تبليغاتX
قلم معلم
قلم معلم

کانون صنفی معلمان اردبیل
 
 

تا زمانیکه هفته نامه قلم معلم توقیف هست برای زنده نگهداشتن یاد آن هفته نامه و زحمت کشان آن این وبلاک با این نام ادامه خواهد یافت شاید روزی تغییر نام دهیم .
mr.bem4r@yahoo.com

 

موضوعات

اطلاعیه ها

بیانیه ها

احبار تشکل ها

اساسنامه کانون های صنفی معلمان

شرایط عضویت در کانون صنفی معلمان اردبیل

نمونه های از مکاتبات

مطالبات معلمان

اخبار آموزش و پرورش استان

اخبار وزارت آموزش و پرورش

مقالات

شماره حساب کانون صنفی معلمان اردبیل

مسایل و مشکلات آموزش و پرورش

اخبار جلسات شورای هماهنگی

معرفی کانون های صنفی معلمان سراسر کشور

اخبار بازداشتی ها و زندانی های معلمان

فعالیت کانون صنفی معلمان اردبیل

اساسنامه شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان

کمک به معلمان آسیب دیده

مبارزه با فیلترینگ

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

وب سايت شخصي دكتر اكبر اعلمي

کانون صنفی معلمان ایران شاخه ی کردستان

سپاس معلم

کانون صنفی معلمان ایران (تهران )

خبرنگار قلم معلم

قلم معلم نشريه هفتگي

وبلاك معلمان حق التدريس

فرياد معلمان

صداي معلم

گچ ودل فرهنگيان ايران

کانون صنفي فرهنگيان خراسان

بانک اطلاعات آموزش و پرورش ايران و جهان

اتحاديه وبلاگ نويسان فرهنگي بلاگفا

آموزش نيوز

كانون صنفي معلمان استان اردبيل

مهين بلاگ

كانون صنفي معلمان كرمانشاه

كانون صنفي فرهنگيان خميني شهر

نداي معلمان مشگين شهر

فرياد معلم

معلم آزاده

فرهنگيان بدبخت و بيچاره

معلم خبرنگار

خبرنگار قلم معلم

انجمن فرهنگیان آزاد

شيرزاد عبداللهي

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

اطلاعیه

تجمع معلمان اردبیل

فراخوان برای اجرای نظام هماهنگ فرهنگیان گرامی، یاران ارجمند :

اطلاعیه

سه خبر از استان اردبيل

درخواست نشست اضطراري

از اینجا بخوانید

سازمان دیده بان حقوق بشر نسبت به صدور حکم اعدام برای فرزاد کمانگر،اعتراض کرد

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران ( 9 )

پاسخي به چگونگي مصرف درآمد نفت؛معماي فراواني

 
 

نگذاریم کانونهای صنفی معلمان تقسیم بر دو شود !!!!!

به نام خداوند جان وخرد

نگذاریم کانونهای صنفی معلمان تقسیم بر دو شود !!!!!

فرهنگيان محترم ؛ فعالان صنفي عزيز

با سلام خدمت همه فرهنگيان و فرهنگ دوستان ايران زمين . اينجانب نيز از موضوع فعاليت صنفي معلمان تا حدودي خبر داشته و در بسياري از جلسات و نشست ها حضور داشته ام و در واقع از نزديك تمامي دوستان عضو شوراي مركزي كانون صنفي معلمان ايران را مي شناسم و خدمت تك تك آنان ارادت كامل داشته و مطابق معمول از همه دوستان خواهشمندم تا بدور از فضاي بوجود آمده اخير در بين دوستان به چند نكته ظريف دقت نمايند و نتيجه را بر عهده شما مي گذارم .

1.      تاسيس كانون صنفي و تهيه اساسنامه آن و تلاش براي عضو گيري در تهران و سپس تاسيس شاخه هاي استاني و حتي شهرستاني آن كار كمي نبوده و به آساني بدست نيامد تا به اين آساني از دست برود و با تفرقه و نفاق دوستان فعال و جدي ديروزي امروز روي در روي هم قرار گيرند باري ديگر به مسير طي شده نگاهي باندازيم تا عظمت كار خود را بهتر دريابيم .

2.    برگزاري جلسات سراسري و صدور چندين بيانيه باعث شد تا از يك طرف مسئولان به بسياري از مشكلات و كمبودها در بين قشر فرهنگي اقرار و حتي بعضا تلاشي براي جبران نمايند و از طرف ديگر صداي اعتراض شما به گوش تمام جهانيان رسيد و معلمان نقاط دور و نزديك به عضويت كانون صنفي معلمان در آمده و دامنه فعاليت ها در آخرين روزهاي اعتراضات همه مسئولان را متوجه پيشرفت فعاليت صنفي نمود و همين مسئله باعث شد تا دولت نهم تصميم به  اخراج معلمان و تبعيد و زندان و عدم پوشش خبري معلمان و  فعالان صنفي آنان بگيرد .

3.  در هر مرجله از فعاليت هاي اجتماعي خطر تفرقه و خيانت وجود دارد ولي در طول اين سالها همه فعالان با صداقت در جلسات شركت و در اجراي بيانيه شوراي هماهنگي همه مصر بودند لذا برخي از دولت مردان سراغ ترفند قديمي تفرقه بانداز و حكومت كن رفتند تا امروز دوستان شفيق ما در مقابل هم قرار گيرند و نيروي كسب شده تقسيم بر دو شود و اكر اد امه دهند ديگر مجالي براي مطرح نمودن مشكلات اصلي پيدا نخواهيم كرد .

4.  با مروري بر مجالس هفت گانه پس از انقلاب شما هيچ دوره اي را خالي از معلمان نخواهيد يافت آيا همه معلمان منتخب مردم ضعيف بوده اند ؟ يا خداي نكرده به ما خيانت كرده اند ؟ بطور حتم بسياري از معلمان شريف در ادوار گذشته مجلس درد معلمان را بخوبي مطرح و حتي طرح و برنامه هاي جالبي به مجلس ارايه نموده اند ولي مشكلات آموزش و پرورش ما با انتخاب چند نماينده فعال و صادق قابل حل  نيست بلكه  اين كار نياز به اراده و عزم ملي و همكاري و همياري تمامي ملت ايران  دارد و متاسفانه تا امروز چنين مسئله اي در سطح ملي مطرح نگشته و مسئولان كشوري ما مسايل و مشكلات اين بخش مهم و زير بناي را بطور جدي پيگيري ننموده اند .

5.   در تمامي كشور ها افراد به مشاغل خود با افتخار نگريسته و بودن در صنف و سنديكا و يا انجمن صنفي نه تنها گناه نيست بلكه افتخار هم محسوب مي شود فقط در كشور هاي جهان سومي و در حال توسعه چنين فعاليت هاي جرمي غير قابل بخشش به حساب مي آيد لذا من به عنوان يك معلم بايد به عضويت خود در صنف خود افتخار نماييم و در اولين فرصت به عضويت اتحاديه جهاني معلمان و به فكر پيوستن به دريا بيكران انسانها عاشق علم و معرفت باشم نه در تبعيد و يا زندان و نگران آينده شغل خود و دانش آموزان خود . بياييد همانند سابق با افتخار كانون هاي صنفي معلمان محل و مرجع پيگيري حقوق مغفول مانده خود كنيم .

6.   تلاس در بخش سياسي جامعه نبايد گناه محسوب شود . جرم هم نيست ولي بطور حتم موجب تفرقه و چند تيرگي در بين كانون هاي نو بنياد صنفي خواهد شد و اين نهال تازه را از ريشه خشك خواهد كرد نگذاريم نهالي كه با دستان زحمت كشيده و خون دل خوردن بسياري از معلمان قبل از به بار نشستن بخشكد .

7.  دوستاني كه مايل هستند در بخش سياسي صنفي فعاليت نمايند بايد اين انصاف را داشته باشند خلط مبحث نكنند . با صداقت و با احترام از بخش صنفي كنار كشيده و بعد در بخش سياسي فعاليت نمايند تا جاي هيچ گونه شبهه اي نماند و بقيه دوستان هم دچار مشكل از طرف اعضاي كانون هاي صنفي نشود .

8.  همه دوستان كانون صنفي معلمان ايران بخوبي مي دانند كه در نشست هاي شوراي هماهنگي كانون تهران يك راي دارد لذا تعميم اختلاف كانون تهران ربطي به 39 كانون ديگر نداشته و ندارد به همين خاطر بنده از اعضاي محترم شواري هماهنگي برگزاري جلسه اضطراري در فروردين ماه را دارم تا مشكل بوجود آمده هر چه سريعتر رفع گردد و آرامش و گرمي را در درون كانون صنفي معلمان ايران ( تهران ) به عنوان دبيرخانه تشكل هاي صنفي سراسر ايران شاهد باشيم .

غلامعلي عباسي

دبير تشكل هاي صنفي معلمان شمال و شمال غرب ايران

23 / 12 / 1386

 

شنبه 1386/12/25 |

 

مصوب ١٥٤مین اجلاس شورای بین‌المجالس منشور معیارهای انتخابات آزاد و منصفانه

مصوب ١٥٤مین اجلاس شورای بین‌المجالس منشور معیارهای انتخابات آزاد و منصفانه

 

ترجمه متن منشور معیارهای انتخابات آزاد و منصفانه

این بیانیه در ١٥٤ مین اجلاس شورای بین المجالس (پاریس، ٢٦ مارس ١٩٩٤) به اتفاق آرا پذیرفته شد.شورای بین‌المجالس، با تصدیق مکرر اهمیت اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی ، حق حاکمیت را مبتنی بر خواست مردم می‌داند ــ که از طریق انتخابات دوره‌ای و راستین بیان می‌شود،اصول (پرنسیپ‌های) بنیادین در رابطه با برگزاری انتخابات دوره ای، آزاد، و منصفانه را ــ که توسط حکومتها بعنوان ابزار جهانی و منطقه‌ای اعمال حقوق بشر شناخته شده‌اند، پذیرفته و تاًیید می‌کند که از جمله حق هر فرد در مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم ــ از طریق نمایندگانی که در انتخابات آزاد برگزیده شده‌اند ــ در اداره‌ی کشور خویش؛ حق شرکت در این انتخابات بوسیله‌ی رأی مخفی؛ حق برابر با دیگران در کاندیدا شدن برای انتخابات؛ و حق ابراز دیدگاههای سیاسی خود، چه بطور فردی و چه جمعی را شامل می‌شود،بر این امر آگاه است که، پیرو منشور سازمان ملل، حکومتها این حق را دارند که، بدون مداخله‌ی خارجی، مطابق با خواستهای مردم کشور خویش، به توسعه‌ی آزادانه‌ی ساختارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی خود بپردازند،آرزو دارد که ترویج دهنده‌ی بنای ساختارهای دمکراتیک و فراگیر (پلورالیستی) دولت‌های انتخابی١ در سراسر جهان باشد،اشراف دارد که تثبیت و تقویت روندهای و نهادهای دمکراتیک ناشی از مسئولیت مشترک دولت‌ها، رأی دهندگان، و نیروهای سیاسی سازمان‌یافته است؛ انتخابات دوره‌ای و راستین عنصری لازم و گریزناپذیر از تلاش مدام برای دفاع از حقوق و منافع حکومت شوندگان می‌باشد؛ و تجربه عملی نشان می‌دهد که حق هر کس در مشارکت در اداره‌ی کشور خویش عاملی کلیدی در بهره‌وری همگانی از حقوق بشر و آزادی‌های بنیادین است،از گسترش نقش سازمان ملل، اتحادیه‌ی بین‌المجالس، سازمان‌های منطقه‌ای و مجامع پارلمانی و سازمانهای ملی و بین المللی غیردولتی در کمک رسانی ــ به درخواست خود دولتها ــ به برگزاری انتخابات پشتیبانی می‌کند،و بنابراین، بیانیه‌ی زیرین درباره‌ی برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه را می‌پذیرد، و از دولتها و پارلمانها در سراسر جهان مجدانه می‌خواهد که اصول و معیارهای ارائه شده در آن را راهنمای کار خود قرار دهند.
١. انتخابات آزاد و منصفانه
حق حاکمیت در هر کشور تنها می‌تواند برآمده از خواست مردم آن کشور باشد که در انتخابات راستین، آزاد، و منصفانه ــ که بطور دوره‌ای برگزار می‌شود ــ و مبتنی بر حق رأی همگانی، برابر، و مخفی است بیان می‌گردد.
٢. حقوق انتخاباتی
(١) هر شهروند بزرگسال این حق را دارد که در انتخابات، بدور از هرگونه تبعیض، رأی بدهد.
(٢) هر شهروند بزرگسال این حق را دارد که به یک پروسه‌ی نام نویسی کارآمد، بیطرف، و بدور از تبعیض دسترسی داشته باشد.
(٣) نمی‌توان شهروند واجد شرایط را از حق رأی دادن محروم ساخت یا جلوی نام نویسی او را برای رأی دادن گرفت، مگر اینکه اینکار بر اساس معیارهای معین و قابل بازبینی و قانونی صورت بگیرد و با تعهدات کشور در برابر قانون بین الملل سازگار باشد.
(٤) هر کسی که حق رأی دادن یا حق نام نویسی بعنوان رأی دهنده از او گرفته شده، باید بتواند به یک سیستم رسیدگی به شکایات دسترسی داشته باشد؛ سیستمی که هم توانایی بررسی چنین تصمیماتی را داشته باشد و هم بتواند اشتباهات را بلافاصله و بطور واقعی تصحیح نماید.
(٥) هر رأی دهنده حق دسترسی برابر و موثر به حوزه‌ی رأی گیری را داشته باشد تا بتواند از حق رأی خود استفاده کند.
(٦) هر رأی دهنده باید بتواند بمانند دیگران از حق رأی خود برخوردار شود و رأی او باید وزنی برابر با رأی دیگری داشته باشد.
(٧) حق رأی دادن بطور مخفی بلاشرط است و نمیباید بهیچوجه محدود گردد.
٣. حقوق و مسئولیتهای کاندیداتوری، فعالیت حزبی، و کارزار انتخاباتی
(١) هر کس حق دارد در اداره‌ی کشور خویش مشارکت داشته باشد و می‌باید از امکان برابر برای کاندیدا شدن در انتخابات برخوردار باشد. معیارها برای مشارکت در حکومت در تطابق با قانون اساسی و دیگر قوانین کشور تعیین می‌گردند و نمی‌توانند با مسئولیتهای بین المللی کشور ناسازگار باشند.
(٢) هر کس حق دارد برای کارزار انتخاباتی به عضویت حزب یا سازمانی سیاسی درآید، یا همراه با دیگران حزب یا سازمانی سیاسی را بوجود آورد.
(٣) هرکس بنوبه‌ی خود و یا همراه با دیگران حق دارد که:
● دیدگاههای سیاسی خود را بدون مداخله‌ی دیگران بیان دارد،
● اطلاعات بخواهد، اطلاعات بگیرد، و اطلاعات بدهد و گزینه‌ای آگاهانه ارائه دهد،
● برای کارزار اتنخاباتی در سطح کشور آزادانه رفت و آمد کند،
● بر اساس برابر با دیگر احزاب سیاسی از جمله حزب حاکم به فعالیت انتخاباتی بپردازد.
(٤) هر کاندیدای انتخابات و هر حزب سیاسی می‌باید دسترسی برابر به رسانه ها ــ بویژه رسانه های اطلاع رسانی جمعی ــ داشته باشد تا بتواند دیدگاههای سیاسی خود را عرضه دارد،
(٥) امنیت جانی و مالی کاندیدا ها می‌باید پذیرفته شده و تأمین گردد،
(٦) هر فرد و حزب سیاسی از حق حمایت قانونی برخوردار است و نقض حقوق سیاسی و انتخاباتی اش باید جبران شود.
(٧) تمامی حقوق بالا تنها در شرایط استثنایی و در جهت حفظ امنیت ملی یا نظم اجتماعی، سلامت اجتماعی یا اخلاقی، دفاع از یا تأمین حقوق و آزادیهای دیگران، که در یک جامعه‌ی دمکراتیک و مطابق با قانون لازم بنظر آیند، می‌توانند محدود گردند ــ مشروط به اینکه چنین محدودیتهایی با تعهدات کشور در برابر قانون بین الملل ناهمخوان نباشند. محدودیتهای مجاز علیه کاندیداتوری، تاًسیس و فعالیت احزاب سیاسی، و کارزار انتخاباتی نمیتوانند بخاطر نژاد، تیره، جنسیت، زبان، مذهب، افکار سیاسی یا غیرسیاسی، مبداً ملی یا اجتماعی، مالکیت، جایگاه فرد بهنگام تولد و غیره بکار گرفته شوند.
(٨) هر فرد یا حزب سیاسی که کاندیداتوری، حق فعالیت حزبی یا انتخاباتی اش رد یا محدود شده، می‌باید بتواند به یک هیئت رسیدگی دسترسی داشته باشد که هم توانایی بررسی چنین تصمیماتی را دارد و هم بتواند اشتباهات را بلافاصله و بطور واقعی تصحیح نماید.
(٩) حق کاندیداتوری، حق فعالیت حزبی و انتخاباتی مسئولیتهایی را نیز نسبت به جامعه با خود به‌همراه دارند. به‌ویژه هیچ کاندیدا یا حزب سیاسی نباید به خشونت روی آورد.
(١٠) هرکاندیدایاحزب سیاسی که درکارزار انتخاباتی شرکت می‌کندبایدحقوق و آزادی‌های دیگران رامحترم شمرد.
(١١) هر کاندیدا یا حزب سیاسی که در انتخابات شرکت می‌کند باید نتیجه‌ی انتخابات آزاد و منصفانه را بپذیرد.
٤. حقوق و مسئولیتهای حکومت
(١) حکومت می‌باید مراحل قانونگذاری و دیگر اقدامات لازمه را ــ همگام با روندهای قانونی کشور و تعهدات در برابر قانون بین الملل ــ به اجرا درآورد تا حقوق و چهارچوبها برای برگزاری انتخابات دوره‌ای، راستین، آزاد، و منصفانه تضمین گردد. به‌ویژه، حکومت باید:
● روندی کارآمد، بیطرف، و بدور از تبعیض را برای نام نویسی رأی دهندگان برقرار سازد،
● ملاک‌های روشن برای نام نویسی رأی دهندگان را تثبیت کند؛ - ملاک‌هایی چون سن، شهروندی، و مکان اقامت - و تضمین دهد که رعایت چنین ملاک‌هایی بدون هرگونه استثنایی دنبال می‌شوند،
● زمینه برای شکل‌گیری و فعالیت آزاد احزاب سیاسی را فراهم کند؛ تأمین مالی احتمالی احزاب سیاسی و کارزارهای انتخاباتی را برعهده گیرد؛ جدایی حزب از حکومت را تضمین نماید؛ و شرایط را برای رقابت منصفانه در انتخابات برای قوه‌ی قانونگذاری را بوجود آورد،
● برنامه های سراسری برای آموزش مدنی را براه بیاندازد، یا تسهیلاتی برای اینگونه برنامه ها فراهم سازد، تا آشنایی مردم با روند های مربوط به انتخابات و مسائل مطروحه آن تضمین شود.
(٢) علاوه بر این، حکومت می‌باید سیاست‌هایی اتخاذ کند و گامهای ساختاری لازمی را بردارد تا دستیابی به اهداف دمکراتیک به پیش رفته و تحکیم شوند؛ از جمله از طریق ایجاد مکانیسمهای غیرجانبدارانه یا متوازن برای برگزاری انتخابات.
در پیشبرد این امر می‌باید، در کنار دیگر اقدامات،
● مسئولان جنبه های مختلف برگزاری انتخابات آموزش دیده باشند و بیطرفانه کار خود را انجام دهند، و اینکه روند رأی گیری مفهوم و جاافتاده باشد، و مردم با این روند آشنا باشند،
● از نام نویسی رأی دهندگان اطمینان حاصل شود، پروسه های رأی گیری و فهرست رأی دهندگان بهنگام باشند، و اگر لازم باشد، این امور با کمک ناظران بین المللی صورت بگیرند،
● احزاب و کاندیدا ها و رسانه ها تشویق شوند که معیار های رفتاری و اخلاقی مشترکی را پذیرفته و کارزار انتخاباتی و رأی گیری را بر آن مبنا هدایت کنند،
● سلامتی پروسه‌ی رأی گیری را با در پیش‌گرفتن اقدامات مناسب تأمین نماید تا تنها کسانی که واجد شرایط هستند رأی دهند و کسی بیش از یکبار رأی ندهد،
● سلامتی پروسه‌ی شمارش آرا تأمین شود.
(٣) حکومت می‌باید به حقوق انسانی تمامی افراد کشور خود که مسئولیتشان را به عهده گرفته‌اند احترام گذاشته و این حقوق را تأمین کند. بنابراین، به‌هنگام انتخابات، حکومت و ارگان‌های آن می‌باید:
● آزادی رفت و آمد، آزادی گردهمایی، آزادی سازماندهی، و آزادی بیان را تأمین نماید؛ بویژه در رابطه با اجتماعات و گردهمایی های سیاسی،
● آزادی احزاب و کاندیداها را برای در میان گزاردن دیدگاه‌های خود با رأی دهندگان تأمین کند، و امکان دسترسی برابر احزاب و کاندیداها به رسانه های حکومتی و ملی را فراهم کند،
● گام‌های لازم را در جهت تأمین پوشش خبری غیرجانبدارانه در رسانه های حکومتی و ملی بردارد.
(٤) برای تأمین منصفانه بودن انتخابات، حکومت‌ها باید تدابیر لازم را به کار گیرند تا احزاب و کاندیداها از فرصت‌های معقول برای ارائه‌ی برنامه‌ی انتخاباتی خود برخوردار باشند.
(٥) حکومت‌ها باید تمام اقدامات لازم و مناسب را انجام دهند تا اصل مخفی بودن رأی مخدوش نشود و راًی‌دهندگان بتوانند آزادانه و بدون هراس و خطر تهدید رأی بدهند.
(٦) علاوه بر این، مقامات حکومتی باید جلوی تقلب و دیگر اقدامات خلاف را در جریان راًی‌گیری بگیرد و امنیت و سلامت روند رأی‌گیری را تأمین نماید. شمارش آرا می‌باید توسط کارکنان آموزش دیده انجام پذیرد، و کار شمارش آرا تحت نظارت صورت گیرد و/یا قابل بازبینی باشد.
(٧) حکومت‌ها باید تمامی اقدامات لازم و مناسب را انجام دهند تا کل پروسه‌ی انتخابات شفاف باشد. این امر، برای نمونه، می‌تواند از طریق حضور نمایندگان احزاب و ناظران معتبر عملی شود.
(٨) حکومت‌ها باید اقدامات لازم را انجام دهند تا احزاب، کاندیدا ها، و هوادارانشان از امنیت یکسان برخوردار باشند و مسئولان حکومتی می‌باید گام‌های لازم را برای جلوگیری از خشونت در انتخابات بردارند.
(٩) حکومت‌ها می‌باید این امکان را فراهم آورند که نقض حقوق بشر و شکایتها در مورد پروسه‌ی انتخابات بسرعت و بطور کارا، و در چهارچوب زمانی انتخابات، از سوی یک هیئت مستقل، و بیطرف ــ همچون کمیسیون نظارت بر انتخابات یا دادگاهها ــ رسیدگی شوند.
--------------
١ حکومت نمایندگان برگزیده‌ی مردم

دوشنبه 1386/12/13 |

 

مهرورزي دولت نهم براي معلمان استان اردبيل

به نام خداوند جان وخرد 

 

مهرورزي دولت نهم براي معلمان استان اردبيل

 

همه ايرانيان مي دانند كه استان اردبيل از مناطق سردسير كشور بوده و در فصل زمستان مردم اين استان مانند بسياري از استانهاي ديگر دچار دردسرهاي مضاعف مي شوند و زمستان امسال ؛ زمستاني تاريخي و به يادماندني تر شد در اوج سرما ودر سرماي 30 درجه زير صفر گاز بسياري از محلات و مناطق قطع و يا دچار نوسانات شديد مي شد . چراغهاي نفتي هم خيلي زود قيمت چند برابر يافتند و در اندك مدت از بازار رخت بسته و به كالاي نادر تبديل شدند . نفت خود ماجراي ديگري پيدا كرد همه اهالي شهر با گالن هاي پلاستيكي به روستاهاي اطراف شهر هجوم بردند . نان اين مشكل سي ساله ما هم مضعل ذيگري شده بود . ( جهت اطلاع همگان بايد عرض كنم كه ما در اردبيل چند نوع نانوايي داريم ؛ سهميه – آزاد – نيمه آزاد – نپخته – خمير خالص – و..... ) هنوز هم در اردبيل براي تهيه چند قرص نان بايد در صف ايستاد و چندين استاندار و فرماندار بعد از انقلاب هم نتوانسته اند مشكل نان ما را حل نمايند . بماند كه يك بسته لواش تهراني به قيمت چند برابر فروخته مي شود و كيفيت نان هم داستان ديگري دارد .

بارش برف چند روزه باعث شد تا مسئولان سازمان آموزش و پرورش مدارس را تا مقطع دانشگاه تعطيل نمايند . همه ما مي دانيم كه اين تعطيلي براي حفظ سلامتي دانش آموزان هست نه براي معلمان ولي با كمال تعجب بعد رفع مشكل و باز شدن مدارس در اولين اقدام به دستور رئيس سازمان آموزش و پرورش از اضافه كاري همكاري كسر و با عبارت در صورت تامين اعتبار كسري پرداخت خواهد شد تعجب همگان را باعث گرديد .

اين اتفاق از آن جهت باعث تعجب است كه همزمان با اين اقدام مسئولان آموزش و پرورش كارمندان شريف بانكها هم مبلغي از يك صد هزارتومان تا يكصد و شصت هزارتومان از بابت برودت هوا در اردبيل دريافت كردند . علاوه بر پاداش بهمن ماه كه معادل 22 روز حقوق دريافت مي كنند و برخي ادارات هم فجريه مي دهند امسال معلمان اردبيل هم چنين فجريه دريافت نمودند .!!!

در ايام هفته معلم سازمان آموزش و پرورش اردبيل با دادن بن پنجاه هزار توماني معلمان را شاد نمودند و اعلام كردند كه اين بن بخاطر هفته معلم است و ربطي به بن هاي اعلام شده ندارد ولي با كمال تاسف در جواب پيگيري بقيه بن هاي باقي مانده مسئول اداري ( جناب آقاي صياد ) اعلام نمودند كه همان بني كه در هفته معلم دريافت كرده ايد بقيه بن شماست و حدود ده هزار تومان هم اضافه داده شده كه در اولين فرصت از بن هاي شما كسر خواهد .

حالا ما مانده ايم كه با اين همه مهرورزي و عدالت  محوري چه كنيم . كجا مي توان چنين عدالتي را پيدا كرد . ما بايد از چه كسي يا كساني به خاطر اين همه لطف و محبت و مهرورزي تشكر كنيم ؟ !!!!!

از رئيس سازمان يا از هواي سرد زمستان ؟!!!!

با توجه به اينكه در پايان ايام سال هستيم به نظر بنده بايد اين چند روز را هم صبر كرد شايد برفي ديگر بيايد و كسري ديگري براي ما بياورد و شادي ما را در پايان سال دو چندان كند. !!!!!

دل آدم از برخي كلمات هم بهم مي خورد . اي كاش برخي از اين كلمات هرگز اين همه بر سر آدمها چماق نمي شدند .

غلامعلي عباسي

6 / 12 / 1386

دوشنبه 1386/12/13 |

 

از «راس امور» به حاشيه

از «راس امور» به حاشيه

 

  نويسنده : آذر منصوري


اعتماد:پارلمان يک واژه فرانسوي و به معني مجلس يا مجمع انتخاباتي است که وظيفه اصلي آن قانونگذاري و نظارت بر کار دولت يا قوه مجريه است. قديمي ترين پارلمان جهان در قرن سيزدهم در انگلستان کار خود را آغاز کرد. نخستين پارلمان نوين دنيا نيز در سال 1920 ميلادي در کشور ايسلند که يکي از کشورهاي کوچک شمال اروپا است شکل گرفت. حدود و اختيارات پارلمان ها در کشورهاي مختلف متفاوت است. در بسياري از کشورهاي موسوم به جهان سوم هم انتخابات پارلماني و هم مجالس منتخب بيشتر جنبه نمايشي دارند و نمايندگان با مداخله و اعمال نفوذ دولت ها به پارلمان راه مي يابند و وظيفه يي نيز جز تاييد و همراهي تصميمات حاکم براي خود نمي شناسند.

در کشورهاي کمونيست نيز مجالس در همين حد اختيارات را دارا بودند و هم اکنون نيز با تحولات ايجاد شده در همين وضعيت هستند، ضمن اينکه با فروپاشي برخي از اين کشورها مثل شوروي سابق قدرت به پارلمان انتقال يافته است.اما در کشورهايي که با اصول دموکراسي اداره مي شوند پارلمان مرکز سياست و تصميم گيري درباره مسائل داخلي و خارجي کشور است. اين مساله حتي در مورد کشورهايي که رئيس جمهور آن به طور مستقيم با همه پرسي انتخاب مي شود نيز مصداق پيدا مي کند. با توجه به قوانين آن کشورها(فرانسه، انگلستان و...) مجلس امکانات گسترده يي براي کنترل اقدامات رئيس دولت در اختيار دارد. حدود و اختيارات پارلمان ها در کشورهايي که براساس اصول دموکراتيک اداره مي شوند اثرگذاري و قدرت آنها را به اثبات مي رساند.در کشور ما تاکنون 24 دوره قانونگذاري در دوره مشروطيت و 7 دوره بعد از انقلاب اسلامي تشکيل شده است. اولين مجلس شوراي ملي ايران يک مجلس صنفي بود و علاوه بر نمايندگان صنوف از گروه هاي ديگر نظير علما، شاهزادگان و اعيان نيز در آن شرکت مي کردند. اما قوانيني از همين مجلس گذشت که موجب شد نمايندگان آن با راي مردم انتخاب شوند. در قانون اساسي مشروطه نيز تشکيل دو مجلس شوراي ملي و سنا پيش بيني شده بود اما تا سال 1328 تشکيل مجلس سنا به تعويق افتاد اما نظام سلطنتي شاه مجلس را به سمتي پيش برد که از آن کارکردي در حد يک نمايش بيشتر بر جاي نمانده بود. اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي مجلس در جايگاه واقعي خود قرار گرفت.

در قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي ايران که متاثر از راي و نظر مستقيم مردم است در ايران تنها يک مجلس آن هم با اختيارات گفته شده در مقام مقايسه با کشورهاي دموکراتيک تشکيل شده است که دوره فعاليت آن چهار سال است و براساس آنچه در قانون اساسي کشور ما ديده شده مجلس شوراي اسلامي ايران نيز داراي اختيارات وسيع و تعيين کننده در دو بخش نظارت و قانونگذاري است که به فرمايش رهبر فقيد انقلاب بهترين ويژگي براي پارلمان ايران در قانون ارائه شده است. امام خميني(ره) مجلس را راس امور دانسته و ميزان اين مجلس و البته نهاد ملي منتخب ديگر را نيز راي مردم قرار داده اند.

در واقع هر آنچه که در کشورهايي که با اصول دموکراسي اداره مي شوند وجود دارد، در قانون اساسي ما و توصيه هاي امام(ره) براي مجلس گنجانده شده است و اگر براساس مباني فوق رفتار شود، به واقع مي توان اثبات کرد که مجلس ايران در راس امور است. (اصولي که به روشني در فصل ششم قانون اساسي نقش پارلمان ايران را تبيين کرده است.) بدون شک گوياترين و معنادارترين جمله در ارتباط با مجلس ما، همان جمله تاريخي امام(ره) است. اما براساس اين تعريف و آنچه در قانون ماست، نمايندگان خانه ملت مي توانند از تحقيق و تفحص در تمام امور کشور، تا اظهارنظر در همه مسائل داخلي و خارجي، از آزادي در راي و اظهارنظر تا استيضاح وزيراني که خود در مقطعي به آن راي داده اند را با اين قدرت اعمال کنند. اما اتفاقاتي طي نيمه دهه گذشته در کشور ما و برخي مقاطع تاريخي اين مجلس رخ داده که نه تنها اين نقش برجسته را کم رنگ کرده، بلکه اين واقعيت تلخ را به اثبات مي رساند که متاسفانه پارلمان ايران ديگر در راس امور نيست. آنچه در خصوص عملکرد مجلس هفتم و در نتيجه انتخابات شکل گرفت، به مراتب بي اثري، ضعف و خنثي بودن خانه ملت را در تحولات داخلي و خارجي کشور به نمايش گذاشت.

