تبليغاتX
قلم معلم
قلم معلم

کانون صنفی معلمان اردبیل
 
 

تا زمانیکه هفته نامه قلم معلم توقیف هست برای زنده نگهداشتن یاد آن هفته نامه و زحمت کشان آن این وبلاک با این نام ادامه خواهد یافت شاید روزی تغییر نام دهیم .
mr.bem4r@yahoo.com

 

موضوعات

اطلاعیه ها

بیانیه ها

احبار تشکل ها

اساسنامه کانون های صنفی معلمان

شرایط عضویت در کانون صنفی معلمان اردبیل

نمونه های از مکاتبات

مطالبات معلمان

اخبار آموزش و پرورش استان

اخبار وزارت آموزش و پرورش

مقالات

شماره حساب کانون صنفی معلمان اردبیل

مسایل و مشکلات آموزش و پرورش

اخبار جلسات شورای هماهنگی

معرفی کانون های صنفی معلمان سراسر کشور

اخبار بازداشتی ها و زندانی های معلمان

فعالیت کانون صنفی معلمان اردبیل

اساسنامه شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان

کمک به معلمان آسیب دیده

مبارزه با فیلترینگ

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

وب سايت شخصي دكتر اكبر اعلمي

کانون صنفی معلمان ایران شاخه ی کردستان

سپاس معلم

کانون صنفی معلمان ایران (تهران )

خبرنگار قلم معلم

قلم معلم نشريه هفتگي

وبلاك معلمان حق التدريس

فرياد معلمان

صداي معلم

گچ ودل فرهنگيان ايران

کانون صنفي فرهنگيان خراسان

بانک اطلاعات آموزش و پرورش ايران و جهان

اتحاديه وبلاگ نويسان فرهنگي بلاگفا

آموزش نيوز

كانون صنفي معلمان استان اردبيل

مهين بلاگ

كانون صنفي معلمان كرمانشاه

كانون صنفي فرهنگيان خميني شهر

نداي معلمان مشگين شهر

فرياد معلم

معلم آزاده

فرهنگيان بدبخت و بيچاره

معلم خبرنگار

خبرنگار قلم معلم

انجمن فرهنگیان آزاد

شيرزاد عبداللهي

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

اطلاعیه

تجمع معلمان اردبیل

فراخوان برای اجرای نظام هماهنگ فرهنگیان گرامی، یاران ارجمند :

اطلاعیه

سه خبر از استان اردبيل

درخواست نشست اضطراري

از اینجا بخوانید

سازمان دیده بان حقوق بشر نسبت به صدور حکم اعدام برای فرزاد کمانگر،اعتراض کرد

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران ( 9 )

پاسخي به چگونگي مصرف درآمد نفت؛معماي فراواني

 
 

کانون صنفی معلمان اردبیل

به نام خداوند جان وخرد

در وبلاک معلمان و کانون های صنفی مختلف سیری نموده و با کمال ناراحتی دیدم که نه در وبلاک کانون صنفی معلمان ایران – تهران و نه در وبلاک قلم معلم نشریه الکترونیکی نامی از کانون صنفی معلمان اردبیل وجود ندارد برعکس جاهای خیلی کوچک و حتی برخی شهر های که فقط یک نفر وبلاک نویس معلم دارد اسمشان در لینگهای پیوندی این وبلاکها وجود داشت ولی با کمال تاسف اسمی از ما نبرده شده . همه دوستان فعال صنفی بنده را خوب می شناسند و با افکار وعقاید بنده از نزدیک آشنا هستند کانون صنفی معلمان اردبیل در تمامی مراحل نشست ها حضوری فعال داشته و تمامی تصمیمات شورای هماهنگی را به مرحله عمل رسانده و برای تمامی بیانیه ها مداراک مستند و قابل توجهی دارد هر چند که شروع کار ما با مجوز استانداری محترم وقت در استان اردبیل شروع شد و نماینده محترم فرمانداری در مراسم انتخابات اولین دوره هیات مدیره کانون حضور یافته و در نهایت صحت انتخابات را تایید نموده بود ولی بلافاصله بعد از انتخابات با اولین حرکت صنفی ما در شهرستان اردبیل که از دو ناحیه آموزش و پرورشی تشکیل شده ساز مخالفت فرمانداری به صدا در آمد چندین جلسه حضوری با فرماندار اصلاح طلب !!!! شهرمان برگزار کردیم و در یکی از همین جلسات ایشان صریحا اعلام نمودند که شما یعنی بنده ( غ – ع ) از سمت ریاست هیات مدیره کنارگیری نمایید و در صورت استعفاء از هیات مدیره کانون من در خدمت کانون و معلمان شهرستان اردبیل خواهم بود . من همین مطلب را در جلسه اعضای هیات مدیره مطرح نمودم و همه اعضای هیات مدیره محالفت نمودند .

