

 

مروري بر سخنان و شعارها و وعده هاي آقاي احمدي نژاد در دوران تبليغات انتخاباتي

مروري بر سخنان و شعارها و وعده هاي آقاي احمدي نژاد در دوران تبليغات انتخاباتي اين دوره به خوبي نشان دهنده مسيري است که اصولگرايان براي جلب نظر و راي مردم با هدف به دست گيري قوه مجريه در پيش گرفته بودند؛ «رفع مشکلات جوانان از قبيل اشتغال، مسکن، ازدواج، ايجاد فرصت بالندگي آنها، تامين نيازهاي فرهنگيان، واگذاري امور به مردم و مديريت کم هزينه از اولويت برنامه ماست.» (کيهان، 9/3/84)، «بسياري از لوله هايي را که به خزانه وصل است و اموال مردم را مي مکد، قطع خواهم کرد.» (کيهان، 12/3/84)، «اگر دولت در اختيار اصولگرايان قرار گيرد، اولويت اصلي آن، تامين نيازهاي آموزش و پرورش و معلمان خواهد بود.» (کيهان، 12/3/84)، «حل مشکلات معيشتي مردم از اولويت هاي اصلي برنامه دولت آينده است.» (رسالت، 16/3/84)، «با يک درصد صرفه جويي در بودجه ظرف پنج سال مي توان بسياري از مشکلات کشور را رفع کرد.» ( کيهان، 17/3/84)، «بايد جامعه نمونه اسلامي و عاري از فقر و تبعيض در کشور ايجاد کنيم.» (رسالت، 22/3/84)، «ما آن توسعه اقتصادي را مي خواهيم که آثار آن در سفره همه ملت قابل مشاهده باشد.» (رسالت، 24/3/84)، «برنامه هاي خود با محوريت عدالت، مبارزه با فساد و رانت خواري و باز کردن ميدان براي ورود جوانان به عرصه مديريت را بعد از انتخابات در چند جلد چاپ مي کنم.» (کيهان، 25/3/84)، «عوايد و پول حاصل از توسعه صنعت نفت بايد سر سفره هاي مردم قابل مشاهده باشد.» (کيهان، 31/3/84)، «دست مافياي قدرت و قبيله را از سر نفت کوتاه خواهم کرد و حاضرم جانم را پاي اين قضيه بگذارم.» (کيهان، 31/3/84)، «معتقد به شفاف سازي معاملات نفتي کشور و نحوه هزينه کردن پول حاصل از آن هستيم.» (کيهان، 31/3/84)، «مردم بايد اثرات افزايش قيمت نفت را در سر سفره هايشان مشاهده کنند.» (فارس، 5/4/84)،... جالب آنکه در اين دوران آقاي احمدي نژاد هيچ گونه سخني درباره سياست خارجي کشور و مسائلي همچون پرونده هسته يي، نابودي اسرائيل، انکار هولوکاست و... ندارد و البته مي دانيم به رغم ثبت و ضبط اين وعده ها در رسانه هاي راست حامي آقاي احمدي نژاد و مهم تر از آن حافظه مردم ايران، چندي قبل ايشان وعده «بردن نفت به سر سفره هاي مردم » را انکار کرد و اخيراً نيز در مصاحبه با يک رسانه خارجي مدعي شد که کمترين شعار و وعده اقتصادي را در وقت انتخابات به مردم داده است.

دوشنبه 1386/11/29 |

 

توزيع مرغ تاريخ مصرف گذشته

توزيع مرغ تاريخ مصرف گذشته

خبرگزاری اقتصادی جمهوری اسلامی: بازنشستگان فرهنگی نسبت به توزيع مرغ تاريخ مصرف گذشته و نبود اقلام مربوط به حواله‌هاي خود در محل‌هاي تعيين شده اعتراض كردند.

بازنشستگان فرهنگي اعلام كردند كه پس از دريافت حواله ي 2 كيلو گوشت و 5 كيلو مرغ در مهلت مقرر از هنرستان شهيد بهشتي، براي تحويل گرفتن اقلام به محل‌هاي تعيين شده مراجعه كرديم اما مسؤولان مربوطه اعلام كردند گوشت و مرغ نداريم.

يكي از بازنشستگان در اين باره گفت: 2‌بار با دردست داشتن حواله به 2 مكان اعلام شده در مناطق 3 و 7 آموزش و پرورش مراجعه كردم، اما اعلام شد؛ گوشت و مرغ نيامده است.

وي افزود: با توجه به كهولت سن و با وجود سرماي بيش از حد و آلودگي هوا، براي دريافت حواله نيز به خيابان 30 تير در مركز شهر رفتيم، مگر اين 2 قلم جنس چقدر ارزش مادي دارد كه بازنشستگان را تحقير مي‌كنند.

يكي ديگر از بازنشستگان با انتقاد از تحويل مرغ‌هاي تاريخ مصرف گذشته گفت: مرغ‌هايي كه با حواله به ما تحويل دادند تاريخ مصرف آنها منقضي شده است، ولي كسي حاضر نيست جوابگو باشد كه چرا حالا كه بعد از يك سال اين اقلام را تحويل مي‌دهند، مرغ تاريخ مصرف گذشته تحويل مي‌دهند.

وي اضافه كرد: ارزش اين 2 قلم جنس 15 هزار تومان است، در حالي كه ما بيش از اين مبلغ هزينه تاكسي پرداخت كرديم.

صداي معلم: محض انبساط خاطر همكاران عزيز ياد جوكي افتادم:

«روزي مرغي به شوهرش گلايه كرد كه تو چه جور خروسي هستي؟! همسايه ي بغل دستي هر وقت از كنارش رد مي شوم با لحني خاص مي گويد: "كي باشه رون تو رو بخورم! سينه ي تو رو بخورم!" خروس بادي به غبغبش انداخت و به مرغ گفت: "غصه نخور اون كارمنده تخم تو روهم نميتونه بخوره!"»

یکشنبه 1386/11/28 |

 

سخنراني امام خميني در اوايل انقلاب و تحقق وعده ها

سخنراني امام خميني در اوايل انقلاب و تحقق وعده ها

به نام خداوند بخشنده ي مهربان

با سلام

به مناسبت دهه ي فجر و پيروزي انقلاب اسلامي ايران متني از سخنراني هاي امام خميني را كه به صورت فايل صوتي به دستم رسيده و گمان مي كنم مربوط به اوايل انقلاب باشد؛ برايتان مي نويسم، اميدوارم مفيد فايده واقع شود!

متن سخنراني امام خميني:

"ما علاوه بر اين كه زندگي مادي شما را مي خواهيم مرفه بشود؛ زندگي معنوي شما را هم مي خواهيم مرفه باشد! شما به معنويات احتياج داريد، معنويات ما را بردند اين ها! دلخوش نباشيد كه مسكن فقط مي سازيم، آب و برق را مجاني مي كنيم، اتوبوس را مجاني مي كنيم، دلخوش به اين مقدار نباشيد. معنويات شما را، روحيات شما را عظمت مي دهيم. شما را به مقام انسانيت مي رسانيم. اين ها شما را منحط كردند. اين قدر دنيا را پيش شما جلوه دادند كه خيال كرديد؛ همه چيز اين است. ما هم دنيا را آباد مي كنيم و هم آخرت را. يكي از اموري كه بايد بشود همين معناست، كه خواهد شد!

اين دارايي؛ از غنائم اسلام است و مال ملت است و از مستضعفين است و من امر كردم به مستضعفين بدهند و خواهند داد! و پس از اين هم تخفيف هايي ديگر در امور خواهد حاصل شد.(حاصل خواهد شد) لكن يك قدري بايد تحمل كنيم، به اين نغمه هاي باطل گوش نكنيد! اين ها حرف مي زنند؛ ما عمل مي كنيم. اون ها شما را مي خواهند دلسرد كنند از اسلام. اسلام پشتيبان شماست.

ما پس از اين، راجع به بانك ها هم طرح هايي داريم كه از اين وضع رقت بار برگردد، از اين وضع استعماري برگردد.

ما بايد تمام اين كاخ هاي وزارتخانه ها را كه ميليون ها، ميلياردها مال ملت درش(در آن) خرج شده است، بايد اين ها؛ تبديل شود به يك چيز معتدل اسلامي! اين فرم؛ فرم خارجي است، فرم اجنبي است، فرم طاغوت است.

در دادگستري؛ كاخ درست شده است. لكن دادگستري نيست؛ دادخواهي نيست؛ فقط كاخ است.

بانك ها به تدريج بايد...(نامفهوم) بشود و ربا به كلي قطع شود!

من با...(نامفهوم) مصادر امور بگويم؛ كه اخطار كنم؛ كه اين را ضعف نفس به خرج ندهيد! دنبال اين نباشيد كه فرم غربي پيدا كنيد!

بيچارگي ما اين است كه دنبال اين هستيم فرم غربي پيدا كنيم. دادگستري ما دادگستري غربي باشد. قوانين ما قوانين غربي باشد. اين قدر ضعيف النفس نباشيد! اون هايي كه فرم غربي را؛ بر فرم اسلامي ترجيح مي دهند؛ اين ها از اسلام اطلاع ندارند. اون هايي كه مي گويند نمي شود اسلام را در اين زمانه پياده كرد؛ براي اين(است) كه اسلام را نشناخته اند، نمي فهمند، چه مي گويند.

ما؛ مبارزه ي فساد را با دايره ي امر به معروف و نهي از منكر كه يك وزارتخانه ي مستقل؛ بدون پيوستگي به دولت، با يك همچين وزارتخانه اي كه تأسيس خواهد شد ان شاء الله! مبارزه ي با فساد مي كنيم! فحشا را قطع مي كنيم! مطبوعات را اصلاح مي كنيم! راديو را اصلاح مي كنيم! تلويزيون را اصلاح مي كنيم! سينماها را اصلاح مي كنيم! تمام اين ها؛ به فرم اسلام بايد باشد! تبليغات؛ تبليغات اسلامي، وزارتخانه ها؛ وزارتخانه هاي اسلامي، احكام؛ احكام اسلامي، حدود اسلام را جاري مي كنيم! خوف از اين كه غرب نمي پسندد، نمي كنيم. غرب؛ ما را خوار كرد. غرب؛ روحيات ما را از بين برد. ما را غرب زده كردند. ما اين غرب زدگي را؛ مي زداييم! تمام آثار غرب را؛ آثار فاسده، تمام اخلاق فاسده ي غربي را، تمام نقمات باطله ي غربي را خواهيم زداييد!

ما، يك مملكت محمدي(ص) ايجاد مي كنيم!

بيرق ايران نبايد بيرق شاهنشاهي باشد. آرم هاي ايران نبايد آرم هاي شاهنشاهي باشد. بايد آرم هاي اسلامي باشد. از همه ي وزارتخانه ها، از همه ي ادارات بايد اين شير و خورشيد منحوس قطع شود. عَلَم اسلام بايد باشد. آثار طاغوت بايد برود. اين تاج؛ آثار طاغوت است. آثار اسلام بايد باشد. نه آثاري كه تمدن است.

آقا! بيدار باشيد! دولت، بيدار باشد. ملت، بيدار باشد. كم كم شما را نكشانند آن جا! از الآن بايد اين مسايل حل شود."

صداي معلم و قلم معلم : منصفانه اگر قضاوت كنيم برخي از اين وعده ها به خوبي محقق شده؛ مثلاً اصلاح مطبوعات، راديو و تلوبزيون و سينماها. بيرق و آرم اسلامي هم نيز. اما بقيه چي؟!

اميدواريم كه بقيه ي وعده ها هم در 30سال آينده محقق شود! حالا ما زنده نبوديم، خب نباشيم، چه اشكالي دارد حداقل فرزندان ما كه از بركات انقلاب اسلامي به فيض كامل خواهند رسيد.

چند پي نوشت بي ربط:

1. تا بسته است بر ما رشته ي موهومات، کی دست کشد هیهات، شیخ از تو  و شاه از من !

2. ای مترسک کلاه بردار! ما کلاغان دگر عقاب شده ایم

زان همه سودن و نیاسودن سنگ زیرین آسیاب شدیم 

یکشنبه 1386/11/28 |

 

نکات قابل توجه همکاران در حرکت معلمان ( 3 )

يكي ديگر از مسايل و مشكلات معلمان ايران نداشتن روزنامه و يا هر نشريه تخصصي است تا آنان را با حقوق صنفي خود بيشتر آماده كند . با كمال تاسف  پس از سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران در بزرگترين و وسيعترين وزارتخانه دولت نشرياتي چاپ و تكثير مي شوند كه هزينه هاي ميلياردي بر دولت و مردم دارند بدون اينكه كمترين مشكلي را حل يا حتي بررسي كنند .

فقط همين امر موجب شده تا عده اي صاحب نان و نواي شوند و چنين نشرياتي در بين فرهنگيان از هيچ جايگاهي برخودار نبوده بلكه عين به هدر دادن سرمايه هاي ملي اين ملت شريف است .

اگر دلسوزان واقعي آموزش و پرورش بتوانند نشريه مستقل و بدون وابستگي به دولت چاپ نمايند و عملكرد مسئولان آموزش و پرورش را بدون حب و بغض نقد و بررسي كنند بطور حتم بسياري از مشكلات به راحتي و حتي با يك اعتراض كوچك قابل جبران خواهند بود چون اكثر مديران و مسئولان اين وزارت خانه با توجه به شايستگي خود صاحب مقام و منصب نشده اند بلكه با رابطه بر صندلي هاي رياست نشسته اند با كوچكترين ايراد و اشكال زود تسليم شده و به اشتباهات خود اعتراف مي كنند البته رسم چنين بوده كه در چنين مواقع يكي دونفر كارمند ساده و بيچاره فداي اشتباه بزرگتر ها شوند و مسئله خاتمه يابد .

بنابر اين احساس مكي شود كه جايگاه وزين نشريات مستقل در حيطه آموزش و پرورش به شدت خاليست و ما تا زمانيكه اين مشكل حل نشده نمي توانيم در مورد مشكلات صنفي خود به اتحاد و يكدلي برسيم . همه ما شاهد بوديم كه با وجود هزاران مشكل هفته نامه معلم در دو مرحله موجبات چنان اتحاد و يكرنگي را فراهم نمود كه در تاريخ ايران زمين به ثبت رسيد و موجبات شرمندگي خيل عظيم خود فروخته شد . و لكه ننگي بر دامان قدرت طلبان واقعي .

...... ادامه دارد .

یکشنبه 1386/11/21 |

 

تسهيلات مسكن و مصرف فرهنگيان

تسهيلات مسكن و مصرف فرهنگيان

 فرهنگيان بادريافتى كمتراز۴۰۰ هزارتومان دراولويت واگذارى واحد مسكونى هستند
• ۶۴ميليارد تومان اعتباربراى تقويت
تعاونى هاى مصرف ومسكن فرهنگيان
پرداخت شد
• سال آينده تسهيلات بانكى به ۶۲هزارواحد
مسكونى دردست ساخت فرهنگيان تعلق مى گيرد
• زنان فرهنگى سرپرست خانوار براى دريافت وام و ثبت نام زمين با تسهيلات به شركت تعاونى مسكن بانوان مراجعه كنند

مديركل تعاون و رفاه فرهنگيان خبر داد
واگذارى ۶۴هزار واحد مسكونى فرهنگيان از ارديبهشت سال آينده
گروه اجتماعى - واگذارى ۶۴هزار واحد مسكونى به فرهنگيان از ارديبهشت سال آينده آغاز مى شود.
مديركل تعاون و رفاه فرهنگيان با اعلام اين خبر به «ايسنا» گفت: فرهنگيان فاقد مسكن ، فرهنگيان سرپرست خانوار و به طور كلى فرهنگيان داراى دريافتى كمتر از ۴۰۰هزار تومان در اولويت واگذارى اين واحدهاى مسكونى قرار دارند.


البته واگذارى اين واحدها تنها به فرهنگيان رسمى محدود نمى شود.
«على قطب الدينى» همچنين از پرداخت ۶۴ ميليارد تومان اعتبار براى تغذيه تعاونى هاى مصرف و مسكن فرهنگيان خبر داد و افزود: با توجه به تغذيه سيستم بانكى دولتى براى تأمين نيازهاى مصرف و مسكن فرهنگيان، قرار است سال آينده به ۶۲ هزار واحد مسكونى در دست ساخت فرهنگيان تسهيلات بانكى تعلق بگيرد. نحوه اعطاى اين تسهيلات با توجه به ميزان موجودى بانك ها، از سوى بانك هاى عامل يا سرپرستى هاى آن اعلام مى شود.
وى با بيان اين كه با اختصاص وام تكميلى ۶۴ هزار ميليارد تومانى به تعاونى هاى مسكن و مصرف فرهنگيان، صندوق اين تعاونى ها بهانه اى براى تأخير يا اقدام نكردن براى ارائه تسهيلات از جمله فروش اقساطى به فرهنگيان عضو ندارند،گفت: تعيين زمان دقيق واگذارى به سياستگذاران از جمله معاون برنامه ريزى و نظارت راهبردى رئيس جمهور برمى گردد، اگر چه كسرى بودجه كلى دولت نيز در اين باره بى تأثير نبوده است. قطب الدينى شمار تعاونى هاى مسكن و مصرف سراسر كشور فرهنگيان را به ترتيب ۵۴۰ و ۷۳۰ واحد برشمرد و از راه اندازى تعاونى مسكن زنان فرهنگى سرپرست خانوار خبر داد و گفت: در حال حاضر در استان تهران هزار و۵۰۰ فرهنگى فاقد مسكن هستند كه اين فرهنگيان مى توانند، به شركت «تعاونى مسكن بانوان» مراجعه و براى دريافت تسهيلات مسكن از جمله وام و ثبت نام در واگذارى زمين هاى داراى تسهيلات نام نويسى كنند. وى با بيان اين كه عضويت در اين تعاونى به هيچ وجه محدوديت ندارد، نسبت به تأمين اعتبار لازم در سال آينده براى افزايش شمار تعاونى هاى مصرف و مسكن فرهنگيان براى زير پوشش قرار دادن همه فرهنگيان نيازمند كشور ابراز اميدوارى كرد.

 

سپاس معلم : از معلمان و فرهنگیان عزیز خواهشمندیم رفتار متظاهرانه برخی مسئولین آموزش و پرورش را در وعده و وعید دادن در آستانه انتخابات به دقت بنگرند تا معنی بادمجان دور قابچین و ریاکاری و تظاهر و حب جاه و مقام را بهتر از پیش بشناسید . بعد از پایان انتخابات مرحله دوم این وعده های توخالی را در هفته معلم خواهیم شنید و مرحله سوم نیز در زمانی که احساس شود حرکت های صنفی اعتراض آمیز فرهنگیان در حال شکل گیری است . آنگاه است که شب و روز از طریق صدا و سیما و مطبوعات دولتی همه به فکر معیشت انبیاء می افتند . بقول یک همکار محترم: سالهاست كه از اين وعده ها مي دهند . آنچنان گفتند كه مردم فكر مي كنند فرهنگيان ماهي حداقل 800 الي 900 هزار تومان حقوق مي گيرند . ماشين و خانه قسطي هم كه به آنها مي دهند . ديگر چه مي خواهند ؟!!
ومن انديشه كنان سخت در اين پندارم كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت!!!

شنبه 1386/11/20 |

 

بودجه خانوارها در سال 85 ؛ماهانه 20 هزار تومان درآمد خانوار ها کمتر از هزينه است

بودجه خانوارها در سال 85 ؛ماهانه 20 هزار تومان درآمد خانوار ها کمتر از هزينه است


اعتماد: نتايج بررسي بودجه خانوارهاي ايراني در مناطق شهري نشان مي دهد در سال گذشته هزينه هاي ماهانه هر خانوار به طور متوسط 20 هزار تومان بيشتر از درآمدها بوده است.

اين گزارش که از سوي بانک مرکزي منتشر شده متوسط هزينه ناخالص سالانه يک خانوار شهري را حدود 7 ميليون و 969 هزار تومان - ماهانه حدود 664 هزار تومان - برآورد کرده است.

بنا بر اين گزارش متوسط هزينه خانوارهاي ايراني در سال 85 نسبت به سال 86 حدود 16 درصد افزايش يافته است.

نتايج بررسي بانک مرکزي نشان مي دهد 5/28 درصد از کل هزينه ناخالص سالانه يک خانوار (حدود 2 ميليون و 269 هزار تومان) مربوط به گروه هزينه مسکن، آب، برق، گاز و ساير سوخت ها بوده است.

سهم گروه هزينه خوراکي ها و آشاميدني ها از کل اين مبلغ 3/23 درصد بوده که رقمي در حدود يک ميليون و 858 هزارتومان در سال را دربرمي گيرد.

در بين اقلام گروه هزينه خوراکي ها و آشاميدني ها بيشترين سهم از کل هزينه ناخالص (معادل 1/6 درصد) متعلق به تهيه انواع گوشت بوده است.

يافته هاي اين بررسي نشان مي دهد که در مقايسه با سال 84 هزينه هاي بهداشت و درمان 19 درصد، حمل و نقل 1/7 درصد، ارتباطات 7/32 درصد، تفريح 5/6 درصد و تحصيل 6/23 درصد افزايش داشته است.

در مقابل هزينه ها بانک مرکزي نتايج خود از بررسي متوسط درآمد پولي و غير پولي ناخالص سالانه يک خانوار شهري را منتشر کرده است.

بنا بر تعريف اين بانک درآمد از مزد و حقوق، مشاغل آزاد، متفرقه و فروش کالاهاي دست دوم، درآمد پولي و درآمدهاي ناشي از اجاره مسکن شخصي، توليد براي مصرف در خانه و... درآمد غيرپولي عنوان شده است.

اين گزارش براساس بررسي هاي انجام شده متوسط درآمد پولي و غيرپولي ناخالص سالانه يک خانوار شهري را 7 ميليون و 755 هزار تومان - ماهانه حدود 646 هزار تومان- برآورد کرده است.

اگر درآمد 7 ميليون و 755 هزار توماني را در کنار هزينه 7 ميليون و 969 هزار توماني خانوار شهري قرار دهيم مشخص مي شود که هر خانوار شهري به طور متوسط با شکاف درآمدي در حدود 214 هزار تومان در سال روبه رو است.

به بياني ساده تر دخل هر خانوار شهري سالانه 214 هزار تومان از خرجش کمتر است.

نکته مورد تامل در مورد درآمد افزايش متوسط درآمدهاي پولي نسبت به تورم است.

در حالي که سال گذشته متوسط نرخ تورم حدود 15 درصد اعلام شده آمارهاي بانک مرکزي نشان مي دهد درآمدهاي پولي خانوارهاي شهري فقط 13 درصد رشد داشته که اين امر نشان دهنده کاهش قدرت خريد مردم در سال گذشته است و مابه التفاوت آن از بخش درآمدهاي غيرپولي 1/26 درصد، تامين شده است.

شنبه 1386/11/20 |

 

معلم حق التدریس : خدا کند برف نبارد

معلم حق التدریس : خدا کند برف نبارد

یکی از معلمان حق التدریس و کاربران سایت آموزش نیوز نوشته است : بنده به عنوان یک معلم حق التدریس این مطلب را به وجدانهای بیدار می نویسم تا خودشان قضاوت نمایند ما در استان آذربایجانشرقی و در روستاهائی تدریس می کنیم که خدا شاهد است هیچ یک از معلمان رسمی حاضر به تدریس در آنها نیستند با این حال با توجه به برودت هوا در این استان یک هفته مدارس تعطیل شد و ما در آخر ماه دیدیم که 50000 تومان از حقوق 170000 تومانی ما را کسر و در دیماه 86 ما 120000 تومان حقوق دریافت کردیم آخر کجای این کار صرفه جویی است آیا این یک بخشنامه وزارتی است یا تصمیم یک عده که نمی دانند با این مبلغ ما چطوری گذران زندگی داشته باشیم ! آیا از حقوق معلمان رسمی هم یک هفته کسر شد ؟ چرا این قدر بی عدالتی ، کجاست دولت ....... ؟

 در صورت نیاز می توانید از ادارات حسابداری مناطق و نواحی صحت این موضوع را تحقیق نمائید من به نوبه خود به خدا قسم هیچ وقت مصببین این موضوع را نمی بخشم چون این ماه من کرایه خانه ام را نتوانستم بدهم و خودم هم با حالت مریضی به مدرسه می روم و پول کافی برای درمان ندارم آخر شما می دانید شرمنده شدن مرد در برابر خانواده یعنی چه در کجای این مملکت با 170000 تومان می توان زندگی کرد . من از خدا می خواهم لااقل برف نیاید تا مدارس تعطیل نشود زیرا تنها امیدم به خداست .

منبع : آموزش نیوز

پنجشنبه 1386/11/18 |

 

سلام فرشيدي. خوبي؟

سلام فرشيدي. خوبي؟
فرشيدي جان، شاعر مي فرمايد؛ «ما را از آنجا بيرون رفتيم،» اين استعفا کرد انده شدن و از جايي بيرون رفتانده شدن ها نشان مي دهد که در کابينه کنوني، يک نفر هم براي تمام کارها بس است و باز به قول شاعر «يکي مرد جنگي به از صد هزار» و ايضاً به قول شاعر «وزير که عمر و نفسه/ يکي خوبه، دوتا بسه،» بلکه اصلاً اعتقاد ما اين است که وزير مي خواهيم چه کار، رئيس جمهور و سخنگو، کلاً بس است.
فرشيدي جان در حالي که تخم مرغ و روغن گران شده و مردم بي نيمرو مانده اند، تو استعفا داده يي و اين نشان مي دهد مثل چند تغيير قبلي در کابينه، در همه چيز عدالت محوري دارد کولاک مي کند، فرشيدي جان، سخت نگير عزيز دل برادر، اگر سوالات خاصي که براي آزمون استخدامي در وزارت تو طرح شد در دولت معلوم الحال قبلي طرح مي شد تا حالا وزير را چهارشقه کرده بودند و هر شقه را به يکي از درهاي وزارتخانه آويخته بودند، اما تو ديدي که رئيس جمهور چند ماه پيش آمد مجلس و در جلسه استيضاح تو چه دفاع جانانه يي از تو و خودت انجام داد. من البته درست متوجه نشدم که اگر تو اينقدر دسته گل بودي که رئيس جمهور مي گفت، چرا استعفا دادونده شدي، فرشيدي عزيز، از اينکه تکذيب سعيدلو را تکذيب کردي خوش مان آمد. اين نشان مي دهد که در حوالي شما بدجوري از اون بالا کفتر ميايه، شيوه استعفايت هم خيلي تو دل برو بود، اين شيوه برو بچه ها را جمع کردن و يک هويي تصميم گيري کردن بين شما دوستان خيلي جذاب است گويا، جذاب ها، حالا جانشين تو از دانشگاه پيام نور مي آيد و من يقين دارم که اوضاع خوب خواهد شد. راستش من مي دانم و تو هم مي داني که تمام مشکلات آموزش و پرورش مربوط به دولت هشتم بود اما اين مشکلات در آغاز وزارت تو تغييري نکرد ولي از حق نبايد گذشت که پس از يک سال اين معضلات توفيري نداشت و اما سرانجام امروز که تو رفته يي مي شود گفت آن مشکلات کلاً ديگر تغييري نداشته است،
مي دانم فرشيدي جان اينکه چهارتا از اين معلم هاي هميشه ناراضي چهارتا اعتراض کردند در رفتن تو تاثيري نداشته. تو بيدي نيستي که از اين بادها بلرزي و اصلاً مشکلات معلم ها چه ربطي به تو و ساير دوستان داشت. بدم مي آيد از اينها که بي ربط حرف مي زنند،
روزنامه اعتماد سه شنبه، 13 آذر 1386 - شماره 1556

چهارشنبه 1386/10/26 |

 

قتل زهرای سوم

قتل زهرای سوم

 

  نويسنده : شيرزاد عبداللهي


نوروز:به جای دو زهرا باید برای سه زهرا اشک ریخت. اگر قتل دو زهرای اول (کاظمی وبنی یعقوب) مشکوک است، قتل زهرای سوم (براتی) در 6 آبان86 قطعی است. ما هم با سکوتمان در این قتل سهیم هستیم.