آنچه موجب مي شد، مجلس در راس امور باشد در انتخابات مجلس هفتم مخدوش شد و تکليف 190 کرسي از پيش معين شده بود و اين اقدام، انتخاباتي را به معرض نمايش گذاشت که از يک سو اکثريت آن از قبل مشخص شده بودند و از سوي ديگر بسياري از نيروهاي اثرگذار با تيغ نظارت استصوابي از حضور در انتخابات منع شدند.

اما با روي کار آمدن دولت نهم، آن هم با همراهي مجلس هفتم، اين پارلمان نقش خنثاي خود را در ارتباط با نظارت بر قوه مجريه نيز به اثبات رساند. در واقع اين مجلس نه تنها در شکل دادن دولت نهم و حاکميت يکپارچه، بلکه با سکوت کامل، نقش خود را در تحولات داخلي و خارجي کشور به حداقل ممکن تقليل داد و حال نيز که تعدادي از آنان به همين روش از گردونه حذف مي شوند، راهي جز سکوت در پيش ندارند. دولت نهم مي توانست با درآمد ارزي سرشار و بي سابقه حاصل از فروش نفت، کليه شاخص هاي اقتصادي کشور را ارتقا بخشد، با مهار تورم از فشارهاي فزاينده بر اقشار فرودست کم کند و مهروزي را با ايجاد فضاي آزادانه نقد به اثبات رساند، در حالي که با کمترين مانع از جانب مجلس نيز مواجه بود و اتفاقاً بخشي از ناکامي هاي خود را نيز به مجلس احاله داد که غير از جمع محدودي از اقليت و تعداد انگشت شماري از نمايندگان اکثريت، انعکاس غالب پارلمان هفتم، سکوت و همراهي محض با قوه مجريه بوده است.

اين پارلمان تا چند ماه آينده به کار خود خاتمه مي دهد و قوه مقننه با تشکيل مجلس هشتم ايران بار ديگر فعاليت خود را آغاز مي کند. اما آنچه اتفاق افتاده اين است که در اين انتخابات نيز به گونه يي رفتار شد که امکان کمترين نقش نظارتي و قانونگذاري قوايي که بايد در راس امور باشد، از آن سلب شده است و اگر همين روند در کشور ما ادامه پيدا کند، آنچه بي رحمانه ذبح مي شود توصيه هاي امام و قانون اساسي است که اين ملت براي تحقق آن هزينه هاي بسيار پرداخته است و نتيجه آنکه روز به روز پارلمان ايران از راس امور به حاشيه و کنار مي رود. در چنين وضعيتي دلسوزان نظام و انقلاب بايد از هر تدبيري بهره گيرند تا اين رخداد ناگوار در کشور ما تکرار نشود.

دوشنبه 1386/12/13 |

 

درس های به یاد ماندنی از فعالیت کانونهای صنفی معلمان

هر حركت يا اقدامي در هر جهت كه باشد همراه با يك سري تجربياتي خواهد بود كه تلخ و گاهي هم شيرين هستند ولي اقدامي كه منجر به كسب تجربه نشود را نمي توان حركت يا اقدام مثبت ناميد بلكه عين وقت تلف كردن است و بيهوده .

در چند سال گذشته معلمان ايران بعد از چندين سال تحمل تمامي رنجها و مرارتها در يك حركت منسجم ( البته نه صد در صد ) و قابل تحسين توانستند تا لايه هاي بالاي حكومت را متوجه خود نموده و بسياري از ناگفته هاي خود را بيان نمايند هر چند اين حركت بدرستي نقد نشده و حق مطلب ادعا نگشته و دوست و دوشمن هر كدام از ماجرا را به ميل خود تفسير و توجيه ميكنند . و هر چند هيچ كدام از مسولين نظام جرات نشستن در جمع فعالان صنفي  را پيدا نكردند . ولي همين حركت هم در بطن خود درسهاي مفيدي هم براي معلمان داشت و هم براي مسولين و تمامي ملت ايران .

يكي از تجربيات تمامي فعالان صنفي معلمان در تمامي استانها اين شد كه مسولين فعلي نظام قدرت و توانايي حل مشكلات جامعه بزرگ فرهنگيان را ندارند و فقط شعار داده و امروز و فردا مي نمايند تا نوبت به ديگري برسد .

تجربه تلخ ديگر همكاران ما در سراسر كشور اين شد كه هيچ كس در اين كشور به فكر فرداي اين مرز و بوم نيست و همه بدنبال روزي خود هستند هر چند گاهي برخي افراد در جهت مصالح حزب و دسته خود از معلمان به ظاهر دفاع مي كنند ولي مطمين باشيد وقتي خرشان از پل گذشت شما فراموش خواهند نمود .

.......  ادامه دارد

دوشنبه 1386/11/08 |

 

مروري بر آمدن و رفتن وزير آموزش و پرورش

مروري بر آمدن و رفتن وزير آموزش و پرورش     

وزارت نيمه‌كاره فرشيدي!    

شيرزاد عبداللهي 

محمود فرشيدي بعد از گرفتن راي اعتماد از مجلس هفتم نويد تحولي عظيم در آموزش و پرورش را داد. وي در نخستين مصاحبه خود گفت:<الحمدلله الا‌ن ... و بايد روي ايمان دانش‌آموزان كار كنيم. فرشيدي عضويت در انجمن حجتيه را كه از سوي يكي از نمايندگان مطرح شده بود رد كرد. پيش از او علي‌اكبر اشعري نتوانست راي اعتماد نمايندگان را براي استقرار در ساختمان خيابان قرني كسب كند. رئيس‌جمهور در معرفي فرشيدي گفت: <من حداقل 15 نفر را براي تصدي اين مسووليت مورد بررسي قرار داده‌ام. فرشيدي عمر و زندگي خود را در اين وزارتخانه سپري كرده است و يك عنصر فرهنگي است.>

بازگشت به دهه 60

به اين ترتيب روز 18 آبان 84 مدير مجتمع آموزشي غيرانتفاعي معلم در شمال غرب تهران كه تنها در سال‌هاي اول انقلا‌ب چندسالي در مديريت‌هاي مياني آموزش و پرورش خدمت كرده بود در سن 54 سالگي با 136 راي موافق بر صندلي وزارت پردردسرترين دستگاه كشور جلوس كرد. او دوستان قديمي خود را كه برخي از آنها سال‌ها پيش بازنشسته شده بودند، فراخواند و با سخاوتمندي آنها را به پست‌هاي معاونت و مديركلي گماشت. مهم‌ترين كار فرشيدي عزل تقريبا تمام مديران سابق از معاونت وزير تا رياست مناطق بود. يكي از نمايندگان مجلس در اين خصوص گفت: فرشيدي زمين آموزش و پرورش را شخم زد. اكثر مديران جديد غريبه‌هايي بودند كه تسلطي بر امور تحت مديريت خود نداشتند. مهم‌ترين ويژگي آنها عضويت در حلقه ياران ديروز و امروز فرشيدي بود. فرشيدي ميراث 16 سال مديريت دولت‌هاي قبلي را به شدت رد مي‌كرد و معتقد بود كه در اين 16 سال از تعليم و تربيت اسلا‌مي غفلت شده و رسالت او اين است كه بار ديگر آموزش و پرورش را به دوران خلوص انقلا‌بي و مديريت ايدئولوژيك اوايل دهه 60 بازگرداند. الگوي آرماني او، مدارس علوم ديني بود. او بارها از ائمه جمعه و علما دعوت مي‌كرد كه وارد سيستم آموزشي شوند. امام جمعه اصفهان در پاسخ به دعوت فرشيدي از علما گفت: چون طلبه به اندازه كافي در حوزه‌ها وجود ندارد، آموزش و پرورش با ايجاد مراكز خاصي معلمان را تحت آموزش طلبگي قرار دهد. در دوره فرشيدي دعواي مكتب و دبستان بعد از صد سال زنده شد. ‌

حرف‌هاي شنيدني

سخنان فرشيدي در مراسم رسمي و به‌خصوص در حاشيه جلسات همواره باعث شگفتي خبرنگاران مي‌شد. يك بار فرشيدي خود را موفق‌ترين وزير آموزش و پرورش بعد از انقلا‌ب ناميد. بار ديگر ادعا كرد كه در يك سال دوره وزارت او به اندازه 16 سال كار شده است. بعدازظهر روز 23 اسفند 86 در حالي كه ده‌ها معلم در خيابان‌ها بازداشت شده بودند، در برابر ده‌ها خبرنگار خبر دستگيري معلمان را تكذيب كرد. در شرايطي كه اكثر معلمان و همه فعالا‌ن صنفي و بسياري از نمايندگان خواستار استيضاح و بركناري فرشيدي بودند بار ديگر در ارديبهشت 86 رئيس‌جمهور به ساختمان هرمي مجلس رفت و از عملكرد وزير خود دفاع كرد. ‌

علي احمدي، فردي كه قرار است بر صندلي فرشيدي تكيه بزند، برنامه‌هاي خود را براي وزارت آموزش و پرورش اعلا‌م كرده است. فرشيدي نيز از ديروز تا چند روز آينده همه برنامه‌هاي خود را در وزارتخانه لغو كرده و در آنها شركت نخواهد كرد. هيچكس به درستي نمي‌داند كه دليل واقعي استعفاي فرشيدي چيست. اختلا‌ف سياسي منتفي است. او برگزيده احمدي‌نژاد بود و همه موجوديت سياسي او مرهون كسي است كه او را از پشت ميز مديريت مدرسه به وزارت رساند. برخلا‌ف تصور برخي از همكاران، هيچ دليلي در دست نيست كه بر اساس آن استعفا و يا بركناري فرشيدي را نوعي عقب‌نشيني دولت در برابر نارضايتي معلمان از ناكارآمدي و سياست‌هاي غلط فرشيدي بدانيم. تنها گمانه اين است كه شايد مي‌خواهند امكانات آموزش و پرورش را در اختيار دانشگاه پيام‌نور قرار دهند. ‌

دانشگاه محبوب

دانشگاه پيام‌نور بديل دانشگاه آزاد و محبوب احمدي‌نژاد است. اينكه همزمان با استعفا، نام جانشين وزير هم گفته مي‌شود نشانه نوعي هماهنگي و برنامه‌ريزي است. در آبان‌ماه سال گذشته هيات دولت تمامي دستگاه‌ها از جمله آموزش و پرورش را موظف كرد كه ساختمان‌هاي بلا‌استفاده خود را به عنوان فضاي كمك‌آموزشي در اختيار دانشگاه پيام‌نور قرار دهند. اين در حالي است كه آموزش و پرورش با كمبود حداقل 28 هزار مدرسه روبه‌رواست و اين را همه مي‌دانند. چند روز پيش با پيگيري شخص رئيس‌جمهور، فرشيدي با صدور بخشنامه‌اي روساي سازمان‌هاي آموزش و پرورش را مكلف كرد كه فضاهاي خالي خود را به دانشگاه پيام‌نور بدهند. گفته مي‌شود كه دانشگاه پيام‌نور به لحاظ كمي به شدت در حال توسعه است، تعداد مراكز آن به 442 و تعداد دانشجويان آن به يك ميليون رسيده است. آيا آمدن علي احمدي اين پيام را دارد كه امكانات ضعيف آموزش و پرورش صرف توسعه دانشگاه پيام‌نور هم خواهد شد؟ يكي از اعضاي كميسيون آموزش مجلس هشدار مي‌دهد: <اختلا‌ف احمدي‌نژاد با دانشگاه آزاد موجب شده تا دولت به فكر تقويت دانشگاه پيام‌نور در مقابل دانشگاه آزاد باشد و در عمل بخواهد دانشگاه پيام‌نور را در مقابل دانشگاه آزاد علم كند.

بلاگ معلم سربدار

چهارشنبه 1386/10/26 |

 

میراث فرشیدی

    میراث فرشیدی

شيرزاد عبداللهي - سه شنبه 20 آذر 1386

‏منبع: روزانلاين

در حالي که صدور احکام محکوميت قضايي واداري امنيت شغلي معلمان رادر معرض تهديد
جدي قرار داده ‏و سازمان هاي اموزش وپرورش به دليل کسري بودجه 2500
ميليارد توماني، توان پرداخت حقوق معلمان ‏حق التدريسي وکارکنان شرکتي واضافه کار
فرهنگيان و
پاداش بازنشستگان و سرانه مدارس را ندارند و اجراي ‏قانون مديريت خدمات
کشوري به
اينده اي نامعلوم موکول شده است، نگراني مديران ازا مواج جديد تصفيه ‏هاي
سياسي به
بي ثباتي وانتظار دامن مي زند.

 ميراث "موفق ترين وزير اموزش وپرورش بعد از انقلاب" که ‏فرشيدي خود را چنين
توصيف کرد و دو سال حاکميت شاخه تندرو اصولگرايان با
ان وعده هاي طلايي ‏دستگاهي اشفته، صندوقي خالي، مديراني ضعيف و ترسان از تصفيه و کارکناني ناراضي است.


ايا رفتن محمود فرشيدي و امدن عليرضا علي احمدي، مردي از حلقه فارغ التحصيلان
دانشگاه علم و صنعت ‏و ياران و بستگان نزديک احمدي نژاد،
صدور احکام تنبيهي اداري و قضايي عليه فعالان حقوق معلمان را ‏متوقف خواهد کرد؟

 ايا کسري بودجه 2500 ميليارد توماني وزارتخانه تامين خواهد شد؟

 ايا سهم اموزش ‏وپرورش به صورت عادلانه وبرمبناي نيازدر بودجه سال 87 گنجانيده مي شود؟

 ايا اداره امور مدرسه به ‏کارکنان ان سپرده خواهد شد؟

از اولين گام ها و نخستين ديدارهاي سرپرست اموزش وپرورش معلوم است که ‏دغدغه اصلي او اين مسائل پيش پا افتاده نيست! اوهم سري پر از شعار دارد و احتمالا درهمان مسيري گام ‏مي نهد که وزير قبلي پيمود وحاصل ان جز ناکامي چيزي نبود.‏

اگر قرار است سرپرست چيزي از تجربه وزيرمعزول بياموزد، بايد طرح شعارهاي کلي و
ارمان هاي تحقق ‏نيافتني و ادعاي زير و زبر کردن اوضاع گيتي و حمله
سياسي به گذشته و
بي اعتبار کردن گذشتگان براي ‏توجيه ناتوانايي هاي خود و نشستن
برمسند فيلسوفان و
فلسفه بافي را رها کند.

 علي احمدي بايد کار تدوين فلسفه ‏و راهکار هاي ايجاد تحول را به مراجع کارشناسي مانند پژوهشگاه تعليم وتربيت که براي همين کارها تاسيس ‏شده اند محول کند و انرژي خود را صرف مسائل کلان در حوزه اجرا کند. او بدون جلب اعتماد جامعه معلمان ‏به همان نقطه اي مي رسد
که فرشيدي بعد از دو سال
رسيد. ‏

مبرم ترين کار سرپرست جديد باز گرداندن امنيت واعتماد به جامعه بزرگ فرهنگيان از طريق لغو کليه ‏احکام محکوميت معلمان وصدور قرار منع تعقيب براي همه پرونده هاي قضايي است.

اين درست است که ‏لغو احکام قضايي در حوزه اختيارات وزير نيست اما فراموش نکنيم که ناتواني وزير سابق در کنترل بحران ‏وسخنان تحريک اميز وزير ومعاونان او ومجموعه اي از
بي تدبيري ها باعث شد که اعتراضات معلمان در ‏کادر
سياسي و امنيتي قرار گيرد.

 بسته شدن پرونده هاي مفتوح عليه معلمان نياز به اراده اي در سطوح بالاي ‏دولت و رايزني و تفاهم با مسولان قضايي دارد. اسان تر از ان لغو کليه احکام تنبيهي که براساس شکايت ‏سازمانهاي اموزش وپرورش از سوي هيات هاي رسيدگي به تخلفات اداري صادر شده است و به رسميت ‏شناختن همه تشکل هاي قانوني معلمان، مي تواند گام مهمي در جهت بازگرداندن امنيت واعتماد
به صفوف ‏معلمان محسوب شود.

 

علي احمدي به جاي رديف کردن صد شعار زيبا وغير قابل تحقق در حوزه فلسفه و
‏مهندسي فرهنگي و معيشت
و تربيت و اموزش و نيروي انساني و.. دوسه کار انجام شدني را به معلمان و دانش ‏اموزان وعده دهد وهمان ها را پي گيرد.‏

در اولين روزهاي سرپرستي علي احمدي تشکيل دادگاه و صدور و اجراي احکام اداري
براي فعالان حقوق ‏معلمان ادامه يافت و معلوم شد که در برهمان پاشنه غلط مي
چرخد و
اقاي علي احمدي هم مثل سلف خود به ‏اين گونه قضايا بي توجه است.

 روز شنبه 17 اذر محمد خاکساري مدير مسئول هفته نامه قلم معلم به اتفاق ‏وکيل خود
عبدالفتاح سلطا ني در شعبه 13 دادگاه انقلاب حاضر شد تا پاسخگوي اتهاماتي باشد که از سوي ‏نماينده دادستان عليه او اقامه شد.

خاکساري اقدام عليه امنيت ملي رانپذيرفت و حضور در اجتماعات برابر خانه ‏ملت را
غيرقانوني ندانست. اونيز مثل ساير معلمان به مواد 26
و27 قانون اساسي استناد و از موجوديت ‏قانوني تشکل خود دفاع کرد.

 

 علاوه بر ان عضو مرکزي کانون صنفي خواستار رسيدگي به اتهام مطبوعاتي ‏خود در دادگاه مطبوعات شد. خاکساري که درميان فعالان صنفي با قرار وثيقه 100ميليون توماني رکورد ‏شکن است مي گويد قبل از رفتن به دادگاه کسي به من گفت که براي من 8 سال بريده اند. اين شايعه است اما ‏برخورد خوب رئيس دادگاه من و وکيلم را اميدوار کرد که تبرئه خواهم شد. ‏

يکشنبه 18 اذر ماه، شعبه ۱۰۶ دادگاه انقلاب همدان اراي محکوميت 9 تن از معلمان شهر همدان را که پيش ‏از اين در مهر ماه 86 محاکمه شده بودند را اعلام کرد اتهام انها برگزاري تجمعات غيرقانوني و تشويش اذهان ‏عمومي از طريق صدور اطلاعيه بود.

 نادر قديمي، يوسف رفاهيت، يوسف زارعي، علي صادقي، هادي ‏غلامي، جلال نادري،
علي نجفي، مجيد فروزانفر ومحمود جليليان     
  نه نفري بودند که هر يک به 91 روز ‏
حبس
محکوم شدند.

اين فعالان در 18 فروردين سال جاري همراه با 36 فرهنگي ديگر در دفتر کانون معلمان ‏همدان بازداشت شدند. علاوه بر احکام قضايي، تنبيهات اداري سنگيني نيزدر انتظار انهاست. تا کنون يوسف ‏زارعي به 36 ماه تبعيد به ايلام، نادر قديمي به 60 ماه تبعيد به خراسان شمالي، هادي غلامي به 12 ماه ‏انفصال از خدمت و يوسف رفاهيت به تقليل دوگروه شغلي محکوم شده اند.

 اين احکام پس از بررسي در هيات ‏هاي تخلفات اداري تجديد نظر تاييد و يا نقض خواهند شد.‏

در همين حال اسکندر لطفي دبيرکانون صنفي معلمان کردستان که حدود 10 روز پيش براي حضور در ‏جلسه شوراي هماهنگي تشکل هاي معلمي با نمايندگان فراکسيون اقليت در مجلس حضور يافته بود، پس از ‏بازگشت به کردستان به اداره احضار و حکم تاييد شده تغيير
محل جغرافيايي خود به اردبيل را دريافت کرد.

 

 ‏پيش از او نيز يکي ديگر از معلمان کرد به نام پیمان نودينيان به حکم هيات تخلفات به روستايي در زنجان تبعيد شده ‏است. درک اين نکته براي سرپرست وزارت لازم است که او زمان محدودي براي جلب اعتماد معلمان در ‏اختيار دارد و مديريت زمان يکي از اولين درس هاي کلاس مديريت است

چهارشنبه 1386/10/26 |

 

چاه نفت و وزير آموزش و پرورش

چاه نفت و وزير آموزش و پرورش

شيرزاد عبداللهي 

معناي رفتن فرشيدي و آمدن علي احمدي به عنوان سرپرست وزارتخانه در سومين سال عمر دولت احمدي نژاد، براي فرهنگيان گنگ و نامفهوم است. بسياري هم به اين تغييرات کاملاً بي تفاوتند. جيرودي معاون مدرسه مي گويد؛ «رفتن و آمدن وزير تاثيري بر کار و زندگي ما ندارد. براي آنها که مي خواهند مديرکل و رئيس بشوند تغيير وزير مهم است اما براي دبير و آموزگار و دفتردار و معاون و مدير مدرسه چه فرقي مي کند. همه ادعا مي کنند 95 درصد مطالبات فرهنگيان را پرداخته اند. من که معني مطالبات را نمي فهمم. راستي مطالبات يعني چه؟ » موسيقي متن سخنان معلمان، همهمه قطع نشدني دانش آموزاني است که با صداي زنگ از قفس تنگ کلاس براي دقايقي آزاد شده اند. گفت وگوي معلمان در زنگ تفريح مثل فرياد کشيدن است. وزيران مي آيند و مي روند اما مدرسه پابرجاست.

روستازاده فروتن


رمزگشايي از سخنان به شدت تعارف آميز و تو در توي مسوولان دولتي هم بسيار دشوار است. پيش از اين در مراسم معارفه يي که در ساختمان مرکزي وزارتخانه با حضور معاون اول رئيس جمهور برگزار شد، علي احمدي خود را چنين معرفي کرد؛
«روستازاده يي بيش نيستم که برخلاف ميل باطني ام قريب يک ماه است که به من گفته شده خود را براي آموزش و پرورش آماده کنم. اما در اين يک ماه به اندازه يک روز هم براي مسائل آموزش و پرورش وقت نگذاشتم چون علاقه مند نبودم جاي کس ديگري را بگيرم


حرف ها در فضاهاي مختلف معاني متفاوتي دارند و همين تغيير فضا منشاء سوءتفاهم هاي مسوولان و خبرنگاران است. به عنوان مثال خواننده اين متن مکتوب مي پرسد؛
چرا علي احمدي مسووليتي را که به آن علاقه ندارد پذيرفته؟ چرا در مدت يک ماه حتي يک روز هم به موضوع فکر نکرده ؟ يعني وزارت براي او آنقدر بي اهميت است؟ چرا او تنها به اين دليل که قرار است جاي فرشيدي را بگيرد ناراحت بوده در حالي که ده ها دليل منطقي براي بي علاقگي او وجود داشته که مهم ترين آنها نبود تخصص و سابقه مديريتي در آموزش و پرورش است.

بالاخره خواننده مي خواهد بداند که در روز آخر با چه دلايل و منطقي سرپرستي را پذيرفته است. آيا به راستي او خود را شايسته ترين فرد براي سرپرستي مي دانسته و اگر نه، دليل عرفي و شرعي پذيرش اين مسووليت چه بوده است؟

دو وزير در يک وزارتخانه


اما پرويز داودي سرپرست جديد را از زاويه ديگري معرفي کرد. وي علي احمدي را نيرويي با تفکر سيستمي دانست که در دانشگاه پيام نور از نظر کمي و کيفي تحولات جدي آفريده است و براي تکميل مديريت فرشيدي آمده و از اين به بعد دو وزير در آموزش و پرورش خواهيم داشت. اين اظهارات هم جز تعارف چيز ديگري نيست.

اگر علي احمدي در پست رياست دانشگاه پيام نور تحولات جدي آفريده پس چرا در نيمه کار او را برخلاف ميل خود به وزارتخانه يي آورده اند که قبل از گرفتن حکم حتي يک روز هم به آن فکر نکرده است ؟ او براساس کدام مزيت هاي فردي، علمي و اداري برگزيده شده است؟ قرار است علي احمدي در اين دستگاه چه کارهايي انجام دهد. برنامه او براي بزرگترين سازمان اداري- آموزشي کشور چيست؟ و اگر قرار است فرشيدي در اين وزارتخانه به عنوان وزير دوم بماند دليل عزل او چه بود ؟ در حالي که به طور رسمي از استعفاي وزير سخن مي رود، در خبرها آمده بود که استعفاي فرشيدي به در خواست رئيس جمهور صورت گرفته و مشاور ارشد رئيس جمهور در ملاقات با فرشيدي از او خواسته که استعفاي خود را بنويسد.

برخي معتقدند که با آمدن علي احمدي به عنوان سرپرست، وي در انتهاي مهلت قانوني سه ماهه به عنوان وزير به مجلس معرفي خواهد شد و مجلسي که يک بار به علي احمدي براي نشستن بر صندلي وزارت تعاون نه گفته، مجبور است با وزارت او بر بزرگترين دستگاه اداري - آموزشي کشور موافقت کند
چرا که به گفته علي عباسپورتهراني فرد؛ «اگر سرپرستي علي احمدي طولاني شود و اگر مجلس راي ندهد و دوباره فرد ديگري بيايد مسائل آموزش و پرورش متوقف مي ماند.»

طاقچه بالا نگذاريد


مهم ترين حرفي که سرپرست جديد در جلسه معارفه زد اين بود؛ «روش کار مديريتي من براين بوده که اعتماد مي کنم تا وقتي خلافش ثابت شود. کمک مي گيرم تا وقتي که افراد بخواهند کمک کنند. وابسته به هيچ فرد يا جريان خاصي نيستم. و اگر کسي براي من خيلي طاقچه بالا بگذارد مي گويم ... بدون شما هم بالاخره مملکت مي چرخد.» شايد اين سخنان واکنش به خبر استعفاي دسته جمعي معاونان فرشيدي بود. خبري که با قطعي شدن استعفاي فرشيدي تکذيب شد.

به نظر مي رسد اين وزارتخانه عرصه آزمون و خطاي جديدي است. حداقل يک سال طول مي کشد که سرپرست به آن درجه از دانش و تجربه برسد که امور جاري وزارتخانه را اداره کند. سرپرست جديد نه سابقه مديريت در دستگاه آموزش و پرورش را دارد، نه بافت اجرايي و کارشناسي وزارتخانه را مي شناسد و نه صاحب تاليفات و تئوري خاصي در حوزه آموزش و پرورش است .

شايد مهم ترين ويژگي او توفيق حضور در حلقه ياران دانشگاهي رئيس جمهور است.
هر چه باشد علي احمدي در اين سازمان يک غريبه است.
محمود فرشيدي حداقل اين ادعا را داشت که يک معلم ساده است و همواره بر آن تاکيد مي کرد اما واقعاً نقطه اتصال سرپرست جديد با وزارت آموزش و پرورش چيست؟

چاه نفت و جايزه


خبرگزاري ايسنا گزارش داده بود که سرپرست آموزش و پرورش در جمع تعدادي از معلمان ايلام با اعلام مجدد اين مطلب که برخلاف ميل باطني خود به اين وزارتخانه آمده است از معلمان خواست که مشکلات را در کنار راه حل هاي پيشنهادي به او بگويند. وي براي تشويق معلمان به طرح مشکلات و راه حل ها گفت که به بهترين و کاربردي ترين پيشنهاد معلمان جايزه مي دهد.

پيشنهادها احتمالاً چيزهايي از اين قبيل است؛ «حقوق معلمان را به بالاتر از خط فقر برسانيد. به معلمان بدون مسکن زمين و آپارتمان بدهيد. وام هاي کم بهره در اختيار فرهنگيان بگذاريد. اصل 30 قانون اساسي را اجرا کنيد. ارتقاي منزلت معلم را از حرف به عمل برسانيد و...» و اما راه حل ها؛ «ما مي خواهيم آثار افزايش قيمت نفت را سر سفره هاي خود ببينيم. باز هم آموزش و پرورش کسري بودجه دارد. باز هم دولت به معلمان بدهکار است. باز هم دست مدير مدرسه خالي است... راه حل ساده است. درصدي از پول نفت را به آموزش و پرورش اختصاص دهيد.»

فرشيدي روزي که به مجلس معرفي شد در نامه خود که به گمان خودش برنامه بود اما برخي معتقد بودند که تنها يک نامه حاوي مشتي شعار آرماني بوده است، و در سخنراني خود گفت که دو ماه پاداش فرهنگيان را در کوتاه مدت پرداخت مي کند و قدرت خريد فرهنگيان را در چهار سال دو برابر مي کند.

وزير تا آخرين روز وزارت با اين سوال خبرنگاران سمج حوزه آموزش و پرورش روبه رو بود که پس آن وعده ها چه شد؟ يک بار به خبرنگاري گفت؛ من چاه نفت در اختيار ندارم... يعني او هم مثل معلمان مدرسه آدرس چاه نفت را مي داد. و مگر ما ايراني ها نشاني ديگري هم مي شناسيم؟

رودربايستي مجلس

سرپرست وزارت چه سازوکاري براي اين نظرخواهي عمومي انتخاب کرده است؟ در چند روز گذشته تعدادي از همکاران که مي خواهند در اين نظرخواهي شرکت کنند به تکاپو افتاده اند. شايد بخت ياري کند و جايزه يي هم ببرند. اما اگر علي احمدي واقعاً دنبال راه حل است بهتر است به سراغ نخبگان برود. آموزش و پرورش داراي پژوهشگاه تعليم و تربيت است که ده ها متخصص درجه اول مسائل آموزش و پرورش در آنجا به کار مشغولند و در داخل همين سيستم اداري صدها کارشناس نخبه حضور دارند که کسي به آنها محل نمي گذارد.

وزارت يعني مديريت تامين اعتبار و سازماندهي نيروي انساني.
اما وزارت در ايران کار ساده يي است. نفت را مي فروشيم و پولش را بين دستگاه ها تقسيم مي کنيم. اينجا وزارت يعني قدرت چانه زني و لابي گري. علي احمدي به دليل نزديکي بيشتر به هسته قدرت دولتي شايد توانا تر از فرشيدي ظاهر شود. از سوي ديگر عباسپور رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس معتقد است که مجلس چون به اشعري راي نداد به خاطر رودربايستي و متهم نشدن به مخالفت با رئيس جمهور به فرشيدي راي داد. اما نکته با اهميت در اظهارات عباسپور عدم حمايت دولت از وزير آموزش و پرورش است. رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس مي گويد؛ «سوال اين است که اگر اين وزير مورد تاييد دولت نبود چرا به مجلس معرفي شد.»

نبود حمايت دولت از وزير در موضوع کسري بودجه 2600 ميليارد توماني کاملاً آشکار شد.2100 ميليارد تومان از اين کسري به تاييد معاون برنامه ريزي و راهبردي رئيس جمهور رسيده بود.
با اين حال دولت عجله يي براي پرداخت اين مبلغ از خود نشان نمي داد. در حالي که اين کسري مربوط به حق الزحمه معلمان حق التدريس و اضافه کار عوامل مدرسه مثل مديران و معاونان و پاداش پايان خدمت بازنشستگان و حقوق پرسنل شرکتي و ساير حقوق و مزاياي کارکنان است
. اما ظاهراً سرپرست جديد هم نتوانسته کسري اعتبار را تامين کند.

وي هفته گذشته درباره ميزان مطالبات فرهنگيان گفت؛« اين ميزان با توافق بين سازمان مديريت سابق، خزانه داري کل و معاونت ذي ربط وزارت آموزش و پرورش، دو هزار و 200 ميليارد تومان است که اين ميزان، بدهي سال جاري وزارت آموزش و پرورش است و بخشي از آن تهيه شده است.» علي احمدي افزود؛ «براين اساس يک هزار و 100 ميليارد تومان و به روايتي 850 ميليارد تومان کسري آموزش و پرورش در اصلاحيه بودجه تامين مي شود.»

سرپرست وزارت آموزش وپرورش در پاسخ به اين پرسش که ميزان ذکر شده تنها نيمي از کسري بودجه آموزش وپرورش است، گفت؛«
بله درست است اما براي پرداخت مابقي کسري ها نيز خدا بزرگ است.»
به احتمال زياد بخشي از اين کسري به سال آينده منتقل مي شود. قرار است بودجه جاري سال 87 را روي رقمي بين 7 تا 8 هزار ميليارد تومان ببندند. نگراني وقتي افزايش مي يابد که جدول هزينه ها را نگاه کنيم. بيش از 93 درصد بودجه صرف پرداخت حقوق و دستمزد ها مي شود. اين در حالي است که افزايش بودجه جاري که عمده آن هزينه هاي پرسنلي است تاثيري بر افزايش ضريب رضايتمندي پرسنل نداشته و مطالبه اول معلمان همچنان افزايش حقوق و مزايا است.

