تبليغاتX
قلم معلم
قلم معلم

کانون صنفی معلمان اردبیل
 
 

تا زمانیکه هفته نامه قلم معلم توقیف هست برای زنده نگهداشتن یاد آن هفته نامه و زحمت کشان آن این وبلاک با این نام ادامه خواهد یافت شاید روزی تغییر نام دهیم .
mr.bem4r@yahoo.com

 

موضوعات

اطلاعیه ها

بیانیه ها

احبار تشکل ها

اساسنامه کانون های صنفی معلمان

شرایط عضویت در کانون صنفی معلمان اردبیل

نمونه های از مکاتبات

مطالبات معلمان

اخبار آموزش و پرورش استان

اخبار وزارت آموزش و پرورش

مقالات

شماره حساب کانون صنفی معلمان اردبیل

مسایل و مشکلات آموزش و پرورش

اخبار جلسات شورای هماهنگی

معرفی کانون های صنفی معلمان سراسر کشور

اخبار بازداشتی ها و زندانی های معلمان

فعالیت کانون صنفی معلمان اردبیل

اساسنامه شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان

کمک به معلمان آسیب دیده

مبارزه با فیلترینگ

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

وب سايت شخصي دكتر اكبر اعلمي

کانون صنفی معلمان ایران شاخه ی کردستان

سپاس معلم

کانون صنفی معلمان ایران (تهران )

خبرنگار قلم معلم

قلم معلم نشريه هفتگي

وبلاك معلمان حق التدريس

فرياد معلمان

صداي معلم

گچ ودل فرهنگيان ايران

کانون صنفي فرهنگيان خراسان

بانک اطلاعات آموزش و پرورش ايران و جهان

اتحاديه وبلاگ نويسان فرهنگي بلاگفا

آموزش نيوز

كانون صنفي معلمان استان اردبيل

مهين بلاگ

كانون صنفي معلمان كرمانشاه

كانون صنفي فرهنگيان خميني شهر

نداي معلمان مشگين شهر

فرياد معلم

معلم آزاده

فرهنگيان بدبخت و بيچاره

معلم خبرنگار

خبرنگار قلم معلم

انجمن فرهنگیان آزاد

شيرزاد عبداللهي

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

اطلاعیه

تجمع معلمان اردبیل

فراخوان برای اجرای نظام هماهنگ فرهنگیان گرامی، یاران ارجمند :

اطلاعیه

سه خبر از استان اردبيل

درخواست نشست اضطراري

از اینجا بخوانید

سازمان دیده بان حقوق بشر نسبت به صدور حکم اعدام برای فرزاد کمانگر،اعتراض کرد

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران ( 9 )

پاسخي به چگونگي مصرف درآمد نفت؛معماي فراواني

 
 

درخواست نشست اضطراري

به نام خداوند جان وخرد

 

از  : دبيرخانه كانون هاي صنفي معلمان شمال و شمال غرب ايران

به :  دبيرخانه تشكلهاي صنفي معلمان ايران -  تهران

 موضوع : درخواست نشست اضطراري

 

با سلام :

تقاضا داريم در اسرع وقت نسبت به تشكيل جلسه اي با حضور  همه اعضاي شوراي هماهنگي جهت رفع برخي مشكلات پيش آمده و همفكري در مورد برنامه هاي هفته معلم سال 1387 اقدام و تاريخ و محل جلسه را به اطلاع اعضاي محترم برسانيد .

 

 

با تقديم احترام

غلامعلي عباسي

دبير تشكلهاي صنفي معلمان

شمال و شمال غرب ايران

11/1/1387

پنجشنبه 1387/01/15 |

 

جناب آقای مهندس علی نیک زاد استاندار محترم استان اردبیل

                                                      به نام خداوند جان و خرد                                                                                        25 / 8 / 1386

جناب آقای مهندس علی نیک زاد استاندار محترم استان اردبیل

با عرض سلام و خسته نباشید

با توجه به یکی از بزرگترین دغدغهای ریاست محترم جمهور جناب آقای دکتر احمدی نژاد در اوایل تصدی مقام ریاست جمهور و حتی قبل از آن در زمان ا نتخابات وضیعت معیشتی معلمان سراسر کشور ؛ ما نیز همچون همه همکاران فرهنگی خود امیدوار شدیم که با انتخاب ایشان به سمت ریاست جمهوری بسیاری از مشکلات ما در اندک زمان حل و ما با خیالی آسوده و با فراغ بال به کلاسهای درس خود رفته و به تعلیم و تربیت فرزندان رشید کشور خود خواهیم پرداخت . ولی با کمال تاسف بعد از دو سال واندی نه تنها هیچکدام از مشکلات مورد نظر ما حل نشده بلکه تنها راه قانونی مطرح نمودن مشکلات ما هم مسدود گشته است . و اکنون فرهنگیان استان به دنبال برگزاری دومین دوره انتخابات هیات مدیره کانون صنفی معلمان استان اردبیل هستند به همین خاطر اینجانبان نمایندگان فرهنگیان استان از خدمت آن استاندار محترم و فرهنگ دوست تقاضا داریم تا دستور اکید فرمایید تا اجازه دهند ما در اولین فرصت انتخابات اعضای کانون محترم صنفی معلمان استان خود را برگزار و همانند سایر استانها این استان محروم هم نماینده ای در شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران داشته باشند .

 

 

                                                    با تقدیم احترام : نمایندگان فرهنگیان استان اردبیل

 

1. غلامعلی عباسی           2. ارسلان احمد زاده            3. محمد پرستار                          4. سعید فتحی      5 . فرامرز صحرایی

 

 

رونوشت جهت اطلاع و پیگیری :

دفتر حضرت حجه السلام و المسلمین عاملی نماینده ولی فقیه در استان

دفتر مجمع نمایندگان مجلس شورای اسلامی استان

دبیرخانه تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

سه شنبه 1386/09/13 |

 

جناب آقای یوسف اکبری فرماندار و رئیس شورای تامین شهرستان اردبیل

                      به نا م خداوند جان و خرد                       

                                                                                                    تاریخ : 9 / 9 / 1386

جناب آقای یوسف اکبری فرماندار و رئیس شورای تامین شهرستان اردبیل

با سلام :

اصل بیست و ششم قانون اساسی : احزاب ؛ جمعیت ها ؛ انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده آزادند , مشروط بر اینکه اصول استقلال ؛ آزادی ؛ وحدت ملی ؛ موازین اسلام و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند . هیچکس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت .

اگر اعتقاد داریم که مردم ؛ اصلی ترین سرمایه و پشتوانه نظام هستند و اگر اعتماد و پشتیبانی مردم از نظام کم رنگ شود دولت و نظام یکی از ارکان مهم اقتدار خود را از دست می دهد و به شدت آسیب پذیر می شود و در نتیجه ؛ نمی تواند به اهداف توسعه و پیشرفت بیشتر پیش بینی شده دست یابد . در این صورت لازم است ؛ عرصه های حضور ؛ ارتباط و مشارکت مردم را در سطح کشور توسعه بخشیم و از هر گونه اقدامی که موجب اعتماد سوزی و دلسردی مردم ؛ خاصه گروه های برجسته تاثیر گذار ؛ علاقمند و به ویژه نخبگان گردد ؛ پرهیز شود و مجموعه برنامه هایی که زمینه های همکاری و مسئولیت پذیری و مشارکت را تقویت می کند ؛ مورد توجه ویژه قرار دهیم .

یکی از شیوه های موثر و کار آمد و تجربه شده در دنیا و در کشور خودمان برای تامین همراهی و مشارکت مردم ؛ میدان دادن و ایجاد تسهیلات برای عرض اندام تشکل ها و سازمانهای غیر دولتی یعنی «  NGO  » هاست .

آنچه مسلم است ؛ از توفیقات دولت آقای خاتمی ؛ ایجاد فرصت نسبتا مناسب برای رشد و اعتلای نهادهای مردمی و مدنی به ویژه برگزاری انتخابات شوراها و حمایت از سارمانهای غیر دولتی و رشد کمی و کیفی آنها در عرصه های گوناگون اجتماعی ؛ فرهنگی ؛ مذهبی ؛ خدماتی و امور اجرایی بوده است ؛ هر چند که در پاره ای از موارد ؛ به دلیل نو پا بودن ؛ عدم برخوداری از تجربه کاری و نبود روحیه و رویه کار جمعی و گروهی ؛ شاهد برخوداری تشکل ها از برنامه های دولتی و موثر در عمل بوده ایم البته از جمله اقدامات مفید دولت گذشته تصویب قانون و آیین نامه نسبتا موثر ؛ قابل قبول و واقع بینانه ای است و نکات موجود در آیین نامه و شیوه نامه های قبلی را نیز در بر گرفته است و وزارت کشور ؛ استانداری ها و فرمانداری ها را مرجع پیگیری و صدور مجوز فعالیت تعیین کرده است .