روزنامه‌ها خبر مرگ آن دو را نوشتند ومجامع حقوق بشری با جدیت دنبال خبر را گرفتند. خوانندگان با علاقه وچشمان اشکبار اخبار مرگ آن دو را پیگیری کردند. اما کسی برای زهرای سوم اشکی نریخت. محافل حقوق بشری اطلاعیه ندادند. دادگاهی برگزار نشد وخوانندگان جراید به‌راحتی از کنار این خبر گذشتند.

«زهرا براتی» دانش‌آموز مدرسه ابتدایی روستای رود معجن بخش بایگ تربت حیدریه هنگام خروج از مدرسه، همراه با شش دانش‌آموز دیگر زیر آوارسنگین دیوار مدرسه گرفتار شد. زهرا براثر ضربه مغزی جان باخت وآن شش نفر با جراحت شدید روانه بیمارستان شدند.

«جواد انصاری» رئیس آموزش وپرورش تربت حیدریه، بازیگوشی دانش‌آموزان را عامل اصلی این سانحه دانست واطمینان داد که در ودیوار از استقامت کافی برخوردار بوده و تخریب دیوار و سقوط در براثر فشار مضاعف کودکان بوده است. انصاری اهمال مسئولان را تکذیب کرد وگفت که هیچ تقصیری متوجه مسئولان اداری، مدیر مدرسه ومعلمان نیست.

اما به گفته رئیس سازمان نوسازی مدارس، مدرسه روستای رودمعجن از جمله مدرسه‌هایی بوده که در طرح تخریب ونوسازی مدارس قرار داشته، بناباین ادعای رئیس آموزش وپرورش تربت حیدریه در مورد استحکام در ودیوار مدرسه کذب است. علاوه براین رئیس آموزش وپرورش تربت حیدریه با الفبای تربیت هم بیگانه است وگرنه می‌دانست که بازیگوشی جزء طبع کودکان است وکودک را به خاطر بازیگوشی نمی‌توان مقصر دانست.

کودکان ما زیر سقف‌ها ودیوارهای لرزان مدارسی درس می‌خوانند که حدود 60 درصد آنها به کلی مخروبه ویا فاقد استحکامند. دوسال پیش مجلس با تصویب لایحه‌ای که دولت پیشین تقدیم کرده بود، 4 میلیارد دلار به تخریب ونوسازی ومقاوم‌سازی مدارس اختصاص داد وتاکنون یک میلیارد و700 میلیون دلار ‌آن به سازمان نوسازی پرداخت شده. اما کار در پیچ وخم اداری معطل مانده.

از یکسو، یک سازمان اداری توان انجام این حجم عظیم کار را ندارد واز سوی دیگر، شجاعت اعتراف به ناتوانی وواگذاری کار به بخش های دیگر را هم ندارند. تازگی‌ها به کشف جدیدی نایل شده‌اند و آن اینکه در کشور ظرفیت علمی ومهندسی برای مقاوم‌سازی وجود ندارد.

به این ترتیب، مشکل وزارت آموزش وپرورش نه کمبود اعتبار در بخش نوسازی بلکه ضعف مدیریت و ناکارآمدی است. مرگ زهرا براتی هشداردهنده است. ما بر روی کمربند زلزله قرار گرفته‌ایم. اگر زمین‌لرزه‌ای در ساعت کار مدارس اتفاق بیفتد ...حتی تصور فاجعه هم سخت است. آنگاه چه کسی جواب قتل عام کودکان ما را خواهد داد؟ آن هم در شرایطی که برای اولین بار مشکل بودجه در میان نیست.

آموزش در محیط امن بخشی از حقوق کودکان وحقوق بشر است. دفاع از این حق وظیفه ماست.

 

شنبه 1386/10/08 |

 

گزارش تحلیلی از وزارتخانه بی‌وزیر/ ضرب‌الاجل سرپرست آموزش و پرورش به روسای استان‌ها

 گزارش تحلیلی از وزارتخانه بی‌وزیر/ ضرب‌الاجل سرپرست آموزش و پرورش به روسای استان‌ها

 


نوروز- شیرزاد عبداللهی: « علیرضا علی‌احمدی» سرپرست وزارت آموزش وپرورش در یک فراخوان که بی‌شباهت به اولتیماتوم نیست، از رؤسای سازمان‌های آموزش وپرورش خواست که تا روز چهارشنبه 5 دی ماه به 24 پرسش او در« راستای تهیه برنامه وزارت آموزش وپرورش درتتمه خدمت دولت نهم» به صورت مکتوب پاسخ دهند. در این نامه 24 سوال طرح شده است و روسای سازمان‌ها باید اصلی‌ترین، اولویت‌دارترین، مهمترین، شدنی‌ترین، آسیب‌پذیرترین، بزرگترین، فوری‌ترین و...های آموزش وپرورش رامشخص کنند.

آماده برای حضور در مجلس
به نظر می‌رسد علی‌احمدی خود را برای حضور در مجلس آماده می‌کند و تا کمتراز یکماه دیگراز سوی احمدی‌نژاد به عنوان دهمین وزیر آموزش وپرورش بعد از انقلاب ودومین وزیر ‌موزش وپرورش دولت نهم به مجلس معرفی خواهد شد.

علی‌احمدی در شرایطی خود را آماده آزمودن دوباره شانس خود در مجلس هفتم می‌کند که پیش از این، در جلب اعتماد نمایندگان برای وزارت کم‌اهمیت‌تر تعاون ناکام ماند. مهمترین امتیاز او داشتن روابط نزدیک با رئیس دولت است. وزیر علوم نیز در اظهار نظری ادامه ریاست علی‌احمدی در دانشگاه پیام نوررا فاقد منع قانونی دانست. در ساختمان قرنی فعلا آرامش برقرار است و معاونان وزیر که همگی برکشیده فرشیدی هستند، در حال تحکیم روابط خود با سرپرست جدید هستند و در پی کشف راهکارهای جدید برای کسب رای اعتماد مجلس. سرپرست جدید که شناختی از بافت آموزش وپرورش ندارد، خود را محتاج حمایت معاونانی می‌داند که دائما اطلاعات خود را به رخ می‌کشند.

مرکب در گل مانده
در همین حال، اعضای کمیسیون تخصصی آموزش وتحقیقات مجلس همچنان برطبل مخالفت با وزارت علی‌احمدی می‌کوبند. رئیس این کمیسیون برای چندمین بار با انتقاد شدید از توسعه دانشگاه پیام نور گفت: «مشکل گسترش بی‌برنامه دانشگاه پیام نور با فضاهای آموزش و پرورش جبران نمی‌شود و بر مشکلات آموزش و پرورش می‌افزاید».

«علی عباسپور تهرانی» گفت: هم‌اکنون بسیاری از مدارس دوشیفته هستند و اختصاص فضاهای این وزارتخانه به دانشگاه پیام نور فشار مضاعفی را برای آن به وجود می‌آورد. آموزش و پرورش که به خودی خود مانند مرکبی در گل فرو رفته است، با این کار بر مشکلاتش افزوده می شود.

اما علی‌احمدی در گفتگو با ایسنا خبر واگذاری 40 مدرسه شهر تهران به دانشگاه پیام نور در هفته گذشته را تکذیب کرد و آن را «ساخته وپرداخته رسانه‌ها» دانست.

موقعیت دشوار مجلس
فراكسیون اكثریت مجلس هفتم که در جریان استیضاح فرشیدی در اردیبهشت 86 با رای تشکیلاتی خود ودر تبعیت کامل از دولت باعث ابقای فرشیدی در پست وزارت شدند، اینک با برکناری ناگهانی فرشیدی در موقعیت دشواری قرار گرفته‌اند. این برکناری صحت استدلال استیضاح‌کنندگان وبخش‌های بزرگی از جامعه معلمان را اثبات کرد.

با اتفاقات جدید، معلوم شد که اكثریت مجلس در اردیبهشت ماه86 در جریان استیضاح وزیر رای سیاسی وجناحی داده‌اند ونه آنگونه که ادعا می‌کردند رای کارشناسی! این طیف از مجلسیان نه توجیه کارشناسی برای رای آن زمان خود دارند ونه می‌توانند امروز از رای اعتماد خود به علی‌احمدی دفاع مستدل کنند. آنها مانده‌اند که چه کنند؟

مجلس دنباله‌رو
علی‌احمدی سابقه وتجربه حضور در مدیریت‌های کلان کشور را ندارد. در حوزه آموزش وپرورش فاقد پیشینه وشناخت ودانش تخصصی است. وی مدیری از جنس آموزش وپرورش نیست وانتصاب او کاملا جنبه سیاسی دارد. از سویی، مجلسیان نگرانند که با رای عدم اعتماد به علی‌احمدی و طولانی شدن مدت سرپرستی وی، بحران در بزرگ‌ترین دستگاه اداری
آموزشی کشور گسترش یابد ودولت تقصیر آن را به گردن نمایندگان بیاندازد.

این وضعیت دشوار، نتیجه عدم استقلال مجلس در تصمیم‌گیری ودنباله‌روی اکثریت مجلس از سیاست‌های دولت است که ضربه جبران ناپذیری به حیثیت پارلمان در این دوره وارد کرده است و بیشترین تقصیر به گردن هیات رئیسه‌ای است که هدایت فراکسیون اکثریت را برعهده دارد. برخلاف ادعاها، دنباله‌روی از تصمیمات خلق‌الساعه ومتناقض دولت هیچ نشانه‌ای از «اصولگرایی» ندارد.

برگ سوخته
از سوی دیگر، معاونان وزارت آموزش وپرورش بار دیگر رایزنی وگفتگو با مجلسیان برای کسب رای مثبت نمایندگان به وزارت علی‌احمدی را اغاز کرده‌اند. مهمترین امتیاز وبرگ اهدایی علی‌احمدی، باز توزیع پست‌های مدیریتی آموزش وپرورش در شهرستانها با نظر نمایندگان مجلس است.

بنابراین، باید در انتظار عزل ونصب‌های جدید مدیران سازمانها ومناطق در قالب توافق‌های جدید با مجلس باشیم. هر چند این شیوه هم کارساز نیست. زیرا: اولا با نزدیک شدن پایان عمر مجلس هفتم تضمینی برای بقای مدیران جدید مورد توافق نیست و ثانیا عزل مدیران کنونی بدون شک مخالفت برخی دیگر از مجلسیان را برمی‌انگیزد ورویش آرا با ریزش آرای دیگر توام خواهد شد. اینکه هیات رئیسه بتواند بار دیگر با ایجاد جو ترس ازاصلاح‌طلبان و اعتراضات صنفی معلمان صفوف ازهم‌پاشیده راستگرایان را یکپارچه کرده و مجلسیان را پشت سر دولت به صف کنند هم، بعید به نظر می‌رسد. معلمان چشم به بهارستان دوخته‌اند.

 

شنبه 1386/10/08 |

 

آموزش و پرورش و حذف گفت وگوي تمدن ها به چه قيمتي

آموزش و پرورش و حذف گفت وگوي تمدن ها به چه قيمتي

اين روزها اتخاذ تصميمات شتابزده و عجولانه از سوي برخي مقامات و دولتمردان کشور پديده يي رنج افزا اما بسيار بديهي و طبيعي است که قطعاً پيامدهاي ناگوار اين قبيل تصميم گيري ها دير يا زود دامنگير ملت ايران خواهد شد و به انحاي مختلف در زندگي اجتماعي آنان تاثير خواهد گذاشت؛ اقداماتي که شوربختانه با روکشي ارزشي تحت عنوان تصميمات انقلابي اتخاذ و اعمال مي شود. يکي از اين تصميمات اتخاذ شده در همين يک سال اخير عرصه فرهنگي به ويژه متون درسي دانش آموزان دوره متوسطه را هدف قرار داده است. در اين اتفاق روي داده حتي اگر پاي غرض ورزي پنهان در ميان نباشد بي گمان ردپاي شتابزدگي آشکار کاملاً به چشم مي خورد. موضوع از اين قرار است که متوليان تدوين کتاب جامعه شناسي سال سوم رشته علوم انساني دوره دبيرستان متن مربوط به گفت وگوي تمدن ها را که قبل از اين در صفحه 41 کتاب درج شده بود به کلي حذف کرده اند و اما جالب اينکه اقدام به حذف موضوع گفت وگوي تمدن ها با چنان عجله يي صورت پذيرفته که فراموش کرده اند دست کم پرسش هاي مرتبط با اين موضوع را نيز حذف کنند. بنابراين اکنون دانش آموزان اين دوره تحصيلي با سوالاتي مواجه هستند که پاسخ آن را در کتاب خود نمي يابند، در چنين شرايطي بديهي است که برخي دبيران محترم به فراخور پرسش دانش آموزان ناگزير به اشاره يي هرچند گذرا به موضوع گفت وگوي تمدن ها اکتفا و شايد برخي ديگر از آنان و باز به تناسب فضاي حاکم از هرگونه اشاره و توضيحي در اين خصوص خودداري کنند.

پرسش اساسي اين است که وجود متني با موضوع گفت وگوي تمدن ها آن هم در زمانه يي که انسان هاي زيادي دست کم در سطح بين المللي يا خود قرباني جنگ و خشونت هستند يا براي خلق ستيز و کشمکش تازه چنگ و دندان نشان مي دهند با چه منطقي صورت پذيرفته و کدام هدف را تعقيب مي کند؟

هنوز ملت ايران فراموش نکرده اند که انديشه گفت وگوي تمدن ها در هنگامه يي از سوي سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور محترم وقت به جهانيان ارائه شد که قبل از آن ساموئل هانتينگتون نظريه پرداز معروف امريکايي نظريه جنگ تمدن ها را خلق کرده و در قالب کتابي به همين نام دست به تبليغ و ترويج آن زده بود. شايد بسياري از افراد ناآشنا با مباحث علمي مرتبط با نظام بين الملل ارزش و اهميت نظريه و نظريه پردازي را به خوبي درک نکنند اما آنچه مشخص است اينکه حداقل در 100 سال اخير جنگ افروزي و حمله نظامي به ديگر کشورها خاصه از سوي کشورهاي قدرتمند هميشه بر مبناي يک نظريه سياسي صورت پذيرفته است. به طور مثال يک نظريه ناتمام به نام برتري نژادي ژرمن ها و جست وجو براي فضاي حياتي هيتلر را بر آن داشت تا آتش جنگ جهاني دوم را برافروزد و ميليون ها انسان بي گناه را به کام مرگ برد.

در بوسني نيز يک نظريه نژادپرستانه دروغين تراژدي و مساله نسل کشي را رقم زد، هم اکنون نيز نظريه به غايت ناصواب «اسلام هراسي» از سوي برخي تئوريسين هاي راديکال و مغرض امريکايي دنيا را در آستانه يک نزاع جهاني به پيش برده است. بنابراين تنها با نگاه عالمانه و غيرمغرضانه به نظريه گفت وگوي تمدن ها است که مي توان به اهميت اين موضوع در بي اعتبارکردن نظريه جنگ تمدن ها و نيز ارزش واضح انديشمند و بي ادعايي اين نظريه پي برد، بي دليل نبود که صدها انديشمند و نظريه پرداز آگاه به رخداد هاي دنياي پيرامون از طرح موضوع گفت وگوي تمدن ها دفاع کردند تا جايي که سازمان ملل متحد سال نخست از آغاز هزاره سوم ميلادي را با همين عنوان نامگذاري کرد و تاريخ نيز آن را در حافظه خود سپرد تا آيندگان از پيامد تجلي چنين انديشه يي بي بهره نمانند و البته واقف شوند که در صورت غلبه تئوري برخورد تمدن ها و متعاقباً مشروعيت بخشي به کشمکش هاي بين المللي شايد چشم انداز رويدادهاي جهاني آن چيزي نباشد که آنان نظاره گر آن هستند.

به اين ترتيب باز دوباره جاي اين پرسش خالي است که براي کشوري که منادي صلح و تعامل فرهنگ ها و تمدن ها است حذف درس گفت وگوي تمدن ها از کتب دانش آموزان ايراني با کدام تحليل و تدبير ملي و اسلامي صورت گرفته است؟ و اما اندوه جانکاه وقتي به سراغ يک انسان منصف و حتي عاري از جهت گيري هاي گروهي و جناحي مي آيد که تصور شود حذف درس گفت وگوي تمدن ها از کتاب درسي مورد نظر از سرستيزه، کينه يا ناسازگاري با مبدع و واضع اين گفتمان يعني شخص سيدمحمد خاتمي باشد.

درباره خاتمي حداقل در 10 سال گذشته آنقدر گفته اند و نوشته اند که ذکر هر مطلبي تکراري به نظر مي رسد، با اين حال اشاره يي هرچند محدود به خصلت هاي فردي و ارزش هاي انساني او آن هم در زمانه يي که ديگر او منصبي ندارد تا پاداشي به نگارنده اعطا کند دست کم اين ارزش را دارد که همگان بدانند انسان هاي بزرگ و تاريخ ساز هميشه بزرگ و باشکوه هستند حتي اگر رئيس جمهور نباشند. بر چنين ادعايي حتي «گجران»نخست وزير اسبق هند که خود نيز از نظريه پردازان بزرگ است صحه نهاده و تصديق کرده است.

گجران طي نشستي در کشور امارات به صراحت گفته بود؛ «اگر مصدق در ايران مانده بود نه تنها سرنوشت ايران بلکه سرنوشت کل منطقه با امروز متفاوت بود. امروز هم مي گويم اگر انديشه خاتمي مبني بر گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها پايدار و فراگير شود مسلماً آينده ايران و منطقه جز اين چيزي است که اکنون مشاهده مي کنيم.»

انديشمندي مي گويد مشکل پيش روي انسان هاي بزرگ اين است که فراتر و جلوتر از زمانه خود زيست مي کنند، بنابراين وقتي جامعه به آنان مي رسد که اندکي دير شده است. با اين تعبير مي توان گفت هر روز که جامعه ايران از دوره رياست جمهوري خاتمي فاصله مي گيرد بيش از پيش به او و انديشه هايش احساس نياز مي کند. بي دليل نيست که بر مبناي نظرسنجي هايي که حتي بعضاً منتقدانش انجام داده اند خاتمي هنوز از محبوب ترين چهره هاي سياسي ايران به شمار مي آيد. انتشار اخبار گاه و بي گاهي که حکايت از دعوت دوباره او به عرصه سياست دارد جملگي حاکي از همين تمايل عمومي براي بازگشت دوباره يا به طور دقيق تر احساس نياز جامعه به شخصيت، انديشه و کردار خاتمي يا فردي در قد و قامت او است.

اينک در پايان اين نوشتار اگر قرار است برشمردن ويژگي هاي انساني، اخلاقي و اسلامي خاتمي در رديف تمجيدهاي آزمندانه قرار نگيرد اجازه بدهيد حداقل اکنون بي محابا بگوييم سيدمحمد خاتمي هم به خاطر خصلت هاي فردي نظير متانت، صداقت، ادب، اخلاص و حسن سلوکش و هم به خاطر بينش، دانش، رهيافت و راهبردهاي ملي و جهاني اش و بالاخره به خاطر تلفيق ماهرانه اخلاق و سياست و از همه مهم تر به خاطر عشقي که به سرزمين ايران مي ورزيد بخشي از هويت ملي و اسلامي امروز ما ايرانيان به شمار مي آيد.خاتمي قهرمان ماند بدون آنکه خود بخواهد. «هر کجا هست خدايا به سلامت دارش.»
عاليه بيگم شيرخورشيدي دبير جامعه شناسي

جمعه 1386/10/07 |

 

درپي احتمال معرفي علي احمدي به مجلس عنوان شد؛واکنش ها به وزير پيشنهادي وزارت آموزش و پرورش

درپي احتمال معرفي علي احمدي به مجلس عنوان شد؛واکنش ها به وزير پيشنهادي وزارت آموزش و پرورش

اعتماد-زهرا بيگدلي: «عليرضا علي احمدي سرپرست وزارت آموزش و پرورش، گزينه پيشنهادي رئيس جمهور براي تصدي اين وزارتخانه خواهد بود.» پيش بيني اين موضوع سخت نبود و صحبت هاي شهريار مشيري، عضو کميسيون آموزش، بر اين شايعه، مهر تاييد زد. عليرضا علي احمدي که زمان معرفي وزراي کابينه محمود احمدي نژاد نتوانست اعتماد نمايندگان براي تصدي پست وزارت تعاون را جلب کند، در آينده يي نزديک دوباره به مجلس مي رود تا اين بار سعي کند راي اعتماد نمايندگان را براي تصدي پست وزارت آموزش و پرورش به دست آورد. گرچه گزينه رئيس جمهور تعيين شده، نمايندگان مجلس در نامه يي از رئيس جمهور خواستند تا سريع تر وزير آموزش و پرورش را معرفي کند، چون اکنون زماني است که سال تحصيلي در اوج فعاليت است و مديران وزارتخانه بايد با هماهنگي وزير مشکلات را حل کنند. از سوي ديگر نزديکي زمان تصويب بودجه براي سال 87، نيازمند حضور وزير در مجلس است تا از بودجه وزارتخانه خود دفاع کند و آموزش و پرورش بدون وزير اين مجال و فرصت را نخواهد يافت.شهريار مشيري، عضو کميسيون آموزش، در ارتباط با انتخاب وزير آموزش و پرورش به اعتماد گفت؛ «وزير آموزش و پرورش بايد شخصي باشد که به مشکلات معلمان و دانش آموزان آشنا بوده و پيش از وزارت، پست هاي معلمي، مديريت و کار در وزارتخانه را تجربه کرده باشد، چون در غير اين صورت نمي تواند مشکلات آموزش و پرورش را حل کند.» به اعتقاد مشيري اگر وزير آموزش و پرورش از اهالي همين وزارتخانه نباشد، مشکلات چند برابر خواهد شد؛ «در اين شرايط اگر فردي، خارج از وزارتخانه براي تصدي اين پست بيايد، يک سال زمان مي برد تا معاونين و مشاورين عوض شوند. طبيعي است که وزير جديد چون نمي تواند حمايت تيم قبلي وزارتخانه را داشته باشد، يک سال هم طول مي کشد تا معاونين جديد، مديران و مشاوران عوض شوند به اين ترتيب تا پايان عمر دولت نهم، وزارت آموزش و پرورش بدون کارکرد مناسب، باقي خواهد ماند.» او از پيشنهاد علي احمدي گله داشت؛ «در حال حاضر، در وزارت آموزش و پرورش افراد صاحب ايده بسيار هستند که به کار گرفته نمي شوند. در اين صورت چه اصراري است که رئيس دانشگاه پيام نور براي وزارت آموزش و پرورش معرفي شود؟ با توجه به اينکه عليرضا علي احمدي حتي با پشتيباني بسياري که دولت نهم از او داشت نتوانست در دانشگاه پيام نور تغيير قابل توجهي ايجاد کند و تنها موفق شد تعداد اين دانشگاه ها را افزايش دهد، چگونه مي توان انتظار تحول در بدنه آموزش و پرورش را از او داشت. مشيري ادامه داد؛ «چنين فردي با سابقه کاري تا اين حد ناموفق چرا بايد مسوول وزارتخانه يي شود که اکثر افراد جامعه با آن سر و کار دارند؟»او در مورد راي اعتماد عليرضا علي احمدي هم خوش بين نبود؛ «علي احمدي براي تصدي پست وزارت آموزش و پرورش راي اعتماد نخواهد آورد.» تغيير و تحولات وزارتخانه آموزش و پرورش، واکنش نمايندگان صنفي معلمان را به همراه داشت. «محمد خاکساري » عضو کانون صنفي معلمان معتقد است؛ «خواسته ما از عليرضا علي احمدي اين است که پيش از هرچيزي وجود کانون هاي صنفي معلمان را به رسميت بشناسد، چون نهادهاي صنفي معلمان که حدود چهل نهاد در کل کشور هستند به صورت قانوني عمل مي کنند.آقاي فرشيدي هم پيش از وزارت با نمايندگان معلمان ديدار داشت اما بعد از تصدي پست، ديگر اين نهاد را به رسميت نشناختند.» معلمان خواسته هاي ديگري هم دارند؛ «ما مي خواهيم در مورد احکامي که براي معلم ها صادر شده با وزير پيشنهادي جديد ديدار کنيم. وزير مي تواند اين حکم ها را لغو کند.» خواسته هاي آنها بيش از اين حرف ها است؛ «در زمان آقاي حاجي نيز معاونتي تحت عنوان معاونت نظارت بر تشکل ها وجود داشت و ماده قانوني بود مبني بر اينکه مديران مدارس را معلم ها انتخاب کنند، اما در زمان آقاي فرشيدي، هم اين ماده قانوني معلق شد هم معاونت نظارت بر تشکل ها حذف شد. با اين اوصاف ما خواهان احياي دوباره اين معاونت و قانون هستيم.»

معلمان در مورد بودجه هم صحبت هايي داشتند؛ «از علي احمدي مي خواهيم بر روند تصويب بودجه نظارت کند تا باز هم با کسري بودجه روبه رو نشويم.»

البته صحبت ها به بودجه ختم نشد؛ «واقعيت اين است که اکثر وزراي آموزش و پرورش سياسي کار هستند و اين موضوع عزل و نصب هاي بسياري به همراه مي آورد که تنها براي آموزش و پرورش مشکل آفرين است. آنها اظهار اميدواري مي کنند تا علي احمدي چنين ديدي نداشته باشد و برخلاف ديگر وزراي پيشين معلمان را در برنامه ريزي ها دخالت دهد.»

نمايندگان معلمان اميدوارند علي احمدي سياسي کار نباشد و اين در حالي است که احمد شيرزاد، نماينده مجلس ششم، ويژگي بارز سرپرست آموزش و پرورش را «نزديکي بسيار زياد به شخص رئيس جمهور» مي داند. در حقيقت محمود احمدي نژاد زمان معرفي براي تصدي پست وزارت تعاون به مجلس، درباره او گفت؛ «فرد پيشنهادي براي وزارت تعاون (عليرضا علي احمدي) عنصري بانشاط، دلسوز و امين است و گرچه تخصص ايشان مديريت و مهندسي است، اما تجربه ايشان در مديريت کلان، بسيار ارزشمند است.» سابقه کاري علي احمدي، معاونت دانشگاه و دبير شوراي دانشگاه علم و صنعت است و مدرکش مديريت توليد. با اين مشخصات، صحبت هاي احمد شيرزاد دلايل محکم تري پيدا مي کند؛ «تغيير وزير آموزش و پرورش در آستانه انتخابات مجلس نمي تواند پيام خوبي به همراه داشته باشد، چون در شهرستان هاي کوچک دو مقام هستند که زمان انتخابات به طور سنتي نقش مهمي برعهده دارند؛ «فرماندار و رئيس آموزش و پرورش» و به همين خاطر آمدن علي احمدي که بسيار به رئيس جمهور نزديک است در آستانه انتخابات به وزارت آموزش و پرورش مي تواند نگاه به انتخابات را تاييد کند.»