پيام نور سوار بر مرکب در گل مانده


علي عباسپور تهراني فرد رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس معتقد است که نه در دولت هاي گذشته و نه در دولت احمدي نژاد آموزش و پرورش اولويت اول کشور نبوده. به اين گفته بايد افزود که اين وزارتخانه هيچ گاه اولويت پنجم و ششم دولت ها هم نبوده، بلکه همواره در انتهاي يک صف طولاني قرار داشته است.

عباسپور علاوه بر بيان اينکه علي احمدي هيچ ارتباطي با بدنه آموزش وپرورش نداشته، مي گويد؛ «
ايشان يک حرکت لجام گسيخته يي براي گسترش بي رويه پيام نور در کل کشور انجام داده اند. در طول اين سال تحصيلي نسبت به سال قبل 70 تا 90 هزار دانشجو گرفته اند و واحد هاي درسي را در سراسر کشور تشکيل داده اند بدون فضاي آموزشي و با يک يا دو عضو هيات علمي. اين باعث شده دانشگاه پيام نور دنبال فضا بگردد. دانشگاه پيام نور قبل از وزارت فرشيدي هم از طريق دولت روي فضا هاي آموزشي دست گذاشته بود که از اين فضاها براي پيام نور استفاده شود. پيام نور. ما نگرانيم که اين مرکبي که تحت عنوان آموزش وپرورش است به نحوي در گل مانده است که بار خودش را هم نمي تواند بکشد، حالا با آمدن فردي از دانشگاه پيام نور مشکلات پيام نور را هم از نظر فضا بخواهد بر اين مرکب سوار کند و نهايتاً اين سيستم از پا در بيايد.» توسعه پيام نور نماد دوره جديدي است در مقابل گسترش دانشگاه آزاد که نماد دوره ديگري بود. توسعه بي رويه و نامتوازن دانشگاه پيام نور فقط در کادر رقابت با بزرگترين دانشگاه دنيا قابل فهم است.

 

 

چهارشنبه 1386/10/26 |

 

آقاي سرپرست براي وزارت معرفي مي شود

آقاي سرپرست براي وزارت معرفي مي شود

علي احمدي آماده حضور در مجلس



شيرزاد عبداللهي

علي احمدي سرپرست وزارت آموزش و پرورش در يک فراخوان و با تعيين ضرب الاجل 48 ساعته، از روساي سازمان هاي آموزش و پرورش خواست که تا روز چهارشنبه پنجم دي ماه به پرسش هاي او در«راستاي تهيه برنامه وزارت آموزش و پرورش در تتمه خدمت دولت نهم» به صورت مکتوب پاسخ دهند. در اين نامه 24 سوال طرح شده است و روساي سازمان ها بايد اصلي ترين، اولويت دار ترين، مهم ترين، شدني ترين، آسيب پذير ترين، بزرگ ترين، فوري ترين و...هاي آموزش و پرورش را مشخص کنند. اين فراخوان همراه با جلساتي که در سطوح مختلف وزارتخانه براي يافتن راهکار هاي جلب راي نمايندگان برگزار مي شود نشانه هاي نزديک شدن موعد حضور علي احمدي در مجلس است. آيا مجلس به جانشين فرشيدي راي اعتماد خواهد داد، آن هم به مردي که يک بار با دست خالي مجلس را ترک کرده است.

آماده براي حضور در مجلس

به نظر مي رسد عليرضا علي احمدي خود را براي حضور در مجلس آماده مي کند و احتمالاً قبل از تقديم لايحه بودجه 87 از سوي احمدي نژاد به عنوان دهمين وزير آموزش و پرورش بعد از انقلاب و دومين وزير آموزش و پرورش دولت اصولگرا به مجلس معرفي خواهد شد. علي احمدي در شرايطي خود را آماده آزمودن دوباره شانس خود در مجلس هفتم مي کند که پيش از اين در جلب اعتماد نمايندگان مجلس براي تصدي وزارت کم اهميت تر تعاون ناکام ماند. مهمترين امتياز او داشتن روابط نزديک با رئيس دولت است. وزير علوم نيز در اظهار نظري ادامه رياست علي احمدي در دانشگاه پيام نور را فاقد منع قانوني دانست. به اين ترتيب به نظر مي رسد علي احمدي همزمان با سرپرستي وزارتخانه به رياست خود بر دانشگاه پيام نور ادامه دهد و او نيز احتمالاً به جمع دولتمردان دوشغله خواهد پيوست. اين در حالي است که وزارتخانه پرمساله و گسترده آموزش و پرورش نياز به وزيري تمام وقت و پرکار دارد. در ساختمان قرني فعلاً آرامش برقرار است و همه به کار مشغولند. هرچند به گمان برخي از ناظران اين آرامش ممکن است مقدمه توفان جديد عزل و نصب ها بعد از استقرار کامل علي احمدي باشد. سرپرست جديد که شناختي از بافت آموزش و پرورش ندارد خود را محتاج حمايت معاوناني مي داند که پيش از علي احمدي به مسائل اين وزارتخانه آشنايي دارند.

مرکب در گل مانده


در همين حال اعضاي کميسيون تخصصي آموزش و تحقيقات همچنان بر طبل مخالفت با وزارت علي احمدي مي کوبند. آنها با ارسال نامه يي به رئيس جمهور خواستار معرفي سريع تر وزير شده اند. رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي براي چندمين بار با انتقاد شديد از توسعه دانشگاه پيام نور گفت؛ «مشکل گسترش بي برنامه دانشگاه پيام نور با فضاهاي آموزش و پرورش جبران نمي شود و بر مشکلات آموزش و پرورش مي افزايد.» علي عباسپور تهراني افزود؛« هم اکنون بسياري از مدارس دوشيفته هستند و اختصاص فضاهاي اين وزارتخانه به دانشگاه پيام نور فشار مضاعفي را براي آن به وجود مي آورد. آموزش و پرورش که به خودي خود مانند مرکبي در گل فرو رفته است با اين کار بر مشکلاتش افزوده مي شود.» اما علي احمدي در گفت وگو با ايسنا خبر واگذاري 40 مدرسه شهر تهران به دانشگاه پيام نور در هفته گذشته را تکذيب کرد و آن را ساخته و پرداخته رسانه ها دانست. به نظر مي رسد تا مدت ها سرنوشت اين دو دستگاه آموزشي به هم گره خورده است. يک کارشناس مسائل آموزشي با بيان اينکه همکاري آموزش و پرورش به خودي خود ايرادي ندارد بر تنظيم پروتکل و موافقتنامه هاي شفاف بين دو دستگاه تاکيد کرد و گفت؛« مشکل از جايي شروع مي شود که اين دو دستگاه در شرايط نابرابر با هم مذاکره کنند و بخشي از امکانات دستگاه فقير آموزش و پرورش بدون ما به ازا و بدون اطلاع افکار عمومي در اختيار دانشگاه قرار گيرد.» اين کارشناس در پاسخ به اينکه دانشگاه پيام نور در ساعت هاي تعطيل و روز هاي جمعه و پنجشنبه از فضاي آموزشي مدارس استفاده مي کند و به برنامه درسي دانش آموزان لطمه يي نمي خورد، گفت؛«اولاً بسياري از مدارس ما دوشيفته هستند و آموزش و پرورش 30 تا 40 هزار مدرسه کم دارد. ثانياً مدرسه ها روزهاي پنجشنبه تعطيل نيستند و ثالثاً آقايان گويا فراموش کرده اند که يکي از شعار هاي آنها مدرسه زندگي است و بار ها گفته اند که مدرسه بايد از بام تا شام باز باشد و روز هاي جمعه و تعطيل هم مدارس باز و فعالند.»

موقعيت دشوار نمايندگان


نمايندگان اصولگراي مجلس که در جريان استيضاح فرشيدي در ارديبهشت 86 با راي تشکيلاتي خود و در همسويي کامل با دولت باعث ابقاي فرشيدي در پست وزارت شدند، اينک با برکناري ناگهاني فرشيدي در موقعيت دشواري قرار گرفته اند. اين برکناري صحت استدلال استيضاح کنندگان و بخش هاي بزرگي از جامعه معلمان را اثبات کرد. با اتفاقات جديد معلوم شد که نمايندگان اصولگرا در ارديبهشت ماه86 در جريان استيضاح وزير براساس مصلحت هاي سياسي و جناحي راي داده اند و آن گونه که ادعا مي کردند راي آنها کارشناسي نبوده است. نمايندگان اصولگرا نه توجيه کارشناسي براي راي آن زمان خود دارند و نه مي توانند امروز از راي اعتماد خود به علي احمدي دفاع مستدل کنند.

مجلس و تصميمات خلق الساعه

علي احمدي سابقه و تجربه حضور در مديريت هاي کلان کشور را ندارد. در حوزه آموزش و پرورش فاقد پيشينه و شناخت و دانش تخصصي است. وي مديري از جنس آموزش و پرورش نيست و انتصاب او کاملاً جنبه سياسي دارد. از سويي نمايندگان نگرانند با راي عدم اعتماد به علي احمدي و طولاني شدن مدت سرپرستي مشکلات در بزرگ ترين دستگاه اداري- آموزشي کشور گسترش يابد و دولت تقصير آن را به گردن نمايندگان مجلس بيندازد. اين وضعيت دشوار نتيجه عدم استقلال مجلس در تصميم گيري و دنباله روي اکثريت مجلس از سياست هاي دولت است که ضربه جبران ناپذيري به حيثيت نمايندگي در اين دوره وارد کرده است و از نگاه نمايندگان مستقل و اقليت بيشترين تقصير به گردن هيات رئيسه يي است که هدايت فراکسيون اکثريت را برعهده دارد. برخلاف ادعاها دنباله روي از تصميمات خلق الساعه و متناقض دولت هيچ نشانه يي از اصولگرايي ندارد.

برگ سوخته

از سوي ديگر معاونان وزارت آموزش و پرورش بار ديگر رايزني و گفت وگو با نمايندگان مجلس براي کسب راي مثبت نمايندگان به وزارت علي احمدي را آغاز کرده اند. هنوز محورها و راهکارهاي جلب حمايت نمايندگان مشخص نشده است. شايد مهم ترين امتياز و برگ اهدايي علي احمدي، بازتوزيع پست هاي مديريتي آموزش و پرورش در شهرستان ها با نظر نمايندگان مجلس باشد. در اين صورت بايد در انتظار عزل و نصب هاي جديد مديران سازمان ها و مناطق در قالب توافق هاي جديد با نمايندگان شهرستاني باشيم، هرچند اين شيوه در اين مقطع زماني کارساز نيست زيرا اولاً با نزديک شدن پايان عمر مجلس هفتم تضميني براي بقاي مديران جديد مورد توافق نيست و ثانياً عزل مديران کنوني بدون شک مخالفت برخي ديگر از نمايندگان را برمي انگيزد و رويش آرا با ريزش آراي ديگر توام خواهد شد. اينکه هيات رئيسه بتواند بار ديگر با ايجاد جو ترس از اصلاح طلبان و اعتراضات صنفي معلمان مانند ارديبهشت گذشته صفوف ازهم پاشيده اصولگرايان را يکپارچه کرده و نمايندگان را پشت سر دولت به صف کند هم بعيد به نظر مي رسد. معلمان چشم به بهارستان دوخته اند و منتظر آخرين تصميم مهم مجلس درخصوص آموزش و پرورش هستند. آن روز که رئيس جمهور علي احمدي را به عنوان جانشين فرشيدي معرفي مي کند و از نمايندگان مي خواهد که به او راي بدهند، آيا با همان ادبياتي از او تعريف و تمجيد مي کند که در ارديبهشت ماه وزير سابق را ستود؟

روزنامه اعتماد

 

چهارشنبه 1386/10/26 |

 

آموزش و پرورش ، محور توسعه انساني

آموزش و پرورش ، محور توسعه انساني

تاريخ و ساعت : ۱۵ دي ۱۳۸۶ - ۱۱:۴۱

کد خبر : 16327



اگر آموزش را فرآيندي پيچيده در جهت تغيير و بهبود رفتار فرد و نهايتا توسعه انساني تلقي کنيم ، بايد با توجه به پيچيدگي هاي موجود در دنياي جديد، روشهايي نيز در نظر گرفته شود تا برنامه هاي آموزش و پرورش نتايج مطلوبي را به دنبال داشته باشد و در گستره جامعه آموزش و تربيت عمومي را تسهيل کند.
يک جريان درست آموزشي که مسبوق به برنامه ريزي ها و الگوبرداري هاي صحيح باشد، در تغيير و اصلاح اوضاع تربيتي و آموزشي از چنان ضريب مثبتي برخوردار است که مي تواند براي نسلها تاثيرگذار باشد و به نتايج قابل قبولي منجر شود. و بعکس اگر آموزش در جرياني پويا و هدفمند نباشد و از مديريتي کارآمد و آينده نگر برخوردار نباشد، نه تنها از اهداف آموزشي دور مي شود و تضمين سلامت جامعه را غيرممکن مي کند، بلکه در جهت بخشيدن جامعه پذيري جوانان و انتخاب رويه اي مناسب براي تربيت جوانان بسيار خطرآفرين و غيرمفيد خواهد بود.
با توجه به اصولي که ما به آن پايبنديم و آن را جزء لاينفک زندگي فردي و اجتماعي خود مي دانيم و مي کوشيم آن اصول را به مثابه انديشه هايي ژرف به نسلهاي ديگر انتقال دهيم. دنياي جديد اما، همان طوري که فرصتهايي را برايمان رقم زده است ، در وضعيت فعلي ما را با موانعي نيز مواجه کرد که در فرآيند آموزش و تربيت نسل آينده جامعه نمي توان از آن غافل بود.

در دهکده جهاني که در آن آموزش روندي ديجيتال به خود گرفته است ، مطمئنا نوعي چالش را با روشها و متدهاي نظام آموزشي کشور ايجاد کرده است که تمام اين محدوديت ها تا زماني که ما يک سامانه مستقل اطلاعاتي را با بهره گيري از پتانسيل هاي مديريت دولتي و غيردولتي در زمينه بهبود کمي و کيفي آموزش ايجاد نکنيم ، نه تنها از اهداف واقعي آموزش و پرورش دور خواهيم ماند، بلکه فرصت ها، منابع و عوامل تاثيرگذار ديگر را نيز از دست خواهيم داد.
لذا پيش از هر تصميم و سياستگذاري بايد اهميت 3 عامل عمده مديريت علمي ، اقتصاد آموزش و پرورش و برنامه ريزي را در تدوين و تکميل آموزش و پرورش کارآمد مورد تاکيد قرار داد تا اين که با کارآمدي و واقع نگري بيشتر بتوان اهداف سازمان آموزش و پرورش را محقق کرد. چون تنها با تصميم سازي هاي به دور از آزمون و خطا در توسعه 3 عامل فوق الذکر مي توان يکسان سازي فرصت هاي آموزشي ، بهره وري ، افزايش دانايي ، تضارب آرا، ايجاد عدالت اجتماعي ، افزايش درآمد ناخالص
ملي
GNP
و نهايتا توسعه انساني همه جانبه را براي تحقق توسعه اي پايدار امکان پذير کرد.

مديريت و آموزش و پرورش

بحث مديريت براساس يافته هاي علمي جديد يکي از جمله اهدافي است که در برنامه هاي آموزشي ملل توسعه يافته دنبال مي شود. مديريت علمي اي که ابتدا از سوي فردريک تيلور (1911) مطرح شد، در سطح عملياتي به اصول قابل توجهي چون «گسترش علم و آگاهي ، انتخاب کارکنان بر مبناي علمي و افزايش توان علمي آنان ، تقسيم منطقي کار و مسووليت و انگيزه کار ناشي از شوق درآمد اقتصادي آنان» تاکيد داشت و از نظر هانري فايول که بنيانگذار مديريت جديد به شمار مي رود، مديريت عبارت است از کارکردهاي برنامه ريزي شده ، سازماندهي ، فرماندهي ، هماهنگي و کنترل.
اما با توجه به نظريه پردازي هاي تخصصي در مديريت جديد، الگوبرداري از آنان بدون در نظر گرفتن ويژگي هاي دروني جامعه نمي تواند در آن واحد نسخه اي معجزه آسا محسوب شود. لذا در اين خصوص نظريه و تحليل ماکس وبر، جامعه شناس آلماني بيشتر از همه تحليل جامعي از مباني دروني مديريت در جوامع گوناگون ارائه مي کند که مي تواند مبناي جالبي در بازبيني مديريت جوامع تلقي شود که اجمالا آنها را در مقايسه با هم مورد بررسي قرار مي دهيم.
اقتدار فرمند يا شخصيتي (مديريت شخصيتي): اين نوع مديريت در برخي جوامع با توجه به ساختهاي سنتي موجود شکل گرفت. اين نوع مديريت بيش از اين که برپايه تجربيات مديريتي و نظريات علمي که بر پايه يافته هاي علومي چون روانشناسي ، جامعه شناسي و اقتصاد استوار است ، بيشتر قائم به ذات شخصيت فرد است.
اين نوع مديريت از ديرباز در کشورمان وجود داشته و دارد و کوشش کرده است در برخي حوزه هاي عملياتي خود از يافته هاي مديريت جديد بهره مند شود و بنيان مديريت خود را سامان دهد. اين نوع مديريت و رهبري در نظام آموزش و پرورش ايران معمولا با تغييرات ساخت حکومت ها جلوه هاي تازه اي به خود مي گيرد و تصميمات خود را در چگونگي بهره گيري و تخصيص منابع موجود اعمال مي کند.
اقتدار سنتي (مديريت سنتي): اين نحوه مديريت و رهبري بر مبناي سنتها، عرف و عادات موجود در هر جامعه شکل مي گيرد. اين نوع مديريت بر اين نگرش تاکيد دارد که جايگاه اجتماعي کساني که در گذشته داراي اقتدار و قدرت بوده اند، حائز اهميت و احترام است. براساس اين نوع نگرش که معمولا صبغه ديني نيز دارد مقام و منصب بر اساس سنتها تعيين مي شود و معمولا از نسلي به نسل ديگر انتقال مي يابد.
در ايران اين نوع مديريت بيش از همه به پيش از دوره مشروطه و شايد پيش از آن بر مي گردد و چون آموزش و پرورش هنوز سامان يافته و سازماندهي نشده بود و عوامل تاثيرگذار بيروني موجود در هدايت آموزش تاثيري نداشتند و محتواي آموزش نيز معمولا محدود به آنچه بود که مرشد يا معلم مورد نظر آنها را از پيش آموخته بودند و به نوآموزان جديد انتقال مي دادند، لذا مديريت به نوعي بر پايه سنتها و عرف معمول در جامعه و خاصه برپايه آموزه هاي ديني استوار بوده است.

اقتدار عقلاني قانوني (مديريت علمي)

اين نوع مديريت با تاکيد بر هدايت سازمان يافته شکل گرفته و سرمنشائ اين نوع مديريت ساختار نظام مند قوانين و مقرراتي است که هدايت سازمان را به عهده مي گيرد و براي اعمال اقتدار و نظارت بر روابط درون سازماني از تصميم گيري تا عمليات طرحها را به عهده مي گيرد.

برنامه ريزي آموزشي

از عمر برنامه ريزي آموزشي جديد نزديک به يک قرن مي گذرد. برنامه ريزي آموزشي جديد ابتدا در سال 1928 در اتحاد جماهير شوروي سابق با تهيه و اجراي برنامه هاي پنجساله توسعه پا به عرصه وجود گذاشت. پس از آن در کشورهاي اروپايي درخلال دهه 1940 موردتوجه قرار گرفت و کشورهاي اروپايي کوشيدند برنامه ريزي آموزشي خود را به استانداردهاي قابل قبول نزديک کنند. در کشورهاي در حال توسعه حدودا از دهه 1950 که همزمان با تحولات سياسي ، اقتصادي و اجتماعي در اين کشورها بود، برنامه ريزي آموزشي دستخوش تحولات قابل توجهي شد.


انتقاد وارد است!

برنامه ريزي در آموزش و پرورش در ايران از 2 جنبه دروني (تجزيه و تحليل و پيش بيني) و بيروني (انطباق روند آموزش با نيازهاي جامعه) نظرات سلبي و ايجابي بسياري را به همراه داشته است. پس از پايان انقلاب فرهنگي و بازگشايي دانشگاه ها، روند رو به تزايد گرايش جوانان به تحصيل در رشته هاي گوناگون علوم کاربردي وعلوم دستوري ادامه يافت. به طوري که نيازهاي کشور به نيروي انساني متخصص در رشته هاي مختلف حتي در شرايط نامتعارف به طور نسبي برطرف شد. تاثيرگذاري جريان آموزش و پرورش کشور در اين موفقيت ها چشمگير و قابل توجه است.
اما پس از گذشت يک دهه ، به علت کمبودهاي موجود در عرصه اقتصاد آموزش و پرورش و در نهايت کمبود فضاهاي آموزشي در سال 1368 مدارس خصوصي غيرانتفاعي به عنوان مدارس غيردولتي به فعاليت هاي آموزشي رسمي پرداختند اما به علت اين که فعاليت هاي بخش خصوصي در زمينه هاي گوناگون درست برنامه ريزي نشده است ، مدارس خصوصي به علت نداشتن تعادل اقتصادي خانواده ها بر توزيع فرصت هاي کيفي آموزشي در ميان دانش آموزان مورد انتقاد قرار دارند.



برنامه ريزي براي پيشبرد هر گونه طرحي نيازي اجتناب ناپذير است ؛ اما برنامه ريزي و توجه به جزييات مرتبط با اجراي مراحل برنامه در سطح فعاليت هاي آموزش و پرورش از ظرافت و پيچيدگي خاص برخوردار است. برنامه ريزي هر چند از جهاتي چون مديريت و اقتصاد در آموزش و پرورش تحت تاثير قرار مي گيرد؛ اما به نوعي مي تواند بر کيفيت بخشي نوع مديريت هاي کلان و مديريت در سطوح زيرين تاثيرگذار باشد و همچنين در نوع نگرش اقتصادي به امر آموزش و پرورش و رونق بخشيدن هر چه بيشتر ارتباط اقتصاد و آموزش و پرورش تاثير بسزايي داشته باشد.
اما با اين همه ، نمي توان از اثرگذاري مقتضيات اجتماعي موجود در کشور بر برنامه ريزي هاي آموزشي بي اعتنا گذشت. همانطوري که مايکل کرست مي گويد: «سياستگذاري براي مدارس وارد يک شبکه ماتريسي پيچيده شده که داراي زمينه هاي سياسي ، اقتصادي و اجتماعي است.» پس برنامه ريزان بايد در فعاليت هاي پيش از برنامه ريزي به شرايط و امکانات موجود کشور توجه خاصي داشته باشند و متغيرهاي تاثيرگذار و تداوم بخش يک برنامه آموزشي را بدقت مورد ارزيابي کارشناسانه قرار دهند تا برنامه هاي آموزشي با پشتوانه اي علمي ، فرهنگي و اقتصادي بر بهبود کمي و کيفي آموزش نيروهاي انساني بيفزايند.
اما علاوه بر کاستي هاي مالي و اقتصادي در آموزش و پرورش ، آنچه در برنامه ريزي هاي کلان آموزش و پرورش از اهميت خاصي برخوردار است ، مطالعه و تحقيقي دقيق از وضعيت اجتماعي ، روانشناسي و کنشگري هاي جوانان در اين برهه از زمان است تا بتوان در مسير برنامه هاي آموزشي از حداکثر پتانسيل هاي علمي و آموزشي سخت افزاري و نرم افزاري در جهت بخشيدن انديشه هاي جوانان استفاده کرد و به نوعي آموزش را در مسير آموزشي هدفمند و همه جانبه در اختيار گرفت.
ازآنجا که در بيشتر جوامع ، توليدکنندگان علم و دانش و آموزش دهندگان از سطوح فرهيختگان جامعه هستند و از نظر اقتصادي جزو لايه هاي مياني و پايين دست جامعه محسوب مي شوند، بايد ترتيبي اتخاذ شود تا تدوينگران و برنامه ريزان آموزش و پرورش از تاثيرگذاري عوامل اصلي آموزش ، بي دغدغه و با بي تفاوتي گذر نکنند. چراکه در دنياي جديد تاثيرگذاري يک تصوير و يک فيلم ، مجله ، روزنامه و دهها ابزار ديجيتالي گذار بر روند جامعه پذيري و آموزش و تربيت جوانان بسيار آسان تر از اثرگذاري يک رابطه چهره به چهره براي تفهيم اموري معرفتي در امر آموزش و تربيت است.
پس بايد عوامل اصلي بازآفرين در امر آموزش و پرورش را به عنوان يکي از عوامل بسيار مهم در برنامه ريزي هاي آموزش و پرورش از حمايت مادي و معنوي برخوردار کرد تا به دور از دغدغه هاي معيشتي ، بل با دغدغه هاي علمي و آموزشي در عرصه آموزش کشور تاثيرگذار و مفيد واقع شوند.

نتيجه

الف)- در بخش مديريت ، اعم از اجرايي و آموزشي بايد به ساختار مديريت عقلاني توجه ويژه اي داشت و به تلفيق هر چه بيشتر مديريت هاي سنتي کارآمد با مديريت هاي علمي در حوزه مربوطه پرداخت.
- در اداره بخشهايي از فعاليت هاي آموزش پرورش مي توان از تجربيات موفق بخش خصوصي در زمينه هاي آموزشي ، مديريتي و اقتصادي بهره مند شد.
- کم کردن ميزان فشارهاي بروکراسي در وزارت آموزش و پرورش و به تبع آن در ادارات کل ، با سپردن برخي از فعاليت هاي خدماتي و تدارکاتي اين وزارتخانه به بخش خصوصي.
- در بخش مديريت آموزش و پرورش مي توان هر چه بيشتر از توانمندي هاي موجود و بالقوه اي که در فراگرد مديريت آموزشي لحاظ نشده اند، بهره مند شد و تصميمات مديريتي را بر مبناي اجماعي عالمانه تر اتخاذ کرد.
ب) در بخش اقتصادي بايد به اقتصاد آموزش و پرورش توجه خاصي مبذول شود تا با سرمايه گذاري هاي مطمئن بتوان به نتايج قابل قبولي در عرصه آموزش و پرورش نايل شد.
- بايد به تاثيرگذاري جريان آموزشي صحيح در تسهيل و توانمندي نيروي انساني کارآمد توجه ويژه اي داشت و سرمايه گذاري هاي لازم را در اين ميان به عنوان عاملي حياتي مدنظر قرار داد.
مديران و مسوولان کشور بايد به اين باور برسند که آموزش کارآمد و صحيح در کشور رکن اوليه تربيت نيروي انساني کارآمد است که براي اين مهم بايد به سرمايه گذاري هاي راهبردي و درازمدت انديشه کرد و نه به تسکين هاي موقتي و مقطعي.
ج) قوت بخشيدن به روابط انساني کارآمد در سازمان آموزش و پرورش در جهت ايجاد درک متقابل بين نيروهاي صفي و ستادي بايد از اولويت هاي اوليه برنامه ريزان در اين وزارتخانه باشد.
- نگرش واقعگرايانه به نوعي گسست نسلي آموزشي و معرفتي در کشور در دهه سوم پس از انقلاب ، که شايد بتوان آن را معلول جريان جهاني شدن -يا تقابل سنت و مدرنيته - و يا مدرنيسم و پست مدرن و يا تغيير الگوي تربيتي در جامعه دانست.
اما به هر حال بايد اذعان کرد کاستي هاي کمي و کيفي در جريان آموزش کشور نيز در ظهور آن بي تاثير نبوده است.
- تبيين برنامه هايي در جهت آموزش هاي مهارتي در کل کشور که در کنار آن به نيازمندي هاي استان هاي کشور نيز توجه شود و فرهنگ و سنتهاي بومي مناطق مختلف کشور در بخش برنامه ريزي هاي آموزش و پرورش مورد توجه و احيائ قرار گيرند.



رضا مومن پور

منبع : آموزش نیوز

یکشنبه 1386/10/23 |

 

مروري بر آمدن و رفتن وزير آموزش و پرورش

مروري بر آمدن و رفتن وزير آموزش و پرورش     

وزارت نیمه کاره   فرشيدي!    

شيرزاد عبداللهي 

 

محمود فرشيدي بعد از گرفتن راي اعتماد از مجلس هفتم نويد تحولي عظيم در آموزش و پرورش را داد. وي در نخستين مصاحبه خود گفت:<الحمدلله الا‌ن ... و بايد روي ايمان دانش‌آموزان كار كنيم. فرشيدي عضويت در انجمن حجتيه را كه از سوي يكي از نمايندگان مطرح شده بود رد كرد. پيش از او علي‌اكبر اشعري نتوانست راي اعتماد نمايندگان را براي استقرار در ساختمان خيابان قرني كسب كند. رئيس‌جمهور در معرفي فرشيدي گفت: <من حداقل 15 نفر را براي تصدي اين مسووليت مورد بررسي قرار داده‌ام. فرشيدي عمر و زندگي خود را در اين وزارتخانه سپري كرده است و يك عنصر فرهنگي است.>

بازگشت به دهه 60

به اين ترتيب روز 18 آبان 84 مدير مجتمع آموزشي غيرانتفاعي معلم در شمال غرب تهران كه تنها در سال‌هاي اول انقلا‌ب چندسالي در مديريت‌هاي مياني آموزش و پرورش خدمت كرده بود در سن 54 سالگي با 136 راي موافق بر صندلي وزارت پردردسرترين دستگاه كشور جلوس كرد. او دوستان قديمي خود را كه برخي از آنها سال‌ها پيش بازنشسته شده بودند، فراخواند و با سخاوتمندي آنها را به پست‌هاي معاونت و مديركلي گماشت. مهم‌ترين كار فرشيدي عزل تقريبا تمام مديران سابق از معاونت وزير تا رياست مناطق بود. يكي از نمايندگان مجلس در اين خصوص گفت: فرشيدي زمين آموزش و پرورش را شخم زد. اكثر مديران جديد غريبه‌هايي بودند كه تسلطي بر امور تحت مديريت خود نداشتند. مهم‌ترين ويژگي آنها عضويت در حلقه ياران ديروز و امروز فرشيدي بود. فرشيدي ميراث 16 سال مديريت دولت‌هاي قبلي را به شدت رد مي‌كرد و معتقد بود كه در اين 16 سال از تعليم و تربيت اسلا‌مي غفلت شده و رسالت او اين است كه بار ديگر آموزش و پرورش را به دوران خلوص انقلا‌بي و مديريت ايدئولوژيك اوايل دهه 60 بازگرداند. الگوي آرماني او، مدارس علوم ديني بود. او بارها از ائمه جمعه و علما دعوت مي‌كرد كه وارد سيستم آموزشي شوند. امام جمعه اصفهان در پاسخ به دعوت فرشيدي از علما گفت: چون طلبه به اندازه كافي در حوزه‌ها وجود ندارد، آموزش و پرورش با ايجاد مراكز خاصي معلمان را تحت آموزش طلبگي قرار دهد. در دوره فرشيدي دعواي مكتب و دبستان بعد از صد سال زنده شد. ‌

حرف‌هاي شنيدني

سخنان فرشيدي در مراسم رسمي و به‌خصوص در حاشيه جلسات همواره باعث شگفتي خبرنگاران مي‌شد. يك بار فرشيدي خود را موفق‌ترين وزير آموزش و پرورش بعد از انقلا‌ب ناميد. بار ديگر ادعا كرد كه در يك سال دوره وزارت او به اندازه 16 سال كار شده است. بعدازظهر روز 23 اسفند 86 در حالي كه ده‌ها معلم در خيابان‌ها بازداشت شده بودند، در برابر ده‌ها خبرنگار خبر دستگيري معلمان را تكذيب كرد. در شرايطي كه اكثر معلمان و همه فعالا‌ن صنفي و بسياري از نمايندگان خواستار استيضاح و بركناري فرشيدي بودند بار ديگر در ارديبهشت 86 رئيس‌جمهور به ساختمان هرمي مجلس رفت و از عملكرد وزير خود دفاع كرد. ‌

علي احمدي، فردي كه قرار است بر صندلي فرشيدي تكيه بزند، برنامه‌هاي خود را براي وزارت آموزش و پرورش اعلا‌م كرده است. فرشيدي نيز از ديروز تا چند روز آينده همه برنامه‌هاي خود را در وزارتخانه لغو كرده و در آنها شركت نخواهد كرد. هيچكس به درستي نمي‌داند كه دليل واقعي استعفاي فرشيدي چيست. اختلا‌ف سياسي منتفي است. او برگزيده احمدي‌نژاد بود و همه موجوديت سياسي او مرهون كسي است كه او را از پشت ميز مديريت مدرسه به وزارت رساند. برخلا‌ف تصور برخي از همكاران، هيچ دليلي در دست نيست كه بر اساس آن استعفا و يا بركناري فرشيدي را نوعي عقب‌نشيني دولت در برابر نارضايتي معلمان از ناكارآمدي و سياست‌هاي غلط فرشيدي بدانيم. تنها گمانه اين است كه شايد مي‌خواهند امكانات آموزش و پرورش را در اختيار دانشگاه پيام‌نور قرار دهند. ‌

دانشگاه محبوب

دانشگاه پيام‌نور بديل دانشگاه آزاد و محبوب احمدي‌نژاد است. اينكه همزمان با استعفا، نام جانشين وزير هم گفته مي‌شود نشانه نوعي هماهنگي و برنامه‌ريزي است. در آبان‌ماه سال گذشته هيات دولت تمامي دستگاه‌ها از جمله آموزش و پرورش را موظف كرد كه ساختمان‌هاي بلا‌استفاده خود را به عنوان فضاي كمك‌آموزشي در اختيار دانشگاه پيام‌نور قرار دهند. اين در حالي است كه آموزش و پرورش با كمبود حداقل 28 هزار مدرسه روبه‌رواست و اين را همه مي‌دانند. چند روز پيش با پيگيري شخص رئيس‌جمهور، فرشيدي با صدور بخشنامه‌اي روساي سازمان‌هاي آموزش و پرورش را مكلف كرد كه فضاهاي خالي خود را به دانشگاه پيام‌نور بدهند. گفته مي‌شود كه دانشگاه پيام‌نور به لحاظ كمي به شدت در حال توسعه است، تعداد مراكز آن به 442 و تعداد دانشجويان آن به يك ميليون رسيده است. آيا آمدن علي احمدي اين پيام را دارد كه امكانات ضعيف آموزش و پرورش صرف توسعه دانشگاه پيام‌نور هم خواهد شد؟ يكي از اعضاي كميسيون آموزش مجلس هشدار مي‌دهد: <اختلا‌ف احمدي‌نژاد با دانشگاه آزاد موجب شده تا دولت به فكر تقويت دانشگاه پيام‌نور در مقابل دانشگاه آزاد باشد و در عمل بخواهد دانشگاه پيام‌نور را در مقابل دانشگاه آزاد علم كند.