همچنین در برنامه سوم و به طور پر رنگ در برنامه چهارم توسعه بر عرصه های و تمهیدات مشخص و روشنی چون امور زیست محیطی ؛ اداره مرکز فرهنگی هنری ؛ امور ورزشی و تربیت بدنی و ایجاد باشگاه ها و مراکز ورزشی ؛ امور امدادی و بهزیستی و رسیدگی به محرومان ؛ امور آموزشی اعم از آموزش و پرورش تا دوره های فنی و حرفه ای ؛ ایجاد اشتغال و کار آفرینی ؛ خدمات مشاوره ای و بهره وری و در پایان انجمن های صنفی و محلی و تشکل های مرتبط با جوانان و بانوان برای فعالیت « NGO  » ها و موسسات غیر دولتی و خیریه یا عام المنفعه پیش بینی شده است .

نکته قابل توجه این که ما دلمان نمی خواهد خدای ناکرده شاهد بی توجهی و یا عدم حمایت علنی دولت جناب آقای دکتر احمدی نژاد یا وزارت کشور از این مسیر باشیم البته شاید وجود پاره ای از ابهامات و گاهی سوء برداشت ها موجب برخورد و تقابل ها باشد . باید به این سازمانها فرصت کافی داده شود تا آنها نیز به نوبه خود موجبات شادابی ؛ رونق و پویایی جامعه و رشد اعتماد عمومی را فراهم سازند . قطعا جامعه ای که مردمش نسبت به مسایل محیطی و پیرامونی خود حساس نباشند ؛ جامعه ای بی حال ؛ افسرده و بی تحرک و ناکار آمد و بی تفاوت خواهد شد .

امروزه دولت ها در جهت کاهش تصدی گری های خود بهترین راهکار را در نقش دادن به تشکل های اجتماعی ؛ صنفی یا حرفه ای دیده اند .

به هر حال معلمان می گویند : اگر دولت می خواهد مردم و گروه های موثر مردمی از قشر های مختلف ؛ خاصه جوانان و نوجوانان ؛ بانوان و نخبگان را در مسیر رشد و پیشرفت کشور همراه داشته باشد ؛ اگر می خواهد نظارت مردمی و اجتماعی توسعه یابد ؛ اگر می خواهد به کوچک سازی و کار آمدی دولت همت گمارد و هزینه های غیر ضروری را کاهش دهد و در نهایت گامی در جهت ارتقای اعتماد عمومی بردارد ؛ راهکاری بهتر از این که هم تجربه شده ؛ هم قانونمند است و هم شاخصی است بین المللی در جهت حکمرانی خوب و شفاف سازی امور در پیش رو ندارد .

معلمان امروزی انتظار دارند وزارت محترم کشور و استانداری ها و فرمانداری ها با جدیت و عنایت ویژه و نگاهی یاز و مثبت و به دور از گرایش های سیاسی و جناحی به صدور مجوز و حمایت قانونی از تشکل های صنفی معلمان سراسر کشور همت گمارند .  

                                                                         غلامعلی عباسی

                                               رئیس هیات مدیره کانون صنفی معلمان اردبیل

 

سه شنبه 1386/09/13 |

 

رای دیوان‌عدالت‌اداری عليه وزير آموزش‌وپرورش

رای دیوان‌عدالت‌اداری عليه وزير آموزش‌وپرورش

 یکی از دبیران شهر تهران با بردن شکایت به دیوان عدالت اداری موفق شد آموزش وپرورش را ملزم به پرداخت دو ماه پاداش خدمت سال 84 کند. شاکی این پرونده «علیرضا مرادی» معلم منطقه 9 اموزش وپرورش شهر تهران است.

قاضی شعبه سوم دیوان عدالت در تاریخ 30 مرداد 86 با صدور رای قطعی شکایت آقای مرادی را وارد دانست و رای خود را چنین انشا کرد: ورود شکایت مطروحه مبنی بر پرداخت دو ماه پاداش خدمت فرهنگیان صادر واعلام می‌گردد.رای صادره مستند به ماده 7 قانون دیوان عدالت اداری قطعی می باشد.

عدم پرداخت دو ماه پاداش به فرهنگیان در سال 84 تبدیل به چالشی کهنه اما همچنان فعال بین وزیر ومعلمان شده است. وزیر در برنامه کوتاه مدت خود در مجلس وعده پرداخت این پاداش را در سال 84 داد. اما چند ماه بعد با گفتن اینکه «من چاه نفت در اختیار ندارم»، از زیر بار این وعده شانه خالی کرد. در حالی که کارمندان دیگر این پاداش را در همان سال دریافت کردند.
روز 4 مهرماه جاري، فرشیدی برای پاسخ به سوال يكي از مجلسيان در مجلس حاضر شد. سوال جلالی عدم تحقق وعده های وزیراز جمله پرداخت نشدن پاداش دو ماه خدمت بود وپاسخ وزیر همان حرف‌های نکراری.به گفته وزیر این طرح نیاز به اعتباری معادل 600 میلیارد تومان دارد.

حال که دیوان شکایت معلمان را وارد تشخیص داده است، دولت بهتر است که داوطلبانه این رای را گردن گذاشته و پاداش خدمت همه معلمان را پرداخت نماید. کاملا قابل پیش بینی است که حدود 700 هزارمعلم که شرایطی مشابه علیرضا مرادی دارند برای احقاق حق خود به دیوان عدالت مراجعه می‌کنند وقضات دیوان نیز بر اساس اصل وحدت رویه به سود آنها رای خواهند داد.

در اين‌باره يك كارشناس آموزش و پرورش گفت: صدور چنین آرایی نشان می دهد که معلمان برای تحقق مطالبات قانونی خود می توانند از ظرفیت‌های مجلس و قوه قضائیه و نظام اداری به نحو مطلوبی استفاده کنند.

دوشنبه 1386/07/23 |

 

فرهنگ بسیجی یا بسجیان فرهنگی

هر وقت اسم بسيج مي آيد . عظمت و روح اين نهاد مقدس و جايگاه آن جلو ه هايي از معنويت و زهد و تقوي و دلدادگي را برايم تداعي مي كند . يادم هست كه فرهنگ بسيجي ابتدا در جهاد سازندگي شكل گرفت و با نام ارتش بيست ميليوني دفاع از اهداف و دستا وردهاي انقلاب را در سر لوحه قرار داد تا جنگ تحميلي و ... كه بسيج يك اسطوره و يك نهاد مقدس گرديد.

چند روز پيش نامه اي ديدم كه در ابتدا رهبر فرزانه انقلاب و سپس قانون اساسي و نمايندگان مجلس و دولت كريمه عدالت محور را ستوده و البته كمي هم به كاستي هاي معلمان اشاره نموده و در آخر حركت صنفي عدالت خواهانه و تبعيض ستيز معلمان را محكوم نموده و اعلان نموده كه اين گروه از فرهنگيان دانسته يا نادانسته اب به آسياب دشمن مي ريزند. و از همه مهمتر اين كه زير آن را به نام فرهنگيان بسيجي استان همدان امضا نموده اند.

آقايان يادشان رفته كه بسيج يك فرهنگ است و فرهنگي اين را مي داند كه همه اقشار جامعه چه رسما و چه غير رسمي مديون و وام دار اين فرهنگ هستند و مصادره كردن نام اين نهاد مقدس براي چماق كردن آن بر سر جريان هاي عدالت خواه و يا آمران معروف و ناهيان منكر (نگارنده معلمان را بزرگترين آمران به معروف و ناهيان منكر مي داند ) خرج كردن از كيسه انقلاب و ارزشهاي ملي و اعتقادي جامعه مي باشد . و اين را فرهنگيان نمي پسندند وگرنه در جمع خود مگر كم بسيجي دارند و يا معلم جانباز ندارند و يا بسيج را نمي شناسندو شايد فكر كرده ايد انها جبهه و جنگ را هم فراموش كرده يا اصلا نديده اند . معلمين حضور خود و بيان شفاف مطالبات را كافي ميدانند. و هشدار مي دهند كه منفعت طلبان و سود جويان از نام ارگانها و نهاد هاي مقدسي مثل بسيج به نفع و يا به ضرر هيچ صنفي استفاده نكنند. چرا كه اين چماقي خواهد شد كه هر روز مي توان آن را بر سري كوبيد . امروز به نام فرهنگي بسيجي بر سر فرهنگيان و ُفردا به نام دانشجوي بسيجي بر سر دانشجويان و چندي ديگر به نام روحاني بسيجي بر سر روحانيون و .....

يادمان باشد بسيج يك فرهنگ است نه يك صنف پس سوء استفاده ممنوع.

یک بسیجی

پنجشنبه 1386/07/19 |

 

آقاي احمدي نژاد

 

آقاي احمدي نژاد

معلمي كه كلمه عدالت را به شما آموخته، بزرگترين خيانت را نسبت به شما و نسبت به خودش مرتكب شده است زيرا فراموش كرده معناي آن را به شما بياموزد و شما نيز بزرگترين خيانت را نسبت به بشريت مرتكب شده ايد زيرا به قول كنفسيوس بزرگترين خيانت، خيانت به واژه هاست.

جدول زير شاهدی بر اين استدلال است.

