تبليغاتX
قلم معلم
قلم معلم

کانون صنفی معلمان اردبیل
 
 

تا زمانیکه هفته نامه قلم معلم توقیف هست برای زنده نگهداشتن یاد آن هفته نامه و زحمت کشان آن این وبلاک با این نام ادامه خواهد یافت شاید روزی تغییر نام دهیم .
mr.bem4r@yahoo.com

 

موضوعات

اطلاعیه ها

بیانیه ها

احبار تشکل ها

اساسنامه کانون های صنفی معلمان

شرایط عضویت در کانون صنفی معلمان اردبیل

نمونه های از مکاتبات

مطالبات معلمان

اخبار آموزش و پرورش استان

اخبار وزارت آموزش و پرورش

مقالات

شماره حساب کانون صنفی معلمان اردبیل

مسایل و مشکلات آموزش و پرورش

اخبار جلسات شورای هماهنگی

معرفی کانون های صنفی معلمان سراسر کشور

اخبار بازداشتی ها و زندانی های معلمان

فعالیت کانون صنفی معلمان اردبیل

اساسنامه شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان

کمک به معلمان آسیب دیده

مبارزه با فیلترینگ

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

وب سايت شخصي دكتر اكبر اعلمي

کانون صنفی معلمان ایران شاخه ی کردستان

سپاس معلم

کانون صنفی معلمان ایران (تهران )

خبرنگار قلم معلم

قلم معلم نشريه هفتگي

وبلاك معلمان حق التدريس

فرياد معلمان

صداي معلم

گچ ودل فرهنگيان ايران

کانون صنفي فرهنگيان خراسان

بانک اطلاعات آموزش و پرورش ايران و جهان

اتحاديه وبلاگ نويسان فرهنگي بلاگفا

آموزش نيوز

كانون صنفي معلمان استان اردبيل

مهين بلاگ

كانون صنفي معلمان كرمانشاه

كانون صنفي فرهنگيان خميني شهر

نداي معلمان مشگين شهر

فرياد معلم

معلم آزاده

فرهنگيان بدبخت و بيچاره

معلم خبرنگار

خبرنگار قلم معلم

انجمن فرهنگیان آزاد

شيرزاد عبداللهي

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

اطلاعیه

تجمع معلمان اردبیل

فراخوان برای اجرای نظام هماهنگ فرهنگیان گرامی، یاران ارجمند :

اطلاعیه

سه خبر از استان اردبيل

درخواست نشست اضطراري

از اینجا بخوانید

سازمان دیده بان حقوق بشر نسبت به صدور حکم اعدام برای فرزاد کمانگر،اعتراض کرد

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران ( 9 )

پاسخي به چگونگي مصرف درآمد نفت؛معماي فراواني

 
 

نگذاریم کانونهای صنفی معلمان تقسیم بر دو شود !!!!!

به نام خداوند جان وخرد

نگذاریم کانونهای صنفی معلمان تقسیم بر دو شود !!!!!

فرهنگيان محترم ؛ فعالان صنفي عزيز

با سلام خدمت همه فرهنگيان و فرهنگ دوستان ايران زمين . اينجانب نيز از موضوع فعاليت صنفي معلمان تا حدودي خبر داشته و در بسياري از جلسات و نشست ها حضور داشته ام و در واقع از نزديك تمامي دوستان عضو شوراي مركزي كانون صنفي معلمان ايران را مي شناسم و خدمت تك تك آنان ارادت كامل داشته و مطابق معمول از همه دوستان خواهشمندم تا بدور از فضاي بوجود آمده اخير در بين دوستان به چند نكته ظريف دقت نمايند و نتيجه را بر عهده شما مي گذارم .

1.      تاسيس كانون صنفي و تهيه اساسنامه آن و تلاش براي عضو گيري در تهران و سپس تاسيس شاخه هاي استاني و حتي شهرستاني آن كار كمي نبوده و به آساني بدست نيامد تا به اين آساني از دست برود و با تفرقه و نفاق دوستان فعال و جدي ديروزي امروز روي در روي هم قرار گيرند باري ديگر به مسير طي شده نگاهي باندازيم تا عظمت كار خود را بهتر دريابيم .

2.    برگزاري جلسات سراسري و صدور چندين بيانيه باعث شد تا از يك طرف مسئولان به بسياري از مشكلات و كمبودها در بين قشر فرهنگي اقرار و حتي بعضا تلاشي براي جبران نمايند و از طرف ديگر صداي اعتراض شما به گوش تمام جهانيان رسيد و معلمان نقاط دور و نزديك به عضويت كانون صنفي معلمان در آمده و دامنه فعاليت ها در آخرين روزهاي اعتراضات همه مسئولان را متوجه پيشرفت فعاليت صنفي نمود و همين مسئله باعث شد تا دولت نهم تصميم به  اخراج معلمان و تبعيد و زندان و عدم پوشش خبري معلمان و  فعالان صنفي آنان بگيرد .

3.  در هر مرجله از فعاليت هاي اجتماعي خطر تفرقه و خيانت وجود دارد ولي در طول اين سالها همه فعالان با صداقت در جلسات شركت و در اجراي بيانيه شوراي هماهنگي همه مصر بودند لذا برخي از دولت مردان سراغ ترفند قديمي تفرقه بانداز و حكومت كن رفتند تا امروز دوستان شفيق ما در مقابل هم قرار گيرند و نيروي كسب شده تقسيم بر دو شود و اكر اد امه دهند ديگر مجالي براي مطرح نمودن مشكلات اصلي پيدا نخواهيم كرد .