بلاگ معلم سربدار

یکشنبه 1386/10/23 |

 

چاه نفت و وزير آموزش و پرورش

چاه نفت و وزير آموزش و پرورش

شيرزاد عبداللهي 

معناي رفتن فرشيدي و آمدن علي احمدي به عنوان سرپرست وزارتخانه در سومين سال عمر دولت احمدي نژاد، براي فرهنگيان گنگ و نامفهوم است. بسياري هم به اين تغييرات کاملاً بي تفاوتند. جيرودي معاون مدرسه مي گويد؛ «رفتن و آمدن وزير تاثيري بر کار و زندگي ما ندارد. براي آنها که مي خواهند مديرکل و رئيس بشوند تغيير وزير مهم است اما براي دبير و آموزگار و دفتردار و معاون و مدير مدرسه چه فرقي مي کند. همه ادعا مي کنند 95 درصد مطالبات فرهنگيان را پرداخته اند. من که معني مطالبات را نمي فهمم. راستي مطالبات يعني چه؟ » موسيقي متن سخنان معلمان، همهمه قطع نشدني دانش آموزاني است که با صداي زنگ از قفس تنگ کلاس براي دقايقي آزاد شده اند. گفت وگوي معلمان در زنگ تفريح مثل فرياد کشيدن است. وزيران مي آيند و مي روند اما مدرسه پابرجاست.

روستازاده فروتن

رمزگشايي از سخنان به شدت تعارف آميز و تو در توي مسوولان دولتي هم بسيار دشوار است. پيش از اين در مراسم معارفه يي که در ساختمان مرکزي وزارتخانه با حضور معاون اول رئيس جمهور برگزار شد، علي احمدي خود را چنين معرفي کرد؛ «روستازاده يي بيش نيستم که برخلاف ميل باطني ام قريب يک ماه است که به من گفته شده خود را براي آموزش و پرورش آماده کنم. اما در اين يک ماه به اندازه يک روز هم براي مسائل آموزش و پرورش وقت نگذاشتم چون علاقه مند نبودم جاي کس ديگري را بگيرم .»

حرف ها در فضاهاي مختلف معاني متفاوتي دارند و همين تغيير فضا منشاء سوءتفاهم هاي مسوولان و خبرنگاران است. به عنوان مثال خواننده اين متن مکتوب مي پرسد؛ چرا علي احمدي مسووليتي را که به آن علاقه ندارد پذيرفته؟ چرا در مدت يک ماه حتي يک روز هم به موضوع فکر نکرده ؟ يعني وزارت براي او آنقدر بي اهميت است؟ چرا او تنها به اين دليل که قرار است جاي فرشيدي را بگيرد ناراحت بوده در حالي که ده ها دليل منطقي براي بي علاقگي او وجود داشته که مهم ترين آنها نبود تخصص و سابقه مديريتي در آموزش و پرورش است.

بالاخره خواننده مي خواهد بداند که در روز آخر با چه دلايل و منطقي سرپرستي را پذيرفته است. آيا به راستي او خود را شايسته ترين فرد براي سرپرستي مي دانسته و اگر نه، دليل عرفي و شرعي پذيرش اين مسووليت چه بوده است؟

دو وزير در يک وزارتخانه

اما پرويز داودي سرپرست جديد را از زاويه ديگري معرفي کرد. وي علي احمدي را نيرويي با تفکر سيستمي دانست که در دانشگاه پيام نور از نظر کمي و کيفي تحولات جدي آفريده است و براي تکميل مديريت فرشيدي آمده و از اين به بعد دو وزير در آموزش و پرورش خواهيم داشت. اين اظهارات هم جز تعارف چيز ديگري نيست.

اگر علي احمدي در پست رياست دانشگاه پيام نور تحولات جدي آفريده پس چرا در نيمه کار او را برخلاف ميل خود به وزارتخانه يي آورده اند که قبل از گرفتن حکم حتي يک روز هم به آن فکر نکرده است ؟ او براساس کدام مزيت هاي فردي، علمي و اداري برگزيده شده است؟ قرار است علي احمدي در اين دستگاه چه کارهايي انجام دهد. برنامه او براي بزرگترين سازمان اداري- آموزشي کشور چيست؟ و اگر قرار است فرشيدي در اين وزارتخانه به عنوان وزير دوم بماند دليل عزل او چه بود ؟ در حالي که به طور رسمي از استعفاي وزير سخن مي رود، در خبرها آمده بود که استعفاي فرشيدي به در خواست رئيس جمهور صورت گرفته و مشاور ارشد رئيس جمهور در ملاقات با فرشيدي از او خواسته که استعفاي خود را بنويسد.

برخي معتقدند که با آمدن علي احمدي به عنوان سرپرست، وي در انتهاي مهلت قانوني سه ماهه به عنوان وزير به مجلس معرفي خواهد شد و مجلسي که يک بار به علي احمدي براي نشستن بر صندلي وزارت تعاون نه گفته، مجبور است با وزارت او بر بزرگترين دستگاه اداري - آموزشي کشور موافقت کند چرا که به گفته علي عباسپورتهراني فرد؛ «اگر سرپرستي علي احمدي طولاني شود و اگر مجلس راي ندهد و دوباره فرد ديگري بيايد مسائل آموزش و پرورش متوقف مي ماند.»

طاقچه بالا نگذاريد

مهم ترين حرفي که سرپرست جديد در جلسه معارفه زد اين بود؛ «روش کار مديريتي من براين بوده که اعتماد مي کنم تا وقتي خلافش ثابت شود. کمک مي گيرم تا وقتي که افراد بخواهند کمک کنند. وابسته به هيچ فرد يا جريان خاصي نيستم. و اگر کسي براي من خيلي طاقچه بالا بگذارد مي گويم ... بدون شما هم بالاخره مملکت مي چرخد.» شايد اين سخنان واکنش به خبر استعفاي دسته جمعي معاونان فرشيدي بود. خبري که با قطعي شدن استعفاي فرشيدي تکذيب شد.

به نظر مي رسد اين وزارتخانه عرصه آزمون و خطاي جديدي است. حداقل يک سال طول مي کشد که سرپرست به آن درجه از دانش و تجربه برسد که امور جاري وزارتخانه را اداره کند. سرپرست جديد نه سابقه مديريت در دستگاه آموزش و پرورش را دارد، نه بافت اجرايي و کارشناسي وزارتخانه را مي شناسد و نه صاحب تاليفات و تئوري خاصي در حوزه آموزش و پرورش است .

شايد مهم ترين ويژگي او توفيق حضور در حلقه ياران دانشگاهي رئيس جمهور است. هر چه باشد علي احمدي در اين سازمان يک غريبه است. محمود فرشيدي حداقل اين ادعا را داشت که يک معلم ساده است و همواره بر آن تاکيد مي کرد اما واقعاً نقطه اتصال سرپرست جديد با وزارت آموزش و پرورش چيست؟

چاه نفت و جايزه

خبرگزاري ايسنا گزارش داده بود که سرپرست آموزش و پرورش در جمع تعدادي از معلمان ايلام با اعلام مجدد اين مطلب که برخلاف ميل باطني خود به اين وزارتخانه آمده است از معلمان خواست که مشکلات را در کنار راه حل هاي پيشنهادي به او بگويند. وي براي تشويق معلمان به طرح مشکلات و راه حل ها گفت که به بهترين و کاربردي ترين پيشنهاد معلمان جايزه مي دهد.

پيشنهادها احتمالاً چيزهايي از اين قبيل است؛ «حقوق معلمان را به بالاتر از خط فقر برسانيد. به معلمان بدون مسکن زمين و آپارتمان بدهيد. وام هاي کم بهره در اختيار فرهنگيان بگذاريد. اصل 30 قانون اساسي را اجرا کنيد. ارتقاي منزلت معلم را از حرف به عمل برسانيد و...» و اما راه حل ها؛ «ما مي خواهيم آثار افزايش قيمت نفت را سر سفره هاي خود ببينيم. باز هم آموزش و پرورش کسري بودجه دارد. باز هم دولت به معلمان بدهکار است. باز هم دست مدير مدرسه خالي است... راه حل ساده است. درصدي از پول نفت را به آموزش و پرورش اختصاص دهيد.»

فرشيدي روزي که به مجلس معرفي شد در نامه خود که به گمان خودش برنامه بود اما برخي معتقد بودند که تنها يک نامه حاوي مشتي شعار آرماني بوده است، و در سخنراني خود گفت که دو ماه پاداش فرهنگيان را در کوتاه مدت پرداخت مي کند و قدرت خريد فرهنگيان را در چهار سال دو برابر مي کند.

وزير تا آخرين روز وزارت با اين سوال خبرنگاران سمج حوزه آموزش و پرورش روبه رو بود که پس آن وعده ها چه شد؟ يک بار به خبرنگاري گفت؛ من چاه نفت در اختيار ندارم... يعني او هم مثل معلمان مدرسه آدرس چاه نفت را مي داد. و مگر ما ايراني ها نشاني ديگري هم مي شناسيم؟

رودربايستي مجلس

سرپرست وزارت چه سازوکاري براي اين نظرخواهي عمومي انتخاب کرده است؟ در چند روز گذشته تعدادي از همکاران که مي خواهند در اين نظرخواهي شرکت کنند به تکاپو افتاده اند. شايد بخت ياري کند و جايزه يي هم ببرند. اما اگر علي احمدي واقعاً دنبال راه حل است بهتر است به سراغ نخبگان برود. آموزش و پرورش داراي پژوهشگاه تعليم و تربيت است که ده ها متخصص درجه اول مسائل آموزش و پرورش در آنجا به کار مشغولند و در داخل همين سيستم اداري صدها کارشناس نخبه حضور دارند که کسي به آنها محل نمي گذارد.

وزارت يعني مديريت تامين اعتبار و سازماندهي نيروي انساني. اما وزارت در ايران کار ساده يي است. نفت را مي فروشيم و پولش را بين دستگاه ها تقسيم مي کنيم. اينجا وزارت يعني قدرت چانه زني و لابي گري. علي احمدي به دليل نزديکي بيشتر به هسته قدرت دولتي شايد توانا تر از فرشيدي ظاهر شود. از سوي ديگر عباسپور رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس معتقد است که مجلس چون به اشعري راي نداد به خاطر رودربايستي و متهم نشدن به مخالفت با رئيس جمهور به فرشيدي راي داد. اما نکته با اهميت در اظهارات عباسپور عدم حمايت دولت از وزير آموزش و پرورش است. رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس مي گويد؛ «سوال اين است که اگر اين وزير مورد تاييد دولت نبود چرا به مجلس معرفي شد.»

نبود حمايت دولت از وزير در موضوع کسري بودجه 2600 ميليارد توماني کاملاً آشکار شد.2100 ميليارد تومان از اين کسري به تاييد معاون برنامه ريزي و راهبردي رئيس جمهور رسيده بود. با اين حال دولت عجله يي براي پرداخت اين مبلغ از خود نشان نمي داد. در حالي که اين کسري مربوط به حق الزحمه معلمان حق التدريس و اضافه کار عوامل مدرسه مثل مديران و معاونان و پاداش پايان خدمت بازنشستگان و حقوق پرسنل شرکتي و ساير حقوق و مزاياي کارکنان است. اما ظاهراً سرپرست جديد هم نتوانسته کسري اعتبار را تامين کند.

وي هفته گذشته درباره ميزان مطالبات فرهنگيان گفت؛« اين ميزان با توافق بين سازمان مديريت سابق، خزانه داري کل و معاونت ذي ربط وزارت آموزش و پرورش، دو هزار و 200 ميليارد تومان است که اين ميزان، بدهي سال جاري وزارت آموزش و پرورش است و بخشي از آن تهيه شده است.» علي احمدي افزود؛ «براين اساس يک هزار و 100 ميليارد تومان و به روايتي 850 ميليارد تومان کسري آموزش و پرورش در اصلاحيه بودجه تامين مي شود.»

سرپرست وزارت آموزش وپرورش در پاسخ به اين پرسش که ميزان ذکر شده تنها نيمي از کسري بودجه آموزش وپرورش است، گفت؛« بله درست است اما براي پرداخت مابقي کسري ها نيز خدا بزرگ است.» به احتمال زياد بخشي از اين کسري به سال آينده منتقل مي شود. قرار است بودجه جاري سال 87 را روي رقمي بين 7 تا 8 هزار ميليارد تومان ببندند. نگراني وقتي افزايش مي يابد که جدول هزينه ها را نگاه کنيم. بيش از 93 درصد بودجه صرف پرداخت حقوق و دستمزد ها مي شود. اين در حالي است که افزايش بودجه جاري که عمده آن هزينه هاي پرسنلي است تاثيري بر افزايش ضريب رضايتمندي پرسنل نداشته و مطالبه اول معلمان همچنان افزايش حقوق و مزايا است.

پيام نور سوار بر مرکب در گل مانده

علي عباسپور تهراني فرد رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس معتقد است که نه در دولت هاي گذشته و نه در دولت احمدي نژاد آموزش و پرورش اولويت اول کشور نبوده. به اين گفته بايد افزود که اين وزارتخانه هيچ گاه اولويت پنجم و ششم دولت ها هم نبوده، بلکه همواره در انتهاي يک صف طولاني قرار داشته است.

عباسپور علاوه بر بيان اينکه علي احمدي هيچ ارتباطي با بدنه آموزش وپرورش نداشته، مي گويد؛ «ايشان يک حرکت لجام گسيخته يي براي گسترش بي رويه پيام نور در کل کشور انجام داده اند. در طول اين سال تحصيلي نسبت به سال قبل 70 تا 90 هزار دانشجو گرفته اند و واحد هاي درسي را در سراسر کشور تشکيل داده اند بدون فضاي آموزشي و با يک يا دو عضو هيات علمي. اين باعث شده دانشگاه پيام نور دنبال فضا بگردد. دانشگاه پيام نور قبل از وزارت فرشيدي هم از طريق دولت روي فضا هاي آموزشي دست گذاشته بود که از اين فضاها براي پيام نور استفاده شود. پيام نور. ما نگرانيم که اين مرکبي که تحت عنوان آموزش وپرورش است به نحوي در گل مانده است که بار خودش را هم نمي تواند بکشد، حالا با آمدن فردي از دانشگاه پيام نور مشکلات پيام نور را هم از نظر فضا بخواهد بر اين مرکب سوار کند و نهايتاً اين سيستم از پا در بيايد.» توسعه پيام نور نماد دوره جديدي است در مقابل گسترش دانشگاه آزاد که نماد دوره ديگري بود. توسعه بي رويه و نامتوازن دانشگاه پيام نور فقط در کادر رقابت با بزرگترين دانشگاه دنيا قابل فهم است.

یکشنبه 1386/10/16 |

 

راهکار های حل مشکلات وزارت آموزش و پرورش

راهکار های حل مشکلات وزارت آموزش و پرورش

وزارتخانه بزرگ آموزش و پرورش مشکلات ساختاری جدی داشته و این مشکلات ریشه در سالیان دراز دارد . مقصر نشان دادن یک وزیر و یا معاونان ایشان فرافکنی بوده و راهکار حل مشکل نیست .

اولا آموزش و پرورش در ایران یکی از کم اهمیت ترین وزارتخانه ها در نظر گرفته می شود لذا در معرفی وزیران این وزارتخانه بزرگ هرگز سراغ افراد مطلع و آگاه به مسایل آن نمی روند فکر می شود آموزش و پرورش یعنی چند معلم و دانش آموز و کلاس و درس و گچ و تخته سیاه دیگر هیچ ؟؟؟!!

اگر از نظر علمی و با استاندارد های بین المللی به این مشکل نگریسته شود بطور حتم افراد بسیاری هستند که هم برنامه دارند و هم راهکار و هم می توانند در طول زمان مشخص از مشکلات کاسته و کم کم آموزش و پرورش ایران را در مسیر رشد و ترقی خود قرار دهند این افراد در وهله اول نیاز به حمایت تمامی دست اندرکاران نظام اسلامی از رهبری گرفته تا معلم و دانش آموز و اولیا را می طلبند .

در وهله دوم تدوین برنامه زمانبندی شده بر اساس اولویت ها را می طلبد در چنین وزارتخانه بزرگ تصمیمات یک شب در عرض یک دقیقه هم باطل می شود . مگر درست است که افراد نا آشنا و غیر صالح در امر تعلیم و تربیت بر سرنوشت  15 میلیون دانش آموز و یک میلیون دویست هزار معلم گمارده شوند .

 

نیاز اول و ضروری این بخش از اجتماع نیازمند مشارکت کلیه دلسوزان و آگاهان به امور را می طلبد . می بایست قبل از هر برنامه ای داشنمدان آگاه به امر تعلیم و تربیت , نویسندگان ؛ استاتید دانشگاهها ؛ معلمان خبره وزیران اسبق و معاونان  آنان ؛ مدیران کل سالیان قبل در طی یک برنامه دقیق با همفکری و صداقت بدور از گرایش های سیاسی دور هم جمع شده و برای برون رفت از وضع فعلی و تدوین برنامه آتی با هم همفکری نموده و با بکار گیری اصول صحیح امر تعلیم و تربیت زیر بنای آینده آموزش و پروش را بریزند .

یکی دیگر از راهکاری حل مشکل می تواند ارایه برنامه و به نقد گذاشتن آن قبل از اجرا در نظر افکار عمومی و رساناهای ملی است تا صاحبان نظر و عقیده آن را دقیقا مورد نقد و بررسی قرار داده و در نهایت برنامه با پحتگی کامل به اجرا در آید . این امر می تواند مورد حمایت تمامی افرادی باشد که در مورد آن مطالعه و کم وکاست آنرا بر طرف نموده اند هم باشد

مطالعه و تحقیق در مورد کشورهای که در امر تعلیم و تربیت موفق بوده اند هم می تواند کمکی به برون رفت از وضعیت فعلی باشد باید بدون در نظر گرفتن افکار سیاسی افرادی را مسئول مطالعه و تحقیق در این مهم نمود و بعد کسب نتیجه آنرا حداقل به رای و نظر صاحبان قلم گذاشت تا از بوته نقد و بررسی بیرون آید سپس می توان بخشهای قابل اجرا را در کشور اجرا نمود .

یکی دیگر از راهکار ها نشست با معلمان و بازنسشتگان آموزش و پرورش کشوری است که تجربیات گران مایه در اختیار این عزیزان هست و ما هیچوقت سراغ آنها نرفته ام در واقع از نعمت خودی ها هم تا امروز غافل بوده ایم می توان به جای جلسات بی محتوی کنونی که هیچ سودی برای کشور و ملت ندارد در خود آموزش و پرورش با دعوت از معلمان علاقمند بسیاری از مشکلات را حل نمود .

آنان که از نزدیک با آموزش و پرورش آشنا هستند می دانند که در این وزارتخانه سالیانه میلیاردها تومان صرف برنامه ها ؛ جلسات ؛ نشست های می شود که تنها خاصیت آن بالا بردن آماری است و هیچ محتوی بر آن نمی توان پیدا نمود . می شود به جای این کار از نحبگان جامعه دعوت نمود و با حضور در جمع آنان از راهکارهای وطنی وملی سود برد .

ارسال بخشنامه های پی در پی و بی محتوی به سراسر کشور و توزیع مجلات بی خوانند با صرف میلیاردی هیچ سودی تا بحال برای ملت نداشته می توان با کمی جسارت جلوی این خسارت ملی را گرفت و به جای آن چندین مدرسه جدید با امکانات روز ساخت و به ملت شریف ایران اهدا نمود .

عزل و نصب های فراوان و بدون دلیل و علت,  یکی دیگر از مضلات فعلی است می توان برای تربیت مدیران و تثبیت شغلی آنان از راهکارهای جهانی بهره برد و آموزش و پرورش را از سیاست زدگی و عزل ونصب های گوناگون نجات داد . تا زمانی که یک مدیر امنیت شغلی نداشته باشد دچار روزمرگی شده و نمی تواند برنامه های بلند مدتی را برای خود تدوین نماید متاسفانه این رویه غلط در دو دهه گذشته شدت بیشتری یافته و با تغییر هر مقام مجلسی یا دولتی در منطقه اولین تغییرات در آموزش و پرورش شروع و با رفتن ایشان با اتمام دوره نمایندگی تمامی افراد مورد نظر ایشان حتی با داشتن کارنامه ای مورد قبول از سمت خود برکنار می شود و خسارت غیر قابل جبرانی به کشور و ملت وارد می گردد .

معلم عنصر فراموش شده آموزش و پرورش فعلی ماست هیچ کس در عمل حامی معلمان نبوده و معلم در این  وانفسای همه گیر بدون پشتیبان و تنهاست . حتی حراست آموزش و پرورش هم با او از سر دشمنی برخورد میکند انگار سالهاست اصل برائت در آموزش و پرورش برعکس شده و ما معلمان باید سالها زخمت بکشیم تا ثابت نمایم که گناهکار نیستیم و این واقعا درد آور است . معلمی که از هزار توی گزینش عبور کرده و به استخدام آموزش و پرورش در آمده غربیه ای بیش نیست و باید تلاش کند تا دوست بودن و صداقت داشتن خود را به اثبات برساند . آیا شما دردی بالاتر و دردناکتر از این را سراغ دارید ؟ 

با تقدیم اخترام : غلامعلی عباسی 

10 / 10 / 1386

یکشنبه 1386/10/16 |

 

چاه نفت و وزير آموزش و پرورش

چاه نفت و وزير آموزش و پرورش

شيرزاد عبداللهي 

معناي رفتن فرشيدي و آمدن علي احمدي به عنوان سرپرست وزارتخانه در سومين سال عمر دولت احمدي نژاد، براي فرهنگيان گنگ و نامفهوم است. بسياري هم به اين تغييرات کاملاً بي تفاوتند. جيرودي معاون مدرسه مي گويد؛ «رفتن و آمدن وزير تاثيري بر کار و زندگي ما ندارد. براي آنها که مي خواهند مديرکل و رئيس بشوند تغيير وزير مهم است اما براي دبير و آموزگار و دفتردار و معاون و مدير مدرسه چه فرقي مي کند. همه ادعا مي کنند 95 درصد مطالبات فرهنگيان را پرداخته اند. من که معني مطالبات را نمي فهمم. راستي مطالبات يعني چه؟ » موسيقي متن سخنان معلمان، همهمه قطع نشدني دانش آموزاني است که با صداي زنگ از قفس تنگ کلاس براي دقايقي آزاد شده اند. گفت وگوي معلمان در زنگ تفريح مثل فرياد کشيدن است. وزيران مي آيند و مي روند اما مدرسه پابرجاست.

روستازاده فروتن

رمزگشايي از سخنان به شدت تعارف آميز و تو در توي مسوولان دولتي هم بسيار دشوار است. پيش از اين در مراسم معارفه يي که در ساختمان مرکزي وزارتخانه با حضور معاون اول رئيس جمهور برگزار شد، علي احمدي خود را چنين معرفي کرد؛ «روستازاده يي بيش نيستم که برخلاف ميل باطني ام قريب يک ماه است که به من گفته شده خود را براي آموزش و پرورش آماده کنم. اما در اين يک ماه به اندازه يک روز هم براي مسائل آموزش و پرورش وقت نگذاشتم چون علاقه مند نبودم جاي کس ديگري را بگيرم .»

حرف ها در فضاهاي مختلف معاني متفاوتي دارند و همين تغيير فضا منشاء سوءتفاهم هاي مسوولان و خبرنگاران است. به عنوان مثال خواننده اين متن مکتوب مي پرسد؛ چرا علي احمدي مسووليتي را که به آن علاقه ندارد پذيرفته؟ چرا در مدت يک ماه حتي يک روز هم به موضوع فکر نکرده ؟ يعني وزارت براي او آنقدر بي اهميت است؟ چرا او تنها به اين دليل که قرار است جاي فرشيدي را بگيرد ناراحت بوده در حالي که ده ها دليل منطقي براي بي علاقگي او وجود داشته که مهم ترين آنها نبود تخصص و سابقه مديريتي در آموزش و پرورش است.

بالاخره خواننده مي خواهد بداند که در روز آخر با چه دلايل و منطقي سرپرستي را پذيرفته است. آيا به راستي او خود را شايسته ترين فرد براي سرپرستي مي دانسته و اگر نه، دليل عرفي و شرعي پذيرش اين مسووليت چه بوده است؟

دو وزير در يک وزارتخانه

اما پرويز داودي سرپرست جديد را از زاويه ديگري معرفي کرد. وي علي احمدي را نيرويي با تفکر سيستمي دانست که در دانشگاه پيام نور از نظر کمي و کيفي تحولات جدي آفريده است و براي تکميل مديريت فرشيدي آمده و از اين به بعد دو وزير در آموزش و پرورش خواهيم داشت. اين اظهارات هم جز تعارف چيز ديگري نيست.

اگر علي احمدي در پست رياست دانشگاه پيام نور تحولات جدي آفريده پس چرا در نيمه کار او را برخلاف ميل خود به وزارتخانه يي آورده اند که قبل از گرفتن حکم حتي يک روز هم به آن فکر نکرده است ؟ او براساس کدام مزيت هاي فردي، علمي و اداري برگزيده شده است؟ قرار است علي احمدي در اين دستگاه چه کارهايي انجام دهد. برنامه او براي بزرگترين سازمان اداري- آموزشي کشور چيست؟ و اگر قرار است فرشيدي در اين وزارتخانه به عنوان وزير دوم بماند دليل عزل او چه بود ؟ در حالي که به طور رسمي از استعفاي وزير سخن مي رود، در خبرها آمده بود که استعفاي فرشيدي به در خواست رئيس جمهور صورت گرفته و مشاور ارشد رئيس جمهور در ملاقات با فرشيدي از او خواسته که استعفاي خود را بنويسد.

برخي معتقدند که با آمدن علي احمدي به عنوان سرپرست، وي در انتهاي مهلت قانوني سه ماهه به عنوان وزير به مجلس معرفي خواهد شد و مجلسي که يک بار به علي احمدي براي نشستن بر صندلي وزارت تعاون نه گفته، مجبور است با وزارت او بر بزرگترين دستگاه اداري - آموزشي کشور موافقت کند چرا که به گفته علي عباسپورتهراني فرد؛ «اگر سرپرستي علي احمدي طولاني شود و اگر مجلس راي ندهد و دوباره فرد ديگري بيايد مسائل آموزش و پرورش متوقف مي ماند.»

طاقچه بالا نگذاريد

مهم ترين حرفي که سرپرست جديد در جلسه معارفه زد اين بود؛ «روش کار مديريتي من براين بوده که اعتماد مي کنم تا وقتي خلافش ثابت شود. کمک مي گيرم تا وقتي که افراد بخواهند کمک کنند. وابسته به هيچ فرد يا جريان خاصي نيستم. و اگر کسي براي من خيلي طاقچه بالا بگذارد مي گويم ... بدون شما هم بالاخره مملکت مي چرخد.» شايد اين سخنان واکنش به خبر استعفاي دسته جمعي معاونان فرشيدي بود. خبري که با قطعي شدن استعفاي فرشيدي تکذيب شد.

به نظر مي رسد اين وزارتخانه عرصه آزمون و خطاي جديدي است. حداقل يک سال طول مي کشد که سرپرست به آن درجه از دانش و تجربه برسد که امور جاري وزارتخانه را اداره کند. سرپرست جديد نه سابقه مديريت در دستگاه آموزش و پرورش را دارد، نه بافت اجرايي و کارشناسي وزارتخانه را مي شناسد و نه صاحب تاليفات و تئوري خاصي در حوزه آموزش و پرورش است .

شايد مهم ترين ويژگي او توفيق حضور در حلقه ياران دانشگاهي رئيس جمهور است. هر چه باشد علي احمدي در اين سازمان يک غريبه است. محمود فرشيدي حداقل اين ادعا را داشت که يک معلم ساده است و همواره بر آن تاکيد مي کرد اما واقعاً نقطه اتصال سرپرست جديد با وزارت آموزش و پرورش چيست؟

چاه نفت و جايزه

خبرگزاري ايسنا گزارش داده بود که سرپرست آموزش و پرورش در جمع تعدادي از معلمان ايلام با اعلام مجدد اين مطلب که برخلاف ميل باطني خود به اين وزارتخانه آمده است از معلمان خواست که مشکلات را در کنار راه حل هاي پيشنهادي به او بگويند. وي براي تشويق معلمان به طرح مشکلات و راه حل ها گفت که به بهترين و کاربردي ترين پيشنهاد معلمان جايزه مي دهد.

پيشنهادها احتمالاً چيزهايي از اين قبيل است؛ «حقوق معلمان را به بالاتر از خط فقر برسانيد. به معلمان بدون مسکن زمين و آپارتمان بدهيد. وام هاي کم بهره در اختيار فرهنگيان بگذاريد. اصل 30 قانون اساسي را اجرا کنيد. ارتقاي منزلت معلم را از حرف به عمل برسانيد و...» و اما راه حل ها؛ «ما مي خواهيم آثار افزايش قيمت نفت را سر سفره هاي خود ببينيم. باز هم آموزش و پرورش کسري بودجه دارد. باز هم دولت به معلمان بدهکار است. باز هم دست مدير مدرسه خالي است... راه حل ساده است. درصدي از پول نفت را به آموزش و پرورش اختصاص دهيد.»

فرشيدي روزي که به مجلس معرفي شد در نامه خود که به گمان خودش برنامه بود اما برخي معتقد بودند که تنها يک نامه حاوي مشتي شعار آرماني بوده است، و در سخنراني خود گفت که دو ماه پاداش فرهنگيان را در کوتاه مدت پرداخت مي کند و قدرت خريد فرهنگيان را در چهار سال دو برابر مي کند.

وزير تا آخرين روز وزارت با اين سوال خبرنگاران سمج حوزه آموزش و پرورش روبه رو بود که پس آن وعده ها چه شد؟ يک بار به خبرنگاري گفت؛ من چاه نفت در اختيار ندارم... يعني او هم مثل معلمان مدرسه آدرس چاه نفت را مي داد. و مگر ما ايراني ها نشاني ديگري هم مي شناسيم؟

رودربايستي مجلس

سرپرست وزارت چه سازوکاري براي اين نظرخواهي عمومي انتخاب کرده است؟ در چند روز گذشته تعدادي از همکاران که مي خواهند در اين نظرخواهي شرکت کنند به تکاپو افتاده اند. شايد بخت ياري کند و جايزه يي هم ببرند. اما اگر علي احمدي واقعاً دنبال راه حل است بهتر است به سراغ نخبگان برود. آموزش و پرورش داراي پژوهشگاه تعليم و تربيت است که ده ها متخصص درجه اول مسائل آموزش و پرورش در آنجا به کار مشغولند و در داخل همين سيستم اداري صدها کارشناس نخبه حضور دارند که کسي به آنها محل نمي گذارد.