شيرزاد ادامه داد؛ «تغيير وزير آموزش و پرورش، در اين مقطع خاص، تنها رقابت هاي داخلي جناح حاکم را مي رساند و به همين خاطر به نظر مي رسد علي احمدي در سطح وزارتخانه، تغييرات چنداني را نداشته باشد و بيشتر عزل و نصب ها را متوجه سطح مناطق کند.»

او اين تغيير و تحولات را مشکل زا دانست؛ «وزارت آموزش و پرورش بسيار حساس است، نقل و انتقالات اين چنيني به تعليم و تربيت صدمه مي زند. تغييراتي که با آمدن آقاي فرشيدي رخ داد، تنها باعث عقب رانده شدن آموزش و پرورش شد، چون با آمدن فرشيدي حتي مديران مدارس هم عوض شدند و حالا بعد از دو سال انجام چنين تغييراتي تنها به مشکلات اضافه خواهد کرد.»

شيرزاد هم علي احمدي را گزينه مناسبي براي وزارت آموزش و پرورش نمي دانست؛ «من تعصبي ندارم که وزير آموزش و پرورش حتماً يک معلم باشد. به اعتقاد من وزير آموزش و پرورش بايد کسي باشد که تجربه اجرايي قوي، ديد کلان و سابقه مديريتي موفقي داشته باشد. اما علي احمدي هيچ کدام از اين ويژگي ها را ندارد، بلکه تنها شخصي بسيار نزديک به رئيس جمهور است.»

   پايان خبر

یکشنبه 1386/10/02 |

 

فروش 10 ميليارد توماني چند كاغذ باطله به فرهنگيان

فروش 10 ميليارد توماني چند كاغذ باطله به فرهنگيان

 

 




روزنامه اعتماد ملی : سرمايه چند صد ميلياردي، بي‌ثباتي در مديريت، مديران غيرمتخصص، فقدان نظارت اعضا و نبود ضوابط و مقررات شفاف براي انجام معاملا‌ت، صندوق ذخيره فرهنگيان را به هدفي آسان براي كار‌چاق‌كن‌ها، دلا‌لا‌ن حرفه‌اي و رانت‌خواران و زمين‌خواران تبديل كرده است؛ رانت‌خواراني كه كارشان در اداره يا ارگاني به بن‌بست خورده يا در جست‌وجوي نقدينگي بي‌در و پيكرند با استفاده از واسطه‌هاي موجه روانه خيابان نفت جنوبي مي‌شوند تا گره از كار فروبسته خود بگشايند.


صندوق ذخيره فرهنگيان قرارداد احداث يك‌هزار واحد مسكوني در محله سروستان (سي8) از برزن 3 شهر جديد پولا‌دشهر اصفهان را اعلا‌م و از فرهنگيان دعوت كرده كه در اين پروژه ثبت‌نام كنند. شرايط ثبت‌نام جذاب است: متري 295000 تومان البته علي‌الحساب! در اطلا‌عيه‌اي كه تحت عنوان فراخوان ويژه فرهنگيان منتشر شده، اين پروژه <در راستاي تحقق اهداف دولت خدمتگزار و عدالت‌خواه و اجرايي نمودن تفاهمنامه‌هاي وزراي آموزش و پرورش و مسكن و شهرسازي> معرفي شده است. جالب اينكه در تبليغات پروژه هيچ اشاره‌اي به نام و سرمايه صندوق ذخيره فرهنگيان نشده است و تلا‌ش بر اين است كه آن را به دروغ يك پروژه رفاهي دولتي معرفي كنند. در اين اطلا‌عيه يك كتمان حقيقت وجود دارد و يك دروغ آشكار؛ به راستي دليل اين عدم شفافيت چيست؟ در صندوق ذخيره فرهنگيان چه مي‌گذرد؟ چرا نمايندگان مجلس كه در دولت قبلي مسائل صندوق را با جديت دنبال مي‌كردند حالا‌ سكوت كرده‌اند؟ آنچه كه در خصوص پروژه پولا‌دشهر اعلا‌م شده تنها بخشي كوچك و آرايش‌شده از واقعيتي است كه با دقت از چشم سهامداران صندوق پنهان نگه داشته مي‌شود.


به كام واسطه‌ها


داستان از اين قرار است كه شركت ساختماني(ر) به نمايندگي آقاي م. كه در اين نوشتار آن را تنها شركت واسطه مي‌ناميم در سال 83 با شركت عمران شهر جديد پولا‌دشهر (وزارت مسكن) قرارداد مشاركتي منعقد كرد. به موجب آن، قطعه زميني به مساحت 18 هكتار در شهر جديد پولا‌دشهر به شريك واگذار شد تا در آن 1284 واحد مسكوني به متراژ 141000متر مربع احداث كند. در اين قرارداد، آورده شركت عمران پولا‌دشهر زمين دولتي به متراژ ذكر شده و آورده شريك 14 ميليارد و800 ميليون تومان پيش‌بيني شده بود. مطابق مدل اين‌گونه قراردادها شريك اين مبلغ كه همان بهاي زمين است را پرداخت نكرد وبه جاي آن قرار شد كه پس از تكميل پروژه، 16 در صد از واحدهاي ساخته شده به وزارت مسكن(شركت عمران پولا‌دشهر) واگذار شده و 84 درصد واحدها طبق ضوابط وزارت مسكن به افراد بدون مسكن فروخته شود. به اين ترتيب اين شركت 18 هكتار زمين را بدون پرداخت يك ريال در اختيار گرفت. هدف از ارائه اين‌گونه تسهيلا‌ت، توليد مسكن ارزان‌قيمت براي مردم بود. در اين قرارداد شريك موظف به اجراي صددرصد قرارداد طبق زمان‌بندي مشخص 48 ماهه بود. تاخير و توقف غيرمجاز نبايد از يك چهارم اين زمان (يك سال) تجاوز مي‌كرد و در صورت تخلف شريك، وزارت مسكن بايد از شريك خلع يد كرده و راسا اجراي پروژه را عهده‌دار شده و يا شريك ديگري انتخاب مي‌كرد. شركت واسط پس از تاخيري 3 ساله و تخلف آشكار از مفاد قرارداد، از طريق رابط‌هاي موجه سراغ صندوق ذخيره فرهنگيان آمد و قراردادي را كه قانونا لغو شده به شركت تامين مسكن فرهنگيان كه از شركت‌هاي زيرمجموعه صندوق است واگذار نمود و در واقع چند برگ كاغذ باطله را به بهاي گزافي فروخت. به دليل اينكه شركت حق واگذاري پروژه را ندارد، به طور صوري در قالب پيش فروش هزار واحد مسكوني توافق گرديده است. دقت در بند‌هاي قرارداد به روشني مويد فروش امتياز است و نه پيش‌خريد مسكن. قرار است شركت تامين مسكن صندوق، خود مديريت پروژه را به عهده گرفته و اجراي آن را به پيمانكاران دست دوم از جمله همان شركت واسطه محول كند. نكته جالب اينكه مبلغ 14ميليارد تومان آورده شريك در قرارداد سال 83، توسط شركت واسط به بيش از 42 ميليارد تومان به صندوق فروخته شده است و به گفته افراد مطلع شركت واسطه بدون اينكه يك ريال پرداخت كند و يا كلنگي به زمين بزند با محاسبه و كسر تورم، از قبل اين قرارداد به رانتي در حدود 10 ميليارد تومان دست يافته است. ممكن است صندوق چنين فرضيه‌اي را رد و ادعا كند كه شركت واسط در پي سود نبوده و به خاطر كمك به فرهنگيان عزيز فداكاري كرده است. اما اين سوال بدون پاسخ مي‌ماند كه چرا صندوق به جاي خريد از واسطه مستقيما از سازمان مسكن و شركت عمران خريد نكرده و معامله با واسطه چه مزيتي داشته است؟ در محافل خصوصي‌تر، در توجيه اين عمل، ادعا شده كه اين مبلغ را در امور خيري مانند انتخابات هزينه‌خواهند كرد. ‌


تفاهمنامه‌اي كه از ياد رفت


در اطلا‌عيه، اين پروژه اقدامي در جهت اجرايي نمودن تفاهمنامه‌هاي وزيران آموزش و پرورش و مسكن و شهر‌سازي قلمداد شده است. در حالي كه آنچه مديران صندوق طبق قرارداد انجام داده‌اند پيش خريد 1000 واحد آپارتمان و در واقع خريد يك امتياز سوخته از يك شركت واسطه سهامي خاص است و ربطي به توافقنامه دو وزير در خصوص مسكن ندارد. دليل اين دوگانگي در حرف و عمل چيست؟ آيا قصد اين بوده كه كيفيت معامله از چشم اعضاي صندوق پنهان بماند؟ آيا هيات امنا در جريان انجام چنين معاملا‌تي قرار گرفته‌اند؟ آنها كه نقش مجمع عمومي را دارند چگونه به انعقاد اينگونه قراردادها رضايت داده‌اند. اگر هدف خانه‌دار كردن معلمان است چرا مسوولا‌ن صندوق يا رفاه و تعاون مستقيما به وزارت مسكن نرفته و قرارداد دست اول طبق تفاهمنامه في‌مابين وزرا نبسته‌اند؟حضور شركت واسطه در اينجا چه توجيهي دارد جز اينكه در اين ميان حداقل 10 ميليارد تومان از پول ذخيره فرهنگيان به جيب واسطه رفته است؟ ‌ وزارت مسكن بايد بر اساس مواد قرارداد، به دليل تاخير شريك در شروع پروژه در سال 84 از شركت واسطه خلع يد مي‌كرد. دليل مسامحه چه بوده است، درحالي كه واگذاري پروژه به غير از سوي شريك طبق قرارداد ممنوع است به چه دليل شركت عمران پولا‌دشهر و وزارت مسكن چشم خود را در مقابل تخلف يك شركت واسطه بسته‌اند و در مقابل رانت‌خواري آشكارا سكوت كرده‌اند؟ عادلا‌نه اين بود كه از آن شركت واسطه به دليل تخلف از قرارداد، خلع يد مي‌كرد و قرارداد با همان شرايط به صندوق ذخيره معلمان واگذار مي‌شد. مديرعامل شركت عمران پولا‌دشهر تازه سر فرهنگيان منت گذاشته و طي نامه‌اي دليل موافقت خود را با اين معامله صوري كه در واقع فروش امتياز است، مساعدت به جامعه فرهنگيان در امر خانه‌دار شدن اعلا‌م كرده است. آيا واقعا راه بهتري براي مساعدت وجود نداشت و بهتر نبود بدون واسطه به جامعه فرهنگيان زمين واگذار مي‌كردند؟ مديران صندوق با چه توجيهي به اين رانت‌خواري رضا داده‌اند؟ آيا اين بخشش از سرمايه و اندوخته معلمان توجيه قانوني و اخلا‌قي دارد؟


صندوقي بدون آيين‌نامه معاملا‌ت


صندوق ذخيره آيين‌نامه معاملا‌ت ندارد. رعايت تشريفات معاملا‌ت مانند مناقصه در خريد و مزايده در فروش براي صندوق الزامي نيست. سقف ريالي معاملا‌تي كه توسط تصميم‌هاي عادي هيات‌مديره انجام مي‌شود معين نشده است. ظاهرا در اين موارد دست مديران كاملا‌ باز است و معاملا‌ت چندين ميلياردي صرفا با تشكيل جلسات محدود و بررسي‌هاي سطحي و تصميم‌هاي فردي و دخالت افراد غيرذيربط و با نفوذ صورت مي‌گيرد و همين امر افراد فرصت‌طلب را به طمع مي‌اندازد كه پشت تابلوي صندوق و به نام معلمان منافع خود را تامين كنند، به اين ترتيب زمينه مناسبي براي بروز فساد در اطراف صندوق شكل مي‌گيرد. نمونه انجام چنين معاملا‌تي در گذشته مشاركت صندوق در خريد زمين مساله‌دار برج‌هاي دوقلوي خيابان ايران‌زمين شهرك غرب، در دوره مديريت [ع] و در زمان حال پروژه پولا‌دشهر و زمين پرمساله شمال زندان قصر تحت عنوان پروژه تجاري خيابان معلم است كه داستان آن هيجان‌انگيزتر از قضيه پولا‌دشهر است. ‌


غريبه‌هاي آشنا


اعضاي صندوق نه‌تنها هيچ نقشي در تصميم‌گيري‌ها ندارند بلكه اصلا‌ از كم و كيف معاملا‌ت 40 تا 200 ميلياردي‌اي كه اين روزها انجام مي‌گيرد اطلا‌عي ندارند و مديران صندوق مثل پروژه پولا‌دشهر حتي اطلا‌عات اوليه را هم از معلمان دريغ مي‌دارند. به عنوان نمونه در اطلا‌عيه پروژه پولا‌دشهر نامي از طرفين معامله و چگونگي انجام آن نيامده است وكارها با چراغ خاموش و اطلا‌عات بعضا غلط پيش مي‌رود. هيات امناي صندوق متشكل از وزير و برخي معاونان وزارت و چند اقتصاددان كه نقش مجمع عمومي را ايفا مي‌كنند معمولا‌ به دليل مشغله كاري و روش‌هاي مديريتي غيرسيستماتيك جايگاهي تشريفاتي در تصميم‌گيري‌ها دارند. زيان‌هاي چندميلياردي صندوق در چنين معاملا‌تي هم به دليل تورم در بخش مسكن بعد از مدت كوتاهي خنثي مي‌شود و مديران مي‌توانند حتي به اين معاملا‌ت افتخار كنند. در چنين فضايي معاملا‌ت چند 10 ميلياردي با چند گفت‌وگوي تلفني و دخالت واسطه‌هايي كه هميشه حضور دارند بدون دغدغه امضا مي‌شوند. نقدينگي صندوق و روش‌هاي انجام معاملا‌ت بوي كبابي است كه اشتهاي خيلي‌ها را تحريك مي‌كند و معلمان غريبه‌هاي آشنايي هستند كه نامشان فقط به درد تبليغات مي‌خورد. ‌

 

جمعه 1386/09/23 |

 

هزينه تزلزل مديريت ها

 

هزينه تزلزل مديريت ها

جعفر گلابي

مستعفي شدن پنجمين وزير دولت نهم ديگر از آن دست تغييرات متداول دولت ها نيست که به تحليل سطحي و آمد و شدي معمول بتوان از عهده اش برآمد و انديشناک ماشين بزرگ دولتي که بايد به مردم خدمت کند، نشد.در اينکه در مصالح عامه هيچ رئيسي نبايد ملاحظه مديري را بکند و فرد را بر جمع ترجيح دهد نه تنها ترديدي نيست که بايد در حدود طبيعي و منطقي اش از آن استقبال کرد، اما در کنار اصل برخورد با مديران ناکارآمد و ناهماهنگ، ثبات مديريت ها از چنان اهميتي برخوردار است که گاهي رئيسان تيزبين هزينه ضعف مسوولي را کمتر از متزلزل ساختن فرآيند مديريت خصوصاً مديران ارشد مي بينند و عطاي قاطعيت و صراحت را به لقايش مي بخشند.تغييرات و عزل و نصب ها در کابينه دولت در دو سال گذشته به حدي بوده است که شايد سابقه آن حتي سال ها پيش از انقلاب هم به چشم نخورد و آدمي را نگران سازمان ها و وزارتخانه هاي عظيمي بکند که در شرايط کنوني بيشتر از هر چيزي به ثبات و آرامش و قرار و اطمينان نياز دارند.آموزش و پرورش با عائله 17 ميليوني جايي نيست که کارشناسان عالم سياست و مديريت تزلزل در راسش را قابل هضم بدانند و به راحتي بدان رضايت دهند.اما مستعفي شدن وزير آموزش و پرورش در کنار ديگر مديران ارشد دولتي قبل از اينکه سوال ها و ابهام ها را متوجه دولت کند چشم ها را به مجلسي خيره مي کند که رسمي ترين و مسوول ترين ناظر دستگاه بزرگ دولت است و به تعبيري اين مجلس است که بايد هدايت کلي دولت را در دست بگيرد و نسبت به جزيي ترين و کلي ترين مسائلش حساس باشد.راستي اگر مبسوط اليد بودن رئيس دولت تا اين حد ضروري است که مجلس را تا سازمان تاييد تغييرات دلخواه تنزل داده است، چرا نمايندگاني که بايد پاسخگوي موکلان خود باشند از خويش سلب مسووليت نمي کنند و لابد در انتخابات آتي از مردم راي هم مي خواهند،مسلماً انتقادات زيادي متوجه مديريت وزير آموزش و پرورش مستعفي است کما اينکه نسبت به مديران قبلي کنار گذاشته شده هم همين وضع وجود دارد و اتفاقاً انتقاد اصلاح طلبان عميق تر و اصولي تر است ولي به کدامين دليل عقلي و منطقي در حدود دو سال از تصدي يک دولت اين همه تغيير و عزل و نصب پذيرفتني است؟شايد همين جا است که عارضه عميق عدم حضور نهادينه احزاب خود را به خوبي نشان مي دهد و روشن مي سازد که در غيبت آنها چه سان نيروهاي کارکشته و آموزش ديده و از قبل آماده شده به ميدان نمي آيند و مديريت آزمون و خطا تا چه حد به منافع مردم لطمه خواهد زد.مديران انتخابي دولت اگر از ابتدا در حد و اندازه وزارت نبوده اند، به چه دليل انتخاب شده اند و مجلس براساس چه مستنداتي به آنها راي اعتماد داده است؟ و اگر اين انتخاب ها درست و اصولي بوده اند چرا در کمتر از دو سال عدم رضايت رئيس جمهور را نصيب خود ساخته اند؟ مسلماً منافع ملت و مصالح و سرنوشت مردم که به دست مديران ارشد سپرده مي شود بر همه چيز ترجيح دارد و بر همين اساس هم آحاد ملت حق سوال و استنطاق دارند که در اين تزلزل مديريت ها هزينه هايي که متوجه مردم مي شود چقدر است و تاوانش را چه کسي پرداخت خواهد کرد؟

 

جمعه 1386/09/23 |

 

سخنان فرشیدی در مراسم معارفه سرپرست وزارت آموزش و پرورش

سخنان فرشیدی در مراسم معارفه سرپرست وزارت آموزش و پرورش

وزير پيشين آموزش و پرورش گفت: آنچه در توان و تجربه من است بي‌دريغ در اختيار دكتر "عليرضا علي احمدي" قرار مي‌دهم.

به گزارش خبرنگار فرهنگي ايرنا، "محمود فرشيدي" عصر دوشنبه در مراسم معارفه سرپرست جديد وزارت آموزش وپرورش در محل سالن اجتماعات ساختمان مركزي اين وزارتخانه افزود: در اين دوره در حد بضاعت خود تلاش كردم و لحظه به لحظه خود را براي چنين روزي آماده كردم و اين امتحاني است كه خداوند در پيش پاي ما قرار داده است.

او گفت: از دكتر محمود احمدي نژاد رييس جمهوري تشكر مي‌كنم كه ‪ ۷۵۲‬روز فرصت خدمت در آموزش و پرورش به من داد و امروز در شرايطي خوب هستيم زيرا برادر خوب ديگري اين مسئوليت را قبول كرده است. فرشيدي افزود: حقيقتا از صميم دل براي علي احمدي آرزوي موفقيت مي‌كنم زيرا موفقيت او موفقيت آموزش و پرورش و فرهنگيان است.

او اظهار داشت: راه ما راه روشني در آموزش و پرورش است و راهي كه شهيد رجايي و باهنر بر آن مهر زدند و ما تلاش كرديم نهادي را كه آنان تاسيس كردند، دوباره احيا كنيم. وزير پيشين آموزش و پرورش گفت: اميدوارم علي احمدي هم با صلابت و شتاب بيشتر اين راه را ادامه دهد تا شاهد رشد جايگاه معلم در جامعه باشيم.

به گزارش ايرنا، استقبال كاركنان حوزه ستادي وزارت آموزش و پرورش از اين مراسم به حدي زياد بود كه بسياري از آن‌ها ايستاده مراسم را دنبال كردند و تعدادي نيز موفق نشدند وارد سالن برگزاري مراسم شوند.

                     منبع : سپاس معلم

جمعه 1386/09/16 |

 

آموزش و پرورش و از دست دادن فرصت مهم دوساله

آموزش و پرورش و از دست دادن فرصت مهم دوساله

مخبر فراكسيون وفاق و كارآمدي مجلس شوراي اسلامي، تصريح كرد: وزير آموزش و پرورش با وجود شايستگي‌ها و تلاش‌هاي خود بايد زودتر از اين موعد استعفا مي‌داد.

رضا طلايي‌نيك نماينده‌ي مردم بهار و كبودرآهنگ در خانه‌ي ملت، در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با بيان اين‌كه ضعف مديريت در آموزش و پرورش از دو سال قبل پيش‌بيني مي‌شد، افزود: رييس جمهور و مجلس بايد در راي اعتماد به فرشيدي در زمان استيضاح وي، دقت بيشتري مي‌كردند.

وي خاطرنشان كرد: در زمان استيضاح فرشيدي نابساماني‌هاي مديريتي و بي‌برنامگي در آموزش و پرورش با وجود افزايش جهشي بودجه‌ها بسيار مشهود بود.

عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، با ابراز اين عقيده ‌كه دفاع از فرشيدي در جريان استيضاح فقط ماهيت سياسي داشت، اظهار كرد: رييس جمهور با توجه به عمق و محتواي جامع موارد استيضاح از فرشيدي در مجلس دفاع صريح و جدي نداشت.

مخبر فراكسيون وفاق و كارآمدي مجلس، با اشاره به اين‌كه رييس جمهور با درك واقع‌بينانه از به حق بودن استيضاح به جاي دفاع از فرشيدي به ضرورت تحول و لزوم فرصت در مجلس تاكيد داشت، اضافه كرد: با وجود دو برابر شدن بودجه‌ي آموزش و پرورش نسبت به دو سال قبل، دولت نهم و مجلس هشتم در انتخاب وزير آموزش و پرورش واقع‌بينانه عمل نكردند.

وي ابراز عقيده كرد: آموزش و پرورش با وجود دو برابر شدن بودجه، فرصت دو ساله‌ي مهمي را از دست داد.

نماينده‌ي مردم بهار و كبودرآهنگ در خانه‌ي ملت، تاكيد كرد: فقدان راهبرد و تحول واقعي و سطحي‌نگري در آموزش و پرورش با وجود دو برابر شدن بودجه‌ي اين وزارتخانه در همه‌ي ابعاد بارز بود.

طلايي‌نيك متذكر شد:مجلس در صورت توجه به محتواي دقيق و به حق استيضاح فرشيدي مي‌توانست از اتلاف فرصت سال جاري در مهم‌ترين وزارتخانه‌ي دولت جلوگيري كند.

اين نماينده‌ي مجلس، با بيان اين‌كه آموزش و پرورش بدون برنامه‌ي جامع راهبردي و مديريت كارآمد فقط با افزايش بودجه و شعار سامان نخواهد گرفت، گفت: روزمرگي و افت ساختار محتوايي در نظام آموزش عمومي و امور پرورشي در اكثر فعاليت‌هاي مدارس مشهود است.

عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، معتقد است: دولت توام با افزايش بودجه‌ها بايد نسبت به مدارس و دانش‌آموزان و فرهنگيان پس از دو سال ضعف مديريت، اهتمام جدي داشته باشد.

وي دو برابر شدن بودجه‌ي وزارت آموزش و پرورش و مهيا بودن دولت و مجلس براي تحول در امور مدارس و فرهنگيان را فرصت استثنايي و ارزشمندي در دو سال گذشته دانست و ادامه داد: بسياري از نخبگان تعليم و تربيت و فرهنگيان خوش‌فكر و مجرب از نابساماني در مدارس و آموزش و پرورش به شدت نگران و ناراضي هستند. لذا دولت بايد در كنار اقدامات عمراني و تحرك اجرايي در خدمت‌رساني به مردم بايد امور بنيادي و زيرساختي مانند آموزش و پرورش را با ارتقاي مديريت اولويت دهد.

مخبر فراكسيون وفاق و كارآمدي مجلس، يادآور شد: فرشيدي با درك نارضايتي فرهنگيان و بسياري از نخبگان و ناظران امور آموزش و پرورش بايد در همان ماه‌هاي پس از راي اعتماد استعفاء مي‌داد.

طلايي‌نيك در پايان ابراز اميدواري كرد استعفاي فرشيدي و تصميم رييس جمهور فرصت جديدي براي كارآمدتر شدن نظام مديريت آموزش و پرورش و استفاده‌ي بهينه از افزايش جهشي بودجه‌ها و ظرفيت‌هاي اين وزارتخانه شود.

جمعه 1386/09/16 |

 

کارنامه فرشیدی در وزارتخانه آموزش و پرورش قابل دفاع نیست

کارنامه فرشیدی در وزارتخانه آموزش و پرورش قابل دفاع نیست


عضو فراکسیون فرهنگیان مجلس، کارنامه فرشیدی در وزارتخانه مهم آموزش و پرورش را قابل دفاع ندانست و گفت: امروز که دولت خود به این تصمیم رسیده ، یک قدم مثبت در پیشبرد امور است و ما از آن استقبال می کنیم.
کاظم جلالی در گفتگو با خبرنگار پارلمانی مهر، اظهارداشت: من از قبل این موضوع را پیش بینی می کردم و به برخی دوستان هم در روزهای پس از استیضاح، گفته بودم که در مهر یا آبان، شخص رئیس جمهور فرشیدی را برکنار می کند.

وی افزود: محور عمده مخالفت ما چه در روز رای اعتماد و چه در روز استیضاح و چه سئوالاتی که از ایشان پرسیدیم یا تذکراتی که به وی دادیم همه مقوله کارآمدی در آموزش و پرورش را نشانه می رفت.

نماینده شاهرود وزارت آموزش و پرورش را وزارتخانه کلیدی نظام توصیف کرد و گفت: طبعا انسان های شاخص و برجسته و والایی در خود وزارتخانه وجود دارند که قابلیت آنها در حد اداره آموزش و پرورش است.

مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در عین حال گفت: استیضاح فرشیدی به روش دموکراتیک انجام شد و استیضاح او رای نیاورد و به هر حال این مجلسی ها بودند که تصمیم گرفتند وزیر بماند، البته در اینکه چه کسانی در رای نیاوردن این استیضاح نقش داشتند، هنوز بحث داریم.

