تبليغاتX
قلم معلم
قلم معلم

کانون صنفی معلمان اردبیل
 
 

تا زمانیکه هفته نامه قلم معلم توقیف هست برای زنده نگهداشتن یاد آن هفته نامه و زحمت کشان آن این وبلاک با این نام ادامه خواهد یافت شاید روزی تغییر نام دهیم .
mr.bem4r@yahoo.com

 

موضوعات

اطلاعیه ها

بیانیه ها

احبار تشکل ها

اساسنامه کانون های صنفی معلمان

شرایط عضویت در کانون صنفی معلمان اردبیل

نمونه های از مکاتبات

مطالبات معلمان

اخبار آموزش و پرورش استان

اخبار وزارت آموزش و پرورش

مقالات

شماره حساب کانون صنفی معلمان اردبیل

مسایل و مشکلات آموزش و پرورش

اخبار جلسات شورای هماهنگی

معرفی کانون های صنفی معلمان سراسر کشور

اخبار بازداشتی ها و زندانی های معلمان

فعالیت کانون صنفی معلمان اردبیل

اساسنامه شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان

کمک به معلمان آسیب دیده

مبارزه با فیلترینگ

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

وب سايت شخصي دكتر اكبر اعلمي

کانون صنفی معلمان ایران شاخه ی کردستان

سپاس معلم

کانون صنفی معلمان ایران (تهران )

خبرنگار قلم معلم

قلم معلم نشريه هفتگي

وبلاك معلمان حق التدريس

فرياد معلمان

صداي معلم

گچ ودل فرهنگيان ايران

کانون صنفي فرهنگيان خراسان

بانک اطلاعات آموزش و پرورش ايران و جهان

اتحاديه وبلاگ نويسان فرهنگي بلاگفا

آموزش نيوز

كانون صنفي معلمان استان اردبيل

مهين بلاگ

كانون صنفي معلمان كرمانشاه

كانون صنفي فرهنگيان خميني شهر

نداي معلمان مشگين شهر

فرياد معلم

معلم آزاده

فرهنگيان بدبخت و بيچاره

معلم خبرنگار

خبرنگار قلم معلم

انجمن فرهنگیان آزاد

شيرزاد عبداللهي

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

اطلاعیه

تجمع معلمان اردبیل

فراخوان برای اجرای نظام هماهنگ فرهنگیان گرامی، یاران ارجمند :

اطلاعیه

سه خبر از استان اردبيل

درخواست نشست اضطراري

از اینجا بخوانید

سازمان دیده بان حقوق بشر نسبت به صدور حکم اعدام برای فرزاد کمانگر،اعتراض کرد

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران ( 9 )

پاسخي به چگونگي مصرف درآمد نفت؛معماي فراواني

 
 

پاسخي به چگونگي مصرف درآمد نفت؛معماي فراواني

پاسخي به چگونگي مصرف درآمد نفت؛معماي فراواني

 

  نويسنده : مسعود نیلی
 


سالنامه اعتماد:همه کشورها به دنبال دستيابي به سطوح بالاتر رفاه هستند و تحقق اين هدف مستلزم داشتن منابع است. کشورهايي که منابع نفتي ندارند براي تامين اين منابع مشکلات زيادي دارند. در مقابل کشورهاي نفت خيز در زمان وفور درآمد نفت از شانس ويژه يي برخوردار مي شوند. در تمامي اين کشورها سوال جدي براي مردم مطرح است که در چنين شرايطي چطور مي توان رشد درآمدهاي نفتي را به رفاه محسوس و ملموس تبديل کرد. در ايران هم با وجود رشد درآمد نفت همزمان اين سوال براي دولتمردان و عامه مردم وجود دارد که چرا حجم زياد منابعي که طي سال هاي اخير به دست آمده تبديل به رفاه نشده است؟

در پاسخ به اين سوال و شفاف تر شدن موضوع مي توان به سه مشاهده اشاره کرد تا ابعاد مساله پيش روي ما را تفسير کند و ببينيم اين مساله مختص کشور ما است يا يک مساله عمومي تر است. اولين مورد از سه مشاهده آن است که اگر در صد سال گذشته وضعيت کشورهاي دنيا را مورد بررسي قرار دهيم به يک واقعيت مشهود پي مي بريم؛ اينکه کشورهاي برخوردار از منابع طبيعي کارکرد اقتصادي ضعيف تري نسبت به کشورهاي فاقد منابع طبيعي دارند. اين يک مشاهده ثبت شده است و در قالب تحقيقات معتبر گزارش شده است. البته عکس اين مورد درست نيست، يعني کشورهاي فاقد منابع طبيعي لزوماً مسير پيشرفت را طي نمي کنند. در مقابل اما غالباً کشورهاي برخوردار از منابع طبيعي، عملکرد اقتصادي قابل توجهي نداشته اند. در ادبيات براي اين شرايط اصطلاحي وجود دارد که نشان دهنده دوگانگي موضوع است؛ «نحسي منابع نفتي يا معماي فراواني.» يعني هنوز مردم نگران اين موضوع هستند که درآمد بالاي نفت به نفع کشورهاي دارنده نفت از جمله ايران است يا به ضرر اين کشورهاست.

در کشورهاي آسياي جنوب شرقي در سال هاي گذشته دور وضعيت فقر مطلق حاکم بوده و بدون برخورداري از هيچ امکاني مسير توسعه شروع شده. وقتي کره شمالي و کره جنوبي از هم تفکيک شدند، تمامي مراتع و منابع طبيعي در کره شمالي واقع شد و کره جنوبي منابع طبيعي قابل توجهي نداشت. امروز کره جنوبي و کره شمالي تفاوت و فاصله اقتصادي فاحشي دارند. کره جنوبي در راه پرشتاب توسعه يافتگي است و کره شمالي در مرداب عقب افتادگي گرفتار.

مشاهده دوم آن است که ضعف عملکرد در زمان وفور منابع شکل مي گيرد. در کشورهاي برخوردار پايه مشکلات در زمان وفور منابع گذاشته شده است و نه در زمان کمبود.

سومين مشاهده آن است که سازوکاري که منجر به عملکرد ضعيف مي شود از طريق دولت ها ايجاد شده است؛ يعني دولت ها اين ضعف ها را در ساختار اقتصاد نهادينه مي کنند.

در کشور ما مشابهت زيادي بين وضعيت سال هاي 52 تا 56 و سال هاي بعد از سال 81 (به ويژه وضعيت سال هاي بعد از 84 ) برقرار است. سوال اين است که پايه اين شباهت ها چيست؟ دو دليل را مي توان ذکر کرد؛ فرض کنيد در کشوري مثل کره جنوبي يا هر کشوري که فاقد منابع طبيعي است، دولت تصميم اشتباهي در اداره اقتصاد بگيرد. مثلاً مخارج خود را يکدفعه زياد کند يا نرخ ارز را به نصف بهاي آن تقليل دهد. در اين زمينه دو جنبه وجود دارد؛ اول آنکه ابزار آن دولت ها براي اين تصميم ها چيست و دوم اينکه چگونه با پيامدهاي آن مواجه مي شوند. چون دولت فاقد درآمد ارزي است فقط مي تواند دستور بدهد و ابزار ديگري ندارد. اگر هم با دستور و فشار چنين کند و نظام چندنرخي شکل بگيرد، صادرات کم مي شود، واردات زياد مي شود و در تراز تجاري با کسري مواجه مي شوند. پس ظرف مدت کوتاهي خطاي تصميم گيري به سمت تصحيح حرکت مي کند چون منبعي مثل نفت براي جبران اين مشکلات وجود ندارد. در اين کشورها، مکانيسم جبران خطا، به طور جدي وجود دارد و خود را تحميل مي کند. هيچ دولتي نمي تواند در بلندمدت تصميم اشتباه بگيرد. بازخورد تصميم اشتباه به خود دولت ها برمي گردد، يا با کسري بودجه زياد يا با کسري تراز پرداخت ها مواجه مي شوند و در نتيجه ناچار هستند که مسير را تصحيح کنند.

پس مکانيسم يادگيري در آن کشورها وجود دارد که تحت تاثير آن مردم و دولت ها- حتي اگر اقتصاد نخوانده باشند- در عمل اقتصاد را مي آموزند. اگر به تاريخ توسعه امريکاي جنوبي يا کشورهاي آسياي جنوب شرقي مراجعه کنيد، شايد به نظر عجيب برسد که يک ژنرال نظامي مثلاً در برزيل کودتا کرده اما در مدت کوتاهي فهميده، اقتصاد چطور کار مي کند. دليل آن است که کار کردن در اين اقتصادها به خودي خود آموزنده است. اما در ايران سر کلاس درس اقتصاد هم براي فهم و يادگيري آن اشکال داريم، چه برسد به سطح جامعه. چرا مکانيسم يادگيري اقتصاد در کشور ما و کشورهاي برخوردار ضعيف است؟ دليل آن است که در کشورهاي صادرکننده نفت شکاف عدم تعادل ها كکه به دليل تصميمات اقتصادي اشتباه به وجود آمدهك با درآمد نفت پر مي شود. در نتيجه اصلاً متوجه خطاي صورت گرفته نمي شويم. به عنوان کسي که سال ها با سيستم تصميم گيري کشور ارتباط داشتم، متعجبم که چرا مردم و مسوولان متوجه نمي شوند تورم چگونه به وجود مي آيد. همواره گفته مي شود کسبه بي انصاف گران فروشي مي کنند و بايد با آنها برخورد کرد، اگر مردم عادي گراني را از چشم کسبه ببينند، جاي تعجب ندارد، اما سياستگذار نبايد مساله را اين گونه تحليل کند. در شرايط وفور درآمد نفت فرصتي فراهم مي شود که سياستگذاري به سمت عامه گرايي حرکت کند، يعني با خرج کردن درآمدها بشود نظر و راي مردم را جلب کرد؛ همان چيزي که پوپوليسم خوانده مي شود. دولت ها سعي مي کنند درآمد بالاي نفت را براي برخورداري بيشتر از حمايت مردم خرج کنند. اگر کشورها را براساس نظام سياسي آنها طبقه بندي کنيم، مي بينيم در يک دسته از کشورها دموکراسي حزبي برقرار است و در دسته ديگر دموکراسي فرقه يي وجود دارد. يعني حزب نيست اما راي هست. در اين دسته دوم از کشورها افرادي هستند که مردم پشت سر آنها قرار مي گيرند و به جاي احزاب، افراد مطرح هستند. در دموکراسي حزبي وقتي از دوره يي ياد مي شود، از اسم حزب حاکم استفاده مي کنند، مثلاً در امريکا مي گويند «دولت دموکرات ها» اما در دموکراسي فرقه يي از اسم فرد ياد مي شود. مثلاً در ايران گفته مي شود «دولت آقاي خاتمي». کشورهايي هم وجود دارند که در آنها دموکراسي و راي گيري وجود ندارد و ديکتاتوري وجود دارد. در کشور ديکتاتوري مثل عربستان ملک عبدالله با خود حساب مي کند که تا سال هاي آتي هم در راس قدرت است. در نتيجه اگر عربستان يکدفعه از درآمد زياد برخوردار شدك چه حساب ذخيره ارزي باشد چه نباشد- ملک عبدالله سعي مي کند آن را در بازه زماني گسترده تري هزينه کند. پس تا حدي شتاب در خرج کردن تعديل مي شود. در جايي که دموکراسي حزبي است نگاه بلندمدت وجود دارد، چون حزب نگران نام خود است نه رئيس جمهور و نام او. در دموکراسي فرقه يي کسي که راي آورده به فاصله زماني که در راس قدرت است، فکر مي کند. پس اگر يارانه انرژي بايد اصلاح شود، همه تاييد مي کنند، اما چه کسي بايد زير بار هزينه سياسي آن برود، در زمان مجلس پنجم و تصويب برنامه سوم، اصلاح قيمت انرژي در قالب ماده 117 برنامه به مجلس رفته بود. نمايندگان مجلس گفتند الان زمان انتخابات مجلس است، چرا ما هزينه اصلاح قيمت را بدهيم. مجلس ماده را به گونه يي تغيير داد که دولت در طول برنامه سوم هر وقت مايل بود اين کار را انجام دهد. پس ماده اوليه حذف شد. مجدداً در برنامه چهارم مقرر شد اصلاح قيمت در زمان دولت بعدي انجام شود. يعني هر کس اين اصلاح را به عهده بعدي مي انداخت. الان هم دوستان اصلاح قيمت را به سال 1390 يعني دولت بعدي موکول کرده اند. در نتيجه اين تعلل، هر سال هزينه هاي دولت افزايش مي يابد، به طوري که سال 1383 هزينه جاري دولت 220 هزار ميليارد ريال بود و سال 1385 اين هزينه ها به 420 هزار ميليارد ريال رسيد. مگر مي شود اين هزينه ها را کاهش داد،

ما در مسيري هستيم که افزايش هزينه هاي جاري در کشور نهادينه مي شود. تمام خطاي اقتصادي قبل از انقلاب در زمان شوک نفتي در سال هاي 53 و 54 خلاصه مي شود. در نتيجه اشتباهات اين دو سال اما مسائل بسياري اتفاق افتاد. يعني مواردي اتفاق مي افتد و مسائل بعدي را رقم مي زند. اصل هم با نهادي است که پول را هزينه مي کند. يعني محور، دولت است. بعد نظارتي مجلس در زمان برخورداري دولت از درآمد نفتي هم تضعيف مي شود، چون مجلس براي نظارت بايد به صورت جدي وارد شود و سوال کند. نماينده يي که از شهرستان به تهران مي آيد اگر به صورت جدي با دولت وارد مساله نظارت شود، ممکن است در آينده شغلي خود دچار مشکل شود. يعني نماينده يي که آمده و پشتوانه شغلي مهمي هم در حوزه انتخابيه خود ندارد، سعي مي کند در همان وزارتخانه يي که وظيفه نظارت بر آن را دارد، مشغول به کار شود و اين ملاحظه مسلماً در رويکرد نظارتي او تاثير دارد. پس ساختار سلسله مراتبي شکل مي گيرد که مشابه آنچه در قانون اساسي آمده، نيست.

رويکردهاي صرف درآمد نفت

رويکرد فعال نسبت به صرف درآمد نفت، آن است که سازوکار هزينه منابع تغيير کند تا مشکلات ذکرشده در آن به حداقل برسد. نمي شود درآمد نفت را بين مردم تقسيم کرد، چون اين رفتار عملي نيست. سازوکار سهام عدالت هم براي خصوصي سازي مناسب نيست. شايد اين رفتار در مورد شرکت ملي نفت خوب باشد. يعني سهام شرکت ملي نفت به صورت سهام عدالت بين مردم توزيع شود. در اين صورت هم درآمد نفت به جيب مردم نمي رود و هم مردم در شرکت ملي نفت سهيم شده اند. سال آينده بودجه عمومي حدود 820 هزار ميليارد ريال و درآمدهاي دولت حدود 300 هزار ميليارد ريال است (بر اساس لايحه بودجه). فاصله اينها حدود 500 هزار ميليارد ريال مي شود که بايد از منابع نفتي جبران شود. اين ميزان بخش بزرگي از منابع نفتي سال آينده خواهد بود. در چند سال بعد مثلاً سال 1390 بودجه دولت حداقل سالي 20 درصد رشد مي کند. پس بودجه جاري 820 هزار ميليارد ريالي، در سال 1390 حداقل يک ميليون و 400 هزار ميليارد ريال خواهد بود. درآمد دولت هم اگر سالي 25 درصد رشد کند، در سال 1390 به حدود بيش از 500 هزار ميليارد ريال مي رسد و فاصله درآمد و هزينه عمومي به حدود 900 هزار ميليارد ريال بالغ خواهد شد. اين فاصله هم بايد با درآمد نفت پر شود. ما نمي دانيم در سال 1390 قيمت نفت چقدر است. اگر خداي نکرده قيمت نفت در آن سال 50 دلار باشد، معلوم نيست چه اتفاقي مي افتد. امروز شواهدي وجود دارد که اقتصادهاي پيشرفته دارند وارد رکود مي شوند. اگر اين اتفاق بيفتد، قيمت نفت به رشدهاي بالا نمي رسد.

با اين شرايط دو گزينه پيش روي کشور است؛ برخورد غيرفعال، برخورد فعال. گفته مي شود کسي که برخورد فعال با مسائل نمي کند، ناچار رويکرد منفعل به او تحميل مي شود. در برخي کشورها اگر شدت تصميمات اشتباه زياد باشد با بحران مواجه مي شوند و بحران آنها را وادار به اتخاذ تصميمات درست مي کند. مقالات بسياري هست که نشان مي دهد بحران باعث تصميمات جديد مي شود. اما بهتر است خود ما اين تصميمات را قبل از بروز بحران اتخاذ کنيم. اين دو سناريو، پيش روي کشور است و هنوز در ميان آنها قدرت انتخاب داريم.

پارادايم جديد اقتصادي

قيمت نفت از سال 2003 افزايش جدي پيدا کرد. از سال 2003 به بعد شاهد پارادايم اقتصادي جديدي هستيم که آن هم رشدهاي اقتصادي خيلي بالا در کشورهاي در حال توسعه است. براي بيش از سه دهه کشورهاي آسياي جنوب شرقي به عنوان کشورهايي که رشد بالاي شش درصدي داشتند، مطرح بودند. امروز مشاهده رشدهاي دورقمي عادت شده؛ رشدهاي 15 ، 17 و 20 درصدي.

در همين شرايط که کشورهاي واردکننده نفت دارند رشدهاي دورقمي را تجربه مي کنند، کشورهاي صادرکننده نفت رشدهاي اقتصادي به مراتب ضعيف تر از آنها دارند. در دهه 40 عملکرد اقتصاد ايران خيلي خوب بوده و رشد دورقمي و سرمايه گذاري زياد داشتيم. اما در سال هاي 53 تا 56 ظرف اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي، تحمل خرج کردن آن همه درآمد نفتي را نداشته و با بي توجهي کشور از محل خرج کردن بي رويه منابع حاصل از نفت متضرر شده است. الان هم توزيع درآمد نسبت به سال هاي قبل خيلي نامطلوب شده است. متاسفانه به خطا تصور کردند ميان تورم و نقدينگي رابطه يي نيست و نقدينگي را به حال خود گذاشتند. چنان که در سال 54 هم زماني که سرمايه گذاري ها رشد کرد و به دنبال آن رشد نقدينگي هم شروع شد، خوشحال شدند که تورم رشد نکرده و نتيجه گرفتندکه ميان تورم و نقدينگي رابطه يي نيست. اما بعد از آن گرفتار تورم شدند. درست مثل حرف هايي که در دو سال اخير در مورد نبودن رابطه ميان نقدينگي و توزم زده شد؛ حرف هايي که امروز قادر به توضيح تورم افسارگسيخته نيست. قطعاً اگر به همين رويه ادامه دهيم ناچار سال بعد با شرايط بدتري روبه رو مي شويم؛ شرايطي که صحت پيش بيني هاي کارشناسي درخصوص رشد نقدينگي و تورم و البته فاصله گرفتن منابع و مصارف را تاييد مي کند. نگراني اصلي آن است که احتمالاً در آن زمان قيمت نفت در مرزهاي فعلي آن نخواهد بود و دست تصميم گيران بسته است،

پنجشنبه 1387/01/15 |

 

نفت چگونه ملي شد؟

نفت چگونه ملي شد؟

 


اعتماد-کنت پولاک ترجمه؛ عرفان قانعي فرد:در خلال سال هاي 1949 و 1950، قحطي عجيب و غريب ديگري ايران را در نورديد که موجب يأس و نااميدي ، رکود اقتصادي ، مرگ بر اثر بي غذايي ، بيکاري و ناآرامي اجتماعي شد. سال 1950 نيز با آغاز جنگ شبه جزيره کره مصادف شد و امريکا هم با حرکتي جسورانه و حاکي از اعتماد به نفس ، توانست در تحديد نفوذ سياست اتحاد جماهير شوروي موفق باشد. ناگهان حفاظت از ايران آسيب پذير در برابر پيشروي روسيه يا تصرف و کودتاي کمونيستي ، اسباب نگراني امريکا شد. امريکا توافق نامه دوطرفه يي با تهران در ماه مه امضا و اعطاي 25 ميليون دلار وام بانکي صادرات -واردات را به ايران تصويب کرد (گرچه در حقيقت به خاطر پاره يي مشکلات از طرف ايران ، اين وام منتقل نشد) و در زمينه نظامي برنامه حمايتي از ايران را آغاز و طي تشريفاتي برنامه آژانس توسعه بين المللي را به ايران معرفي کرد و تقاضاي ايران را مبني بر دريافت 10ميليون دلار وام از بانک جهاني مورد حمايت قرار داد. از طرف ديگر واشنگتن بريتانيا را به شدت تحت فشار قرار داد تا با ايران بر سر مساله امتياز نفت مصالحه کند و به توافق برسد و حتي پيشنهاد کرد تقسيم 50 -50 عادلانه و منصفانه خواهد بود.

اما ايرانيان به طور رسمي به پيشنهاد شرکت نفت ايران و انگليس در سال 1950 راي مخالف دادند و ماه بعد مجموعه شرکت ها و موسسات نفتي امريکايي در عربستان سعودي ، معامله تقسيم 50 - 50 درصدي را با حکومت عربستان امضا کردند. با تشخيص اينکه ممکن است اين معامله در آينده به ايرانيان هم جسارت لازم را بدهد، سفير بريتانيا در تهران فوراً به شرکت نفت ايران و انگليس پيشنهاد کرد که به طريقه مشابه عمل کنند. اين پيشنهاد ممکن بود مانع وقوع بحران شود، و در مجلس هم به تصويب مي رسيد، اما در کميسيون نفت مجلس در ماه نوامبر، مصدق - شخصاً و مستقيماً - ملي شدن نفت ايران را پيشنهاد کرد که توسط ديگر اعضاي کميته با مخالفت روبه رو شد، زيرا ديگران هنوز علاقه مند به برقراري روابط بهتر با بريتانيا بودند. معامله 50 -50 سهم سود، بهترين گزينه يي بود که آنان در جست وجويش بودند، اما شرکت نفت ايران و انگليس و وزارت خارجه بريتانيا با پيشنهاد اين معامله مخالفت کردند و آن را غيرقابل انجام خواندند.

اعلام معامله سعودي ها و فقدان هر نشانه يي از تغييرات موثر در شرکت نفت ايران و انگليس ، هر موقعيت معتدل يا بر مبناي سياست ميانه روي را در مجلس از بين مي برد. مصدق و ناسيوناليست هاي افراطي اکنون تحت کنترل بودند. در اواسط فوريه سال ±95±، کميسيون نفت مجلس پيشنهاد اوليه مصدق را پذيرفت و راي به ملي شدن صنعت نفت ملي ايران داد. برخلاف اعلام عمومي به نفع ملي شدن صنعت نفت ، نخست وزير - رزم آرا - با اين پيشنهاد مخالفت کرد که سه هفته بعد ترور شد. جانشين رزم آرا دکتر مصدق شد که در 30 آوريل ±95±، مجلس به ملي شدن صنعت نفت ايران راي موافق داد و شاه دو روز پس از آن با حرف شنوي و مطيعانه ، لايحه مجلس را امضا کرد.

در لندن ، عکس العمل بريتانيا هم به نحوي مشابه ايران ، افراطي بود. بي ضرر ترين و شايد بي خطر ترين قدم بريتانيا به سوي ايران ، غيرقانوني خواندن ملي شدن صنعت نفت ايران و ارجاع پرونده ايران به دستور جلسه شوراي عالي امنيت سازمان ملل متحد بود. از طرف ديگر لندن طرح جديدي را براي حمله همه جانبه به ايران با اسم رمز دزد دريايي و 70 هزار نفر سرباز جنگي - که در کنار درياي فارس پياده شوند - تدارک ديد تا در حمله يي غافلگيرانه و شبيخون مانند، حداکثر امکان خود را از هوا و دريا براي مصادره ميادين نفتي ايران به کار گيرد. و سپس در منطقه با توسعه نيروي دريايي خود در خليج فارس و استقرار جمعي يگان چترباز - براي ادامه جريان - از طريق قبرس ، پايگاه نظامي مستحکم تري را تدارک بيند و اين شايد اولين باري نبود که بريتانيا اين امکان را بررسي مي کرد - اما اکنون اين برنامه ريزي با شدت و جديت تمام پي گرفته مي شد. در اين ميان شرکت نفت ايران و انگليس ميادين نفتي را تعطيل و پلمب و 20 هزار نفر از کارکنان ايران را اخراج کرده و ديگر شرکت هاي بين المللي نفتي را قانع کرده بود که از ايران نفت خريداري نکنند و عرضه بيش از حد نفت در سطح جهاني نيز به آنها کمک مي کرد. اما توليد ايران ناديده گرفته نمي شد و ديگر شرکت ها خواهان همکاري با شرکت نفت ايران و انگليس بودند که حتي ديگر کشورها را هم به پذيرش ملي شدن کامل صنعت نفت ايران تشويق کنند. و براي بيشتر کردن فشار، دولت بريتانيا تمام دارايي هاي ايران در بانک هاي بريتانيا را مصادره و صدور همه محصولات اساسي بريتانيا را به ايران ممنوع اعلام کرد (مانند شکر و آهن ) و حتي از نيروي دريايي سلطنتي هم براي ايجاد راه بندان و وقفه صادرات نفت ايران استفاده شد که از نفت کش هاي ايراني مراقبت کنند که مبادا گاهي به طور قاچاقي اندکي نفت خارج کنند.

مداخله دولت ترومن

تا نظر واشنگتن بيشتر متوجه ايران مي شد، اوضاع بيشتر از کنترل خارج مي شد - هراس دولت ترومن ، بدين خاطر بود که مبادا جار و جنجال ايران و انگلستان موجب ايجاد شکاف و اختلاف در بين هم پيمانان اروپايي يا سقوط ايران به نفع شوروي شود. امريکا اطمينان داشت که مصدق حقيقتاً و صادقانه وطن پرستي محبوب و موجه و به شدت از شرايط لازم ضدکمونيستي برخوردار است .

در حقيقت نماينده و مظهر بخش عمده يي از جامعه ايرانيان ، مصدق بود و امريکا متوجه اين مساله هم بود که بريتانيا بنا به علتي نامشخص ، اعتقاد دارد مصدق محبوب و موجه نيست و وحشت دارند که ادامه انعطاف ناپذيري و سرسختي با حضور شرکت نفت ايران و انگليس موجب تحريک بيشتر احساسات ناسيوناليستي ايرانيان شود و علاوه بر اين وحشت و هراس امريکا از حمله و تهاجم بريتانيا به ايران بود که موجب هجوم روسيه مي شد. در اين فاصله هر دو طرف اظهار داشتند که ايالات متحده امريکا در اين نزاع ، حضور جدي داشته باشد و اين مساله نه چندان مشتاقانه از طرف وزارت خارجه که به شدت همسو و جانبدارانه نسبت به ايران بود، جايگاهي براي حصول توافق از راه مذاکره ناميده شد.گرچه به طور محرمانه يي ، دولت تصميم گرفت امريکا نقش پررنگ تر و حضور فعال تري را در مذاکره سياسي ميانه برگزيند، مبادا موقعيت آن در جنگ احتمالي ، مرتباً فراز و فرودي داشته باشد يا سيري مارپيچي طي کند. وقتي که ايچسن پي برد بريتانيا حقيقتاً يک حمله نظامي را طراحي کرده است ، به سفير بريتانيا در واشنگتن اخطاري جدي داد که امريکا از لحاظ نظامي با حمايت ايران مداخله خواهد کرد و او با بيان اين نکته ، سعي در آن داشت که سفير از جهات بسياري - از جمله طي بحران - مرتب به دولت پادشاهي متبوعش اين مساله را تکرار کند. ترومن به نخست وزير بريتانيا - آتلي- تلگرافي ارسال کرد که او را به آغاز مذاکره فوري با ايران تشويق کرد و به دو طرف درگير مساله اجازه نداد پشت مساله جنگ پنهان شوند و سنگربندي کنند. در افکار عمومي ، هرچند سفير امريکا در ايران - در مصاحبه با نشريه يي امريکايي - برخورد و موضع واشنگتن در قبال ايران را شفاف و بي شبهه خواند و خاطرنشان ساخت ؛ «فرا رسيدن زمان ملي شدن صنعت نفت ، واقعيتي انجام شده است و عاقلانه ترين روش براي بريتانيا، داشتن رفتاري مسالمت آميز و آشتي جويانه است . » بريتانيا از انتقاد امريکا در تهران به خشم آمد. موضع محکم امريکا موجب شد آتلي قانع شود که طرح حمله نظامي به ايران را در ماه ژوئيه ، از دستور کار خود حذف کند، اما اين مساله، پاياني بر علاقه و تمايل جدي بريتانيا به تغيير رژيم در تهران نبود. لندن به برنامه ريزي مخفي جهت اقدام هاي پنهاني براي عمليات دست زد تا سعي کند دولت مصدق را برکنار و معزول کند. و جالب اينکه در آن زمان - همانطور که در سال هاي پس از آن هم به يک ضابطه ، معيار يا پديده يي عادي تبديل شد - حکومت مصدق به آنچه در پايتخت ها مي گذشت - از جمله لندن - و حتي اظهارات به ظاهر - طرفداري از ايران - امريکا و دخالت هاي سياسي عجيب و غريب و باورنکردني واشنگتن در امور داخلي ايران ، عکس العمل خاصي نشان مي داد.