وزارت يعني مديريت تامين اعتبار و سازماندهي نيروي انساني. اما وزارت در ايران کار ساده يي است. نفت را مي فروشيم و پولش را بين دستگاه ها تقسيم مي کنيم. اينجا وزارت يعني قدرت چانه زني و لابي گري. علي احمدي به دليل نزديکي بيشتر به هسته قدرت دولتي شايد توانا تر از فرشيدي ظاهر شود. از سوي ديگر عباسپور رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس معتقد است که مجلس چون به اشعري راي نداد به خاطر رودربايستي و متهم نشدن به مخالفت با رئيس جمهور به فرشيدي راي داد. اما نکته با اهميت در اظهارات عباسپور عدم حمايت دولت از وزير آموزش و پرورش است. رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس مي گويد؛ «سوال اين است که اگر اين وزير مورد تاييد دولت نبود چرا به مجلس معرفي شد.»

نبود حمايت دولت از وزير در موضوع کسري بودجه 2600 ميليارد توماني کاملاً آشکار شد.2100 ميليارد تومان از اين کسري به تاييد معاون برنامه ريزي و راهبردي رئيس جمهور رسيده بود. با اين حال دولت عجله يي براي پرداخت اين مبلغ از خود نشان نمي داد. در حالي که اين کسري مربوط به حق الزحمه معلمان حق التدريس و اضافه کار عوامل مدرسه مثل مديران و معاونان و پاداش پايان خدمت بازنشستگان و حقوق پرسنل شرکتي و ساير حقوق و مزاياي کارکنان است. اما ظاهراً سرپرست جديد هم نتوانسته کسري اعتبار را تامين کند.

وي هفته گذشته درباره ميزان مطالبات فرهنگيان گفت؛« اين ميزان با توافق بين سازمان مديريت سابق، خزانه داري کل و معاونت ذي ربط وزارت آموزش و پرورش، دو هزار و 200 ميليارد تومان است که اين ميزان، بدهي سال جاري وزارت آموزش و پرورش است و بخشي از آن تهيه شده است.» علي احمدي افزود؛ «براين اساس يک هزار و 100 ميليارد تومان و به روايتي 850 ميليارد تومان کسري آموزش و پرورش در اصلاحيه بودجه تامين مي شود.»

سرپرست وزارت آموزش وپرورش در پاسخ به اين پرسش که ميزان ذکر شده تنها نيمي از کسري بودجه آموزش وپرورش است، گفت؛« بله درست است اما براي پرداخت مابقي کسري ها نيز خدا بزرگ است.» به احتمال زياد بخشي از اين کسري به سال آينده منتقل مي شود. قرار است بودجه جاري سال 87 را روي رقمي بين 7 تا 8 هزار ميليارد تومان ببندند. نگراني وقتي افزايش مي يابد که جدول هزينه ها را نگاه کنيم. بيش از 93 درصد بودجه صرف پرداخت حقوق و دستمزد ها مي شود. اين در حالي است که افزايش بودجه جاري که عمده آن هزينه هاي پرسنلي است تاثيري بر افزايش ضريب رضايتمندي پرسنل نداشته و مطالبه اول معلمان همچنان افزايش حقوق و مزايا است.

پيام نور سوار بر مرکب در گل مانده

علي عباسپور تهراني فرد رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس معتقد است که نه در دولت هاي گذشته و نه در دولت احمدي نژاد آموزش و پرورش اولويت اول کشور نبوده. به اين گفته بايد افزود که اين وزارتخانه هيچ گاه اولويت پنجم و ششم دولت ها هم نبوده، بلکه همواره در انتهاي يک صف طولاني قرار داشته است.

عباسپور علاوه بر بيان اينکه علي احمدي هيچ ارتباطي با بدنه آموزش وپرورش نداشته، مي گويد؛ «ايشان يک حرکت لجام گسيخته يي براي گسترش بي رويه پيام نور در کل کشور انجام داده اند. در طول اين سال تحصيلي نسبت به سال قبل 70 تا 90 هزار دانشجو گرفته اند و واحد هاي درسي را در سراسر کشور تشکيل داده اند بدون فضاي آموزشي و با يک يا دو عضو هيات علمي. اين باعث شده دانشگاه پيام نور دنبال فضا بگردد. دانشگاه پيام نور قبل از وزارت فرشيدي هم از طريق دولت روي فضا هاي آموزشي دست گذاشته بود که از اين فضاها براي پيام نور استفاده شود. پيام نور. ما نگرانيم که اين مرکبي که تحت عنوان آموزش وپرورش است به نحوي در گل مانده است که بار خودش را هم نمي تواند بکشد، حالا با آمدن فردي از دانشگاه پيام نور مشکلات پيام نور را هم از نظر فضا بخواهد بر اين مرکب سوار کند و نهايتاً اين سيستم از پا در بيايد.» توسعه پيام نور نماد دوره جديدي است در مقابل گسترش دانشگاه آزاد که نماد دوره ديگري بود. توسعه بي رويه و نامتوازن دانشگاه پيام نور فقط در کادر رقابت با بزرگترين دانشگاه دنيا قابل فهم است.

منبع : سایت بزرگ سپاس معلم

جمعه 1386/10/07 |

 

برگزاري روز جهاني معلم در سکوت - چرا ؟؟؟!

برگزاري روز جهاني معلم در سکوت  -  چرا ؟؟؟!

شيرزاد عبداللهي

پنجم اکتبر برابر با 13 مهرماه روز جهاني معلم است. در سال هاي اخير بزرگداشت اين روز مورد توجه تشکل هاي صنفي و بخش هايي از جامعه معلمان ايران قرار گرفته است. به اين ترتيب با دو روز معلم رو به رو هستيم؛12 ارديبهشت و13 مهر. اولي روز ملي معلم و دومي روز بين المللي معلم است. امسال روز جهاني معلم به جمعه افتاده است. آيا دولت و مسوولان وزارت آموزش و پرورش از وجود چنين روزي خبر ندارند؟ آيا دولت ايران با نامگذاري چنين روزي به نام معلم مخالف است و اگر چنين است چرا مخالفت خود را صريحاً ابراز نمي کند؟

وزراي قبلي با سکوت از کنار روز جهاني معلم مي گذشتند. تنها مرتضي حاجي در سال 83 اين سنت را شکست. تقويم سال86 را با هم ورق مي زنيم. تنها مناسبت ثبت شده در تاريخ 13 مهر روز نيروي انتظامي است و نامي از روز معلم ديده نمي شود. قبل از پاسخ به اين پرسش ها ابتدا به دو سوال مقدماتي جواب مي دهم. چه کساني روز 5 اکتبر را روز معلم اعلام کرده اند و چرا؟ و دوم اينکه در 5 اکتبر چه اتفاقي افتاده است؟

يونسکو؛
5 اکتبر از سوي يونسکو روز معلم ناميده شده است.
«سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحد» را به اختصار يونسکو مي نامند. کلمه يونسکو هيچ معنايي ندارد و مرکب از 6حرف لاتين است که هر حرف معرف يکي از کلمات تشکيل دهنده نام اين سازمان است.

اين سازمان در سال 1945 ميلادي، درست پس از پايان جنگ جهاني دوم و با اين استدلال پا گرفت که جنگ ها نخست در ذهن بشر شکل مي گيرد، پس دفاع از صلح نيز بايد از ذهن بشر شروع شود. نماينده ايران در 4 نوامبر سال 1946 ميلادي (1325 شمسي) اساسنامه يونسکو را امضا کرد. دو سال بعد، در تاريخ 15تيرماه 1327، مجلس شوراي ملي عضويت قطعي ايران را به تصويب رساند و سرانجام اساسنامه کميسيون ملي يونسکو در 13 ماده در سال 1328 ه.ش. توسط هيات وزيران تصويب شد.

بعد از پيروزي انقلاب اين اساسنامه مورد بازنگري قرار گرفت و سرانجام در 17 ماده و4 تبصره تنظيم و پس از تاييد وزارت فرهنگ و آموزش عالي در جلسه مورخ 29 شهريورماه سال 1366 توسط هيات وزيران به تصويب رسيد. ايران يکي از اعضاي اوليه اين نهاد وابسته به سازمان ملل بوده و عضويت آن بعد از انقلاب نيز ادامه داشته است.

برخي از ايرانيان نسبت به فعاليت مجامع بين المللي نظر منفي دارند و معتقدند که نهاد هاي بين المللي چيزي جز ابزار سلطه و غارت نيستند. عده يي هم معتقدند که اين گونه نظرات نوعي فرافکني و فرار از زير بار مسووليت است و بايد عوامل عقب ماندگي را در داخل کشور جست وجو کرد. اين يادداشت گنجايش پرداختن به چنين بحثي را ندارد اما به فرض حتي اگر نظر گروه اول درست باشد، باز هم يونسکو را نمي توان آلت دست دولت هاي غربي دانست زيرا مرکز عمل و معرف هر کشور در يونسکو کميته ملي يونسکو است.

در ايران رئيس اين کميته وزير علوم، تحقيقات و فناوري است. اين کميته که در راس آن يک مقام دولتي قرار دارد برقراري ارتباط بين يونسکو و نهادهاي علمي، آموزشي و فرهنگي داخل کشور را برعهده دارد. در شوراي عالي کميته ملي علاوه بر وزير علوم، وزراي خارجه، ارشاد اسلامي، آموزش و پرورش و رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست و صدا و سيما نيز حضور دارند. دبيرکل کميته ملي يونسکو هم با ابلاغ وزير منصوب مي شود. مي بينيد که فضايي براي هيچ گونه رخنه احتمالي وجود ندارد.

امريکا قهر کرد؛ ساختار يونسکو کاملاً دموکراتيک است و مثلاً با شوراي امنيت فرق دارد. برنامه ها و تصميمات يونسکو در مجمع عمومي اين نهاد که سالي يک بار تشکيل مي شود، اتخاذ مي گردد. در مجمع همه کشور ها داراي حقوق مساوي هستند. فقير و غني، توسعه يافته و در حال توسعه هر کدام يک راي دارند. هيچ کشوري حق وتوي تصميمات اين سازمان را ندارد. مديرکل يونسکو توسط کنفرانس عمومي و براي مدت شش سال انتخاب مي شود.

دبيرکل کنوني که در سال 1999 ميلادي انتخاب شد کويي چيروماتسويورا از کشور ژاپن است. دبيرکل قبلي يک روشنفکر اسپانيايي به نام فدريکو مايور بود که تمايلات چپ گرايانه و ضدامريکايي داشت. در ربع قرن ميلادي گذشته، يونسکو زير نفوذ افکار غيرمتعهدها و روشنفکران جهان سومي قرار داشت. کار به جايي رسيد که امريکا در سال 1984 و انگلستان در سال 1985 يونسکو را به حالت اعتراض و قهر ترک کردند. انگلستان در سال 1997 و ايالات متحده در سال 2003 به اين سازمان بازگشتند. نکته ديگر اينکه توصيه هاي يونسکو سياسي نيست. حفظ ميراث فرهنگي و آثار باستاني يا آموزش براي همه يا تاکيد بر آموزش مهارت هاي زندگي و آموزش هاي فني - حرفه يي در برنامه هاي آموزشي توصيه هاي کلي و فراسياسي است. براي يونسکو فرق نمي کند که اثر تاريخي مورد حمايت مجسمه بودا در باميان افغانستان باشد يا ميدان نقش جهان اصفهان يا معبدي در هند يا آرامگاه کورش در پاسارگاد. به عنوان نمونه قرار است بازسازي حرمين امامان شيعه در سامرا بعد از ماه رمضان با مشارکت يونسکو آغاز شود. آن گونه که برخي از مقامات آموزش و پرورش تصور مي کنند يونسکو با آموزش مهارت هاي مومنانه هم مخالفتي ندارد. اصلاً يونسکو اهرمي براي تحميل نظرات خود به کشورها ندارد. به عنوان مثال يونسکو نمي تواند چيزي را بر آموزش و پرورش ايران تحميل کند. ارتباط يونسکو با محافل و موسسات فرهنگي و آموزشي داخل کشور از طريق کميته ملي يونسکو است که نگاهي به ترکيب اعضاي آن نشان مي دهد چنين تصوري کودکانه و بسيار بعيد است.

روز جهاني معلم؛ در چهل و چهارمين اجلاس وزراي آموزش و پرورش که در تاريخ 3 تا8 اکتبر سال 1994 در شهر ژنو برگزار شد، فدريکو مايور دبيرکل وقت پيشنهاد کرد که مجمع روزي را به نام روز معلم اعلام کند.
اين پيشنهاد از سوي مجمع تصويب شد. در اين اجلاس 70 وزير،27 معاون وزير و38 ناظر از 135 کشور جهان حضور داشتند. جالب اينکه امريکا و انگليس در اين اجلاس حضور نداشتند و هنوز به يونسکو بازنگشته بودند.

از ايران نيز هياتي به رياست محمدعلي نجفي در اين اجلاس شرکت کرده بود. اعضاي هيات ايراني عبارت بودند از سيروس ناصري، غفراني، نادرقلي قورچيان، عباس صدري، محمود مهرمحمدي و حسين معيني. هيات ايراني به اين پيشنهاد راي مثبت داد.
از سال 95 به بعد، اين روز همه ساله با صدور اطلاعيه و چاپ پوستر و طرح شعار هاي جذاب در مورد اهميت کار معلمان جشن گرفته مي شود.

برگزاري مراسم در سطح ملي برعهده کشور ها گذاشته شده است. طرح اين پيشنهاد از سوي فدريکو مايور را مي توان چرخشي در ديدگاه هاي يونسکو نسبت به آموزش و پرورش دانست. تا قبل از اين اجلاس مشکلات آموزش و پرورش را ناشي از کمبود سرمايه گذاري هاي فيزيکي مي دانستند اما با بحث هايي که در اجلاس 44 صورت گرفت اين نظر تقويت شد که براي بالا بردن کيفيت آموزش بايد کيفيت کار و زندگي معلمان ارتقا يابد و معلم از جايگاه اجتماعي مناسبي بر خوردار شود. توصيه يونسکو به کشور هاي عضو ايجاد شرايط مناسب کار و زندگي براي معلمان و تقويت اميد و اعتماد در ميان آنها است.

براساس آمارهاي يونسکو يک سوم از جمعيت 60 ميليوني معلمان جهان زير خط فقر زندگي مي کنند.
سطح زندگي و رفاه معلمان در کشورهاي در حال توسعه سال به سال کاهش مي يابد و جاذبه هاي شغل معلمي براي جوانان جوياي کار کمتر شده است.

سوالي که ممکن است مطرح شود اين است که چرا پنج اکتبر؟ مجمع عمومي سال 1994از 3 تا 8 اکتبر برگزار شد. اين روز به مناسبت صدور بيانيه مشترک يونسکو/ سازمان بين المللي کار پيرامون وضعيت آموزگاران که روز پنج اکتبر 1966 امضا شده بود روز معلم نامگذاري شد. در تاريخ پنج اکتبر 1966ميلادي پس از کنفرانس ويژه مقام و منزلت معلم که توسط يونسکو در شهر پاريس برگزار شد توصيه نامه يي در 13 فصل و146 بند تهيه شد.

جاي خالي در تقويم؛ فعالان صنفي با تعجب مي پرسند چرا وزراي آموزش و پرورش اين روز را در تقويم هاي خود يادداشت نکرده اند و حتي يک تشکر خشک و خالي را در روز جهاني معلم از معلمان دريغ مي دارند. تنها در
مهرماه سال 83 وزارت آموزش و پرورش دل به دريا زد و با صدور اطلاعيه يي به تقارن آغاز سال تحصيلي با روز جهاني معلم اشاره کرد و از واحد هاي آموزشي خواست با برپايي جشن و سرور و مراسم ويژه، سال تحصيلي را با تعظيم و گراميداشت مقام معلم آغاز کنند. روابط عمومي وزارتخانه هم پوستري چاپ کرد.


معلمان و روز معلم؛ روند نگران کننده يي که از 18 سال پيش آغاز شده و کسي هم به فکر چاره يي براي آن نيست زوال شغل معلمي به عنوان يک حرفه تخصصي و تمام وقت است. در جامعه و در ميان مردم نيز معلمي اعتبار خود را از دست داده است. معلم ديگر الگوي جوانان نيست و افراد تحصيلکرده و باهوش ديگر داوطلب شغل معلمي نيستند.

معلم ديگر به شغل خود افتخار نمي کند.
معلم انساني ژنده پوش، غمگين و مضطرب است که در حل نا معادله پيچيده دخل وخرج زندگي درمانده است. روز معلم چه جهاني و چه ملي و مذهبي براي معلم جز غم و اندوه چه دستاوردي دارد. امسال هم که اين روز متفاوت با هر سال است. گل بود به سبزه نيز آراسته شد. شرح درد و رنج معلمان اين روزها نقل مجالس و محافل است.

در حالي که آموزش و پرورش ما با چالش هاي اساسي روبه رو است و نظام آموزشي ما به دليل بي اعتنايي به تحولات و پيشرفت هاي دنيا گرفتار رکود و بحران است، ما همچنان درگير بحث هاي پايان ناپذير در مورد تقدم يا تاخر تعليم برتربيت و ماجراهاي گزينش معلمان و تغييرات چندين باره کتاب هاي علوم انساني براي تطبيق روايت هاي تاريخي با وقايع و تحليل هاي روز و اخيراً فلسفه آموزش و پرورش هستيم. آيا وقت آن نرسيده که نگاه مسوولان به آموزش و پرورش واقعي شود و به جاي تکرار شعار هاي سياسي و بار کردن همه وظايف به دوش نحيف آموزش و پرورش توقعات خود را از اين وزارتخانه واقعي کنيم.

 منبع : اعتماد

   

دوشنبه 1386/07/23 |

 

من محمدعلي رجايي هستم

من محمدعلي رجايي هستم

نوانديش- من محمد علي رجايي در سال 1312 در قزوين در خانواده‌اي مذهبي متولد شدم. پدرم شخصي پيشه‌ور بود و در بازار مغازه خرازي داشت. در چهار سالگي او را از دست دادم و مسئوليت اداره زندگي ما به عهده مادر و برادرم افتاد. 
   
 متن زير طرحي از يك زندگي است كه توسط محمدعلي رجايي بعد از انتصابش به مقام رياست جمهوري اسلامي ايران روايت شده است. متن ساده و بي‌ريا است. يقيناً مخاطبان عزير نه يكبار بلكه چندبار اين متن را پيش از اين خوانده يا شنيده‌‌اند اما گويي حديث مكرر است كه بار ديگر تكرار مي‌شود.

من محمد علي رجايي در سال 1312 در قزوين در خانواده‌اي مذهبي متولد شدم. پدرم شخصي پيشه‌ور بود و در بازار مغازه خرازي داشت. در چهار سالگي او را از دست دادم و مسئوليت اداره زندگي ما به عهده مادر و برادرم افتاد، برادرم در آن موقع 13 سال داشت.
من، طبق معمول به دبستان مي‌رفتم؛ درسم را ادامه داده تا موفق به اخذ مدرك ششم ابتدايي شدم. بعد از آن به كار در بازار پرداختم و شاگردي را از مغازه دائي‌ام كه خرازي بود، شروع كردم. حدود 14 سال داشتم كه قزوين را به قصد تهران ترك گفتم، در تهران، ابتدا در بازار آهن فروشان به شاگردي مشغول شدم و مدتي را هم به دستفروشي گذراندم. بعد از مدتي دستفروشي، رفتم به تيمچه "حاجب‌الدوله" چند جايي شاگردي كردم و مجددا به دستفروشي پرداختم كه مصادف شد با دوران حكومت رزم‌آرا. روزي رزم‌آرا تصميم گرفت كه دستفروشهاي سبزه‌ميدان را جمع كند و اين باعث شد كه بساط كاسبي ما را هم جمع كردند. همان موقع نيروي هوايي با مدرك ابتدايي براي گروهباني استخدام مي‌كرد و من هم با مدرك ششم ابتدايي، براي گروهباني، وارد نيروي هوايي شدم.

27 سال با آيت الله طالقاني

بعد از مدتي با فدائيان اسلام همكاري مي‌كردم و در جلسات آنان شركت داشتم. مصدق هم فعاليتش در همان موقع در اوج بود و ما جذب اين شعار فدائيان اسلام شديم كه مي‌گفتند:"همه كار و همه چيز تنها براي خدا" و "اسلام برتر از همه چيز است و هيچ چيز برتر از اسلام نيست" و بلاخره اينكه "احكام اسلام بايد مو به مو اجرا شود."
بعد از 4سال اول نيروي هوايي كه 28 مرداد اتفاق افتاد و من به همراه عده زيادي از افراد نيروي هوايي تصفيه شديم و رفتيم به نيروي زميني، در آن يك سال مبارزه، بچه‌هايي با ما تبعيد شده بودند. براي اين كه برگرديم به نيروي هوايي، ارتش هم بعد از مدتي ناچار شد بگويد اگر نمي‌خواهيد، استعفا بدهيد و ما هم بهترين فرصت را ديديم و استعفا كرديم. مساله‌اي كه بايد عرض كنم، اين كه به موازات اين حركت، از همان سالي كه به نيروي هوايي آمدم، با آقاي طالقاني آشنا شدم و تقريبا هرشب جمعه را در مسجد هدايت بوديم و هر روز جمعه ايشان يك جلسه داشتند در خاني‌آباد، منزل يك نانوايي بود و ما هم در خدمتشان بوديم و مي‌توانم بگويم حدود 27 سال از نظر مسائل مذهبي و طرز تفكر و غيره، تحت تعليم مرحوم طالقاني بودم و فكر مي‌كنم از هر كسي به ايشان نزديك‌تر بودم.

50 روز در زندان

مهندس بازرگان درماه رمضان ما را دعوت كرد به افطار و نهضت آزادي ايران اعلام كرد كه ما جزء نفرات اولي بوديم كه در نهضت ثبت نام كرديم.
سپس كم‌كم به عنوان عضو نهضت آزادي در دبيرستان كمال مشغول تدريس بودم. در 11 ارديبهشت سال 1342 شناسايي شدم و به وسيله ساواك در قزوين دستگير شدم و بعد از دستگيري منتقلم كردند به زندان و 15 خرداد 1342 را من در زندان قزوين بودم كه عده‌اي هم با من در آنجا زنداني شدند در رابطه با15 خرداد؛ از جمله برادران, اماني بود. پنجاه روز آنجا زندان بودم تا اينكه به قيد كفيل از زندان آزاد و بعد از محاكمه تبرئه شدم.

ستاد نماز جمعه

در سال 1346 با دوستاني كه در زندان بوديم. من و آقاي فارسي و آقاي باهنر، سه نفري يك تيم شديم و بقاياي هيات موتلفه را اداره مي‌كرديم.
بسياري از اين برادران كه ستاد نماز جمعه را تشكيل مي‌دهند آن موقع جزء سرشاخه‌هاي هيات موتلفه بودند كه بنده‌هم به نام مستعار اميدوار در آن جلسات شركت داشتم. جلساتي داشتيم تا اينكه كم‌كم برادران از زندان بيرون آمدند. كم‌كم يك سازمان جديد به وجود آمد، براي اين كه يك پوشش اجتماعي داشته باشد و كار سياسي هم بكند به نام بنياد رفاه و تعاون اسلامي ناميده شد.
آقاي فارسي رفت خارج؛ سريك سال، قرار شد كه من بروم كارهاي آقاي فارسي را ارزيابي كنم و اطلاعاتي بدهم و بگيرم و برگردم، پس مردادماه 1350 رفتم به خارج, اول پاريس بعد تركيه, بعد سوريه؛ و آقاي فارسي هم آمد سوريه و ماه همديگر را آنجا ديديم.

شكنجه در زندان

با اكثر بنيانگذاران سازمان مجاهدين از دوره دانشگاه و بعدها هم در جلسات مسجد هدايت كه پاي تفسير آقاي طالقاني بوديم. آشنا شده بودم.در سال 47 يكبار سعيد محسن براي عضوگيري به من مراجعه كرد, ولي به علت اختلافاتي كه در برداشتمان نسبت به مبارزه داشتيم، من موافقت نكردم به عضويت اين سازمان درآيم، منتهي شرعا تعهد كرده بودم كه تماس را به هيچ‌كس نگويم . شهيد رجايي چون رابطه‌اي نزديك با مبارزات اسلامي روحانيت داشت و به خصوص در جلسات شهيد بهشتي شركت مي‌كرد و در رابطه با سازمان مجاهدين هم بود، در آذرماه 1353 دستگير شد و زير شكنجه قرار گرفت.
ساواك خيلي انتظار داشت كه از من اطلاعات زيادي به دست بياورد. آن سال كه من كميته را مي‌گذراندم، واقعا جهنمي بود كه بيست روز تمام مرا مي‌زدند و هيچ مساله‌اي را هم عنوان نمي‌كردند و فقط اظهار مي‌كردند كه "حرف بزن" يا اينكه روزها چندين ساعت سرم را به پنجه‌هايم به حالت ركوع مي‌بستند و اظهار مي‌كردند كه درجا بزنم و اينكه صليب مي‌كشيدند و مي‌بستند و آويزان مي‌كردند تا اينكه صحبت كنم. ما هم روزها و شبها كتك مي‌خورديم و 14 ماه اين مسئله طول كشيد.
يكي از روزهاي ماه رمضان، درست نيمه ماه رمضان بود، تولد امام حسن (ع) من را يك روز ساعت 8 بردند تاساعت يك بعدازظهر كه هنگام برگرداندن حالم طوري بود كه مرا كشان،كشان به سلولم آوردند. آن روز يكي از روزهاي خيلي خوب زندگي من بود و خيلي خوشحال بودم كه روزه هستم و شكنجه مي‌شوم.يادم هست كه در اتاق شكنجه و يا در سلولم بيشتر اوقات آيه "يا منزل السكينه في قلوب المومنين" را تكرار مي‌كردم. وقتي شكنجه مي‌شدم, مجبورم مي‌كردند كه برروي پاهاي تاول زده بدوم. آنجا قسمتهايي از دعا را كه قوعلي خدمتك جوارحي .... اين قسمت‌هاي دعا را تكرار مي‌كردم.
ارديبهشت و خرداد 57 را به صورت تبعيدي در زندان عادي به سر مي‌بردم ( به جرم اقامه نماز جماعت) و آنجا هم براي ما يك كلاس بود و تجربياتي هم در آنجا اندوختيم. در آبان 1357 روز عيد غدير در سايه مبارزات مردم مسلمان از زندان آزاد شديم و به اين ترتيب دوران بازداشتم را گذراندم.

پس از آزادي از زندان

بعد از آنكه از زندان بيرون آمدم، در تشكيلات انجمن اسلامي معلمان وارد شدم؛ با اين تشكيلات كار مي‌كردم تا پيروزي انقلاب. انقلاب كه پيروز شد، من هم از همان ابتدا نزديك به مركز مبارزه، يعني مدرسه رفاه و كميته استقبال امام كه در آنجا حضور داشتم و كم و بيش عهده‌دار مسئوليت‌هايي بودم و به عنوان يك خدمتگذار كوچك، حركت كردم تا انقلاب پيروز شد و در آموزش و پرورش به عنوان مشاور وزير آموزش و پرورش شروع به فعاليت كردم.
وزير آموزش و پرورش كه استعفا كرد، ابتدا به عنوان كفيل و بعد به عنوان وزير آموزش و پرورش انتخاب شدم. مدت تقريبا يكسالي وزير آموزش و پرورش بودم كه نسبتا دوره خوبي بود و خوشحال و راضي بودم. نزديكي‌هاي انتخابات بود كه يك شب برادرمان هاشمي تلفن كرد و از من خواست كه براي نمايندگي مجلس كانديدا شوم. ولي من اظهار تمايل كردم كه وزارت آموزش و پرورش را حفظ كنم. ايشان پيشنهاد كردندكه "به مجلس بياييد و اگر امكان وزير شدن نبود، لااقل بتوانيد به عنوان نماينده خدمت كنيد." حرف ايشان را پسنديدم و كانديداي نمايندگي شدم و براي نمايندگي مجلس انتخاب شدم.

انتخاب به نخست‌وزيري

بعد از يكسري گفتگوهايي كه اكثر هم‌ميهنان عزيزم مطلع هستند، من به نخست‌وزيري رسيدم، نخست‌وزيري را به عنوان يك تكليف شرعي انقلابي پذيرفتم و از صميم قلب مي‌گفتم كه داراي يك كابينه 36 ميليوني هستم.
انتخاب به رياست جمهوري را با آرا 13 ميليوني امت حزب الله و شهيد داده، اداي تكليف الهي و رسيدن به فوز عظيم در راه اسلام و خدمت به جمهوري اسلامي مي‌دانستم.

شهيد محمدعلي رجايي در سال هشتم شهريور 1360 در حادثه انفجار دفتر نخست‌وزيري به همراه يار ديرينش محمدجواد باهنر شربت شهادت نوشيد. 

چهارشنبه 1386/06/14 |

 

دو سال روزمره‌گی در آموزش و پرورش

شیرزاد عبداللهی بررسی کرد:

 دو سال روزمره‌گی در آموزش و پرورش

آفتاب: «شیرزاد عبداللهی» کارشناس آموزش و پرورش در ارزیابی عملکرد دولت نهم در حوزه آموزش و پرورش می‌گوید: شاید خوشبینانه‌ترین ارزیابی از دوره دو ساله مدیریت محمود فرشیدی، وزیر آموزش و پرورش صرفنظر از شعارها و خودستایی‌ها و سیاه‌نمایی گذشته و ارائه اطلاعات و آمار مخدوش در مورد حقوق و مزایای معلمان و بودجه جاری وزارتخانه، این است که کارها در بزرگ‌ترین وزارتخانه کشور با 1/1 میلیون پرسنل و بیش از 14 میلیون دانش‌آموز همچنان بر مدار روزمرگی سیر کرده است.

این کارشناس آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب گفت: نکته‌ای که در حافظه معلمان ثبت شده و هرگز آن را فراموش نخواهند کرد،‌ چرخش مجموعه دولت در خصوص شعارهای معیشتی و رفاهی بود. دولتی که با شعار آب و نان مردم بر سر کار آمده بود، در زمستان 85، علنا مانع تصویب نهایی و اجرایی لایحه مدیریت خدمات کشوری شد، تنها با این بهانه که دولت قادر به تامین اعتبار لازم برای ترمیم حقوق معلمان و بازنشستگان نیست.

عبداللهی تاکید کرد: موضع‌گیری دولت در مقابل لایحه‌ای که معلمان از سال‌ها پیش به آن دل بسته بودند، باعث رنجش معلمان شد. اعتراضات صنفی معلمان در دوره فرشیدی به لحاظ فراگیر بودن بی‌سابقه بود. همچنان که آمار دستگیری‌ها و نوع مجازات‌ها و گستردگی آن نیز در 25 سال گذشته بی‌نظیر بود. 

به گفته وی، تبعات اعتراضات صنفی هنوز هم دامنگیر تعداد زیادی از فعالان صنفی و معلمان معمولی است. در ماه‌های اخیر احکام تنبیهی شدیدی علیه معلمان صادر شده است. علاوه بر اقداماتی که از سوی قوه قضاییه صورت می‌گیرد، عمده مجازات‌های اعمال شده از سوی ارگان‌های اداری وزارت آموزش و پرورش بوده است.

عبداللهی افزود: هیات‌های تخلفات اداری تاکنون برای حدود 30 تن از معلمان احکامی نظیر اخراج، تغییر محل جغرافیایی خدمت (تبعید)، بازنشستگی پیش از موعد با کسر حقوق و ... صادر کرده‌اند.

وی تصریح کرد: به حکم وزیر آموزش و پرورش ده‌ها تن از معلمان منتظر خدمت شده و از حقوق و مزایای عادی شغل خود نیز محروم شده‌اند. مجازات‌ها، تضییقات، بی‌اعتنایی به مطالبات صنفی، فشار بر تشکل‌ها و تلاش برای انحلال آنها، در 25 سال اخیر بی‌سابقه بوده است.

عبداللی گفت: وزیر آموزش و پرورش چند ماه پیش گفته بود: «در این یکسال و نیم به اندازه 16 سال گذشته کار شده است.» او به همین دلیل به خود مدال لیاقت داد و گفت: من موفق‌ترین وزیر آموزش و پرورش بعد از انقلاب هستم. فهم این که هنگام بیان چنین گزاره‌هایی در ذهن دولتمردانی مانند فرشیدی چه می‌گذرد، آسان نیست.