در سه سال گذشته هر گاه ما به تصمیمات شورای هماهنگی عمل می نمودیم ایشان ( فرمانداری ) نامه ای مبنی بر اینکه کانون صنفی معلمان اردبیل غیر قانونی است و مراحل قانونی را طی نکرده برای ما ارسال می نمود ولی انصافا هیچ گاه برخورد نامناسب با ما نداشت . ولی در ایامی که تحصن و تجمع نبود ایشان در مکاتبات خود بنده را رئیس محترم کانون صنفی معلمان اردبیل خطاب می کرد . در برخی از جلسات ما بحث های تندی می شد که هر دو طرف یعنی ما و ایشان همدیگر مورد حمله لفظی قرار می دادیم ولی با کمال ادب دعوت نوبت بعدی ما را می پذیرفتند و اکثرا در اوقات غیر وقت اداری این جلسات برگزار می شد اما از روزی که فرماندار اصول گرا در پست فرمانداری نشست ( بهتر است دوستان بدانند که فرماندار فعلی اردبیل جانبازی با درجه بالا هستند ) چندین بار از ایشان درخواست وقت نمودیم ولی ایشان به ما  وقت ندادند . ایشان در وقت غیر اداری در فرمانداری پا نمی گذارند . در واقع معاون ایشان که از معلمان هم دل خوشی ندارند همه تصمیمات را می گیرند و اجرا می کنند . بهر حال ایشان به ما روی خوشی نشان نداند و تا حال موفق نشده ایم حتی یک جلسه ده دقیقه ای با ایشان داشته باشیم . البته لازم به توضیح می دانم که با توجه به شناخت ما از طرز افکار اصول گران این احتمال را می دادیم که به حرکت صنفی معلمان روی خوش نشان ندهند و از همان اول ما را منتصب به خارج از کشور و یا حداقل مخالف نظام و....... بدانند . به همین جهت هم در جلسات هیات مدیره گرفتن وقت از فرماندار فعلی اردبیل رای نمی آورد .

در آبانماه 85 در دیدار حضوری با رئیس سازمان آموزش و پرورش استان جناب آقای میرزاده که معرف حضور تمامی فعالان سراسر کشور هستند از ایشان درخواست محل کردیم تا انتخابات دومین دوره هیات مدیره کانون را برگزار کنیم و حتی من به ایشان عرض کردم که در صورت مشکل ساز شدن این درخواست اجازه دهند تا ما از محل دیگری استفاده کنیم حتی به صورت اجاره ایشان ناراحت شده و فرمودند مگر بنده نمی توانم انتخابات معلمان خود را برگزار نمایم و فرمودند که اگر شما اینکار را بکنید در واقع به بنده توهین نموده اید .   یکی دوماه بعد از همین جریان ایشان را عزل و مدیر کل اصول گرای ناب بر مسند ریاست سازمان ما جلوس کردند در اولین جلسه هیات مدیره با ایشان بنده از ایشان هم در خواست محل نمودم و ایشان قول صد در صد دادند وقتی بنده لبخندی زدم ناراحت شده و فرمودند که فلانی ما را به حساب نمی آری ؟!!!!

عرض کردم بعدا شما را توجیح خواهند نمود و شما نمی توانید به ما مکانی جهت برگزاری انتخابات بدهید ایشان اصرار کردند و هم ایشان و هم معاون ایشان قول داده و تاکید نمودند که در اولین فرصت این مکان در اختیار شما خواهد بود !!!!

یک هفته بعد از این دیداری حضوری بنده طی یک نامه کتبی درخواست خود را خدمت ایشان مطرح نمودم ولی تا امروز جوابی دریافت نکرده ایم !!!!!!!!

در آخرین مرحله از اجرای بیانیه 10 فروردین 86 نامه کتبی به تک تک اعضای هیات مدیره کانون از طرف شورای تامین استان و توسط فرمانداری ارسال شده که شما با توجه به اتمام وقت قانونی فعالیت کانون اردبیل حق فعالیت صنفی نداشته و در صورت فعالیت با شما برخورد قانونی خواهد شد. !!!!!