پس از مذاکره هاي جدي ، دولت ترومن تصميم گرفت جهت کسب اطمينان ، با اعزام آوريل هريمن در ژوئيه ±95±، هم در مذاکره تعديل و آرامشي را ايجاد و هم سفير قبلي در زمان جنگ را به مسکو روانه کند. پس از چند هفته گفت وگوهاي سخت ، هريمن و گروه او توانستند مصدق را قانع کنند که با گروه ديگري از مذاکره کنندگان بريتانيايي به صحبت بنشينند. هرچند تمام تلاش هاي هريمن به هدر رفت ، زيرا مذاکره کنندگان بريتانيا هنوز ملي شدن صنعت نفت را نمي پذيرفتند و ايرانيان هم به کمتر از آن قانع نبودند. در اکتبر سال ±95±، شوراي عالي امنيت در سازمان ملل متحد، کشمکش مربوط به شرکت نفت ايران و انگليس را در دستور کار خود قرار داد و مصدق خود شخصاً به نيويورک رفت تا قبل از تصميم جهان ، از کشورش دفاع کند و اين تنها زماني بود که مردم امريکا سرانجام نگاهي مثبت و خوب به نخست وزير ايراني داشتند، هرچند مطمئن نبودند که سرانجام تفکر او چيست .

نمايش مصدق با جهان - در سپتامبر ±95± در نيويورک - خيره کننده بود. او دو بار شوراي عالي امنيت را خطاب قرار داد اما هرچند مدعي مريضي و کسالت بود اما از طريق پسرش صحبت مي کرد. از يک طرف او آرام و عاجز به نظر مي رسيد، اما از ديگر سو با فرياد حرف مي زد. او شنوندگانش را مات و مبهوت کرده بود. او حتي پاي تعدادي از امريکايي هاي شکاک سابق را براي تاييد صحت بحث خود به ميان کشيد و او بريتانيا را با ارائه تعدادي مدارک به دست آمده از دفاتر شرکت ايران و انگليس ، آشفته و شرمنده کرد که چگونه پس از ملي شدن نفت ، آنان اقدام به دخالت - غيرقانوني و گاه تحريک قومي - گسترده در امور سياسي ايران کرده اند. در پايان ، او به خاطر پيروزي اش شادي کرد و اين مساله را به همگان قبولاند. شوراي عالي امنيت هم موافقت کرد که ملي شدن صنعت نفت ايران مساله داخلي است و با صلاحيت حوزه قضايي آنان مرتبط نيست .

نفت و انقلاب ايران

در اوايل دهه 1970، شاه فعاليتي را آغاز کرد تا درآمد نفتي ايران را افزايش دهد، به طوري که در پس روياهاي هيجاني و ديوانه وارش بدين امر موفق شد. پول به ايران سرازير شد و آن پول همه چيز را تغيير داد. اقتصاد ايران بيش از اندازه رونق گرفت . فساد اندک اندک افزايش يافت ، مقامات در تهران از دسترسي به واقعيت موجود دور شدند. سرانجام اقتصاد ايرانيان ، پيچيده و تورم زا شد و موجب تهديد ساختار اجتماعي شد؛ ساختاري که در اوج بحران بود و سيستم سياسي استبدادي به نقطه انفجار و مرز فروپاشي رسيد.

درآمد نفت ايران که از 885 ميليون دلار در سال 1971 به 6/± بيليون دلار در سال 1972رسيده بود، به 4/6 بيليون دلار در سال 1974 رسيد و آنگاه ناگهان ترقي کرد و به سرعت در سال 1975 تا ¸/17 بيليون دلار بالا رفت و به نظر مي رسيد تهران ناگهان در پول غرقه خواهد شد و شاه مي تواند هر آنچه را که بخواهد انجام دهد يا داشته باشد. برنامه ريزان و طراحان ايراني ، که هرگز تاثيري ويژه نداشتند، به خاطر اين واقعيت موجود، همه پايه ها را از دست دادند. به نظر رسيد آنان براي حل مشکلات شان پول بيش از حدي در اختيار دارند و در اوهام و پندارهاي خود افراط مي کنند.

خريد نظامي ايرانيان مانند ثروت نفتي آن ، به طور نجومي افزايش يافت . در سال 1972 شاه از نيکسون وعده بدون نتيجه نهايي خريد هواپيماي جديد جنگنده اف-14 را گرفت که هيچ کشوري مجاز به خريد آن نبود.

در بين سال هاي 1972و 1977، ايران فقط 16 بيليون دلار تسليحات امريکايي خريداري کرد که يک سوم کل فروش اسلحه امريکا را شامل مي شد. در سال 1977، ايران در حقيقت نيمي از کل صادرات نظامي امريکا را خريداري مي کرد و البته شاه به طور همزمان از اروپا و شوروي هم اسلحه خريداري مي کرد و بيليون ها دلار ايران فقط صرف خريد تسليحات مي شد. شاه همچنين سخاوتمندانه - يا بهتر است بگويم با ولخرجي - کالاهاي غيرنظامي را خريداري مي کرد. در آگوست 1975، توافق نظامي با امريکا شامل 40بيليون دلار توافق خريد بازرگاني نيز بود. سپس ايران توافقنامه ديگري امضا کرد که 15 بيليون از ديگر خريدها بود و شامل ¸ طرح قدرت انرژي هسته يي مي شد.

سرانجام دولت کارتر، تقريباً از کاهش قيمت نفت توسط اوپک نوميد شده بودـ که همچنان موجب فلج کردن اقتصاد اروپا شده بود- و آنان به کمک شاه در اين رابطه نياز مبرم داشتند. درک سياست دولت امريکا در برابر ايران با نگاهي عيني و درست و توجه به اعمال و سازوکارهاي آن قابل تشخيص است که در ماه مه 1977، سايروس ونس وزير امور خارجه کارتر از تهران ديدار و در ديدار خود رسماً به مساله حقوق بشر اشاره کرد. عضو ارشد حزب دموکرات به گردشگران گفت که امريکا از رفرم و اصلاحات حقوق بشر در ايران بسيار شادمان است که بدون هيچ بحث اضافه يي ، هم اکنون ايران از سياست تحريم خارج مي شود.

در حقيقت ونس وعده رضايت و تصويب امريکا را به فروش160فروند جنگنده اف-16 (به قيمت ¸/± بيليون دلار) و نيز 7 جنگنده آواکس (به قيمت ²³/± بيليون دلار) که در آن زمان کاملاً جديد و نو بود و خارج از کشورهاي عضو ناتو به کشور ديگري فروخته نمي شد، اعلام کرد. شاه به اندازه کافي اطمينان خاطر داشت که سفارش خود را تا 300فروند اف-16 افزايش دهد. سپس ميان حکومت و کنگره ، جنگ سختي درگرفت تا رضايت به فروش آن محموله کسب شود، که نشانه جديد و آشکار، حکم توقيف فروش به شاه بود.

* برگرفته از فصول سوم و پنجم کتاب «معماي ايراني» نوشته «کنت پولاک»

پنجشنبه 1387/01/15 |

 

گروه هاي هدف دولت نهم کدامند؛ بخت محمود

گروه هاي هدف دولت نهم کدامند؛ بخت محمود

 

  نويسنده : سیدامیرحسین مهدوی
 


سالنامه اعتماد:مگر مصوبات عمراني سفرهاي استاني دستاوردي مهم يا شايد مهم ترين نقطه عملکرد دولت نيست؟ (آيا کانون منازعه هر ساله دولت و مجلس چيزي جز تمايل دولت به بسط بودجه هاي عمراني است؟) تبديل کشور به کارگاهي بزرگ از شعارهاي کدام يک از مسوولان بود؟ اگر هست پس چرا هيچ کدام تصوير محمود احمدي نژاد را با کلنگ و قيچي در حال احداث و افتتاح به ياد نداريم. چرا رئيس جمهور برخلاف اسلاف خود علاقه يي به حضور در پروژه هاي صنعتي و به رخ کشيدن آباداني کشور ندارد؟ چه حتي در معدود دفعات حضور در سايت هاي صنعتي هم ترجيح او همنشيني با کارگران بود و مواجهه اش با پيمانکاران هم دليلي جز تنبيه براي تاخير در پرداخت دستمزد نداشت.

چگونه است که وقتي از پس سه روحاني يک دکتراي مهندسي عمران به رياست جمهوري مي رسد به جاي اشتياق نسبت به همنشيني با مهندسان و قدم زدن در سوله هاي صنعتي و عبور از کلاف لوله هاي پالايشگاه ترجيح مي دهد از فقيرترين مردم نامه دريافت کند و براي فرودست ترين آنها عروسک و دوچرخه ارسال کند؟

تاکيد ديروز و امروز رئيس جمهور دوران جنگ بر تقويت بخش خصوصي، علاقه هاشمي به قيچي کردن روبان کارخانه ها و پرده برداري از لوح سدها و نشست هاي چندين باره خاتمي با اهالي بخش خصوصي، همه از دانش آموختگان حوزه علميه سر زد. شگفت آنکه تبيين مفاهيم مهدويت، واکاوي تاريخ صهيونيسم، ترديد در وقوع هولوکاست و بشارت اداره جهان در آينده يي نزديک از طرف فارغ التحصيل رشته راه و ساختمان (گرايش ترافيک) ابراز مي شود.

احمدي نژاد به دنبال چيست

به ساختار دور دوم سفرهاي استاني او دقت کرده ايد؟ نه تنها افتتاح و بازديد از طرح هاي منطقه يي و ملي همچون سري قبل در دستور کار قرار ندارد، که از حجم ديدار با اقشار برگزيده هم کاسته شده است. حضور 72 ساعته احمدي نژاد در استان ها به غير از شرکت در جلسه استاني هيات وزيران که در آن لحن تند و عتاب آلود رئيس خطاب به مديران توسط دوربين هاي سيما ضبط و از رسانه فراگير پخش مي شوند1، صرف اخذ بي واسطه نامه هاي مردم و ملاقات با نويسندگان آنها مي شود. احمدي نژاد حتي علاقه يي به نمايش دستاوردهاي سفر نخست نشان نمي دهد و مابقي زمان را نيز به گشت زني در فقيرنشين ترين محلات مراکز استان مي گذراند. بر سر کودک و کهنسال با لبخند دست مي کشد و در مقابل مطالبات ميانسالان از شهردار و استاندار توضيح مي خواهد و همه اين تصاوير ضبط مي شود تا ما را به کليد سوال نزديک تر کند.

چرا رئيس جمهوري که قاعدتاً مي بايد در نيمه دوم دوران رياست بر کرده ها و کارنامه تاکيد کند کماکان به نقاط و اقشار توسعه يافته شهرها بي اعتنا است و همدردي با دهک هاي کم برخوردار را در بيان و پوشش و سلوک بر باليدن به تاسيس يک واحد صنعتي و توسعه يک شهر ترجيح مي دهد. به مخلوقات همين دوساله هم توجهي ندارد و به دنبال افتتاح و ثبت آباداني هاي زمان خود نيست. او به دنبال چيست؟

همين پرسش و سردرگمي ناظران از رفتارهاي سياسي او، در ميان متخصصان از زاويه يي ديگر حلول کرده است. آنها مي پرسند اگر احمدي نژاد برنامه چهارم، آرمان هاي چشم انداز، اصل 44، عملکرد چهار دولت گذشته و... را نمي پسندد، پس چه چيزي را قبول دارد؟ ستاره راهنماي او در خط مشي گذاري سياسي و اقتصادي چيست؟ الگوي حکمراني وي براي «آماده سازي شرايط ظهور حضرت مهدي(عج)»2 کدام است؟ «معجزه هزاره سوم» همچنان که در رقابت هاي انتخاباتي با مشتي بسته وارد شد و تحليل ها از دولت داري خود را در حد پيش بيني فروکاست، پس از گذشت 31 ماه از رياست دولت هم دستگاهي نظري با اجزاي همساز و برنامه يي با مواد نامتناقض ارائه نمي کند. نقد احمدي نژاد معيار ندارد. در واقع به جز شاخص هايي که عرف اهل علم بر صحت آن توافق دارد او ملاکي براي سنجش عملکرد خود ارائه نمي کند. از اين روست که اقتصاددانان هم به ناچار کارنامه او را نه با برنامه هايش -اساساً تا امروز برنامه يي ارائه نداده- که با برخي مدعاهاي شفاهي و برنامه هاي مصوب دولت قبل که وي اعتقادي به آنها ندارد مي سنجند. پس تنها مسير پيش پاي مفسران تمسک به استدلال استقرايي و اصل تعميم است. چاره يي نيست جز اينکه با مشاهده رفتارهاي قوه اجرايي در دوره اخير به استنتاج منطق حاکم بر آنها پرداخته و با تعميم آن سعي شود دستگاهي ناقص براي تحليل اهداف دولت نهم ارائه گردد.کامل ترين چارچوب بندي ارائه شده براي تحليل رفتار دولت نهم تقسيم بندي سه گانه گروه هاي هدف دولت است. نه گروه هاي هدف حامي که گروه هاي هدفي که آرمان و عمل دولت را مي توان در جهت تضعيف و رقيق کردن حضور و مطالبات آنان دانست. از خلال همين معني هم بايد گروه هاي هدف مورد نظر دولت که براي ايفاي نقش حامي بايد حمايت هاي لازم از آنان صورت پذيرد را شناسايي کرد.دولت طي 5/2 سال گذشته با چه شعارهايي،در برابر منافع چه گروه هايي صف آرايي کرده است؟

طبقه متوسط خواهان مشارکت سياسي / شعار سياست گريزي و غرب ستيزي؛ موج انتشار کتب و نشريات روشنفکري ديني، گسترش جغرافيايي آموزش عالي يا فضاي نوين سياسي انتخابات مجلس پنجم. فرقي مي کند کدام رخداد را نقطه تولد سياسي متولدين و آموزش ديدگان جمهوري اسلامي (متولدين 1350 به بعد) بخوانيم. اما صداي مطالبات طبقه متوسط خواهان مشارکت از سال هاي ميانه دهه 70 شنيده شد. قشري که برخلاف گروه دوم اين تقسيم بندي بلوغ سياسي و مطالبات خود را بيشتر مرهون آموزش بود تا ارتقاي سطح رفاه اقتصادي. اين طيف شهرنشين از بين زيرگروه دانشجوياني که براي تحصيل به شهر مهاجرت کرده اند، فرزندان خانواده هاي فرودستي که با نردبان تحصيل تغيير طبقه داده اند و همچنين نسل جديد طبقه متوسط شهري تشکيل شد. اين گروه لوکوموتيو تحرکات سياسي پس از جنگ و نيروي مولد انجمن هاي اسلامي دانشجويي، انتخابات مجلس پنجم، دوم خرداد، هجده خرداد و ديگر مظاهر نشاط سياسي دهه اخير بودند. اين طيف بيشتر قدرت تشکل يافتگي و ارتباط بدنه با راس را در تشکيلات مجازي خوانندگان مطبوعات اصلاح طلب پيدا کرد و از طريق اين ساختکار توان بسيج کنندگي در قامت گروه حامل اصلاحات سياسي را از خود نشان داد. پديده خاتمي در دهه اخير مهمترين متغير تابع تحرک سياسي طبقه متوسط خواهان مشارکت سياسي بود. برآمدن و افول ستاره بخت خاتمي اثر بلاواسطه يي روي عيار تحرک سياسي اين طبقه داشت. همايش باشکوه دوم خرداد 77، شرکت مردم در انتخابات 77 ، 78 و 80 و رسيدن تيراژ روزنامه هاي اصلاح طلب به يک و نيم ميليون نسخه در روز نمونه حرکت پرشتاب ماشيني بود که بنزين خود را از پيشروندگي خاتمي مي گرفت و فضاي سرد انتخابات شوراي دوم به چيزي جز ناکامي هاي دولت و مجلس در پيشبرد اصلاحات ربط نداشت. تحليلگران در همه انتخابات سال هاي پس از جنگ از راي ثابت جناح محافظه کار و همچنين آراي سازماني به نفع نامزدهاي اين جريان ابراز نگراني مي کردند. چه، همين دلواپسي اکنون هم در قالب دخالت هاي آشکار بخشي از نيروها و اجراي طرح هاي جمع آوري خوشه يي آرا (سنبله) خودنمايي مي کند. اما اين طبقه در سال هاي پس از دوم خرداد اثبات کرد توسعه دانشگاه آزاد، روزنامه هاي صبح و تلاش هاي نظري روشنفکران ديني و طيف نوگراي جناح خط امام (نشريات عصر ما و سلام) کار خود را کرده است. با روشن شدن موتور اين طبقه به عنوان مهمترين حاملان جريان خواستار نوسازي و اصلاح سياسي، عدد آراي سازماندهي شده چون قطره يي به قعر رفت. شايد رتبه هاي 68 و 63 رئيس جمهور و سخنگوي دولت در انتخابات مجلس ششم و راي بي سابقه ليست جبهه مشارکت ايران اسلامي در اين انتخابات بتواند گوياي سهم اندک آراي ثابت جناح حاکم کنوني در برابر اکثريت جامعه باشد. راي 6/1 ميليوني دبيرکل مشارکت در آن سال، چهار سال بعد به رغم يک و نيم برابر شدن واجدين راي دادن در حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر، نه تنها تکرار نشد که نفر اول تهران با کمتر از نصف اين آرا به بهارستان راه يافت. طبقه مولد چهار انتخابات که با پيروزي بلامنازع اصلاح طلبان همراه بود اثبات کرد در صورت «مجاب شدن» به حضور، هيچ راي سازماندهي شده و سازمان رايي را ياراي عرض اندام در برابرش نيست. اما اين طيف به علت خصلت زندگي مدرن شهري و بهره مندي از سطح بالاي آموزشي براي حضور نياز به ادله متقن و اقناع دارد. اما هنوز هم آن بخش از اين طبقه که قطع نظر از اجتهاد شخصي، آماده حضور تشکيلاتي و معتقد به رفتار جمعي براساس جمع بندي احزاب است، به آستانه عدد امني که راي ثابت اصولگرايان را در هر صورت مغلوب کند نرسيده است. ظهور اين معني در انتخابات شوراي دوم و خبرگان چهارم قابل مشاهده است. اينکه طبقه متوسط حامي اصلاح به اجتهاد خود عمل مي کند و لشکر راي 15 درصدي اصولگرايان بدون چند و چون پاي صندوق مي آيد، شگفتي آفرين بهار و خزان اصلاحات بود. حضور کمتر از 10 درصد مردم تهران در رقابتي ترين انتخابات پس از انقلاب (شوراي دوم) نشان داد که توشه اصحاب اصلاح از راي تشکيلاتي تهي است. مي توان حکم کرد که آراي طبقه متوسط خواهان مشارکت سياسي در صورت حضور، در صحنه چون سيلي آراي سازمان يافته جناح مقابل را مي برد و در صورت عدم اقناع به حضور، با ريزشي قريب به اتفاق مواجه است. تا سال 81 نوسان حضور اين طبقه تابع يک به يکي از ميزان کاميابي خاتمي در تحقق شعارهايش بود. در هنگامه آغاز افول ستاره اقبال خاتمي طبقه متوسط خواهان مشارکت، دو اثر مستقيم و معکوس از روند اصلاحات پذيرفتند. يأس، عزلت گزيني و انفعال در برابر راديکاليسم و عبور از خاتمي و نگاه به بيرون گرچه در پوسته و شکل متضاد بودند اما در يک راستا حرکت کردند. اين دو لبه که هر دو استراتژي حضور مسالمت آميز و اصلاح از مسير صندوق راي را قيچي مي کردند، در شوراي دوم پيام روشن خود را به اصلاح طلبان رساندند. نکته يي که از ديد اکثر آنان مغفول ماند، اشتباه فاحش عدم ائتلاف صددرصدي در شرايطي بود که اغلب شهروندان طالب مشارکت به يقين براي حضور در پاي صندوق نرسيده بودند. چه در انتخابات شوراي دوم، مجموع راي سرليست هاي کارگزاران و مشارکت از راي سرليست محافظه کاران بيشتر بود. اين غفلت تا خرداد 84 ادامه يافت. وضعيت عدم اقناع اين طبقه در انتخابات نهم رياست جمهوري هم پايدار بود. اما عدم ائتلاف مولفه هاي جريان اصلاح طلب کار را به جايي رساند که دو دسته از سه بخش حاميان ثابت جريان اصلاحات (موضوع اين تقسيم بندي) نامزدهاي متفاوتي پيدا کردند و آراي بخش مهمي از گروه سوم جذب يکي از نامزدهاي رقيب شد.مصطفي معين نزديک ترين نامزد رياست جمهوري به اهداف طبقه متوسط خواهان مشارکت سياسي بود. به سياق دموکراسي هاي پيشرو يکي از برجسته ترين چهره هاي حزبي اصلاح طلبان را به معاونت اول برگزيد و يک خانم دکتر عضو هيات علمي دانشگاه را به عنوان سخنگو معرفي کرد. چهارميليون راي دکتر مصطفي معين خالص ترين و متمايزترين نماد حضور اين طبقه در صحنه سياسي بود. گرچه با حضور هاشمي و نوع تبليغات قاليباف اين طبقه براي نخستين بار در 8 ساله قبل از آن، دو گروه موتلف را از دست داد اما چهارميليون راي مصطفي معين نقطه اميدوارکننده يي از حيات طيف مرکزي اين طبقه بود که دو بال منفعل و راديکال آن در پانزده ميليون راي به صندوق ريخته نشده ظهور پيدا کرد.

گرچه معين به رياست جمهوري نرسيد و بسياري حضور او در انتخابات را از عوامل انفکاک اقشار اصلاح طلب دانسته اند اما دولت نهم از ابتدا منافع طبقه متوسط خواستار مشارکت را هدف قرار داد و عدم تعلق خود به اين طبقه را با رفتارهاي حاکي از بي نيازي ابدي به آنان بروز داد. محمود احمدي نژاد از بدو انتخاب همواره بر غيرحزبي بودن تاکيد کرد. او دولت را برآمده از احزاب و وامدار آنان نمي داند و چندين بار احزاب را به باج خواهي از دولت متهم کرده است. در دوره دو و نيم سال فعاليت خود نه تنها پروانه فعاليت براي حزب منتقد جديدي را صادر نکرد، که کمک ناچيز دولت به احزاب را نيز از شمار رديف هاي بودجه وزارت کشور حذف کرد. مخالفت او با پديده تحزب به عنوان پيشرفته ترين امکان بسيج و آموزش سياسي طبقه متوسط خواهان مشارکت آنقدر جدي هست که برخلاف دو رئيس جمهور قبلي براي ساماندهي حاميان خود هم ضرورتي براي تاسيس حزب احساس نمي کند. چه، به رغم حضور علني اطرافيان رئيس جمهور در دو انتخابات شوراها و مجلس اخير همچنان هيچ حزبي آنان را نمايندگي نمي کند. جريان رايحه خوش خدمت که سه تن از اعضاي حاضر در جلسات دولت و خواهر رئيس جمهور را به همراه يازده چهره ديگر نزديک به دولت براي شوراي شهر تهران نامزد کرده بود، مارک بي نشاني است که در مواقع لزوم تشکيل مي شود و افرادي در مقام ارکان آن به موضع گيري مي پردازند. اين برند ناشناخته بازار سياست در آستانه انتخابات مجلس هشتم دوباره در قالب يکي از سه ضلع جبهه متحد اصولگرايي سر برآورد و يازده حامي دولت را در فهرست تهران اين جبهه گنجاند که از آن جمله بودند مدرس اخلاق کابينه، مديرکل ارشاد قم، وزير نفت مطلوب رئيس جمهور و...

مقابله با حزب و تحزب به عنوان برجسته ترين نماد اين طبقه از جمله مهمترين اهداف دولت نهم به شمار مي روند. البته دولت نهم به اين سطح کار بسنده نکرد و ترويج سياست گريزي را در دستور کار قرار داد. نوع برخورد مديران دولت با تشکل ها و دانشجويان خواهان حرکت سياسي و همچنين مواجهه هيات هاي اجرايي منصوب دولت با نامزدهاي انتخابات مجلس نشان داد دولت نسبت به هرگونه سياست ورزي حرفه يي رويکرد مثبتي ندارد. عملکرد بي سابقه و غيرقابل توجيه هيات اجرايي در قلع و قمع همه نيروهاي حرفه يي منتقد و همزمان بالا بردن هزينه فعاليت سياسي دانشجويان معنايي جز انسداد باب ورود به سياست براي آحاد مردم به استثناي وابستگان به گروه هاي اصولگرا ندارد. علاوه بر بستن مجاري تشکل يافتگي يا هميابي اقشار خواهان مشارکت سياسي، دولت نهم با عملکرد منحصر به فرد خود در زمينه مطبوعات تلاش دارد مسيرهاي آگاه سازي و فکر جمعي اين طبقه را نيز مسدود کند. اقدامات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي آنقدر رو و فاش است که نيازي به توضيح و تفسير ندارد. هيات نظارت بر مطبوعات با ترکيب يکدست اصولگرا طي دوره 5/2 ساله جديد فعاليت خود تنها به يک روزنامه سياسي امتياز داد. آن روزنامه هم متعلق به مهرداد بذرپاش داماد وزير آموزش و پرورش، رئيس سابق مشاوران جوان دولت و نامزد ناکام انتخابات دوره سوم شوراي شهر تهران بود. وزير ارشاد بارها بر پرهيز مطبوعات از قرارگرفتن در نقش احزاب تاکيد و از انتشار نشريات احزاب حمايت کرده اما نتيجه آن عدم اعطاي مجوز به درخواست روزنامه و هفته نامه از سوي مهم ترين احزاب منتقد دولت بوده است. نگاهي به فهرست مصوبات جلسات هفتگي هيات نظارت بر مطبوعات نشان مي دهد اين هيات علاوه بر تذکر و توقيف جدي ترين نشريات کشور، تنها اجازه انتشار به تعدادي ماهنامه و فصلنامه محلي يا علمي و پژوهشي را صادر مي کند. دو بار توقيف روزنامه شرق (پرتيراژ ترين و موثرترين روزنامه خصوصي کشور) و توقيف ماهنامه هاي نامه، مدرسه،کارنامه و زنان و عدم انتشار هيچ نشريه درخور سياسي جديد طي دوران هيات نظارت کنوني نمودار عملکرد بخش فرهنگي دولت نهم در تحديد طبقه متوسط خواهان مشارکت سياسي است. بر اين سياهه مي توان فيلتر کردن سايت هاي منتسب به شهردار تهران (ايرانيوز) و دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام (بازتاب) و تلاش براي مسدود کردن همه جريان هاي اطلاع رساني خارج از کنترل اصولگرايان را افزود. به اين ترتيب بايد شعار سياست گريزي و بخشي از روحيه غرب ستيزي دولت - که با هدف برقراري سکوت در فضاي سياسي داخلي و بسيج قواي کشور براي مقابله با دشمن مشترک صورت مي پذيرد - را در جهت مقابله با مطالبات طبقه متوسط خواستار مشارکت سياسي تعبير کرد. چرا که اين طبقه هرگز در سبد راي دولت نبوده و نخواهد بود، پس با جلوگيري از آگاه سازي و تشکل يافتگي آن فضا را براي تداوم حاکميت کنوني ممکن تر مي کند.