این عضو فراکسیون فرهنگیان مجلس تاکید کرد: امروز که دولت خود به این تصمیم رسیده باز هم یک قدم مثبت در پیشبرد امور است، اگر بتوان یک روز زودتر جلوی ناکارآمدی را بگیریم و افراد کارآمد را به خدمت گماشت، اقدام مثبتی انجام شده است.

منبع : سپاس معلم

جمعه 1386/09/16 |

 

آموزش‌وپرورش در سيطره دولت سايه

 

 

علي شكوهي

 آموزش‌وپرورش در سيطره دولت سايه

وزير آموزش‌وپرورش بركنار شد، وزيري كه اساسا نبايد وزير مي‌شد اما به دليل نوع نگاه رئيس‌جمهوري، به وزارت رسيد و سرانجام با خواست همان رئيس‌جمهور، مجبور شد مستعفي شود.

وقتي احمدي‌نژاد رئيس‌جمهوري شد، براي انتخاب همكارانش در دولت، به سراغ كساني رفت كه سابقه مديريتي در دولت‌هاي خاتمي و هاشمي رفسنجاني نداشته‌ باشند و اين يكي از شعارهاي دولت جديد بود كه قصد دارد خانه‌تكاني كند و نسل جديدي از مديران اجرايي را به صحنه بياورد. اين اقدام، از نيازهاي دروني انقلاب است و بايد انتقال بين‌نسلي قدرت در درون جبهه انقلاب را يك ضرورت دانست، اما در عين حال، احترام و اعتماد به نسل بزرگي از مديران استراتژيك و كلان‌نگري كه با روش تجربه و خطا و با هزينه ملت، در طي حدود سه دهه گذشته در كشور تربيت شدند و فارغ از گرايش‌هاي سياسي و تمايلات حزبي، به درد كشور مي‌خورند، ضرورت مهم ديگر است و اوج ضعف مديريت و كج‌سليقگي سياسي است اگر از گردونه مديريت كشور كنار گذاشته شوند و جاي آنان را كساني بگيرند كه صرفا ارتباط حزبي و گروهي يا ارتباط دوستي با برخي صاحبان قدرت دارند.

در آموزش‌وپرورش پس از اقدام غيرقابل دفاع مرتضي حاجي در حذف معاونت پرورشي از ساختار وزارتخانه، نيازمند وزيري توانمند و داراي برنامه و باسابقه‌ بوديم كه دستگاه آموزش‌وپرورش را از اساس متحول كند و با احياي درست و اصولي معاونت پرورشي، كار پرورشي و آموزشي را در هم بياميزد و شان و جايگاه اين وزارتخانه را در تربيت نيروي انساني آينده كشور ارتقا بخشد. در عمل رئيس‌جمهوري به سراغ چنين افرادي نرفت و كساني مثل علي‌اصغر فاني ـ سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش در آغاز كار احمدي‌نژاد كه شايسته اين مسئوليت بودند - عملا از دستگاه آموزش‌وپرورش، كوچ كردند. در اين شرايط، فرشيدي به وزارت رسيد و هرچند يك بار در مجلس استيضاح هم شد اما در نهايت با خواست رئيس‌جمهوري از كار كناره گرفت.

درباره عملكرد فرشيدي در دوران وزارت و وضعيت آينده اين وزارتخانه، نكاتي چند وجود دارد كه از باب توجه به مهمترين و اصلي‌ترين موارد، برخي از آنها را متذكر مي‌شوم.

1ـ فرشيدي براي اداره اين وزارتخانه، دست پري نداشت و بدون يك برنامه كارآمد و موثر وارد ميدان شد. از نظر سابقه مديريتي هم در حد و قواره اين وزارتخانه پرمسئله نبود. طبعا براي رسيدن به پست وزارت، اصلي‌ترين عامل موثر براي او، گرايش سياسي به دولت و پذيرش برخي پيش‌شرطهاي رئيس‌جمهوري و دوستان وي از سوي فرشيدي بود كه افرادي چون فاني، حاضر به پذيرش آن شرايط نشده بودند. اصلي‌ترين اين پيش‌شرطها، تصفيه وسيع و گسترده نيروهاي متمايل به دولت‌هاي قبلي در وزارت آموزش‌وپرورش بود. اين كار نيز صورت گرفت و علاوه بر چهره‌هاي سياسي متمايل به خاتمي و هاشمي رفسنجاني، بسياري از نيروهاي مستقل و مديران نخبه و كارآمد نيز تنها به اين دليل كه در طيف دولت قرار نداشتند، كنار گذاشته شدند. تشخيص اين امر نيز بر عهده يك كانون سياسي هوادار دولت در درون وزارتخانه گذاشته شد كه دولت سايه محسوب مي‌شد و عملا وزير و معاونان وي، از اين كانون قدرت حساب مي‌بردند و نظراتشان را به اجرا در مي‌آوردند. حاصل اين عملكرد كاملا سياسي در حيطه وزارت آموزش‌وپرورش، تغيير كامل مديران ستادي و مديران سازمانها و ادارات بود و تركش اين رفتارها، دامن كارشناسان و نيروهاي كارآمد مستقل را هم گرفت. البته اين گونه تغييرات را در دولت قبلي هم شاهد بوديم اما اين بار يك اتفاق ديگر هم افتاد و آن ممنوعيت بكارگيري اين نيروهاي تصفيه شده در حوزه‌هاي ديگر بود به گونه‌اي كه هيچ جايي جز تدريس در مدرسه براي آنان باقي نماند. البته مدتي بعد، موج دوم تغييرات هم آغاز شد و برخي از مديراني كه از سوي فرشيدي و دوستان وي به كار دعوت شده بودند، نيز مشمول غضب شدند و به دلايلي از جمله مطيع كامل نبودن، كنار گذاشته شدند. واقعيت اين است كه تقريبا تمام يكي دو سال گذشته به همين تغييرات مديريتي گذشت و تقريبا كار بايسته‌اي براي ايجاد تغييرات بنيادين در آموزش‌وپرورش صورت نگرفت.

2ـ احياي دوباره معاونت پرورشي و تربيت بدني، يكي از اقداماتي بود كه كاملا انتظار آن مي‌رفت. پيشنمازي معاون پرورشي و تربيت بدني شد و كارش را در شكل‌دهي به اين معاونت با يك سلسله مطالعات و مشورتهاي تخصصي آغاز كرد. نوع نگرش وي به كار تربيتي تاحدودي قابل توجه است، اما در دستگاهي كه مديريت آن را فرشيدي برعهده داشت، اين نگاه مستقل، چندان طرفداراني نيافت. يكي از موانع مهم براي عملياتي شدن اين نگاه، به نگرش حزبي و تنگ‌نظرانه همان كانون قدرت و دولت سايه مستقر در وزارت آموزش‌وپرورش مربوط است كه همچنان مانع بكارگيري عناصر توانمند مستقل در حيطه امور تربيتي مي‌شوند. كار تربيتي در آموزش‌وپرورش، نمي‌تواند بازگشت به دوران گذشته باشد و پس از تجربه دوران فترت، اينك بايد شكل و شمايل تازه‌اي پيدا كند و متناسب با نيازهاي نسل جديد، سامان يابد. اين امر بدون داشتن سعه‌صدر در درون آموزش‌وپرورش و بدون بكارگيري هزاران نيروي توانمندي كه از كار كنار گذاشته شده‌اند و جذب هزاران مربي تازه‌نفس و كارآشنا، ناشدني است. فرشيدي و ديگر كساني كه چون او مي‌انديشند و عمل مي‌كنند، هرگز گزينه مناسبي براي احياي منطقي و روزآمد امور تربيتي نبوده و نخواهند بود.

3ـ از مشكلات مهم فرشيدي در مديريت وزارت آموزش‌وپرورش، به رسميت نشناختن نهادهاي مستقل صنفي و سياسي فرهنگيان بود. در دوران مديريت مرتضي حاجي، وي يك فرد مطلع را مامور ارتباط با اين تشكلهاي صنفي فرهنگيان كرده بود و همين تعامل منطقي و مثبت، باعث شد كه يكي از بحرانهاي مهم را پشت سر بگذارد. متاسفانه از آغاز كار فرشيدي در وزارت آموزش‌وپرورش، وي هيچ اعتنايي به اين تشكلها نكرد ـ شايد به خاطر تبعيت از نگرش حاكم بر دولت ـ و در مقابل اعتراضها و تحصنهاي آنها، راه مقابله و نفي در پيش گرفت. نتيجه اين شد كه تقريبا همه تشكلهاي صنفي معترض، غيرقانوني و ممنوع‌الفعاليت شدند و با دستگيري و محاكمه و اخراج دهها تن از مسئولان اين تشكلها و معلمان معترض، يك آتش زير خاكستر فراهم شد كه معلوم نيست اگر دوباره شعله‌ور شود، به چه ميزان خسارت به همراه خواهد آورد. اين سخن به اين معنا نيست كه در تمام اين اعتراضات، حق با تشكلهاي صنفي است و هيچگونه تخلفي از سوي آنان صورت نگرفته است اما بي‌ترديد امنيتي كردن فضاي آموزش‌وپرورش و دستگيري و محاكمه و محكوم كردن بسياري از معلمان دلسوز و زحمتكش و ايجاد هراس در ميان آنان، بدترين اقدامي است كه مي‌تواند از يك دولت و مدير فرهنگي سر بزند. اين اقدامات غلط بايد از طريق به رسميت شناختن تشكلهاي صنفي و سياسي فرهنگيان و تعامل مناسب با آنان و نقض محكوميت‌هاي اداري و قضايي دستگيرشدگان فرهنگي، جبران شود و دولت از جمله با همكاري اين نهادهاي مدني خودجوش، به حل معضلات آموزش‌وپرورش اقدام كند كه شدني است.

4ـ براي اداره وزارت آموزش‌وپرورش، تنها بايد به درون اين وزارتخانه اميد بست و وزيري كه از بيرون اين مجموعه براي وزارت معرفي شود، موفق نخواهد شد. گفته مي‌شود معرفي علي ‌احمدي به عنوان سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش، با اين هدف صورت گرفته است كه وي بعدا به عنوان وزير به مجلس معرفي شود. بنده ضمن ارادت شخصي به ايشان، بر اين باورم كه علي‌احمدي به دليل نداشتن سابقه كار و مديريت در اين وزارتخانه، با مسائل اين حوزه، عميقا آشنا نيست و مجموعا موفق نخواهد شد. اگر دولت نمي‌تواند به سراغ نيروهاي توانمند و كارآمد مستقل برود و مثلا از دكتر علي‌اصغر فاني براي پذيرفتن اين مسئوليت دعوت كند، دستكم بايد كسي را به عنوان وزير، جايگزين فرشيدي كند كه با كار اين وزارتخانه از مدرسه تا ستاد وزارتخانه، آشنا باشد و طرح و برنامه داشته و در ميان مجموعه نيروهاي اين وزارتخانه، مقبول‌تر باشد.

5 ـ نمي‌توانم از ذكر يك نكته ديگر خودداري كنم. با روي كار آمدن فرشيدي و به هنگام تغيير مديران آموزش‌وپرورش، تقريبا در سراسر كشور شاهد برخي برخوردهاي غيراخلاقي بوده‌ايم. معمولا يكي دو ساعت يا يك روز مانده به تغيير يك مدير، به او اطلاع داده مي‌شد كه خود را براي يك جلسه معارفه و توديع آماده كند و مدير مربوطه نيز در اوج غافلگيري،‌ به اين ماجرا تن مي‌داد. ظاهرا خود فرشيدي هم مشمول همين روش شد و در حالي كه سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش از يك ماه و نيم قبل در جريان اين تغيير و تحول بود و خود را براي تحويل گرفتن وزارتخانه آماده مي‌كرد، اما خود فرشيدي در فاصله‌ زماني اندك ـ شايد چند ساعته و چند دقيقه‌اي ـ مجبور به استعفا و انجام خداحافظي شد.
فاعتبروا يا اولي‌الابصار.



 

 

جمعه 1386/09/16 |

 

دولت نهم و فرهنگیان

به نام خداوند جان و خرد

دولت نهم و فرهنگیان

قبل از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری اکثر نامزدهای این پست و مقام در مناسبت های مختلف

مشکلات جامعه فرهنگیان را مطرح و قول مساعد می دادند که در صورت پیروزی نسبت به حل این مشکلات مبادرت خواهند ورزید . در این بین جناب آقای دکتر احمدی نژاد علاقه ای خاص نسبت به این موضوع نشان داده و در بیشتر سنخرانی های خود ؛ خود را معلم می نامیدند و مدعی بودند که بیش از سایرین به مشکلات جامعه فرهنگیان ایران آشنا بوده و قصد حل و فصل این مشکلات را دارند تا اینکه در یکی از ملاقات های حضوری جمعی از فعالان صنفی معلمان با ایشان در اوایل تصدی مقام ریاست جمهوری ایشان فرمودند : که اگر ما آموزش و پرورش داشته باشیم ولی هیچ چیز نداشته باشیم همه چیز داریم ولی اگر همه چیز داشته باشیم ولی آموزش و پرورش نداشته باشیم هیچ چیز نداریم . ایشان همه مشکلات آموزش و پرورش را قابل حل میدانستند . برای بسیاری از فرهنگیان این نوید خوشایندی بود و بسیاری را امیدوار کرد حتی تاثیر این سخنان تا حدی بود که چند ماه بعد از انتخاب شدن ایشان هم شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان سراسر کشور در جلسات خود تصمیمات جدی نمی گرفتند و در مقابل اعتراضات معلمان که شورای هماهنگی عقب نشینی کرده و در تصمیمات خود سست شده است  مجبور بودند هزاران دلیل بیاورند که باید به دولت مردان جدید فرصت کافی داده شود تا برنامه های جدیدی در آموزش و پرورش اجرا گردد و از مشکلات ما کاسته شود ولی در واقع تمامی فرهنگیان و خانواده های آنان برنامه های دولت جدید را زیر نظر داشتند و به دقت منتظر اقدامات جناب آقای دکتر احمدی نژاد بودند قبل از معرفی وزیر آموزش و پرورش تشکل های صنفی حرکتی را آغار نمودند و با رایزنی با نمایندگان مجلس سعی کردند تا سقف انتظارات معلمان را به مجلسیان گوشزد نمایند ولی با کمال تاسف متوجه شدند که نه مجلس و نه دولت تاب و توان شنیدن مشکلات و انتظارات معلمان را دارند بلکه در ضمن این تماسها ما معلمان متوجه شدیم که دولت مردان جدید سعه صدر کافی برای گوش کردن را هم ندارند و با بیان این مطلب که ما همه مشکلات را میدانیم و سعی میکنیم تا آنها به موقع حل نماییم ما را از سر خود دور نموده و زمانیکه معلمان شنیدند فردی بازنشسته و بی تجربه با بدنه مدیریت کلان آموزش و پرورش از مجلس هفتم رای اعتماد گرفته همگان متعجب شدند و تازه فهیمدیم که امیدی به حل مشکلات وجود ندارد .

قابل توجه اینکه جناب آقای مهندس فرشیدی توسط دوستان شفیق خود که دربین فعالان هم رخنه داشتند تمامی سخنرانی  روزکسب رای اعتماد خود را از فعالان به عاریه گرفته بودند و در ظاهر به کل مشکلات اشاره و در واقع مجلسیان را قانع نمودند که به همه مشکلات آموزش و پرورش اشرافیت کافی دارند .

آقای فرشیدی هیچ برنامه ای در مجلس ارایه نکردند و قولهای که داده بودند به هیچ کدام عمل ننمودند ولی چرا مجلس به ایشان این همه لطف داشت باید از نمایندگانی سئوال کرد که به ایشان دوبار رای اعتماد دادند و سرنوشت بزرگترین وزارت خانه را  مرکز مبارزات سیاسی خود کردند .

در نظر وزیر محترم آموزش و پرورش کسری بودجه مشکل به حساب نمی آمد . کمی حقوق معلمان و تفاوت فاحش آن با حقوق سایر کارمندان وزارتخانه های دولت مسئله مهمی نبود . مشکل معلمان ایران نداشتن حداقل زندگی هم نیست . مشکل اصلی این قشر نجیب و زحمت کش چند صباحی است تشکیل کانون صنفی آن هم براساس قانون اساسی کشور که خون بهای شهدای انقلاب و یادگار آن امام همام هست . کانونی که دیگر اقشار به راحتی آب خوردن تشکیل می دهند و سالهاست که از مزایای آن بهره مند هستند .

در نظر وزیر آموزش و پرورش مطرح نمودن حقوق مغفول مانده توسط تعدادی از معلمان دلسوز کشور که درد معلم بودن دارند و با مشکلات عجین شده اند بزرگترین مشکل این وزارتخانه تشخیص و از همان روز اول نسبت به قلع و قم فعالان صنفی معلمان برنامه ریزی نمودند . چنانکه در ایام اعتراضات شدید معلمان مخصوصا در مقابل مجلس ایشان اعلام می کردند که از موضوع خبر ندارند !!!!!

ایشان به جای تلاش برای رهایی معلمان خود از زندان و تبعید دستور فرمودند تا تمامی کانون های صنفی معلمان در سراسر کشور مسدود و کلیه فعالان صنفی روانه زندان و دادسراهای انقلاب گردند و پرونده قطوری برای تک تک فعالان صنفی بسته شد و در نهایت همه ما دیدیم که دولت نهم با اخراج ؛ تبعید ؛ انفصال از خدمت ؛ بازنشستگی پیش از موعد کل مشکلات معلمان ایران را حل نمود .

سهم مجلس هفتم هم از این قضایا فقط سکوت بوده و نظاره البته عملکرد چند نماینده واقعی در این مجلس هرگز از یاد و خاطر معلمان ایران نخواهد رفت . نمایندگانی که تا آخرین ساعات سال قبل و تا چند دقیقه مانده به تحویل سال نو تلاش کردند تا یاران ما را آزاد نمایند خاطرشان همیشه عزیز بوده و ما معلمان قدر شناس این عزیزان هستیم و خواهیم بود .

و اما چند سخن با فرهنگیان ایران : همکاران شریف و صبور اگر در گذشته نمی توانستیم کاری برای یاران شجاع خود انجام دهیم امروز وارد صنحه انتخابات می شویم و با شناختی که از ظرفیت های دو طرف داریم قدرت را از ضعیفان گرفته و به صاحبان اصلی و قانونمند میدهیم اگر همه ما با تمام توان وارد انتخابات شویم اولا همه نمایندگان را می توانیم از بین همکاران خوش فکر و با برنامه خود انتخاب نماییم و در ثانی حداقل به افرادی که با سکوت خود رضایت خود را از عملکرد این دولت و وزیر اعلام نمودند را از رسیدن به قدرت وثروت ساقط نماییم . اگر ما همراه با خانواده های خود و به همراهی دانش آموزان خود وارد هر صحنه ای شویم بطور حتم پیروزی از آن ماست .

 

                                                       معلمی از دیار بابک و ستارخان

                                                            13 / 9 / 1386  

                                            

جمعه 1386/09/16 |

 

برابری اقدامات فرشیدی در وزارت آموزش و پرورش با 28 سال گذشته !

برابری اقدامات فرشیدی در وزارت آموزش و پرورش با 28 سال گذشته !

حسين هراتي در گفت‌وگو با خبرنگار «آموزش و پرورش» ايسنا در پاسخ به اين سوال که مديريت كوتاه مدت در وزارت آموزش و پروش چه تاثيرات سوئي بر عملکرد آن خواهد گذاشت، افزود: با تدوين سند ملي آموزش و پرورش، تمامي وزراي آموزش و پرورش و مديران آن موظف خواهند شد، سياست‌ها و برنامه‌هاي خود را بر اساس آن تدوين و اجرا کنند که با انجام اين مهم، تغييرات در راس مديريت آموزش و پرورش کشور نخواهد توانست، تاثير منفي بر عملکرد بزرگ‌ترين وزارتخانه کشور بر جاي بگذارد.

وي گفت: در برنامه چشم‌انداز 20 ساله نظام، سرآمدي کشور در زمينه‌هاي علمي و فرهنگي و هنري و اقتصادي مطرح شده که در اين ميان بسترسازي و فراهم كردن شرايط رسيدن به اين اهداف، بر عهده وزارت آموزش و پرورش قرار داده شده است.


عملكرد آموزش و پرورش در مديريت 5/2ساله فرشيدي با 28 سال گذشته برابري مي‌كند

هراتي در واکنش به برخي مطالب منتشر شده درباره دلايل استعفاي فرشيدي، با بيان اين که تمامي اقدامات صورت گرفته در آموزش و پرورش در راستاي حمايت از دولت و سياست‌هاي آن بوده است، گفت: تا زماني که فرشيدي، دلايل استعفاي خود را اعلام نکند، هر گونه گمانه‌زني در اين زمينه نادرست، غيرمجاز و بر اساس برداشت‌هاي شخصي افراد است و نمي توان براساس حدس و گمان نسبت به اين موضوع اظهارنظر کرد.

قائم مقام وزير آموزش و پرورش با رد هرگونه سياسي کاري در اين وزارتخانه در زمان تصدي فرشيدي گفت: آنچه که در طول 5/2 سال گذشته با حضور فرشيدي به عنوان وزير آموزش و پرورش در اين وزارتخانه روي داده است، با 28 سال گذشته برابري مي‌کند که اين موضوع نشان از غيرسياسي بودن اقدامات و عملکرد وي در دوران مسووليتش در وزارت آموزش و پرورش دارد.

سه شنبه 1386/09/13 |

 

طی 2 سال وزارت فرشیدی ، پیشرفت آموزش و پرورش دچار مشکل شد

طی 2 سال وزارت فرشیدی ، پیشرفت آموزش و پرورش دچار مشکل شد

رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با اشاره به اینکه رابطه سرد دولت با وزیر آموزش و پرورش منجر به برکناری فرشیدی شد، گفت: با توجه به وضعیت نابسامانی که در دانشگاه پیام نور حاکم است نگران این هستیم که با آمدن علی احمدی باری از پیام نور هم بر مرکب در گل مانده آموزش و پرورش گذاشته شود.
دکتر علی عباسپور تهرانی فرد در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اینکه از وزیر آموزش و پرورش خواسته شده که استعفا بدهد ، افزود: از همان روز اول انتخاب فرشیدی به عنوان وزیر، هماهنگی میان دولت و وی وجود نداشت و اینکه دلیل انتخاب وی و یا دفاع رئیس جمهور در زمان استیضاح فرشیدی در مجلس چه بود نیز هنوز مشخص نشده است.

به گفته وی در طی 2 سال وزارت فرشیدی ، پیشرفت آموزش و پرورش دچار مشکل شد.

دولت از پرداخت 2 هزار و 100 میلیارد تومان کسری آموزش و پرورش که مورد موافقت معاونت برنامه ریزی رئیس جمهور نیز قرار گرفته بود، امتناع می کرد و گویا قرار بود نصف این مبلغ را پرداخت کند.

رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: از زمان تشکیل دولت نهم، درمکاتبات متعدد به رئیس جمهور عنوان کردیم که آموزش و پرورش با وجود فعالیت بیش از یک میلیون نیروی انسانی ، 14 میلیون دانش آموز و با دارا بودن 7 هزار میلیارد تومان اعتبار، وزارتخانه ای حساس و گسترده است به همین دلیل فردی که به عنوان وزیر انتخاب می شود باید قوی بوده و با مدیریت منابع انسانی و مالی کاملا آشنایی داشته باشد.

وی افزود: طی مدت وزارت فرشیدی ، در خصوص مدیریت وی بحث و سوالات متعددی مطرح بود و دولت به آنچه در آموزش و پرورش می گذشت، توجه کافی نداشت و همچنین بسیاری از قوانین مجلس نیز در این وزارتخانه اجرایی نمی شد ، به همین دلیل برای بررسی مشکل آنها پیشنهاد تشکیل جلسه ای داده بودیم.

وی به رابطه سرد میان دولت و وزیر آموزش و پرورش اشاره کرد و اظهار داشت: این رابطه تا حدی بود که دولت از پرداخت 2 هزار و 100 میلیارد تومان کسری این وزارتخانه که مورد موافقت معاونت برنامه ریزی رئیس جمهور نیز قرار گرفته بود، امتناع می کرد و گویا قرار بود نصف این مبلغ را پرداخت کند.

رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس تصریح کرد: تمامی این موارد ، ابهاماتی بود که در نهایت منجر به این شد که از فرشیدی بخواهند استعفا دهد.

با انتخاب علی احمدی باز هم نگران هستیم، چون تمامی اشکالاتی که گفته شد به نحوی دیگر در فرد معرفی شده نیز وجود دارد. سرپرست جدید اصلا در آموزش و پرورش فعالیت نکرده و با این وزارت خانه آشنا نیست بنابراین ، این امر مشکل ساز خواهد بود.

عباسپور عدم فعالیت در آموزش پرورش را یکی از اشکالات این انتخاب دانست و افزود: سرپرست جدید اصلا در آموزش و پرورش فعالیت نکرده و با این وزارت خانه آشنا نیست بنابراین ، این امر مشکل ساز خواهد بود.

وی با اشاره به اینکه آموزش و پرورش دچار چالش جدی است ، گفت: مشکلات موجود در وزارتخانه با انتخاب وزیر مقتدر و همکاری دولت و مجلس برطرف می شود . دولت باید وزیری مقتدر که کاملا آموزش و پرورش را بشناسد ، معرفی می کرد در غیر اینصورت یکسال زمان لازم است تا فرد جدید نسبت به این وزارتخانه شناخت پیدا کند و تا آن موقع دیگر چیزی از آموزش و پرورش باقی نمی ماند.

وی افزود: از میان بیش از یک میلیون پرسنل آموزش و پرورش ، 30 هزار نفر فوق لیسانس ، 3 هزار نفر دکترا و تعداد زیادی افراد با تجربه و باسابقه وجود دارد و خارج از وزارتخانه نیزهستند افرادی که در تعامل نزدیک با آموزش و پرورش باشند بنابراین می توان با این امکانات وسیع از افرادی که کاملا به حوزه اشراف دارند، انتخاب کرد.

رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس به وضعیت نابسامان دانشگاه پیام نور اشاره و تاکید کرد: با توجه به اینکه در حال حاضر اغلب دانشگاههای پیام نور بدون استاد و فضا هستند بنابراین نگران هستیم که با آمدن علی احمدی باری از پیام نور هم بر مرکب در گل مانده آموزش و پرورش گذاشته شود.

سه شنبه 1386/09/13 |

 

در نشست نمايندگان تشكل‌هاي صنفي معلمان با نمايندگان مجلس مطرح شد: ديدار نمايندگان معلمان با خاتمي


در نشست نمايندگان تشكل‌هاي صنفي معلمان با نمايندگان مجلس مطرح شد:
ديدار نمايندگان معلمان با خاتمي


اعتماد ملي:نشست نمايندگان تشكل‌هاي صنفي معلمان با تعدادي از نمايندگان مجلس در ساختمان‌هرمي بهارستان برگزار شد. در اين جلسه كه به ابتكار كانون صنفي معلمان تهران و موافقت نمايندگان اقليت مجلس برپا شد، كانون صنفي طي نامه‌اي خواستار حضور همه فراكسيون‌هاي مجلس در اين نشست شده بود، اما نمايندگان اكثريت در اين جلسه حاضر نشدند.