 

لازم به توضیح است که تمامی بندهای بیانیه در استان اردبیل حتی بدون کوچکترین تحریفی انجام شد و معلمان رشید استان ما نشان دادند که در راستای احقاق حقوق حقه خود کوچکتریت عقب نشینی را قبول ندارند .

بعد هم همین نامه را مورد استناد قرار داده به خانه های ما ریختند و تمامی بیانیه ها و دست نوشته ها و یادداشت های ما را همراه با کیس کامپیوتر و ......... را بردند ما را بازداشت نموده و دو روز تمام مورد بازجویی قرار داده و تا امروز هنوز وسایل ما را تحویل نداده اند . جالب است دوستان بدانند که درب محل کانون اردبیل مهر وموم شده و دسته چک و مهر کانون از ما گرفته شده و تمامی مدارک اعضاء و دفاتر کانون را برده اند . وبلاک قلم معلم ( کانون صنفی معلمان اردبیل ) که در زمان توقیف شدن اولین دوره این هفته نامه با نام آن فعال شده فیلتر شده و تلفن های منازل ما تحت کنترل و .......

بطور کلی دولت اصول گرا بجای پاسخ گویی به خواست به حق معلمان که خود این آقایان در زمان دولت اصلاح طلب آن را حق مسلم فرهنگیان میدانستند و در جلسات خود تاکید می نمودند که حتما دولت باید به این درخواست ها توجه جدی نموده و در اسرع وقت حقوق معلمان را افزایش دهد امروزه با یک دست شدن دولت و مجلس تازه معلمان به خارج از کشور وابسته تشخیص و فعالان صنفی معلمان به شدت مورد غضب دولت مردان گشته و زندان و بازداشت و تبعید در دولت عدالت محور باب شده و اگر چه در آخرین نظر سنجی ها معلمان بالاترین رتبه را از نظر مورد اعتماد بودن در جامعه ایرانی کسب کرده بودند ولی دولتی که رئیس آن معلم و رئیس مجلس آن معلم هستند بیشتر آمار زندانی و بازداشت را در کارنامه خود ثبت و برای همیشه در تاریخ این کشور به یادگار گذاشتند ؟!!!!!!!

به طور حتم تاریخ در مورد این تصمیمات قضاوت عادلانه خواهد داشت . قشری که بیشرین خدمت را به نظام اسلامی خود کرده و کمترین توقع را از مسئولان خود داشته و در نهایت بعنوان خاین به کشور و نظام تشخیص داده شده اند نمی تواند با فکری آسوده و با خیالی راحت به تعلیم و تربیت نسل آتی بپردازند .

من اعتقاد دارم درک مسئولان از معلمان ایران یک اشتباه بزرگ و غیر قابل قبول هست . کدام مسئولی در این کشور می تواند منکر تبعیض و ظلم به فرهنگیان باشد ؟ آیا دروغ است که معلمان حتی قابل قیاس با انبادار شرکت نفت نیستند ؟ آیا دروغ است که حقوق سه نفر لیسانس آموزش و پرورش به اندازه یک دیپلم شرکت نفت نیست ؟ آیا دروغ است که یک نفر لیسانس شرکت نفت بیش از ده نفر لیسانس آموزش و پرورش حقوق مزایا دارد ؟ ما بر گفته خود بارها شاهد آوردیم . و شما بارها در جواب ما از این شاخه به آن شاخه پریده اید !!!!!

بقول یکی از فعالان صنفی معلمان حساب شما و ما باشد برای روز جزا . ما به آن روز اعتقاد داریم و در همان روز یقه شما را ول نخواهیم . حال خود دانید . خدایا تو خود شاهد باش که با ما چه کردند ؟ و کدامین تهمت ها را بر ما به ناحق زدند . تو خود بر ما قضاوت کن و دورغگویان را که بطور حتم از دشمنان توهستند به سزای عمل خود برسان .   آمین .

                                                                                                              عباسی از اردبیل

                                                                                                                6/4/1386  

چهارشنبه 1386/04/06 |

 

پيام فرهنگيان خطاب به ملـّــــت شريف ايران

به نام خداوند جان وخرد

پيام فرهنگيان خطاب به ملـّــــت شريف ايران

ظالم آن قومي كه چشمان دوختند     از سخن ها عالمي راسوختند

     جامعه اي كه معلمانش درس آزادگي و انسانيت را با قلم عشق و جوهر دانش برلوح دل هاي كودكان،نوجوانان و جوانانش مي نگارند،بذر سعادت و كاميابي را دركشتزارانديشه هاي نسلي مي پاشند كه خرمن بهروزي و بهورزي را در سير تكامل آن جامعه با چشم غيرمسلح نيزمي توان ديد.  