طبقه متوسط خواهان کسب زندگي متفاوت/ شعار ارزشگرايي؛ همزمان با پايان جنگ و به وجود آمدن آزادي نسبي در فضاي زندگي و کسب و کار، شهرها رنگ گرفتند. سياست هاي فرهنگي و اقتصادي دوران دفاع مقدس فضايي خاکستري و همرنگ براي زندگي شهري ساخته بود. تعاوني هاي مصرف با عرضه کالاهاي يک شکل داخلي قدرت انتخابي براي مصرف کننده به جا نگذاشته بودند و سياست هاي بازرگاني ناشي از کمبود ارز اجازه ورود کالاهاي خارجي را نمي داد. صف و کوپن و کمبود بود و توليدات قليل و مستضعف فرهنگي و دو شبکه تلويزيوني که روزانه شش ساعت برنامه پخش مي کردند. تم غالب به پوشش مردم و فرهنگ عمومي هم سرايت کرده بود. موز و کيوي محصولات لوکس وارداتي بودند و ديدن خوراکي ها با مارک هاي معتبر خارجي تنها در ويترين چند سوپرمارکت شميران ممکن بود که مدعي بودند شکلات و عطر خارجي شان را از مهمانداران هما خريداري مي کنند.با روي کارآمدن دولت هاشمي رفسنجاني و تسهيل نسبي امکان کسب و کار و تجارت، فضاي زندگي در شهرها تا حدودي متحول شد. ورود خودروهاي روز جهان و پوشاک و اقلام مصرفي خارجي در کنار راه اندازي پروژه هاي ملي و عزم شهرداري ها براي رونق ساخت و ساز و رسيدن به فضاهاي شهري جديدي انجاميد که چهره شهرها را از دهه 60 کاملاً متمايز ساخت. بالارفتن درآمد توليدکنندگان و عرضه کنندگان خدمات مهندسي به واسطه رونق پروژه هاي صنعتي و افزايش مبادلات ايران با جهان خارج سبب بروز نيازهاي خدماتي جديد و توسعه مشاغل ناشي از رشد اقتصادي شد. قول يکي از اقتصاددانان کشورمان که توسعه را «تبديل شدن کالاها و خدمات لوکس به نيازهاي ضروري» مي داند در ايران دهه هفتاد به روشني مصداق پيدا کرد. فضاي نو خلق شده حاصل از رشد اقتصادي، «سبک زندگي» جديدي را براي بخشي از طبقه متوسط خلق کرد. گرچه هنوز هم تعبير «تازه به دوران رسيده»، متداول ترين اطلاق براي طبقه يي است که سال هاي بعد از جنگ به تبع رفاه اقتصادي دچار دگرگوني در سلوک و فرهنگ شد اما واقعيت اجتماعي طبقه يي که حالا با پشت سر گذاشتن دغدغه تامين حوائج اوليه خواهان سبک متفاوتي از زندگي است قابل ناديده گرفتن نيست. مطالبات نوين اين طبقه در نوع پوشش، علاقه به تماشاي شبکه ها و فيلم هاي غربي، مصرف غذاهاي غربي (و حالا ديگر جهاني،) قابل ردگيري است. گرچه پسرفت در محسناتي نظير حجاب و حفظ حدود، غالباً از سوي بنيادگرايان به ويرانگري فرهنگي آزادسازي- و شايد توسعه- اقتصادي نسبت داده مي شوند ولي بايد پذيرفت نمي شود واردات آزاد سالانه شصت ميليارد دلار کالا و خدمات داشت و فرهنگي مهندسي شده را ديکته کرد. افزايش سطح رفاه علاوه بر ورود پوشاک و شوينده، فرهنگي، موسيقي و فيلم و شبکه ماهواره يي هم وارد مي کند. سيدمحمدخاتمي و جريان هاي حامي او (خصوصاً کارگزاران سازندگي) شايد اولين گروه حاضر در ميدان قدرت بودند که طبقه متوسط خواهان سبک زندگي متفاوت، توانست نمايندگي تحقق مطالباتش را به ايشان بسپارد. چه، خاتمي به مثابه روحاني نوگرا که به خاطر فشارهاي ناشي از در گرفتن موج مبارزه با تهاجم فرهنگي عطاي کرسي وزارت را به لقايش بخشيده بود با حمايت نهادهايي چون شهردار وقت تهران

- که با تاسيس روزنامه يي ملايم و رنگي و گشودن فضاهاي دلپذير شهري به روي شهرونداني که با وقت گذراني در حوزه عمومي بيگانه بودند- توانست در مدت کوتاهي موج حمايت اين طبقه را پشت سر خود ببيند. انبوه جوانان نوجويي که پوستر او را به شيشه ماشين ها چسبانده بودند و دختران و پسراني که در پياده روهاي شهرها با لحني دوستانه از مردم خواهش مي کردند به رقيب اکبر ناطق نوري راي دهند، اولين تجربه خيزش مشترک و همگرايي طبقه خواهان سبک زندگي جديد بود. خوانندگان همشهري و بهره برداران پارک ها و فرهنگسراها مطالبات خود را در آستانه تحقق مي ديدند. قرائت رحماني از دين و عرضه نگاهي متساهل و فارغ از تجسس به جوانان، افواج زنان و جوانان را در خرداد هفتاد و شش به سوي خاتمي کشاند. همسويي نانوشته دو طبقه پيش گفته بنزين اصلي حماسه دوم خرداد بود. از همين روست که برخي فعاليت هاي شهرداري تهران در دوران غلامحسين کرباسچي براي متفاوت شدن نگاه و سبک زندگي مردم و تلاش طيف چپ و روشنفکران ديني در مفهوم سازي هاي سياسي و جهت دهي مطالبات معترضانه را دو بال مکمل دوم خرداد مي دانند. در دوران حاکميت دولت اصلاحات نيز اگرچه بسياري از تلاش ها براي پاسخگويي به مطالبات طبقه متوسط خواهان مداخله سياسي با مقابله ارکان انتصابي قدرت مواجه شد، اما همين دولت توانست به ميزان قابل توجهي از حقوق تحصيل شده نسل خواهان سبک زندگي نو، صيانت کند. موسيقي پاپ که پيش از دولت هفتم وجود خارجي نداشت متولد و به سرعت تکثير شد. کاست، سي دي و کنسرت هاي موسيقي سهم درخوري در بازار فرهنگ پيدا کردند. اين روند در سينما، تئاتر و مطبوعات متناظر آنها در حوزه هاي جوانان، سرگرمي و هنر ادامه يافت. همچنين با مديريت جديد نيروي انتظامي - که بعدها بخشي از راي همين قشر را در انتخابات نهم از آن خود کرد - و تفويض اختيار اين نيرو به وزير کشور دولت اصلاحات از حجم سختگيري هاي اجتماعي در مورد پوشش و سبک رفتار جوانان کاسته شد. اين طبقه هم نه به پايداري طبقه قبلي اما در اغلب صحنه ها حامي جريان اصلاحات بود. نتيجه سرخوردگي آنان از به سرانجام نرسيدن برخي از آرمان هاي اصلاحات نه راديکاليسم، که سياست گريزي و احساس بي اثري آرا در زندگي واقعي روزمره بود. به علت گستردگي اين طيف و مشکل بودن ترسيم تابع رفتار سياسي آنان، نمي توان به راحتي گرايش مشخص شان در انتخابات گذشته رياست جمهوري را استنتاج کرد، چرا که متنوع بودن زيرگروه ها و عدم تحليل واحد آنان از شرايط مي توانست آرا را بين معين، هاشمي و قاليباف توزيع کند. اما مي توان قاطعانه حکم کرد که نامزد پيروز اين انتخابات سهمي از حمايت اين طبقه نداشت. چه حاميان محمود احمدي نژاد با مدعاي ارزشگرايي سعي در جلب آراي جريان هايي داشتند که نوعاً با گوشزد کردن خطر طبقه خواهان سبک زندگي متفاوت و وعده مقابله با آنها تهييج و بسيج مي شوند. اما در نقطه مقابل فرمانده مستعفي نيروي انتظامي با کارنامه قابل دفاع در زمينه ترميم چهره اجتماعي اين نيرو و استفاده از تمهيدات تبليغاتي و برگزيدن محور جوانان و ايرانيت تلاش غيرقابل انکاري در جلب آراي اين طبقه بروز داد. جوان ترين کانديداي انتخابات نهم با کت و شلوار شيري رنگ، سيمايي خندان و بشاش و تصاوير تبليغاتي که فرمانده سابق نيروي هوايي سپاه را در لباس شيک خلباني کنار ايرباس نمايش مي داد، بي شک روي آراي گسترده ترين طبقه شهري ايران حساب ويژه يي باز کرده بود. پوسترهاي جواناني با ظاهر متفاوت، صورت هاي رنگ شده و شعار «ايراني هميشه قهرماني» شايد از بخت قاليباف در ميان نيروهايي که به صورت بالقوه مي توانستند حامي او باشند کاست، اما بخش اعظمي از آراي طبقه متوسط شهري را از سبد اصلاح طلبان خارج کرد. تبارشناسي دولت نهم و بررسي طيف هاي حامي آن نشان مي دهد اين دولت تمايل چنداني به جذب اين گروه نداشته و بخشي از نيروي خود را - البته بسيار کمتر از طبقه متوسط خواهان مشارکت - به تضعيف گرايش ها و تمايلات اين طبقه اختصاص داد. مواجهه دولت با اميال اين طيف، از وجوه اثباتي رفتار رئيس جمهور همچون انتخاب پوشش يادآور سال هاي دهه 60 سيماي متحدالشکل کارگزاران دولت آغاز مي شود و با رفتارهاي صلبي محور امتداد مي يابد. در اين بخش از کارنامه دولت مصداق هايي نظير محدوديت هاي جديد براي موسيقي و سينما در مرتبه پايين تري نسبت به آثار بخش هاي فرهنگي طرح امنيت اجتماعي قرار مي گيرد. اين طرح که به ظاهر با انتقاد دولت مواجه شد و به گفته فرماندهان ارشد ناجا با اطلاع کامل دولت و زيرنظر وزير کشور سامان يافته بود، در وجوهي نظير برخورد با سوداگران مرگ و اشرار خطرناک با همدلي عموم شهروندان روبه رو شد. اما مخابره شدن تصاوير درهم کوبيدن ديش هاي دريافت امواج ماهواره با ديلم و همچنين شماري از برخوردها با بانواني که پوششي متفاوت با استانداردهاي طرح داشتند، قطعاً به مهم ترين پيام عزم دولت براي تحديد مطالبات طبقه متوسط خواهان سبک زندگي متفاوت تعبير شد. همچنين مخالفت دولت با پخش سريال ساعت شني که مضمون اجتماعي واقع گرايانه يي داشت و رفتارهاي بي سابقه مديريت صداوسيما با سريال هاي توليدي اين سازمان که تغيير قصه، کوتاه سازي و پايان بندي تحميلي را دربر مي گرفت، همه از سوي اين طبقه به پيام هايي محدودکننده از طرف حاکميت اصولگرا تعبير مي شوند. گرچه ابراز تمايل رئيس جمهور به حضور بانوان در استاديوم ها و تلاش دولت براي تبري جستن از عواقب فرهنگي طرح امنيت اجتماعي پرده از عدم اعتقاد جوهري آن به حرکت عليه مطالبات اين طبقه برداشت، اما به نظر مي رسد اين جريان تا اطلاع ثانوي براي حفظ جريان کوچکي که براي شعار مقابله با خواسته هاي نوجويانه اين طبقه پشت سر احمدي نژاد بسيج شدند، به تلاش خود جهت مقابله با تمايلات اين طبقه ادامه دهد.

طبقه سرمايه دار خواستار استقلال از دولت/ شعارعدالت خواهي؛ گرچه در عرف افکار عمومي تولد سرمايه داران پس از انقلاب عموماً به دوره هاشمي رفسنجاني نسبت داده مي شود اما دوران اصلاحات که بيشتر به دوره نوسازي سياسي شهرت يافت را بايد «بهار بخش خصوصي» ناميد؛ حقيقتي که علينقي خاموشي هم به عنوان نماد بخش خصوصي درون نظام بر آن صحه گذاشت. رکورد رشد اقتصادي بيست ساله انقلاب شکست و نخستين رشدهاي دو رقمي کشاورزي و صنعت رقم خورد. براي اولين بار دولت از محل پول حاصل از فروش نفت خام به صنايع خصوصي وام ارزي داد. موانع صادرات را برداشت و براي صادرکنندگان جايزه تعيين کرد. چهار بانک و پنج بيمه و دو موسسه مالي - اعتباري خصوصي کار خود را آغاز کردند. وزراي خاتمي به صراحت از سرمايه گذار خصوصي و سرمايه داري دفاع کردند و سرمايه دار پس از سال هاي «زالوصفت» ناميده شدن صاحب حرمت و قداست شد. تحليل حضور اين طيف قليل و موثر در انتخابات نهم رياست جمهوري کم ابهام و واضح است. اکبر هاشمي رفسنجاني نماينده بي رقيب طبقه سرمايه دار خواستار استقلال از دولت بود؛ نامزدي که در دوران دوري از قدرت هم با تهيه پيش نويس سند چشم انداز و سياست هاي کلي اصل 44 در مجمع تشخيص مصلحت نظام مومن بودن خود به اقتصاد آزاد و بخش خصوصي را ثابت کرده بود. ستاد هاشمي پرخرج ترين و کم هزينه ترين ستاد انتخاباتي 84 بود. حجم کثير کمک هاي صاحبان صنايع و فعالان اقتصادي در اقصي نقاط کشور نيازي به صرف بودجه از طرف ستاد نامزد حزب کارگزاران باقي نمي گذاشت. صف آرايي سرمايه داران در دور دوم انتخابات در برابر رياست جمهوري کنوني و خط تبليغاتي احمدي نژاد براي زنده کردن شکاف فقر و غنا و بزرگ نمايي مافياها و روابط پشت پرده اقتصادي ترديدي در هدف گيري دولت نهم عليه منافع اين طبقه باقي نگذاشت. البته مشکل احمدي نژاد نه سرمايه دار که سازوکارهاي حاکم بر اقتصاد آزاد بود، چه او در هنگام معرفي دومين وزير نفت پيشنهادي که اسناد ثروت هنگفتش در ميان نمايندگان دست به دست مي شد او را عنصر توانمندي دانست که به دنبال درخشيدن در عرصه دفاع مقدس، در بخش خصوصي هم لياقت خود را ثابت کرده و ثروتمند شده است. نقطه هدف دولت سرمايه داري خواهان زيست مستقل از دولت بود. بدين سبب مديريت بزرگ ترين و موفق ترين بانک خصوصي در سخنراني عمومي رئيس جمهور در يکي از شهرهاي استان تهران زير سوال رفت و معامله فروش بخشي از سهام اين بانک به سرمايه داري که در زمان شهرداري، احمدي نژاد قصد داشت فروشگاه هاي شهروند را به او بفروشد، لغو شد. اما پس از دولتي شدن ترکيب صاحبان سهام اين بانک نه تنها فشارها از بين رفت که همان مديرعامل متهم با حکم نفر دوم کشور مامور بازبيني قوانين بانکي شد، مثال ديگر اصرار دولت به اعطاي وام ارزان به واحدهاي کوچک و زودبازده و تلاش براي سوق دادن نقدينگي از واحدهاي بزرگ به کارگاه هاي کوچک است. اين سياست که به اقرار بيانيه رسمي بانک مرکزي (هفته سوم اسفندماه) ادامه حيات سيستم بانکي را با مخاطره روبه رو کرده است، به ايجاد رانت براي افرادي که به نظام بانکي دسترسي داشتند و افزون شدن مشکلات صنعت انجاميد. ديگر رفتار سياسي صريح رئيس جمهور در قبال سرمايه داري مستقل، برخورد وي با سياست هاي کلي اصل 44 قانون اساسي و موضوع واگذاري بنگاه هاي دولتي بود. به دنبال ابلاغ بند «ج» اين سياست از سوي رهبر انقلاب، احمدي نژاد طي نامه يي خواستار اختصاص پيدا کردن چهل درصد از سهام واحدهاي قابل واگذاري به اقشار محروم شد. سهام موسوم به «عدالت» تاکنون بين دهک هاي فرودست اقتصادي توزيع شده است. برگه سهام عدالت در واقع سهام تعاوني هاي استاني است که چهل درصد هر واحد قابل واگذاري بين شان توزيع مي شود. اين روند همانطور که از ابتدا عيان بود باعث عدم استقبال بخش خصوصي از خريد سهام بنگاه هاي مشمول اصل 44 شد. با اين ترفند دولت و با احتساب آن بخش از سهام که در دست دولت و کارگران و مديران واحدها باقي خواهد ماند، عملاً «مديريت» هيچ بنگاه بزرگي به بخش خصوصي واگذار نخواهد شد. سرمايه گذاران نيز ترجيح مي دهند چند ده ميليارد سرمايه را صرف خريدي نکنند که سرنوشت مديريت آن از سوي دولت و مديران تعاوني هاي منصوبش رقم خواهد خورد. اين سياست به خوبي تاکنون جواب داده است، چنان که در آخرين و بزرگ ترين واگذاري بخش عمده يي از صنعت فولاد و آلومينيوم کشور مشتري خصوصي پيدا نکرد و توسط صندوق قرض الحسنه بسيجيان خريداري شد. بر فهرست تحرکات دولت عليه منافع طبقه سرمايه دار خواستار استقلال از دولت که عموماً تحت لواي «عدالت محوري» صورت مي پذيرد، مي توان سياست هاي ديگري چون ناپايداري بازرگاني، واردات بي رويه و... را نيز افزود.

---

با پذيرش دستگاه «سه هدف - سه شعار» دولت، فهم رفتارهاي رئيس جمهور، پرهيز او از افتتاح واحدهاي صنعتي و تمايلش به همنشيني با محروم ترين اقشار آسان تر مي شود. دولت در وجه اثباتي به نص تئوري «جمهور ناب» عمل مي کند. اندکي در سر و توده يي در کف. هرمي که از راي مستقيم به قاعده متصل است. گروهي اندک که در مناسبات ناشفاف تامين کننده مالي جريان حامي دولت اند و حدود ده ميليون نفر از آخرين دهک هاي درآمدي که در شمار مستمري بگيران کميته امداد و دريافت کنندگان سهام عدالت اند. همان هايي که احمدي نژاد را به رياست جمهوري رساندند، برايش نامه مي نويسند و او به همراهي آنها در سال 88 هنوز اميدوار است...

پي نوشت ها؛-----------------------------------------

1- رئيس جمهور فقيد ترکمنستان نيز وزراي خود را به هنگام پخش زنده تلويزيوني جلسات دولت تاديب و عزل مي کرد.

2-سخنراني رئيس جمهور در اجلاس ماه جاري مجلس خبرگان رهبري.

?تقسيم بندي اين تفسير براساس تحليل دکتر عليرضا علوي تبار عضو هيات علمي موسسه پژوهش در مديريت و برنامه ريزي است.

پنجشنبه 1387/01/15 |

 

نامه به برادر اصولگرا و ارزشی

نامه به برادر اصولگرا و ارزشی

 

  نويسنده : ابراهیم رها
 


با سلام و عرض ارادت خدمت برادر اصولگرا و ارزشی

خواستم نامه ای خدمتتان بنویسم و پیروزی شما را در انتخابات مجلس هشتم از ته اعماقم تبریک بگویم. جدا باعث فخر و مباهات است که شما دلیرمردان در رقابتی تنگاتنگ (خیلی تنگ آ تنگ!) به این موفقیت بی نظیر دست پیدا کردید. باعث شادی ماست که پیروزی شما چنان قاطع بوده که پیش از آغاز رای گیری برنده شده اید. و ما از اینکه معجزه های هزاره سوم تا بدین حد ما را فراگرفته مشعوفیم!

برادر و خواهر ارزشی و اصولگرا، قطعا تلاش های بی شائبه دوستان باعث شده شما عزیزان آنقدر رقیب زیاد داشته باشید که از همین الان فاتح این نبرد کم نظیر باشید و لازم است که ما جملگی از ته اعماقمان از آن دوستان تشکر کنیم.

ذکر چند نکته خالی از لطف نیست که جسارتا معروض می دارم: مشاهده می شود در بعضی حوزه ها (50 درصد کل کرسی ها) رقبای ترسو خودشان را رد صلاحیتانده اند! چه بجاست از عزیزان اصولگرای باقیمانده، منتخبین با ده، بیست، سی، چهل، انتخاب شوند و هزینه انتخابات خرج برگزاری ازدواج های دانشجویی گردد تا بدین شکل عدالت محوری فرو برود توی چشم بدخواهان.

مشاهده می شود در بعضی حوزه ها چند نامزد اصولگرا با هم رقابت می کندد، بهتر است رفاقت کنند چون من اطمینان می دهم "به همه می رسه، هول نزنین."

مشاهده می شود در حوزه هایی که در یک مقدار زبانم لال، گلاب به رویتان امکان رقابت هنوز به رغم تلاش عزیزان، باقی مانده، بعضی ها سعی دارند با ترغیب مردم به رای دادن باعث شوند اشخاصی جز عزیزان اصولگرا رای بیاورند. باید هرچه سریعتر این عمل را از بیخ و حتی از ته کند و انداخت دور.

ضمن تبریک پیروزی بسیاری دوستان که از هم اکنون به وقوع پیوسته از مردم همیشه در صحنه خواهانیم در حوزه هایی که خدای ناکرده امکان رقابت وجود دارد، در صحنه حاضر نباشند تا خدای نکرده خاطر دوستان مکدر نشود.

شایان ذکر است چه نیکوست که مردم اسپندهای سر سفره هفت سین امسال را برای دوستان پیروز، پیشاپیش دود کنند که خدای نکرده چشم نخورند!

پنجشنبه 1387/01/15 |

 

10 دانشجوي دانشگاه شيراز تعليق شدند

10 دانشجوي دانشگاه شيراز تعليق شدند
صداي عدالت خبر داد: 10 دانشجوي دانشگاه شيراز مجموعاً به 17 ترم ممنوعيت از تحصيل محكوم شدند. اين دانشجويان به دليل شركت در تجمع صنفي 14 آذر امسال، به دو ترم تعليق محكوم شده‌انند و 6 دانشجوي ديگر در پي تجمعات اخير در دانشگاه شيراز در اعتراض به برگزاري انتخابات شوراي صنفي از طرف دانشگاه، به تعليق از تحصيل محكوم شده‌اند. كميته انضباطي دانشگاه شيراز اين احكام را در آخرين روزهاي سال و در آستانه تعطيلات نوروز صادر كرده است.

پنجشنبه 1387/01/15 |

 

صلاحيت من و تو

صلاحيت من و تو

احمد شیرزاد

 

 

من صلاحیت ندارم ، تو صلاحیت داری. من سیاهپوستم و تو سفید پوست . من اگر كاری انجام دهم بنا به خواسته دلم بوده و تو هر تصمیمی كه بگیری بنا بر مصلحت و تدبیر است من اگر به عرصة سیاست بیایم قصدم قدرت طلبی است و تو اگر بیایی نیتی جز خدمت به خلق خدا نداری . من اگر برای 50 نفر در یك محفل كوچك سخن بگویم جنجال تبلیغاتی به راه انداخته ام و تو اگر از رسانة میلیونی با صراحت مرا متهم كنی روشنگری كرده ای . من اگر جامعه را نسبت به خطرات پیش رویش هشدار دهم ذهن ها را مشوش كرده ام و تو اگر صدها و هزاران ایرانی را به بیگانه منسوب كنی مردم رابیدار كرده ای .
من ناحقم چون قدرتی غیر از كلام ندارم و تو بر حقی چون از هر قدرتی برای اعمال نظراتت بهره مندی . من قابل اعتماد نیستم چون در حلقه قدرت جایی ندارم و تو با ورود در حلقه قدرت از هر پرسشی مصون هستی . من باید تا فیها خالدون زندگی شخصی ام را برای توبازگو كنم و تو به صرف آنكه در حلقه یاران مورد اعتمادهستی زندگی ات درپرده است . من از فردایم نمی توانم ایمن باشم و تو برای جایگاه نواده هایت هم برنامه داری .
به تو گفته اند حق داری صلاحیت مرا بررسی كنی . به تو گفته اند اعتقاد مرا به اسلام اندازه گیری كنی . به تو این حق را داده اند كه میزان التزام عملی مرا به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی تعیین كنی . می گویند صلاحیت مرا باید تو احراز كنی . یعنی تو این حق را داری كه تشخیص دهی من به اسلام اعتقاد و التزام عملی دارم یا نه . یعنی تو این اختیار را داری كه در میزان وفاداری من به كشور تصمیم بگیری . به تو این اجازه را داده اند كه درجه پایبندی مرا به قانون تشخیص دهی . این نظام به تو حقی داده است كه خداوند به پیغمبرش نداد .
اكنون تو در موضعی نشسته ای كه ایمان یا بی ایمانی مرا محك بزنی . به یاد ندارم خداوند در هیچ فرازی به هیچ فرستنده ای این حق را داده باشد كه در این دنیا انسانها را به مؤمن و غیر مؤمن ، معتقد و غیر معتقد ، ملتزم به اسلام و غیر ملتزم به اسلام و... تقسیم كند .
اما چه كسی صلاحیت خودت را تأیید می كند؟ تو خودت از كدام صافی عبور كرده ای كه معلوم شده است به اسلام اعتقاد والتزام عملی داری ؟ چه كسی به تو تضمینی داده است كه نماز ت مقبول است و نماز من نامقبول ؟ چه سندی به دست توست كه جایگاه تو را نزد خداونداز من بالاتر تعیین كرده است ؟ خودت بهتر می دانی كه با عبور از دالان قدرت و با ارتباط بااصحاب قدرت بر آن صندلی قضاوت تكیه كرده ای . خوب می دانی كه اگر حتی در چند محفل خصوصی زبان به انتقاد بگشایی آرام آرام ازلیست معتمدین حذف می شوی و دیگر بر آن مسند نخواهی بود . تو خودت خوب واقفی كه در این كشور با چه سرعتی هر سال عده ای را ازقطار سیاست پیاده می كنند . بنابر این خوب می دانی كه شرط سوار ماندن چیست . می دانی كه در هر زمان باید از چه كسانی تبری بجویی وتلاش كنی با خشن ترین تدابیر از آنها یاد كنی تا كسی در وفاداری تو شك نكند .
سی سال پیش همه با هم بر قطار انقلاب سوار شدیم تااز تاریكی یك نظام دیكتاتور غیر پاسخگو به روشنایی یك نظام مردم سالار و شفاف سفر كنیم . نمی دانم در آن زمان تو كجا بودی ، كناری ایستاده و تماشا می كردی ،‌یا مثل امروز معتقد بودی كه هر چه حكومت انجام می دهد خدشه ناپذیر است ؟ شاید اصلاً به این دنیا نیامده بودی و شاید مثل من به فرداهای روشنی در پرتو یك نظام سیاسی مردم سالار و اخلاقی فكر می كردی . ما همه با هم از كوچه ها و خیابانهای شهر گذر كردیم و در دالان تاریخی نه چندان طولانی سه دهه از عمرمان را گذراندیم . اكنون تو راهت را چنان تنظیم كردی كه در پشت میزی بنشینی و در مورد ایمان و اعتقاد من تصمیم بگیری و من به راهی رفته ام كه برای ملاقات با تو باید بیرون بایستم تا حاجب از تو كسب تكلیف كند .
درست است كه برادر ،راه ما از هم فاصله دارد . تو معتمدی دراین كشور كسانی برات پاكی و تقوای خودرا از خود خدا گرفته اند و من معتقدم انسانها با هر پیشینه ای در هر موقعیتی بری از خطا نیستند . تو بر این تصوری كه هر چه از ناحیه حاكمان رسد عین حق است و من معتقدم حاكمان عمیقاً به نصیحت و هشدار ما نیازمندند . تو بر این گمانی كه همین كه نام اسلام بر یك نظام نهاده شد رفتارها و اخلاق ها اسلامی است و من فكر می كنم ورای ظواهر اسلامی این رعایت انصاف و عدالت است كه ضامن حركت صحیح یك نظام خواهد بود .
آری من و تو با هم فرق داریم ، زیاد هم فرق داریم . من پس از انقلاب به اینصورت بودم كه باید گام به گام یك نظام سالم و صالح را پی ریزی كرد و تو فكر می كردی كه هر چیز كه بر آن نام انقلاب حك شده بود مصون از هر نوع فساد .
من بر این گمان بودم و هستم كه كشور همواره نیاز به اصلاح و ساماندهی دارد و تو بر این تصوری كه ما در ایده آل ترین نظام سیاسی چه نیازی به تغییرات داریم . من از آن آغاز نتوانستم به راحتی چشمم را به روی ناراستی ها ببندم و تو چشم ات را به بالا دست دوختی كه از كدام مسیر بروی تا كسی از تو رنجیده نشود . من نگرانم كه قطار مملكت از خط خارج نشود و تو دلواپسی كه تو را از قطار پیاده نكنند . من وقتی ببینم مركب كشور مسیر را به خطا می رود فریاد می زنم و تو با تمام قوا مراقبی كه از مركب به زمین نیفتی .
آری برادر ، تو چاره ای نداری كه مرا رد صلاحیت كنی وگرنه خودت پس از چندی رد صلاحیت می شوی . من و تو قرائت های متفاوت و متضادی از وفاداری به نظام داریم . من گفتن انتقادها ، نصیحتها و هشدارها را با تمام تلخی شان مصداق وفاداری به كشور و نظام می دانم و تو نگرانی كه كسی بر تو اخم كند . من متقابلاً صلاحیت تو را برای اداره كشور رد می كنم . ایران ما در آستانه فرازی خطیر از تاریخ خویش به مردان و زنان شجاع و از خود گذشته نیاز دارد تا با تدبیری مضاعف دهه ها و قرن ها عقب ماندگی و توسعه نیافتگی را جبران كنند . بی انصافان و عدالت شكنانی كه در مسند قدرت تنها به دنبال راهی برای حذف دیگران و ابدی كردن قدرت خود هستند هرگز صلاحیت نشستن بر جایگاههای مدیریت این جامعه راندارند . البته اگر كسانی رأی خود را بر ملت مقدم نمی پنداشتند آنگاه مردم به بهترین وجه معین می كردند كه چه كسی صلاحیت دارد و چه كسی بی صلاحیت است.
 