 

عنوان

حكم A

حكم B

حكم C

ميزان تحصيلات

فوق ليسانس (كارشناسي ارشد )

ديپلم فرهنگ و ادب

ديپلم دانشسراي مقدماتي

گروه

10

6

9

سابقه

8 سال

1 سال و 6 ماه

15 سال

جمع كل حقوق

3464850 ريال

3673370 ريال

3172204 ريال

معلمان تحصيلكرده نه تنها از بالا بودن تحصيلات خويش خرسند نيستند بلكه خويشتن را سرزنش مي كنند كه چرا همان ديپلمه نمانده اند تا هم اكنون حقوقي برابر با معلمان فوق ليسانس و ليسانس دريافت كنند ! و چرا اينقدر ساده لوح تشريف داشته اند كه تصور مي كرده اند در اين ديار ، اين آيه قرآني به درستي فهميده شده و بدان عمل مي شود كه مي فرمايد:« هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون ؟» 

 اين از نتايج سحر است   باش تا دولت صبحت بدمد

دوشنبه 1386/07/16 |

 

نامه به خانم لوئیز آریور فعال حقوق بشر

همكاران عزيز!

با شنيدن خبر سفر خانم لوئيز آربور به ايران، درصدد برآمديم تا از اين فرصت استفاده كرده و با ارسال نامه، صدای اعتراض خود به دولت را، از اين طريق به گوش جهانيان برسانيم هرچند اين خود ما هستيم كه سرنوشت خودمان را رقم مي زنيم ولي معتقدیم؛ از هيچ فرصتی برای به كرسي نشاندن خواست هاي خود نبايد دريغ كرد.

نامه ی زير توسط برخي از همكاران و فرهنگيان محترم تنظيم شده است و اميدواريم كه توانسته باشد تا حدودی حرف های ناگفته ی بقيه ی دوستان را بيان كرده باشد. به اميد رسيدن همه ی معلمان شريف و زحتمكش به خواسته های واقعي خودشان!

 

خانم لوئيز آربور!

با سلام و احترامات فراوان

مطلع شدم كه براي بررسي مسائل حقوق بشر به كشور ما قدم گذاشته ايد. ضمن خوش آمدگويي، اجازه بدهيد چند جمله اي هر چند بسيار مختصر از وضعيت نابسامان اقتصادي اقشار جامعه و به ويژه قشر فرهنگيان ایران را برايتان بنويسم.

 28 سال و اندي است كه از انقلاب اسلامي ايران مي گذرد و دراين بين، نتيجه ی  اين انقلاب، بر اركان مختلف ميهنمان را بيش از همه، مردم ما به طور روزمره؛ آن هم با تورم سرسام آور، گراني جهشي مايحتاج عمومي خود، هم چنين با فقر ناشي از افت خريد، با بيكاري روز افزون و عوارضي كه اين بيكاري به دنبال داشته است، لمس مي كنند!

ديگر رنگ شب ها در هيچ خانه اي ,رنگ زيباي خنده نيست و آن چه خودنمايي ميكند عرق شرمي است كه بر جبين پدران و مادران زحمت كش نقش بسته است. عرقي كه پس از گذران يك روز پر تلاش با دستي خالي تر از ديروز بر چهره ی پدر خودنمايي مي كند.

به زودی مدارس بازگشايي می شوند! شروع مدارس براي ما نه شروع سالي مملو از درخشندگي نوباوگانمان،بلکه؛ آغاز زنگ فلاكت بار رنج و محنت است!

ديگر بر روي تابلوهای سياه كلاس مدرسه نمي توان نوشت كه ۱=۱

چرا كه كودكانمان مي دانند كه نيست!

ديگر بر روي تابلوهاي سياه كلاس مدرسه نمي توان نوشت كه بابا نان داد!

چرا كه كودكانمان مي دانند بابا نان ندارد!

 ديگر بر روي تابلوهاي سياه كلاس مدرسه نمي توان نوشت كه بابا آب داد!

 چرا كه كودكانمان مي دانند بابا آب ندارد!

بله! نمي توان سنت هاي ديرپاي آموزش را براي فرزندانمان در كلاس هاي درس پاينده و جاويد كرد چرا كه فرزندان ما، از هر قشري كه باشيم، تنها با يك مفهوم آشنا هستند؛ و آن اين كه ”بابا فقير است و هيچ ندارد!“                           

در واقع مديريت فعلي و در رأس آن سركردگان حكومتي، حيات و معيشت مادي افراد و خانواده هاي ايراني و در حقيقت نسل هاي آينده را با سياست هاي خود در معرض خطر قرار داده اند.

 

خانم لوئيز آربور گرامی!

تا به حال به عنوان يك انسان به اين نکته فكر كرده ايد كه عواقب اين بي عدالتي ها در ايران و در اركان جامعه ی ايران، تحت حاكميت نالايق، چه خواهد بود؟ و اين كه ادامه ی اين روند چه فجايعي را به بار خواهد آورد؟ 

كشور ما امروز به علل مسائل سياسي و حق كشي هاي اجتماعي و عدم رعايت حقوق اجتماعي در جامعه به قهقرا رانده شده است و در لبه ی پرتگاه قرار دارد. بيش از يكصد سال است كه ايران بستر رشد خود را به علل نداشتن حقوق اوليه ملت از دست داده است. 

اين گرفتاري، اين فقر لجام گسيخته ی اجتماعي، اين حجم از نداري و فلاكت، اين تعداد از مردمي كه زير خط فقر يا بهتر بگويم؛ ”زير خط مرگ“ گذران زندگي مي كنند، آن هم در سرزميني كه بر روي اقيانوس هاي نفت شناور است، اين آمار سرسام آور فجايع اجتماعي كه تماماً ناشي از فقر و بيكاري جوانان و بي هويتي آنان است از اين رو كه با فساد مالي بي سابفه، تحت تأثير سياست هاي دولت فعلي توأم شده است، نتيجتاً راه به يك فاجعه ی ملي و فقر بي سابقه، عليرغم داشتن سرمايه ی عظيم و بي شمار خدادادي در ايران برده است.

 اگر نگاهي حتي گذرا به تاريخ درخشان مبارزاتي كشور ما بياندازيد با دكتر محمد مصدق آشنا خواهيد شد! ما به اين رهنمود هميشه معتبر و پابرجاي دكتر مصدق يعني اين كه نفت سرمايه است، اگر بيرونش مي آوريم بايد تبديل به احسن بشود، بايد تبديل به سرمايه ی صنعتي و اقتصادي و زيرساخت هاي اقتصادي بشود تا بتواند رونق اقتصادي ايجاد كند نه اين كه براي مصارف روزانه ی دولتمردان و آقازاده هاي آنان، اعتقاد داريم.  

اين همان پايه و مبنايي است كه متأسفانه در دولت فعلي شاهد ركود و در نهايت مرگ اين سياست مردمي و برخوردي به غايت ضد انساني و ضد ملي در تنظيم رابطه با سرمايه هاي ملي و ميهني اين كشور هستيم.

اين روزها فقر و گراني در جامعه بيداد مي كند و بسياری از اعتراضات انجام شده در سطح كشور، به خاطر فقر فزاينده و نداشتن قدرت خريد براي اقلام ضروري مي باشد. درآمدهاي نفتي ما به جيب حاكمان رفته و مردم ستمديده و محروم از آن كوچكترين سهمي ندارند. غارتگري و چپاول در حكومت فعلی نهادينه شده ولی سهم مردمِ كمدرآمد كشورمان از اين ثروت ملی، فقر و گرانی است.

دولت احمدي نژاد با شعار ”نفت بر سر سفره مردم روی كار آمد و حالا همان سفره ی بخور و نمير قبلی را هم دارند پاي سياست های بي خاصيت اتمی جمع مي كنند!

 

خانم لوئيز آربور!

اين نوشته بيان دردهای دل آموزگاری است كه با عشق به آموختن، اين شغل را برگزيد. هر چند ناقص و اجمالي اما تلاش كردم شمه ای از چهری دهشتناك هيولای فقر و نداری در ايران را برايتان به تصوير بكشم.

با اميد به اين كه شما هم به عنوان مسؤول رسيدگی به وضعيت اسفبار اين كشور، وظيفه ی انساني خود را فراموش نكنيد و حالا كه فرصتي براي سفر به ”سرزمين فراموش شدگان“ يعنی ايران برايتان ميسر شده است، گامی مفيد و انسانی در اين زمينه برداريد.