از ميان نمايندگان فراكسيون 40 نفري اقليت مجلس نيز تنها سه نفر (گرامي‌مقدم، شجاع‌پوريان و سهيلا‌ جلودارزاده) با جمع معلمان كه تعداد آنها حدود 40 نفر بود، به گفت‌وگو نشستند. پس از آن عباس معارفي معلم بازنشسته و فعال حقوق معلمان عامل همه ناهنجاري‌هاي اجتماعي را فقر مالي و فاصله طبقاتي معرفي كرد.

معارفي با اشاره به حقوق اندك بازنشستگان گفت: <در بررسي‌هاي انجام‌شده معلوم شده كه علت فرار برخي دختران از خانه اين است كه سرپرست خانواده يك فرد بازنشسته است و از تامين مخارج خانواده خود ناتوان است.> ‌ شعباني، معلم اصفهاني نيز گفت: <توسعه پايدار در گرو توجه به آموزش و پرورش است، تا امروز نه روشنفكران و نه نمايندگان مجلس به اين موضوع توجه نكرده‌اند.> شعباني با اشاره به تضييقات و فشارهاي وارد بر معلمان گفت: <تاكنون براي 106 تن از معلمان استان اصفهان راي صادر كرده‌اند.> جليليان نماينده معلمان همدان نيز با اشاره به احكام تغيير محل جغرافيايي، كسر گروه بازنشستگي و احضار به دادگاه معلمان و ضمن انتقاد از موضع نمايندگان مجلس گفت: <حداقل كاري كه مي‌توانستيد بكنيد اين بود كه در مجلس اسمي از معلمان را بر زبان بياوريد و بپرسيد چرا با معلمان اينگونه رفتار مي‌شود.> اسماعيل گرامي‌مقدم نيز با تاكيد بر اهميت نهادهاي صنفي از معلمان خواست كه نقش فعال اقليت مجلس را با اكثريت مقايسه كنند و افزود: <در تجمعات شما در برابر مجلس، ما به ميان معلمان آمديم، حرف‌هاي شما را شنيديم، براي آزادي بازداشت‌شدگان با آقايان كروبي و شاهرودي و برخي ديگر در تماس بوديم. در مساله استيضاح فرشيدي وارد شديم، اما مجلس تصميم سياسي گرفت.> پس از آن شجاع‌پوريان نماينده بهبهان و عضو فراكسيون اقليت با انتقاد از كساني كه جايگاه مجلس را پايين آورده‌اند، گفت: <ما حتي نمي‌توانيم يك وزير را به مجلس بياوريم، تعداد كساني كه جريان اصلا‌حات را در مجلس تعقيب مي‌كنند، 50-40 نفر است و كار زيادي از ما ساخته نيست.> شجاع‌پوريان با اشاره به تصويب قانون مديريت خدمات افزود: <امكان تامين اعتبار با درآمد افسانه‌اي نفت وجود دارد، اما اراده‌اي براي حل مشكلا‌ت معلمان موجود نيست، شايد نمي‌خواهند لا‌يحه‌اي كه توسط دولت قبلي تهيه شده را اجرا كنند.> شجاع‌پوريان با تاكيد بر اينكه قانون مديريت خدمات از 1/1/86 اجرا مي‌شود، از اينكه قرار است بخشي از افزايش حقوق معلمان با سهام عدالت تامين شود انتقاد كرد. در اين جلسه ثريا دارابي سردبير نشريه توقيف‌شده قلم معلم از توقيف اين نشريه انتقاد كرد و راه مبارزه با جرم و جنايت را توجه به آموزش و پرورش دانست. پس از پايان جلسه، حاضران تصميم گرفتند كه با انتشار اطلا‌عيه‌اي تحليلي، گزارشي از وضع كنوني معلمان را به افكار عمومي ارائه دهند.

در پايان جلسه اعلا‌م شد كه نمايندگان تشكل‌هاي صنفي معلمان براي طرح ديدگاه‌هاي خود طي دو هفته آينده با سيدمحمد خاتمي رئيس‌جمهور پيشين ديدار خواهند كرد. به پيشنهاد محمد خاكساري بحث انتخابات از دستوركار جلسه خارج شد. وي استدلا‌ل كرد كه كانون‌هاي صنفي بر اساس مواد اساسنامه نمي‌توانند وارد موضوعات سياسي شوند.

منبع:روزنامه اعتماد ملی ۸۶/۹/۸

جمعه 1386/09/09 |

 

خاتمی: توقعات معلمان هميشه معقول بوده است

خاتمی: توقعات معلمان هميشه معقول بوده است

نواندیش- سيدمحمد خاتمي گفت: بخش‌هاي آموزش و پرورش اصيل‌تر، موثرتر و نجيب‌تر از بخش‌هاي ديگر جامعه ما هستند و به تبع آن اشتباهاتشان هم كمتر است؛ اما متاسفانه گاهي برخوردهايي مي‌شود كه متناسب با وضع اين قشر نيست و بايد از بابت اجحافي كه به معلمان مي‌شود، اظهار تاسف كرد.

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي كه در جمع اعضاي كميسيون فرهنگيان ستاد مركزي ائتلاف اصلاح‌طلبان سخن مي‌گفت با اشاره به اين كه آموزش و پرورش از مشكلي سابقه‌دار رنج مي‌برد، اظهار داشت: اين مشكل هم به لحاظ ساختار و وضعيت آموزشي و پرورش در كشور ماست و هم به خاطر برخي سليقه‌ها و گرايش‌هايي كه در جامعه ما وجود دارد.

رييس بنياد باران در ادامه با اشاره به مشكلات موجود بر سر راه بودجه فرهنگي در كشور گفت:‌ مشكل بزرگي كه همواره مطرح مي‌شود ولي راه حلي براي آن ارائه نمي‌شود، نسبتي است كه ميان بودجه جاري و عمراني وجود دارد. هميشه بودجه عمراني در كشور ما خيلي كمتر از بودجه جاري بوده است و اين عدم تعادل با توجه به اين كه به هر حال جامعه به لحاظ توليد و ماليات مشكل دارد، هميشه يك نوع سخت‌گيري نسبت به بودجه جاري را به وجود آورده است و در اين مسير متاسفانه اولين قرباني آموزش و پرورش است؛ چون بزرگترين بخش بودجه جاري متعلق به اين بخش است؛ هم به لحاظ امكاناتي كه بايستي به دانش‌آموزان داده شود و هم تعداد زيادي حقوق‌بگير در اين سيستم وجود دارند؛ به همين دليل اين مشكل همواره وجود داشته است.

سيدمحمد خاتمي با اشاره به نحوه هزينه از حساب ذخيره ارزي در دوران اصلاحات گفت: وقتي حساب ذخيره ارزي به وجود آمد همه دوستان مي‌دانند كه من چقدر روي خرج كردن از اين حساب حساسيت داشتم و مراقب بودم كه حساب ذخيره از مسير خود خارج نشود؛ به خصوص در عرصه‌هاي جاري هزينه نشود و معتقد بوديم كه بايد از سهم صندوق بخش خصوصي تقويت شود تا بتواند پشتوانه توليد كشور باشد؛ چرا كه با تقويت اين بخش بسياري از مشكلات ما قابل حل خواهد بود؛ ولي وقتي مواردي مطرح شد كه معوقه‌هاي فرهنگيان از اين صندوق پرداخت شود با آن موافقت شد و اين يكي از كارهاي بزرگي بود كه در آن زمان قابل انجام بود.

رييس موسسه گفت‌وگوي تمدن‌ها و فرهنگ‌ها با بيان اين كه رشد اقتصادي در برنامه چهارم توسعه بيش از 8 درصد پيش‌بيني شده است، ادامه داد: در اين برنامه حدود 5 / 2 تا 5 / 3 درصد سهم بهره‌وري در نظر گرفته شده است كه متاسفانه با لطماتي كه اين برنامه در اجرا با آن مواجه شده است، الان وضع بهره‌وري چندان مطلوب نيست؛ ولي اگر واقعاً بهره‌وري مهم است بايد به نقش آموزش و پرورش در اين زمينه توجه شود، بايد روي جاهايي سرمايه‌گذاري كنيم كه به بهره‌وري منجر شود. مطمئنا اگر آموزش و پرورش پويا داشته باشيم، نيروي انساني به گونه‌اي تربيت خواهد شد كه توان، آگاهي و مهارت بيشتر خواهد داشت كه همين امر مهمترين عامل رشد بهره‌وري است؛ بدين سان ديگر نبايد بودجه آموزش و پرورش را صرفا جاري به حساب آورد، علاوه بر اين اهميت فرهنگ ايجاب مي‌كند كه به آموزش و پرورش و آموزش عالي و فرهنگ عمومي توجه بيشتر شود.

خاتمي در ادامه با تاكيد بر نقش نهادهاي مدني تصريح كرد: اين كه به آموزش و پرورش اجازه دهيم بچه‌ها را مدني ، مسوول و مطالبه‌كننده حقوق خود و مشاركت‌جو، تربيت كند مي‌توانيم جلوي ولنگاري‌هايي را كه در جامعه به صورت طبيعي وجود دارد، غيرمستقيم بگيريم . پيمايش‌ها و تحقيقات نشان مي‌دهد در سالهاي اوليه دولت اصلاحات فساد و لاابالي‌گري در جامعه ما كاهش پيدا كرده بود؛ ما خيلي اهل شعار نبوديم و حتي معتقديم كه شعارها اگر بدون توجه به عمق قضايا باشد، مي‌تواند اثر عكس بگذارد و با برخوردهاي خشن هم كار درست نمي‌شود.

وي تاكيد كرد: وقتي بچه‌ها در جامعه احساس حضور كنند همچنان كه در دوران جنگ با شور و اشتياق در جبهه‌ها حاضر مي‌شدند و با تلاش و جانبازي خود مي‌خواستند كشور را حفظ و دشمني را دفع كنند، امروز نيز اگر بخواهيم با فساد مقابله كنيم، بايد اين اميد و باور را به جوانان بدهيم و آن‌ها را مسوول و كارآمد تربيت كنيم .

سيد محمد خاتمي با تاكيد بر ضرورت وجود برنامه در ميان اصلاح‌طلبان در اين مورد تصريح كرد: اصلاح طلبان بايد در همه زمينه‌هايي كه مربوط به زندگي مردم است برنامه داشته باشند؛ ولي نبايد از ياد برد كه برخي شعارهاي اصولي و اساسي كه شايد مستقيماً با زندگي روزمره مردم مماس نشود، نيز ضروري است و نمي‌توان آنها را از ياد برد؛ مثلاً مساله جمهوريت نظام، راي مردم، حضور مردم و تشكل‌هاي مردمي مهم است؛ ولي در كنار آن رسيدن به معيشت مردم نيز حائز اهميت است.

به گزارش ايسنا به نقل از روابط عمومي بنياد باران ، خاتمي در ادامه با تاكيد بر لزوم جمع‌بندي دستاوردها دراين زمينه گفت: بايد براي رعايت حقوق بخش‌هاي مختلف به بخش مهم، تاثيرگذار و حياتي جامعه كه آموزش و پرورش و معلمان ما هستند، توجه ويژه‌اي شود.

رييس‌جمهور سابق كشورمان در ادامه با اشاره به مساله تشكل‌ها در دوران اصلاحات به عنوان يكي از محوري‌ترين مسائل تصريح كرد: ‌پرداختن به تشكل‌ها به معني باور داشتن مردم است. يك ديد در جامعه ما وجود دارد كه ممكن است حسن نيت هم داشته باشد، ولي اعتقادي به مردم ندارد و حتي ممكن است معتقد باشد آنجا كه اكثريت مردم هستند، فساد و بطلان هم بيشتر است و معتقد است كه حكومت ربطي به مردم ندارد .

وي در ادامه گفت: البته حكومت خوب است به كساني كه بر آن‌ها حكومت مي‌كند خير هم برساند و اگر عدالتي هم برپا مي‌شود، از روي تفضل است نه مسووليت و در كنار آن، نگاه ديگر اين است كه در يك نظام مردمي حكومت نه ارباب، بلكه خدمتگزار مردم است و هيچ پايگاهي جز مردم ندارد و بهترين مردمان هم حق ندارند بدون رضايت مردم حكومت خود را بر آنان تحميل كنند.

بر اساس اين گزارش ، سيد محمد خاتمي تاكيد كرد: ‌اگر معتقد به حق مردم هستيم هيچ راهي جز ميدان دادن به تشكل‌ها و جريان‌هايي از جمله جريان‌هاي صنفي وجود ندارد؛ چرا كه جريانهاي صنفي در دنياي امروز بيشتر مي‌توانند منافع خود را تشخيص دهند و بيشتر مي‌توانند افكار و سليقه‌هاي پراكنده را متمركز كنند. ما نمي‌گوييم اصنافي تشكيل شود كه در فكر براندازي نظام هستند و اگر بناست يك بخش صنفي اطمينان‌بخش‌تر از ساير بخش‌ها باشد آن تشكل‌ صنفي معلمان است؛ چرا كه معلمان ما متدين‌ترين، مسوول‌ترين و دلسوزترين بخش‌هاي جامعه هستند.

رييس بنياد باران در ادامه با اشاره به اين كه بخش عمده‌اي از گردانندگان انقلاب از صدر تا ذيل ، معلمان بوده اند تصريح كرد: در نهادها و مسووليت‌هاي مختلف در نظام از شايستگي ، توان و صداقت معلمان استفاده شده است و در زمان رژيم طاغوت نيز بسياري از كساني كه در رشته‌هاي مختلف تحصيل كرده بودند چون نمي‌خواستند آلوده شوند در آموزش و پرورش وارد مي‌شدند و محروميت‌هاي آن را تحمل مي‌كردند؛ چون اشخاص سالم و متديني بودند.

وي با انتقاد از مجموعه تفكري كه سليقه خود را عين اسلام و حق مي‌داند اظهار داشت:‌ مگر مي‌شود يك مجموعه با سليقه خاص همه مخالفان فكري و سليقه‌اي خود را به ضديت با انقلاب و سكولاريسم و بي ديني متهم كند؟ اتفاقاً اين تفكر است كه سكولاريسم را در جامعه تقويت مي‌كند و اين تنگ نظري‌هاست كه نيروهاي متدين و مسوول را كنار مي‌زند و اگر كساني اين سليقه را به نام حكومت تحميل كنند، جوان و جامعه مي‌گويد اين چه حكومت ديني است كه محروميت را براي من مي‌آورد و حتي مرا تحقير مي‌كند و اين خود بزرگترين عامل براي سوق دادن جامعه به سمت سكولاريسم است.

سيد محمد خاتمي تصريح كرد: اگر نقش نيروهاي برانداز خارج از نظام و ضد دين را در دور كردن جامعه ازحكومت ديني و معيارهاي ديني با تنگ نظري‌ها و قشري نگري‌ها و خشونت طلبي‌ها و تحجرهايي كه به نام دين مي‌شود مقايسه كنيم معتقدم كه نقش دومي بيشتر است.

وي در ادامه با تاكيد بر اين كه بايد معلمان متعهد مسوول متدين و علاقه‌مند به دين كشور و نظام باشند كه اين گونه هم هستند گفت:‌ معتقدم معدل سلامت و صلاحيت معلمان در اين زمينه بالاتر از بخشهاي ديگر جامعه است.

خاتمي با تاييد اين مساله كه آموزش و پرورش مشكلات بزرگي دارد تاكيد كرد:‌ ممكن است بر اثر اين مشكلات معلمان ما مستاصل شده باشند و اقدامي هم كرده باشند، ولي نبايد در پاكي و حسن نيت و حقانيت معلمان و مربيان ترديد كنيم.

وي ابراز عقيده كرد: كساني كه با وجود تشكل‌ها در جوامع مخالف هستند، سعي مي‌كنند با تشكل‌هايي برخورد كنند كه اثر آنها در جامعه بيشتر است و از آنها بيشتر احساس خطر مي‌كنند و اين گونه است كه با مختصر تحركي از سوي آنها سخت‌ترين برخوردها با آنان مي‌شود؛ يعني هرجا اثر بخشي بيشتر باشد، شدت عمل در برخورد هم بيشتر است و مطمئنا معلمان و مربيان ما اثربخش‌ترين قسمت جامعه هستند و بيشتر هم مورد جفا قرار مي‌گيرند.

سيد محمد خاتمي تصريح كرد: بخشهاي آموزش و پرورش اصيل‌تر، موثرتر و نجيب‌تر از بخشهاي ديگر جامعه ما هستند و به تبع آن اشتباهاتشان هم كمتر است. متاسفانه گاهي برخوردهايي مي شود كه متناسب با وضع اين قشر نيست و بايد از بابت اجحافي كه به معلمان مي‌شود اظهار تاسف كرد.

رييس موسسه گفت‌وگوي تمدن‌ها با بيان اين كه صحبت درباره معلمان فقط نبايد تعريف و تمجيد از آنها محدود شود، تاكيد كرد: بايد برنامه براي حل مشكلات معلمان داده شود و حداقل دلگرمي به آنها داده شود تا معلم بداند تنها نيست؛ البته بايد معلمان عزيز هم درك موقعيت را بكنند و نگذارند زمينه سوءاستفاده ديگران از آنها فراهم شود.

خاتمي با اشاره به اين كه توقعات معلمان هميشه معقول بوده است گفت: بايد با بحث و گفت و گو درمورد مشكلات معلمان به تفاهم رسيد. معتقدم اگر معلمان 50 مطالبه دارند وقتي احساس كنند كه گامي براي يك و چند تاي آنها هم برداشته شده، آن قدر نجيب و متحمل هستند، كه مسائل ديگر را تحمل كنند.

خاتمي با تاكيد بر اين كه بايد در برنامه‌ريزي اصلاح‌طلبان معلمان نقش برجسته‌اي داشته باشند گفت:‌ بايد نقش معلمان در مجلس متناسب با نقش آنها در جامعه تعريف شود. بايد از ميان اين قشر كساني كه وجهه اجتماعي دارند خوش‌فكر و با توان هستند و قابليت راي آوردن هم دارند، در ليست اصلاح‌طلبان باشند.

سيد محمد خاتمي در پايان با اشاره به نقش برگزاري انتخاباتي آزاد و مستقل براي رفع تهديدها و حفظ منافع ملي گفت: اميدواريم اين نگاه درجامعه ما تقويت شود و كساني كه دست اندركار امر انتخابات هستند، براي حفظ نظام اين مسير را طي كنند و اگر اين اتفاق بيفتد مجلس مناسبي هم به وجود خواهد آمد.

جمعه 1386/09/02 |

 

پیشنهادات قابل تامل

پیشنهادات قابل تامل

معلمان و راه پیشروی: اعتراضات و اعتصابات قدرتمند معلمان در اسفند ۸۵ آخرين صحنه هاى مبارزه آزاديخواهانه در سال گذشته بود. سال گذشته را معلمان با اجتماعات با شکوه خود به پایان رساندند و جمهورى اسلامى با سرکوب و دستگيرى در اجتماعات پايانى٬ تلاش کرد حرف آخر را بزند. نفس اين مبارزات تأثيرات بسيار مثبتى بر فضاى سياسى ايران و تحرک خود معلمان گذاشت. اما مسائل گرهى و نقاط ضعف در اين دوره کدامند؟ معلمان چگونه مي توانند پيشروى کنند و پيروزى را تضمين کنند؟ وظايف ديگر جنبش هاى اعتراضى جامعه در قبال اين اعتراضات چيست؟ اقدامات و شعارهاى کليدى کدامند؟

دستاوردها تاامروز: اعتراضات و اجتماعات معلمان در دوره ی اخير يک پيشروى سياسى در فضاى ايران بود. ميتينگ هاى گسترده و تقريباً سراسرى که بيش از صد هزار نفر معلم در آن شرکت داشتند و حمايت قلبى وسيعى که در ميان ديگر معلمان و جنبش آزادى و برابرى داشت٬ در حد خود يک پيشروى است. اين اعتراضات با تمام مشکلات و ضعف هايش نشان داد که؛ معلمان ساکت ننشسته اند٬ مرعوب نشده اند٬ پاى خواسته هايشان هستند٬ دولت و مجلس و نمايندگان را به مصاف طلبيدند٬ اميدوار و خوش بين اند٬ به قدرت متشکل خود بيشتر از گذشته اتکاء کرده اند٬ مصمم اند و کوتاه نمى آيند. اين تفاوت اصلى اين دور مبارزه ی معلمان با سال هاى گذشته بود. اين بار معلمان با توان و نيروى وسيع تر و با هماهنگى و وحدت عمل گسترده تر به ميدان آمدند. اشکال اعتراضى پيشروتر بود. کمتر اسير جدال جناح ها بود. مهم تر از همه٬ بر فضاى انتظار و نگرانى جامعه ناشى از جدال تروريست ها و تبليغات پوچ و ارتجاعى حول "انرژى هسته اى" و... تأثير تعيين کننده داشت. درست در شرايطى که ارکستر ناميمونى براى کشاندن مردم پشت سياست هاى اتمى در تلاش بود٬ معلمان با يک حرکت گسترده از رفع تبعيض سخن گفتند و در تغيير فضا به نفع جنبش آزادى و برابرى نقش ايفا کردند. جنبش کارگرى اميدوارتر شد و فعالين جنبش هاى اجتماعى به استقبال و حمايت از اين مبارزات رفتند. معلمان سال گذشته را با عزم و روحيه ی مبارزه جویى و حق طلبى به پايان بردند و اين پيش درآمدى براى حضور گسترده تر در سال جديد٬ در روز معلم است.

مجمع عمومى تشکيل دهيد! اين مبارزات درعين حال که معلمان در آن گسترده شرکت داشتند٬ فاقد مکانيزمى مستمر براى دخالت توده ی معلمان بود. در مواردى به درست تصميمات و قرارهاى بعدى در اجتماع معلمان اعلام مي شد. اين اقدام خوب بايد همه جا سنت شود. اما بعد از اجتماعات معلمان در مناطق و مراکز آموزشى ظرفى براى دخالت و تأثيرگذارى بر روند تصميمات نداشتند. فقدان چنين مکانيزمى بر روايات وبلاگى و شايعات در متن يک مبارزه دامن مي زد. برخی هم بيکار نبودند و از انواع شانتاژ و دروغ عليه معلمان در رسانه هايشان مي نوشتند. رهبرى اين اعتراضات به روز اجتماع در مقابل مجلس خلاصه نمي شود٬ مهم تر از آن ايجاد وحدت در ميان معلمان و به ميدان کشيدن آنان است. معنى واقعى شعار "مشکل ما حل نشه٬ مدرسه تعطيل ميشه" چيست؟ معلمان مي گويند ما مي توانيم مدارس و مراکز آموزشى را با ميليون ها دانش آموز به اعتصاب بکشانيم. چنين اعتصابى  حتى اگر يک هفته طول بکشد٬ دولت را در مقابل معلمان شکست مي دهد و فضاى سياسى را زير و رو مي کند. اين اخطار عملى است و زمينه ی اجتماعى گسترده دارد. اما براى تحقق آن بايد توده ی وسيع تر معلمان را متحد کرد و متحد نگاهداشت. موانع چنين حرکتى را شناخت و خنثى کرد. در غير اين صورت همواره اين خطر وجود دارد که تمايلاتى دست بالا را پيدا کنند که معلمان را خانه نشين مي کند و در کريدورها دنبال نامه ی اعتراضى دادن به دولت است. يک شرط مهم پيشروى و پيروزى اين اعتراضات دخالت گسترده ی توده ی معلمان مدارس هر منطقه به طور مستمر در مجامع عمومى معلمان است. عليرغم اين که هنوز معلمان در تلاش براى تشکل اند٬ حضور معلمان در اين ابعاد در اجتماعات و يا در تحصن ها و اعتصاب در مدارس نشان داده که ظرفيت هاى بسيار گسترده اى در اين جنبش وجود دارد. براى دخالت توده ی معلمان در حرکت و تبیين حرکت٬ لازم است مکانيزم دخالت آنان را روشن کرد. مجمع عمومى معلمان مکانيزمى است که قدرتى فوق العاده به اين اعتراضات مي دهد. معلمان مي توانند در هر منطقه، مجمع عمومى معلمان مدارس را برقرار کنند. تلاش کنند بيشترين معلمان هر مدرسه را در آن دخيل کنند. سوالات و مشکلات را به بحث بگذارند٬ راجع به تلاش هاى تاکنونى و راه پيشروى و چه بايد کرد حرف بزنند. تصميم بگيرند و براى اجراى آن مستقيماً نمايندگان و سخنگويانشان را برگزينند. اگر در هر شهر و مناطق آن معلمان ايجاد مجامع عمومى معلمان را در دستور خود بگذارند٬ در گام اول جمعيت بسيار وسيعترى از معلمان به ميدان خواهند آمد. اين مکانيزم دخالت مستقيم هر معلم را تأمين مي کند و صفى از رهبران معلمان را جلو صحنه مي گذارد. مجمع عمومى و انتخاب نمايندگان و سخنگويان معلمان توسط خود معلمان٬ مکانيزمى است که مستقيماً تمايلات معلمان و سطح اعتراض آن ها را منعکس مي کند. اين تنها مي تواند ضامن پيشروى باشد. خواست هاى معلمان روشن است. عصابنيت آن ها گسترده است. عملکرد دولت و آموزش و پرورش و وعده وعيدها هم بر همه روشن است. سرکوب جلوى مجلس را سال هاى قبل هم تجربه کرده بوديم. آن چه روشن است و در تظاهرات ها هم اعلام شد و بر پلاکاردها نوشته شد اينست که؛ "فرياد ما و خواب شما پايانى ندارد"!٬ "مشکل ما حل نشه٬ مدرسه تعطيل ميشه"! معلمان بايد در سال جديد متحدتر به ميدان بيايند. فرياد و تهديدشان را در صورت سر دواندن بيشتر عملى کنند. اعتصاب را در دستور بگذارند٬ براى آن نيروى کافى بسيج کنند و با قدرت و برنامه ی روشن وارد آن شوند. مجمع عمومى؛ مي تواند اين عزم و اراده را عملى کند.

حمايت داخلى و جهانى لازم است: در دنياى امروز هر مبارزه اى براى پيشروى بايد اجتماعى و به مسئله ی روز جامعه تبديل شود. معلمان اين توان را دارند که با سهولت حمايت وسيعى در ايران و خارج ايران کسب کنند و از آن به عنوان اهرم فشار به حکومت در مبارزشان نفع ببرند. تا همين امروز بزرگترين سازمان هاى کارگرى با ميليون ها عضو از خواست هاى معلمان حمايت کردند. در ايران محافل و نهادهاى کارگرى حمايتشان را اعلام کردند. مجامع عمومى معلمان مي توانند خطاب به مردم٬ به طبقه ی کارگر که خود يک بخش آنند٬ به جنبش آزادى زن٬ به دانشجويان٬ به سازمان هاى کارگرى و کنفدراسيون هاى معلمان در جهان٬ بيانيه بدهند. خواست هايشان را اعلام کنند و خواهان حمايت آن ها شوند. در بيانيه هايشان عليه فقر و تبعيض که درد اکثريت عظيم مردم ايران است حرف بزنند. درد مشترک را بايد با صداى مشترک فرياد زد. کمپين جهانى و داخلى در حمايت و تقويت اين مبارزات جاپاى محکمى به اين اعتراضات در کل جامعه مي دهد و حفاظ امنيتى بزرگى براى فعالين و رهبران معلمان ايجاد خواهد کرد.