پنجشنبه 1387/01/15 |

 

اسامی 27 فرهنگی کشته شده در حادثه تصادف کاروان راهیان نور

به گزارش بازیاب در پی وقوع حادثه ی دلخراش واژگونی اتوبوس کاروان راهیان نور ، اعزامی به مناطق جنگی جنوب کشور در مسیر شهرکرد – خوزستان ، اسامی جان باختگان و زخمی های این سانحه ی تأسف بار  به شرح ذیل اعلام می گردد :


وبلاگ  قلم  معلم این حادثه دلخراش و ناگوار رابه خانواده های این عزیزان وجامعه ی معلمان کشور تسلیت گفته وبرای شادی روح آنان از درگاه احدیت طلب آمرزش می نماید . 

اسامی 27 فرهنگی کشته شده در حادثه تصادف کاروان راهیان نور


1- ولی الله آقابابایی – فرزند سیف الله از آموزش و پرورش منطقه ی بن .

2- حسین قراخانی – فرزند غلام رضا از آموزش و پرورش منطقه ی بن .

3- ذوالفقار خجسته منش – فرزند محمد علی از آموزش و پرورش منطقه ی بن .

4- ابراهیم مهدیه – فرزند فریدون از آموزش و پرورش شهرستان بروجن .

5- غلام علی رحیمی – فرزند حسین از آموزش و پرورش شهرستان بروجن .

6- محمود مردانی – فرزند غلام رضا از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

7- رضا درخشان – فرزند شکرالله از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

8- بهرام علی طالبی – فرزند میرزاحسین از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

9- صفر علی بهارلو – فرزند محمد حسین از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

10- سعید هاشم زاده – فرزند فرج الله از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

11- مرتضی نادری – فرزند ناصر از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

12- حمزه خسروی – فرزند غلام رضا از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

13- علی یار پیر علی – فرزند اسماعیل از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

14- نجف قلی بهارلو – فرزند بهرام علی از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

15- منصور داوودی – فرزند رجب علی از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

16- جهانگیر میرزاپور – فرزند علی اکبر از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

17- داریوش قادری – فرزند ناصر از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

18- سیاوش آقایی – فرزند غلام رضا از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

19- بهمن گل محمدی – فرزند خدامراد از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

20- علی صالحی – فرزند حسن علی از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

21- عباس ایزدی – فرزند محمد آقا از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

22- محمد رضا باباخانی از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

23- رجب علی قادری از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

24- محمد بهارلویی از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

25- محمد علی اکبری راننده اتوبوس از شهر سامان .

26- سید کمال علوی – فرزند فرج الله از آموزش و پرورش ناحیه ی دو شهرستان شهرکرد .

27- اکبر خاکسار حقانی – فرزند نصر الله از آموزش و پرورش ناحیه ی دو شهرستان شهرکرد .



بر این اساس این ستاد هم چنین اسامی چهارده نفر از مجروحین این حادثه را به شرح زیر اعلام کرد :

1- ابراهیم حسین میرزائی – فرزند حسن از آموزش و پرورش منطقه ی بن .

2- علی اصغر آقابابایی – فرزند قربان علی از آموزش و پرورش منطقه ی بن .

3- نوروز علی امانی – فرزند اسدالله از آموزش و پرورش منطقه ی بن .

4- سید رسول هاشمی – فرزند سید قنبر از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

5- ابراهیم شریفی – فرزند حسین از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

6- مهر علی حیدری از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

7- احمد حیدری از آموزش و پرورش منطقه ی سامان .

8- اسد الله قائدی – فرزند سیف الله از سازمان آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری .

9- رحمت الله مرادی – فرزند محمد از سازمان آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری .

10- مجتبی مرادی – فرزند رحمت الله از سازمان آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری .

11- سید هاشم موسوی – فرزند سید وهاب از سازمان آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری .

12- حمید اسکندریان – فرزند غلام رضا از آموزش و پرورش ناحیه ی دو شهرستان شهرکرد .

13- سید جعفر موسویان – فرزند سید مرتضی از آموزش و پرورش ناحیه ی دو شهرستان شهرکرد .

14- آیت الله مولوی از بسیج فرهنگیان استان .

لازم به ذکر است مجروحین حادثه در بیمارستان گلستان شهر اهواز بستری شده اند.

پنجشنبه 1387/01/15 |

 

درخواست نشست اضطراري

به نام خداوند جان وخرد

 

از  : دبيرخانه كانون هاي صنفي معلمان شمال و شمال غرب ايران

به :  دبيرخانه تشكلهاي صنفي معلمان ايران -  تهران

 موضوع : درخواست نشست اضطراري

 

با سلام :

تقاضا داريم در اسرع وقت نسبت به تشكيل جلسه اي با حضور  همه اعضاي شوراي هماهنگي جهت رفع برخي مشكلات پيش آمده و همفكري در مورد برنامه هاي هفته معلم سال 1387 اقدام و تاريخ و محل جلسه را به اطلاع اعضاي محترم برسانيد .

 

 

با تقديم احترام

غلامعلي عباسي

دبير تشكلهاي صنفي معلمان

شمال و شمال غرب ايران

11/1/1387

یکشنبه 1387/01/11 |

 

سخنگوی اصلاح طلبان مجلس در VOA

سخنگوی اصلاح طلبان مجلس در VOA        20 اسفند

صدای امریکا در اقدامی کم سابقه برای اولین یک نماینده فعلی مجلس ایران را به میزگرد خبری خود دعوت کرد.
در برنامه میزگردی با شمای دیشب [
ویدیو] این شبکه، نورالدین پیرموذن سخنگوی فراکسیون اقلیت -اصلاح طلبان- مجلس هفتم و رد صلاحیت شده انتخابات مجلس هشتم به میزبانی وفا مستقیم حضور داشت.
گرچه در این برنامه که با عنوان
پشت پرده انتخابات ایران اجرا شد ، پیرموذن مواضع بسیار معتدل و میانه ای را اتخاذ نمود اما پخش ویدیو یکی از نطق های پیش از دستور او در مجلس بسیار مورد توجه قرار گرفت.
شاید برای اولین بار در یک دهه اخیر صدای اصلاح طلبان به گوش طیف گسترده از بینندگان تلویزیونی رسید.
امکانی که رفرمخواهان از آن محروم بوده و از این ناحیه لطمات بسیاری را متحمل شده اند. حتی تلاش مهدی کروبی برای راه اندازی شبکه تلویزیونی خصوصی با ممانعت و مخالفت شدید روبرو شد تا تنها یک صدا از ایران به گوش دیگران برسد.
برنامه دیشب صدای امریکا جدای از میزان اثر بخشی آن می تواند تجربه خوبی باشد تا رفرم خواهان را در اندیشه برقراری ارتباطی پیوسته و مطمئن با جامعه ایرانیان خارج از کشور و بینندگان شبکه های ماهواره ای در ایران مصمم تر نماید.
امری که می تواند انحصار رسانه ای اقتدار گرایان را در هم شکسته و به نزدیک سازی دیدگاه های طبقه متوسط و سیاسی جامعه ایران کمک کند.
در هر حال حضور نماینده شجاع اردبیل مطمئنن با هجمه ی رسانه ای اقتدارگرایان روبرو و اتهامات بسیاری را به رفرم خواهان وارد خواهند نمود. در شرایطی که صدای امریکا در روند حرکتی پیشین خود بیشتر حملات خود را متوجه اصلاح طلبان و هوادار خاتمی نموده بود.
گرچه همچنان
VOA در بیان اخبار و شرایط فضای سیاسی ایران برخی واقعیات را نادیده می گیرد اما نفس حضور و شنیدن صدای اصلاح طلبان درون ایران در این رسانه ی پربیننده اهمیت ویژه ای دارد و می توان به فال نیک گرفت.

یکشنبه 1387/01/11 |

 

تحصن دانشجويان معترض به ردصلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس در جماران

تحصن دانشجويان معترض به ردصلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس در جماران

 

 

 


اعضاي شوراي مرکزي و شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران با حضور در حسينيه جماران نسبت به برخي ردصلاحيت ها اعتراض کردند. به گزارش ايسنا مقدم عضو مجمع روحانيون مبارز و معاون موسسه تنظيم و نشر آثار امام در جمع اين دانشجويان اظهار کرد؛ گرانسنگ ترين ميراث امام استقرار نظامي تحت عنوان جمهوري اسلامي است که بر دو پايه مشخص جمهوريت و اسلاميت استوار است.عضو مجمع روحانيون مبارز اظهار داشت؛ در قرائت امام اسلام و دموکراسي سازگار شد و آزادي، عدالت و حقوق انسان در تقابل با دين و دين داري قرار نگرفت. اسلامي که امام تفسير و تبيين کرد شاخص هايي را برجسته کرد و ما روي سکوي اسلام قرار گرفتيم و از مردمسالاري، حقوق مشروع و آزادي سخن گفتيم.عضو مجمع روحانيون مبارز با اشاره به اينکه هميشه ناآگاهي است که راه را به آزادي انسان ها مي بندد، يادآور شد؛ شاخص ديگر قرائت امام از اسلام اخلاق محوري بود و امام هيچ وقت اجازه نداد که اخلاق قرباني قدرت شود.وي تاکيد کرد؛ چيزي که شما دانشجويان بايد به آن توجه کنيد اسلامي است که جمهوريت و آزادي در آن وجود دارد. اسلام امام يک کوچه تنگ و تاريک نبود و امام اهل تحمل و سلايق متکثر و ميدان دادن به بسياري از گرايش ها بود . وي تصريح کرد؛ امام قرائتي از اسلام مطرح کرد که در آن مي شود قانونگرا بود، آزادي خواه بود و حقوق شهروندي را حفظ کرد و آنچه بيش از هر چيز بايد براي ما مهم باشد مسلماني امام را تبيين کردن است.در ادامه مراسم حسين نقاشي دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران نيز با بيان اينکه حضور ما پيش از مجمع ساليانه انجمن اسلامي در حسينيه جماران، حضوري اعتراضي به روند بررسي صلاحيت هاست، در پيش گرفتن برخي رويه ها را موجب ايراد خدشه جبران ناپذير بر کيان جمهوريت و اسلاميت خواند در حالي که آزاد و رقابتي بودن انتخابات به معني اين است که تمام نيروها و گروه هاي وفادار به قانون اساسي بتوانند به رقابت سياسي بپردازند.در ادامه اين تجمع يکي از اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران گفت؛ امروز در اين مکان مقدس و پر از خاطره جمع شده ايم تا با آرمان هاي امام عزيزمان، انقلاب و شهداي راه انقلاب تجديد بيعت کنيم و به آنها بگوييم ما به راهتان متعهديم و براي پيروزي به هر وسيله يي متوسل نمي شويم و در امور مسلمين تجسس بي مورد نمي کنيم.عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران اظهار داشت؛ امروز آمده ايم يادآور شويم که مي دانيم و به ويژه در اين مقطع آگاهيم که براي جمهوريت و اسلاميت، خون هاي بسياري داده ايم و اگر سکوت اختيار مي کنيم و در مقابل تجاوز برخي به کيان نظري و عملي به جمهوري اسلامي در اين شرايط دم نمي زنيم اعتقادمان اين است که هرچند براي حفظ ارزش بايد از جان نيز گذشت، اما امروز و در اين نقطه حساس، به حفظ حوزه اقتدار بين المللي اولويت مي دهيم.

یکشنبه 1387/01/11 |

 

پايان سال و بيكاري 30 هزار كارگر در قزوين

پايان سال و بيكاري 30 هزار كارگر در قزوين


صداي عدالت نوشت: بيش از 30 هزار كارگر قراردادي استان قزوين در روزهاي پاياني سال بيكار شدند. علي كريمي فعال كارگري در قزوين گفت: بيش از 50 درصد از كارگران قراردادي استان قزوين بدون دريافت حقوق، سنوات، عيدي و پاداش با اتمام قرارداد كاري خود بيكار شدند تا در صورت تمايل كارفرمايان و مالكان واحدهاي توليدي در نيمه دوم فروردين‌ماه به كار گرفته شوند.

 قلم معلم :

این دولت قصد دارد تا نام خود در ردیف اول ظالمان دنیا و بخصوص ایران ثبت نماید پس از اینها انتظار اصلاح امور نباید داشت

جمعه 1386/12/24 |

 

برداشت از حساب ذخيره ارزي براي حل مشكلات نيكاراگوئه

برداشت از حساب ذخيره ارزي براي حل مشكلات نيكاراگوئه


صداي عدالت نوشته است: در حالي كه كارشناسان معتقدند حجم بالاي نقدينگي موجب تورم شده است دولت يكبار ديگر اقدامي تعجب‌برانگيز در عرصه اقتصاد انجام داد. در حالي كه طي ماه‌هاي گذشته رئيس كل بانك مركزي بارها تلاش كرده با سياست‌هاي انبساطي مانع برداشت بي‌رويه از صندوق ذخيره ارزي و كنترل نقدينگي شود. دولت مصوب كرد 150 ميليون يورو و از دارايي صندوق ذخيره ارزي جهت ساخت سد و و نيروگاه در نيكاراگوئه صرف شود. در حالي كه طي دو سال گذشته درآمد افسانه‌اي ناشي از افزايش قيمت نفت مي‌توانست دارايي صندوق ذخيره ارزي را به صدها ميليارد دلار برساند، اگر و تنها اگر دولت نهم و مجلس هفتم كمر به خالي كردن اين صندوق نمي‌بستند.

 قلم معلم :

دولت جناب آقای احمدی نژاد حق وحقوق و مطالبات معلمان ایران را پرداخت کند بسیار هنر کرده بجای دروغ گویی و ادعای کذب حدالت محور ثروت ملی ما را قربانی اهداف مردم فریب خود نکند .

جمعه 1386/12/24 |

 

افشاگري اعلمي عليه شوراي نگهبان

افشاگري اعلمي عليه شوراي نگهبان


اكبر اعلمي در يادداشتي در سايت رسمي خود با عنوان «در شورای نگهبان چه گذشت؟» نوشت:در حالیکه بدون اعلام کوچکترین مدرک و دلیل شرعی و قانونی ،طی سه مرحله توسط هیات های اجرائی، نظارت و هیات مرکزی نظارت متهم به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی شده بودم، بالاخره با توصیه یک واسطه،در هفتم اسفند ماه به شورای نگهبان دعوت شدم. ساعت 15:30 به ساختمان شورا رسیدم . امامی راد یکی از نمایندگان رد صلاحیت شده در حالیکه کیف و کارت نمایندگی اش را تحویل گرفته بودند در اطاق انتظامات منتظر اذن دخول به ساختمان اصلی شورا بود. به محض اینکه وارد اطاق انتظامات شدم مامور انتظامات تلفنی ورود اینجانب را به مسئول ذیربط اطلاع داد ، از آنسوی تلفن گفتند که بصورت ویژه به داخل راهنمائی کنید. کیف و کارت امامی راد را هم به او برگرداندند و دو نفری عازم ساختمان اصلی شورا شدیم. پس از چند لحظه ای انتظار آقایان حجت الاسلام کعبی و عزیزی حقوقدانان شورای نگهبان وارد اتاقی شدند که من و امامی حضور داشتیم ، پس از احواپرسی و خوش و بش های مرسوم یکی از کارمندان شورای نگهبان نیز که از او بعنوان "کارشناس"! یاد می شد با پرونده قطوری که به زیر بغل زده بود وارد اتاق شد.

ابتدا از حقوقدانان گلایه کردم که چرا تا کنون با وجود صراحت قانون و اصرار بنده ،دلایل و مدارک حاکی از عدم صلاحیتم به من اعلام نشده است؟! و بعد با کنایه رو به عزیزی کرده و گفتم من همان اعلمی هستم که چند ماه قبل شما در حضور بروجردی وچند تن از نمایندگان دیگر در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی اظهار داشتی : "اعلمی یعنی آزادگی و اعلمی یعنی نماینده و اعلمی فقط کار نمایندگی می کند"! حالا چه شده است که اعلمی را متهم به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام کرده اید!؟ عزیزی تنها سکوت اختیار کرد (در آینده نزدیک و در مهلت باقیمانده از دوران نمایندگی خود در مجلس در قالب نطق و یادداشت در مورد سوابق و عملکرد بعضی از اعضای شورای نگهبان و فرزندان آنان و همچنین شیوه تشکیل جلسات و رای گیری های این شورا هنگام رد و تائید صلاحیت ها، حاضران و غائبین این جلسات و ایفاگران نقش اصلی در آن و دلایل خصومت بعضی از اعضا با اینجانب ،ناگفته هائی را بیان خواهم کرد تا مردم بدانند که چه کسانی آگاهانه و نا آگاهانه به مصداق بر سر شاخ بن بریدن ، مهر عدم اعتقاد به اسلام و نظام بر پیشانی فرزندان راستین انقلاب و ملت می زنند تا آنان را از عرصه خدمت به کشور و مردم حذف کنند).در ادامه این نشست با استناد به اصول مختلف قانون اساسی ، قانون انتخابات،ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی و ماده واحده لزوم رسیدگی دقیق به شکایات داوطلبان رد صلاحیت شده در انتخابات مختلف، مصوب 1378 مجمع تشخیص مصلحت نظام از آنها خواستم که دلایل خود را مبنی بر محرومیت از حقوق اجتماعی و حق انتخاب شدن اعلام نمایند و بفرمایند که از کی و با کدام دلیل اعتقاد و التزام اینجانب نسبت به اسلام و نظام زائل شده است و مدارک آنرا اعلام کنند؟(در طول مذاکره بر خلاف نص قانون و اصرار بنده حتی یک مورد هم مدارک و دلایل حاکی از عدم صلاحیتم و منبع آن به اینجانب اعلام نشد!)حجت الاسلام کعبی مثل همیشه با خوشروئی خطاب به اینجانب گفت: شما نماینده ای هستی که در میان مردم محبوبیت داری و کوچکترین نقطه ضعف اخلاقی و مالی در پرونده ات نیست و...همچنان به تعریف و تمجید از بنده ادامه داد. با تعجب به او گفتم :با این وصف تا کنون از ناحیه هیات های اجرائی ، نظارت و شورای نگهبان متهم به بی دینی شده ام!

کعبی پاسخ داد : استغفرالله!چه کسی شما را بی دین معرفی کرده است؟ گفتم پس بفرمائید که معنی عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام چیست؟ کعبی رو به کارشناس مذکور کرده و گفت مشکل ایشان چه بوده است؟! قبل از اینکه کارشناس کارنامه اعمالم را بخواند با تعجب از کعبی پرسیدم مگر شما پرونده مرا مطالعه نکرده اید؟ در جوابم گفت که کارشناسان پرونده داوطلبان را مطالعه کرده و گزارش آنرا به یکی از اعضای شورای نگهبان که مسئول آن پرونده است ارائه می دهند، او هم این گزارش را در شورای نگهبان مطرح می کند! گفتم پس بر اساس گزارش "کارشناسان" است که افراد را تائید و رد می کنید؟! پاسخ داد ما که فرصت نمی کنیم بیش از چهار هزار پرونده را مطالعه کنیم. گفتم مگر چند نماینده رد صلاحیت شده وجود دارد ، با توجه باینکه آنها قبلا تائید صلاحیت شده اند آیا حداقل نمیتوانستید پرونده آنها را بصورت دقیق مطالعه کنید؟ این بار سکوت اختیار کرد؟ از کارشناس پرسیدم حتما این پرونده حاوی مجموعه سخنرانی ها و نطق ها و مصاحبه های بنده است ؟ پاسخ داد بله مواضع مثبت و منفی شما در اینجا گرد آمده است. گفتم پس دادگاه انگیزاسیون و تفتیش عقاید به راه انداخته اید! سپس کارشناس شروع کرد به قرائت حدود 12 الی 14 بخش علامت گذاری شده از سخنرانی ها و نطق هایم که به زعم آنها دلیل عدم صلاحیتم محسوب می شد. 7-8 مورد آن آنقدر سطحی و بی اساس وپیش پا افتاده بود که حتی آقای کعبی باو گفت اینها که اهمیتی ندارد بروید سراغ اصل مطالب! مطالب و اتهامات اصلی که احساس کردم آقای کعبی کمی مشتاق است پاسخ مرا بشنود به شرح زیر بود:

1-"کارشناس"! گفت :اعلمی در مجلس ششم در یکی از سخنرانی هایش در تویسرکان گفته است که "بعضی از این آقایان خون به مغزشان نمی رسد و تفکراتشات مربوط به عصر دایناسور هاست." پاسخ دادم که در عبارت "بعضی از این آقایان" عده ای ممکن است مصداق این سخنم واقع شوند و خیلی ها هم مصداق این سخن نیستند. ضمیر مرجعش را پیدا می کند ، این بخش از اظهاراتم را چه کسی بخود گرفته است و چه ارتباطی به اعتقاد و التزامم به اسلام و نظام دارد؟ آقای کعبی گفت حتی اگر کسی به شورای نگهبان هم توهین کرده باشد ما از آن می گذریم ،از این هم عبور کنید.گفتم که این موضوع چه ارتباطی با شورای نگهبان داشته است؟ کعبی گفت اینها مهم نیست نکات اصلی را مطرح کنید.

2-کارشناس! گفت: ایشان در جائی گفته اند که من به دکتر شریعتی،دکتر یدالله سحابی، مهندس بازرگان و مهندس عزت الله سحابی ارادت دارم ! گفتم این ادعا کاملا صحت دارد و زمانیکه این شخصیت ها در راه اسلام و آرمانهای انقلاب مبارزه می کردند امثال من و شما پستانک می خوردیم آیا عواطف و علائق انسانی هم که یک امر شخصی است نشانه زائل شدن صلاحیت است ؟ مقام رهبری هم پس از فوت مرحوم مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی از آنان تجلیل کرد.آقای کعبی گفت از این ها عبور کنید و اگر مطلب مهمی وجود دارد به آنها اشاره کنید!

3-کارشناس! گفت که ایشان در مجلس هفتم به یکی از همکاران خود گفته است: مادامیکه احمدی نژاد و جنتی در مسند امور هستند این کشور روی خوش بخود نخواهد دید مگر اینکه نظامی شبیه نظام سیاسی اسرائیل در کشورمان حاکم شود(قریب به همین مضمون)! با تعجب گفتم که منبع این خبر کیست؟ کارشناس پاسخ داد وقتی شما صحبت می کردید یکی از همکارانتان شنیده و گزارش کرده است!خیلی عصبانی شدم و گفتم آن رذلی که فالگوش ایستاده شاید قسمت اول ادعایش درست باشد اما با توجه به نفرتی که از رژیم صهیونیستی دارم یقینا قسمت دوم ادعایش کذب محض است و هرچه اصرار کردم نام این جاسوس کذاب را بگوید،او را معرفی نکرد.کعبی که بنظر می رسید خودش نیز از بیان این قبیل مطالب سطحی ناراحت شده است نیم خیز شده و در حالیکه به پرونده نگاه می کرد خطاب به کارشناس گفت آیا همه موارد شبیه این هاست و یا اینکه نکات در خور توجه هم وجود دارد که کارشناس گفت مطالب مهمتر هم هست. کعبی گفت پس آنها را بخوان!

4- کارشناس پس از تورق مجدد پرونده گفت:امضای اعلمی در همه تذکرات مربوط به پیگیری مواردی نظیر دفاع از حقوق اشخاص مختلف ،اعتراض به نحوه برخورد با اجتماع زنان در میدان هفت تیر ، فرهنگیان ، دانشجویان بازداشت شده ، زندانیان بند 209 و ...وجود دارد! گفتم گزارشتان ناقص است، زیرا اساسا متن اکثر تذکرات و سوالاتی از این دست که مربوط به دفاع از حقوق شهرونی بوده و همه آنها نیز به شکلی حقوقی و در راستای ایفای وظایف نمایندگی تنظیم شده است را شخصا نوشته و امضاء جمع کرده ام و به آنهم افتخار می کنم . مادامیکه حکم محکومیت قطعی اشخاص در دادگاه صالح صادر نگردیده ما بر اساس سوگندی که در جهت دفاع از "حقوق ملت" ایراد کرده ایم ،همچون وکلای دادگستری فارغ از مرام و مسلک آحاد ملت موظف به دفاع از حقوق موکلینمان هستیم و اگر چنین نکنیم خیانت کرده ایم.

حتی اگر یک بهائی که کوچکترین اعتقادی به مسلک و آئینشان ندارم امروز به دفترم مراجعه کرده و بگوید که حقوق عمومی ام در نظام جمهوری اسلامی بدون دلیل نقض شده است برای اینکه سوگند شکنی نکرده باشم ناگزیرم که نسبت به استیفاء حقوق قانونی او اقدام کنم تا چه رسد به اینکه این فرد مسلمان باشد.وقتی که از بهائیت مثال آوردم عزیزی بلافاصله این قسمت از صحبتم را یادداشت کرد و کعبی هم کنجکاوانه سوالاتی را مطرح کرد، اما پس از شنیدن توضیحاتم کعبی گفت که حق با اعلمی است و نمایندگان باید از حقوق عمومی مردم فارغ از مرام و مسلکشان تا زمانیکه حگم محکومیت قطعی آنها صادر نشده است دفاع کنند.(کعبی در مورد امضاء کنندگان بیانیه مربوط به آغاجری در مجلس ششم خود را بسیار کنجکاو و حساس نشان می داد ).


5-کارشناس که بنظر می رسید مایل است گاف بزرگی برای مچ گیری و محکومیت بنده پیدا کرده و ارائه دهد با ولع فراوان پرونده را ورق زده و پس از کمی مکث اظهار داشت که اعلمی در هادیشهر واقع در شهرستان جلفا در حین سخنرانی خود در مورد ولایت فقیه اظهاراتی داشته است و سپس عبارت کاملا نامانوس و نامفهومی را به من نسبت داد !گفتم وقتی ماموری را برای استراق سمع و فالگوش شدن به مراسم سخنرانی هایم می فرستند که خود معنی عناوینی مانند ولایت فقیه را نمی داند بدیهی است که حاصل گزارشاتش بیش از این نخواهد شد، نظرم در مورد ولایت فقیه و حدود اختیاراتش کاملا شفاف است و بارها آنرا در مصاحبه ها و سخنرانی ها و نطق های رسمی اعلام کرده ام و نوارهای آن نیز موجود است. بلافاصله کعبی پرسید که جایگاه ولی فقیه در نظام سیاسی ما چیست و رابطه آن با قوای سه گانه چگونه است؟ در پاسخ گفتم : بموجب اصل 57 قانون اساسی قوای سه گانه زیر نظر ولایت مطلقه فقیه اعمال می گردند و حدود اختیارات رهبری را هم اصل 110 بیان کرده است.