 

با احترام و سپاس

... از جامعه ی فرهنگيان ايران

پنجشنبه 1386/07/12 |

 

نامه کانون صنفی معلمان ایران

 نامه کانون صنفی معلمان ایران

 

به اعلمی : استدعا داريم, در راه آزادی این عزیزان (معلمان زندانی) طبق رسالت ,انسانی الهی خود از هیچگونه کوششی دریغ ننمایید

5م اردیبهشت, 1386

به نام خداوند جان و خرد
با سلام به پیشگاه نماینده ی محترم مجلس شورای اسلامی جناب آقای اعلمی

اشِداءُ عَلَی الکُفّار ؛رُحَماءَبَینَهُم
احترامابه استحضارمی رساند, دیرگاهیست که معلمان ایران اسلامی می خواهند مظلومانه فریاد داد خواهی خود,و خطرات پیش روی نسل جوان امروز و نسل های آینده را به گوش مسئولین نظام مقدس برسانند؛زیرا معلمان خود را مدیون آیندگان دانسته ومی خواهند,عامل به رسالت خود باشند.اما متاسفانه گویا زندگی برای مظلومان سخت تر از آن است,که در تصور می گنجد.
نماینده ی محترم ! همانطور که درقرآن آمده است: “وتوکل علی الله وکفی بالله وکیلا”
اماخداوندبی گمان ازمیان خلق وسیله ای برای وکالتش برمی گزیند,تاحق وعدالت در جوامع بشری به این وسیله جاری شود.وخوشا به روزگار آنهایی که بتوانند.ابزاراین وکالت باشند,وآنان بایستی به خودببالند.

جناب آقای اعلمی به این وسیله لازم می دانیم؛که وضعیت معلمان زندانی که بسیاری از آنان رزمندگان دیروز پیکار حق علیه باطل بوده اند,را به عرض شما رسانده بلکه بتوانید با هم اندیشی سایر نمایندکان محترم اسباب رهایی این عزیزان را فراهم نمایید.
تعداد 7نفر از معلمان تهران آقایان(محمودباقری,علی صفرمنتجبی,محمدتقی فلاحی, علیرضا اکبری,حمیدپوروثوق,محمدرضارضایی وعلی اکبرباغانی) نزدیک به 14 روز است,که در زندان انفرادی به سر می برند.علاوه براینکه اجازه ی ورود وکلای آنان به دادگاه داده نشده,تفهیم اتهام نشده اند,منزل آنان مورد تفتیش قرار گرفته,برخی از لوازم شخصی آنان از جمله کامپیوترهای آنان ضبط شده,هیچگونه تماسی با خانواده های خود نداشته اند,وضعیت جسمی وروحی آنان در هاله ای ازابهام است.مادران وزن و فرزندان این عزیزان به شدت نگران و دل وا پس وضعیت نامشخص آنان هستند.خانواده های آنان بارها به دادگاه انقلاب مراجعه نموده اما هیچگونه پاسخی ازطرف قاضی محترم پرونده دریافت نکرده اند.
در شهرکرمان نیزسه تن از معلمان آقایان(بنی اسدی,رشیدی و نادری) چند هفته در بازداشت بوده اند,که خوشبختانه آقای بنی اسدی توانسته است آزادی خودر ابدست آورد اما دونفر دیگر (رشیدی و نادری )هنوز در بازداشت می باشند.
اکنون استدعا دارد, در راه آزادی این عزیزان طبق رسالت ,انسانی الهی خود از هیچگونه کوششی دریغ ننمایید.
خداوند به همه ی خدمتگزاران اسلام پیروزی عنایت فرماید.
با سپاس
کانون صنفی معلمان ایران

جمعه 1386/06/23 |

 

جناب آقای مهندس نیک زاد استاندار محترم استان اردبیل

به نام خداوند جان وخرد

جناب آقای مهندس نیک زاد استاندار محترم استان اردبیل

با سلام و عرض خسته نباشید .

با توجه به یکی از بزرگترین دغدغهای ریاست محترم جمهوری جناب آقای دکتر احمدی نژاد در اوایل تصدی مقام ریاست جمهوری و حتی قبل از آن در زمان انتخابات وضیعت معیشتی معلمان سراسر ایران ؛ ما فرهنگیان استان هم امیدوار شدیم با انتخاب ایشان به سمت ریاست جمهوری بسیاری از مشکلات ما در اندک زمان حل و ما با خیالی آسوده و با فراغ بال به کلاسهای درس خود رفته و به تعلیم و تربیت فرزندان رشید کشور خود خواهیم پرداخت . ولی با کمال تاسف بعد از دو سال نه تنها هیچ کدام از مشکلات مورد نظر ما حل نشده بلکه تنها راه قانونی مطرح نمودن مشکلات ما هم مسدود گشته است و اکنون فرهنگیان استان به دنبال برگزاری دومین دوره انتخابات هیات مدیره کانون صنفی معلمان استان اردبیل هستند به همین خاطر اینجانبان نمایندگان فرهنگیان استان از خدمت آن استاندار محترم و فرهنگ دوست تقاضا داریم تا دستور اکید فرمایید تا اجازه دهند ما در اولین فرصت انتخابات اعضای کانون محترم صنفی معلمان استان خود را برگزار و همانند سایر استانها این استان محروم هم نماینده ای در شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان کشور داشته باشد       .

 

                                                      با تقدیم احترام : نمایندگان فرهنگیان استان اردبیل

                                                                           6/4/1386

رونوشت:

دفتر حضرت حجه السلام و المسلمین عاملی نماینده ولی فقیه در استان          

دفتر نمایندگان مجلس شورای اسلامی استان   

دبیرخانه تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران                          

چهارشنبه 1386/04/20 |

 

نامه ای به آقای اعلمی نماینده ی مجلس

نامه ای به آقای اعلمی نماینده ی مجلس

 به نام خداوند جان و خرد

با سلام به پیشگاه نماینده ی محترم مجلس شورای اسلامی جناب آقای اعلمی

 

اشِداءُ عَلَی الکُفّار ؛رُحَماءَبَینَهُم

احترامابه استحضارمی رساند, دیرگاهیست که معلمان ایران اسلامی می خواهند مظلومانه فریاد داد خواهی خود,و خطرات پیش روی نسل جوان امروز و نسل های آینده را به گوش مسئولین نظام مقدس برسانند؛زیرا معلمان خود را مدیون آیندگان دانسته ومی خواهند,عامل به رسالت خود باشند.اما متاسفانه گویا زندگی برای مظلومان سخت تر از آن است,که در تصور می گنجد.

نماینده ی محترم ! همانطور که درقرآن آمده است: "وتوکل علی الله وکفی بالله وکیلا"

اماخداوندبی گمان ازمیان خلق وسیله ای برای وکالتش برمی گزیند,تاحق وعدالت در جوامع بشری به این وسیله جاری شود.وخوشا به روزگار آنهایی که بتوانند.ابزاراین وکالت باشند,وآنان بایستی به خودببالند.

جناب آقای اعلمی به این وسیله لازم می دانیم؛که وضعیت معلمان زندانی که بسیاری از آنان رزمندگان دیروز پیکار حق علیه باطل بوده اند,را به عرض شما رسانده بلکه بتوانید با هم اندیشی سایر نمایندکان محترم اسباب رهایی این عزیزان را فراهم نمایید.

    تعداد 7نفر از معلمان تهران آقایان(محمودباقری,علی صفرمنتجبی,محمدتقی فلاحی, علیرضا اکبری,حمیدپوروثوق,محمدرضارضایی وعلی اکبرباغانی) نزدیک به 14 روز است,که در زندان انفرادی به سر می برند.علاوه براینکه اجازه ی ورود وکلای آنان به دادگاه داده نشده,تفهیم اتهام نشده اند,منزل آنان مورد تفتیش قرار گرفته,برخی از لوازم شخصی آنان از جمله کامپیوترهای آنان ضبط شده,هیچگونه تماسی با خانواده های خود نداشته اند,وضعیت جسمی وروحی آنان در هاله ای ازابهام است.مادران وزن و فرزندان این عزیزان به شدت نگران و دل وا پس وضعیت نامشخص آنان هستند.خانواده های آنان بارها به دادگاه انقلاب مراجعه نموده اما هیچگونه پاسخی ازطرف قاضی محترم پرونده دریافت نکرده اند.

در شهرکرمان نیزسه تن از معلمان آقایان(بنی اسدی,رشیدی و نادری) چند هفته در بازداشت بوده اند,که خوشبختانه آقای بنی اسدی توانسته است آزادی خودر ابدست آورد اما دونفر دیگر (رشیدی و نادری )هنوز در بازداشت می باشند.

اکنون استدعا دارد, در راه آزادی این عزیزان طبق رسالت ,انسانی الهی خود از هیچگونه کوششی دریغ ننمایید.          

خداوند به همه ی خدمتگزاران اسلام پیروزی عنایت فرماید.