وی افزود: آمار و ارقام که در شرایط عادی، موجودیتی مستقل از ذهن دارند و کارشناسان براساس آنها تحلیل خود از وضع موجود را ارائه می‌دهند، تبدیل به ابزاری پیش پا افتاده و سیال برای اثبات کارآمدی مدیران جدید شده‌اند. حتی آمار تعداد مدارس، تعداد دانش‌آموزان، تعداد معلمان، میزان بودجه سالانه، میانگین حقوق معلمان، برحسب این که مقامات چه استفاده‌ای از آنها می‌کنند، کم و زیاد می‌شوند.

این کارشناس آموزش و پرورش اظهار داشت: در ایران، مسئولان اجرایی و مدیران که برای انجام وظایف معینی منصوب می‌شوند معمولا گرفتار این توهم‌اند که گویا دارای رسالتی فراتر از قانون و عرف هستند و با پیش‌داوری وارد عرصه مدیریت می‌شوند. به همین دلیل کسانی را که با ذهنیات آنها سازگاری کامل ندارند به عنوان افراد منحرف از کار برکنار می‌کنند و فارغ از چهارچوب برنامه‌ها وسیاست‌های مدون، دنبال فلسفه بافی و تدوین خط‌مشی‌های اساسی و اموری می‌روند که ارتباطی با وظایف قانونی آنها ندارد.

عبداللهی در ادامه گفت: محمود فرشیدی در جمع کارکنان روابط عمومی وزارتخانه و خبرنگاران رسانه‌ها به مناسبت روز خبرنگار دو رسالت عمده روابط عمومی را مهندسی افکار عمومی در مورد آموزش و پرورش و مهندسی افکار معلمان دانست. در حالی که مهندسی فکر که در قرن بیستم توسط حکومت‌های کمونیستی و فاشیستی ابداع و در مقیاس عظیم آزموده شد، با طبیعت انسان ناسازگار است و اصولا در عصر انفجار اطلاعات از لحاظ تکنیکی غیرممکن شده است.

وی افزود: اگر آقای فرشیدی و همکاران او به تجارب 25 سال اخیر آموزش و پرورش توجه می‌کردند، بیهوده دم از مهندسی فکر نمی‌زدند. گزینش‌های سخت‌گیرانه درباره ورودی‌های این وزارتخانه، فضاهای بسته مراکز تربیت معلم، تاسیس امور تربیتی و کنترل رفتار معلمان در مدرسه، هرگز نتوانست فضای فکر یکدستی در مدارس و ادارات ایجاد کند. امروزه گرایش سیاسی معلمان نیز مثل همه اقشار جامعه متنوع و متفاوت است.

به گفته وی، شبح مدیران سابق و سیاست‌های سابق بر فراز سر مدیران جدید در پرواز است. برخورد مدیران جدید با گذشته برخوردی انقلابی است. نه تنها مدیران سابق در سطوح و رده‌‌های مختلف کنار گذاشته شدند، بلکه دائما سیاست‌های گذشته نفی می‌شود و مورد انتقاد قرار می‌گیرد.  ماشین حذف با سرعت و شتاب در حال حرکت بوده و تعلق به گذشته مهم‌ترین دلیل حذف و برکناری بسیاری از مدیران بوده است.

چهارشنبه 1386/06/14 |

 

کلاس درس معلمان

کلاس درس معلمان

صالح اسکندرى / روزنامه رسالت  /  پنج شنبه ۳۰ فروردين ۱۳۸۶● شماره ۶۱۲۴       

......................
اگرچه در چند سال گذشته،‌ معلمان همواره از کم بودن حقوق و مزاياى خود نسبت به ساير کارکنان دولت ابراز نارضايتى کرده بودند،‌اما به نظر مى‌رسدکه باروى کارآمدن دولت نهم، اين بخش خدوم و دلسوز جامعه، روزنه‌اى براى گشايش مشکلات معيشتى چند ساله خود يافته‌اند. على‌الخصوص که در دولت عدالت محور، قريب به 95 درصد از مطالبات معوقه فرهنگيان که مربوط به بدهى‌هاى دولت‌هاى گذشته بود تا کنون پرداخت شده و خدمات رفاهى در راستاى شعار عدالت محورى و مهرورزى رئيس جمهور به اين بخش از کارکنان دولت افزايش يافته است.
اما آنچه بيشتر در خور توجه است جهت‌گيرى غير سياسى طرح مطالبات معلمان است. در مسير توسعه سياسى کشور طى سال‌هاى اخير، اعتراضات فرهنگيان جزء معدود مطالبات صنفى گروه‌هاى اجتماعى است که به عنوان يک تجربه مدنى مثبت وارد فاز سياسى نشده و در اندازه يک پديده صنفى باقى مانده است.
تجربه نشان داده است که تغيير فاز پديده‌هاى صنفى به سياسى تحت تاثير عوامل خاصى صورت مى‌گيرد. همان چيزى که در مورد تغيير فاز مطالبات کارگران و يا دانشجويان طى سالهاى گذشته اتفاق افتاد که البته مجال ديگرى را براى بحث مى‌طلبد. فرهنگيان به عنوان بخشى از جامعه نخبگان کشور با مطرح نمودن صحيح مطالبات صنفى خود نشان دادند که به ملزومات جامعه مدنى واقف مى‌باشند. از سويى دولت نهم نيز نشان داده که در مهار فاکتورهاى تاثير گذار بر تغيير فاز کاذب پديده‌هاى صنفى به سياسى موفق بوده است.
اما در مورد وزير آموزش و پرورش بايد گفت يک توافق عمومى بين دولت، اکثر نمايندگان مجلس و حتى فرهنگيان وجود دارد که مشکلات معيشتى معلمان ارتباط چندانى با عملکرد وزير فعلى آموزش و پرورش ندارد و شايد فرشيدى جزء بى‌تقصيرترين افراد در پيش‌آمدن اين مشکلات باشد؟؟؟!!! ( البته این نظر روزنامه رسالت است و فرشیدی محبوبیتی بین فرهنگیان ندارد ) اجرا نشدن نظام هماهنگ پرداخت يک ايراد ساختارى و سيستماتيک در بوروکراسى دولتى است که دولت‌هاى مختلف در دوره‌هاى گذشته از برطرف کردن آن شانه خالى کرده‌اند و تنها دولتى که جسارت پرداختن به اين موضوع را داشته دولت نهم بوده است و با تحول در سازمان مديريت و برنامه‌ريزى کشور گام جدى در اين زمينه برداشته است.
استيضاح وزير آموزش و پرورش که هراز چندى زينت بخش برخى روزنامه‌ها مى‌شود حق طبيعى نمايندگان است. مجلس زير ذره‌بين افکار عمومى است. داورى مردم در اين مورد يکى از فاکتور‌هاى مهم است.
به هرحال چه وزير آموزش و پرورش راى اعتماد بگيرد چه نگيرد بايد تکليف مطالبات معلمان و بدهى دولت‌هاى گذشته به آنها معلوم شود. اگر قرار است وزير بعدى اين بدهى را بپردازد چرا همين وزير نپردازد؟
فرهنگيان و معلمان کشور جزء صبورترين و متعهدترين اقشار جامعه و معتمدين نظام اسلامى هستند. در انتخابات‌هاى مختلف به علت اعتماد زيادى که مردم به اين بخش از جامعه دارند هيئت‌هاى اجرايى و نظارتى را از معلمان خدوم کشور انتخاب مى‌کنند. در برهه‌هاى مختلف مثل انقلاب‌اسلامي،‌جنگ تحميلى و دوران تثبيت نظام اين قشر عزيز تاثير بسزايى داشته است.
در شان معلمان کشور سخن بسيار رفته است اما بايد اذعان کرد که دولت‌ها نتوانسته‌اند در عمل از اداى حق آنها برآيند. سلامت حرکت اخير معلمان نيزتائيدى بر ميزان وفادارى اين قشر عظيم به نظام اسلامى است. به هر حال فرهنگيان در اعتراضات اخير شمه‌اى از کلاس درس خود را براى تمام جريانات سياسى کشور به نمايش گذاشتند که مى‌توان يک حرکت صنفى به دور از اغراض سياسى گروه‌هاى خاص را کليد زد.
والسلام
 

پنجشنبه 1386/01/30 |

 

«تجمع معلمان؛ نماد مدنيت»

«تجمع معلمان؛ نماد مدنيت»
نویسنده : علي   ‍‍‍پورسليمان /  گزارش
 
دومين تجمع معلمان در روز يكشنبه پانزدهم بهمن ماه سال جاري از ساعت 13 تا 17 برگزار شد. اين گردهمايي به دعوت سازمان معلمان ايران و شوراي هماهنگي تشكل‌هاي كشوري صورت پذيرفت. قبل از آن، اولين تجمع روز سه‌شنبه سوم بهمن ماه انجام شد. بانيان اين تجمع نيز، تشكل‌هاي معلمي بودند.
اين تجمع، از جهات مختلفي قابل تحليل است كه به چند مورد اشاره مي‌شود:
1- اولين نكته مهم و حايز اهميت، غيبت اعضاي فراكسيون فرهنگيان در اين گردهمايي بود. فراكسيون فرهنگيان مجلس هفتم، 105 نفر عضو دارد اما متاسفانه آقاي حاج بابايي كه رياست اين فراكسيون را بر عهده دارد، در اين تجمع حاضر نشد.
او در تجمع قبلي قول داده بود كه با معلمان همراهي مي‌كند و در كنار معلمان خواهد بود.
در اين تجمع، اعلمي، نماينده تبريز و گرامي مقدم، نماينده بجنورد حضور يافتند و گفت‌وگو كردند و البته تقريبا در پايان مراسم، نماينده شهرستان بابل نيز در اين مراسم حضور يافت و سخنراني كرد. ايشان در بخشي از سخنان خود عنوان كرد كه «آموزش و پرورش پول ساز نيست...» كه در اين موقع با اعتراضات دامنه‌دار جمع حاضر، تريبون را ترك كرد. در هيچ كدام از اين دو تجمع، اعضاي كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس حضور نيافتند؛ گويا براي اين كميسيون، مسايل مهمتري براي طرح و بحث وجود دارد.
در واقع، هيچ كدام از اعضاي كميسيون آموزش و تحقيقات و اعضاي فراكسيون فرهنگيان مجلس هفتم در اين تجمع حضور نداشتند و اين مساله براي جامعه بزرگ فرهنگيان مهم است كه چگونه اين دو گروه از حضور در جمع فرهنگيان و فعالان مدني طفره مي‌روند و حاضر به پاسخگويي نيستند، در حالي كه كار عمده و تخصصي آنها بايد پيگيري اين گونه مسايل باشد.
عمر مجلس هفتم رو به پايان است.
از نظر فعالان تشكل‌ها و معلمان، عملكرد فراكسيون فرهنگيان و نيز كميسيون آموزش و تحقيقات در هاله‌اي از ابهام قرار دارد. بهتر بود كه اين نمايندگان، حداقل به خاطر شان خود و دورانديشي نسبت به آينده خويش در جمع فرهنگيان حضور مي‌يافتند و اين مساله جاي بسي تعجب و تاسف دارد.

2-نكته دوم،‌ غيبت بسياري از اصحاب رسانه‌ها و بخصوص «رسانه به اصطلاح ملي» در اين تجمعات بود.
در حالي كه در صدا و سيما،‌ به عنوان مثال،‌ تركيدن لوله هاشم‌آباد و يا چند قلو زاييدن يك مادر به صورت رپرتاژ به اطلاع مردم مي‌رسد اما متاسفانه، كوچكترين خبر و يا حتي اشاره‌اي از اين دو تجمع در رسانه ملي، انعكاس پيدا نمي‌كند.
جالب است بدانيم درست در همين روز كه خانم كريستين امانپور، خبرنگار شبكه آمريكايي CNN كه براي تهيه گزارش به ايران آمده بود، در صدا و سيما از عدم صداقت و اخلاق غير حرفه‌اي اين شبكه انتقاد مي‌شود، اما آيا رسانه‌ ملي هم در برخورد با رويدادها و وقايع داخلي، با بي‌طرفي به انعكاس آنها مي‌پردازد؟!
آيا صدا و سيما در مواجهه با تحولات اجتماعي مانند اين، به وظيفه اوليه و حرفه‌اي خود عمل كرده است كه اين گونه ديگران را به چالش و پاسخگويي فرا مي‌خواند؟! رسانه‌اي كه از بودجه ملي ارتزاق مي‌كند!
مسوولان بايد بدانند بايكوت خبري و كتمان وقايع، دردي را دوا نمي‌كند و در عصر ارتباطات و بهره‌گيري از تكنولوژي‌هاي مدرن ارتباطي، همگان كم و بيش به ميزان صداقت اين رسانه واقف خواهند شد.
3-برخي از رسانه‌هاي مستقل در داخل به انعكاس اين رويداد پرداختند و گزارش‌هايي در اين مورد تهيه كردند كه جاي تقدير و تشكر دارد، اما نكاتي در اين ميان مغفول مانده است كه اجمالا به آن اشاره مي‌شود.
موضوع اصلي تجمع روز يكشنبه و قبل از آن، «نظام هماهنگ پرداخت» بود. در واقع معلمان به دليل بي‌توجهي دولت به خواسته‌هاي قشر عظيمي از كاركنان دولت كه يكي از آنان معلمان هستند، در ميدان بهارستان گرد آمده بودند. اما اين به آن معنا نيست كه تمام مسايل مطروحه در اين تجمع 4 ساعته، حول مسايل محض مادي بوده است. معلمان و بخصوص فعالان تشكل‌ها در سخنان و شعارهايي كه ايراد كردند، به مسايل مختلفي نيز معترض بودند از جمله، اعتراض فعالان تشكل‌ها به سياست‌هاي خارجي دولت، ناديده گرفتن مسايل و مشكلات داخلي و پرداختن افراطي و يكسونگر به مسايل خارجي كه از نظر نگارنده، «فرافكني مشكلات و يك نوع مديريت بحران در جهت فرار از پاسخگويي و مسووليت‌پذيري» طرح مي‌شود. اين مساله، در شعارهاي معلمان از ابتدا تا انتهاي مراسم، به وضوح مشهود بود.

فعالان تشكل‌ها نسبت به عملكرد وزير و معاونت ايشان، همواره انتقاد داشته و دارند، از اين كه متاسفانه آقاي وزير در مدت وزارت خود، ارتباط مناسب و تعريف شده‌اي با تشكل‌ها نداشته‌اند و در عوض موجوديت آنها را نفي و انكار كرده‌اند؛ از اين كه اولويت‌ها و نيازها در آموزش و پرورش به درستي تعريف نشده‌اند؛ از اين كه فعلا دغدغه و دل نگراني آقاي وزير، انرژي هسته‌اي است، ‌از اين كه وزير آموزش و پرورش در مورد اين لايحه سكوت كرده است (اي كاش وزير نفت،‌ وزير آموزش و پرورش مي‌شد!!)؛ از اين كه بسياري از وعده‌هاي وزير عملي نشده و ساز و كارهاي نظارتي و كنترل مجلس در اين مورد جوابگو و موثر نبوده‌ است و بسياري موارد ديگر كه در اين بحث نمي‌گنجد.
در اين تجمع، به عملكرد هيات دولت اعتراض و انتقاد شد. از اين كه صداقت در اين جايگاه كم رنگ شده است، از اين كه منافع بلندمدت جامعه و كشور فداي مسايل آني و كم اهميت شده‌ است.
آقاي هاشمي، دبير كل سازمان معلمان عنوان كرد كه حداقل نيازهاي جامعه ميليوني معلمان و دانش‌آموزان را در حد يك استان ببينيد و بر آن وقعي نهيد.
آقاي احمدي‌نژاد در ايام انتخابات نهم، خود را معلم ناميد و رجايي گونه سخن راند و رفتار كرد، اما پس از تصدي اين مقام، شعارها فراموش شد.
هيات دولت در اين مدت، موضع صريح خود را نسبت به آموزش و پرورش روشن نكرده است. آيا آقاي احمدي‌‌نژاد و كابينه همراه، آموزش و پرورش را به عنوان «محور توسعه» قبول دارند يا نه؟ اگر پاسخ مثبت است، عملكرد خود و نيز نمايند خويش يعني وزير آموزش و پرورش را به اطلاع افكار عمومي فرهنگيان برسانند.
بايد تعريف و تعارف را كنار گذاشت.
معلمان اعتقاد دارند استرداد لايحه نظام هماهنگ پرداخت از سوي دولتي كه رييس آن، افتخار خود را معلم بودن خويش مي‌داند، به هر بهانه‌اي كه باشد و با هر دليلي كه عنوان مي‌شود، بزرگترين بي‌عدالتي و اجحاف در حق معلمان اين مرز و بوم است.
معلمان اعتقاد دارند پنهان‌كاري دولت در پوشش رسانه‌اي و بايكوت خبري استرداد لايحه نظام هماهنگ پرداخت، نوعي عدم صداقت در برخورد با جامعه آگاه فرهنگيان است. ترجيع‌بند سخنان آقاي احمدي‌نژاد، همواره واژه «عدالت» بوده و مي‌باشد.
براي معلمان، درك اين مساله بسيار دشوار است كه بارها و بارها اين واژه را بشنوند اما در عمل چيزي نبينند و يا نيابند.
4-مرجع بودن معلمان، قابل كتمان نيست:
اما علي‌رغم پايين بودن درآمد اكثر معلمان، آنان تا حدودي سعي كرده‌اند به عنوان يكي از گروه‌هاي مرجع در جامعه مطرح باشند.
شعارها و سخنان طرح شده در اجتماعات اعتراضي سال 1380 و نيز پانزدهم بهمن، مويد اين مساله است. آنها در كنار طرح مسايل صنفي خود، نيم نگاهي هم به جغرافياي سياسي جامعه و شرايط اجتماعي دارند.
در حقيقت، تحليل سيستمي مسايل و معضلات آموزش و پرورش براي معلمان يك اصل خدشه‌ناپذير است. سخنان آقاي بهشتي به عنوان نماينده كانون صنفي معلمان و آقاي هاشمي دبير كل سازمان معلمان، نمايانگر اين موضوع است كه آنها در تحليل مسايل، نگاهي فراتر از مسايل آموزش و پرورش دارند.
معلمان همواره رفاه مادي را در كنار منزلت اجتماعي، آزادي بيان براي همه گروه‌ها و طبقات و... خواسته‌اند.
در واقع، مرجعيت موجب مسووليت‌پذيري و نظارت‌گري است و معلمان همواره بايد اين را مدنظر داشته باشند.
البته اين يك واقعيت است كه به خاطر تنزل جايگاه مادي معلمان، اين مرجعيت در معرض تهديد جدي قرار گرفته است، اما معلمان بايد بدانند اگر مي‌خواهند منزلت خويش را ارتقا بخشند، بايد در تحولات اجتماعي اثرگذار و عامل موثر در انتقال ميراث فرهنگي جامعه باشند، نبايد به هيچ وجه نسبت به مسايل و تحولات جامعه، بي‌تفاوت باشند.
5-تشكل‌پذيري معلمان:
اولين تجمع معلمان كه در سال 1380 و به دعوت سازمان معلمان و در مركز تربيت معلم شهيد باهنر انجام شد، منجر به اعتراضات خياباني به صورت توده‌اي و مهار نشدني گرديد و هزينه‌هاي بسيار و اجتناب‌ناپذيري را بر فعالان تشكل‌ها تحميل نمود.
اما به مرور زمان، معلمان و قاطبه فرهنگيان بر اين نكته آگاه شده‌اند كه موتور محركه تحولات اجتماعي و پيگيري خواسته‌ها و مطالبات، روي آوردن به تشكل و تجميع و تمركز نيروها در آن است.
در واقع به نوعي معلمان پذيرفته‌اند كه مديريت پيگيري خواسته‌ها بايد از طريق تشكل‌ها باشد و اين اعتماد بزرگترين دستاورد براي تشكل‌هاست و بايد به درستي آن را ارج نهند.

متاسفانه، علي‌رغم سياست «تشكل‌ستيزي» كه بارها و بارها به آن دامن زده مي‌شود و رييس جمهور بزرگترين افتخار خود را در اين مي‌دانند كه عضو و وام‌دار هيچ حزب و گروهي نيستند! آيا آقاي احمدي‌نژاد و همفكرانشان به اين موضوع فكر كرده‌اند كه اگر اين گونه افكار در جامعه نهادينه شوند چه عواقب ناگوار و دهشتناكي به دنبال دارند!
اما خوشبختانه، جامعه و به خصوص فرهنگيان به فراست دريافته‌اند كه صداي آنها بايد از طريق تشكل‌ها پژواك شود.
معلمان به تدريج به نقش راهبري و نيز راهبردي تشكل‌ها در امورشان واقف مي‌شوند و اين مويد بلوغ و پختگي و آگاهي معلمان است و تشكل‌ها نيز بايد با حفظ استقلال، آنها را مهندسي نمايند.
همواره عنوان شده است كه كانون صنفي معلمان و سازمان معلمان در عرض يكديگر حركت مي‌كنند، اولي رويكرد صنفي و دومي رويكرد سياسي دارد، اما ائتلاف و تعامل اين دو در بسياري از موارد و مواضع و نيز دستيابي به نقاط مشترك و مورد توافق بين فعالان تشكل‌هاي كشوري در قالب «شوراي هماهنگي تشكل‌هاي سراسر كشور» آينده روشن و مسرت‌بخشي را نويد مي‌دهد.
و اين مقدمه‌اي است براي تشكيل «اتحاديه معلمان» كه آرزوي ديرينه جامعه‌ي بزرگ و فهيم معلمان بوده است.

پنجشنبه 1386/01/30 |

 

قدم بعدي

به نام خداوند جان وخرد

قدم بعدي

بسياري از فرهنگيان بعد از عمل دقيق و تمام و كمال بند يك بيانيه 10/1/1386 شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي معلمان ايران سئوال مي كنند قدم بعدي و تصميم بعدي چيست ؟ در پاسخ به اين عزيزان بايد گفت اولا در همان بيانيه شوراي هماهنگي قدم دوم تحصن روز 9 ارديبهشت و قدم بعدي كه بايد خيلي محكمتر و پورشورتر برگزار شود تجمع در مقابل ادارات و سازمانها در مورخه 12/2/1386 روز معلم در ايران است همانطوري كه همه همكاران خبر دارند قرار است معلمان سراسر ايران در اين روز و هفته معلم سياه پوش شده و اعلام نمايند كه عدالت براي معلمان گشته شده وما عزادار عدالت هستيم و با اين حركت اتحاد و انسجام صنفي خود را بار ديگر اعلام نماييم .

يك پيشنهاد براي شوراي هماهنگي تشكلها دارم و آن اينكه بياييد در اين تجمع با تمام اعضاي خانواده خود شركت كنيم و جاهلان نشان دهيم كه مشكل معلم تنها مربوط به خودش نبوده بلكه اعضاي خانواده هاي ما هم در اين مشكلات سهيم هستند بنابراين آنها نيز همراه ما براي اجراي دقيق عدالت تجمع نموده اند .

اگر تا مورخه 9/2/1386 دولت از جامعه فرهنگيان عذر خواهي ننمايد و اگر همه فرهنگيان دستگير شده آزاد نشوند به وعده وعيد هاي رنگارنگ گوش نداده و با تمام توان در اين تجمع شركت خواهيم كرد تا مسئولان بخواب رفته بدانند جامعه فرهنگيان ديگر به دورغ و ريا اعتمادي ندارند . وظيفه هر معلم شجاع ايراني است تا دستگيري ، بازداشت ، ضرب و شتم همكاران خود را تحمل نكرده وزبان به اعتراض گشاد . مجريان عدالت براساس كدامين قانون ما را از عدالت خواهي و بيان نظرات و انتقاد هاي به حق خود بازميدارند .

ما بعنوان معلم مسلمان وظيفه داريم براساس فرمايشات امام اول خود حضرت علي ( ع ) مسئولان مملكت خود امر به معروف و نهي از منكر كنيم . ما وظيفه داريم در اين كشور فرهنگ سازي و توليد فكر كنيم . وظيفه معلمان شجاع بيان نقص و ايراد جامعه است بخصوص اگر اين ايرادات در درون وزرات آموزش و پرورش باشد

ملت شريف ايران بدانند و آگاه باشند كه آموزش و پرورش ايران بيش از دو دهه است كه بشدت سياست زده شده و دستان ناپاك سياستمداران منفعت جو و فرصت طلب در تمامي عزل و نصب ها مشاهده و مسير حركت تعليم و تربيت ما منحرف شده و بطور حتم محصول چنين فضاي چيزي خواهد بود كه نه خواست ماست و نه خواست ملت ما . اينان معلمان را افرادي بيچاره و بدبخت مي دانند كه فقط در مسايل از قبيل شركت در انتخاب و راي دادن موثر هستند و براي پر كردن صف ........... .

سياست مداران خود خواه هرگز به منزلت جايگاه معلمان ايمان نداشته و بارها با وعده وعيد هاي سرخرمن از اين قشر صادق و نجيب بهره برداري سياسي نموده و بعد از رسيدن به مقصد رهايشان نموده اند ولي ديگر تاريخ مصرف اين بازي ها بسر آمده و اين بار معلمان هستند كه تصميم گرفته اند تا سرنوشت كشور خود را خود رقم زنند و اجازه ندهند تا سياست بازان در درون وزارت آموزش و پرورش و با عزل ونصب حزبي و مرامي سرنوشت يك ميليون معلم و 17 ميليون دانش آموز و به تبع آن كل جامعه را در دست گيرند

تشكيل اتحاديه صنفي تحت عنوان كانون صنفي معلمان حق مسلم فرهنگيان بوده كه سه دهه به تاخير افتاده است ولي فرهنگيان بايد از چنين پايگاهي براي دفاع از حقوق صنفي خود حمايت كرده و با عضويت تمامي فرهنگيان چنين تشكلي قدرت و قوت گيرد . تا دير نشده معلمان شهرستاني براي ايجاد شعبه كانون صنفي معلمان اقدام و معلماني كه از چنين نعمتي برخودار هستند هر چه سريعتر عضو اين تشكل صنفي شوند . كانون نطقه اتصال و مركز همفكري و استقامت ما خواهد بود . با عضويت خود و تشويق ديگر همكاران تلاشگران صنفي خود را ياري نماييم و باعث دلگرمي و مقاومت آنان گرديم تا چنين نكنيم دردهاي مشترك ما درمان نخواهد شد .

    همراه شو اي عزيز

                                     تنها نمان به درد

                                                             كاين درد مشترك

 

                                                                         جدا ، جدا درمان نمي شود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سه شنبه 1386/01/28 |

 

معلمان از فرط سادگي پيچيده به نظر مي‌رسند

 

معلمان از فرط سادگي پيچيده به نظر مي‌رسند

معلمان چوب ناكارآمدي و بي‌تدبيري برخي از مديران آموزش و پرورش و عدم هماهنگي مجلس و دولت بر سر لا‌يحه مديريت خدمات كشوري را مي‌خورند. در شامگاه 22 اسفند كه نمايندگان دولت و كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در جلسه تشكل‌هاي صنفي و هيات رئيسه مجلس حضور نيافتند، معلوم بود كه پرونده مطالبات معلمان وارد فاز جديدي شده است. اين جابه‌جايي در شرايطي رخ داد كه اولا‌ در اجتماعات چند هزار نفري معلمان در بهمن و اسفند 85، هيچ حادثه خشونت‌آميز و يا بي‌نظمي بروز نكرد؛ ثانيا سقف مطالبات و شعارهاي معلمان حتي بعد از حوادث روز 23 اسفند كه منجر به ضرب و شتم و دستگيري تعداد زيادي از معلمان شد، بالا‌ نرفت. شعار محوري معلمان در ماه‌هاي پاياني سال 85 و هم‌اكنون اجراي لا‌يحه نظام هماهنگ پرداخت حقوق است. در كنار اين شعار اصلي، معلمان خواستار بركناري يا استيضاح وزير آموزش و پرورش نيز شده‌اند. با چه معياري مي‌توان تقاضاي معلمان براي اجراي لا‌يحه‌اي كه در مجلس تصويب شده است و يا درخواست عزل يك مقام اجرايي را سياسي و امنيتي قلمداد كرد؟ جز اينكه مديران دولتي و نمايندگان مجلس ناتوان از اجراي وعده خود، صورت مساله را تغيير داده و مطالبات معلمان را در كادري غيرواقعي قرار داده‌اند. معلمان از اول تا آخر گفته‌اند كه مطالبات ما سياسي نيست و از حدود قانون پا فراتر نگذاشته‌اند. توجه به ويژگي‌هاي روانشناختي قشر معلم در درك ماهيت حركت صنفي معلمان به مسوولا‌ن كمك مي‌كند؛ صريح و مستقيم انتقاد مي‌كنند. زبانشان گاهي تلخ و گزنده است. نسبت به منزلت و موقعيت اجتماعي خود حساسند و... رفتار كانون‌هاي صنفي هم تابعي از همين ويژگي‌هاست. تشكل‌هاي معلمان برخلا‌ف تصور برخي مسوولا‌ن، تشكل‌هايي باز هستند. گردانندگان اين تشكل‌ها در مجمع عمومي از ميان معلماني انتخاب مي‌شوند كه همين ويژگي‌ها را دارند. بيان آنها آميخته به احساسات و عواطف است. در چارچوب‌هاي رايج سياسي در جامعه ايران، مديران كانون‌هاي صنفي منحصربه‌فردند. در توصيف آنها بايد گفت: معلمند؛ فقط معلم؛ از فرط سادگي پيچيده به نظر مي‌رسند. برخلا‌ف القاي مديران آموزش و پرورش نه دستي سياسي پشت آنهاست و نه اصلا‌ ميانه‌اي با سياست دارند. بسياري از آنها سابقه حضور در جبهه‌هاي جنگ تحميلي را دارند، برخي از آنها جانبازند. خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش رسانه‌ها از بيان و رفتار معلمان گاه دچار شگفتي مي‌شوند و گاهي هم مي‌رنجند. متاسفانه مسوولا‌ن آموزش و پرورش اين ويژگي‌ها را نمي‌شناسند. وقتي معاون وزير آموزش و پرورش بعد از اولين تجمع 3 هزار نفري معلمان در برابر مجلس در اظهاراتي نسنجيده تجمع معلمان را غيرقانوني، غيرمنطقي و سياسي ناميد و اعلا‌م كرد كه دست مديران سابق پشت ماجراست و اصلا‌ اين‌ها معلم نبوده‌اند، واكنش معلمان تشكيل اجتماعات 10 هزار نفري بود. اين تك‌گويي‌هاي شگفت‌انگيز در ماه‌هاي بعد ادامه يافت تا جائي كه وزير در روز 23 اسفندماه دستگيري معلمان را در حضور ده‌ها خبرنگار تكذيب كرد. حضور معلمان در ماه‌هاي اخير در تجمعات گسترده، مرهون سازماندهي پيچيده تشكل‌هاي صنفي نبود كه اصولا‌ چنين سازماندهي‌اي وجود ندارد. آنها شعاري را مطرح كردند كه از عمق جان معلمان برمي‌خاست و مسوولا‌ن وزارت آ‌موزش و پرورش به جاي تلا‌ش براي مديريت مطالبات معلمان در چرخشي عجيب ديگر حتي نامي از لا‌يحه مديريت خدمات به ميان نياوردند و با اظهارنظرهاي نامربوط خود خشم و عصبانيت معلمان را برانگيختند. معلمان انتظار داشتند، بعد از بازداشت 15 و 17 روزه 9 تن از سران تشكل‌هاي معلمان تهران حقيقت ماجرا روشن شود و بار ديگر پرونده مطالبات معلمان در جايگاه واقعي آن يعني مجلس و دولت، مورد بررسي قرار گيرد اما در حالي كه اعضاي فراكسيون 105 نفري فرهنگيان مجلس سكوت كرده‌اند و دولت نيز در پي جايگزين كردن طرحي مبهم به نام پرداخت پلكاني معكوس به جاي لا‌يحه مديريت خدمات دولتي است، بازداشت معلمان در همدان و احضار مجدد تعدادي از اعضاي هيات‌مديره كانون تهران، مويد اين است كه نگاه مسوولا‌ن تغيير نكرده است و معلمان همچنان بر سر دوراهي ادامه اعتراض يا خاموشي ويرانگر مردد ايستاده‌اند. در حالي كه جمشيدي سخنگوي قوه قضاييه روز سه‌شنبه به خبرنگاران گفت كه فعاليت كانون همدان در دولت سابق و فعلي ممنوع اعلا‌م شده، يكي از اعضاي اين كانون مي‌گويد: <تاكنون هيچ مرجع قضايي يا دولتي فعاليت‌هاي كانون صنفي معلمان همدان را غيرقانوني اعلا‌م نكرده است.> اما اكبر عابدي معاون سياسي - امنيتي استاندار همدان در اظهارنظري متفاوت، طي نكردن مسير قانوني در انتخابات هيات‌مديره را علت غيرقانوني بودن فعاليت كانون همدان مي‌داند. عضو كانون در اين خصوص مي‌گويد: <بسياري از انجمن‌ها و نهادهاي مدني كه در دوره اصلا‌حات پروانه فعاليت گرفته‌اند، در دولت نهم با مشكلا‌ت اداري و قانوني مواجه شده‌اند. ‌ مسوولا‌ن دولتي با تغيير دلخواه مقررات و نكته‌سنجي‌ها بوروكراتيك مي‌خواهند مانع ادامه فعاليت تشكل‌هاي مدني مستقل شوند. معلمان با نگراني مي‌پرسند آيا اين گفته‌ها مقدمه‌اي است براي غيرقانوني كردن فعاليت تشكل‌هاي صنفي معلمان؟ اين در حالي است كه نقش تشكل‌هاي صنفي تعديل و پالا‌يش مطالبات خام و بعضا افراطي اعضاي صنف است.