سپس رو به کعبی کرده و از او پرسیدم آیا این سوالاتی که تاکنون مطرح کرده اید مصداق تفتیش عقاید نیست؟شما که دادگاه انگیزاسیون به راه انداخته اید! طبق اصول 84 و 86 قانون اساسی و ماده 75 آئین نامه داخلی مجلس ، نمایندگان در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر آزادند و نمی توان آنها را به سبب نظراتی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی داشته اند از حقوق اجتماعی از جمله حق انتخاب شدن محروم کرد.کعبی گفت که آیا نمایندگان می توانند از طریق تریبون مجلس خدا را هم انکار کنند؟ پاسخ دادم که این قیاس مع الفارق است و انکار خدا جزء وظایف نمایندگی نیست و با انکار خداوند مفاد سوگند نامه ای که در بدو ورود به مجلس ایراد کرده است،نقض گشته و فرد مزبور صلاحیتش زائل می شود در حالیکه دفاع از حقوق ملت از وظایف نمایندگی است و همینطور رابطه داوطلبان با عناوینی نظیر ولایت فقیه ،در حد ابراز وفاوداری آنهم از طریق اقرار زبانی قابل احراز است.لذا کسی که خود را عملا ملتزم به قانون اساسی می داند قهرا ملتزم به لوازم آن و اصول مندرج در قانون اساسی هم هست و این یک مرحله بالاتر از ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل ولایت فقیه ،موضوع بند 3 ماده 28 قانون انتخابات است.کارشناس بازهم پرونده را زیر و رو کرد تا بلکه مطلب قابل توجهی پیدا کند اما ظاهرا نکته در خور توجهی وجود نداشت

.آقای کعبی که بنظر می رسید که دیگر حوصله اش از مطالب پیش پا افتاده به سر آمده است از من تقاضا کرد که اظهاراتم را مکتوب کنم ! در پاسخ گفتم که ضرورتی به این کار نمی بینم! سپس از من تقاضا کرد که اولا سعی کنید که با ... بسازید! و دوم اینکه در نطق ها و سخنرانی هایتان هم گزنده صحبت نکنید!از او پرسیدم که آیا این توصیه ها هم در حوزه مسئولیت اعضای شورای نگهبان است که بلافاصله پاسخ داد:خیر توصیه های دوستانه است، شما نماینده خوبی هستی و حیف است که...!در پاسخ به او گفتم سازش با کسی که از افراد فاسد دفاع کرده و حق را ناحق و ناحق را حق جلوه می دهد و یا با اعمال نفوذ های خود پرونده متهمین را از مسیر عدالت منحرف می سازد و در همین رابطه با اعمال فشار خود دادستانی را که در پی حق طلبی است از مسئولیت خود عزل می کند و....جفا در حق مردمی است که برای دفاع از حقوقشان به مجلس آمده ام . کعبی گفت که من هم چیزهائی شنیده ام با این وصف...(انشاء الله اگر خدا توفیقی دهد در یکی از نطق ها یا یادداشت هایم در همین سایت به تفصیل و با اسم و رسم در این خصوص توضیحاتی ارائه خواهم داد.راقم)


اما در مورد اتهام گزنده سخن گفتنم پاسخ دادم : فرض کنید که شما در محیط خارج با دمای 20 درجه زیر صفر قرار دارید و دستانتان نیز از سرمای شدید سست و کرخت شده است و من هم در اتاقی قرار دارم که دمای آن بالای 30 درجه است هر دو وارد اتاقی می شویم که در آن تشت پر از آبی را قرار داده اند که آب آن ولرم است ، در یک لحظه هر دو دستانمان را درون تشت مملو از آب ولرم می کنیم شما احساس خواهید کرد که دمای آب سوزناک است امامن احساس می کنم که آب تشت خنک است ، لذا در مجلسی که اکثریت نمایندگانش سکوت اختیار کرده و یا به مداهنه گوئی اشتغال دارند، ایراد نطق های متفاوت با جو حاکم که در جهت بیان واقعیتهای تلخ جامعه است، گزنده بنظر خواهد رسید در حالیکه اگر اکثریت نماینگان مجلس به نقد مشفقانه می پرداختند لاجرم نطق های امثال من عادی بنظر می آمد!

به کعبی گفتم خدا را شاکرم که در این جلسه حضور یافتم و پی بردم که عدم صلاحیتم از یکسو بخاطر ایستادگی و سر تسلیم فرود نیاوردن در برابر زیاده خواهی های کسی است که خود و برخی از اطرافیانش به نام و با لباس پیامبر، بر پیامبر و امتش در حوزه انتخابیه ام جفا می کنند و از سوی دیگر دفاع از حقوق کسانی است که تنها ملجاء و مرجع آنها مجلس بوده است و سپس خداحافظی کرده و با آسودگی خاطر از شورای نگهبان خارج شدم و در دل با خود گفتم که اگر امروز امام علی (ع) در میان ما بود و یکی از نمایندگان منتخب مردم که موافق و مخالف بر سلامت مالی و اخلاقی و صداقت او تاکید می ورزند ، به مخالفت با یکی از گماشتگان و منصوبان متخلف می پرداخت که برخی از اطرافیان او افراد مساله دار هستند ،آیا امام هم بخود اجازه می داد که بجای برخورد با گماشته خود ،نماینده فساد ستیز مردم را بی جهت فاقد صلاحیت اعلام نماید؟ پاسخ برایم کاملا روشن بود : هرگز! از اینرو آرزو کردم که ای کاش شورائی نیز برای پاسداری از حقیقت و عدالت در کشور تشکیل می شد تا مانع از قربانی شدن عدالت به پای مصلحت گردد!

جمعه 1386/12/24 |

 

خلیل‌آبادی: دستمزد فرهنگیان با هزینه‌های زندگی امروز تطابق ندارد

خلیل‌آبادی: دستمزد فرهنگیان با هزینه‌های زندگی امروز تطابق ندارد




کاندیدای ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران ضمن اظهار تأسف از برخوردهای صورت گرفته با فرهنگیان و معلمان گفت: سال گذشته غم‌انگیزترین شب عید خانواده فرهنگیان کشور سپری شد چرا که بسیاری از معلمان بازداشت و از کار اخراج شده بودند.
حسن خلیل‌آبادي در گفتگو با ستاد خبری ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران خاطرنشان کرد: در هیچ یک از کشورهای دنیا، چنین رفتارهایی با قشر معلم که خواهان احقاق حداقل حقوق هستند، نمی‌شود.
سخنگوی انجمن اسلامی معلمان با بیان این که «معلمان زیاده‌خواه نیستند» گفت: ‌فرهنگیان معتقدند که دستمزد آنان با هزینه‌های زندگی امروز، مطابقت ندارد و اعتراض آنان نیز بسیار منطقی و در همه جا مرسوم است.
این معلم بازنشسته با اشاره به شعارهای معیشتی و عدالت محور نمایندگان مجلس هفتم، گفت: نمایندگان مجلس هفتم به اعتراض معلمان هیچ توجهی نکردند آنان که در زمان دولت اصلاحات،‌ از معلمان به عنوان اهرمی برای تضعیف دولت آقای خاتمی استفاده می‌کردند، ‌حاضر نشدند حتی حرف‌های معلمان معترض را گوش دهند.
خلیل‌آبادی با اشاره به تصویب لایحه نظام پرداخت هماهنگ، گفت: به نظر می‌رسد این لایحه هم خاصیت خود را از دست داده است چرا که نرخ تورم باعث می‌شود، دردی از معلمان دوا نشود.
وی در ادامه افزود: آموزش و پرورش باید مسأله اول کشور باشد. برنامه‌های کشورهای توسعه یافته، آموزش محور است، البته برنامه کشور ما نیز دانایی‌محور عنوان شده ولی متأسفانه به آن عمل نمی‌شود در صورتی که اگر خواهان حل همه مشکلات هستیم،‌ باید اولویت خود را توسعه آموزش و پرورش قرار دهیم.
این کارشناس مسایل روانشناسی، رضایتمندی شغلی را یکی از مهم‌ترین شاخص‌های عملکرد مناسب یک فرد دانست و گفت:‌اگر معلمان احساس نابرابری و ناعدالتی کنند،‌ طبیعتا کارایی آنان پایین می‌آید و ذهن آنان مغشوش می‌شود، حتی ممکن است منزوی و بی‌تفاوت شوند که متأسفانه در حال حاضر قشر وسیعی از معلمان دچار بی‌تفاوتی شده‌اند.
خلیل‌آبادی در ادامه افزود: فرهنگیان در عرصه‌های مختلف انقلاب، دفاع مقدس و سازندگی حضور فعال داشته‌اند اما پاسخ آنان را با باتوم، زندان و تهدید داده‌اند و نه تنها به حقوق حقه خود دست نیافته‌اند بلکه کرامت انسانی آنان هم زیر سوال رفته است. کسانی که دلشان به حال این مملکت می‌سوزد باید شادابی را به معلمان برگردانند.
سخنگوی انجمن اسلامی معلمان با اشاره به این که تا پایان چشم‌انداز 20 ساله، ایران باید مقام اول علمی را در منطقه به دست آورند، گفت:‌ما در انجمن اسلامی معلمان برای آزادی و برگشت به کار معلمان تلاش بسیاری کرده‌ایم و در برخی مواقع پاسخ مناسب هم گرفته‌ایم، اما فضای ذهنی معلمان هنوز تلطیف نشده است.
این ساکن شهر ری در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به مشکلات شهرری گفت: متأسفانه شورای اسلامی شهرری با تهران یکسان است و شهرری از عدم استقلال از تهران رنج می‌برد.
خلیل‌آبادی در ادامه افزود: هر بخش و هر روستا دارای شورای شهر هستند اما شهرری با 10 میلیون جمعیت، متولی خاص خود را ندارد. اکنون هم برخی شنیده‌ها از انحلال فرمانداری شهرری و ادغام آن با فرمانداری تهران حکایت دارند.
وی شهرری را یکی از مناطق حساس دانست و گفت: بخش عظیمی از زباله‌های شهر تهران در شهرری دفن می‌شود که باعث آلوده شدن آب‌های سطحی و زیرزمین شهرری شده است. از سوی دیگر در پالایشگاه تهران و هزار کارخانه کوچک و بزرگ نیز در شهرری هستند، همچنین وجود بهشت‌زهرا در شهرری باعث به خطر افتادن بهداشت محیط و روانی شده است.
وی در ادامه گفت: فاضلاب تهران در سه کانال بزرگ به سمت شهرری حرکت می‌کند و در کل مردم شهرری ملجاء و پناهی ندارند، در حالی که بسیاری از انسان‌های بزرگ، اندیشمند، فلاسفه و مبارز از این منطقه به پا خواسته‌اند و ده‌ها مرکز توریستی و سیاحتی و زیارتی دارد.

جمعه 1386/12/24 |

 

دبير هيات دولت: دولت احمدي‌نژاد، دوران ظهورصغراي امام زمان است

دبير هيات دولت: دولت احمدي‌نژاد، دوران ظهورصغراي امام زمان است


كارگزاران نوشت: دوستعلي، دبير هيات دولت در اظهاراتي عجيب در كرمان دوران احمدي‌نژاد را دوران ظهور صغري ناميده است. وي با اشاره به اينكه غيبت امام زمان (عج)، دوره‌هاي صغري و كبري داشته، مدعي شد كه دوران ظهور آن حضرت نيز صغر و كبري دارد كه دولت احمدي‌نژاد، دوران صغراي ظهور ايشان است.

 قلم معلم : اين هم يك خبر داغ از انجمن حجتيه!!!.

جمعه 1386/12/24 |

 

الياس حضرتي:دنبال استانداردسازي زندگي و افزايش رفاه هستيم

الياس حضرتي:دنبال استانداردسازي زندگي و افزايش رفاه هستيم


اعتماد:شايد بسياري بر اين باور باشند که کانديداتوري از تهران براي کساني که تا پيش از اين از شهرستان داوطلب نمايندگي مجلس مي شدند يک نوع جاه طلبي و بلندپروازي سياسي است اما الياس حضرتي نماينده سه دوره مجلس از شهر رشت و يک دوره از تهران و مديرمسوول روزنامه اعتماد از چنان اعتماد به نفسي برخوردار است که ريسک کانديداتوري از پايتخت را بارديگر در مجلس ششم پذيرا شد و به رغم اينکه در بعضي از ليست ها نبود با پيشي گرفتن از خيلي از شخصيت هاي سياسي و چهره هاي فراملي وظيفه نمايندگي مردم تهران را در مجلس ششم ايفا کرد و در طول چهار سال مجلس هفتم در سنگر مديرمسوولي روزنامه اعتماد از اهداف اصلاحات و حرکت اصلاح طلبي و از حقوق تمامي شهروندان دفاع کرد و در اين راه بارها و بارها در دادگاه هاي مطبوعات حاضر و محکوميت هايي را متحمل شد که به رغم تمام اين مرارت ها او روزنامه اعتماد را با چنگ و دندان حفظ کرد تا تريبوني باشد براي مردمي که آروزها دارند . اکنون براي در اختيارگذاشتن تجارب 16ساله نمايندگي مجلس مجدداً وارد رقابت هاي انتخاباتي شده و با حضور در ليست ائتلاف اصلاح طلبان و حزب اعتماد ملي تلاش مي کند تا عظمت از دست رفته مجلس را احيا کند چرا که او اعتقاد دارد مجلس مقتدر مي تواند رافع مشکلات کشور باشد.وي در مصاحبه يي که در ادامه مي خوانيد تاکيد دارد که تنها راه نجات کشور از وضعيت به وجود آمده پايداري در مسير اصلاحات است.

---

-به عنوان اولين سوال مي خواستيم بپرسيم با توجه به وضعيت شکل گرفته در سال هاي اصلاحات هم اکنون چه لزومي به اصلاحات و شرکت در انتخابات احساس مي شود؟

يک بحث کلي وجود دارد و اينکه ما در تمام کشورهايي که انقلاب بزرگي رخ داده، مباحثي را ديده ايم و اين سوال مطرح بوده که يک انقلاب بزرگ که اتفاق مي افتد بايد تا چه مقطعي اقدامات انقلابي موتور حرکت اين انقلاب باشد و بايد تا چه مرحله يي اقدامات اصلاحي موتور حرکت انقلاب باشد.در انقلاب اسلامي هم در همان سال اول تعدادي نظريه تداوم انقلاب را از طريق تثبيت اوضاع و آرام سازي مطرح کردند که به نظر من يک مقدار عجولانه کار کردند، حرف شان خيلي نگرفت چون شرايط زماني و مکاني مهيا نبود.دهه اول انقلاب را حداکثر مي توان در يک تقسيم بندي اعلام کرد که موتور حرکت يک انقلاب با اقدامات انقلابي صورت گرفته بود چون نهادها هنوز جا نيفتاده بودند، قوانين انقلاب از مجلس انقلاب بيرون نيامده بود. هنوز مديران انقلاب با تجربه و نخبه نشده بودند.در انقلاب در يک حالت تلاطم هر روز امکان دارد که يک اتفاق بيفتد، اقدامي فضا را دگرگون کند و اين دگرگوني براي انقلابيون نشاط ايجاد کند. در واقع ناآرامي يک اوضاع خودش يک بحث است. ولي الان بعد از 30 سال از انقلاب اين سوال اساسي همچنان مي تواند مطرح باشد که بعد از گذشت 30 سال همچنان مثل دهه اول انقلاب موتور حرکت انقلاب و تداوم انقلاب با اقدام انقلابي ميسور است و ضرورت دارد و به هم ريختن اوضاع و برچيده شدن نهادها و عبور کردن از قوانين و به هم زدن رويه و به هم زدن ثبات و امنيت مقدور و ميسور است يا بايد رفت به سمت تثبيت اوضاع و توسعه همه جانبه و مجموعاً حاکميت قانون و نهادها؟ ما از اين مباحث تحت عنوان اقدامات اصلاحي نام مي بريم. ما فکر مي کنيم از کساني که دلسوز انقلاب هستند، علاقه مند و عاشق انقلاب هستند و مي خواهند انقلاب تداوم داشته باشد حتماً نبايد بروند به سمت اقدام انقلابي چون اقدام انقلابي به نظر من ديگر فصلش گذشته است. اگر امروز ما نهادهاي باقي مانده از رژيم طاغوت داشتيم، بله، اقدام انقلابي لازم بود. اگر انقلابي بعد از 30 سال نهادهاي خودش را تثبيت نکرده باشد. مديران خودش را براي اداره امور داخلي و خارجي نکرده باشد و تعريف هاي لازم از مناسبت هاي اجتماعي در بخش هاي بزرگ سياسي و اقتصادي نداشته باشد، اين ضعف بزرگي است که انقلاب ما چنين ضعفي ندارد. بلکه اينها کساني هستند که با توهم و يک انحراف و اعوجاج فکر مي کنند که بايد يک اقدام انقلابي جديد و انقلاب در انقلاب انجام بدهند. انقلاب در انقلاب در عصر موجود گاهي پذيرفته است منتها نه بر هم زدن انقلاب بلکه بايد کار جديدتري صورت بگيرد مثل انقلاب نرم افزاري، مثل انقلاب توليد علم، درخت تنومندي براي انقلاب به وجود آمده و 30 سال عمر کرده است. در اين شرايط يکي پيدا شده و مي خواهد ريشه اش را بزند يا مي خواهد نهال هاي جديد بکارد يعني به جاي اينکه اگر درخت آفت پيدا کرد، آفت را رفع کند، کل درخت را قطع مي کند. اقدامات انقلابي در عصر حاضر به نظر من منجر به نااميد کردن مردم مي شود.

-به نظر شما آيا همچنان بهترين راه پيش روي فعالان سياسي اصلاحات است؟

ما اصلاح طلبي را به عنوان استراتژي خودمان انتخاب کرديم و قطعاً از اصلاح طلبي اراده مان بر اين نيست که اهداف مان با آرمان هاي انقلاب منافات داشته باشد يا آنها را ريشه کن کند. در اين مسير ما فکر مي کنيم بعد از 30 سال اين حق مردم است که از حداقل استاندارد زندگي بهره مند شوند. استانداردسازي زندگي بخش از اهداف ماست مثلاً در بخش امنيت. مردم تا امنيت ذهني نداشته باشند آرامش ذهني پيدا نمي کنند، بايد ببينيم حدود و ثغور دولت برآمده از انقلاب تا کجاست، حدود و ثغور بخش خصوصي تا کجاست. آنها الان همه مخدوش است و در دو سال گذشته بيشتر مخدوش شده است. ناامني در ذهن افراد بيشتر شده است.اين باعث بروز مشکلات رواني، عصبي، طلاق، اعتياد و... شده است. ما براي امنيت ذهن افراد تعريفي نکرده ايم. براي حريم خصوصي يک معيار محکم تعريف نکرديم، براي چتر قانون تعريف ويژه يي نداريم. ناامني اصلي ترين موردي است که اين دو سال گذشته ذهن مردم را مشغول کرده و هر کس در اين جامعه در چارچوب قانون و با رعايت موازين قانوني بخواهد سرمايه گذاري کند بايد خيالش راحت باشد که احدي نمي تواند مزاحمش بشود. کسي که مي خواهد در چارچوب قانون پول جمع کند نبايد دغدغه داشته باشد که فردا اگر حساب بانکي اش زياد شد آبرويش را به عنوان مفسد اقتصادي مي برند. در دوران اصلاحات اين افتخار را داريم که در مردم سطح شادابي و نشاط زندگي نسبت به دوران قبل زياد شده بود. اين الان به هم خورده است. مردم از خودشان بپرسند که 10 سال اول انقلاب تلاطمات خودش را داشت، هشت سال جنگ بود، مي پذيريم ولي هميشه در جنگ نيستيم. نمي شود هميشه در جنگ باشيم، هميشه دشمن زيادي داشته باشيم و همه را به هم بريزيم. اين وضعيت جامعه متناسب با انقلاب اسلامي نيست. نه ربطي به اسلام دارد نه انقلاب و نه به امام که اينها سه بنيه محکم استنادهاي ما هستند، بلکه ناداني ها و نپختگي ها دست به دست هم داده و يک ملت و شعارهاي اساسي يک ملت، آزادي شان و هويت جمهوري اسلامي شان با خطرات و تهديدات جدي روبه رو شده به خاطر اينکه مجموعه يي افراد آمدند روي کار و فکر مي کنند که بايد همه گذشته انقلاب و درخت انقلاب را از بيخ برکنند و خودشان بايد يک نهال بکارند و تازه نمي دانند چه نهالي بکارند. اکنون کساني را شاهديم که نه از گذشته چيزي مي دانند و نه نگاهي به آينده دارند. اينها فقط مي خواهند اظهار فضل کنند و لذا ما در بخش اقتصاد و در بخش اجتماعي هر روز بايد مواردي داشته باشيم؛ هر روز يک بخشنامه جديد راجع به لباس ملت، راجع به کفش ملت، رنگ لباس و کلاه. هر روز يک بخشنامه داريم و در زندگي مردم دخالت مي کنيم و ناامني ايجاد کرديم و اين اصلاً قابل قبول نيست.

-شما به عنوان يکي از کانديداهاي اصلا ح طلب چه برنامه يي داريد؟

ما اصلاح طلب ها برنامه مان اين است که اگر قرار باشد در مباحث اعوجاجات، انحرافات و مشکلاتي وجود داشته باشد برخورد کنيم. نمي توانيم بي تفاوت باشيم. ما دنبال برخوردهاي قهرآميز نيستيم و اعتقادي به آن نداريم، دنبال اتصال و کمک گرفتن از خارجي ها نيستيم و اعتقادي نداريم. فقط به اصلاحات معتقديم. در واقع حرکت اصلاحي مسالمت آميز قانوني، خط مشي و استراتژي ماست. در روند اصلاحات اصلي ترين خط مشي و روش کار مبارزات پارلماني است. ما در چارچوب قانون مي خواهيم قانون را اصلاح کنيم چرا که مبناي قانون در مجلس گذاشته مي شود، مجلس يک رياست دانشگاه نيست، مجلس شوراي انقلاب فرهنگي نيست، مجلس شوراي مصلحت هم نيست، مجلس جايگاهش فوق العاده بالاتر است.آنجا خانه ملت است. آنجا قانون وضع مي شود. آنجا نظارت بر مجريان قانون است. لذا مجلس چيز کوچکي نيست که از آنجا بگذريم. نمي توانيم، براي اينکه راه اصلاح از آنجا امکان پذير است. ما که نمي خواهيم مردم را به قيام دعوت کنيم. ما مي خواهيم از طريق قانون اقدام کنيم و لذا به جز اينکه از حداقل هاي راه هاي باقي مانده براي مبارزه پارلماني اقدام کنيم، راه ديگري نداريم و اين راه خيلي پردردسر است. پايداري مي کنيم، تلخي هاي زيادي داريم. براي ما اين مسير فوق العاده تلخ است، رنج آلود است. دوستان زيادي در اين راه داشتيم که الان بين خود نداريم. اين راه سخت و مصيبت بار است. با اين حال مردم را به شرکت در انتخابات و بردباري در مسير اصلاحات دعوت مي کنم.

- با توجه به همين نکته آخر که اشاره کرديد چگونه مي شود مردم را به بردباري در مسير اصلاحات دعوت کرد و براي افراد مردد چه صحبتي داريد تا قانع شوند و به اصلاح طلبان راي دهند؟

در برخورد با انتخابات چند گروه و چند تجربه وجود دارند؛ تعدادي مردم را به شرکت نکردن در انتخابات تشويق کردند. اينها مي گويند ما يا بايد 100 داشته باشيم يا صفر. اين رويکرد تجربه خوبي نشد و ديديم در انتخابات شوراي دوم ملت نيامدند و شورايي تشکيل شد با 10 درصد آرا. اينها شهرداري انتخاب کردند و از امکانات شهرداري بهره مند شدند و به گونه يي حرکت کردند که در نهايت رئيس جمهور نهم از دل آن درآمد. در انتخابات مجلس هم به همين شکل ديديم مصوبات و تصميماتش از سوخت گرفته تا مباحث خارجي اثرگذار در زندگي مردم بود. به هرحال سياست به گونه يي نيست که رهايش کنيم چون اگر ما سياست را رها کنيم سياست ما را رها نمي کند. چه بسا شما هم از امکان و فرصتي که قانون به شما داده، استفاده کنيد. شايد سوال دوم اين باشد که اگر ما خواستيم شرکت کنيم ايده آل هايمان نيست. در پاسخ به اين ايراد بايد بگويم در سياست ايده آل نيست. دنياي نسبيت است، دنياي واقعيت هاي تلخ است. کساني که مي خواهند سياست ورزي کنند، کساني که مي خواهند اثرگذار باشند، بايد در عالم نسبيت اوضاع را بررسي کنند. سوماً اگر اقليتي در مجلس قرار بگيرد، اقليت که هميشه مثل مجلس هفتم نيست. ضمن اينکه اقليت مجلس هفتم هم بي اثر نبود، چرا که تلاش کرد و اعضايش زحماتي کشيدند که در جاي خودش قابل تقدير است، ولي مي شود اقليتي مثل مجلس چهارم هم داشت که خود ما بوديم و اثرگذارترين اقليت بعد از انقلاب بود. مي شود اقليت دوران ملي شدن نفت که 7 نفر بيشتر نبودند را داشت. اقليتي که اتصالات خوبي با بيرون داشته باشد، برنامه داشته باشد، به راحتي در مجلس اثرگذار است ولو 5 نفر در حالي که تعداد دوستاني که در شهرستان ها هستند، 120 نفر تا 160 نفر، کانديداي درجه يک، دو و سه اصلاح طلبي هستند کساني که نگاهي به تيپ هاي مستقل غيروابسته به دولت هم داشته باشند به آنها هم مي شود به گونه يي نگاه کرد که تعداد را به 200 تا 220 رساند که در واقع دوستان کارگزاران به دنبال اين هستند و از اينجا مي شود يک اقليت قدرتمند 100 نفره بيرون آورد. ما نيروهاي اصلاح طلب در مجلس که بعداً گروه هاي چپ ناميده شدند 25 نفر بيشتر نبوديم. توانستيم مستقل ها را به گونه يي سازماندهي کنيم که به راحتي خودمان را به 110 نفر برسانيم و نايب رئيس به هيات رئيسه بفرستيم. اين اثرگذاري ديگر بستگي به سازماندهي خود آنها دارد. اين امکان به نظر من هست و بستگي دارد به سازماندهي خود آنها. مي شود در مجلس از تريبون مجلس و جايگاه آن بهترين استفاده را کرد و اين به نفع مردم است که جايي باشد که داد آنها را مطرح کند، مشکلات شان را مطرح کند و بتواند بخشي از قضايا را حل کند. من فکر مي کنم يک اقليت 100 نفره يا حتي 80 نفره توانايي دارد که موارد موجود را اصلاح کند و نگذارند در سراشيبي قرار بگيريم که دردسرهاي بدتر و ضررهاي بيشتر را در دامن ملت بگذاريم.

- با اين حساب اصلاح طلبان قرار است به مجلس بروند که چه کاري انجام دهند؟

مهم تر از اصلاح امور مديريتي کشور موضوعي نداريم. آنچه در اين چهار سال به وجود آمده بي توجهي و تحقيرهاي عجيبي است که از طرف دولت نسبت به مجلس صورت گرفته و اين بايد شديداً اصلاح شود و مجلس به جايگاه خودش برگردد. دولت هم بايد بداند که مي تواند دوست خوبي براي مجلس باشد و اگر براساس قوانيني که مجلس تصويب مي کند، نظراتي که دارد و قوانيني که قبلاً تصويب شده و برنامه پنج ساله و چشم انداز 20 ساله عمل کند، مي تواند موفق باشد. اما اگر اين مسيرها رعايت نشده باشد طبيعي است که مجلس جديد با آن برخورد خواهد کرد ولي اگر در آن مسيرها قرار بگيرد، يک مجلس برادر، پشت دولت قرار خواهد گرفت. من فکر مي کنم در اولين برنامه بايد تلاش کنيم مجلس به جايگاه اصلي خود برگردد و الا ملت ضرر مي کنند. اگر به جايگاه اصلي اش برگشت بخشي از آن به تلاش، کوشش و پشتکار نماينده بستگي دارد، نماينده بايد جسور و شجاع باشد و منافع مملکت و مصالح ملت را با هيچ چيز عوض نکند. قسم خورده است چرا که نماينده نه از کسي حکم مي گيرد نه از دولت حکم مي گيرد بلکه از طرف مردم حکم مي گيرد و تعهدش مصالح ملي است.

- فکر مي کنيد يک مجلس قوي چه برخوردي با قوه مجريه مي تواند داشته باشد؟

ببينيد، اگر يک مجموعه قدرتمندي در مجلس چه اکثريت و چه اقليت، چه اقليت قوي چه اقليت محدود وجود داشته باشد، مي توانند تصويري از حرکت دولت و قوانين و جايگاه مجلس ارائه بدهند. بخش زيادي از اصولگراها مجبورند در برابر اين قضيه نرمش نشان بدهند. مجلس اگر جايگاهش پايين بيايد همه ضرر مي کنند. من فکر مي کنم اگر اين مسير دنبال شود و دولت هم ببيند که يک مجلس جدي در مقابلش ايستاده، قدري در رفتارهايش احتياط مي کند.