 

با سپاس

کانون صنفی معلمان ایران

سه شنبه 1386/04/05 |

 

نامه ی آقای سید مجتبی ابطحی خطاب به رئیس مجلس شورای اسلامی

نامه ی آقای سید مجتبی ابطحی خطاب به رئیس مجلس شورای اسلامی

   تاريخ : 21/3/86
به نام خداوند جان و خرد
فَبَشِر عِبادِ الّذينَ يَستَمِعونَ القولَ فَيَتّبِعونَ أحسَنَهُ
رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي فرمودند معلمان بايد كمي صبر داشته باشند.
بي احترامي دانستم كه كلامي هر چند نه در مقام پاسخ بلكه در حد شرح مختصري از وقايع اخير به استحضار ايشان و به اطلاع ساير آحاد ملت و اگر معلمين را هم جزء ملت به شمار آورند جهت اطلاع همكاران ننويسم.
جناب آقاي حداد عادل آيا معني صبر را تجربه كرده ايد و مي دانيد يعني چه كه ما را دعوت به آن مي نماييد.
شما حدود سه سال پيش (36 ماه) وعده اجراي نظام هماهنگ پرداخت را حد اكثر تا دو ماه ديگر داديد و عمل نكرديد. آيا صبر نكرديم؟
معلمين را دستگير و پرونده سازي نمودند و هر چه به شما مراجعه كرديم اعتنا ننموديد. آيا صبر نكرديم؟
نامه هاي بسياري به شما و ساير مسئولين نوشتيم، حتي يك مورد جواب دريافت نكرديم. آيا صبر نكرديم؟
اهانت ها و تهديد ها از مجاري مختلف ما را احاطه كرده است.آيا صبر نكرديم؟
در مسير فعاليت كانون هاي صنفي موانع بسياري ايجاد كرده ، بر خلاف صريح قانون معلمين را از داشتن تشكل صنفي فراگير محروم نموديد. آيا صبر نكرديم؟
عزل و نصب در پايين ترين رده هاي آموزش و پرورش را بدون در نظر گرفتن هيچ نقشي براي فرهنگيان هر طور كه سليقه شما بود انجام داديد. آيا صبر نكرديم؟
با عناوين شما مگر چه كار مي كنيد، زياد هستيد، مصرفي هستيد ما را مورد خطاب قرار داديد. آيا صبر نكرديم؟
در جلو مجلس ما را مورد ضرب و شتم قرار داديد به گونه اي كه همه دنيا ديدند. اگر شما و رسانه هاي مرتبط با شما نديدند، چشم باز كنيد و ببينيد مأمور عالي رتبه انتظامي شما با الفاظ ركيك كه انسان شرم از شنيدن آن دارد چه رسد كه تكرار كند خانم ها را مخاطب قرار داد و همه دنيا شنيدند اگر شما و رسانه هاي مرتبط با شما نشنيدند، پنبه از گوش خود خارج كنيد تا بشنويد چه واكنشي نشان داديد؟ آيا صبر نكرديم؟
دست به انفصال خدمت و تبعيد و كسر حقوق و تهمت هاي سنگين به صورت گسترده زده و بهترين معلمين اين سرزمين را به اين صورت مورد حمله قرار داده ايد. آيا صبر نكرديم؟و ...........

جناب آقاي حداد عادل رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي، كمي منصف بوده و عملكرد خود و مجلسي را كه رياست آن را به عهده داريد و ساير مسئولين را نه در حضور ما بلكه در خلوت خود نقد و بررسي نماييد. آيا عملي كه بتوان از آن دفاع كرد در مورد فرهنگيان انجام داده ايد؟ آيا شما همانگونه كه در رسانه ها و طي سخنراني هاي خود در مورد فرهنگيان ادعا مي نماييد، مي انديشيد و عمل مي نماييد؟ (حاسبوا قبل ان تحاسبوا)
رياست محترم مجلس شوراي اسلامي اكنون فرهنگيان نگران هستند و مي پرسند : تا چه ميزان ديگر بايد صبر كنند براي آنها چه مي انديشيد نگران از آينده اي مبهم بدون انگيزه و بي اعتماد به وعده هايي كه مي شنوند.
و اين نگراني بدون شك بي اثر در تربيت فرزندان و نسل آينده اين كشور نمي باشد كه اميد همه افراد دلسوخته بايد در جهت ترسيم فردايي بهتر براي آنها باشد.

رياست محترم مجلس. شوراي هماهنگي تشكلهاي صنفي فرهنگيان تاكنون به خوبي به وظيفه خود عمل نموده است و علي رغم تمام مشكلات فراروي آنها با روش هاي مختلف از نوشتن و اعتراض و تحصن و ... شرايط نه چندان مطلوب حاكم به آموزش و پرورش را به شما انعكاس داده است و شما هيچ عذر و بهانه اي نداريد. آيا وقت آن نشده است تا به دور از هر گونه شعار گرايي و به صورت جدي موضوع را بررسي و تصميم گيري كنيد؟
ايا اتلاف فرصت هايي كه تاكنون پيش روي شما قرار داشته كافي نيست؟ شما از ناكارآمدي زبان تهديد بارها سخن گفته ايد. آيا استفاده از اين زبان در آموزش و پرورش روا مي باشد؟
آيا قضاوت تاريخ را قبول داريد؟ چه جواب هايي داريد؟ آيا چون گذشته اين نامه هم بي جواب خواهد ماند؟
والسلام
سيد مجتبي ابطحي خميني شهر

یکشنبه 1386/04/03 |

 

قابل توجه فرهنگيان شهرستانهاي

به نام خداوند جان وخرد

همراه شو اي عزيز              

                         تنها نمان بدرد 

                                             كاين درد مشترك 

 جدا‌،‌جدا درمان نمي شود

قابل توجه فرهنگيان شهرستانهاي خلخال مشگين شهر پارس آباد بيله سوار گرمي نمين نير سرعين هير منطقه ارشق و مناطق ديگر استان قهرمان پرور اردبيل

براساس اساسنامه كانون صنفي معلمان ايران كه مجوز آن از وزارت كشور و ماده 10 احزاب صادر شده و كليات آن بتصويب هر دو ارگان نامبرده رسيده معلمان در هر شهر و منطقه مي توانند با 50 نفر شبعه كانون صنفي معلمان ايران را داير و بر اساس اساسنامه انتخابات برگزار و هيات مديره اي جهت پيگيري مشكلات معلمان شهر و منطقه خود داشته باشند البته مراحل اوليه كار كمي سخت و به تلاش زياد همكاران نياز دارد ولي شما همكاران مي توانيد در صورت به حد نصاب نرسيدن تعداد اوليه عضو كانون صنفي معلمان اردبيل تشكل برتر ايران در سال 1385 باشيد تا بعد كه تعداد همكاران زياد شد خود اقدام به تاسيس كانون نماييد .

قابل توجه مي دانيم كه تشكيل اتحاديه صنفي طبق قانون اساسي حق مسلم ما بوده و هيچ كس و هيچ مقامي نمي تواند با تشكيل آن مخالفت نمايد چرا كه همه ادارات ، سازمانها ، اشخاص و اصناف در طي ساليان گذشته اتحاديه ، انجمن ، سازمان ، سنديكا و .............تشكيل داده و سالهاست همه از مزايايي چنين اتحادي سودهاي كلان برده اند همه ساله اصناف بدون در نظر گرفتن شرايط جامعه‌، خود در مورد قيمت ها تصميم گرفته و عمل مي كنند و هيچ كس حق اعتراض ندارد متاسفانه معلمان از جمله آخرين افراد جامعه هستند كه به فكر تاسيس اتحاديه صنفي تحت عنوان كانون هاي صنفي افتاده اند و در همين چند سال اخير هم همه همكاران اتحاد و يك پارچگي معلمان سراسر كشور را تحت عنوان شوراي هماهنگي ديده و مزه حق طلبي را چشيده اند .

  به اميد عضويت تمامي معلمان در كانون هاي صنفي جهت شكوفايي هر بيشتر امر تعليم و تربيت در سطح استان و كشور عزيزمان ايران .

 

                          با احترام : هيات مديره كانون صنفي معلمان اردبيل

29/1/1386

چهارشنبه 1386/01/29 |

 

نامه انجمن صنفی فرهنگیان شهرستان خمینی شهر

 

نامه انجمن صنفی فرهنگیان شهرستان خمینی شهر

به فرمانداری شهرستان

با سلام:

همان طور که مستحضرید در فضای پرالتهاب آموزش و پرورش ، همکار عزیزمان سید مجتبی ابطحی یکی از اعضای انجمن صنفی فرهنگیان شهرستان خمینی شهر از سوی مراجع امنیتی و انتظامی بازداشت شده و این امر فرهنگیان را دچار نگرانی و تشویش نموده است . لذا برای بازگشت آرامش به کانون فرهنگیان و خانواده ایشان ظرف مدت 24 ساعت آینده مراتب آزادی ایشان را فراهم نمایید. در غیر این صورت عواقب این امر متوجه کسانی خواهد بود که دست به چنین اقداماتی زده اند.  والسلام

                   

                                                          انجمن صنفی فرهنگیان شهرستان خمینی شهر

رونوشت به : 

نماینده محترم شهرستان خمینی شهر در مجلس شورای اسلامی

سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان

دادستان محترم شهرستان خمینی شهر

اداره اطلاعات شهرستان خمینی شهر

مدیریت محترم آموزش وپرورش شهرستان خمینی شهر

 

چهارشنبه 1386/01/29 |

 

متن نامه جمعی از فرهنگیان کشور به مقام معظم رهبری :

متن نامه جمعی از فرهنگیان کشور به مقام معظم رهبری  :

 

 

محضر مبارک مقام معظم رهبری ، آیات عظام و مراجع تقلید دام عزهم الشریف

از طرف : جمع کثیری از معلمان ایران

سلام علیکم

با درود بی کران بر حضرت مهدی موعود (عج) نجات دهنده ی بشریت از ظلم و ستم و با سلام به شهداء و امام راحل و با عرض ارادت به محضر تمامی بزرگان دین و معرفت ، این ملجاین ملت .