منبع : روزنامه اعتماد ملی

شنبه 1386/01/25 |

 

واژه ي«بيمه

به نام خداوند جان آفرين

 

      واژه ي«بيمه»كه درقاموس انسان معاصر،مفاهيمي چون:«امنيــــت،آسايش ،اطمينان خاطر و...»را درذهن تداعي مي كند،ازمؤلفه هاي انكارناپذيرزندگي درجنبه هاي مختلـف   آن به شمارمي رود.

   اوّلين باردرسال 1269 شمسي با واگذاري امتيازتشكيل مؤسسـه ي بيمه به يك خارجي و  سپس ملغاي آن به علّت عدم انجام تعهّدات توافق شده،بتدريج بيمه در ايران مطرح شـــد.در سال 1314بيمه ي ايران به عنوان اوّلين شركت بيمه ي دولتي كشــــوردرميان رقابت هاي     نا برابرخارجيان و درجايي كه استعمارحرف اوّل رامي زد، تاسيس شد ودررشتـــــــه هاي مختلف شروع به فعّاليّت نمود و با توسعه ي فعّاليت هاي آن بعدها سايرسازمان هاي بيمه گر متعددبه وجودآمد.

    درسال 1326 اوّلين بيمه ي درماني براي كاركنان شركت دخانيات ايران فراهم شد و تا سال 1328 تعداد ديگري از سازمان هاي دولتي به طورپراكنده تحت پوشش بيمـــه درماني قرارگرفتند. دراين سال،سازماني تحت عنوان سازمان بيمه كاركنان دولت تاسيس  گرديـد و كاركنان دولت را تحت پوشش قرارداد وتا سقف معيني هزينه هاي درماني آن ها را تعهّـد و تقبّل نمود.در سال 1352 سازمان بيمه ي خدمات درماني تاسيس گرديد و...

    صنعت بيمه با اين پيشينه دركشورما و باويژگي هاي خاصّ خود ضمن ايجاد بستـــرهاي مناسب رواني وتحقّق امنيت دربسياري اززمينه ها،مي تواندازمنابع مهم درآمدواشتغال زايي نيزمحسوب شود. لذاهرقدرپردازش اين امرمهم، بيش ترمبتني برمدارآموزه ها ودستاوردهاي علمي وشيوه هاي مدرن مديريتي و باهدف ارائه ي خدمت به جامعه باشد،به همان انــــــدازه نيزدرايفاي نقش خود تأثيرگذارخواهدبود.

      يكي ازانواع اين مؤلّفه ي اساسي ،بيمه ي درمان يا خدمات درماني است كه با توجّه به هزينه هاي سرسام آورخدمات پزشكي و درماني كنوني،برخــــــورداري اقشارمختلف جامعه خصوصا اقشاركم درآمد وآسيب پذيرازاين خدمات ،ضرورتي اجتناب ناپذيرونيازي بنيــــادي محسوب مي گردد كه بازخورد ناديده انگاشتن آن،به وضوح درزندگي افراد نمود وعينيـــــت خواهدداشت.

     درجامعه ي غالباًسنـّتي ما،هرگاه ازبيمه سخن به ميان مي آيد ،معمولاً كاركنان دولـــــت بيش ازسايراقشارجامعه به عنوان افرادتحت پوشش اين نوع خدمت به ذهن متبادرمي گردند.

دراين ميان همواره موضوع بيمه و كيفيت خدماتي كه به بيمه گذاران ارائه مي شود،چالشي بوده وهست كه پردازش علمي و تخصّصي آن برعهده ي اهل فن و متخصّصين مقـــــوله ي موردنظراست و دراين مقال توان وقصد پرداختن به آن مدّ نظرنبوده ونيست.

    وامّاآن چه كه سبب توجّه به اين موضوع و ترقيم اين سطورگرديد،مقوله اي به نام «بيمه ي تكميلي يا مكمل درمان»است كه دركناربيمه ي خدمات درماني والبته درصــــــورت تمايل بيمه شونده،درقبا ل اخذ وجوهي خاص به عنوان مكمل دردوسه ساله ي اخيـــــــربه كاركنان برخي سازمان هاي دولتي ازجمله آموزش وپرورش ارائه مي گردد.

اندكي توجّه به نام وفلسفـــــه ي وجودي اين نوع ازبيمــــه،به صراحــــت مبيّن ومؤيـــــّد اين

نكته است كه:«بيمه ي خدمات درماني درپاسخگويي به نيازهاي موجود،ابتر و ناقص است و لزوم بازنگري درآن بيش ازپيش احساس مي گردد.» به همين دليل متوليان امر و دولتمـردان براي رفع اين نقيصه برآن شده اند تا باعقد قرارداد با شركت هاي بيمه ي مضاعف، به نوعي اين كمبود راجبران نمايند. امّا آن چه كه ازماحصل و برآيند كاراستنباط مي شود،اين است كه اين گونه برخورد باموضــوع ،بيشترپاك نمودن صورت مسئله و انحــــــراف افكارصاحبان حق(بيمه شوندگان) به سمت مسائل جانبي و فاصله گرفتن ازاصل موضوع ومعزلي است كه بايد به صورت ريشه اي و بنيادين حلّ وفصل گردد. به تعبيرديگراگربيمه ي خدمات درماني دچارنقصان وكمبود است، بايد با تحليل وبررسي همه جانبه ي موضوع واستفاده ازابزارهاي لازم وامكانات موجود،به رفع عيب پرداخته شود نه اين كه با ايجاد زمينه ي ارائه ي خدمات هم عرض ومشابه،بسترمناسب براي گريز ازپرداختن به مسئوليت اصلي وسردرگمي بيمــــه شوندگان ومفقودشدن منشأ اصلي مشكلات فراهم وميسورگردد.

    ازنمونه هاي بارزاين معضل،بيمه تكميلي كاركنان آموزش وپرورش است كه اگرميـــزان خدمات وانتفاع حاصل ازآن با دردسرها ومشكلات لازم براي دريا فــــــــت خسارات،مقايسه شود،ترديد نداشته باشيد كه كفه ي ترازو به سود دردسرها ومشكلات،سنگيني خواهـــدكرد به گونه اي كه اين مقوله به جاي ايجاد امنيت و آسايش،گاه زمينه سازاختلال دربهداشــت رواني افراد و«بخشيدن عطاي كاربه لقاي آن»مي شود پس لازم است كه مسئـــــــولين ومتوليان اين گونه امورسعي نمايند به فراخورامكانات و استعدادهاي موجود،به استحكام پاي بســــــت خانه بپردازند و فكرپرداختن به نقش ايوان را ازمخيـّله ي خويش خارج كنند زيرا نيك مي دانيد كه اگرخشت اوّل راكج نهاده باشيـد كه نهـــاده ايــــــد- اگرتا ثريّا هم برشاخ وبرگ وارتفاع آن بيفزاييد و به لطايف الحيل به زيورهايش بياراييـــــــــد،اين كجي وناراستي بيش ازپيش نمايان ومشهود مي گردد.

      نكته ي قابل تعمّق وغيرقابل اغماضي كه درخصوص بيمه ي مكمل درمان كاركنــــــان وزارت آموزش وپرورش ازمهرماه سال جاري (1385) به چشم مي خورد تغييـــــر شركت طرف قرارداد از«شركت بيمه ي دانا»به«بيمه ي ايران» باويژگي هايي سؤال برانگيز است كه نمي توان ازآن چشم پوشيد.

    آن چه كه دراين تغييرو تحــــــوّل بسيارچشمگيراست ومهم ترين ويژگي آن به حســــــاب مي آيد،رشد تقريباً شصت درصدي هزينه ي اين جابه جايي نسبـــــت به سال وشركت گذشته است.(حقّ بيمه ي هرنفراز1100 تومان به هرنفر1700 تومان افزايش يافته است.)

      منطق حكم مي كند كه اين جابه جايي با رشد چشمگيري كه درميزان حقّ بيمه به همراه داشته است، به نسبت افزوده شدن برهزينه هايي كه بربيمه شوندگان عارض نموده اســــــت، برمزايا وخدمات ارائه شده ازطرف شركت بيمه گرجديد طرف قرارداد نيز افزدوه شـده باشد يا دست كم ازحدّاقل ارتقاي كيفي خدمات نسبت به شركت بيمه گرپيشين برخوردارباشــــد امّا متأسّفانه وقتي تعهّدات بيمه گرجديد بابيمه گرقبلي مقايسه مي شود، نتيجـــــــــه ي اين مقايسه منحصر به«رشدغيرمعقول و باورنكردني حقّ بيمه ي دريافتي ازطرف شركت جديد طــرف قرارداد»است كه بردوش كاركنان آموزش وپروش نهاده شده است درحالي كه درتعهّدات بيمه گرجديد،نكته ي مفيدي كه مبيّن ارتقاي سطح خدمات وتعهّدات وبرتري هاي آن براي اين رقم قابل توجه افزايش حق بيمه نسبت به گذشته باشد، به چشم نمي خورد.

    لذا باتوجّه به اين توضيحات و اعلام اين كه نام شركــــت دراين نقد مختصر،مدّ نظرنيست وهرگزاهمّيتي ندارد كه بيمه گركدام شركت و باچه نامي باشد، بلكه نكته ي مهم ،حقوق بديهي بيمه شوندگان يعني همكاران فرهنگي است كه احساس مي شود دراين جابه جايي تضييـع شده است وضمن احترام به حقّ اختيارانتخاب شركت بيمه گركه قانون بيمـــــــــه ي همگاني براي سازمان ها ودستگاه هاي دولتي قا ئل شده است، ازمسئولان محترم وزارت آموزش وپرورش انتظاردارد كه دليل اين تغيير وتحوّل راكه نتيجه ي آن مضاعف نمودن هزينــــــــه ي بيمه ي مكمل درمان كاركنان اين وزارتخانه نسبت به سال گذشته بوده است، به صورت شفاف اعلام نمايند تا شائبه ي وجود هرگونه مسائل پشت پرده كه دراذهان برخي ازهمكاران وفرهنگيـــان عزيزوجوددارد،ازبين برود و ريشه ي مشكلات مشخّص گردد.

     ضمناً ازقانون گذاران و دولتمـــــــردان، بالاخص شوراي عالي بيمه كه تركيبي ازوزرا، رؤساي نهادهاي تصميم ساز،نمايندگان مجلس و...مي باشـــــــد، نيزانتظار مي رود كه ضمن تلاش براي رفع ريشه اي و بنيادين اين مشكل،برتعرفه هاي شركت هاي بيمه و خدماتــــي كه درقبال حقّ بيمه ي دريافتي ارائه مي دهند ونيز رعايت اصول وموازين تعيين شده ومصـوّب كه بعضاً ناديده انگاشته مي شود و وزير رفاه نيز دوسه ماه پيش برآن تأكيدداشتند، نظارت جدّي و مستمر داشته باشند. (برگرفته از  دادنامه)

 

چهارشنبه 1386/01/22 |

 

ضرورت تحول در آموزش و پرورش (1)

ضرورت تحول در آموزش و پرورش (1)

 

ضرورت تحول در آموزش و پرورش (1)

عباسپور: تنها يك وزارتخانه بايد متولي آموزش در كشور باشد

خبرگزاري فارس: رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس با بيان اينكه هم‌اكنون سه وزارتخانه آموزش و پرورش، علوم و تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي متولي آموزش در كشور هستند، گفت: تنها يك وزارتخانه بايد متولي آموزش در كشور باشد.

علي عباسپور تهراني‌فرد در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: در آموزش و پرورش ايران بايد تحول اساسي صورت گيرد و نگرش نسبت به آن تغيير كند.
وي با بيان اينكه بايد آموزش در ايران متحد شود، گفت: بسياري كشورها به رغم داشتن جمعيت دانش‌آموزي بالا، داراي يك وزارتخانه براي آموزش در كشورشان هستند. به عنوان مثال در كشوري مانند چين كه داراي جمعيت دانش‌‌آموزي و دانشجويي حدود 200 ميليون نفر است، يك وزارتخانه مسئول آموزش آنهاست.

* آموزش و پرورش متناسب با خواسته‌ واقعي جامعه طراحي نشده است

عباسپور به وضعيت فعلي آموزش و پرورش ايران اشاره كرد و اظهار داشت: بايد به ورودي و خروجي يك سيستم توجه كرد و ديد كه اين سيستم درست كار مي‌كند يا خير. ما در ورودي سيستم آموزش و پرورش، كودكاني داريم كه از محيط خانواده وارد سيستم مي‌شوند و در خروجي انتظار داريم كه نوجواني كاملا آشنا با محيط، پرورش يافته با استانداردها، فرهنگ اسلامي و با معلوماتي كه حداقل‌هاي زندگي و مهارت‌ها را دارد، داشته باشيم.
وي ادامه داد: آنچه كه ما از خروجي مي‌بينيم، برآورده شدن انتظارها نيست. اين سيستم مطابق خواسته ما طراحي نشده و نمي‌تواند همانگونه عمل كند.

* حواس معلم بايد تنها به تعليم و تربيت دانش‌آموزان باشد

رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس اضافه كرد: سيستم آموزشي ما از نظر محتواي درسي بايد متحول شود. بايد معلمي داشته باشيم كه ضمن داشتن معلومات به‌روز و آشنا با فناوري، تمام حواسش نيز به تعليم و تربيت دانش‌آموزان باشد و دغدغه معيشت نداشته باشد. بايد در سيستم آموزشي، نيروي انساني و اعتبارات مالي به بهترين نحو ساماندهي شود. يعني با حداقل امكانات مالي، حداكثر بهره را ببريم. در اين سيتم بايد فضاي آموزشي و امكانات، متناسب با خواسته‌هاي تربيتي ما باشد.
وي به وضعيت ساختار آموزش و پرورش اشاره كرد و گفت: از نظر وضع تشكيلات نيز در آموزش و پرورش مشكلاتي وجود دارد. ارتباط بين استان‌ها و مركز، ارتباط بين ستاد و صف و غيره كه بايد حل شود. در حقيقت بايد به سمت مدرسه محوري برويم و بتوانيم مدرسه را محور حركت آموزش و پرورش قرار دهيم و اين يك تحول جامع در آموزش و پرورش را مي‌طلبد.

* بايد براي مدارس استقلال قائل شويم

عباسپور اظهار داشت: وقتي از مدرسه محوري صحبت مي‌كنيم يعني همانطور كه براي دانشگاه‌ها استقلال قائل مي‌شويم، بايد در يك چارچوبي هم براي مدارس استقلال قائل شويم. خطوط اصلي بايد از نظام يا مركز به مدارس داده شود اما در محدوده مدارس بايد مديريت اختيار داشته باشد و بتواند آن وظايف خود را انجام دهد در مقابل از آنها مسئوليت خواسته شود.
وي ادامه داد: متأسفانه ما مسئوليت‌خواهي و بازرسي را فراموش كرديم و دنبال ارزيابي عملكرد نيستيم كه اين خود معضلي است.
رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گقت: در حال حاضر كميته‌اي در كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در حال بررسي در مورد تجميع سيستم‌هاي آموزشي در كشور است كه اميدواريم بزودي به نتيجه برسد.

 

سه شنبه 1386/01/21 |

 

همه جای ایران سرای منست

همه جای ایران سرای منست

 

همه ی ایران سرای منست. مسایل این کشور به هم وابسته است، چرا که حاکمان یکسانی دارد و تصمیم گیران مشخص؛ که برای همه ی نقاط این کشور تصمیم می گیرند. این کشور؛ مسایل کلانی دارد که اگر آن ها حل شود مشکلات شهرستان ها هم حل می شود. توقع من اینست که مسائل را کلان تر ببینیم.

یک دنیا حرف دارم که اگر بگویم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود.

آیا می ترسم که صریح درباره مسائل جامعه و سیاست صحبت کنم؟ جواب مثبت است!

ما سال هاست که می ترسیم. ما جوانان این مملکت سال هاست که سایه ی ترس را بر بالای سر خود احساس می کنیم و من هم این چنینم! من هم وبلاگ نویسی را شروع کردم که به عنوان یک جوان ایرانی به عنوان کسی که دلش برای این مملکت می سوزد نظراتم را بیان کنم. احساس می کنم که حرفی برای گفتن دارم. چرا که در متن این جامعه زندگی می کنم. چراکه سال هاست معلمم. به اندازه ی خودم در تاریخ و سیاست و جامعه شناسی مطالعه کرده ام دانشجوی فوق لیسانس علوم سیاسی هستم و سال هاست که مسائل سیاسی اجتماعی این مملکت را تعقیب می کنم.  پس می توانم نظر دهم! ولی می ترسم مطمئن باشید هیچ غرض و مرضی هم ندارم ولی احساس می کنم گوش شنوایی نیست. احساس می کنم با بدترین صورت جواب من داده می شود. چه می خواهم بگویم؟

می خواهم بگویم آقای خامنه ای! آقای احمدی نژاد! من به عنوان یک جوان ایرانی از و ضع خودم و دیگر جوانان این مملکت ناراضیم. آن ها مشکل دارند؛ مشکل مادی و روحی. خیلی ها احساس پوچی می کنند، احساس می کنند که سال ها درس خوانده اند اما برای هیچ! می بینند که موقعیت آن ها از آن همکلاسی تنبلشان بسیار بدترست؛ او نخواند، ولی آن ها خواندند، او همه چیز دارد، ولی آن ها چیزی ندارند! فقط اعصاب خرد و روانی افسرده برای آن ها باقی مانده است! می خواهم بگویم که آقای رئیس جمهور! این روش اداره ی مملکت نیست و فقط من نمی گویم خیلی از بزرگان نخبگان و روشنفکران این مملکت می گویند می دانی در جواب، چه می گویند؟ می گویند تو به رهبری و مسوولان این مملکت توهین کرده ای! می گویند تو شورشگری! ضد انقلابی! عامل بیگانه ای!

اما به خدا من عامل بیگانه نیستم. من حقوق بگیر سیا نیستم. من یکی از جوانان این مملکتم. من دلم به حال این مملکت می سوزد. من هیچ غرضی ندارم. من هیچ دشمنی با رهبری و احمدی نژاد و دیگر مسوولان ندارم. من یک ایرانیم. من حاضرم جانم را برای ایران بدهم. نه تنها من بلکه بسیاری از جوانان و دانشجویان روشنفکر ایران. ما اگر انتقاد می کنیم؛ دلمان می سوزد. هیچ پدر کشتگی با کسی نداریم. ما کیسه ای برای خود ندوخته ایم بلکه دقیقاً برعکس با کمترین امکانات داریم زندگی می کنیم. من معلم سال هاست که با حقوق اندکی خدمت می کنم، آیا دلسرد نشده ام؟ چرا، گاهی خسته شده ام، گاهی دلم گرفته، نه فقط من بلکه اکثر معلمان از وضعشان ناراضی هستند. ولی بارها به خود گفته ام که بچه های این دیار چه تقصیری دارند؟ آن ها چه گناهی کرده اند؟ مگر من ادعای باسوادی و فهمیدگی ندارم؟ چرا برای آن ها باید کم بگذارم و خدا شاهد است که کم هم نگذاشته ام و آن چه از دستم بر می آمده انجام داده ام و هیچ منتی هم نمی گذارم، وظیفه ام بوده برای وطنم این کار را کرده ام. بچه ها را مانند برادران خودم می بینم و حاضرم تا آخرین لحظه ی حیات برای آن ها کار کنم و نه تنها من بلکه خیلی از معلمان این دیار چنینند. اما این نافی آن نیست که بگویم آموزش و پرورش مشکل ندارد. آموزش و پرورش مشکلات بسیاری دارد  و یکی از مهمترین مشکلات آن مادی است و تا آموزش و پرورش اصلاح نشود بسیاری از مشکلات حل نمی شود. این نافی آن نیست که بگویم آقای رئیس جمهور! پس کو عمل کردن به آن وعده ها؟! پس چه شد مبارزه با فساد و تبعیض؟!

اما خودت که می بینی بسیاری از روزنامه ها به خاطر انتقادات ملایمی بسته شدند؛ مثلاً: روزنامه ی شرق، چه چیز تندی را می نوشت که بسته شد؟! آیا دولت مهرورز تحمل آن را هم ندارد؟!

چو پرده دار می زند به شمشیر همه را        

کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

باز این سوال مطرح می شود که آیا می ترسم؟ آری می ترسم با وجود این که نه دزدم نه مزدور بیگانه و نه مغرض! و این ترس است که باعث دروغ می شود، باعث ریا می شود، باعث از خود بیگانگی می شود، و باعث خیلی چیزهای دیگر.

 سخن بسیار است  برای این مملکت، جوانانش و ملتش دعا می کنم ببخشید که پریشان و باعجله نوشتم

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد      

یک نکته ازین معنی گفتیم و همین باشد

 

مصطفی صادقی وبلاگ وبراهه(با تلخیص) : منبع صداي معلم

 

شنبه 1386/01/18 |

 

رسانه ملی یا شخصی !

رسانه ملی یا شخصی !    منبع : رادیو معلم

 شايد شما هم كلمه ي رسانه‌ي ملي را بسيار شنيده باشيد .منظور از اين كلمه چيست ؟ آيا رسانه‌اي كه بودجه‌ي آن دولتي است  مي‌تواند ملي باشد ؟ آيا رسانه‌ي ملي زبان گوياي مردم ايران است و يا وسيله‌اي است كه دولت انديشه‌هاي مردم را با آن سازماندهي مي‌كند ؟ آيا رسانه‌ي ملي به اين معنا نيست كه اين وسيله به دليل انحصاري بودن - در ايران شبكه خصوصي نداريم -  قادر است مردم را به هر سمت وسويي ببرد ؟ 4 سال قبل 2 نفر از خبرنگاران صدا وسيما دستگير شدند راديو و تلويزيون دهها برنامه راجع به آنها پخش كرد و حتي در گوشه ي صفحه ي تلويزيون روزهايي كه آنها در اسارت بودند نوشته مي‌شد اين مسئله تبديل به معضلي ملي شد آمريكاييها آنها را آزاد كردند دوربين هاي تلويزيون به مرزهاي غربي ايران رفت تا ورود آنها به صورت مستقيم پخش شود گروه موزيك و مسئولين به استقبال آنها رفتند و مردم از اين كه اين مسئله با خوشي پايان مي‌يافت خوشحال بودند ابوطالب يكي از اين دو نفر بود كه در شبكه‌هاي مختلف حاضر مي شد او حالا ديگر بسيار معروف شده بود چند ماه بعد او در انتخابات مجلس شوراي اسلامي شركت كرد و از طرف مردم تهران به مجلس راه يافت آيا اگر آمريكاييها اين كارمند صدا و سيما را نمي‌گرفتند او مي توانست به مجلس برود ؟! آيا اين رسانه براي صدها نفر ايراني كه قبل وبعد از اين 2 نفر به زندانهاي عراق افتادند برنامه‌اي ساخت ؟ ايا آنها جزو ملت ايران نبودند !

پانزده سال قبل اگر در پارك يا كوچه وخيابان پيرمردي را مي‌ديدي كه پفك نمكي  يا چيپس مي خورد درعاقل بودن او شك مي كردي اما رسانه ي ملي هزاران تبليغ براي نوشابه ، پفك نمكي وچيپس انجام داد تا ذهنيت ملت ايران نسبت به اين خوراكي هاي بي‌ارزش تغيير كند اكنون ايرانيان در صدر مصرف كنندگان اين مواد هستند قد كودكان كم مي شود وبيماري هايي مانند فشار خون ، زخم معده و ديابت در انتظار نسل نو است  پس زنده باد تبليغات ، زنده باد پول و امان از كودكان معصوم ايراني

    صدا وسيما عاشق مسائل جنجالي اما بي‌اهميت است مثلاً در آخرين هفته‌ي سال 85  بين علي دايي و شيث رضايي در يك بازي فوتبال درگيري كوچكي اتفاق افتاد البته همان روزها 20 هزار فرهنگي روبروي مجلس و دهها هزار نفر در ادارات آموزش وپرورش عدالت را فرياد مي زدند اما رسانه ي ملي دهها خبر و گزارش از اين حادثه ي فوتبالي تهيه وپخش كرد اما حاضر نشد موضوع فرهنگيان را طرح كند آيا فرهنگيان جزء ملت ايران نيستند ويا مشكلات آموزش وپرورش از درگيري هاي علي دايي وشيث كم‌اهميت‌تر است !! موضوع اصلي آن است كه رسانه ي ملي به موضوعات جنجالي به دليل جذب مخاطب نياز دارد اما اين موضوع نبايد مهم باشد چون طرح مسائل اساسي به دانش وتوان بيشتري نياز دارد البته گاه اين رسانه برنامه‌هاي جالبي نيز اجرا مي كند مثلاً چهره‌هاي ماندگار در رشد علمي كشور وبرنامه ي انتخاب قهرمانان ورزشي قهرمان قهرمانان در توجه جوانان به ورزش موثر است اما اين موارد استثناست و تا رسيدن به  دانشگاهي كه بنيانگذار انقلاب از آن سخن مي‌گفت راهي بس دراز در پيش دارد .

 

جمعه 1386/01/17 |

 

كام معلمان در نوروز شيرين نشد

 
كام معلمان در نوروز شيرين نشد - شيرزاد عبداللهي

در حالي كه اكبر اعلمي نماينده تبريز با واسطه از قول آيت‌ا... شاهرودي رئيس قوه قضاييه نقل كرده بود كه معلمان زنداني تا شب عيد آزاد مي‌شوند، اما 9 نفر از فعالا‌ن صنفي، تعطيلا‌ت نوروزي را در زندان اوين سپري كردند.

آخرين گروه از معلمان بازداشت‌شده كه در سال 85 آزاد شدند، 34 نفري بودند كه روز شنبه 26 اسفندماه با قرار كفالت به آغوش خانواده‌هاي خود بازگشتند. اما باغاني، بهشتي، كمالي، اكبري، قشقاوي و بلا‌غي از كانون صنفي و هاشمي، پورسليمان و داوري از سازمان معلمان به رغم تلا‌ش‌هاي صورت‌گرفته، در زندان ماندند. در آخرين روزهاي سال پيش، همسران معلمان بازداشت‌شده با انتشار نامه سرگشاده‌اي خطاب به رئيس‌جمهور، خواستار آزادي فوري همسران خود شدند. آنها در نامه خود نوشتند: <همسران ما معلمند و براي دادخواهي و در جست‌وجوي عدالت به خانه ملت پناه آورده بودند، اما در ميان ناباوري، آنها را دستگير و بر دست‌هاي گچي آنها دستبند زدند و به بازداشتگاه‌ها بردند. با پايان تعطيلا‌ت اداري، اميد به آزادي معلمان زنداني افزايش يافت و سرانجام روز پنجشنبه 8 فروردين، بهشتي، باغاني، قشقاوي، بلا‌غي و داوري با قرار وثيقه 25 و 30 ميليون توماني آزاد شدند. دو روز بعد سه نفر باقيمانده يعني هاشمي، پورسليمان و اكبري نيز با توديع سند به ميان خانواده‌هاي خود بازگشتند. در اين ميان عليرضا هاشمي دبيركل سازمان معلمان، علا‌وه بر اتهام تباني براي عمليات غيرقانوني و تمرد از دستور پليس كه اتهام مشترك 9 نفر فعال فرهنگي بود، به اتهام مشاركت در توهين به پيامبر اسلا‌م نيز مورد بازجويي قرار گرفت. آزمون ضمن‌خدمت فرهنگيان با موضوع سيره پيامبر اعظم(ص)، 14 بهمن 85 برگزار شد. در آزمون معلمان ديپلم و فوق‌ديپلم شهرستان‌هاي استان تهران، تعدادي سوال توهين‌آميز وجود داشت كه در روزهاي بعد از آزمون با اعتراض معلمان شركت‌كننده در اين آزمون مواجه شد. حتي معلمان برخي مدارس با ارسال نامه‌هاي جمعي به اين سوال‌ها اعتراض كردند. اما مسوولا‌ن آموزش و پرورش به اين اعتراض‌ها توجهي نكردند. روز اول اسفندماه، سازمان معلمان با انتشار اطلا‌عيه‌اي، از توهين به ساحت پيامبر(ص) ابراز انزجار كرده و نمونه‌اي از سوالا‌ت توهين‌آميز را در اختيار نمايندگان مجلس قرار داد. پس از آن بود كه نمايندگان مجلس، علما و مراجع عظام به برگزاري اين آزمون اعتراض كردند و روز دوم اسفندماه محمود فرشيدي با حضور در مجلس عذرخواهي كرد و قول داد كه چنين حادثه‌اي تكرار نشود. چند روز بعد، طراح سوال‌هاي موهن بازداشت شد. يك هفته بعد از اعتراضات گسترده نمايندگان مجلس و علما و به رغم قول وزير مبني بر عدم تكرار اين حادثه، آزمون ديگري با چند سوال موهن، اين بار در مازندران و براي دانش‌آموزان تيزهوش برگزار شد. تكرار اين حادثه نشان داد كه موضوع فراتر از اشتباه فردي يك يا چند نفر است و چنين آزمون‌هايي در واقع جلوه بيروني تفكري ريشه‌دار در آموزش و پرورش است. اتهام دبيركل سازمان معلمان، مشاركت در توهين به پيامبر اسلا‌م(ص) در سوالا‌ت آزمون ضمن خدمت معلمان است. عليرضا هاشمي چنين اقدامي را نوعي فرافكني از سوي مسوولا‌ن آموزش و پرورش مي‌داند و با اشاره به اينكه شاكي او در اين پرونده، معاونت پژوهشي سازمان آموزش و پرورش شهرستان‌هاي استان تهران يعني مرجع طرح سوالا‌ت موهن آزمون ضمن خدمت است، ميگويد: <وزارتخانه سعي مي‌كند جاي شاكي و متهم را در اين پرونده عوض كند.>

سال جديد در شرايطي آغاز مي‌شود كه سرنوشت لا‌يحه مديريت خدمات كشوري در هاله‌اي از ابهام قرار دارد. مجلس در آخرين جلسه خود در سال 85 كه روز 24 اسفند برگزار شد، عبارت افزايش حقوق كارمندان و بازنشستگان طبق فصول 10 و 13 قانون مديريت خدمات كشوري را از بند <ل> تبصره 19 حذف كرد. طبق قانون بودجه سال 86 دستگاه‌هاي دولتي موظفند از محل اعتبارات مصوب خود، حقوق كاركنان را افزايش دهند، در حالي كه بودجه جاري دستگاه‌هاي دولتي در بودجه 86 كاهش يافته است.

در تحولي ديگر، نمايندگان كانون‌هاي صنفي سراسر كشور روز جمعه 9 فروردين در تهران گرد آمدند و با صدور بيانيه‌اي بار ديگر بر خواسته‌هاي صنفي فرهيختگان از جمله، اجراي لا‌يحه مديريت خدمات كشوري، عزل وزير آموزش و پرورش به دليل ناكارآمدي و عذرخواهي دولت از حوادث تلخ 23 اسفند كه منجر به ضرب و شتم و بازداشت جمعي از معلمان شده است، تاكيد كردند. در اين بيانيه، برنامه اعتراض فرهنگيان در ماه‌هاي فروردين و ارديبهشت اعلا‌م شده است. به رغم حوادث ناگوار اواخر اسفند 85، فعالا‌ن صنفي همچنان بر اين نكته پاي مي‌فشارند كه مطالبات فرهنگيان كاملا‌ صنفي و قانوني است. تعطيلا‌ت نوروز 86 به كام معلمان تلخ شد. اكنون زمان آن رسيده است كه دولت و مجلس، سخن حق معلمان را بشنوند و براي مشكلا‌ت اين قشر فرهيخته و تاثيرگذار چاره‌اي بينديشند.