- مجلس با اصلاح شخصيتش چگونه مي تواند در جايگاه واقعي قرار بگيرد؟

مجلس در ابتداي کار بايد مروري به ضعف هايش بکند. مدت خيلي کمي و خيلي با سرعت به بازسازي شخصيت خودش بپردازد. در وهله دوم در مجموعه استراتژي حرکت کشور و قوانيني که وجود دارد مثل چشم انداز 20 ساله، برنامه 5 ساله و قوانين مادر، قانون بودجه مرور کند که اين ساختارها کجا آسيب ديده و بررسي در آنجا داشته باشد و از نظرات صاحب نظران، اقتصاددان ها و کساني که در بخش توسعه صاحب نظر هستند، استفاده کند و همه را دعوت به کار کرده و اشکالات را مشخص کند و بعد از انجام اين فرآيند که سه تا چهار ماه طول مي کشد، مي تواند به هر دو موضوع بپردازد. بعد با دولت صحبت کند. نمايندگان بايد به دولت بگويند که اين مجلس يک مجلس جدي است که راه و برنامه را براي دولت مشخص مي کند. اگر هم در بخشي از برنامه ها بايد اصلاحي صورت گيرد دولت مي تواند لايحه ارائه کند.پيش بيني من اين است که اگر در يک شرايط برابر، عادلانه و جدي انتخابات برگزار کنيم، اکثريت اصلاح طلبان برنده هستند. اين در نظرسنجي هاي صدا و سيما و ديگر موسسات مشخص شده است. يک علت که بخشي از نيروهاي اصلاح طلب ردصلاحيت شدند شايد همين پيش بيني ها بود. در شرايط حاضر در بعضي استان ها اصلاً کانديدا نداريم. در بخشي که داريم در يک شرايط برابر و عادلانه مي توانيم چيزي حدود 120 نماينده را وارد مجلس کنيم و مي توانيم کار بزرگي انجام بدهيم.من فکر مي کنم انتخابات يک بحث جدي است. ما مي توانيم به بحث حکومت داري برسيم و استراتژي حرکت مان را بررسي کنيم. بحث اصلاح طلبي را در طول 8 سال گذشته و 4 سال دوران فترت مي توانيم بررسي کنيم. با تمام تنگناها و مشکلاتي که وجود دارد مي توان خوب کار کرد. بعضي از کشورها عبور مدبرانه از لابه لاي همين پيچ و خم ها داشتند مثل کشور ترکيه و جرياني که در پاکستان شاهد هستيم. ما چيزي از آنها کم نداريم. به مردم هم علاقه مند هستيم. به شرطي که محکم پاي کار بمانيم و با برنامه ضعف هايمان را هم برطرف کنيم. الان بخشي از مشکلي که داريم مربوط به خود ما است، بخشي هم جناح مقابل ايجاد مي کند. ما از سازماندهي قدرتمند و برنامه حساب شده برخوردار نيستيم. طبيعي است که اگر جمعيت متفرق شود، طرف مقابل را به طمع مي اندازد که بيايد و سيطره خود را مستحکم کند

جمعه 1386/12/24 |

 

گراني در هفته هاي پاياني سال

گراني در هفته هاي پاياني سال


اعتماد:آمارهاي بانک مرکزي نشان مي دهد قيمت برخي مواد خوراکي در هفته گذشته همچنان روند افزايشي داشته است. برابر اين گزارش در هفته منتهي به 17 اسفند، هر کيلو گوشت مرغ با افزايش حدود 9 درصد به دو هزار و 240 تومان رسيد. بدين ترتيب در ميان مواد پروتئيني گوشت مرغ رکورددار افزايش قيمت بود. هر چند که وزير بازرگاني در واکنش به افزايش قيمت گوشت مرغ اعلام کرد؛ «اين مساله ارتباطي به ما ندارد.»

پس از گوشت مرغ، گوشت قرمز هم با افزايش قيمت روبه رو بود، به طوري که قيمت هر کيلو گوشت قرمز در هفته مورد بررسي نسبت به هفته ماقبل آن حدود 2 درصد گران تر به فروش رسيد. براساس اعلام بانک مرکزي گوشت گوسفند با استخوان در هفته منتهي به 17 اسفند به 8 هزار و 570 تومان رسيد در حالي که در هفته ماقبل از آن هر کيلو گوشت 8 هزار و 400 تومان فروش رفت. در ميان گروه کالايي سبزي هاي تازه گرچه قيمت گوجه فرنگي از 790 به 590 تومان کاهش يافت اما نرخ ساير محصولات با افزايش قيمت همراه بود به گونه يي که قيمت بادنجان 60 درصد رشد کرد. در هفته گذشته بادنجان 830 تومان قيمت گذاري شد که نسبت به هفته ما قبل حدود 190 تومان افزايش قيمت نشان مي داد. خيار هم پس از بادنجان رشد قيمت قابل توجهي داشت و براساس آمار هفتگي بانک مرکزي در هفته گذشته 15 درصد گران تر از هفته ماقبل عرضه شد. کدو سبز نيز در هفته گذشته گران تر فروش رفت تا روند افزايش قيمت اين محصول نيز حفظ شود. برابر گزارش بانک مرکزي چاي، قند و شکر هم در هفته گذشته افزايش قيمت جزيي داشتند. اين بررسي نشان مي دهد حبوبات گرچه در مقايسه با هفته ماقبل افزايش قيمت نداشته اما در مقابل برنج با افزايش قيمت همراه بود و تنها قيمت برنج وارداتي مقداري کاهش يافته است.

ميوه تازه نيز هفته گذشته گران تر فروش رفت و در اين ميان انار با 66 درصد افزايش قيمت رکورددار بود.

قيمت انار دو هفته پيش 1770 تومان بود اما هفته قبل به دو هزار و 230 تومان رسيد. ساير محصولات در گروه ميوه هاي تازه مانند انگور، سيب زرد، پرتقال و ... افزايش قيمت جزيي داشتند.

   قلم معلم : صد احسنت به دولت عدالت محور . ختما اين اجناس هم در محله آقاي احمدي نژاد ارزانتر از همه جا هست . ( محله امن جناب رئيس )

 حفوق معلمان اردبيل هم كم شد چون در سرماي 30 درجه مدارس تغطيل بودند و ظاهرا ما معلمان مقصر شناخته شده ايم از اضافه تدريس هر كدام از ما جهت جبران كسري بودجه آموزش و پرورش قرار بوده 10 درصد كم شود ولي رئيس سازمان ما تصميم گرفته تا يك جانبه به دولت خوش خدمتي كرده و همه كسري بودجه را از استان محروم اردبيل تامين كند لذا دستور داده تا 36 درصد از اضافه تدريس معلمان استان كسر شود . اين

  يعني مدير !!!!!!.

جمعه 1386/12/24 |

 

تجمع دانشجویان علوم پزشکی شیراز

تجمع دانشجویان علوم پزشکی شیراز


كارگزاران: دانشجویان دانشگاه علوم پزشكی شیراز در پی لغو برنامه سخنرانی «ابوالفضل بازرگان و حسن یوسفی اشكوری» و بازداشت تعدادی از دانشجویان این دانشگاه از صبح روز دوشنبه دست به تجمع زدند. محمدمهدی مجاهدیان دبیر تشكیلات انجمن اسلامی داروسازی گفت: به مناسبت ملی شدن صنعت نفت قرار بود برنامه‌ای در سالن صدرا و سینای دانشگاه علوم پزشكی با حضور «ابوالفضل بازرگان و حسن یوسفی اشكوری» داشته باشیم كه از یك هفته قبل درخواست مجوز این برنامه ارائه شده بود، اما با وجود گذشت یك هفته از این درخواست پاسخی از سوی دانشگاه نگرفتیم، مطابق قانون نیز اگر پس از یك هفته جوابی از سوی دانشگاه نیامد به منزله موافقت دانشگاه با درخواست ما بوده است، با این وجود 36 ساعت دیگر نیز صبر كردیم باز هم جوابی نیامد، پس از این مدت بود كه تراكت‌های مراسم را توزیع كردیم. وی افزود: در روز برگزاری جلسه سخنرانی، یعنی عصر روز گذشته مسعود خیراتی عضو شورای مركزی انجمن اسلامی دانشگاه شیراز و علوم پزشكی از سوی دانشگاه احضار و از وی خواسته می‌شود كه فقط دانشجویان علوم پزشكی در برنامه حضور داشته باشند كه او با این درخواست موافقت می‌كند اما درست یك ربع قبل از اجرای برنامه دانشجویان با درب بسته سالن مواجه می‌شوند و بعد نیز درگیری ایجاد می‌شود كه نهایتا شش نفر از دانشجویان دستگیر شدند. به گفته مجاهدیان پس از این اتفاق، محمدمهدی احمدی، دبیر شورای مركزی انجمن اسلامی دانشگاه شیراز و علوم پزشكی و نادر دیناری كه جهت مذاكره برای آزادی دانشجویان به یكی از نهادها مراجعه كرده بودند، بازداشت شدند. وی گفت: ظهر روز دوشنبه چهار دانشجو آزاد شدند اما هنوز محمدمهدی احمدی، دبیر شورای مركزی انجمن اسلامی دانشگاه شیراز و علوم پزشكی؛ مهدی امیریان، دبیر انجمن اسلامی علوم پزشكی، مسعود خیراتی، سخنگوی شورای مركزی انجمن اسلامی دانشگاه شیراز و علوم پزشكی و نادر دیناری در بازداشت به سر می‌برند. در همین حال دفتر تحكیم وحدت نیز نسبت به حوادث اخیر دانشگاه‌های شیراز واكنش نشان داد. این تشكل دانشجویی در بیانیه خود تاكید كرده كه دانشجویان دانشگاه شیراز چند سال است كه از كمبود امكانات رفاهی رنج می‌برند و تاكنون نیز بارها به این مسئله اعتراض نموده‌اند. بیانیه تحكیم می‌افزاید: آخرین نمونه آن تجمع اخیر این دانشجویان است كه بیش از ۱۰ روز است كه ادامه دارد. این بیانیه با اشاره به برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان، حمایت خود را از خواسته‌های دانشجویان دانشگاه شیراز اعلام نموده و خواستار آزادی دانشجویان بازداشت شده دانشگاه علوم پزشكی شیراز شده است.

جمعه 1386/12/24 |

 

حكم دادگاه بدوی برای سه تن از فعالان سیاسی استان گیلان

حكم دادگاه بدوی برای سه تن از فعالان سیاسی استان گیلان


بنا بر حكم شعبه 11 دادگاه تجدیدنظر شهر رشت حكم اولیه زندان برای آرش بهمنی، سردبیر هفته‌نامه گیلان بهتر، سیدكوهزاد اسماعیلی و بابك مهدی‌زاده دو نفر از اعضای شاخه گیلان سازمان ادوار تحكیم وحدت تایید شد. به این ترتیب آرش بهمنی به 16 ماه و سیدكوهزاد اسماعیلی و بابك مهدی‌زاده به چهار ماه حبس تعزیری محكوم شدند.

جمعه 1386/12/24 |

 

بيانيه دفتر تحکيم در اعتراض به بازداشت دانشجويان

بيانيه دفتر تحکيم در اعتراض به بازداشت دانشجويان


دفتر تحکيم وحدت با صدور بيانيه يي ضمن حمايت از اعتراض هاي دانشجويان دانشگاه شيراز نسبت به افزايش بازداشت دانشجويان اعتراض کرد.

در بخشي از بيانيه دفتر تحکيم با اشاره به صدور 340 حکم کميته انضباطي براي فعالان دانشجويي و دستگيري بيش از 170 دانشجو طي يک سال از بازداشت سه دانشجوي دانشگاه اميرکبير و همچنين بازداشت «سعيد فيض الله زاده» عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي انتقاد شده است.

در ادامه بيانيه آمده است؛« اما آنچه در روزهاي گذشته در شهر شيراز روي داده است خود حديثي مفصل است. دانشجويان دانشگاه شيراز چند سال است که از کمبود امکانات رفاهي و برخوردهاي رئيس دانشگاه رنج مي برند و تاکنون نيز بارها به اين مساله اعتراض کرده اند. آخرين نمونه آن تجمع اخير اين دانشجويان است که بيش از 10 روز است ادامه دارد. اما اعتراض هاي آنها نتيجه يي نداشته است. نمونه آن دستگيري 12 دانشجو در روزهاي اخير بوده است که البته با ادامه اعتراض دانشجويان آزاد شدند.اما پس از اين مساله روز گذشته 8 نفر از دانشجويان، از جمله 5 تن از اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي شيراز دستگير شدند. اين دستگيري ها در پي اعتراض دانشجويان به لغو مراسم سالگرد ملي شدن صنعت نفت روي داد.»

در پايان دفتر تحکيم وحدت ضمن محکوم کردن برخورد با دانشجويان، حمايت خود را از خواسته هاي دانشجويان دانشگاه شيراز به خصوص برکناري رئيس اين دانشگاه اعلام کرد و همچنين خواهان آزادي هر چه سريع تر سه دانشجوي دانشگاه اميرکبير، سعيد فيض الله زاده و دانشجويان بازداشت شده دانشگاه علوم پزشکي شيراز شد.

جمعه 1386/12/24 |

 

نجفقلي حبيبي: اميدوارم مردم به مسئوليت خود براي مشاركت در انتخابات بيشتر توجه كنند

نجفقلي حبيبي: اميدوارم مردم به مسئوليت خود براي مشاركت در انتخابات بيشتر توجه كنند


نجفقلي حبيبي عضو شوراي بازنگري قانون اساسي در گفت و گو با سايت بهارستان ايران خاطر نشان كرد: اميدوارم اصلاح طلبان با توجه به وضعيت پيش آمده بتوانند يك اقليت قدرتمندي را به لحاظ كيفي در مجلس داشته باشند تا هم به مجلس كه اكثريت هستند و هم به دولت در ارائه بهترين راه حل‌‌‌‌‌ها كمك كنند. همچنين تجربه، تدبير و خردمندي خود را در به جريان انداختن امور كشور عرضه و خدمت قابل توجهي به جامعه كنند.
وي با اشاره به همسو بودن مجلس هفتم با دستگاه اجرايي، تصريح كرد: اگر ضعفي وجود دارد نبايد بگوييم مجلس ضعيف بوده و دولت را مورد بازخواست قرار نداده است بلكه به علت همسو بودن دولت و مجلس بنابراين فكري غير از اين نداشتند؛ همچنين عملكرد مجلس هفتم نشان داد كه صحيح نيست دستگاه اجرايي با قوه مقننه كاملاً يكسو باشد.
وي يكي از الويت‌‌‌‌هاي اهداف حضور خود را حركت علمي معرفي كرد و افزود: توسعه علمي دانشگاهها را يكي از وظايف خود مي دانم چون اگر دانشگاهها درست توسعه يابند، اين توسعه در خدمت مردم خواهد بود و در صورتيكه مجلس وظايف خود را در اداره امور جامعه بر پايه معيارهاي علمي انجام دهد، ‌مي تواند موفق باشد. بنابراين حركت علمي و قوانين و مقرراتي كه به حرمت دانشگاه، منزلت دانشگاهيان، افزايش سطح بودجه هاي پژوهشي دانشگاه كمك كند، يكي از الويت هاي اهداف حضور بنده در مجلس است.
وي با اعتقاد بر اينكه بايد از راه علم حركت كرد، اظهار داشت: امروزه مدار توسعه در جهان بر علم است و هر اندازه علم و بنيه علمي كشور را ارتقاء ببخشيم قطعاً در تمام زمينه‌ها روش‌‌‌‌‌‌‌‌هاي علمي حاكم مي شود همچنين بايد تلاش كنيم كه تدبير و روش‌هاي علمي علاوه بر دانشگاهها مبناي عمل ساير دستگاهها در تنظيم برنامه‌ها و مقررات قرار گيرد.
وي با بيان اينكه « اگر تدبيرهاي علمي در تنظيم قوانين راه يابند شايد بتوان قدم مثبتي برداشت» افزود: بكارگيري دانشگاه در تمام مسائل كشور از طريق مشاوره اساتيد، تشكيل كميته‌‌‌هاي فني براي كمك به مجلس در حوزه‌هاي مختلف و... براي به وجود آمدن آسايش عمومي در جامعه است؛ همچنين شيوه‌هاي علمي براي حل معضلاتي چون گراني، بيكاري، فقر وجود دارد كه اگر تدبير‌هاي علمي در تنظيم قوانين راه يابند شايد بتوان قدم مثبتي برداشت.
نماينده اسبق مجلس در خصوص عملكرد صدا و سيما در آستانه انتخابات گفت: هرچند ظاهراً اينگونه نشان مي دهند كه به كليت انتخابات مي پردازيم ولي متاسفانه بخش‌هايي از صدا و سيما به تخريب و جانبداري از جناح خاصي مي پردازند؛ همچنين اميدوارم صدا و سيما در اين روز‌هاي تبليغات به تشويق مردم براي مشاركت بپردازد و اگر اخباري از جناح‌ها پخش مي كند تعريضي نباشد و به طور دقيق واقعيت‌ها را بيان كند و با رعايت اصل بي طرفي بر روي مسائل كلي انتخابات كار كند.
وي در پايان با اشاره به رد صلاحيت‌هاي سخت و سنگين گفت: اين رد صلاحيت‌ها به روحيه مردم براي حضور پرشور در انتخابات ضربه زد. با اين وجود اميدوارم مردم به مسئوليت خود براي مشاركت در انتخابات بيشتر توجه كنند.

جمعه 1386/12/24 |

 

بیانیه معلمان شهرستان کامياران در دفاع از آزادی فرزاد کمانگر

بیانیه معلمان شهرستان کامياران در دفاع از آزادی فرزاد کمانگر

 

فعالان حقوق بشر در ايران

 

ما معلمان شهرستان کامياران، با توجه به شناخت و آگاهي از پيشينه کاري و اجتماعي معلم همکار، فرزاد کمانگر، که مدت 15 سال سابقه خدمت صادقانه در نظام آموزش و پرورش را داشته اند و اينکه تا کنون هيچگونه کار و فعاليت خارج از عرف و قانون جمهوري اسلامي را از نامبرده مشاهده نکرده ايم و وي فردي متعهد به حرکت و فعاليت در چارچوبهاي قانوني صنفي و مدني بوده است و مدت 18 ماهي که از دستگيري ايشان گذشته است، در بلاتکليفي بسر برده است، لذا ما معلمان کامياران خواستار رسيدگي هر چه سريعتر به وضعيت ايشان و آزادي نامبرده هستيم

 .

1-اسماعيل باجلاني 2- بهالدين حسيني 3- عالم نعمتي 4- حسن محمدي 5- جمال حسيني 6- فردين گلي 7- مالک کمانگر 8- محمد علي قديمي 9- ياور فاتحي 10 - علي ظفري 11- جعفر ساعدي 12- لقمان گل محمدي 13- خليل زردوئي 14- کوباردستي 15- حسن قرباني 16- يدالله مارابي 17- محمد باقر پيري 18- الهام يوسفي 19- شورش مصطفي پور 20 - توران آساني 21- سهيلا محمدي 22- هادي ظفري 23- محمد بهرامي 24- سارا رحيمي 25- سوران روحاني 26- زينب مرادي 27- سهيلا جوانميري 28- فرهاد حافظ 29- گلاله جواهري 30 - ميترا حسيني 31- ابراهيم محمدي 32- فهميده ابراهيمي 33- محمد قيطلاسي 34- ابراهيم جواهري 35- احمد قرباني 36- احمد قبادي 37- مهاجر قبادي 38- هادي گودرزي 39- کوروش فريدي 40- صائب محمدي 41- امين محمدي 42- محمد حسيني 43- محمد کمانگر 44- فريدون تابعي 45- محمد باقر نسب 46- مجتبي جانباز 47- نادر قادري 48- کاوه رستمي 49- خسرو مرادي 50- فرشاد مرادي 51- سالار حنيفي 52- نوروز اميني 53- فائق فافلري 54- شمس الله صالحي 55- جعفر محمدي 56- اکبر ويسي 57- مختار صفري 58- بهرام محمدي 59- رضا محمدي 60- علي رحماني 61- يدالله جوانميري 62- عبدالرحيم سطاعي 63- ناوخاص گرگاني 64- حنيان نيورت 65- محمد سعيد رحمتي 66- برهان محبي 67- نعمت محمدي 68- علي هدهدي 69- عبدالله هدهدي 70- علي محمدي 71- انور ابراهيمي 72- محمد باغي 73- جعفر محمدي 74- علي سرکش صادقي 75- کامبيز کمانگر 76- ايرج فاتحي 77- صديق حسيني 78- عبدالله فيضي 79- افشار آزادي 80- استقبال احمدي 81- مظفر محمدي 82- قنار واضحي 83- علي اشرف جواهري 84- علي قيدوندي 85- بهزاد عزيزي 86- بوش باتمافي 87- اقبال فريدي 88- برهان رفعت 89- برهان قلعه وز 90- صائب محمدي 91- عليرضا عزيزي 92- عبدالکريم حسيني 93- جعفر رسمي 94- خيرالله قيوندي 95- جهانبخش قنبري 96- مصطفي نگهداري 97- معلمان ساعدي 98- اسکندر قاجدي 99- بابک کريميان 100- رحيم عزيزي 101- عليرضا آقائي 102- حيدر تمامي 103- مظفر احمدي 104- ادهم خالشدل 105- شکرالله مرادي 106- امپرياليسم توري 107- هوشيار محمدي 108- حبيب الله مراد و نسبي 109- کوروش مرادي 110 - ليلا نجفي 111- احسان آژير 112- مسعود معزي 113- هادي ايزدي 114- کيهان محمدي 115- محي الدين بشير 116- پيمان عرفاني 117- عثمان صبري 118- محمد صحتي 119- بهزاد فاطمي 120 - سيف الله فريدي 121- رستم گرگاني 122- شهرام تادوزي 123- فضل الدين پورحيدري 124- رحمت محمدي 125- داود رحماني 126- خالد قلعه خاني 127- فرهاد رنگي 128- فرهاد معتمدي 129- برزوبروت 130- سيد محي الدين يوسفي 131- کريم نديمي 132- عليرضا نباتي 133- حسن آقاي 134- رضا قيوندي 135- حسين مرادي 136- وکيل نادري

فرزاد کمانگر هم اکنون در مکان نامعلومي به سر مي برد اين در حالي است که در تاريخ 10 دي ماه مي بايست به بازپرسي دادگاه انقلاب انتقال يابد.

سه شنبه 1386/12/21 |

 

آقای مهندس هاشم خواستار

آقای مهندس  هاشم خواستاراز موسسین کانون صنفی معلمان مشهدودبیر ناحیه ی ۶ آموزش وپرورش مشهدبه حکم دادگاه تجدیدنظرمورد رافت وعطوفت اسلامی قرارگرفته وتنهابه کسریک هشتم حقوق وفوق العاده شغل به مدت یکسال محکوم شد.

آقای خواستارکه در رای هیات بدوی مشهد به بازنشستگی زودهنگام محکوم شده بود،در دادگاه تجدید نظربا امضای آقایان حمیدرضا صالح آبادی،خلیل شیروانی و محمدعلی سرسالاری در دادگاه تجدید نظرتهران این حکم شکسته و تنها به کسریک هشتم حقوق و فوق العاده شغل محکوم شد.

مهندس خواستار می گوید : من هیچگونه درحواستی برای کاهش جرم خود نداشته ام وآقایان از طرف خودشان مرا مورد رافت و عطوفت قرار داده اند.

اتهامات آقای خواستار به شرح زیر می باشد:

۱- ترک خدمت درساعات اداری

۲- شرکت درتحصن وتجمع غیرقانونی وتحریک دیگران به تحصن وتجمع

۳-تعطیل خدمت در وقت موظف

نیاز به یادآوریست آقای خواستار درسال۸۲- ۸۰ به ۲سال حبس تعلیقی محکوم شده بود.

سه شنبه 1386/12/21 |

 

مشاور رسانه‌اي احمدي‌نژاد: دولت نهم دوساله به چشم انداز بیست ساله رسیده است

مشاور رسانه‌اي احمدي‌نژاد: دولت نهم دوساله به چشم انداز بیست ساله رسیده است

 


به نوشته اعتماد، كلهر مشاور رسانه‌اي احمدي‌نژاد با اين استدلال كه توانستيم راه 18 ساله را دو، سه ساله طي كنيم، گفت: حالا زمان تدوين سند چشم‌انداز 50 ساله است. وي گفت: روزي كه سند چشم‌انداز 20 ساله ترسيم شد تصور نمي‌شد كه دولتي بيايد و با سرعت چشمگير و با انرژي بالا و اراده‌اي پولادين وارد عرصه ساخت و ساز شود. كلهر همچنين از اشتياق دانشمندان ايراني براي بازگشت به ايران خبر داد و گفت: دانشمندان ما در كشورهاي خارجي در نوبت ايستاده‌اند تا به ايران برگردند

قلم معلم : وجود نوابغی همچون جناب کلهر ما را به چنین  سیه روزی رسانده باید از ایشان و جناب ریئس جدا تشکر کرد اینان نغمت روی زمین هستند !!!

سه شنبه 1386/12/21 |

 

تداوم اعتراض هاي دانشجويان در دو دانشگاه کشور

تداوم اعتراض هاي دانشجويان در دو دانشگاه کشور

 


اعتماد:با آغاز هفته، تجمع اعتراضي دانشجويان دانشگاه شيراز وارد دومين هفته شد.
بيش از هزار دانشجوي اين دانشگاه صبح شنبه در ميدان اصلي کوي دانشگاه جمع شدند و کماکان بر خواسته هاي خود پا فشاري کردند. آنها در پنجمين روز تجمع خويش براي چندمين مرتبه مطالبات خويش را که عموماً صنفي است، مطرح کردند اما به دليل بي پاسخ ماندن تقاضاهايشان بر استعفاي رئيس دانشگاه شيراز به عنوان خواسته اصلي دانشجويان اصرار کردند.انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده پزشکي شيراز و انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شيراز نيز با صدور بيانيه هاي جداگانه يي از دانشجويان حمايت کردند. در اين دو بيانيه از مسوولان ذيربط خواسته شده به مطالبات صنفي و دانشجويي توجه کنند.دانشگاه شيراز در حالي صحنه تجمع هاي اعتراضي دانشجويان شده است که شرايط مشابهي نيز طي هفته گذشته در دانشگاه تربيت معلم کرج حاکم بود به طوري که دانشجويان اين دانشگاه در سه روز متوالي با برگزاري تجمع و اعتصاب غذا خواستار حل مشکلات صنفي و استعفاي رئيس دانشگاه شدند. آنها اعلام کردند در صورت بي توجهي مسوولان دانشگاه نسبت به درخواست هاي دانشجويان، مسوولان وزارت علوم، تحقيقات و فناوري را به دانشگاه تربيت معلم کرج دعوت مي کنند. آن گونه که دانشجويان در نامه يي مشکلات صنفي خود را برشمرده اند، مسائل متنوعي از ضروري ترين نيازهاي انساني دانشجويان همچون نامناسب بودن آب آشاميدني، عدم ارائه خدمات مناسب بهداشتي، سيستم لوله کشي و فاضلاب فرسوده تا تقاضاهاي عمومي قشر دانشجو مانند لغو احضار دانشجويان به کميته هاي انضباطي و احکام دانشجويان، صدور مجوز انتشار نشريات دانشجويي، سيستم حمل و نقل اتوبوس و... مورد تاکيد دانشجويان قرار گرفته است.دانشجويان اعلام کردند تا تحقق تمام خواسته هايشان به اعتراض هايشان ادامه مي دهند و در صورت لزوم در مقابل وزارت علوم نيز تجمع خواهند کرد.تداوم نارضايتي هاي دانشجويان وجه اشتراک جامعه دانشجويي در سراسر دانشگاه هاي کشور است چنان که طي ماه هاي گذشته هرازچندگاهي در يکي از دانشگاه ها، تجمع هاي اعتراضي برپا مي شود و مشکلات آنها که در کليت يکسان هستند، از زبان دانشجويان يکي از دانشگاه ها مطرح مي شود. اينچنين است که در هفته هاي اخير دانشگاه هاي شاهرود، سيستان و بلوچستان، تربيت معلم کرج و شيراز صحنه اعتراض هاي دانشجويان بود. در شيراز دانشجويان دانشگاه شيراز و دانشکده فني- مهندسي باهنر اين شهر، روز شنبه دو تجمع جداگانه داشتند. مورد اول در ادامه تحصن هاي هفته گذشته بود. بيش از هزار دانشجو در ميدان اصلي کوي جمع شدند و به سمت ساختمان مديريت دانشگاه شيراز حرکت کردند، اما موفق به ديدار با دکتر محمدهادي صادقي نشدند. آنها همچون روزهاي قبل ناهار سلف سرويس دانشگاه را نخوردند و ظرف هاي غذا را تا بيرون از دانشگاه چيدند.جمعي از استادان و کارمندان دانشگاه شيراز از دانشجويان حمايت کرده اند. در روز شنبه نامه جمعي از استادان در بين دانشجويان توزيع شد که طي آن استادان ضمن اعلام حمايت از آنان، از دانشجويان خواسته اند تا نيل به خواسته هاي خود دست از اعتراض برندارند.همچنين نامه يي از کارمندان اداري مالي دانشگاه خطاب به رئيس جمهور در بين دانشجويان توزيع شده است که در آن به فروش «25 ميليارد تومان ارزان تر» ساختمان هشت طبقه دانشگاه شيراز واقع در خيابان صورت گر اين شهر توسط دانشگاه به «موسسه فرهنگي رمضان» اعتراض شده است.همچنين وزارت علوم به نامه اعتراضي دانشجويان دانشگاه شيراز که درخواست برکناري رئيس اين دانشگاه را داشته اند تاکنون جوابي نداده و تماس دانشجويان با اين وزارتخانه بي نتيجه مانده است.خواسته هاي دانشجويان متحصن عدم دخالت مسوولان دانشگاه شيراز در ايجاد تشکل ها و شوراهاي همسو با سلايق مسوولان و استعفاي رئيس دانشگاه شيراز است. با اين حال وزارت علوم انتخابات شوراي صنفي دانشگاه شيراز را مورد تاييد قرار داد.اما در کنار اين موضوع، ظهر شنبه دانشجويان دانشکده فني- مهندسي باهنر شيراز نيز در اعتراض به برخورد يکي از مسوولان دانشکده با دانشجويي از اين دانشکده دست به تجمع زدند. اعتراض هاي آنان سبب شد که رئيس دانشکده در جمع دانشجويان حاضر شود و قول دهد به مشکلات آنها رسيدگي کند. با اين حال به رغم گذشت دو روز از تجمع دانشجويان دانشکده فني - مهندسي شيراز، هنوز خبري مبني بر پيگيري درخواست هاي دانشجويان منتشر نشده است.