قبل از هر کلام و نوشتار نگاهی به نامه ی حضرت علی ( ع) به مالک اشتر می افکنیم که از اهم حقوق ، حقوق ملت و دولت ( حکومت ) را معرفی می کند . فلسفه ی این حق را دوستی و الفت و ارجمندی دین
 می داند و اینکه مردم جز به صلاح حاکمان اصلاح نپذیرند  و حاکمان جز به پایداری مردم ، نیکو نگردند ودر قسمت دیگر حقوق متقابل بیعت ، وفاداری به آن ، نصیحت پنهان و آشکار ، اجابت در هنگام دعوت و حضور اطاعت در هنگام فرمان دادن از جمله وظایف ملت و نصیحت ، تعلیم و تربیت و تقسیم بیت المال به شایستگی بین مردم از جمله تکالیف دولت مردان است .

نقش معلمین در آغاز نهضت و حضور در دفاع مقدس همراه با دانش آموزان و شرکت در نماز جمعه و جماعت در معیت دانش آموزان ، همکاری تنگاتنگ در برگزاری انتخابات از اول انقلاب اسلامی تاکنون و تربیت بزرگ مردانی که فرماندهان جبهه و جنگ شدند چون سردار شهید همت و دیگران و حضور فعال در راهپیمایی ها و در دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بر هیچکس پوشیده نیست . آیا آنان در انجام وظایف خود کوتاهی کردند؟

اما جهت ادای تکلیف دینی در محضر بزرگان معرفت لب به شکوه گشوده دادخواهی می کنیم و نتیجه را به خدای بزرگ وا می گذاریم زیرا او بهترین شاهد است که ما گفتیم تا اتمام حجت و رفع تکلیف شود و وظیفه ی دینی و مذهبی خود را در امر به معروف و نهی از منکراین گونه بیان می کنیم .

1-     حضور آرام ومنطقی و بدون افراط و تفریط در مقابل مجلس شورای اسلامی همان نصیحت پنهان و آشکار است . (که  آیه ی 148 سوره ی نساء  فراتر از آن  را حق دانسته   و اصل 27 قانون اساسی به روشنی این اجازه را داده است  )

2-     حضور در تمامی صحنه ها از آغاز انقلاب ، دفاع مقدس ، راهپیمایی ها و انتخابات وفاداری به بیعت است .

3-     پایداری در صحنه برای این است که معلمان  خود را در صلاح حکام می دانند چون می خواهند خود صالح و نیکو بمانند .

4-     بی عدالتی را در تحریف خواسته ی معلمین بر خلاف فلسفه و اخلاق دینی و سیاست علی وار می دانند و بر همین اساس از حکومت می خواهند که مردم را در تعلیم و تربیت بر بینش صحیح و روش صادق پی بگیرند .

5-     کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته . آیا این جز تاکید بر این است که بی تفاوت نباشیم ؟ آیا این جز حمایت از نظام و هدف خونین شهداست ؟ آیا این جز هشداری بر دولتمردان و مجلسیان است که بدانند فرهیختگان جامعه بر آنها ناظرند؟ و...

6-     جامعه ی معلم امر به معروف و نهی از منکر را از وظایف دینی در قالب فردی و اجتماعی خود می دانند .

7-     شکوه ی معلم این است که بیت المال آنگونه که حضرت علی ( ع ) فرمودند به شایستگی تقسیم نمی گردد و عدالت اجرا نمی گردد و خلاصه ی کلامشان این است که  اگر نیست برای همگان و اگر هست برای همگان .

8-     معلمان زیاده خواه نیستند ، دنبال ثروت و جاه نیستند ، برای پر کردن جیب خود نیامدند . بلکه فریادشان بر علیه تبعیض است و بس .

9-     وزیر محترم گفته اند کسانی که به دنبال پول و ثروت هستند می توانند از آموزش و پرورش بروند . پاسخ ما این است که به دنبال پول و ثروت نیستیم بلکه به دنبال آنیم که یک زندگی در سطح معمول و آبرومندو شرافتمندانه  داشته باشیم . حقی که فرهنگیان طی سالها  برای دفاع ازانقلاب همواره از بیان آن امتناع نمودند. تفاوت فاحش حقوق معلمان با سایر کارمندان دولت یک توهم نیست . یک واقعیت تاسف برانگیز ، غیر قابل انکار و قابل تحقیق است . ما می پرسیم  آیا وزیر محترم  در کشور غنی ایران  آموزش و پرورش را محکوم کرده اند که یا معلمانش فقیر بمانند  و یا به شغل دیگری بپردازند ؟ راه سوم دادن  حقوق واقعی آنان با مدیریت صحیح ازمنابع  عمومی کشور است که سایر کارمندان از آن بهره مندند  . چه کسی مسئول انتقال مسائل معنوی به آینده سازان وجلوگیری از تهاجم فرهنگی است ؟  یک معلم فقیر شکست خورده در زندگی چگونه  می تواند برای فرزندان کشور الگوی مناسبی باشد؟باید دانست که حقوق معلم حقوق نسل آینده ی کشور است .

10- بی توجهی به مسائل اعتقادی با توجه به  شعار دقیق و عمیق آموزش وپرورش و بی حرمتی به مقام شامخ نبوت بی توجهی و عدم مدیریت چه کسانی را نشان می دهد؟

11-  مراجع عظام  به داد اسلام برسید که معلمانی که نگاهشان به سوی شماست و دستشان  به سمت شما دراز شده  نگرانند که در اثر بی توجهی ، ده سال بعد  نسلی بوجود آید بی توجه به آرمانهای نظام ،لائیک ، بی دین ، عقده ای  و ... و خداوند عوامل آن را نخواهد بخشید .

12-  پیشگامان مذهب جعفری  به داد اسلام برسید که قیام مردم در سال 57 برای اجرای احکام اسلام بوده است و هرکس به این هدف مقدس ضربه بزند چه با بی توجهی یا  تحریف خواسته ها یا با  سرپوش گذاشتن بی مورد، مسئول است و جوابگو. نظام جمهوری اسلامی نظامی مردمی است . برای کسانی که به جای شنیدن صدای اعتراض منطقی معلمانی که قلمشان را به عنوان تنها سلاحشان در مقابل خانه ی ملت بالا گرفتند  ، باتوم بر بدن مقدسشان فرود آوردند چه حکمی می توان جاری نمود؟ چرا با نمایندگان این معلمان مذاکره ی منطقی نشد؟

13- -بعضی گفته اند معلمان  در هفته 24 ساعت بیشتر کار نمی کنند در حالی که کارمندان هفته ای  44 ساعت ، گرچه سخنی جاهلانه است اما در تمام دنیا کارشناسان  امر فعالیت تدریس را برتر ، سخت و پر کار تر از کار اداری می دانند . طبق اعلام یونسکو هر ساعت تدریس برابر 4 ساعت کار مفید است . بسیاری از ما معلمان هر دوی این مسئله را تجربه نموده ایم . وقتی مطالعه ،تحقیق ، طرح سوال ، تصحیح اوراق ، بررسی وضعیت تحصیلی ، ثبت نام ، طرح درس و ... را اضافه می کنیم این زمان   بیش از 44 ساعت خواهد شد . در حالی که کارمندان بسیاری از ادارات آموزش و پرورش اضافه کاری  تا 175 ساعت دریافت می کنند و عمدتا بیش از 44 ساعت نیز کار نمی کنند و دیگر ادارات قس علی هذا . . معلمان تواني براي بازسازي علمي، روحي و جسمي خويش ندارند چراکه اغلب مجبورند در  دو يا چند جا کار کنند .

14- حق ایاب و ذهاب سال پیش یک معلم چهار هزار تومان بود ...!!!؟؟؟؟ برای کل سال نه یک ماه ؟!؟! و همین مبلغ هم در بیشتر استانها پرداخت نمی شود ! معلمان  از تمام مزایایی چون حق مسکن ، غذا ، اضافه کار و ... که تمامی کارمندان دریافت می کنند محرومند .

15-    آیا گریه ی فرزند معلم و بیماری همسر او و نداشتن پول و گرانی هزینه درمان بیمارستان فرهنگیان  و ضعف بیمه واجاره ی خانه و قسط و... که باعث شد اشک در چشمان یک معلم جمع شده باشد را دیده اید؟!

16- آقای حداد عادل نظام هماهنگ را از افتخارات مجلس هفتم می دانست و مدعی بود که فقط ما به این فکر هستیم . یا نمایندگان ما خیلی بی مسئولیت هستند یا از کارشناسی خوبی برخوردار نیستند که نتوانستند از عامل افتخار خود دفاع کنند .