در مدارس کار کنيد: دانش آموزان و دانشجويان نقش بسيار مهمى در اين اعتراضات مي توانند ايفا کنند. اين يکى از نقاط قوت مهم اعتراضات معلمان در هر جائى است.
در اين دور مبارزه ی معلمان؛ در برخى جاها، دانش آموزان حمايت کردند و در جاهائى مانند خوزستان در حمايت از معلمان؛ مبتکر تعطيل مدارس شدند.
معلمان، بايد با دانش آموزان رابطه ی عميق ترى ايجاد کنند. در باره ی مشکلاتشان و ضرورت حمايت دانش آموزان حرف بزنند. نگرانى هاى آن ها و والدينشان را پاسخ دهند. از هم اکنون در مقابل هر فضاى تحريک عليه اعتصاب کار کنند. حمايت دانش آموزان و والدين آن ها يک جهش بزرگ در اين مبارزه است که افق پيروزى آن را شفاف تر ميکند. خود دانش آموزان بايد رأساً دست به کار شوند. در هر دبيرستان و مدرسه چند فعال دانش آموزان مي تواند کل مدرسه را بسيج کند. دانش آموزان بايد در شکلى علنى و متحد از خواست هاى معلمان حمايت کنند. عليه شرايط بد آموزشى و شلوغى کلاس ها و مشکلاتى که براى معلم و تدريس و غيره به وجود آورده اند اعتراض کنند. معضلات را با والدينشان طرح کنند و راه حمايت از معلمان را هموار کنند.

 تبليغات گسترده تر لازم است: صدور يک گزارش و اطلاعيه بعد از اجتماعات پانزده، بيست هزار نفره ناکافى است و ارزش و جايگاه اين مبارزات را کوچک مي کند. يک رابطه ی مستمر کتبى و اعلام موضع با معلمان و جامعه لازم است. خواست هاى روشن معلمان بايد براى هر معلم مثل اسم خودش روشن باشد. بيانيه ی سراسرى مطالبات معلمان بايد تدوين شود. بايد جنبش هاى ديگر از آن مطلع باشند. بايد مرتب نهادها و روزنامه ها و رسانه ها از آن اسم ببرند. بايد در مورد اين خواست ها بحث در ميان معلمان رايج شود. يک اعتراض موفق بدواً خود را به مسئله ی روز جامعه تبديل مي کند. اسناد و تراکت هائى بايد در اين زمينه تدوين شود و وسيعاً پخش شود. گزارشات و جمع بندى اعتراضات اين دوره بايد در اختيار همگان باشد. سايت ها و وبلاگ ها و شبکه هاى خبرى بايد ايجاد کرد و به سرعت در دنياى اينترنت موضوع را به همه گوشه ی جامعه "لينک" کرد. استنتاجاتى به عنوان خواست مشخص تر بايد از بین خواست هاى معلمان تهیه کرد. مثلاً معلمان خواهان افزايش دستمزد اند. بايد رقمى را تعيين کنند و اعلام کنند. بحث حداقل دستمزد؛ مسئله ی کل طبقه ی مزدبگير است. حداقل دستمزد بايد تعيين شود. معلمان در اين مورد بايد حرف روشن بزنند. در مورد مسئله ی مسکن بايد خواست هاى روشنى را مطرح کرد. وام مسکن و بن ها کافى نيست. "مسکن مناسب" بايد شعار معلمان باشد و براين اساس خواست هايشان در اين زمينه دقت کنند. نشريه و خبرنامه ی معلم منتشر کنيد. معلمان به يک مرجع معتبر و سراسرى نياز دارند که بخش کثيرى به آن مراجعه مي کنند و مي توانند در آن دخالت کنند. سايت هاى فردى و سايت کانون صنفى پاسخ اين نياز را نمي دهد. در چنين نشريه و خبرنامه اى مي توان گزارش هاى دقيق و روشنى از فضاى آموزشى و مدارس در ايران٬ اولويت ها و سياست ها٬ تناقضات و ضديت آن با آموزش علمى٬ معضلات و کمبودهاى مدارس٬ آئين نامه ها و قوانين دست و پاگير در نهاد آموزشى٬ درد دل ها و نظرات معلمان٬ گزارشات از ابتکارها و اعتراضات معلمان در هر گوشه ی کشور٬ انتشار خواست ها و فراخوان ها را منتشر کرد. يک نشريه و خبرنامه ی اينترنتى مي تواند به سرعت در خانه ی هر معلم جايش را پيدا کند. رهبران معلمان، براى تماس و حرف زدن با همکارانشان و جامعه به ابزارهایى اجتماعى نياز دارند. اين يک اهرم مهم انسجام اين مبارزه است. بايد در بيانيه ها و قطعنامه ها خواست هاى مشترک را تدوين کرد. بايد از مبارزات موجود با روشنى دفاع و اعلام حمايت کرد. طبقه ی کارگر بايد در يک قامت سراسرى از مبارزات معلمان حمايت کند و متقابلاً معلمان به عنوان بخشى از اين طبقه از خواست ها و اعتراضات جنبش کارگرى دفاع کند. يک سوال و حرف واقعى مردم  و معلمان اينست که چرا پول براى سانتريفوژ و تاسيسات هسته اى و موشک هست٬ اما حقوق معلمان و کارگران پرداخته نمي شود؟ چه کسى از ما براى ساختن بمب و موشک و غيره نظر پرسيده است؟ کجا معلمان و کارگران گفته اند "انرژى هسته اى حق مسلم ماست"؟ اين سوالات واقعى و عميق اند. بايد همه جا گفت و فرياد زد چرا مفت خورها و آقا زاده ها حقوق هاى بيست ميليونى مي گيرند٬ ده جا شرکت و کاخ سلطنتى بپا کردند٬ اما کارگران و معلمان حقوق معوقه شان هم پرداخت نمي شود٬ در فقر و فلاکت بسر مي برند٬ و اعتراض برحقشان سرکوب مي شود؟ چرا براى ... پول هست اما براى ما نيست؟ بايد در اجتماعات و مجامع معلمان و در جامعه همين سخنان واقعى و روشن را گفت و به حرف همگانى تبديل کرد. کارگران و معلمان اعلام کنند؛ "زندگى مرفه و ايمن حق مسلم ماست"!٬ "لغو قرارداد موقت و ايمنى شغلى حق مسلم ماست"!٬ "بيمه ی بيکارى مکفى حق مسلم ماست"!٬ "تشکل و اجتماع و اعتراض حق مسلم ماست"!

ما بايد در مقابل بالائى ها و سردواندن ها و شعارهاى کج و معوج٬ حرف روشن خود را به زبان ده ها ميليونى کارگران و مردم اعلام کنيم. اين يک مکانيزم اتحاد و بسيج حول يک سياست و جهت واحد است. روز معلم روز اعتراض به تبعيض و بى عدالتى و روز اعاده ی حرمت انسانيت ما و اعلام توقع انسانى مان براى کل جامعه است. به استقبال روز معلم برويم. بر موانع و ضعف ها با تلاش و کوشش فائق شويم و صفى متحد و خوشبين را در اين روزها براى آزادى و برابرى به ميدان بکشيم.

برداشتی آزاد از: سياوش دانشور

 

صدای معلم: ضمن احترام به نظر ایشان باید عرض کنم که در ایران معضلاتی وجود دارد که برای هر ایرانی که در ایران زندگی می کند اظهر من الشمس است و رسیدن به این حد از آزادی و آگاهی، فرایندی طولانی اما دست یافتنی است. با وجود این که اصل مقاله بسیار تندتر از این بود که می بینید باز هم انتقاداتی بر آن وارد است، هر چند که خمیر مایه های درست فراوانی در آن می توان یافت و انگیزه ی ما از انتشارش نیز جز این چیزی نیست. نظر شما؟

پنجشنبه 1386/07/12 |

 

محاکمه

سه شنبه 6 شهریور1386

محاکمه

به نام خدا

 

   امروز سه شنبه 6/شهریور/86آقای حمید پور وثوق عضوهیات مدیره ی کانون صنفی معلمان ایران طبق احضاریه ی دادگاه محترم انقلاب اسلامی تهران با حضور آقای جهانگیر راد یکی از وکلای مدافع حقوق بشرمحاکمه شد. آقای پرویزجهانگیرراد وکیل آقای پور وثوق  دراین باره می گوید :

   " نخستین جلسه ی رسیدگی به پرونده ی اتهامی موکلم درشعبه ی 15دادگاه محترم انقلاب تهران ساعت 9صبح تشکیل شد,که بنده به اتفاق آقای پور وثوق دروقت معین دردادگاه حاضر شدیم، و دفاعیات لازم طی لایحه ای به قاضی محترم پرونده تقدیم شد. "

 

آقای پرویزجهانگیرراد در پاسخ به نتیجه ی دادگاه گفتند:

    "من و آقای هوشنگ پور بابایی بطور مشترک دفاع از چهارتن از اعضای هیات مدیره ی  کانون صنفی معلمان تهران را به عهده داریم ،که به ترتیب آقای محمدرضارضایی در 13/6 آقای علیرضا اکبری نبی 19/6 وآقای رسول بداقی 21/6 وقت حضوردردادگاه دارند .به احتمال زیادبایستی منتظربود،تاجلسه ی نخست این چهار نفر انجام شود.آنگاه در باره ی وقت جلسات دیگر ویاکم وکیف صدور احکام پیش بینی هایی کرد. "

 

     حاضران می گویند: قاضی محترم پرونده خواستار رویت مجوز فعالیت کانون صنفی معلمان ایران شد،که بلافاصله یک برگ کپی از مجوز کانون به حضور قاضی محترم تقدیم شد.

کانون معلمان تهران

چهارشنبه 1386/06/14 |

 

ابراز نگراني مشارکت درخصوص معلمان

ابراز نگراني مشارکت درخصوص معلمان
جلسه دفتر سياسي جبهه مشارکت شنبه شب با حضور اعضا تشکيل و پس از تبادل اخبار به بحث درباره برخوردهاي اخير با معلمان پرداخت. در اين جلسه، «اکرم مصوري منش» رئيس شاخه فرهنگيان جبهه مشارکت به نشست هفته گذشته اين شاخه با حضور روساي شاخه فرهنگيان در سراسر کشور اشاره کرد و از ابراز نگراني آنان در اين ارتباط خبر داد. به گزارش آفتاب پس از ارائه گزارش شاخه فرهنگيان، اعضاي دفتر سياسي جبهه مشارکت تاکيد کردند که حرمت همه اصناف و به ويژه احترام صنف پرارج معلمان کشور نگه داشته شده که هرگونه بي حرمتي به معلمان، بي حرمتي به ساحت علم و دانش و آگاهي بخشي است.
  آیا باور کنیم این دلسوزی های خاموش بخاطر انتخابات آتی نیست؟..

چهارشنبه 1386/06/14 |

 

کسری بودجه آموزش و پرورش و مخالفت مجلس با برداشت از ذخیره ارزی

حکایت کسری بودجه آموزش و پرورش و مخالفت

 

با وجود 2500 ميليارد تومان کسري بودجه آموزش و پرورش
مخالفت مجلس با برداشت از حساب ذخيره ارزي
گروه اقتصادي، صبا آذرپيک؛ نمايندگان مجلس با دو فوريت طرح برداشت از صندوق ذخيره ارزي براي پرداخت معوقه فرهنگيان مخالفت کردند. نمايندگان بر اين باور بودند که دولت در گزارشي اعلام کرده که تمام مطالبات معوقه فرهنگيان را داده و اگر اين گزارش را درست بپندارند دليلي براي آنکه چنين طرحي مطرح شود وجود ندارد. از سويي چهره هايي مانند احمد توکلي از اصولگرايان منتقد برنامه هاي اقتصادي دولت نهم بارها يادآوري کرد که برداشت يک هزار ميليارد تومان از صندوق ذخيره ارزي باعث ايجاد تورم شديد خواهد شد. در حالي که محمد عباسپور رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات اين طرح دوفوريتي را براي رفع نگراني معلماني که از سال 85 تاکنون مطالبات شان را نگرفته اند در آستانه بازگشايي مدارس مهم ارزيابي کرد اما حسن زماني نماينده ملاير در مخالفت با اين طرح عنوان کرد که دليلي ندارد مجلس کاسه داغ تر از آش شود؛«همين دولت اعلام کرد که مطالبات فرهنگيان را در ارديبهشت 86 پرداخت کرده است.»

از سويي احمد توکلي نماينده تهران هم به افتخار دولت نهم در سال 86 اشاره کرد. رئيس جمهور در زمان دفاع از بودجه 86 خطاب به نمايندگان از طرح جديدي خبر داده بود که براساس آن بودجه جاري هر وزارتخانه هر ماه توسط وزارت اقتصاد پرداخت مي شود تا ديگر مقوله يي به نام کسري بودجه جاري به خاطر خرج اين اعتبارات در ماه هاي نخست وجود نداشته باشد. به همين استناد توکلي اين سوال را مطرح کرد که چطور آموزش و پرورش کسري 2500 ميليارد توماني آورده است. وي همچنين اين سوال را طرح کرد که در شرايطي که برداشت از صندوق ذخيره ارزي از سوي مجلس در قالب طرح ممنوع است چرا بايد طرحي از سوي مجلس ارائه شود؛ «حتي در رقم کسري 2500 ميليارد توماني بودجه آموزش و پرورش هم اين سوال هست که اين عدد با چه حساب و کتابي تعيين شده و اگر کسري بودجه به اين ميزان وجود دارد، چرا در طرح دو فوريتي تنها درخواست يک هزار ميليارد تومان برداشت از صندوق ذخيره ارزي شده است؟»

البته بخش اصلي انتقادات توکلي به افزايش تورم اختصاص داشت؛ «برداشت از صندوق ذخيره ارزي ولو براي طرح هاي بحراني باشد تورم سنگيني را به بار خواهد آورد چنانچه نمونه اش تورم در مسکن بود که پيش از اين هم پيش بيني شده بود که به خاطر سياست هاي اشتباه اقتصادي دولت نهم در برداشت مکرر از صندوق ذخيره ارزي در اوايل سال 86 به چنين رشد سرسام آوري برسد.»

اين چهره اصولگراي منتقد دولت خطاب به نمايندگان گفت؛«با مردم صاف باشيد. استفاده از صندوق ذخيره ارزي و بردن پول نفت سر سفره مردم، يک اشتباه استراتژيک بوده که پدر مردم را درآورده است.» به اعتقاد توکلي اگر دولت احمدي نژاد همچنان مصر به برداشت از صندوق ذخيره ارزي باشد و نمايندگان هم اين سياست را دنبال کنند «عاملاً، عامداً» باعث تحت فشار قرار گرفتن بيشتر مردم خواهند شد.

گرچه ايرج نديمي نماينده لاهيجان در دفاع از طرح دوفوريتي از نمايندگان خواست تا کاري نکنند که معلمان براي تامين امرار معاش خود روانه بازار پول نزول شوند؛ «تا عرق کارگر خشک نشده پول آنها را بايد داد. معني ندارد که مرتباً به معلم بگوييم ما شما را خيلي دوست داريم و به شما احترام مي گذاريم اما حقوق آنها را به بهانه برداشت از صندوق ذخيره ارزي ندهيم.»

نايب رئيس کميسيون اقتصادي گرچه معتقد بود که ادامه تبعيض و بي عدالتي نسبت به معلم نارواست و حتي رضا طلايي نيک نماينده کبودرآهنگ هم با اين مضمون که داستان معلمان، داستان غريبي است، مشکل کنوني پيش آمده را ضعف دولت نهم در اولويت بندي اعتبارات عنوان کرد که دودش فعلاً به چشم معلمان رفته است؛ «دغدغه معلمي را که پشت سر هم وعده مي شنود ولي اعمال نمي شود، بايد رفع کرد زيرا آرامش معلمان در آستانه سال جديد مخدوش شده است.»

گرچه طلايي نيک هم به عنوان موافق طرح سعي بر آن داشت تا نمايندگان را مجاب کند که حساب دولت از حساب معلمان جدا است و اگر نمايندگان از بي انضباطي مالي دولت دلخور هستند نبايد از دغدغه بي پولي معلمان آسوده بگذرند، اما استنادات چهره هاي اقتصادي مانند توکلي و حتي غلامرضا مصباحي مقدم سبب شد تا اين طرح موفق به کسب نظر مساعد مجلس نشود. چنانچه حتي مصباحي مقدم نماينده تهران و از اعضاي کميسيون برنامه و بودجه هم اين ايراد را وارد کرد که طرح برداشت از صندوق ذخيره ارزي به خاطر داشتن بار مالي براي دولت وبه استناد اصل 75 با مخالفت شوراي نگهبان مواجه خواهد شد؛ «بهتر آن است که طرح هايي تصويب نشوند که بين مجلس و شوراي نگهبان مکرراً طي مسير شوند.» براساس تمام اين مخالفت ها نمايندگان با دو فوريت و حتي يک فوريت برداشت يک هزار ميليارد توماني از صندوق ذخيره ارزي براي جبران بخشي از مطالبات 2500 ميليارد توماني فرهنگيان مخالفت کردند تا دولت نهم خود ملزم شود تا براي جبران اين کسري قابل توجه در بودجه 86 چاره يي بينديشد. گفته مي شود از همان ابتدا مجلس با تمام پيشنهادات بودجه يي وزارت آموزش و پرورش در سال 86 موافقت کرده و سوال اينجا است که چرا دولت نهم در زمان بودجه نويسي چنين کسري را پيش بيني نکرده بود.
واین در حالیست که قبل از تصویب بودجه سال ۸۶ توسط نمایندگان (که حال خود را به معصومیت زده اند)از طریق کارشناسان به دولت و مجلس هشدار داده شد؛ اما از آنجایی که دولت سعی در اعمال سیاست های خود به شکل مستبدانه ایی (شجاعانه!!) دارد به این هشدارها و اعتراضات توجه ایی نکرد و از طرفی هم نمایندگان (دولت نه ملت) خود را به تجاهل در این گناه مشترک زدند، و حال قربانیان این ماجرا معلمین می باشند !؟..

چهارشنبه 1386/06/14 |

 

قصه های آموزش و پرورش ایران ( 1 )

به نام خداوند جان وخرد

ما معلم جماعت به نقد و بررسی احوالات خود بیش از سایر اقشار عادت داریم . گرفتن سالی سه نوبت امتحان و به تازگی دو امتحان در طول سال و بررسی نقاط ضعف و قوت عادت ما شده و بنابر این خوشمان می آید که کارهای انجام شده توسط ما و دیگران از جمله دانش آموزان نقد و بررسی شده و کلیه حرکات و نظرات دیگران را چه در مورد خود و یا دیگران نقد و بررسی می کنیم . حال که چند ماه تعطیلات هست . ( به کوری چشم آنان که چشم دیدن این دوره از سال را ندارند ) بهتر دیدم من هم مثل برخی از دوستان حرکت حق طلبانه معلمان کشور را مورد نقد و بررسی قرار داده و دل خود را تا حدودی خنک نمایم .

خدمت همه همکاران فرهنگی و همه کسانیکه این نوشته را خواهند خواند عرض شود که بنده 26 سال خدمت در وزارت خانه آموزش و پرورش دارم و در  این مدت فقط بزرگترین سمت اداری بنده مدیریت مستقل دبستانی در یکی دور افتاده ترین نقاط روستایی این سرزمین بزرگ بوده که در آخر سال مدیر نمونه منطقه در مقطع ابتدایی شدم و بطور کاملا تصادفی از وزیر وقت تشویق کتبی دریافت کردم ولی سال بعد به علت اینکه هیچ خبر خوشی برای اداره نبرده بودم با کمال تعجب مدیر آموزگار یک دبستان 5 پایه شدم و مجبور بودم 10 کیلومتر پیاده رفته و برگردم تا به جاده اصلی برسم .

بنده از وضع معلمان سایر کشورها اطلاع دقیقی ندارم . فقط چند جلد کتاب در مورد برخی از کشورها در باره آموزش و پرورش آنها مطالعه کرده ام . ولی از همان روز اول استخدام خود متوجه شده بودم که معلم از جایگاه خوبی برخودار نیست و کسی در خود آموزش و پرورش به معلم بهایی نمی دهد مخصوصا در مقطع ابتدایی به همین خاطر در اولین فرصت از دانشگاه قبول شده و به مقطع متوسطه رفتم هر چند که به قول قدیمی ها هر جا بروی آسمان همین رنگ است ؛ ولی انصافا برخورد مسئولین اداری در این مقطع حداقل با بنده بد نبوده ولی همین مسئله ارزش و مقام معلم در مرحله اول توسط خود مسئولین آموزش و پرورش خدشه دار شده و از همین جا این بدعت نادرست و ناصواب شروع گردیده است . کمتر رئیس آموزش و پرورشی را سراغ خواهید داشت که در موقع ریاست از سابقه طولانی برخودار باشد یا اگر این بند را داشته باشد از معلمان موفق و نامدار بوده باشد . یا لااقل در یک رشته علوم پایه تدریس کرده باشد . بطور حتم بیشتر مسئولین آموزش و پرورش سراسر کشور مراحل ارتقای سمت و پست را درست طی نکرده و اکثر این همکاران یا توسط نمایندگان مجلس معرفی و پشتیبانی می شوند و یا در پست های بالاتر افراد ذی نفوذی دارند که با حمایت آنها به این پست دست یافته اند . به همین خاطر هم روسای دل و جرات دار در آموزش و پرورش خیلی کم بوده و نتوانستند از معلمان خود به نحو احسن حمایت کنند و آنان را به شغل معلمی خود دلگرم کنند .

امروزه در سراسر ایران حتی یک معلم نیست که بگوید فلان مشگل من توسط رئیس اداره حل شده . چرا این همکاران نمی توانند از زیر مجموعه خود حمایت کنند ؟ چرا این افراد همیشه نگران از دست دادن پست و سمت خود هستند ؟ چرا هیچ رئیسی برای خود برنامه ندارد ؟

و هزاران چراهای دیگر همیشه در فکر و ذهن ما معلمان بی پاسخ مانده و خواهد ماند .

آیا حقوق روسای آموزش و پرورش که مسئول و جوابگوی هزاران نفر معلم ؛ دانش آموز ؛ اولیا ؛ و مسئولین رده بالاست واقعا چقدر است ؟ به نظر من خیلی کمتر از حقوق یک انبادر شرکت نفت یا مستخدم بانک و ........ ولی چرا برخی از همکاران ما برای کسب این پست ها و حتی کمتر از آن نیز دست به دامن هر مرد و نامردی می شوند ؟

هیچ رئیسی در آموزش و پرورش در بازدید از مدارس به نحوی تدریس معلمان توجه ندارد !!!و فقط به یک سری مسایل حاشیه ای از جمله نظافت مدرسه , دفتر حضور و غیاب ؛ و یا مسایل تربیتی که اصلا مربوط به شرح وظایف آنان نیست توجه بیش از حد می نمایند .

هر ماه از تمامی مدارس کشور هزاران برگ گزارش تهیه و به اداره ارسال می گردد که هیچ گونه تاثیری در روند تعلیم و تربیتی ما ندارند و فقط بر حسب عادت نوشته می شوند .

هر رئیس سلیقه شخصی خود را دارد و معیار سلیقه رئیس است و به محض عوض شدن افراد کارکرد و نگرش تمامی کارکنان اداری هم عوض می شود !!!! رئیس جدید دشمن اصلی رئیس سابق بوده و هنرش بردن آبروی شخص ما قبل خود است و خود نیک میداند که نفر بعدی هم با او همین معامله را خواهد نمود .

عین همین مطلب در مدارس و توسط مدیران هم اتفاق می افتد هر معلمی به مدیر ایرادی بگیرد کارش با  کرام الکاتبین است و فقط معلمانی در مدرسه راحت و آسوده هستند که از مدیر تعریف و تمجید نمایند . انتخاب نماینده معلمان هم داستان جالبی دارد در همان لحظه اول مدیر از بین مظلومترین افراد معلم دلخواه خود را انتخاب و معرفی میکند و اگر غیر از این  باشد بطور حتم سالی جنجالی در مدرسه خواهیم داشت . نماینده معلمان می داند که در آخر سال امتیاز 30 را قبل از همه دریافت خواهد کرد اگر در طول سال با مدیر همراهی کند همه الطاف مدیر متوجه او شده و در نهایت از 10 درصد یا بیست درصد افزایش حقوق هم برخودار شده و در سالهای آتی هم نماینده خواهد ماند ولی باید بدون پرس و جو تمامی چک های مدرسه را امضاء کند . و اگر حوصله نداشته باشد بهتر است با صلاحدید مدیر مدرسه چند چک بدون تاریخ امضاء کند تا کار مدرسه لنگ نماند !!!!!

در آموزش و پرورش فعلی ما معلمان حق ندارند از مقام شامخ مدیریت مدرسه انتقاد نمایند و همچنین مدیران حق ندارند با تصمیمات درست یا نادرست رئیس اداره مخالفت نمایند . روسای مناطق و نواحی هم حق ندارند با رئیس سازمانها مخالفت نمایند و آنان هم حق انتقاد و ایراد بر وزیر و معاونین محترم ایشان را ندارند !!!!!  . به همین خاطر هست که ما هر ساله چنین پیشرفت نموده و در کمتر از سه دهه همه معلمان خود را از همه چیز دلسرد و ناامید کرده ایم . معلمان جوان با هزاران امید و آرزو به معلمی روی می آورند ولی در همان سال اول با نصیحت های دلسوزانه پیشکسوتان سکوت اختیار نموده و کار را به کاردان می سپارند .

باند بازی و دسته و گروه بندی در آموزش و پرورش امری عادی شده و تنها معلمی بی باند و گروه و دسته قربانی اهداف احزاب و باندها می شوند و باید بسازند و بسوزند . هرجا هر معلمی از این قاعده اطاعت ننموده و بر خلاف جریان حرکت کرده پرونده قطوری در بایگانی اداره داشته و جالبتر اینکه همه کارکنان اداری اعم از خدمتگزار تا رئیس از آن اطلاع کافی و وافی دارند . و هر ساله مشکلات چنین افراد انگشت شمار هم افزون گشته و سر به فلک کشیده است . باید تابع قانون ( آقایان ) بود مگر می شود از خوان گسترده تعلیم و تربیت خورد و بر بزرگان و مسئولان آن انتقاد کرد .!!!؟؟؟؟

خلاصه اینکه معلمان تازه کار باید رسم و رسوم معلمی را هر چه زودتر بیاموزند وگرنه دچار مشکل شده و مشکل ساز می شوند مثل همان معلمانی که بعد از حداقل دهه لب به شکایت گشوده و مثلا کانونی شده اند . می دانید اغلب این بچه های کانون کی هستند ؟ اغلب معلمانی که سرشان درد می کند . بیشتر این افراد را من می شناسم . معلمانی که می گویند دیگر بس است و از این حرفها . بسیاری از آنها صاحب قلم و درد هستند . اگر حرفهای بنده را قبول ندارید از چند مدیر یا رئیس اداره بپرسید همه آنها افراد نترس وجسور هستند خودشان می گویند تاب تحمل این همه ظلم و پارتی بازی و از این چیزها را ندارند .