شنبه 1386/12/18 |

 

تحصن در اتاق وزيرعلوم

تحصن در اتاق وزيرعلوم

 


قدس نوشت: بيش از 50 نفر از دانشجويان عضو جنبش عدالتخواه دانشجويي با ورود به داخل ساختمان وزارت علوم، پشت در اتاق محمدمهدي زاهدي، وزير علوم، تحقيقات و فناوري تحصن كردند.
دانشجويان عضو جنبش عدالتخواه دانشجويي كه از ساعت 10 صبح روز دوشنبه در مقابل ساختمان وزارت علوم تحصن كرده بودند، به رغم ممانعت فيزيكي حراست وزارتخانه، پس از عدم اجابت درخواست آنها مبني بر حضور وزير علوم در ميان تحصن‌كنندگان و پاسخ به سوالات، وارد ساختمان وزارت علوم شده و در پشت در دفتر وزير علوم تحصن كردند.

شنبه 1386/12/18 |

 

رد صلاحيت شير مردان ترك

عدم تاييد صلاحيت 5 نماينده اصلاح‌طلب

 


اعتماد ملي نوشت: در ميان آخرين اسامي تاييدشدگان كه توسط شوراي نگهبان اعلام شده است نام 5 نماينده اصلاح‌طلب مجلس هفتم به چشم نمي‌خورد.
اين نمايندگان محمد عليخاني، ولي‌الله شجاع‌پوريان، مهندس رضا نوروززاده، اكبر اعلمي و نورالدين پيرموذن هستند.

شنبه 1386/12/18 |

 

مرتضی حاجی: از میان 25 معلم ثبت نام کرده فقط 4 نفر تایید صلاحیت شدند

مرتضی حاجی: از میان 25 معلم ثبت نام کرده فقط 4 نفر تایید صلاحیت شدند

 


نشست فرهنگیان حامی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان روز گذشته در موسسه امیرالمومنین (ع) تهران برگزار شد.

یکی از سخنرانان این نشست مرتضی حاجی وزیر آموزش و پرورش دولت اصلاحات بود که گفت مردم می توانند میان دو گزینه مشخص یکی را انتخاب کنند.

او افزود : يك ليست كه ابزارهاي قدرت را در اختيار دارد و برخي از آن‌ها يا متوسل به ماوراءالطبيعه مي‌شوند و يا به مقدسات؛ اگر به آن‌چه اتفاق افتاده خوشنود هستيد به اين گروه راي دهيد.‌ ليست ديگر، ليست گروهي است كه هشت سال محصول كار آن‌ها مشخص است. نمي‌گوييم ضعفي نداشته‌اند اما تحويل گرفتن دولتي با تورم 24 درصد و تحويل دادن دولت با تورم 11 درصد در برابر دولت بعد از آن قابل مقايسه نيست و از شما به عنوان جامعه فرهيخته كشور و خوشبختانه به عنوان گروهي كه اولين حركت جمعي را آغاز كرده‌ايد توقع به‌جايي است كه فضاي انتخابات را پرشور كنيد تا آن‌هايي كه بنا به تشخيص مي‌خواهند در انتخابات شركت كنند بتوانند افراد اصلح خود را برگزينند تا بتوانيم در مسير شكل‌گيري جامعه‌يي توسعه يافته گام برداريم.

مرتضی حاجی وزير آموز ش و پرورش دولت خاتمی ادامه داد : فضاي انتخابات را پرشور كنيد تا آن‌ها كه مي‌خواهند در انتخابات شركت كنند بتوانند افراد اصلح خود را برگزينند.

وی گفت:‌ به شما تبريك مي‌گويم كه اولين گام موثرخود را در فعاليت انتخاباتي ورود به مجلس هشتم برداشتيد و به عنوان يك هدف كاملا موثر در نتيجه انتخابات، اين حركت سر خواهد گرفت.

وي افزود: دوستان فرهنگي ما در تهران، 25 نفر از معلمان را به ستاد اصلاح‌طلبان به عنوان كانديدا معرفي كردند اما به لطف عوامل اجرايي و نظارت، هر 25 نفر در دو مرحله اول كتمان صلاحيت شدند. البته در مرحله‌ سوم با نظر شوراي نگهبان اين كتمان صلاحيت چهار نفر از همكاران فرهنگي برداشته شد. به علاوه اين‌كه جمع ديگري از عزيزاني كه با واسطه يا بي‌واسطه در مجمع آموزش و پرورش فعاليت مي‌كردند به ما اضافه شدند.

وي خاطرنشان كرد: ما امروز در شرايطي قرار داريم كه بايد تصميم بگيريم چه كساني به عنوان نمايندگان ما در مجلس بايد حضور پيدا كنند. ممكن است آزردگي خاطر پيش آيد از اين‌كه كتمان صلاحيت بسياري از عزيزان اتفاق افتاده و اين باعث شود كه عده‌اي تصميم بگيرند در انتخابات شركت نكنند. اما اين تصميم هيچ حاصل و نتيجه‌ مثبت براي طرفداران استقرار مردم‌سالاري ديني نخواهد داشت. بنابراين بايد بكوشيم به هر نحو بازار انتخابات را پررنگ كنيم و بخواهيم كه مردم نيز نسبت به سرنوشت‌خودشان جدي‌تر بيانيشند.

اين عضو ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در ادامه خاطرنشان كرد: به عنوان يك حركت رو به جلو براي حفظ ارزش‌هاي اسلامي و نهادينه كردن يك جامعه مدني رو به رشد تلاش كنيم؛ چراكه برخي حاضر نيستند دست از قدرت بردارند و حتي چيز‌هاي زيادي را بر سر راه خود قرباني ‌كنند، اما مردم نبايد از حق خود بگذرند. شما به عنوان قشري قابل احترام در جامعه، قابل الگوبرداري هستيد و بايد بكوشيد اين نقش معلمي كه شغل انبياست را خوبي ايفا كنيد.

حاجي در ادامه با بيان اين‌كه " دو ليست در انتخابات مورد توجه مردم قرار مي‌گيرد" گفت:‌ يك ليست كه ابزارهاي قدرت را در اختيار دارد و برخي از آن‌ها يا متوسل به ماوراءالطبيعه مي‌شوند و يا به مقدسات؛ اگر به آن‌چه اتفاق افتاده خوشنود هستيد به اين گروه راي دهيد.‌ ليست ديگر، ليست گروهي است كه هشت سال محصول كار آن‌ها مشخص است. نمي‌گوييم ضعفي نداشته‌اند اما تحويل گرفتن دولتي با تورم 24 درصد و تحويل دادن دولت با تورم 11 درصد در برابر دولت بعد از آن قابل مقايسه نيست و از شما به عنوان جامعه فرهيخته كشور و خوشبختانه به عنوان گروهي كه اولين حركت جمعي را آغاز كرده‌ايد توقع به‌جايي است كه فضاي انتخابات را پرشور كنيد تا آن‌هايي كه بنا به تشخيص مي‌خواهند در انتخابات شركت كنند بتوانند افراد اصلح خود را برگزينند تا بتوانيم در مسير شكل‌گيري جامعه‌يي توسعه يافته گام برداريم.

وزير اسبق آموزش و پرورش در ادامه تصريح كرد: البته كانديداهاي عزيز هم بايد به تعليم و تربيت و فرهنگ توجه ويژه‌اي داشته باشند آن هم در زماني كه عده‌اي خوشحال مي‌شوند كه شعار برگشت به 50 سال قبل را بدهند و در دانشگاه‌ها تفكيك جنسيتي ايجاد كنند و يا بگويند كتاب‌هاي هر جنس در مدارس بايد با جنس ديگر متفاوت باشد. بنابراين اميدوارم در مجلس هشتم شاهد شكل‌گيري فراكسيوني جدي، فعال و تاثيرگذار باشيم تا بتوانيم آموزش و پرورش مناسب با نظام جمهوري اسلامي داشته باشيم

شنبه 1386/12/18 |

 

نامه به يک گراني

 نامه به يک گراني

 

  نويسنده : ابراهیم رها


اعتماد:
سلام گراني. رو به راهي؟

گراني عزيز، دوست هميشگي و يار باوفاي ملت ايران، براي تو که ثبات قدمت زبانزد است نامه مي نويسم. گراني جان، من ديدم که رئيس جمهور گفت دولت مسوول گراني نخواهد بود و راستش از ابراز اين واقعيت خيلي خوشحال شدم. معلوم است که دولت مسوول تو نيست. گراني، من نمي دانم چرا مردم هر اتفاقي مي افتد فکر مي کنند دولت مسوول آن است. مثلاً جلوي پخش چهار تا فيلم را مي گيرند عده يي مي گويند تقصير دولت است. چرا تقصير دولت باشد؟ دولت به اين فيلم ها، خودش پروانه ساخت داده، حالا اگر اجازه پخش پيدا نمي کند به دولت چه مربوط؟ بگرديد مقصر اصلي را پيدا کنيد. نگذاريد من افشا کنم و بگويم همان کساني که لبنيات را گران مي کنند از پخش فيلم جلوگيري مي کنند. همين افراد، دقيقاً همين ها باعث وضعيت مسکن شده اند نه دولت. من اطلاع واثق دارم که اين اشخاص رفته اند با کارد ميوه خوري تمام آجرهايي که توليد مي شود را سوراخ کرده اند تا خانه ساخته نشود و مسکن به اين اوضاع دچار شود وگرنه دولت در اين زمينه هيچ تقصيري ندارد. اتفاقاً دولت يکي دوبار خودش گفت مسکن بسازيد، کار خوبيه،

گراني حالا بحث را به تو کشانده اند. آن هم فکر نکني دو تا کارشناس خبره مثل موسي قرباني يا الياس نادران، بلکه مردم عوام و هي مي گويند اگر بودجه يي که دولت براي سال 87 داده باعث گراني شود، تقصير دولت است. نخير در اين مورد بايد در نظر داشته باشيد که سه عامل دخيل، است. در واقع در مثلث دولت، بودجه، 87 طبعاً تقصير دولت که نيست. پس مي ماند بودجه و ايضاً 87. آگاهان معتقدند يک مقدار تقصير خود بودجه است چرا که آنها که لبنيات و تن ماهي و روغن و گوشت قرمز را آنقدر دچار تو (گراني) کردند که گوشت به کيلويي 11 هزار تومان رسيد، همان ها چوب لاي «چرخ» بودجه گذشته اند. يک بخشي از تقصير هم به 87 برمي گردد. علماي رياضي معتقدند جمع 8 و 7 مي شود پانزده و اين در حالي است که نمره دولت بيست است و مشکل گراني (تو) در سال بعد ناشي از همين اختلافات و کارشکني هاست،

گراني، تو چطور انتظار داري دولت تو را به گردن بگيرد. تو وضعيت والده ات معلوم نيست و طبعاً هيچ کسي نمي گويد والد منم، گراني گرانقدر، نگران نباش. دولت هر چند تو را به گردن نمي گيرد اما من به تو اطمينان مي دهم تمام تلاش خود را براي رشد و اعتلا و پايندگي تو خواهد کرد،

شنبه 1386/12/18 |

 

محمدعلی نجفی: حضور یک نماینده آگاه و شجاع نیز در مجلس تاثیرگذار است

محمدعلی نجفی: حضور یک نماینده آگاه و شجاع نیز در مجلس تاثیرگذار است


امروز:به گزارش کمیته اطلاع رسانی ائتلاف اصلاح طلبان تهران عضو شورای اسلامی شهر تهران گفت: با وجود آن که نمی توانیم اکثریت مجلس هشتم را در دست بگیریم، نباید ناامید شويم و دست از تلاش بکشیم.

محمدعلی نجفی عصر روز یکشنبه در مراسمی با عنوان «همایش فرهنگیان اصلاح طلب»، ضمن اشاره به ردصلاحیت گسترده اصلاح طلبان در هشتمین دوره انتخابات مجلس، افزود: نحوه بررسی صلاحیت ها و نتایج حاصل شده، موجب افسوس همه ما شد و دل نگرانی و دغدغه بسیاری را در سطح وسیعی از جامعه، به وجود آورده است.

وزیر پیشین آموزش و پرورش در جمع فرهنگیان اصلاح طلب، گفت: گرچه شرایط رقابت عادلانه وجود ندارد اما نباید ناامید شویم.

این عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران با یادآوری این نکته که «انقلاب اسلامی چه قبل و چه بعد از پیروزی فراز و فرودهای بسیاری را داشته است» گفت: در هیچ یک از مقاطع انقلاب، کسانی که در عرصه های سیاسی-اجتماعی فعالیت می کردند، ناامید نشدند چرا که مطمئن هستیم تلاش ما به پیروزی منجر خواهد شد.

نجفی با بیان این که «با توجه به روند بررسی صلاحیت ها، اصلاح طلبان تنها در 110تا 130 کرسی امکان رقابت دارند» گفت: این به معنای ناامید شدن از مبارزه و تلاش برای به دست آوردن همین تعداد کرسی ها؛ نیست.

وی در ادامه یادآور شد: در انتخابات یک بحث تکلیف و یک بحث حق داریم. تکلیف همه ما تقویت نظام اسلامی است و ما باید در عرصه های مختلف وارد میدان شویم. ما برای حمایت از مردم سالاری، دفاع از دموکراسی دینی و برای دفاع از حاکمیت مردم، در انتخابات شرکت می کنیم و برای افزایش مشارکت مردم و شور انتخاباتی تلاش مي‌كنيم.

نجفی ادامه داد: گرچه این تکلیف را به میزان زیادی از عهده دوستان ما خارج کردند اما ما تلاش خود را ادامه خواهيم داد.

این عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران ضمن یادآوری فرمایشات امام خمینی مبنی بر این که «مجلس در راس امور است» خاطرنشان کرد: ما حق داریم نمایندگان مورد قبول خود را انتخاب کنیم و حق داریم انتخاب اصلح را انجام دهیم تا نمایندگان با وکالت ما تصمیم بگیرند و نباید از این حق به خاطر محدود شدن حیطه انتخاب، انصراف دهیم.

نجفی با اشاره به رد صلاحیت مرتضی حاجی وزیر سابق آموزش و پرورش در دولت خاتمی، گفت: وقتی افرادی مانند آقای حاجی با سابقه ارزنده قبل و بعد از انقلاب، ردصلاحیت می شوند، بیش از آن که حق این افراد ضایع شده باشد، حق ما که تمایل داشتیم آنان را به عنوان نماینده خود انتخاب کنیم، ضایع شده است.

وی افزود: محدود کردن حق انتخاب نباید منجر به صرف نظر از حق شود. تعدادی در تهران و شهرستان ها به عنوان کاندیداهای اصلاح طلب، تایید صلاحیت شده اند و ما از حق خودمان برای حداقل رقابت سازنده، استفاده می کنیم تا مردم به آینده نظام دل گرم شوند. ما در این انتخابات تلاش می کنیم تا در همین 130 کرسی هم، بهترین ها و اصلح ترین ها را به مجلس بفرستیم چرا که حتی حضور یک نماینده آگاه و شجاع نیز در مجلس تاثیرگذار است.

این عضو شورای شهر تهران ادامه داد: هر تعداد که کاندیداهای اصلاح طلب، تایید صلاحیت شوند، تکلیف همه ما است و حق خود می دانیم که برای انتخاب شدنشان تلاش کنیم.

وی خطاب به فرهنگیان حاضر در جلسه گفت: من اعلام می کنم که آمادگی کار در هر بخش را دارم و علی رغم فضای ناامید کننده ای که جریان سیاسی خاصی به کشور تحمیل کرده، رقابت سازنده و مثبتی خواهیم داشت و امیدوارم تعدادی از کاندیداهای مورد حمایت ما به مجلس راه پیدا کنند.

شنبه 1386/12/18 |

 

نامه ی جمعی از فرهنگیان اصفهان به علی احمدی

نامه ی جمعی از فرهنگیان اصفهان به علی احمدی

شنبه 27 بهمن ماه سال 1386 ساعت 18:10

به نام خداوند جان وخرد

 

  جناب آقای علی احمدی سرپرست محترم وزارت آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران

 

     باسلام وآرزوی توفیق شمادرسنگین ترین قامت وزارتی جمهوری اسلامی ایران

    گزارش مختصری پیرامون وضعیت آقای حمیدرحمتی جهت هرگونه اقدام مقتضی

 

       آقای حمیدرحمتی کارشناس دوره ی ابتدایی شهرستان شهرضاوبرادرشهیدمسیح الله رحمتی مبارزخستگی ناپذیردفاع مقدس می باشد،که درتابستان 86 به جرم دفاع از مطالبات مغفول مانده ی خودوسایرمعلمان معززشهرضاوپیروی ازراه برادربزرگوارش بانامهربانی عده ای آشناونا آشناوباحکم هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری استان اصفهان به مدت 3سال نفی بلد می شود،وبه استان مازندران تبعید می شود،وچون ایشان خوب می دانست،که پرونده دراختیارچه کسانی است،ودارای چه ارتفاع فکری ای هستند،اعراضی ننمود،وراهی شهرستان ساری شد.

 

    باکمال تاسف این معلم فداکاروفعال صنفی درتاریخ 10بهمن 1386درحین عزیمت به محل کارخود،دچارحادثه ای مشکوک گردید،وفعلادربیمارستان شفای ساری درحالت اغماء به سرمی برد،دراین رابطه خانواده،اقوام،،وتشکل های صنفی معلمان سراسر کشور،درنگرانی شدید ،فرورفته اند.

     لذاجهت جلوگیری ازهرگونه واقعه ی ناگوار،وتبعات آن پیشنهادمی شود،هرچه زود تریک تیم پزشکی کارآمد،به شهرستان ساری اعزام گردد،تاپیش ازایجادنابه سامانی، اوضاع روبه سامان رود.

   درضمن براساس اطلاعات بدست آمده، معلمانی که دراستان اصفهان توسط دادگاه بدوی تخلفات اداری به انفصال ازخدمت،تبعید،بازنشستگی قبل ازموعد،تقلیل گروه، توبیخ وبرکناری ازپستهای مدیریتی محکوم شده اند،همه ازمعلمان مطرح وبعضا از خانواده ی شهداوکسانی هستند،که درانقلاب ودفاع مقدس نقش بسزایی داشته اند.

    لذا جهت جلوگیری ازهرگونه پیش آمد ناخواسته ی دیگرپیشنهادمی شود،جنابعالی دستور لغواحکام صادره که چندان هم مستندقانونی ندارد،راصادرنمایید،تافرهنگیان ازبابت واقعه ی ناگوار 23اسفندماه 1385جلوی مجلس و وزارت خانه قدری فاصله گرفته،وبه نوعی ازآنان دلجویی بعمل آید.

 

باسپاس جمعی ازفرهنگیان استان اصفهان

13/بهمن/1386

شنبه 1386/12/11 |

 

مهرورزي دولت نهم براي معلمان استان اردبيل

به نام خداوند جان وخرد  

 

مهرورزي دولت نهم براي معلمان استان اردبيل

 

همه ايرانيان مي دانند كه استان اردبيل از مناطق سردسير كشور بوده و در فصل زمستان مردم اين استان مانند بسياري از استانهاي ديگر دچار دردسرهاي مضاعف مي شوند و زمستان امسال ؛ زمستاني تاريخي و به يادماندني تر شد در اوج سرما ودر سرماي 30 درجه زير صفر گاز بسياري از محلات و مناطق قطع و يا دچار نوسانات شديد مي شد . چراغهاي نفتي هم خيلي زود قيمت چند برابر يافتند و در اندك مدت از بازار رخت بسته و به كالاي نادر تبديل شدند . نفت خود ماجراي ديگري پيدا كرد همه اهالي شهر با گالن هاي پلاستيكي به روستاهاي اطراف شهر هجوم بردند . نان اين مشكل سي ساله ما هم مضعل ذيگري شده بود . ( جهت اطلاع همگان بايد عرض كنم كه ما در اردبيل چند نوع نانوايي داريم ؛ سهميه – آزاد – نيمه آزاد – نپخته – خمير خالص – و..... ) هنوز هم در اردبيل براي تهيه چند قرص نان بايد در صف ايستاد و چندين استاندار و فرماندار بعد از انقلاب هم نتوانسته اند مشكل نان ما را حل نمايند . بماند كه يك بسته لواش تهراني به قيمت چند برابر فروخته مي شود و كيفيت نان هم داستان ديگري دارد .

بارش برف چند روزه باعث شد تا مسئولان سازمان آموزش و پرورش مدارس را تا مقطع دانشگاه تعطيل نمايند . همه ما مي دانيم كه اين تعطيلي براي حفظ سلامتي دانش آموزان هست نه براي معلمان ولي با كمال تعجب بعد رفع مشكل و باز شدن مدارس در اولين اقدام به دستور رئيس سازمان آموزش و پرورش از اضافه كاري همكاري كسر و با عبارت در صورت تامين اعتبار كسري پرداخت خواهد شد تعجب همگان را باعث گرديد .

اين اتفاق از آن جهت باعث تعجب است كه همزمان با اين اقدام مسئولان آموزش و پرورش كارمندان شريف بانكها هم مبلغي از يك صد هزارتومان تا يكصد و شصت هزارتومان از بابت برودت هوا در اردبيل دريافت كردند . علاوه بر پاداش بهمن ماه كه معادل 22 روز حقوق دريافت مي كنند و برخي ادارات هم فجريه مي دهند امسال معلمان اردبيل هم چنين فجريه دريافت نمودند .!!!

در ايام هفته معلم سازمان آموزش و پرورش اردبيل با دادن بن پنجاه هزار توماني معلمان را شاد نمودند و اعلام كردند كه اين بن بخاطر هفته معلم است و ربطي به بن هاي اعلام شده ندارد ولي با كمال تاسف در جواب پيگيري بقيه بن هاي باقي مانده مسئول اداري ( جناب آقاي صياد ) اعلام نمودند كه همان بني كه در هفته معلم دريافت كرده ايد بقيه بن شماست و حدود ده هزار تومان هم اضافه داده شده كه در اولين فرصت از بن هاي شما كسر خواهد .

حالا ما مانده ايم كه با اين همه مهرورزي و عدالت  محوري چه كنيم . كجا مي توان چنين عدالتي را پيدا كرد . ما بايد از چه كسي يا كساني به خاطر اين همه لطف و محبت و مهرورزي تشكر كنيم ؟ !!!!!

از رئيس سازمان يا از هواي سرد زمستان ؟!!!!

با توجه به اينكه در پايان ايام سال هستيم به نظر بنده بايد اين چند روز را هم صبر كرد شايد برفي ديگر بيايد و كسري ديگري براي ما بياورد و شادي ما را در پايان سال دو چندان كند. !!!!!

دل آدم از برخي كلمات هم بهم مي خورد . اي كاش برخي از اين كلمات هرگز اين همه بر سر آدمها چماق نمي شدند .

غلامعلي عباسي

6 / 12 / 1386

شنبه 1386/12/11 |

 

در شيراز و شاهرود اتفاق افتاد؛تجمعات اعتراض آميز دانشجويي

در شيراز و شاهرود اتفاق افتاد؛تجمعات اعتراض آميز دانشجويي


اعتماد:حدود 500 دانشجوي دانشگاه شيراز روز گذشته نيز با ادامه تجمع در مقابل کوي دانشگاه شيراز خواستار استعفاي رئيس اين دانشگاه شدند. دانشجويان در حالي که سرود يار دبستاني مي خواندند با پلاکاردهايي با مضامين انتقادي به سمت بيرون از دانشگاه حرکت و در محل ميدان ارم تجمع کردند. همزمان با تجمع دانشجويان نيروهاي انتظامي نيز اطراف ميدان حضور داشتند. دانشجويان سپس به داخل کوي دانشگاه برگشتند. پس از ورود به دانشگاه تريبون آزاد دانشجويي برگزار شد و دانشجويان به بيان اعتراضات خود نسبت به مسائل صنفي و محدود بودن فضاي فرهنگي - سياسي پرداختند. پس از ساعتي از ادامه برنامه، دانشجويان با سر دادن شعارهايي مبني بر استعفاي رئيس دانشگاه شيراز به سمت ساختمان مديريت اين دانشگاه راهپيمايي کردند. دانشجويان پس از رسيدن به ساختمان مرکزي دانشگاه، با سر دادن شعار به سمت دفتر رياست دانشگاه که در طبقه هفتم اين ساختمان قرار دارد، حرکت و در مقابل دفتر رئيس دانشگاه تجمع کردند. در تحولي ديگر 22 تن از دانشجويان دانشگاه صنعتي شاهرود که به همراه چهار تن از دانشجويان دانشگاه آزاد شاهرود در تجمع يکشنبه در سطح شهرستان شاهرود بازداشت شده بودند، آزاد شدند. در پي تجمع دانشجويان دانشگاه صنعتي شاهرود در خيابان 17 شهريور شهر شاهرود در اعتراض به مشکلات صنفي و آموزشي و مديريت ضعيف مسوولان دانشگاه که پس از چندين تجمع در داخل دانشگاه و عدم پاسخگويي مسوولان دانشگاه، به خارج از دانشگاه کشيده شده بود، 26 تن از دانشجويان بازداشت شدند. در پي اعتراض دانشجويان و پيگيري برخي مسوولان شهرستان و دانشگاه شاهرود، خصوصاً فرماندار شاهرود و کاظم جلالي نماينده شاهرود در مجلس همگي دانشجويان بازداشتي در چند نوبت و تا ساعت 12 شب آزاد شدند.

پنجشنبه 1386/12/09 |

 

احتمال اعتصاب در مخابرات سنندج

 احتمال اعتصاب در مخابرات سنندج
كار و كارگر نوشت: 200 كارگر مخابرات سنندج نسبت به تغيير در قرار استخدام خود معترضند.
اقبال رضايي، دبير اجرايي خانه كارگر سنندج در اين باره گفت: اين كارگران پيش از اين بصورت قراردادي با شركت مخابرات كار مي‌كردند كه پس از تبديل شدن به كارگران پيماني در اختيار پيمانكار قرار گرفته‌اند.
او گفت: شكايت كارگران در اداره كار اين شهرستان در دست بررسي است ولي احتمال اعتصاب كارگران در صورت عدم تحقق خواسته‌هاي به‌حق دور از انتظار نيست.