این مدعیان در طلبش بی خبرانند   کانرا خبری شد خبری باز نیامد

چه شد آن همه ادعا ؟ متاسفیم

17-دولت با شعار عدالت و رفاه آمد اما چشمی به حمایت جدی و گوشی برای شنیدن خواسته های  فرهنگیان و خانواده ی آنان و بازنشستگان  نداشته است.

18- سرپوش گذاشتن به اخبار تجمع فرهنگیان و بدتر از آن تحریف این خواسته ها مثل سر در برف کردن کبک است .

19- معیشت و منزلت معلم شعار اصلی است که آن را جدای از دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی و خون شهدا و حمایت از ولایت فقیه به معنی عمیق و دقیق کلمه نمی دانند .

20-بیشترین تجمع فرهنگیان قریب به پنجاه هزار نفر بود . این انسان های فرهیخته که بعضا گروهی می خواستند جدا از خواسته آنها اعتراضی یا کلامی بگویند از خود طرد می نمودند و آیا اینان قابل مقایسه با .... می باشند ؟

21- معلمان خود را وابسته به هیچ حزب و گروه و دسته نمی دانند ، تحقیر و ضرب وشتم نیز آنها را جدی تر خواهد کرد که از حق خود چشم نپوشند .

22- دولت ووزیر آموزش و پرورش سرشان را بلند نگه دارند که معلمین را گرفتند ، حجاب از سر خانم معلمی برداشتند ، بعضی را کتک زدند و کلمات زننده ای  گفتند که قلم و زبان حتی از نقل قول  آن شرم دارد.

23- ما از عمل زشت ( فحش رکیک دادن به یک زن محجبه ی معلم ) نسبت به معلم و مخصوصا زن مسلمان بیزاری می جوییم والبته این عمل نسبت به  هرکسی  سربزند قبیح است چرا که انسان حرمت دارد و قطعا می دانیم که مقام رهبری و مراجع تقلید نیز دلشان به درد خواهد آمد پس به فریاد این ناله ها برسید .

24- بسیاری از معلمان دستگیر شده از فرماندهان زمان جنگ بودند که در همین بازجویی سیلی خوردند و عده ی کثیری رزمنده ی زمان دفاع مقدس و بسیاری نیز هنوز فرماندار تهران بابت همکاری در انتخابات اخیراز ایشان تشکر نکرده بود .

25- جلسه ، اعتصاب ، مصاحبه ، مکاتبه و ... از جمله مسائلی است که هیچکدام حق معلم را به او اعاده نکرد حقی  که تمامی  کارمندان از آ ن برخوردارند .

26- ای کاش وزیر آموزش و پرورش وزیر نفت بود و از کارمندانش حمایت می کرد .

 27-  پیش از این اتفاقات خواسته هایی داشتیم که هنوز پا برجاست . اما اکنون با فاجعه ای که رخ داد خواسته های بنیادی تری نیز دازیم که چون پیش شرط مسائل قبلی است بر آنها مقدم است

ارائه ی راه حلی که  بتوان در کشور اسلامی نسبت به هر بی عدالتی در چهارچوب قوانین انتقاد و اعتراض  کرد و ضرب و شتم و فحش و تبعید و آزار و زندان و عدم امنیت شغلی  ندید . این که بتوان از ملجا قانونی عدالت خواهی کرد . این که مسببین و عاملین ضرب و جرح و زندانی کردن و هتک حرمت و اقدامات غیر قابل توصیف  پیش از زندان به دقت شناسایی و محاکمه و تنبیه شوند و از ضربه دیدگان این حادثه دلجوئی شود و اگر غیر از این باشد همگی در پیشگاه خداوند مسئولیم که گفته شده هر کس ندای دادخواهی مسلمانی را بشنود که فریاد می زند و بی تفاوت باشد مسلمان نیست .

28- ما ردیکباره و بر خلاف قول قبلی لایحه ی مدیریت خدمات کشوری را که مسئولین سالها  آن را به عنوان راه حلی برای  رفع تبعیض به ما ارائه نموده بودند و معلمان تلاش کردند تا با تصویب آن روزنه ای به سوی احقاق حقوق خود به دست بیاورند محکوم می کنیم . امید داشتیم از این طریق اختلاف بسیار تبعیض آمیز حقوق  معلمان و پرسنل شاغل و بازنشسته ی آموزش و پرورش با سایر بخش های دولت رفع گردیده و این عزیزان بتوانند با وضعیت اقتصادی موجود زندگی آیرومندانه ای داشته باشند .

29- همکاران ما  در صنف معلمان پس از آن که 14 تا ۱۷روز ایام عید را در زندان اوین گذراندند  با وثیقه های سنگین ۵ و۳۰ و ۵۰ میلیونی و با پرونده ی باز آزاد شدند. سوال این است . جرم آنها چه بوده است ؟ آیا جز عدالت خواهی؟! مگر چه خواستند؟ و مگر چه گفتند که سزاوار چنین عقوبتی شدند؟!!؟ فعالان صنفی به مصداق  حدیث ( من اصبح و لم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم ) با ایثار و شهامت برای احیای حقوق دیگران تلاش می کنند . ایجاد امنیت شغلی برای آنان لازم است  تا در یک فضای باز و سالم با رعایت تمام اصول اسلامی به وظایف خویش بپردازند و دشمنان انقلاب اسلامی نتوانند از  خواسته های به حق مردم سوء استفاده کنند . با قاطعیت اعلام می کنیم نه نگاهی به آن سوی مرزها داریم ، نه وطن فروشیم ، نه از بیگانه پول گرفته ایم . فعالان صنفی ما خود از مبارزین انقلاب و جبهه و جنگ بوده اند .همه ی این  تلاش ها برای آن است که کشوراسلامیمان  آزاد و سربلند باشد و در این راه کوشش خواهیم کرد . دیگر اینکه  برخورد با  اعتراضات نهادهای مدنی که در حال پی گیری قانونی  خواسته های همکاران خود هستند و ایجاد جلسات ارعاب  و ضرب و شتم و زندان و تهدید به جای مذاکره با آن ها در جامعه چه نتیجه ای را به دنبال خواهد داشت؟ چرا رسانه ها خواسته های معلمان را منعکس نکردند؟

30- خلاصه ی  کلام این نوشته هیچ اثری که نبخشد سندی است که بی تاثیر نخواهد بود ولو در آینده موجب این خواهد بود که ما خود را از نظام مقدس جمهوری اسلامی جدا نمی دانیم و از حقوق خود دفاع خواهیم کرد ولوچون ابوذر در غربت به آغوش مرگ رویم .

31 – با امید به آنکه در آینده در مقابل سخن و پیام به حق معلمین به جای برخورد با آنان حاضر به شنیدن پیام نمایندگان صنفی آنان که هیچ شائبه ی سیاسی ندارند باشیم . انشاء الله در سال  وحدت ملی و انسجام اسلامی با پی گیری و دلجویی از معلمان آزرده خاطر و احقاق حقوق از دست رفته فرهنگیان و تایید خواسته های منطقی و صنفی آنان  ،شامل رشد و توسعه ی فرهنگی کشور عزیزمان ایران شکوهمند باشیم . انشاء الله خداوند همه ی خادمین به اسلام و قرآن را حمایت و موفق نماید .

با تقدیم احترام

جمع کثیری از فرهنگیان کشور

 

به ضمیمه گزارش دو تن از شاهدان عینی ماجرا تقدیم می گردد .

( این نامه با عناوین  مجزا برای مقام معظم رهبری ،  آیات عظام و مراجع تقلید حضرات آیات : بهجت ، حسینی شاهرودی ، صافی گلپایگانی ،صانعی ،  فاضل لنکرانی ، مکارم شیرازی ، منتظری ، موسوی اردبیلی ، نوری همدانی ، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام  ومجلس  خبرگان رهبری وروزنامه ها و تمامی  خبرگزاریهای داخلی ارسال گردیده است)

شنبه 1386/01/18 |

 

رياست محترم سازمان آموزش وپرورش استان اردبيل

 

تاريخ :  18 / 1 / 1386

          شماره :              278

به نام خداوند جان وخرد

رياست محترم سازمان آموزش وپرورش استان اردبيل

با سلام و عرض تبريك سال نو :

احتراما در پي درخواست حضوري قبلي اعضاي هيات مديره كانون صنفي معلمان اردبيل از جنابعالي در مورد در خواست  سالن اجتماعات دبيرستان مدرس براي برگزاري دومين دوره انتخابات هيات مديره و بازرسان اين كانون خواهشمنديم دستور فرماييد تا اين محل در اختيار اين كانون در ساعت غير درسي جهت انتخابات قرار گيرد ضمنا بعد از مشخص شدن مكان و موافقت جنابعالي انتخابات با حضور نماينده محترم فرمانداري برگزار خواهد شد .