شما به نصیحت بنده گوش کنید و به این جماعت نپیوندید . چون آنان مدیران انتصابی را قبول ندارند و می گویند باید مدیران انتخابی باشند می گویند دستگاه تعلیم و تربیت ما کهنه شده و توان جوابگوی به نیازهای امروز را ندارد . اینان جملگی افراد اهل مطالعه و صاحب نظر هستند . من که می گویم نباید به این دستگاه عریض و طویل دست زد زیرا همین حالا عده ای از آن خوب بهره می برند . مدیر معرفی میکنند رئیس انتصاب میکنند و برای چند سال و بعضا برای چند ماه آینده برنامه دارند انشا الله توسط همین مدیران و روسا نماینده خواهند شد و درد من و شما را در صد سال آتی برنامه ریزی خواهند نمود بیشتر بچه های کانونی دیگر این حرفها را قبول ندارند .

چرا ؟ چون آنان فکر میکنند که ما را به بازی گرفته اند مثل همین فراکسیون فرهنگیان مجلس هفتم . آنها می گویند در دورهای قبل یعنی هیچ دوره ای این همه معلم در مجلس نبوده یا لااقل بوده اجازه نداده که با معلمان چنان کنند که این دولت عدالت محور می کند . در کدام دوره از مجلس هزاران معلم دستگیر و زندانی شده بود ؟ در کدام دوره معلمان از شغل انبیایی خود تعلیق شده بودند ؟

آنان می گویند از روزی که رئیس دو قوه از سه قوه مقننه ؛ قضاییه و مجریه معلم شده بخت از ما معلمان برگشته و کار ما دشوار شده جریان تبر و بریدن درختان پیش آمده چون از جنس ما هستند !!!!!!

درد دل زیاد هست انشا الله در نوبت دیگری بقیه این قصه دراز را برای شما خواهم گفت . تا آن زمان موفق و پیروز باشید .

                                              غلامعلی عباسی     8/4/1386  

چهارشنبه 1386/04/20 |

 

معلمان نباید از حرکت صنفی خود مایوس و یا دلسرد باشند

به نام خداوند جان وخرد

مرروی بر حرکت اعتراضی معلمان در سالهای گذشته نه ار سر وقت گذرانی و یا انتقاد بر این حرکت به حق بلکه فقط و فقط از باب یاداوری برخی نکات مثبت انجام گرفته جهت برنامه ریزی دقیق برای حرکت های آینده به نظر بنده امری است لازم و ضروری که حداقل باید توسط معتقدان این حرکت صورت گیرد .

1 - اولین دستاورد مثبت این حرکت ایجاد پل ارتباطی بین تمامی معلمین سراسر کشور از طریق کانون های صنفی در مراکز استانها و حتی در حرکتهای آخر تاسیس کانون های صنفی در شهرستان ها و بخشها ی سراسر کشور بود . مکانی که در اندک مدت فعالیت خود توانست در دل تک تک دلسوزان واقعی کشور جا باز کرده و امید به آینده را در دل حتی بازنشستگان سالهای دور و دراز را احیا کند .

2 -  تاثیر مثبت دیگر این حرکت این بود که از معلمان دلسرد و خاموش افراد برخاستند که صاحب قلم و اهل درد بودند و امروزه در اکثر استانها جنین افراد حداقل توسط کانون های صنفی همدیگر را شناخته و همفکری می کنند . نمونه دیگر این تاثیرات روی آوردن به وبلاگ نویسی و ارسال هزاران نامه و شکایت به مراکز تصمیم گیری نظام است .

3 -  اثر سوم این اعتراضات صفر نمودن مطالبات دو دهه قبل است که تا زمان آغاز این حرکت اعتراضی کسی در فکر باز پرداخت آن نبود ولی با شروع اعتراضات معلمان آگاه دولت های وقت مجبور شدند تن به این خواسته به حق هر چند با تاخیر بیست ساله دهند و معلمان با دریافت حقوق مغفول مانده خود مزه شیرین اتحاد و یگانگی را بیش از پیش چشیدند .

4 تمامی کانون ها جهت شرکت در جلسات شورای هماهنگی و برای ارایه نظرات جدید و راه کارهای مناسب جلسات مشورتی با اعضای خود گذاشته و همگان را بفکر و مطالعه وادار نمودند و بهترین محل قضاوت بر این حرکت را همه همکاران می توانند در مطالعه بیانیه های صادره از طرفی شورای هماهنگی به عینه ببینند . با اندکی مطالعه متوجه پختگی تصمیمات و نزدیکی آنها به واقعیات گردید .

5- اقدام موثر دیگر این تشکل معلمی برگزاری جلسات متعدد با نمایندگان مجلس , معاونان وزرا ی آموزش و پرورش ؛ رساندن صدای مظلومیت همکاران تا آخرین لایه های حکومتی بوده که امروزه همه این مسئولان به حق بودن اعتراض شما صحه گذاشته ولی متاسفانه عده ای دانسته در مقابل این درخواست به حق مقاومت بیهوده  می کنند .

6 ایجاد انگیزه و تلاش برای معلمان در مدارس و وادار نمودن آنان به تفکر و تعقل در باب حقوق صنفی خود که شاید قبل از آغاز حرکت کانون ها چندان مورد توجه همگانی نبوده و یا اندک افرادی به آن توجه داشتند ولی امروزه با مشکلات بوجود آمده ما هر روز شاهد همکارانی هستیم که به ادامه حرکت فکر کرده و پیگیر کانون و مشکلات آن هستند .

7 از مواهب این حسنه وادار کردن نمایندگان به حساسیت بر مسئولان و بودجه این وزارت خانه بزرگ هست هر چند که با کمال تاسف در مجلس هشتم حقیقت فدای مصلحت شد و همگان با اطلاح کامل از ضعف وزیر و تیم همراه او بر بقای او بر مسند وزارت رای دادند .

8 ایجاد تغییرات اساسی در نگرش درون وزارتخانه که بطور حتم همه مسئولان با حق بودن خواسته های ما همراه بوده و در محل و زمان مناسب خود آنان را بر زبان رانده و از حق بودن آنها دفاع می کنند هر چند که با برخی از ما ها مشکل دارند ولی در باطن همه خواسته ها و حتی بیش از آنها را قبول دارند .

9 احیای شخصیت معلمان که در آخرین مراحل نزول خود قرار داشت . احیای شخصیت معلمان و فرزانگان بازنشسته آموزش و پرورش و ایجاد امید و انگیزه در این همکاران برای کسب حقوق مغفول مانده خود از دولت .

10 نشان دادن صداقت و پاکی معلمان بر جامعه بر خلاف تبلیغات سوء برخی افراد و رسانه ها برای چندمین بار ؛ هر چند که نیازی به این امر نبوده و مردم شریف ایران در آخرین نظر خواهی اعلام کرده اند که به معلمان بیش از سایر کارمندان دولت اعتماد و ایمان دارند و این برای هر معلم مسلمان ایرانی یک مدال افتخار و بزرگترین پاداش و خسته نباشید هست .

............

بنده به عنوان یکی از معلمان ایران که خود شاهد شروع این حرکت بوده و در بسیاری از جلسات شورای هماهنگی در اقصا نقاط ایران حضور جدی داشته ام این چند نکته را یاداوری نمودم که مشت نمونه خروار هست تا یاران ما در سراسر کشور نامید نشده و برخی هم تبلیغ نکنند تا همکاران ما را مایوس و نامید کنند بلکه ما باید به نیمه پر لیوان و به اتحاد ایجاد شده بنگرییم . همه ما بعنوان یک معلم از داشتن هزینه چنین حرکتی با خبر بوده و آماده پذیرش از آنها بودیم بنابر این باید به آینده این حرکت نو امیدوار بود که در آینده معلمان جوان با چنین مشکلاتی مواجه نشوند و با امید و انگیزه معلمی را انتخاب و با سر افرازی به دانش آموزان مسلمان این مرز وبوم تدریس نمایند . به امید چنین روز و روزگاری .                    

      با احترام : غلامعلی عباسی از اردبیل

یکشنبه 1386/04/17 |

 

اداآيا اعتراضات معلمان سياسي است؟

حمیدرضا حاجی بابایی رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس اعلام کرد در دستگیری فرهنگیان مسائل امنیتی و سیاسی وجود دارد که مسئولان امنیتی به دنبال تأمین آنها هستند. (روزنامه اعتماد)

در دولت آقاي خاتمي هر زمان كه معلمان اعتراضي يا  تجمعي داشتند «آقاي حاج بابايي» نماينده همدان از اولين كساني بودند كه در تجمع آنها حضور مي‌يافتند و با آنان هم‌دلي نشان مي‌دادند. در تلويزيون و راديو در دفاع از حقوق معلمان سخنراني‌ها مي‌كردند. اما در مجلس هفتم كه ايشان به عنوان عضو هيئت رئيسه در آن حضور دارند كمتر سخن حمايت‌آميزي از ايشان شنيده‌ايم و در مقابل دستگيري همشهريان خود هم اينگونه برخورد كرده‌اند. بايد انصاف داد كه ايشان حرکتهای خود را متناسب با سود سياسي حاصله انجام مي‌دهند. اخيرا آقاي «حاجي» وزير سابق آموزش و پرورش هم از معلمان حمايت كرده‌اند و برخورد با آنها را محكوم كرده‌اند. بايد انصاف داد ايشان هم سياسي‌كار هستند و بدون انگيزه كسب منفعت سياسي حرفي را نمي‌زنند در غير اين صورت بايد يك بار در دوران وزارت خود حركتي انجام مي‌دادند كه معلمان متوجه مي‌شدند ايشان دنبال قدرت سياسي نيستند بلکه دنبال عدالت و اعتلای سیستم آموزش و پرورش ایران هستند.

بر خلاف امثال افراد ياد شده اكثريت معلمان به هيچ وجه سياسي‌كار نيستند، آنان نه تنها مشكل سياسي با كسي ندارند بلكه بسياري از آنها رزمنده و جانباز و آزاده هستند و هنوز هم درد تركشهاي باقي‌مانده از آن سالها در تن بعضي از اين عزيزان خواب خوش را از چشمانشان مي‌ربايد. معلمان دنبال خواسته‌ي ساده اي هستند. آنها مي‌گويند ما را هم مانند كاركنان ديگر ادارات يك كارمند معمولي حساب كنيد و تبعيض روا نداريد. بگذاريد از مقايسه مدرك تحصيلي و سابقه‌ي خود با دريافتي‌مان پيش نگهبان كاملا بي‌سواد يك اداره‌ي ديگر خجالت نكشيم. از خير نقش الگودهي معلم هم گذشتيم. مسئوليت بي‌حجابي و بي‌بندوباري و فساد جامعه هم به عهده‌ي خودتان. وقتي دانش‌آموزانمان ما را در وضعيتي مي‌بينند كه بعد از سالها تدريس و زحمت هنوز با مشكلات اقتصادي دست به گريبان هستيم چگونه ما را الگوي خود قرار مي‌دهند؟ آقايان نشسته بر برج عاج صدا و سيما هم مطالب چاپ شده در كتابهاي درسي سالهاي اول انقلاب مبني بر تجملي و مصرفي بودن رژيم گذشته را ديگر فراموش كرده اند. همين آقايان كه آن زمان آن مطالب را به خورد نسل ما دادند اكنون مسابقه‌ي تجمل و مصرف راه انداخته‌اند و الگوي انسان موفق خود را انسان مادي‌گراي داراي جديدترين مدل ماشين و گرانترين منزل مسكوني قرار داده‌اند. پس نسل جديد حق دارد بر معلمش بشورد و به سخنش كه بر جنبه‌هاي معنوي و تربيت انسان متعادل است تأكيد دارد اعتنايي نكند چرا كه با معيارهاي القا شده به او همخواني ‌ندارد.

یکشنبه 1386/04/17 |

 

مصاحبه علی يونسی، وزير اطلاعات خاتمی

مصاحبه علی يونسی، وزير اطلاعات خاتمی
سوء ظن به مردم
جامعه را امنيتی می کند
احزاب، دولت ها و گروه ها آمدنی و رفتنی اند، آنچه ماندنی است ملت و منافع ملی است. با اعتراضات صنفی و انتقادهای معمولی نبايد برخورد امنيتی کرد. با تنگ‌نظری يا انتقام‌گيری كاری كه دشمن در سر دارد به دست خودی‌ها انجام می‌شود.

 

 

 

 

علی يونسی وزير اطلاعات دولت خاتمی که به مبتکر "اطلاعات متفکرانه" شناخته شده در يک مصاحبه مشروح با خبرگزاری دانشجوئی ايسنا، ديدگاه های خود را پيرامون امنيت، احزاب، انتخابات، نقش دولت ها و... مطرح کرد. او از جمله گفت:

 

 

دولت‌ها بايد فرصت مشاركت را برای تمام اقشار و احزاب ايجاد كنند و با ايجاد اين فرصت سبب قابل تحمل شدن هزينه‌ی چالش‌ها و تهديدات امنيتی شوند. ما نبايد به هيچ وجه فرصت انتخاب شدن و انتخاب كردن را از مردم بگيريم و همچنين بايد از حاكميت سليقه‌ای خاص و طرز تفكر يك حزب خاص مانع شويم زيرا احزاب و گروه‌ها در رفت و آمدند و آنچه ماندنی است، ملت و منافع ملی است.

بايد از امنيتی كردن جامعه پرهيز كنيم و از موضوعات امنيتی به حداقل آن اكتفا كنيم. يعنی از تبديل موضوعات عادی و موضوعات اجتماعی به موضوعات امنيتی بپرهيزيم و در مقام اجرا موضوعات ساده اجتماعی را نبايد امنيتی تلقی كنيم.

دخالت بی‌جا و خشن نيروی انتظامی حادثه كوی دانشگاه را به يك بحران ملی تبديل كرد . در هر جامعه‌ای بدون استثنا اعتراضات صنفی و انتقادهای معمولی وجود دارد كه با برخورد ساده با آنها و ساده‌سازی تحركات صنفی به طور ساده حل می‌شود و هرگز نبايد با آنها به صورت پيچيده و سخت و خشن برخورد كرد زيرا برخورد امنيتی با يك مساله‌ی ساده‌ی اجتماعی چه بسا آن مساله را به يك بحران امنيت ملی تبديل كند؛ مانند حادثه‌ی كوی دانشگاه كه در نوع خود يك اعتراض ساده دانشجويی بود ولی دخالت بی‌جا و خشن نيروی انتظامی آن را به يك بحران ملی تبديل كرد كه برای كشور هزينه‌ی سنگينی به بار آورد. ما نبايد هر نوع اعتراض دانشجويی را يك حركت ضد انقلابی تلقی كنيم و برای مهار آن از سركوب و اقدامات خشن استفاده كنيم چرا كه پاسخ هر اعتراضی الزاما سركوب و برخورد خشن نيست.

بسياری از اعتراضات، صنفی و عادی است و نبايد آن را ضد امنيتی و سياسی تلقی كنيم و چنانچه در مواردی هم اعتراض سياسی و امنيتی بود بايد تلاش كنيم آن را به يك حركت عادی و صنفی تبديل كنيم و از امنيتی كردن فضای دانشجويی پرهيز كنيم.

گاهی اوقات با تنگ‌نظری يا انتقام‌گيری كاری كه دشمن در سر دارد به دست خودی‌ها انجام می‌شود.

حاكمان هرگز نبايد با سوءظن با مردم برخورد كنند.  انتشار اخبار كذب و افشاگری‌ها برای تخريب چهره‌ها و مديران كشور يا بكارگيری مديران نالايق و بدبين، بيشترين نقش را در تخريب اعتماد مردم دارد. متاسفانه سوءظن به مديران و معتمدان مردم كه هر از چند گاه توسط مديران جديد به اوج خود می‌رسد در سلب اعتماد ملی نقش اساسی دارد.

ما امروز از نبود احساس امنيت اقتصادی رنج می‌بريم.

وجود يك دانشجوی معترض يا يك نويسنده منتقد به معنای حضور يك فرد ضد انقلاب نيست.

تلاش‌هايی كه برای منزوی كردن ياران امام (ره) شده عملا سبب حاشيه‌نشين شدن آنان گرديده و هر چه اين حاشيه‌نشينی تقويت شود به معنای ضعيف شدن متن انقلاب است. چه شخصيتی نزديك‌تر از آيت‌الله هاشمی رفسنجانی به امام و رهبری است. اگر او به حاشيه رانده شود به معنای ضعيف‌شدن متن است.

از اينكه برخی نامه‌ها و كتاب‌ها توسط برخی اشخاص هتاك در تخريب شخصيت‌هايی مثل هاشمی رفسنجانی، خاتمی، هاشمی شاهرودی، حداد عادل، دكتر روحانی و... منتشر می‌شود به عنوان يك شهروند مسلمان احساس شرم می‌كنم. اين شيوه‌ فقط در خدمت منافع آمريكا و اسراييل است.

یکشنبه 1386/04/17 |

 

به بهانه کمک معيشتی

 

 

به بهانه کمک معيشتی
تحقير معلمان
پس از ضرب و شتم و زندان

 

 

 

 

عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس هفتم "غلامحسين مظفری" از فراکسيون اقليت و نماينده نيشابور، بجای آنکه در نطق پيش از دستور و از پشت بلند گوی مجلس حرف های خود را بزند با خبرنگار دانشجوئی ايسنا مصاحبه کرده و گفته است:

«در حوزه اقتصاد اتفاقات بدی افتاده است. چرا برخی نمايندگان وحشت دارند از رئيس‌جمهور  سئوال کنند؟ مگر رييس‌جمهور دائما از عوامل پشت پرده سخن به ميان نمی‌آورد؟ چرا اين اسامی را لااقل در جلسات غيرعلنی و غيررسمی با نمايندگان در ميان نمی‌گذارد؟ چرا نمايندگان نبايد از ماهيت واقعی پدرسوخته‌هايی كه مردم را بيچاره كرده و مملكت را به قهقرا برده‌اند با خبر باشند!؟

آقای رييس‌جمهور وقتی سخن از برخورد با رانت، فساد و تبعيض می‌كند ابتدا بايد كانون توجهش را متوجه تخلفات، اجحافات و رانت‌های داخل وزارتخانه‌های بازرگانی و آموزش و پرورش بکند.

آقای رييس‌جمهور چرا در مورد فروش برنج بی‌كيفيت به معلمان هيچ سوالی از وزرای آموزش و پرورش و بازرگانی نكرد؟ چرا به جای دادن «بن» و مجبور كردن معلمان به خريد از فلان فروشگاه به آنان كارت اعتباری ندادند تا از هر فروشگاه يا مغازه‌ای كه خواستند خريد كنند؟

كيفيت برنج وارداتی كه به معلمان فروخته می‌شود به حدی پائين است كه اگر همان برنج را به مرغ‌داری‌ها بدهند، آنها هرگز اين برنج را به مرغ‌ها نمی‌دهند.

پشت صحنه واردات برنج برای يك ميليون و يکصد هزار معلم بسيار مبهم است. حجم واردات اين برنج بی‌كيفيت با فرض سهميه 10 كيلوگرمی برای هر معلم، بسيار بالا بود. 30 هزار تومان بن به معلمان در قالب شش قلم كالا به آنها داده شد و به آنان گفته شد حتما از فلان فروشگاه خريد كنيد. برخی از معلمان نيز برای نشان دادن اعتراض‌شان با سوراخ كردن كيسه برنج‌های خريداری كرده از فروشگاه مربوطه، سعی در ريختن اين برنج بی‌كيفيت در طول مسير داشتند كه تا هم اين برنج به خانه نرسد و هم به مردم نشان دهند بر معلم چه می‌گذرد.  حتی وضع از اين هم بدتر شد به گونه‌ای كه دربرخی مدارس كالاهای تعيين شده در انظار دانش‌آموزان به شكلی به معلمان داده شد كه آنان مجبور بودند با زير پا گذاشتن شان معلمی‌شان در مقابل چشمان تيزبين و كنجكاو دانش‌آموزان در صف ايستاده و اقلام‌شان را خريداری كنند.

یکشنبه 1386/04/17 |

 

نظر سنجی

همکاران گرامی سلام

بی گمان هرگروهی برای رسیدن به هدف نیازبه این دارد،که گذشته ی

خودرا بازبینی نموده وراه آینده رانیزپیش بینی کند.دراین راستاچندنکته را

موردنظرسنجی همکاران محترم واعضای تشکل های صنفی معلمان

گذاشته تابتوانیم به راهکاری یگانه وکم هزینه برسیم.کلیاتی که همکاران

بایستی درارائه ی پیشنهادخودمدنظرداشته باشند.

 الف)حفظ کلیت نظام وکشور

 ب) پرداخت کمترین هزینه برای همکاران صنفی

ج) توجه به اساسی ترین خواسته های فرهنگیان

د) توجه به خواسته های کوتاه مدت و بلند مدت

اکنون پرسشهایی که همکاران نیاز است به آنها توجه نموده و پاسخ دهند.

۱- حرکت های گذشته راچگونه ارزیابی می کنید؟

۲- راه های پیشنهادی برای رسیدن به خواسته های فرهنگیان در آینده چیست؟

۳- خواسته هایی که فرهنگیان در سراسر کشور بایستی روی آن اجماع کنند،

چه باید باشد؟

به این امید که نظرات وپیشنهادات شماچراغ راهی باشد برای آینده ی

آموزش و پرورش کشور

یکشنبه 1386/04/17 |

 

فرهنگیان شریف ایران

به نام خداوند جان وخرد

فرهنگیان شریف ایران

در طی چندین سال تلاش برای از بین بردن و یا حداقل کاستن از وجود تبعیضات ما بین کارکنان دولت که در سه دهه اخیر باب شده و امروزه تعداد زیادی از کارمندان دولت حود را مستحق دریافت حقوق میلیونی دانسته و دیگران را لایق چنین حقوقی نمی دانند و از طرف دیگر دولت نیز برخی از کارکنان خود را بسیار عزیز و گرامی داشته و برای ما فقط مراسم خشک و خالی برگزار و در هفته معلم همه از مقام والی معلمان سخن رانده و ما را به عرش اعلا می رسانند ولی در همین هفته هم تحمل شنیدن درد ما معلمان را نداشته و در دولتی که رئیس آن خود را معلم می نامد بسیاری از همکاران راهی زندان شدند و از نزدیک با مقام خود آشنا گشتند .

وزیر خسته شما حال نشستن با نمایندگان واقعی معلمان را نداشته و تجمع هزاران نفری مارا منکر می شود . از زندانی شدن معلمان خبر ندارد . ولی از تاسیس مدرسه ای در آنسوی مرزها با خبر است . نمایندگان مجلس تا درب خانه ملت ما را می شناسند ولی وقتی داخل مجلس شدند و صاحب کرسی مجلس دیگر نه معلم هستند و نه درد معلمی دارند . فقط در وقت انتخابات از شما خواهند گفت و سینه چاک خواهند نمود که ما چنین کردیم و چنان ولی هیچ کدام حتی جرات مطرح نمودن مسئله ضرب و شتم معلمان ؛ دستگیری فله ای آنان در مقابل خانه ملت را هم نداشتند .

وزیری در مجلس همه را تهدید می کند که کارمنداش با حقوق کم کار نخواهند کرد و تایید مجلسیان را هم پشتوانه سخنان خود می کند ولی وزیر آموزش وپرورش با کمک خواستن از همه دوستان خود در مجلس نه به فکر ما بلکه به فکر چند روز بیشتر بر مسند وزارت ماندن از همه رای گدایی میکند و متاسفانه نمایندگان سودجو و فرصت طلب از نطقه ضعف ایشان نهایت استفاده را برده و همه دار و دسته خود را بر آموزش و پرورش کشور سوار می کنند . بسیاری از مدیرکل فعلی آموزش و پرورش حتی مدیر یک مدرسه کوچک هم نبوده اند و یک شبه ره صد ساله پیموده اند !!!!!

جمعی از نمایندگان ( رای دهندگان به ادامه وزارت فرشیدی ) با دولت میثاق بسته اند تا همه عیب های این دولت را ببخشند و خود را دربست در اختیار چند نفر گذاشته اند تا آنان فکر کنند و فقط آنان بر ملت هفتاد میلیونی ایران تصمیم بگیرند و اینان فقط غلام حلقه به گوش خواهند بود . با این اوضاع و احوال امیدی به بهبودی وضع میعیشتی معلمان نیست و باید منتظر اتمام وقت دولت فعلی و مجلس آن باشیم . یادم هست چند نفر از نمایندگان مجلس هفتم به ما می گفتند اگر می خواهید وضعتان تغییر یابد بروید و به رئیس جمهوری رای دهید که هماهنگ با مجلس هفتم باشد . آنان به هدف خود رسیدند ولی خیانت این نمایندگان بر تارک مجلس شورای اسلامی در طول تاریخ خواهد درخشید .

                                                                                 نظر یک معلم پیر و خسته

                                                                                20 / 3 / 1386

 

یکشنبه 1386/04/17 |

 

فرهنگیان شریف ایران

به نام خداوند جان وخرد

فرهنگیان شریف ایران

در طی چندین سال تلاش برای از بین بردن و یا حداقل کاستن از وجود تبعیضات ما بین کارکنان دولت که در سه دهه اخیر باب شده و امروزه تعداد زیادی از کارمندان دولت حود را مستحق دریافت حقوق میلیونی دانسته و دیگران را لایق چنین حقوقی نمی دانند و از طرف دیگر دولت نیز برخی از کارکنان خود را بسیار عزیز و گرامی داشته و برای ما فقط مراسم خشک و خالی برگزار و در هفته معلم همه از مقام والی معلمان سخن رانده و ما را به عرش علا می رسانند ولی در همین هفته هم تحمل شنیدن درد ما معلمان را نداشته و در دولتی که رئیس آن خود را معلم می نامد بسیاری از همکاران راهی زندان شدند و از نزدیک با مقام خود آشنا گشتند .

وزیر خسته شما حال نشستن با نمایندگان واقعی معلمان را نداشته و تجمع هزاران نفری مارا منکر می شود . از زندانی شدن معلمان خبر ندارد . ولی از تاسیس مدرسه ای در آنسوی مرزها با خبر است . نمایندگان مجلس تا درب خانه ملت ما را می شناسند ولی وقتی داخل مجلس شدند و صاحب کرسی مجلس دیگر نه معلم هستند و نه درد معلمی دارند . فقط در وقت انتخابات از شما خواهند گفت و سینه چاک خواهند نمود که ما چنین کردیم و چنان ولی هیچ کدام حتی جرات مطرح نمودن مسئله ضرب و شتم معلمان ؛ دستگیری فله ای آنان در مقابل خانه ملت را هم نداشتند .

وزیری در مجلس همه را تهدید می کند که کارمنداش با حقوق کم کار نخواهند کرد و تایید مجلسیان را هم پشتوانه سخنان خود می کند ولی وزیر آموزش وپرورش با کمک خواستن از همه دوستان خود در مجلس نه به فکر ما بلکه به فکر چند روز بیشتر بر مسند وزارت ماندن از همه رای گدایی میکند و متاسفانه نمایندگان سودجو و فرصت طلب از نطقه ضعف ایشان نهایت استفاده را برده و همه دار و دسته خود را بر آموزش و پرورش کشور سوار می کنند . بسیاری از مدیرکل فعلی آموزش و پرورش حتی مدیر یک مدرسه کوچک هم نبوده اند و یک شبه ره صد ساله پیموده اند !!!!!