پنجشنبه 1386/12/09 |

 

تجمع اعتراض‌آميز مقابل آموزش و پرورش

تجمع اعتراض‌آميز مقابل آموزش و پرورش
صداي عدالت نوشت: جمعي از آموزشياران نهضت سوادآموزي در اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه خود در مقابل وزارت آموزش و پرورش تجمع كرده و خواستار پرداخت حقوق خود شدند. يكي از معترضين گفت: 4 ماه است كه حقوق دريافت نكرده‌ايم و با تجمع هفته قبل در مقابل مجلس، به ما وعده پرداخت حقوق4 ماهه را تا آخر هفته دادند، ولي فقط حقوق يك ماه پرداخت شد و اعلام كردند حقوق 3 ماه آينده را سال بعد پرداخت مي‌كنند.

پنجشنبه 1386/12/09 |

 

ادامه تجمع اعتراض‌آميز دانشگاه تربيت معلم

ادامه تجمع اعتراض‌آميز دانشگاه تربيت معلم

 


اعتماد نوشت: تجمع اعتراض آميز دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران (پرديس کرج) در حالي دومين روز خود را پشت سر نهاد که شب سه شنبه رئيس اين دانشگاه در جمع دانشجويان حاضر شد اما سمت و سوي سخنان وي به سمتي رفت که معترضان تصميم به تداوم تجمع خود گرفتند. دانشجويان تربيت معلم ظهر روز دوشنبه در اعتراض به وضع نامناسب غذا مقابل در اصلي پرديس کرج اين دانشگاه تجمع کردند.

پنجشنبه 1386/12/09 |

 

اقتداراجتماعی یاقدرت سیاسی کدامیک نیکو تراست؟؟!!

اقتداراجتماعی یاقدرت سیاسی کدامیک نیکو تراست؟؟!!        

علی نظری عضوموسس کانون  معلمان مازندران

 

    یادم می آیددرچندسال پیش ودربحبوحه اولین پویش های صنفی معلمان ایراندرجایی خواندم:" بالاخره به حاکمیت ثابت شدکه قدرت تنهادرنهادسیاست نیست ومعلمان نیزمیتواننداقتداراجتماعیشان را فراترازسیاست به رخ همگان بکشانند " و اینگونه شد که بالاخره معلمانی  که تا پیش ازآن وجهه شغلی شان به پشیزی خریده نمیشد گوشه چشمی به آنها شد و لایه های فوقانی قدرت نگاهشان به این قشر عظیم چرخید و این چرخش نگاه ها تا امروزنیز ادامه دارد.

     دیدگاه حاکمیت پیش از این نسبت به شغل معلمی نگاهی دسته دوم و از سر ترحم بود (به دور از تعارفات و اصطلاحات آسمانی ) و به قول پدرآن آقازاده معروف که در جمله ای فرموده بودند:

 "اگر فرزندم کار اقتصادی نکند پس برود معلمی کند! "

     نمونه دیگری بود که اقتدار اجتماعی معلمان را به هیچ می انگاشتند ولی با برگشتن ورق به سود تشکل های صنفی معلمان سراسر کشور به دلیل جذب اعتماد عمومی ناشی از ارزش های اجتماعی شان ناگهان سرو کله سیاست ورزان حرفه ای درمجلس و دولت و...  پیدا شدند و بنای دلجویی و  همکاری با تشکل های معلمی را گذاشتند. البته همگان نیک میدانند که این دلجویی ها و ائتلافات ریز و درشت بابرخی دیگر از اعضای تشکیلات صنفی- معلمی در هنگامه انتخابات افزایش صعودی مییابد.

    سیاست در ایران یعنی همین! سیاست امری روزمره و بشدت قابل انعطاف است و تاریخ مصرف دارد. بعبارت بهتر اگر یک حزب سیاسی از نوع ایرانی آن امروز با یک تشکل صنفی با هویت معلمی زد و بند یا به اصطلاح ائتلاف کندفردا ممکن است با همان تشکل موصوف به رویا رویی و عرض اندام برخیزد.

      این نفس سیاست ورزی ایرانی است. تازه اگر همه قواعدبازی سیاسی را نیزرعایت کنند،رقابت احساسی وسبقت جویی به هرطریق ممکن ازحریفی که پیش ازاین لباس دوست  برتن داشته، امری حتمی و اجتناب ناپذیر است و به قولی رسیدن به هدف در سیاست ایرانی استفاده از هر گونه وسیله ای را جایزمی شمرد. علاوه بر این سیاست در ایران بنیانی در فلسفه ندارد،و بصورت روزمره تعریف میشود.

     این بی بنیانی سیاست ایرانی در فلسفه راه بجایی نخواهدبرد،گرچه تجربه هزار ساله داشته باشد. در یک چنین فضای بدون تعریف و تاریک گام نهادن معلمینی که چم و خم این سیاست احساسی و پر ازدوز و کلک را نداند،حداقل بجز اتلاف وقت و روز مرگی و ریزش عناصر با ارزش تشکل های صنفی معلمان چیزی در پی نخواهد داشت.

    معلم به عنوان یک عنصر خوشنام اجتماعی کارش را با عشق آمیخته و در یک کلمه عاشق استخالق زیبایی ها ولی قدرت سیاسی بیرحم و زمخت است و هیچ عشقی را بر نمی تابد. و دوری و نزدیکی افراد با قدرت متمرکز-که خاص ممالک عقب مانده است- بر اساس نظام محفلی- خویشاوندی و ایدیولوژیک تعیین میشود نه خصایص حزبی و رقابتی! و این با تعریف اقتدار سیاسی مدرن تفاوت بنیادین دارد.در یک چنین ساختار سیاسی واپس گرا چرا برخی از معلمین محترمی که در مبارزات مدنی تشکیلاتی شان اقتدار اجتماعی  خویش را به این زیبایی به اثبات رسانده اند پا به عرصه ای میگذارند که بیش از پیش غبار آلود و ابهام آمیز است؟! خاصه آنکه جماعت معلم ساده و بی پیرایه اند و سیاست در دیار ما متاسفانه بی پدر مادر وعلف هرزه است باید آن علفها را کند و در زمین مساعد تخم سیاست مدرن راپرا کند.

     اما کدام زمین و کدام بذر؟! اگر برخی از دوستان عزیزم بویژه آقای"ب" که من سالها پیش وی را از نزدیک می شناسم و به آگاهی و اخلاصش واقفم از روی اراده شخصی و یا تحت تاثیر فضاسازی دیگران قصد دارند،که با پوشیدن لباس سیاست و احتمالا به حمایت ونمایندگی از معلمین به مجلس بروند.حرفی نیست،ایشان مختارند،که از حق طبیعی شان استفاده کرده،و بعنوان یک شخص حقیقی  کاندیدای مجلس شوند ،ولی نمیتوان از این قضیه ابراز تاثرو افسوس نداشت، که این عمل در کوتاه مدت به ریزش نیرو و انشعاب درتشکل های مختلف صنفی معلمان سراسر کشور خواهد انجامید.

     شاید گفته شود که وادی سیاست در دیار ما خاص کسانی است، که چونان کاوه آهنگر قهرمانانه بر سر ضحاک فرود آید، و همچون مصدق با یک اقلیت در مجلس قانون ملی شدن صنعت نفت را تصویب  نماید، که این را همگان میدانند که دوره قهرمان سالاری گذشته و کسی را یارای این کار نیست. یا اینکه همانند بسیاری از دیگر نمایندگان قبلی و فعلی که همواره علم مخالفت با سیاست های ضد مردمی داخلی و خارجی را بر می افراشتند به نطق های پیش ازدستور کمیسیون اصل 90 نشست های مختلف در کمیسیون ها و ارتباطات مردمی شان بسنده کنند و دست آخر بگویند که مادر اقلیتم و کاری از دستمان بر نمیاید و کاملا قابل توجیه است؟

    مگر ایشان چقدر از آقایان "ش" و "الف" (یکی ازنمایندگان) قوی تر هستند؟! مگر آنها چه نکردند که آینهابکنند؟ و چه کردند که آنها نکنند؟ البته خیلی خرسند خواهیم شد که برخی از دوستان وهمکاران عزیز قامت خوش تیپ یک نماینده مجلس را پیدا کنند ولی به چه قیمتی؟! به قیمت استحاله نیروهای خوش فکر در مجلس بی یال و دم و اشکم ،و یا انفعال در برابر قدرتی که به هیچ کس هر چند قدرتمند اجازه عرض اندام نمیدهد؟ و یا به قیمت ریزش نیروهای با ارزش اجتماعی و انشعاب در تشکیلات مستقل معلمی؟!

در سطور پیشین به وجه اثباتی پرداخته شد، و از این موضوع چیزی نگفته ایم که بسیار اتفاق افتاده است که دوستان و یاران قدیم وقتی به قدرت سیاسی می رسند قوه بیاد سپاری شان کاهش مییابد و در بر خورد اتفاقی با آنان می خواهند وا نمود،کنند،که دارند به مغزشان فشار می آورند،که دوستان را کجا دیده اند؟! قدرت شیرین است. یک ضرب المثل عربی هست که میگوید:

   "اگربه یک بوزینه قدرت بدهندهمه دربرابرش کرنش می کنند."واین گونه نگرانی ها موجدد نبا ی قدرت غیرمتمرکزو توزیع شده  در دنیای مدرن شده است، ولی این قدرت غیرمتمرکزومتکثرچه ارتباطی بامادارد؟!قدرت درممالک توسعه نیافته قدرت عریان است، نه اقتدارکه وجهی مثبت ومطلوب رادراندرون خوددارد.درمجلس مااقتدارنیست بلکه این قدرتهای درونی وبیرونی مجلس هستند،که برآن تاثیرمی گذارندوخلاصی ازاین قدرتهای پررمزو رازکارهیچکس نیست.

    نگرانی ما این است که به چشم خود می بینیم، به این شیوه حضوریافتن دوستانمان تنها تجربه دیگران می شوند،ودیگر هیچ،وتاوقتی که مجلس ماساختاری دموکراتیک نیابدوازحالت فرمایشی خارج نشود.توصیه بنده به دوستان نامزدبرای مجلس این است که درحوزه اقتداراجتماعی شان باقی بمانند و مادام که نهال تشکیلات صنفی  شان را به درختی تناور در نیاورده اند،زود است که به قدرت سیاسی بیندیشید.

    کلام آخر اینکه مشکلات معیشتی – منزلتی فرهنگیان میهن ما تنها با یک مجلس و با یک دولت و حتی با مجموعه این دو نهاد حل نمی شود ،بلکه یک عزم ملی را می طلبد .

    مطالعه و بررسی جامعه شناختی معاصر در ایران دال بر وجود یک عزم ملی در لایه های مختلف مردمی است، ولی متاسفانه دولت ها و مجلسین و مابقی نهادهای ذی نفوذ که تاثیرات شگرفی بر تصمیم گیری ها و سیاستگزاری های کلان مملکتی دارند ، تاکنون عزم خود را به منظور رفع این معضل ملی جزم نکرده اند،و ظاهرا قرار نیست که این همت ملی در فرآیند (دولت-شهروند)به دلیل ساختار نیمه سنتی آن ، صورت گیرد و همچنان در روی همان پاشنه ای میچرخد که در این صد سال اخیر چرخیده است، اینچنین مباد !

چهارشنبه 1386/12/08 |

 

حمايت از معلمان؛ علت ردصلاحيت

حمايت از معلمان؛ علت ردصلاحيت
اعتماد ملي نوشت: يكي از نمايندگان مجلس هفتم مي‌گويد: به‌علت حمايت از معلمان تحصن‌كننده مقابل مجلس ردصلاحيت شده است. شهريار مشيري نماينده بندرعباس گفته است هيات‌هاي اجرايي به وي گفته‌اند به علت حمايت از دانشجويان معاند نظام ردصلاحيت شده،‌اما هيات نظارت اخير انتقاد از دولت و حمايت از معلمان متحصن را نيز به آن اضافه كرده است.

چهارشنبه 1386/12/08 |

 

چهارمین نطق پیش از دستور در مجلس هفتم

چهارمین نطق پیش از دستور در مجلس هفتم ساخت PDF چاپ

انتقاد شديد اكبر اعلمی از عملکرد احمدی‌نژاد و مصباح يزدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

 

*شاه هم خود را نظر کرده خدا و پیامبر می دانست.

*حمله شديد اكبر اعلمی به احمدی‌نژاد و مصباح يزدی

 کسانی که مذاکرات مجلس ششم را پی گرفته­اند، احتمالاً بیاد دارند که پس از معرفی کابینه دوم جناب آقای خاتمی رئیس­جمهور محترم وقت، به رغم انتساب اینجانب به اردوگاه اصلاحات و اکثریت آن مجلس، بدلیل شناختی که نسبت به وزرای پیشنهادی داشتم با ادبیات نسبتاً تند و گزنده ولیکن مشفقانه و مشحون از صداقت، طی نطقی به مخالفت با ترکیب کابینه معرفی شده پرداخته و به رئیس جمهور محترم هشدار دادم که باتوجه به پیشینه و عملکرد بعضی از وزرای پیشنهادی در رسیدن به مقصد و مقصود اصلاحات مورد نظر مردم، ناکام خواهند ماند. متأسفانه نتایج انتخابات شوراها، مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری درستی پیش­بینی آنروز بنده را ثابت کرد.

 پس از معرفی کابینه نهم به مجلس چه­بسا خیلی­ها انتظار داشتند که اینبار نیز همچون گذشته و شاید گزنده­تر از نطق آنروز دوباره به مخالفت با کابینه آقای احمدی­نژاد بپردازم. اما از یکسو گمنام و ناشناخته بودن وزرای پیشنهادی و عملکرد آنها و اعتقاد براینکه هیچکس از مادر، رئیس­جمهور و وزیر و وکیل متولد نشده و نخواهد شد و از سوی دیگر رویکرد فسادستیز و ساده زیستی و عدالتخواهانه، شعارهای دولت نهم، مرا برآن داشت که مدتی سکوت اختیار کرده و نظاره­گر اعمال و رفتار دولت جدید باشم. اکنون با گذشت بیش از چهارماه از تشکیل این دولت و آشکارشدن بعضی از آثار و پیامدهای ناشی از آن و بویژه تحریکات و تحرکاتی که اخیراً علیه مجلس صورت گرفته است لازم است به چند نکته اشاره نمایم:

1 ـ می­گویند «درمیان آمال و آرزوهای بی­پایان بشر، هوس قدرت از همه نیرومندتر است» شاید به­همین سبب برتراند راسل فیلسوف معاصر نیز نتیجه می­گیرد که «قدرت همراه با عظمت برترین آرزوی نوع بشر است». در فرهنگ سیاسی نیز از قدرت بعنوان اصلی­ترین شرط موجودیت دولت ـ کشور یاد می­شود. بنحویکه «دولت ـ کشور را سازمانی واجد قدرت هنجاری» بیان کرده­اند. به این اعتبار گاهی ممکن است که بلندی قامت و قدرت بدنی یک فرد، عامل تکوین شخصیت و مبنای قدرت او شود و گاهی نیز اشخاصی نظیر ناپلئون که دارای جثه بسیار کوچکی بوده­اند به روشهای دیگری متوسل شوند که سایرین از آن بی­نیازند. برخی نیز برای جلب نظرات دیگران به شخصیت خود ممکن است مانند «ژاندارک» وانمود نمایند که با یک منبع قدرت خارج از دسترس بشر رابطه دارند تا از این­ طریق برای خود نفوذ و شخصیت برتر کسب نمایند.

بعنوان مثال در رژیم سابق که مجموعه­ اقتدار سیاسی به شاه تعلق داشت و او بدلایل موروثی همه قدرت خود را به خداوند و مشیت الهی نسبت می­داد، لاجرم برای مشروعیت بخشیدن هرچه بیشتر به قدرت خود و اقناع مردم به موازات بهره­گیری از منابع و ابزارهای ارعاب، به اشاعه خرافات نیز مبادرت می­ورزید و با استخدام آخوندهای درباری آنها را وادار می­کرد تا در منابر و معابد برای شاه اسلام­پناه دعا کرده و از عدالت و عدالتخواهی او و اینکه کمربسته و نظرکرده از سوی خدا و پیامبر و ائمه اطهارند، سخن بگویند. دیری نپایید که با خلاصه شدن قدرت در شاه و بسیج همه امکانات برای توجیه و مشروعیت بخشیدن به این قدرت، با فساد و استبداد و جهل آمیخته شد و عاقبت، اسباب فروپاشی سلطنت او را فراهم ساخت.

به این اعتبار گرچه متعاقب نوزایی جامعه در سال 1357 و انتقال حاکمیت مطلق از شخص به نهاد و از شاه به ملت، تفکرات شهریاری جای خود را به کلیتی بنام ملت داد و حاکمیت مطلق به حاکمیت ملی مبدل گردید و قدرت نامحدود، تجزیه و میان قوای حاکم و دستگاههای حکومتی ناشی از اراده مردم توزیع شد، لیکن در صورت غفلت، بازگشت بهمان مناسبات قبل از انقلاب امری غیرقابل اجتناب است.

متأسفانه اشتیاق بیش از حد آقای احمدی­نژاد در توسل به روشهای پوپولیستی و اصرار مفرط به توسعه و انعکاس برنامه­های تبلیغاتی­اش و تقدس بخشیدن به خود و رفتارهایش و آسمانی جلوه دادن مسائل زمینی مربوط به خود می­تواند شائبه تلاش رئیس­جمهور محترم و بعضی از اطرافیانش را در توسل به یک منبع کاذب قدرت بمنظور کسب شهرت و شخصیت برتر را بیش از پیش تقویت کند. بعنوان مثال با وصف اینکه مقامات دولتی خود اعلام می­نمایند که در سالجاری با (8) هزار و (500) میلیارد تومان کسری بودجه مواجه بوده و قادر به اجرای پروژه­های عمرانی کارشناسی شده و اولویتهای قانونی مصوب مجلس نیستند، ایجاد تعهدات جدید در سفرهای استانی بدون درنظر گرفتن اولویتها و مشخص شدن منابع، می­تواند پاسخی احساسی به نیازهای احساسی مردم و اقدامی درجهت تقویت خود بجای تقویت نظام و به قیمت خدشه به مناسبات قانونی و مشارکتی ناشی از حاکمیت ملی و نقض اصول (48)، (52) و (55) قانون اساسی و نیز مفاد جزء (3) بند «ج» ماده (10) و مواد (31) و (32) قانون برنامه چهارم توسعه و تبصره (2) قانون بودجه سال (84) بشمار آید.

2 ـ جواهرالاخلاق می­گوید: «قوت و قدرتی که از اندیشه درست و حسن تدبیر برآید از هیچ شجاع یگانه و دلیر فرزانه­ای نیاید» و کنفوسیوس نیز براین نکته تأکید می­کند: «کسی که دوربین نباشد گرفتار خطاهای نزدیک می­شود» دوربینی کلید پیش­بینی و پیشگیری است. درواقع اغلب بزرگان، مآل­اندیشی را از خصلتهای فرزانگان معرفی می­کنند. براین اساس در شرایطی که سیاست خارجی کشور بیش از یک دهه معطوف به خروج از انزوای بین­المللی و جایگزینی مذاکره بجای مقابله بوده است و در طول این مدت دیپلماسی کشور کم و بیش در جستجوی یافتن روشهایی برای تبدیل تهدیدها به فرصتها و پیشگیری از مبدل شدن فرصت به تهدید بوده است و مهمتر از همه در وضعیتی که جهت استیفاء حقوق هسته­ای خود، دروازه­های کشور را به قیمت زیرپا نهادن اصل حاکمیت ملی به روی بیگانگان گشوده­ایم تا به دنیا مراتب صلح­طلبی خود را ثابت نماییم و در شرایطی که علی­رغم نشان­دادن (27) سال حسن­نیت به کشورهای عرب منطقه همچنان شاهد موضعگیریهای خصمانه بعضی از آنها علیه ایران می­باشیم آیا اتخاذ مواضعی که دستاورد عمده آن بشرح زیر بوده است می­تواند دلیلی بر دوراندیشی و تأمین­کننده مصالح ملی محسوب شود؟

ـ سرازیر شدن سرمایه­های هنگفت یهودیان و صهیونیستهای نقاط مختلف دنیا بسوی اسرائیل برای تقویت این رژیم و در اولویت قرارگرفتن مسأله امنیت اسرائیل و دفاع نظامی در نزد مردم این کشور.

ـ محکومیتهای مکرر دولت جمهوری اسلامی توسط دولتها، سازمانها و مجامع مختلف.

ـ تقویت طرفداران سختگیری علیه ایران.

ـ احضار سفرای جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف.

ـ بلوکه شدن صدها میلیون دلار داراییهای ایران در ایتالیا.

ـ لغو سخنرانی رئیس­محترم مجلس شورای اسلامی در دومای روسیه.

ـ جنگ­طلب معرفی شدن ایران در نزد افکار عمومی و پیامدهای مشابه دیگر.

3 ـ متعاقب سخنان آیت­الله مصباح­یزدی در همایش هماهنگی و همدلی نیروهای انقلاب در موضوع انتخابات خبرگان رهبری مبنی بر اینکه «من و شما برای کمک به احمدی­نژاد باید دقت کنیم تا عده­ای در اوضاع مملکت خلل ایجاد نکنند» اخیراً شاهد تحرکاتی علیه مجلس بودیم. از طرفی دیدارهای نامتعارف رئیس محترم جمهور و اعضاء دولت با آیت الله مصباح­یزدی این شائبه را تقویت می­کند که دولت از طریق ایشان تغذیه تئوریک شده و رهنمودها و قرائت وی از اسلام را نصب­العین امور خود قرار­ می­دهند. نظر به اینکه در نظام سیاسی ایران قوای حاکم عبارتند از قوه مقننه، قوه مجریه و قضاییه که زیرنظر ولی­فقیه و مقام رهبری انجام وظیفه می­کنند و دولت در انجام وظایف قانونی خود تابع روابط و مناسبات مذکور در قانون اساسی است و در همین راستا ناگزیر به تمکین از رهنمودهای مقام رهبری و مجلس شورای اسلامی است از اینرو هرگونه دخالت احتمالی شخصیتهایی نظیر آقای مصباح در شؤونات کشورداری، آنهم هم­ عرض با رهبری فاقد وجاهت قانونی و منطقی است. قرائت آیت الله مصباح یزدی از اسلام که آثار نامیمون آن در نفی جمهوریت توسط یکی از شاگردانش ظهور و بروز یافته و اشتیاق ایشان به تأسی از مرحوم نواب صفوی در امر کشورداری و نیز تشکیل گردانهای استشهادی منسوب به وی حساسیت این قبیل مناسبات نامتعارف را دوچندان می­کند. اکنون باتوجه به مراتب فوق­الذکر به دولت جدید نیز خاضعانه اعلام می­کنم که درصورت تداوم مناسبات اشاره شده و روند جاری، کشور در آینده نه چندان دور با بحرانهای جدی مواجه خواهد شد. از اینرو بر دولت لازم است که بجای پرداختن به فروع و امور سطحی و عامه­پسند در پرتو نظارت عالیه مجلس و تمکین از قوانین موضوعه اهتمام خود را صرف اصول و امور بنیادی و اصلاح ساختارهای اقتصادی بشرح مقرر در قانون اساسی نماید.

«و عسی ان تکرهوا شیئاً و هو خیرلکم و عسی ان تحبوا شیئاً و هو شر لکم والله یعلم و انتم لا تعلمون».

 

ماخذ:خبرگزاری ایسنا 11/10/84_ كدخبر: 8410-05722، فارس شماره خبر:8410110024 و ایرنا

چهارشنبه 1386/12/08 |

 

نامه سيد مجتبي ابطحي

به نام خداوند جان و خرد

 

معاونت محترم برنامه ریزی ونظارت راهبردی ریاست جمهوری

   با سلام

     عطف مرقومه شماره 127461/1604 مورخ 16/10/86 به استحضارمی رساند با توجه به ماده 10 آئین نامه هیأت عالی نظارت مصوب 12/3/73 این که فرموده اند «در صدور رأی معترض عنه تخلفی از مقررات  و موازین قانونی مشاهده نگردیده »خلاف قانون و ماده 22 قانون آئین دادرسی به تخلفات اداری می باشد و اصلاحیه مورخ 31/5/74 و موضوع ماده 37 آئین نامه می باشد.

     آن معاونت می تواند و باید نسبت به ابطال آراء هیأت های بدوی و تجدید نظر اقدام نماید.( البته به دلایلی که در زیر می آید)

     ضمنا برابر بند الف و ب و ج  و دو تبصره 1 از ماده 22

     تبصره 4 ماده 22 و ماده 19 رسیدگی به تخلفات اداری و ماده 24 قانون رسیدگی به تخلفات اداری ضمنا برابر فراز 4 از ماده 22 (انتخاب و اعزام بازرسان )

     1- تقاضای اعزام بازرس به محل و انجام تحقیقات و رسیدگی کامل را دارم .(برابر تبصره 3 ماده 22 قانون موصوف لطفا یک برگ تصویر صورت جلسه محکومیت اینجانب در هیأت عالی نظارت را به اینجانب مرحمت فرمایند . به نظر می رسد آن دبیر خانه برای رفع تکلیف هیچیک از تکالیف قانونی خود را در مورد پرونده اینجانب انجام نداده و برای از سر وا کردن مبادرت به نگارش نامه فوق الاشعار نموده است.

      2- و بنا به اشارات فوق تقاضا اعاده دادرسی و رسیدگی به پرونده خود را دارم  و به استحضار می رسانم ظاهراَ جرم این جانب فقط این بوده که خواستار اجرای  قانون خدمات کشوری شدم. و سایر گزارش ها، بی اساس می باشد  و لذا اصلا مناسبتی بین اتهام و محکومیت وجود ندارد که این خود خلاف فاحش در آئین دادرسی است .

    3- موافقت مسئولان ذیربط در آموزش و پرورش مدخلیتی در اصدار حکم ندارد چون بدیهی است آنها طرف دعوا هستند و حکم خود را نقض نمی­کنند .

    4- محکومیت در مرجع قضایی خود روند دیگری داشته که منتهی به صدور حکم نگردیده است  و در هر صورت ربطی به تخلفات اداری نمی تواند داشته باشد چون برای یک اتهام یک حکم جایز است نه چند حکم و رسیدگی به تخلفات هیأت های بدوی و تجدید نظر قوه مجریه در صلاحیت هیأت عالی نظارت می باشد و قوه قضائیه را صلاحیت و مدخلیتی در آن نیست.

                                               با احترام سید مجتبی ابطحی فروشانی

یکشنبه 1386/12/05 |

 

تشكر و تقدير داني

به نام خداوند جان وخرد

ما تشكل هاي شمال و شمال غرب ايران سپاس و تشكر خود را از كادر زحمت كش و شريف و پر تلاش بيمارستان شفاي ساري در تلاش براي بهبودي دوست و همكارمان حناب آقاي حميد رحمتي به خدمت تمامي پزشكان - كادر پرستاري و كليه عزيزاني كه در اين مدت قبول زحمت نموده و جان معلمي شجاع و غرتمندي را نجات داده اند اعلام نموده و از درگاه خداوندي براي ايشان سلامت كامل آرزومنديم

كانون صنفي معلمان استان اردبيل - آذربايجان شرقي - آذربايجان غربي - كردستان - زنجان - گيلان

یکشنبه 1386/12/05 |

 

مدال باران ياران

دراعتراض به ادامه احكام ناعادلانه صادره براي  معلمين شريف

 

مدال باران ياران  

 

فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا کَانُوا يکْذِبُونَ (بقره ، آيه۱۰ (

در دلهايشان بيماري ‏اي هست و خداوند بر بيماريشان بيفزايد، و به کيفر دروغي که مي ‏گفتند عذابي دردناک (در پيش‏) دارند..

 

حكم , حكم و باز هم حكم اما اينبار شاهد آنيم که پا فراتر نهاده شد وحكم حبس صادر گرديد.

 حكم زندان براي معلمي كه روزي گفته شده شغلش شغل انبياست و چراغ هدايت براي نسلي ديگر , آينده ساز جامعه و....

يكي رابه ترويج فساد در دانش آموزان متهم ميكنند , يكي ديگر را به جرم اشتغال به بقالي وآن يكي به دليل بيان خواسته و بدبختيهاي زندگي خود و ديگري به دليل ...