    بدون ترديد انسان هاي پاك و بزرگ در مكتب كساني درس بزرگي و عزّت مي آموزند كه خود نيز به اين ويژگي ها متخلـّــق و آراسته باشند. به تعبير معماربزرگ زبان فارسي،فردوسي توسي :« زِِِ ِ سستي،كژي زايد و كاستي»

   آيا مي توان آزادگي و سازش ناپذيري حسين ،جانبازي و فداكاري عبّاس و پرچمداري تداوم نهضت كربلا در دستان عصمت و غيرت زينب را ديد و تأثير مكتب درس مولاي عدالت جويان عالم،علي(ع) و گهواره ي تربيت زهراي اطهر(س) را ناديده گرفت؟

   مسلـّــماً درختسان لبريز ازشاخسارهاي پرميوه و گلستان مملو از طراوت و شادابي گل ،بدون دستان باصفاي باغبان كه گاه از چشمه ي معرفت و دانايي، آب زلال عشق رانثارش مي كند و گاه با تيغ محبت،خارش رامي پيرايــــد،ديري نخواهد پايـيـــد كه خــــــزانش چنان مي پژمرد كه يا به دشتي سياهرو بدل مي گردد يا به بيشه اي پر از گياهان خودرو و وحشي  كه پناهگاه وحوش و سباع مي شود و هيچ ابري نخواهد توانست دگرباره حياتش ببخشد و بوي طراوت و شادابي را درفضاي آن بپراكنـَد.

   به راستي اگرهريك ازشما پدران و مادران، باغي يا گلستاني داشتيد،حاضر مي شديد كه آن رابه باغباني بسپاريد كه چنان اورا در لجّه ي مضايق زندگي خويش فروبرده اند كه علي رغم ميل باطني و برخلاف نداي درونش،هرگزچنان كه بايسته و شايسته است  به امانت شما نتوانست رسيد؟ مگر فرزندان شما كم از باغ و گلزارند كه نسبت به سرنوشــــت آن ها بي تفاوت باشيد وچنان در مسابقه ي كسب مال و مكنت مستغرق گشته يا براي تأمين كمينـه نيازهاي ابتدايي زندگي فرورفته ايد كه مجا لي براي پرداختــــن به ميـــوه هاي باغ زنـــدگي خويش نداريد؟

   شايد دسته اي ازشما مردم درنگاه اوّل، وجود مدرسه و معلّمان باشرايط حال حاضر را براي رفع اين نياز،كافي و وافي مي دانيد و مي پنداريد كه« شهر درامن  و امان است  و مي توانيد آسوده بخوابيد» وبرخي ديگرنيز با تكيه بربالش قدرت و ثروت خود و سپردن نوباوگان خويش به مدارس پرطمطراق غيرانتفاعي و امثال آن يا فراهم نمودن امكان استفاده از معلـّم خصوصي و كلاس هاي تقويتي و كنكوري و ديگر فروشگاه هاي بزرگ دانش و معرفت كه بصيرت و بينش را كيلويي ياخرواري و يا به هرمقداركه سركيسه راشل نماييد،تقديم پول عزيزتان خواهند نمود، درعرش سيرمي كنيد و باورتان شده است كه بهشت موعود و مدينه ي فاضله را براي فرزندان خود خريداري نموده ايد.

   نه عزيزان،ما معلـّمان و فرهنگيان كه در بطن و مركز اين كارقرارگرفته و با خم وچم كارآشناييم، مي دانيم و با تمام وجود احساس مي كنيم كه آموزش وپرورش كنوني،نسل ها رابا نظام آموزشي فرسوده و نگاه سياسي و مديريت قرون وسطايي سياستمداران و مراكزتصميم سازي كشور، به تركستان نابودسازي ارزش هاي انساني و باتلاق استعداد سوزي هدايت مي نمايند.