جمعی از نمایندگان ( رای دهندگان به ادامه وزارت فرشیدی ) با دولت میثاق بسته اند تا همه عیب های این دولت را ببخشند و خود را دربست در اختیار چند نفر گذاشته اند تا آنان فکر کنند و فقط آنان بر ملت هفتاد میلیونی ایران تصمیم بگیرند و اینان فقط غلام حلقه به گوش خواهند بود . با این اوضاع و احوال امیدی به بهبودی وضع میعیشتی معلمان نیست و باید منتظر اتمام وقت دولت فعلی و مجلس آن باشیم . یادم هست چند نفر از نمایندگان مجلس هفتم به ما می گفتند اگر می خواهید وضعتان تغییر یابد بروید و به رئیس جمهوری رای دهید که هماهنگ با مجلس هفتم باشد . آنان به هدف خود رسیدند ولی خیانت این نمایندگان بر تارک مجلس شورای اسلامی در طول تاریخ خواهد درخشید .

                                                                                 نظر یک معلم پیر و خسته

                                                                                20 / 3 / 1386

 

یکشنبه 1386/04/17 |

 

درد دل یک معلم

به نام خداوند جان وخرد

ما معلم جماعت به نقد و بررسی احوالات خود بیش از سایر اقشار عادت داریم . گرفتن سالی سه نوبت امتحان و به تازگی دو امتحان در طول سال و بررسی نقاط ضعف و قوت عادت ما شده و بنابر این خوشمان می آید که کارهای انجام شده توسط ما و دیگران از جمله دانش آموزان نقد و بررسی شده و کلیه حرکات و نظرات دیگران را چه در مورد خود و یا دیگران نقد و بررسی می کنیم . حال که چند ماه تعطیلات هست . ( به کوری چشم آنان که چشم دیدن این دوره از سال را ندارند ) بهتر دیدم من هم مثل برخی از دوستان حرکت حق طلبانه معلمان کشور را مورد نقد و بررسی قرار داده و دل خود را تا حدودی خنک نمایم .

خدمت همه همکاران فرهنگی و همه کسانیکه این نوشته را خواهند خواند عرض شود که بنده 26 سال خدمت در وزارت خانه آموزش و پرورش دارم و در  این مدت فقط بزرگترین سمت اداری بنده مدیریت مستقل دبستانی در یکی دور افتاده ترین نقاط روستایی این سرزمین بزرگ بوده که در آخر سال مدیر نمونه منطقه در مقطع ابتدایی شدم و بطور کاملا تصادفی از وزیر وقت تشویق کتبی دریافت کردم ولی سال بعد به علت اینکه هیچ خبر خوشی برای اداره نبرده بودم با کمال تعجب مدیر آموزگار یک دبستان 5 پایه شدم و مجبور بودم 10 کیلومتر پیاده رفته و برگردم تا به جاده اصلی برسم .

بنده از وضع معلمان سایر کشورها اطلاع دقیقی ندارم . فقط چند جلد کتاب در مورد برخی از کشورها در باره آموزش و پرورش آنها مطالعه کرده ام . ولی از همان روز اول استخدام خود متوجه شده بودم که معلم از جایگاه خوبی برخودار نیست و کسی در خود آموزش و پرورش به معلم بهایی نمی دهد مخصوصا در مقطع ابتدایی به همین خاطر در اولین فرصت از دانشگاه قبول شده و به مقطع متوسطه رفتم هر چند که به قول قدیمی ها هر جا بروی آسمان همین رنگ است ؛ ولی انصافا برخورد مسئولین اداری در این مقطع حداقل با بنده بد نبوده ولی همین مسئله ارزش و مقام معلم در مرحله اول توسط خود مسئولین آموزش و پرورش خدشه دار شده و از همین جا این بدعت نادرست و ناصواب شروع گردیده است . کمتر رئیس آموزش و پرورشی را سراغ خواهید داشت که در موقع ریاست از سابقه طولانی برخودار باشد یا اگر این بند را داشته باشد از معلمان موفق و نامدار بوده باشد . یا لااقل در یک رشته علوم پایه تدریس کرده باشد . بطور حتم بیشتر مسئولین آموزش و پرورش سراسر کشور مراحل ارتقای سمت و پست را درست طی نکرده و اکثر این همکاران یا توسط نمایندگان مجلس معرفی و پشتیبانی می شوند و یا در پست های بالاتر افراد ذی نفوذی دارند که با حمایت آنها به این پست دست یافته اند . به همین خاطر هم روسای دل و جرات دار در آموزش و پرورش خیلی کم بوده و نتوانستند از معلمان خود به نحو احسن حمایت کنند و آنان را به شغل معلمی خود دلگرم کنند .

امروزه در سراسر ایران حتی یک معلم نیست که بگوید فلان مشگل من توسط رئیس اداره حل شده . چرا این همکاران نمی توانند از زیر مجموعه خود حمایت کنند ؟ چرا این افراد همیشه نگران از دست دادن پست و سمت خود هستند ؟ چرا هیچ رئیسی برای خود برنامه ندارد ؟

و هزاران چراهای دیگر همیشه در فکر و ذهن ما معلمان بی پاسخ مانده و خواهد ماند .

آیا حقوق روسای آموزش و پرورش که مسئول و جوابگوی هزاران نفر معلم ؛ دانش آموز ؛ اولیا ؛ و مسئولین رده بالاست واقعا چقدر است ؟ به نظر من خیلی کمتر از حقوق یک انبادر شرکت نفت یا مستخدم بانک و ........ ولی چرا برخی از همکاران ما برای کسب این پست ها و حتی کمتر از آن نیز دست به دامن هر مرد و نامردی می شوند ؟

هیچ رئیسی در آموزش و پرورش در بازدید از مدارس به نحوی تدریس معلمان توجه ندارد !!!و فقط به یک سری مسایل حاشیه ای از جمله نظافت مدرسه , دفتر حضور و غیاب ؛ و یا مسایل تربیتی که اصلا مربوط به شرح وظایف آنان نیست توجه بیش از حد می نمایند .

هر ماه از تمامی مدارس کشور هزاران برگ گزارش تهیه و به اداره ارسال می گردد که هیچ گونه تاثیری در روند تعلیم و تربیتی ما ندارند و فقط بر حسب عادت نوشته می شوند .

هر رئیس سلیقه شخصی خود را دارد و معیار سلیقه رئیس است و به محض عوض شدن افراد کارکرد و نگرش تمامی کارکنان اداری هم عوض می شود !!!! رئیس جدید دشمن اصلی رئیس سابق بوده و هنرش بردن آبروی شخص ما قبل خود است و خود نیک میداند که نفر بعدی هم با او همین معامله را خواهد نمود .

عین همین مطلب در مدارس و توسط مدیران هم اتفاق می افتد هر معلمی به مدیر ایرادی بگیرد کارش با  کرام الکاتبین است و فقط معلمانی در مدرسه راحت و آسوده هستند که از مدیر تعریف و تمجید نمایند . انتخاب نماینده معلمان هم داستان جالبی دارد در همان لحظه اول مدیر از بین مظلومترین افراد معلم دلخواه خود را انتخاب و معرفی میکند و اگر غیر از این  باشد بطور حتم سالی جنجالی در مدرسه خواهیم داشت . نماینده معلمان می داند که در آخر سال امتیاز 30 را قبل از همه دریافت خواهد کرد اگر در طول سال با مدیر همراهی کند همه الطاف مدیر متوجه او شده و در نهایت از 10 درصد یا بیست درصد افزایش حقوق هم برخودار شده و در سالهای آتی هم نماینده خواهد ماند ولی باید بدون پرس و جو تمامی چک های مدرسه را امضاء کند . و اگر حوصله نداشته باشد بهتر است با صلاحدید مدیر مدرسه چند چک بدون تاریخ امضاء کند تا کار مدرسه لنگ نماند !!!!!

در آموزش و پرورش فعلی ما معلمان حق ندارند از مقام شامخ مدیریت مدرسه انتقاد نمایند و همچنین مدیران حق ندارند با تصمیمات درست یا نادرست رئیس اداره مخالفت نمایند . روسای مناطق و نواحی هم حق ندارند با رئیس سازمانها مخالفت نمایند و آنان هم حق انتقاد و ایراد بر وزیر و معاونین محترم ایشان را ندارند !!!!!  . به همین خاطر هست که ما هر ساله چنین پیشرفت نموده و در کمتر از سه دهه همه معلمان خود را از همه چیز دلسرد و ناامید کرده ایم . معلمان جوان با هزاران امید و آرزو به معلمی روی می آورند ولی در همان سال اول با نصیحت های دلسوزانه پیشکسوتان سکوت اختیار نموده و کار را به کاردان می سپارند .

باند بازی و دسته و گروه بندی در آموزش و پرورش امری عادی شده و تنها معلمی بی باند و گروه و دسته قربانی اهداف احزاب و باندها می شوند و باید بسازند و بسوزند . هرجا هر معلمی از این قاعده اطاعت ننموده و بر خلاف جریان حرکت کرده پرونده قطوری در بایگانی اداره داشته و جالبتر اینکه همه کارکنان اداری اعم از خدمتگزار تا رئیس از آن اطلاع کافی و وافی دارند . و هر ساله مشکلات چنین افراد انگشت شمار هم افزون گشته و سر به فلک کشیده است . باید تابع قانون ( آقایان ) بود مگر می شود از خوان گسترده تعلیم و تربیت خورد و بر بزرگان و مسئولان آن انتقاد کرد .!!!؟؟؟؟

خلاصه اینکه معلمان تازه کار باید رسم و رسوم معلمی را هر چه زودتر بیاموزند وگرنه دچار مشکل شده و مشکل ساز می شوند مثل همان معلمانی که بعد از حداقل دهه لب به شکایت گشوده و مثلا کانونی شده اند . می دانید اغلب این بچه های کانون کی هستند ؟ اغلب معلمانی که سرشان درد می کند . بیشتر این افراد را من می شناسم . معلمانی که می گویند دیگر بس است و از این حرفها . بسیاری از آنها صاحب قلم و درد هستند . اگر حرفهای بنده را قبول ندارید از چند مدیر یا رئیس اداره بپرسید همه آنها افراد نترس وجسور هستند خودشان می گویند تاب تحمل این همه ظلم و پارتی بازی و از این چیزها را ندارند .

شما به نصیحت بنده گوش کنید و به این جماعت نپیوندید . چون آنان مدیران انتصابی را قبول ندارند و می گویند باید مدیران انتخابی باشند می گویند دستگاه تعلیم و تربیت ما کهنه شده و توان جوابگوی به نیازهای امروز را ندارد . اینان جملگی افراد اهل مطالعه و صاحب نظر هستند . من که می گویم نباید به این دستگاه عریض و طویل دست زد زیرا همین حالا عده ای از آن خوب بهره می برند . مدیر معرفی میکنند رئیس انتصاب میکنند و برای چند سال و بعضا برای چند ماه آینده برنامه دارند انشا الله توسط همین مدیران و روسا نماینده خواهند شد و درد من و شما را در صد سال آتی برنامه ریزی خواهند نمود بیشتر بچه های کانونی دیگر این حرفها را قبول ندارند .

چرا ؟ چون آنان فکر میکنند که ما را به بازی گرفته اند مثل همین فراکسیون فرهنگیان مجلس هفتم . آنها می گویند در دورهای قبل یعنی هیچ دوره ای این همه معلم در مجلس نبوده یا لااقل بوده اجازه نداده که با معلمان چنان کنند که این دولت عدالت محور می کند . در کدام دوره از مجلس هزاران معلم دستگیر و زندانی شده بود ؟ در کدام دوره معلمان از شغل انبیایی خود تعلیق شده بودند ؟

آنان می گویند از روزی که رئیس دو قوه از سه قوه مقننه ؛ قضاییه و مجریه معلم شده بخت از ما معلمان برگشته و کار ما دشوار شده جریان تبر و بریدن درختان پیش آمده چون از جنس ما هستند !!!!!!

درد دل زیاد هست انشا الله در نوبت دیگری بقیه این قصه دراز را برای شما خواهم گفت . تا آن زمان موفق و پیروز باشید .

                                                    غلامعلی عباسی     8/4/1386  

دوشنبه 1386/04/11 |

 

«عدالت وارونه در آموزش و پرورش»

«عدالت وارونه در آموزش و پرورش»

دولت نهم با شعار «عدالت محوري و مهرورزي» بر سر كار آمد.
اگر نگاهي اجمالي به شعارها و سخنان آقاي احمدي‌نژاد در دوره انتخابات نهم داشته باشيم، متوجه خواهيم شد كه درصد بسيار بزرگي از اين موارد به شعارهاي اقتصادي و معيشتي برمي‌گردد و تكيه كلام ايشان و تيم انتخاباتي او اين بوده است كه «نفت را بر سر سفره‌ي مردم مي‌آوريم» هر چند ايشان اخيرا و به تازگي اين جمله را تكذيب كرد!

 

 

 

 

 

 

آقاي احمدي‌نژاد كرارا عنوان مي‌كردند كه مشكل مردم، آزادي، دموكراسي و توسعه سياسي و اين قبيل حرف‌ها نيست، بلكه مردم مشكل نان و معيشت دارند. هر چند موضع‌گيري‌هاي ايشان و دوستانشان نافي اين اصل بنيادين در پيروزي انقلاب بوده است كه ما «براي شكم، انقلاب نكرديم».


البته ايشان قبل از تصدي رياست جمهوري، برنامه و يا استراتژي مشخصي را در حوزه اقتصاد ارايه ندادند كه كارشناسان بتوانند به نقد آن بپردازند، بلكه صحبت‌ها و مواضع، ميان يك سري مسايل كلي و نقد وضعيت موجود به زبان ساده و به عبارت بهتر، عوام‌فهمانه و جذاب بود.
دولت آقاي خاتمي در اواخر كار خود، لايحه مديريت خدمات كشوري را تقديم مجلس هفتم نمود. اين لايحه مشتمل بر 15 فصل است كه دو فصل آن اختصاص به «نظام هماهنگ پرداخت كاركنان» دارد.


پس از گذشت حدود 5/1 سال، مجلس مطابق اصل 85 قانون اساسي، كميسيون ويژه‌اي را مامور بررسي نظام پرداخت هماهنگ نمود. پس از اين كه مراحل بررسي انجام شد و نمايندگان دولت هم در جلسات حضور يافتند، نهايتا آقايان جهرمي و برقعي، پاي صورت جلسه را به همراه نمايندگان مجلس امضا كردند. اكنون كه كار به مراحل پاياني رسيده است، بين مجلس و دولت اختلاف پيش آمده است. مجلس مي‌گويد بار مالي اجراي اين نظام، حدود سه هزار ميليارد تومان است در حالي كه دولت مصر است بار مالي آن بيش از 5 هزار ميليارد تومان و در حدود هفت هزار ميليارد تومان است و در ضمن اعلام كرده كه توانايي پرداخت آن را ندارد و قصد استرداد آن را نموده است. در واقع پس از مدت زيادي انتظار، معلمان به آرزوي ديرينه خود كه همانا «رفع تبعيض و نابرابري در پرداخت‌ها» است، نرسيده‌اند.
در آن زمان، رسانه‌هاي وابسته به جريان محافظه كار، دولت آقاي خاتمي و مجموعه ايشان را به ضعف مديريت در تامين مطالبات كاركنان به ويژه معلمان متهم مي‌كردند و اكنون در برابر تحولات روي داده، سياست «سكوت» را برگزيده‌اند.
حداقل در آن زمان، وزير آموزش و پرورش در محافل و افكار عمومي حاضر مي‌شد و به سوالات و ابهامات پاسخ مي‌داد و يا در صورت ناتواني، عذرخواهي مي‌كرد.


اما وزير فعلي آموزش و پرورش كه خود و مديرانش التزام نظري و عملي به آرمان‌ها و سياست رياست جمهوري دارند، يا سكوت پيشه كرده و يا توجيه‌گر وضع موجودند.
آيا مطالبات متراكم و انباشته‌ي معلمان و اعتراض آنها به تبعيض، در توزيع سهام عدالت و يا مددجويي از صندوق مهر رضا خلاصه مي‌شود؟
متاسفانه بايد اذعان كرد كه نگاه كارشناسانه و تحول محور نسبت به اقتصاد آموزش و پرورش و تحليل سيستمي آن، در هيچ دولتي به طور نسبي وجود نداشته است! و هر دولتي كه روي كار آمده است برنامه خاص و مدوني در زمينه مسايل‌ آموزش و پرورش ارايه نداده است.
در مقابل، همواره به جامعه بزرگ معلمان، نگاه ابزاري وجود داشته است و بهترين مدعاي آن،‌ در زمان انتخابات چه در اجرا و چه در فرآيند بوده است.
براي معلمان به عنوان يكي از مهمترين طبقات مرجع جامعه، اين سوال مطرح است، در حالي كه آقاي احمدي‌نژاد، يك ميليارد دلار را جهت تامين صندوقي در آمريكاي لاتين اختصاص مي‌دهد و نيز ميليون‌ها دلار را صرف توسعه كشورهاي همسايه مي‌كند، اما وقتي كه پاي مسايل داخلي از جمله همين نظام پرداخت هماهنگ مي‌رسد، عنوان مي‌شود كه پولي وجود ندارد و اجراي آن تورم‌زاست!
آيا آموزه‌هاي علم اقتصاد فقط براي معلمان و آن هم در داخل قابل اجراست و بس؟
دولت اعلام كرده كه در بودجه سال 86، بودجه جاري را كاهش داده است و به نظر مي‌رسد اين كاهش از جيب كاركنان دولت و به ويژه معلمان خواهد بود. دولتي كه حداقل در سال 85، علي‌رغم هشدار كارشناسان و اقتصاددانان، از كاهش و يا لااقل ثابت نگه داشتن نرخ تورم ناتوان بوده است قصد دارد امسال، تورم را به اين صورت مهار كند.
آيا از نظر سازمان مديريت و برنامه‌ريزي، كاهش ميزان نقدينگي به اين صورت قابل دفاع است؟ آيا افزايش دست‌مزدها و درآمدها در سال 85 متناسب با افزايش نرخ توم و كالاها و خدمات بوده است كه اكنون بايد اين سياست اجرا شود؟
چه تضميني براي ثابت نگه داشتن نرخ تورم در سال 1386 خواهد بود؟
از سوي ديگر، آقاي حاج بابايي، منشي هيات رييسه مجلس عنوان كرده است كه بودجه‌ي سال 86 نسبت به بودجه‌ي سال 85، 3 درصد كاهش و نسبت به بودجه‌ي عملياتي، 18 درصد كاهش داشته است.


اجراي سياست‌هاي انبساطي بي حد و حصر و بدون ضابطه سال 85، در مقايسه با بودجه انقباضي سال 86، چه توجيهي مي‌تواند داشته باشد؟ آيا اين مساله، نوعي افراط و تفريط نيست! از آن جا كه در اقتصاد، اجراي يك سياست علاوه بر آن كه نتايج كوتاه‌مدت دارد، آثار واقعي خود را در درازمدت نشان مي‌دهد، به طور قطع، عوارض و پيامدهاي تورمي و زيان‌بار بودجه سال 85، كه از ماه‌هاي اخير شروع شده، در سال 86 خود را بيشتر نشان خواهد داد و به نظر مي‌رسد با اجراي طرح پلكاني افزايش حقوق كه در بودجه سال 86، گنجانده شده است و نيز به احتمال زياد، افزايش حقوق در نيمه اول سال 86 رخ نخواهد داد، تعداد بسيار زيادي از معلمان در آستانه خطر فقر مطلق قرار خواهند گرفت.
در مجموع بايد گفت كه با اجراي سيستم پلكاني افزايش دستمزدها، تبعيض و بي‌عدالتي به منتهي درجه خود خواهد رسيد و آموزش و پرورش نه در مسير تخصصي شدن و حرفه‌اي شدن كه در چرخه نزول و ركود بي‌سابقه قرار خواهد گرفت.
آيا معناي عدالت در آموزش و پرورش اين است كه يك فرد با سابقه كم و با تخصص پايين همان حقوق و مزايايي را دريافت كند كه يك فرد متخصص با سابقه بالا دريافت مي‌كند؟
آيا از نظر مسوولان نظام به ويژه مسوولان آموزش و پرورش، معناي اجراي عدالت اين است؟ بحث ما بر سر دريافت‌ها و پرداخت‌ها بين معلمان و ديگر كاركنان دولت است.
مسوولان بايد پاسخ دهند چرا در لايحه نظام پرداخت هماهنگ، بعضي از كاركنان دولت مانند قضات و برخي از وزارتخانه‌ها و ارگان‌ها را از شمول اين طرح خارج كرده‌اند؟
در حالي كه براساس آمار رسمي، ميزان بازده مفيد كاركنان دولت در ساعات كاري يك روز، فقط 54 دقيقه است، پس اين همه خط‌كشي‌ها و تبعيض‌هاي بدون ضابطه و سليقه‌اي، بر كدام دليل و منطق استوار است؟
دولتي كه با شعار عدالت بر سركار آمده است، بايد در عمل نيز به آن پاي‌بند باشد.
اجراي نظام هماهنگ پرداخت، شايد وزنه‌ي كوچكي براي كاهش تبعيض‌ها و فاصله‌ها باشد.

دوشنبه 1386/04/11 |

 

معلمان چه می خواهند؟

معلمان چه می خواهند؟

حقوق معلمان در جامعه امروزی

آنها  حق دارند از بین چند گزینه موجود یک یا دو یا همه گزینه ها را انتخاب کنند

۱- سکوت کنند و تبعیض را بپذیرند.

۲- حرف حق بزنند و عواقبش را بپذیرند

 ۳- بر عدالت خواهی اصرار کنند و زندان بروند۰

۴ - در تجمعات اعتراض آمیز شرکت کنند . کتک بخورند.

 ۵-  به دادسرا ها یا حراست احضار شوند .

۶- حکم تعلیق بخورند و یا از خدمت منفصل شوند.

 

در هیچ کجای دنیا این همه حق و حقوق برای معلمان قائل نیستند. برای سلامتی شان صلوات!

وبلاگ دانا و توانا

جمعه 1386/04/08 |

 

عضو فراكسيون اقليت مجلس‌‏هفتم:

عضو فراكسيون اقليت مجلس‌‏هفتم:
براي پايين آمدن آراي استيضاح فرشيدي، هيات‌‏رييسه نمايندگان موافق را به ماموريت فرستاد

عضو فراكسيون اقليت مجلس‌‏هفتم گفت: در روز استيضاح وزير آموزش و پرورش هيات‌‏رييسه تعدادي از نمايندگان طرفدار

 

 استيضاح را به ماموريت فرستاد تا راي به استيضاح پايين آيد.

به گزارش خبرنگار پارلماني" ايلنا"، داريوش قنبري با اعلام اين مطلب به خبرنگاران گفت: در روز استيضاح وزير آموزش و پرورش هشت، نه نفر از اعضاي كميسيون اجتماعي كه موافق استيضاح بودند را به استان گلستان فرستاده شدند.
وي ادامه داد: هيات‌‏رييسه از همه ترفندها و تاكتيك‌‏ها استفاده كرد تا آراي استيضاح پايين آيد، حتي روز قبل از استيضاح به من و طلايي نيك گفته شد به همراه متكي به پاكستان سفر كنيم.
نماينده ايلام در مجلس‌‏هفتم يادآور شد: در روز استيضاح و زمان راي‌‏گيري تعداد حاضران در جلسه 226 نفر اعلام شد اما مجموع آرا 237 راي شد كه اين نشان مي‌‏دهد راي‌‏گيري مخدوش بود.

جمعه 1386/04/08 |

 

مجلس‌‏هفتم به عنوان خودخواه‌‏ترين مجلس در تاريخ جاودانه خواهد ماند

مجلس‌‏هفتم به عنوان خودخواه‌‏ترين مجلس در تاريخ جاودانه خواهد ماند

نماينده دشت آزادگان در مجلس‌‏هفتم گفت: نمايندگان مجلس با تصويب طرح تجميع انتخابات اشتباه بزرگي مرتكب شدند كه اين اشتباه در دل تاريخ جاودانه خواهد ماند و از مجلس‌‏هفتم به عنوان خودخواه‌‏ترين مجلس ياد خواهد شد.

سيدنظام مولاهويزه در جمع خبرنگاران پارلماني افزود: نبايد به خاطر بيشتر تكيه زدن به كرسي نمايندگي همه اصول را زير پا بگذاريم و مقابل قانون اساسي بايستيم.
وي ادامه داد: مردم در اين خصوص چه خواهند گفت؟ يقينا مردم آگاه 60 درصد از نمايندگان فعلي را به مجلس راه نخواهند داد و راي مردم را كسب نخواهند كرد. همين مصوبه فاتحه نمايندگان مجلس‌‏هفتم را خواند و نشان داد مجلس‌‏هفتم ضعيف عمل مي‌‏كند.
نماينده دشت آزادگان در مجلس‌‏هفتم گفت: اصولگراياني كه از مجلس ششم ايراد مي‌‏گرفتند و همه لوايح و مصوبات آنها را زير سوال مي‌‏بردند، نوبت كه به خود آنها رسيد، دچار فراموشي تاريخي شدند.
اين نماينده اصولگراي مجلس‌‏هفتم اضافه كرد: اگر اين اتفاق در مجلس‌‏ششم مي‌‏افتاد، چه كار مي‌‏كردند؟ به اعتقاد من به خاطر تصويب اين مصوبه عملكرد مجلس‌‏هفتم ضعيف‌‏تر از ديگر مجالس خواهد بود.
وي ابراز اميدواري كرد كه مجمع تشخيص مصلحت اشتباه نمايندگان در تصويب اين طرح را تكرار نكند.

جمعه 1386/04/08 |

 

از سخنگوی دولت درباره مطالبات صنفی معلمان و مقابله با اين مطالبات سئوال شد و او گفت:

از سخنگوی دولت درباره مطالبات صنفی معلمان و مقابله با اين مطالبات سئوال شد و او گفت:

دولت در تلاش است كه تعامل مثبت و سازنده با صنوف مختلف داشته باشد. ما از كارگران، معلمان، دانشجويان، اصحاب قلم و رسانه و ديگر اصناف زحمتكش حمايت كرده و به آن‌ها اعتماد داريم. ما هميشه به دنبال تعامل مثبت خود با مردم و ارتقای تحكيم روابط خود با آن‌ها بوده‌ايم و هميشه سعی كرده‌ايم كه روابط خود را مستحكم كنيم.  اما دشمنان هميشه درصدد بوده‌اند با توجه به تجربه‌ای كه در برخی از كشورها با رخ دادن انقلاب‌های رنگين پيدا كرده‌اند، با رخنه در صنوف، اهداف شوم خود را پيش ببرند. ولی آن‌ها هميشه سرشان در اين ارتباط در مورد اصناف در ايران به سنگ خورده است.

جمعه 1386/04/08 |