منبع : فریاد معلم

چهارشنبه 1386/01/15 |

 

روزنامه اعتماد : شيرزاد عبداللهي

روزنامه اعتماد : شيرزاد عبداللهي شايد شما هم اين ضرب المثل را شنيده ايد که فلان کس نانش آجر شد. آجر شدن نان کنايه از قطع درآمد و ضرر و زيان ناگهاني است. اين ضرب المثل خيلي قديمي نيست و عمري 60-50 ساله دارد و در باب پيدايش آن مي گويند، در زمان جنگ جهاني دوم که خزانه دولت ايران تهي شده بود و دولت، حتي نمي توانست حقوق کارمندان خود را بپردازد، يکي از نخست وزيران تصميم گرفت حقوق کارمندان دولت را به صورت غيرنقدي پرداخت کند. ماه اول به جاي پول به کارمندان دولت، آجر دادند و به عبارتي نان کارمندان دولت آجر شد. همان زمان اين ضرب المثل به صورت لطيفه بر سر زبان ها افتاد و در فرهنگ ايراني ماندگار شد. احتمالاً داستان واگذاري سهام عدالت به کارمندان، کم وبيش شبيه همين حکايت تاريخي است. آن زمان بازار بورس و سهامي در کار نبود، جنس را مستقيماً به کارمندان مي دادند. حالا به جاي جنس، سهام کارخانه ها و شرکت هاي دولتي را مي دهند. به گزارش فارس محمود فرشيدي روز 21 بهمن ماه گفت؛ «يکي از اقشار کارمندي که قرار است سهام عدالت به آنها پرداخت شود، فرهنگيان هستند که در اولويت پرداخت اين سهام قرار دارند» وزير افزود؛ «پيگير هستيم که دريافت سهام عدالت براي فرهنگيان فراهم شود.» وي در مورد زمان پرداخت سهام گفت؛ «رئيس جمهور نيز بر انجام سريع اين موضوع تاکيد داشتند و هم اکنون مراحل اجرايي و قانوني خود را سپري مي کند که اين مسير کمي زمانبر است.» وزير در خصوص ميزان سهام عدالت براي فرهنگيان رقمي را عنوان نکرد. با خواندن اين خبر نه تنها چيزي به معلومات خواننده اضافه نمي شود، بلکه چندين سوال جديد در ذهن او ايجاد مي شود. وزير نگفت که سهام عدالت تحت چه عنواني به فرهنگيان پرداخت مي شود؟ مجاني، نقدي، قسطي با اقساط بلندمدت يا به عنوان بخشي از حقوق و مزاياي کارکنان. منظور وزير از زمانبر بودن چه مدتي است؟ سه ماه، شش ماه، يک سال يا بيشتر؟ وزير در مورد ميزان سهام نيز رقمي ذکر نکرده. وزير نگفت که مراحل اجرايي و اداري و قانوني تخصيص سهام در کجا دارد طي مي شود. خبرنگاران حرفه يي زير بار چنين اخبار مبهم و ناقصي نمي روند. آنقدر سوال مي کنند تا جوانب خبر روشن شود و اگر مسوولي حاضر به دادن اطلاعات شفاف نشود خبر را در روزنامه درج نمي کنند. اما گويا همه ما به اينگونه اطلاع رساني ناقص و مبهم عادت کرده ايم، واقعيت، اما آنگونه که من استنباط کرده ام و اميدوارم با توضيح شفاف وزير يا روابط عمومي آموزش و پرورش غلط بودن آن ثابت شود از اين قرار است؛ دولت به دليل کاهش سهم نفت در بودجه 86، قرار است با فروش 7000 ميليارد تومان سهام عدالت، بخشي از درآمدهاي بودجه سال 86 را تامين کند. کارشناسان مي گويند تحقق چنين درآمدي از محل فروش سهام امکان پذير نيست و اشاره مي کنند که به رغم پيش بيني هاي بلندپروازانه، در سال 85، درآمد دولت از محل فروش سهام کارخانه ها و شرکت هاي دولتي 2/48 ميليارد تومان بوده است. دولت اين سهام را به صورت مجاني به اقشار فقير و آسيب پذير از جمله کارمندان دولت واگذار نخواهد کرد چرا که در اين صورت چيزي به درآمدهاي دولت اضافه نمي شود. بازار بورس هم توانايي جذب اين سهام را ندارد. راه حل اين دو مشکل را دولت در تبصره هاي بودجه بيان کرده است. مطابق تبصره 19 لايحه بودجه قرار است مجلس به دولت اين اجازه را بدهد که براي افزايش ضريب تورم در حقوق کارکنان دولت و نيز اضافه کار و پاداش، سهام عدالت را جايگزين پول نقد کند. مثلاً اگر در سال آينده براساس ضريب تورم 50 هزار تومان به حقوق يک کارمند اضافه شود، اين بخش از حقوق با سهام عدالت جايگزين مي شود. علاوه بر آن اضافه کار و پاداش کارمندان و حقوق حق التدريسي ها و همه ارقامي که در فيش رسمي وزارت اقتصاد و دارايي درج نمي شود به صورت سهام عدالت پرداخت مي شود. به اين شکل، هم مشکل کمبود درآمدهاي دولت حل مي شود و هم حقوق کارمندان افزايش مي يابد. مطابق اين روش، سال آينده مبلغي به درآمد کارمندان اضافه نمي شود. اما دارايي آنها افزايش مي يابد. دبيري که امسال 250 هزار تومان حقوق مي گيرد، سال آينده هم همين مبلغ را دريافت مي کند. به جاي اضافه شدن ريالي حقوق، ماهي معادل 50 هزار تومان اوراق بهادار يعني سهام شرکت هاي دولتي را به او مي دهند. پرسش اين است کارمندي که در ده روز اول هر ماه تمام حقوق خود را هزينه مي کند و معمولاً با کسري مزمن بودجه براي تامين مايحتاج ضروري خود روبه رو است، با اين سهام چه خواهد کرد. او قادر به پس اندازکردن ماهي 50 هزار تومان نيست. از طرف ديگر اين سهام قابل فروش نيست. در پاسخ به اين پرسش يک کارشناس اقتصادي مي گويد؛ «بازار سياه خريد و فروش سهام تشکيل مي شود.» کارمندان با قيمتي پايين تر از ارزش اسمي، سهام خود را به بازار سياه عرضه مي کنند و عده يي هم اين سهام را مي خرند. درست مثل بازار خريد و فروش کوپن ارزاق عمومي. در شرايطي که طبق لايحه بودجه دولت پولي براي افزايش ضريب تورم ندارد و از طرفي ملزم است که حقوق کارمندان را به اندازه نرخ تورم افزايش دهد و بودجه استاني که از محل آن حقوق و مزاياي کارکنان دولت پرداخت مي شود 2 درصد نسبت به سال قبل کاهش يافته و از 9100 ميليارد تومان به 8900 ميليارد تومان رسيده و سهام عدالت در بازار بورس خريداري ندارد آيا راه ديگري جز پرداخت بخشي از حقوق کارمندان به صورت غيرنقدي يعني واگذاري سهام عدالت به آنها دارد؟ آيا در سال 86 نان کارمندان آجر مي شود؟

یکشنبه 1386/01/05 |

 

معلمان نوشتن آغاز نماييد

معلمان نوشتن آغاز نماييد

سالها تدريس و ياد دهي نحوه نوشتاري در مدارس امروز بايد به کمک ما بيايد و اين بار خود قلم بدست گيريم و اين بار از خود بنويسيم . از خودي که سالهاست فراموش شده و گهه گاهي از سر ضرورت از ما گفته و تعريف مي شود . ما معلمان در جاي در سالهاي گذشته اين ديار اشتباهي کرديم که امروز همان اشتباه بلاي جان و مالمان گشته است . از زماني که قانون و قانونمداري و انضباط از مدارس رخت بسته و جاي خود را به دلسوزي و محبت بي جا داده و نمرات معلمان بصورت فله اي و فقط به قصد کسب امتياز بيشتر مديران در آمده جايگاه معلمان دست خوش تحولات جدي شده . امروزه ديگر کمتر دانش آموزي به خود زحمت تلاش و کوشش را مي دهد و همگان از همان روز هاي اول سال تحصيلي بدنبال کسب نمره از طريق پارتي بازي و دوست وهمسايه است . کمتر به فکر درک مطلب و فهم عيمق مطالب هستند و بيشتر دوست دارند تا معلمان مکان سئوال و حتي نمونه هاي از سئوالات آخر سال را به آنها بگويند در چنين فضاي براي معلمان جدي کار دشوار شده و کلاس محل عذاب است . دانش آموزي که از همان ساعت اول از معلمش نوع سئوالات را پرسيده و معيار معلم خوب بودن را در پخش نمرات عالي براي کلاس ميداند در همين ميدان چند نفر معلم واقعي و دلسوز باقي مي مانند که تا آخر سال هزاران مسئله و مشکل براي آنان قابل تصور هست اکثر دانش آموزان به دفاتر مديران و معاونان ايشان مراجعه و از همين عده آخر خبر و گزارش تهيه و تحويل مي دهند و بي چاره معلم در زير بمب باران تبليغات پوچ و هدفدار تا آخر سال تلاش مي کند تا به مجموعه مدرسه ثابت نمايد که معلم ضعيفي نيست و قصد آزار دانش آموزان را ندارد بلکه روشهاي را مي داند که در صورت عملي شدن آنها دانش آموزان خود بهترين روشهاي مطالعه و کسب نمرات را ياد خواهند گرفت ولي اين مجال به هيچ کدام از ما داده نمي شود و به محض اينکه دو يا سه دانش آموز از شما شکايت کردند مديران راحت ترين روش براي حذف شما را انتخاب و شما را از گردونه مدرسه خارج خواهند نمود البته متاسفانه با يک پرونده سنگين که بعد ها هم براي شما موجبات دردسر و پرونده سازي را ممکن خواهد نمود . اين اشکال در مدارس غير انتفاعي بيشتر از مدارس دولتي رايج است و چون دانش آموزان مدارس غير دولتي هميشه براي صاحبان اين مدارس منبع درآمد هستند بنابر اين بيشتر از دانش آموزان تاثير پذيري دارند تا مبادا خانوادهاي محترم اين دانش آموزان از موضوع با خبر شده و اين خبر در شهر زبان زد عام و خاص گردد. بنابر اين در همان ساعات اوليه تکليف بيچاره معلم روشن شده از ترم بعد و سال بعد به هيچ عنوان در آن مدرسه درس نخواهد داشت .

معلمان اتحاديه يا تشکلي ندارند تا در چنين مواقعي از آنان پشتيباني نمايند و چون خود تنها وارد عمل مي شوند در نهايت با پاسخ دانش آموزان از شما ناراضي هستند را خواهند شنيد . البته گفتني است که نه همه مدارس غير انتفاعي چنين مي کنند و نه همه مدارس دولتي از اين امر مبرا هستند در همه جاي کشور اين مسئله و مشکل بطور نسبي وجود داشته و دارد .

معلمان دلسوز و واقعي در چنين شرايطي وجود يک مرکز اتحاديه اي را خوب احساس مي کنند .

درد معلمان جامعه امروز ما يکي دو تا نيست و بايد و بايست نظام تعليم و تربيت ما از درون به جد نقد شود امروزه هزاران زخم باز شده و چرکين در درون وزارت بزرگ آموزش و پرورش وجود دارند کساني که چنين دردهاي را نديده و يا نه شنيده اند واقعا بايد افراد کر ولالي باشند که خداوند نعمت بينايي و شنوايي را از آنان دريغ داشته است .

چگونه من ساکت باشم وقتي که مي بينم در جهان کشورها با چه سرعتي به پيش مي روند و کشورم و وطن من اندر خم يک گوچه مانده و خود را درگير مسايل بسيار پيش پا افتاده و پوچ نموده و فقط مسئولان اين وزارت خانه بزرگ خود را به گزارش آماري دلخوش کرده اند .

اگر کسي بطور جدي آمار با سوادان ساليان گذشته چند دستگاه ذيربط در امر تعليم و تربيت را جمع آوري نمايد بسيار تاسف بار خواهد بود که بدانيم بر طبق آمار گزارش شده سالهاي قبل نشان از باسواد شدن دو برابر جمعيت ايران را دارد . چنين گزارشهاي هرگز در هيچ مکان و محلي ثبت نشده و هيچکس به خود زحمت جمع کردن آنها را نداده است . فقط در آخر سال هر دستگاهي با برگ يک گزارش کارش را خاتمه يافته دانسته و برخي از همين افراد جوايز بسيار نفيس و گران قيمتي هم بخاطر همين کارشان دريافت کرده اند .

بعنوان مثال استان اردبيل در طول يک سال تحصيلي از رتبه 21 کشوري به مقام دوم کشوري در مقطع ابتدايي و همچنين با رشد عجيبي در مقطع راهنمايي موجبات تشويق مديرکل وقت را تدارک ديدند و زماني که بنده از همين مسئله شاکي شده و از مدير کل وقت خواهش کردم تا روش و روند پوياي خود را به همه استان هاي کشور اعلام و همگان را از همين راه موفق گردانند ايشان بر عليه بنده شکايت نموده و اعلام کردند که فلاني به دولت وقت توهين نموده است در حاليکه نه ايشان دولت وقت بودند و نه بنده چنين جسارتي را مرتکب شده بودم .

اگر ما معلمان تجربيات و تفکرات خود را به نوشته تبديل نکنيم بعد از مدتي آنها فراموش شده و راه رفته را ديگران با صرف هزاران ساعت عمر طي خواهند نمود بنابر اين پيشنهاد بنده اين است که معلمان بايد قلم بدست گرفته و ايراد و اشکال وزارت خانه خود را اعلام نمايند شايد روزي به درد کسي بخورد هر چند که همين راه هم پر پيچ و خم است و ممکن است در همين راه چندين مشکل و دردسر هم منتظر شما باشند . ولي زندگي ارزش بيش از اينها را دارد . ديدن ولي نگفتن کار ترسوها و افراد مغرض است . معلم صادق بايد مثل آيينه باشد هر لکه و ايراد را بلافاصله بايد نشان دهد .

من با نوشتن احساس سبکي مي کنم وقتي دردي مرا بشدت عذاب مي دهد به اين دلخوش هستم که اين را نيز خواهم نوشت البته خود خوب مي دانم که نه طريقه نوشتن بلد هستم و نه رشته تدريس بنده مرتبط با نوشتار هست فقط از سر دلتنگي و سبک شدن است

اميدوارم حداقل اين چند سطر چند معلم اهل ذوق را به ميدان آورد .

                        ارادتمند : غلامعلي عباسي 4/1/1386

یکشنبه 1386/01/05 |

 

هفت رهنمود مربيان زبده آموزشي

هفت رهنمود مربيان زبده آموزشي

 

 

 



 ا. اميرديواني: شارون در پير، دبير زبان انگليسي دبيرستان والنات هيلز در سينسيناتي ايالات متحده و يكي از معلمان برگزيده سال 1997 - از اينكه يكي از شاگردان پايه (كلاس) هشتم او به اسم ريچارد سيسل دمادم از انجام تكاليفش خودداري مي ورزيد، نگران و پريشان شده بود.
وي روزي سرانجام سربه سر ريچارد گذاشت و گفت: «اگر تكاليفت را انجام ندهي، ناچارم شبي براي صرف شام به منزلتان بيايم».

شارون قبلاً دبير خواهر و برادر بزرگتر ريچارد بود و با مادرشان به نام روت ارتباط صميمانه اي داشت و همين مسئله سبب گرديد تا ريچارد، فوري شروع به انجام دادن تكاليفش كند. روت شرح مي دهد: «ريچارد مي دانست چنانچه تكاليفش را انجام ندهد، من خبردار مي شوم» .

خانم در پير، پدران و مادران شاگردانش را ترغيب مي كند كه از شروع سال تحصيلي با معلم فرزند خود در تماس باشند. وي در توجيه نظرش مي افزايد: «در اين صورت، والدين از انتظارات مربي آگاه مي گردند، معلم با محيط و شرايط خانوادگي دانش آموز آشنا مي شود وبا او همبستگي چشمگيري را احساس مي كند» .

پژوهش هاي پرشمار، حكايت از آن دارند كه بين پيشرفت هاي تحصيلي دانش آموزان و تماس هاي پياپي پدران و مادران با اولياي مدرسه - قطع نظر از زمان تحصيلاتشان- ارتباط تنگاتنگي وجود دارد.
شما براي كاميابي فرزندتان در مدرسه به چه تلاش ديگري دست مي يازيد؟ مقاله اي كه پيش روي خود داريد، بيانگر رهنمودها و راهكارهاي معلمان ورزيده و نمونه است؛ باشد كه ولو مواردي از آنها، مفيد فايده شوند.

1- عشق و علاقه به فراگيري را در فرزندتان بپرورانيد

اين تنها كافي نيست كه پدران و مادران اهميت آموزشگاه را به فرزندانشان يادآور شوند. آنان بايد به جگرگوشه هايشان بياموزند كه آموزش با گذراندن يك پايه (كلاس) يا گرفتن مدركي پايان نمي گيرد، بلكه فراگيري، راه زيستن است.

خانم ماريون فولر، دبير كلاس هاي دهم و يازدهم دبيرستاني در منطقه هارلم نيويورك است. در سال 1997 ، 93 درصد از دانش آموختگان اين آموزشگاه راهي دانشگاه شدند.

دبير يادشده ضمن اشاره به يك تن از شاگردان خود به اسم تاي جانا ميشل، يادآوري مي كند كه چه سان الگو و سرمشق بودن پدر و مادر مي تواند الهام بخش فرزند باشد. هفت سال قبل، مادر اين دانش آموز براي اخذ مدرك تدريس، در كلاس هاي شبانه دانشكده شركت جست؛ به اين ترتيب كه روزها كار و شب ها تحصيل مي كرد. وي مي گويد: «شاگرد مزبور طي نگارش مقاله هايي، مادرش را بسيار ستايش مي كرد» .

هر چند بعضي از دوستان تاي جانا، مردود و ناچار از ترك تحصيل شدند ليكن او به تحصيلاتش ادامه داد تا اينكه در موعد مقرر دانش آموخته گشت و بلافاصله وارد دانشكده مانهاتان گرديد. مادرش كه عضو انجمن بين المللي افتخاري «تاي تتا كاپا» است، مي گويد: «من پيوسته به وي گوشزد مي كردم كه مدرسه، تنها، نخستين مرحله فراگيري مي باشد» و بعد مي افزايد: «اعمال و رفتار من براي او آينه عبرت است» . او به دنبال سخنانش اضافه مي كند: «افزايش علاقه و اشتياق به آموزش در فرزندتان مستلزم پول و هزينه هاي كلان نيست، بلكه بگذاريد بچه ها مطالعه كردن شما را ببينند. آنان را به موزه ها يا نمايشگاه ها ببريد. ممكن است در مكان هاي اجراي برنامه موسيقي (كنسرت)، جاي نشستن پيدا نكنيد، اما هميشه محلي براي ايستاده تماشا كردن هست» .

2- به آنچه مي گوييد، عمل كنيد

هنگامي كه دكتر ادموند برالي _ جراح و متخصص دهان و دندان- عضو انجمن اولياء و مربيان دبيرستان فرزندش واقع در ايند(ايالت اكلاهما) شد، دبير علوم پسرش «بيرت» ، خود را به او رساند و گفت كه وجودش در كلاس لازم است. خانم بتسي ماربي- معلم مربوطه- در اين باره مي گويد: «من بخشي از ميكروب شناسي را درس مي دادم، بنابراين از دكتر برالي خواهش كردم كه به كلاس بيايد و در مورد شيوه انتشار باكتري ها، اطلاعاتي در اختيار دانش آموزان قراردهد» .

پزشك نامبرده كه تحت تأثير شور و شوق خانم مابري قرار گرفته بود، به توضيحات شفاهي اكتفا نكرد. او شاگردان پايه هفتم را واداشت كه نمونه هايي مانند مسواك و ناخن گير جمع آوري نمايند و درون ظرف آزمايشگاهي قرار دهند. وي باكتري ها را در ظرف ها كشت داد و بعد، آنها را به كلاس آورد تا باكتري هايي را كه كشت داده بود، به بچه ها نشان دهد.

پيامد اين عمل پزشك مذكور، تنها تكثير و وفور باكتري ها نبود، بلكه چنين عملي او را نسبت به پسرش صميمي تر گرداند و ياري اش كرد تا ديدگاه جديدي درباره علوم بيابد. دكتر برالي لبخندزنان مي گويد: «يك پدر با كمال سادگي مي تواند محبت بزرگي در حق فرزندش بكند» .

خانم ماربي كه عضو انجمن اينشتين وابسته به وزارت آموزش و پرورش آمريكاست، تأكيد مي ورزد: «براي پدر و مادر، ضرورت دارد كه خود را درگير مسائل مدرسه كنند. اين امر به فرزندانشان ثابت مي كند كه واقعاً آنچه كه آنان در آموزشگاه صورت مي دهند، مورد توجه و علاقه پدر و مادرشان است. گفت وگو با فرزندان، يك طرف قضيه است و كارايي چنداني ندارد، ولي همين كه پشت حرف و سخن شما، كنش و كوششي نهفته باشد داستان، حال و هواي تازه اي پيدا مي كند» .

خانم ماربي مي گويد: «براي نيل به اين هدف، لزومي ندارد كه در زمينه مخصوصي چيره دست بوده يا اوقات فراغت زيادي داشته باشيد. تمامي مربيان از هم قدمي هاي ارزنده والدين در سفرهاي علمي، تماس تلفني با ديگر پدران و مادران و ماشين كردن اوراق طرح هاي ويژه و... استقبال مي كنند. از معلم فرزندتان بپرسيد به چه چيزي احتياج دارد.

3- دائماً با معلمتان در تماس باشيد

اينكه زمان خاصي را به منظور تماس با مربيان در نظر بگيريد يا راجع به آنچه كه فرزندتان فرا مي گيرد، اطلاعات موثقي به دست آوريد، كاري بس دشوار و توانفرساست.

دبستان نيوفيلد در شهر استمفورد (ايالت كانكتيكات) جهت حل اين مشكل،» تلفن مستقيم تكاليف مدرسه «دائر كرده است، به اين ترتيب كه پدر و مادر مي توانند ضمن تماس تلفني با مدرسه، به پيام معلم كه روي نواري ضبط شده گوش فرا دهند و بدانند كه فعاليت آن روز كلاس چه بوده و چه تكليفي تعيين شده است.

آقا و خانم دبي و لئون شاپيرو دو بچه شش و هشت ساله دارند به اسم دانيل و آدم كه در مدرسه نيوفيلد سرگرم تحصيل اند. دبي مي گويد: پيش از اينكه از سر كارم به خانه بيايم، به تلفن گوش مي دهم و فوراً اطلاعات مربوط به فرزندم را دريافت مي كنم. حتي موقعي كه او در سفرهاي كاري به سر مي برد، لئون توسط خطوط ارتباطي از مسائل درسي فرزندانش مطلع مي شود» .

راه هاي ديگري نيز براي تحكيم اين پل ارتباطي وجود دارد. شارون درپير - مربي برجسته كودكستان «آدم» كه برنده جايزه مخصوص است- مي گويد: «بسياري از پدران و مادران به وسيله پست الكترونيكي با من تماس مي گيرند؛ به اين نحو مي توانم خارج از كودكستان هم با ۲۳نوآموز خود تماس حاصل كنم. بعد موقعي كه با هم روبه رو مي شويم بهتر مي توانيم گره گشاي مشكلاتشان بشوم» .

4- كمك كنيد تا فرزندتان مطابق برنامه عمل كند.

با مشاركت و همگامي فرزندتان، برنامه كاري تهيه كنيد و تمام تكاليف درسي را بر اساس گاه شمار(تقويم) تنظيم نماييد، تا جايي كه او بتواند خود به تنهايي گام هايي برداشته و پيشرفت كند. يادش دهيد كه چگونه مي شود تكاليف درسي را به بخش هاي منطقي تقسيم كرد.

به قول خانم ماريون فولر، «امكان دارد فرزندتان تصور كند كه چون روز بعد هيچ كار كلاسي ضروري معين نشده است، پس هيچ تكليفي ندارد و حال آنكه در طول هفته با تكاليف زيادي سروكار دارد و لازم است كه از هم اكنون انجام آنها را شروع كند» .

ممكن است دانش آموزان بزرگتر، نيازهاي خاصشان را داشته باشند. شارون درپير مي گويد: «جمع كثيري از شاگردان پايه دوم و سوم دبيرستان به علت رخدادهاي روحي و جسمي و مسائل فرهنگي كه به طور همزمان در زندگيشان روي مي دهد، كوچك ترين اشتياقي به برنامه و برنامه ريزي ندارند» .
آماندا استالكوپ - 14 ساله از اهالي چابيك (ايالت ويرجينيا) - از لحاظ تنظيم وقت انجام تكاليفش با مشكلاتي روبه رو بود و هر وقت كه مي بايست تكليف خود را به معلمش ارائه مي داد، اغلب آنها را پيدا نمي كرد. موقعي كه معلم طي يادداشتي خطاب به پدر و مادرش نوشت: «آماندا كارش را خوب انجام مي دهد اما به نظر من مشكل اصلي او آشفتگي ذهني است كه قادر به يافتن تكاليفش نيست» ، آنان كوچك ترين تعجبي نكردند.

فكر بكري به نظر ايشان رسيد و به يك راه حل عملي دست يافتند و آن اينكه بهتر است اماندا تكليف هر درسي را مثل قبل در دفتر مخصوصي بنويسد و تمام تكاليفش را در رايانه ثبت كند. نظرشان اين بود: «اگر نسخه چاپي را گم كرد، مطالب مورد نظرش روي گرده (ديسك) باقي بماند. مادر آماندا خاطر نشان مي سازد:« راهكارهايي از اين دست بسيار ساده اند، اما بهره گيري از آنها سبب مي شود تا دگرگوني عظيمي رخ دهد ».

5- همواره با خانواده خود غذا بخوريد

جينا رائو- آموزگار بچه هاي شش تا هشت ساله دبستان در منطقه اروينگ بي وبر شهر آيووا كه در نشريه آموزشي« كي-8 »تحت عنوان« معلم با تجربه »از او ياد شده است- قاطعانه مي گويد:« به عقيده من مهمترين چيزي كه بايد والدين رعايت كنند، اختصاص زمان خاصي براي گذراندن وقت با بچه هاست ». پژوهش هاي به عمل آمده حكايت از آن دارند كه صرف غذا با خانواده از اهميت بسزايي برخوردار است. در سال 1678 دايان بيلز _ استاديار رشته علوم تربيتي دانشگاه واشنگتن- در سنت لوئيس و همكاران شاغل به تدريسش در دوره هاي كارشناسي ارشد و دكتري بر روي 83 كودك سه ساله از قشر كم درآمد بررسي هايي انجام دادند.

بر پايه اين مطالعات، معلوم شد كودكاني كه افراد خانواده شان با هم غذا مي خورند، كلمه هاي بيشتري مي دانند. به باور آقاي بيلز،« بچه ها اكثر اوقات، هنگام صرف غذا در جريان گفت وگوهاي روزمره قرار مي گيرند و همين امر سبب بهبود و تقويت دامنه لغات و در نتيجه افزايش توانايي خواندن آنها مي شود ».

6- علاوه بر پيشرفت تحصيلي، بر فرايند يادگيري هم تأكيد كنيد

يكي از دانش آموزان پايه دوم دبستان در شهر ميديسن (ايالت مي سي سي پي) تلاش فراواني در مورد افزايش توانايي روخواني اش به كار مي بست، ليكن مادرش كه نسبت به پيشرفت وي ناشكيبا بود، هر شب تحت فشارش قرار مي داد. سرانجام آموزگار كلاس، يعني خانم جولي فريس با مادر شاگرد مزبور درباره ايجاد« جو آموزشي بي تنش »به گفت وگو پرداخت و گفت:« اگر بگذاريد فرزندتان در محيطي آزاد مطالبي برايتان بخواند و اجازه دهيد همچنان براي بيان خود از زبان استفاده كند، سرانجام آن زمان فرا مي رسد كه وي به تنهايي همه چيز را بخواند »؛ همين هم شد.

نظر خانم فريس- معلم نمونه سال هاي 1996و 1997ايالت مي سي سي پي- بر اين است كه همه حواس والدين به نمره هايي است كه فرزندانشان مي گيرند. او يادآوري مي كند:« اگر فرزندتان پياپي نمره بيست بگيرد، لكن نداند كه براي كسب اين نمره ها چه كاري كرده است، آن نمره ها را ملاك قرار ندهيد ».

خانم بستي ماربي توصيه مي كند:« موقعي كه فرزندانتان از شما ياري مي جويند، به عنوان پدر و مادر، بايد فرصت و ابزار ضروري را در اختيارشان بنهيد تا خودشان پاسخ را بيابند. به طور مثال عوض اينكه به فرزندتان بگوييد: «پايتخت روماني كجاست؟» به او بگوييد: «فكر مي كني پاسخ اين پرسش را از چه منبعي مي شود يافت؟ از لغتنامه يا اينترنت؟» .

خانم مولر در اين باره توصيه مي كند: «اخذ نمره كم به وسيله فرزندتان بايد معياري باشد تا شما را وارد نمايد كه بينديشيد چه عاملي سبب افت تحصيلي وي است و آيا او به كمك معلم خصوصي احتياج دارد يا گرفتن نمره كم صرفاً به دليل كم كاري و مسامحه اوست» .

7- سطح توقعات خود را نسبت به فرزندتان بالا ببريد.

موقعي كه خانم ماروا كالينز _ دبير بلندآوازه و رايزن دوره پيش دانشگاهي- در سال 1959 شروع به تدريس در ناحيه فقيرنشين كرد، دريافت كه دبيران پيشين، انتظار چنداني از بچه ها نداشته اند. وي نااميدانه به برپايي مدرسه اي بر اين اصول همت گماشت كه هر شاگردي كامياب مي شود اگر از او انتظار برود.

وي همه را از پيامدهاي ناشي از آموزش خود شگفت زده كرد. طبق شيوه آموزشي خانم كالينز، دانش آموزان سال دوم با سوفوكلوس، لانگفلر و كيپلينگ آشنا مي شوند و شاگردان كلاس سوم درباره لاتين، تولستوي و چاسر مطالعه مي كنند و همگي، اطلاعاتي از شكسپير دارند.

تمامي مدارسي كه بر پايه معيارها و نظرات خانم كالينز مشغول فعاليت هستند، داراي ارزش و اعتبار فراواني مي باشند. خود او وقتي كه در دوران رشد و بلوغ به سر مي برد و مي بايست با ناملايمات عصر خويش به نبرد برخيزد، از مادرش مي شنيد: «يادت نرود تو از خانواده اي هستي كه كار و تلاش سخت را نصب العين خويش قرار داده و پيوسته به اهدافشان نائل شده اند» .

خانم كالينز با يادآوري خاطرات گذشته مي گويد: «حتي زماني كه به دانشكده مي رفتم، مادرم پيوسته برايم يادبرگ ها (كارت پستال ها)يي مي فرستاد و آن جمله ها را بالاي آن مي نوشت. آن پيام در ذهنم به ثبت رسيده و هنوز تا امروز هم به ياد دارم» .

او مي گويد خواسته و انتظارات والاي پدر و مادرش يكي از عوامل و دلايل تلاش او مي باشد. وي در اين زمينه اظهار مي دارد: «همانگونه كه شما هرگز به كمك نقشه مي سي سي پي نخواهيد توانست به نيويورك برسيد، كودكان هم بايد بدانند كه مقصدشان كجاست. در حقيقت آنها به يك نقشه ذهني احتياج دارند. يكي از روش هاي ترغيب به انديشيدن درباره آينده اين است كه اهداف خانوادگيش را معين كند. كالينز از پدران و مادران مي خواهد كه ضمن نگارش جمله اي، آرمان هاي خانواده شان را طي آن بيان دارند. وي مي گويد:« واژه ها نيروبخش اند. هنگامي كه به مدرسه گام مي نهيد، روح برتري را حس مي كنيد ».

خانم كالينز در مقام يك مربي اعتقاد دارد:« وظيفه عمده من اين است كه هيچ شاگردي را ناديده نگيرم بلكه بكوشم دانش آموز ضعيفي را كمك كنم تا به دانش آموزي خوب و ايده آل بدل گردد و شاگرد خوبي را ممتاز گردانم »

 

شنبه 1386/01/04 |