   حكايت وضعيت كنوني آموزش وپرورش و معلـّمان آن به مثابه ي كشتي پوسيده اي است كه سياست پيشگان قدرت طلب همچون مشّاطگان چيره دست و چهره آرايان بي همتاي فيلم هاي سينمايي، زيبا و نگارينش ساخته اند و معلمانش را در محبس تبعيض و ناروايي زندگي سياست زده ، با تازيانه ي عدالت در اردوگاه هاي كار بااعمال شاقّـّه،همه ي توش و توانش را از او گرفته باشند و سپس ناخدايي آن كشتي را به اوسپرده و دراقيانوس پرتلاطم و بي انتهاي توقّعات و انتظارات  جامعه رهايش نموده باشند. اگر در اين آوردگاه تنازع براي بقا كه من وشما را به سوي آن كشانده اند،هنوز ذرّه اي از وجدان هاي موريانه خورده، باقي مانده است،به حكميت و داوري بنشينيد و بگوييد كه«آيا اين كشتي خوش نماي ازدرون پوسيده، باآن ناخدايان به زنجير بي عدالتي كشيده شده،مي تواند سرنشينانش را كه فرزندان اين كهن مرزبوم است به ساحل آرامش و سعادت برساند يا چنان آنها را در گرداب هاي سهمناك و دور ازكرانه ي نجات رهاساخته و خواهدساخت كه هريك با پانهادن برروي سر و تن ديگري، فقط خود رابينديشند و صحنه هاي دردناك «رازبقا»را تداعي بنمايند.»

    آري مردم عزيز،چه باوركنيد چه باورنكنيد،حقيقت همين است كه هست؛ تبعيض و بي عدالتي درميان كاركنان دولت،نگاه كور و نابخردانه ي دولتمردان و مجلس نسبت به مقوله ي تعليم وتربيت ، چنان عرصه را برفرهنگيان تنگ نموده كه با وجود آن كه مي خواهند معلـّم باشند و چه بسيارهم سعي و تلاش مي كنندامّا هرگزنمي توانند. مگر مي شود از دستان بسته،هنر و خلاقيـّــت را انتظارداشت؟

   بدانيد وآگاه باشيد كه برخلاف گفته ها و نوشته هاي قدرت طلبان مردم فريب در رسانه  هاي مختلف كه هرروز فقط دراخبار ونه درعمل برحقوق و مزاياي معلـّمان مي افزايند تا افكارعمومي رانسبت به آن ها بدبين نمايند،فرياد معلمان نه ازسرسيري و زياده خواهي است و نه براي اعتراض به حقوق و مزاياي ديگركاركنان كه كمترين حقّ ايشان براي زندگي است ؛ بلكه اعتراض ايشان براي مبارزه با تبعيضي است كه چنان آن ها را درتنگنا قرارداده كه به اجبار به مشاغل ديگربپردازند و نتوانند هدايتگر و پيامبر نسل ها و امانتدار امانت هاي مردم باشند به گونه اي كه اگرحجاب ازچشم عقل برداريد، خواهيد ديد كه محصول نهادهاي فرهنگ ساز امروز كشور،«دورافتادن روزافزون از ارزشهاي انساني و فاصله گرفتن بيش ازپيش از حريم باورهايي است كه شا لوده ي فرهنگ ديرينه ي ايراني اسلامي ماست» بدانيد كه مدارس باز است و معلـّــم حاضر امّا تعليم وتربيت،درتعطيلي نامحدود به سرمي برد و كسب معرفت همواره غايب. فريب كسب مقام هاي كاذب درالمپيادهاي جهاني را نخوريد و بدانيد كه هرگز اين مقام ها نمودار واقعي آموزش دركشورما نبوده بلكه يا حاصل استعداد فردي و تلاش بي منتهاي فرزندان شماست يا محصول آموزش هاي ويژه براي افرادي خاص. 

  امروزه فرهنگيان گاه برخلاف ميل وطبيعت خويش،اين كلاس هاي به ظاهــــر دايــر را مي بندند تا بتوانند دري به وسعت فرهنگ ارزشي نامحدود ملّت را به گونه اي واقعي برروي جامعه و فرزندان آن بگشايند. اعتراض و فرياد برمي آورند تا همگان بدانند كه  تصميم سازي هاي ناروا و ناصواب ،مانند ويروس، سراپاي بنيادي ترين مركز هرگونه توليد،توسعه و پيشرفت پايدار و واقعي يعني آموزش وپرورش را فراگرفته است و او را در وضعيت بيماري درحال احتضار قرارداده است.

   آري،معلـّــم كه وارث رسالت انبيا و امانتــدار حريم ايثار و خودفدايي شهداست هرگز نمي تواند دربرابر اين نابساماني ها و نابهنجاري ها كه نام خدمت به خلق خدا و پاسداري ازنظام وانقلاب برآن نهاده اند تا كس را ياراي اعتراض به حريم قدرت آن ها نباشد، سكوت نخواهند نمود زيرا نيك مي دانند كه « اشك كباب موجب طغيان آتش است »

همت کنید و این پیام را به شیوه های مختلف به مردم برسانید.

 

چهارشنبه 1386/01/22 |