قبلا از لطفي كه خواهيد فرمود نهايت تشكر را دارم

 

با احترام    : غلامعلي عباسي

دبير كانون صنفي معلمان اردبيل 18 / 1 / 1386

شنبه 1386/01/18 |

 

دادنامه معلمان ایران خطاب به محمود احمدی نژاد

دادنامه معلمان ایران خطاب به محمود احمدی نژاد

به نام آن كه هستي نام ازاويافت

رييس محترم جمهوري اسلامي ايران

همان طور كه مستحضرهستيد درآغاز دهه ي اخير باظرفيت هاي تازه اي كه درفضاي اجتماعي كشور ايجادگرديد و با گذر انقلاب از مضايق و تنگناهايي كه طبيعت همه ي انقلاب هاي مردمي است،فرهنگيان كشوربراساس بينش و باورمعلّمي خويش و احساس مسئوليّتي كه درقبال سرنوشت كشور و نظام ارزشي حاكم برآن داشتند و با توجّه به روند بسيارنگران كننده ي حاكم بر فرآيند تعليم و تربيت ايران اسلامي و تبعيض نارواي حاكم برجامعه ي كاركنان دولت، برآن شدند تا با سازمان دهي نهادهاي مدني و تشكل هاي صنفي ، فاصله ي بين فرهنگيان و مسئولان را كمترنموده و دريچه اي قانوني و نظام مند را براي  ورود به صحنه ي ايفاي نقش در سرنوشت كشوربگشايند.

بديهي است كه هدف جزيي امّا بنيادين موجوديت اين تشكل ها،«اصلاح زيرساخت هاي اساسي وضروري ايجاد تحوّل درآموزش وپرورش» نظير:تغيير ديدگاه مردم و مسئولين نسبت به مقوله ي تعليم وتربيت و رفع تنگناهاي معيشتي معلمان و فرهنگيان كشور بود كه تحقـّق آن هامي توانست و مي تواند زمينه ساز هدف متعالي تريعني«تطهير وتعالي فرهنگي كشور و شكوفايي استعدادهاي بي پايان ايران و ايراني براي تجلـّي كشوري مترّقي و مقتدر درصحنه هاي جهاني»باشد.

امّا افسوس و صد دريغ كه ازهمان ابتداي راه،جريان هاي قدرت گرا و جناح هاي سياسي،اين مقوله را نيز محمل و مفرّي براي مقاصد و اغراض خودپنداشتند و سعي وافرنمودند تا با دست يازيدن به انواع ترفندها و استفاده ازمراكز قدرت و تصميم سازي، مسير حركت اين نهادها را به سمت وسويي سوق دهند كه محصول و برآيند كار،آن باشد كه خود مي خواهند.

 درايّام حاكميت دولت قبلي كانون هاي صنفي معلـّمان را منتسب به جناح رقيب دولت دانستند و با ايجاد تنگناها و موانع گوناگون سعي در انحراف حركت صنفي و مقدّس آن ها نمودند. دريكي دوساله ي اخير و درزمان حاكميت دولت شما نيز روند  واردنمودن اتهام وابستگي هاي سياسي و جناحي به تشكل هاي معلّمان به شكلي معكوس و با شدّت و حدّتي بيشتر همان مسيرقبلي ادامه دارد و به تعبيري «چپي ها راستمان خواندند و راستي ها چپ»

   معلّمان و تشكل هاي آن هامصداق اين سخن شده اند كه :« نه درمسجد گذارندم كه رندي / نه درميخانه، كاين خمارخام است / ميان مسجد و ميخانه رهي است / غريبم عاشقم، آن ره كدام است»

باوربفرماييد شاكله ي اصلي فعاليت تشكل هاي فرهنگيان ،جز اهدافي كه اشاره شد،چيز ديگري نيست. به تأسي از فرموده ي امام راحل يعني:«نه شرقي،نه غربي،جمهوري اسلامي» ما هم فريادمي زنيم كه به هيچ حزب ،گروه، جناح سياسي داخلي و خارجي وابستگي و دلبستگي نداشته و نداريم و جز به اقتدار ايران اسلامي و نظام مقدّس حاكم برآن نمي انديشيم.

جناب رييس جمهور،دربدنه ي مراكز قدرت و تصميم سازي، عدّه اي عامدانه و ازسرغرض ورزي و برخي نيز ازفرط تعصّب خشك و غيرمنطقي ، تشكل ها ي  معلّمان را معاند با نظام و مصالح و منافع كشور مي خوانند و جلوه مي دهند و آن ها ازمسير واقعي شان دورتر و دورتر مي سازند تا راحت تربتوانند نابودشان كنند .بدون ترديد ادامه ي اين روند،بيش از هردشمني آشكار و پنهان قدرت هاي بزرگ، برپيكره ي ايران اسلامي آسيب خواهد رساند.

ترديد نداشته باشيد اگرروزي بارديگر نياز به دفاع از ايران و دستاوردهاي انقلاب شكوهمندش باشد،همين كساني كه امروزه بين جناح هاي سياسي و مراكز قدرت پاسكاري شده و ضدّ دين وخدا و انقلابشان مي خوانند،همين كساني كه به مصداق فرموده ي خاتم نبوّت(ص) فقرشان مي رود تا به كفربينجامد،همين افرادي كه روزبه روز آن ها را بيشتر و بيشتر از مدار مسئوليت مقدّس معلّميشان دور مي سازند،پيشروان و قافله سالاران مبارزه با دشمن خواهند بود. درصحّت اين ادعا ترديد نداشته باشيد و بدانيد كه اگرشما و ديگر دلسوزان نظام،بيش از اين خود را ازآن ها دورنگه داشته و به چشم و زبان ديگران بسنده كنيد وچاره اي براي حلّ اين معمّاي دست پرورده ي قدرت طلبان مردم فريب نينديشيد،دربرابر خدا،شهدا،امام شهدا و ملْت شرافتمند ايران مديون و مديون و مديون خواهيد بود.

بياييد و با تدبيري كه برازنده ي رأس مديريت دولت جمهوري اسلامي ايران است، قدم پيش نهيد و بستري مناسب را براي ارتباط بلاواسطه و مستمر خود با تشكل هاي فرهنگيان فراهم سازيد.

اززبان معلّمان كه دربطن آموزش و پرورش قرارداشته و معضلات را     مي بينند و با همه ي وجود لمس مي كنند ، بشنويد كه در ساختار اين نهاد انديشه ساز و مولّد معرفت و دانايي، بار،آن چنان كج است و آب، چنان گل آلود كه نه سرمنزل مقصودي را مي توان متصوّر بود و نه ماهيي براي گرفتن موجوداست.

 

شنبه 1386/01/18 |

 

نظر یک همکار

 

 نظر یک همکار

يکشنبه 27 اسفند1385 ساعت: 15:11

الملک یبغی مح الکفر ولا یبغی مع الظلم
این شرم اور است که معلمان,یعنی روشنفکرترین قشر جامعه,در دستان دولتی با شعار عدالت گرفتارند.ان هم فقط بخاطر حرف حق.من در تمام تحصنات شرکت کردم ولی حتی یکبار هم شعار ضد نظام و غیر صنفی سر ندادم.در روز چهارشنبه و شنبه با چشمان خیس از خانه ملت مراجعت کردم.این است جواب منطقی بودن معلمان......

سه شنبه 1385/12/29 |

 

نامه خانواده معلمان بازداشت شده خطاب به رئیس جمهور

نامه خانواده معلمان بازداشت شده خطاب به  رئیس جمهور

(( به نام بخشنده ی بی منت))

سلام آقای رئیس جمهور!

با کمال ناباوری و تاسف در روز چهارشنبه ۲۳ اسفند عده ای به خود اجازه دادند که بر دستان گچی معلمان خود دستبند بزنند و تلاش معلم را برای شرافتمند انه زیستن به سخره بگیرند .باتوم را بالا بردند و بر بدن خسته ی او کوفتند !

و حالا در آستانه ی سال نو هدیه ی دولت مدعی مهرورزی و عدالت خواهی به معلمان مظلوم بازداشت و زندان است !

معلمانی که تنها برای دادخواهی به خانه ی ملت پناه برده بودند و در کمال متانت و آرامش خواستار تصویب لایحه ی مدیریت خدمات دولتی و اجرای عدالت بودند .

آموزگارانی که حتی در طول جنگ تحمیلی  دست از سازندگی کشور نکشیدند و در چادرها به آموزش پرداختند . لازم به ذکر است که برخی از معلمان بازداشت شده  جانباز و بیمار هستند و نیاز به دارو و مراقبت های ویژه ی پزشکی دارند و علیرغم این که چندین بار این مطلب را گوشزد نمودیم اما متاسفانه با بی توجهی روبرو می شویم !

آیا این است مظهر عدالت اجتماعی

حتی خانواده ها در تحریم خبری قرار دارند و بعضا هیچ اطلاعاتی از محل نگهداری معلمان دستگیر شده در دسترس آن ها نیست و اغلب تماسی نیز بین بازداشت شدگان و خانواده هایشان صورت نگرفته است!

اکنون ما خانواده های معلمان بازداشت شده انتظار داریم با قانون محوری و دلجویی از این معلمان و بازگرداندن ایشان به خانواده هایشان و برخورد قانونی با عوامل بی حرمتی به معلمان گوشه ای از شعار عدالت محوری و مهرورزی را مخقق کنید.

یکشنبه 1385/12/27 |