4.  با مروري بر مجالس هفت گانه پس از انقلاب شما هيچ دوره اي را خالي از معلمان نخواهيد يافت آيا همه معلمان منتخب مردم ضعيف بوده اند ؟ يا خداي نكرده به ما خيانت كرده اند ؟ بطور حتم بسياري از معلمان شريف در ادوار گذشته مجلس درد معلمان را بخوبي مطرح و حتي طرح و برنامه هاي جالبي به مجلس ارايه نموده اند ولي مشكلات آموزش و پرورش ما با انتخاب چند نماينده فعال و صادق قابل حل  نيست بلكه  اين كار نياز به اراده و عزم ملي و همكاري و همياري تمامي ملت ايران  دارد و متاسفانه تا امروز چنين مسئله اي در سطح ملي مطرح نگشته و مسئولان كشوري ما مسايل و مشكلات اين بخش مهم و زير بناي را بطور جدي پيگيري ننموده اند .

5.   در تمامي كشور ها افراد به مشاغل خود با افتخار نگريسته و بودن در صنف و سنديكا و يا انجمن صنفي نه تنها گناه نيست بلكه افتخار هم محسوب مي شود فقط در كشور هاي جهان سومي و در حال توسعه چنين فعاليت هاي جرمي غير قابل بخشش به حساب مي آيد لذا من به عنوان يك معلم بايد به عضويت خود در صنف خود افتخار نماييم و در اولين فرصت به عضويت اتحاديه جهاني معلمان و به فكر پيوستن به دريا بيكران انسانها عاشق علم و معرفت باشم نه در تبعيد و يا زندان و نگران آينده شغل خود و دانش آموزان خود . بياييد همانند سابق با افتخار كانون هاي صنفي معلمان محل و مرجع پيگيري حقوق مغفول مانده خود كنيم .

6.   تلاس در بخش سياسي جامعه نبايد گناه محسوب شود . جرم هم نيست ولي بطور حتم موجب تفرقه و چند تيرگي در بين كانون هاي نو بنياد صنفي خواهد شد و اين نهال تازه را از ريشه خشك خواهد كرد نگذاريم نهالي كه با دستان زحمت كشيده و خون دل خوردن بسياري از معلمان قبل از به بار نشستن بخشكد .

7.  دوستاني كه مايل هستند در بخش سياسي صنفي فعاليت نمايند بايد اين انصاف را داشته باشند خلط مبحث نكنند . با صداقت و با احترام از بخش صنفي كنار كشيده و بعد در بخش سياسي فعاليت نمايند تا جاي هيچ گونه شبهه اي نماند و بقيه دوستان هم دچار مشكل از طرف اعضاي كانون هاي صنفي نشود .

8.  همه دوستان كانون صنفي معلمان ايران بخوبي مي دانند كه در نشست هاي شوراي هماهنگي كانون تهران يك راي دارد لذا تعميم اختلاف كانون تهران ربطي به 39 كانون ديگر نداشته و ندارد به همين خاطر بنده از اعضاي محترم شواري هماهنگي برگزاري جلسه اضطراري در فروردين ماه را دارم تا مشكل بوجود آمده هر چه سريعتر رفع گردد و آرامش و گرمي را در درون كانون صنفي معلمان ايران ( تهران ) به عنوان دبيرخانه تشكل هاي صنفي سراسر ايران شاهد باشيم .

غلامعلي عباسي

دبير تشكل هاي صنفي معلمان شمال و شمال غرب ايران

23 / 12 / 1386

 

شنبه 1386/12/25 |

 

معلم نقاش

معلم نقاش

 

ديروز كه دست از زدن تار كشيدم       

 افتادم و آهي زدل زار كشيدم

در خواب فرو رفتم و در عالم رويا       

  نقاش شدم صورت بسيار كشيدم

مرحوم پدرم آمد و پرسيد زحالم         

  شكل قفس و مرغ گرفتار كشيدم

گفتا پسرم از چه غمين و نگراني      

  تصوير بسي آدم بيكار كشيدم

گفتا چه شد آن يار كه دايم به برت بود    

  يك عاشق سر گشته بيكار كشيدم

گفتا مگر آن يار چه گفت و چه مي خواست    

 يك كلبه و دورش دو سه ديوار كشيدم

پرسيد جوانان همه مشغول به كارند         

 ترياك و سرنگ ونخ و سيگار كشيدم

پرسيد كه دهقان تهي دست غني شد     

 دستان پر از آبله و خار كشيدم

پرسيد كه دزدان دغل باز كجايند                

  تصوير بسي حجره  به بازار كشيدم

گفتا پسرانت ز چه هستند مجرد           

 شكل پسري بي كت و شلوار كشيدم

پرسيد كه اهل هنر و علم كجايند           

پژمرده گلي بين دو صد خار كشيدم

گفتا كه تو را رابطه با شيخ چطور است   

  يك بوته اي از پونه و از مار كشيدم

گفتا كه خدا داد زبانت كه بگويي             

  تصوير گلو با رسن دار كشيدم

گفتا كه بكش شكل خودت را كه ببينم     

  يك طالبي له شده در بار كشيدم

 

 

شعر از آقاي طالبي دبير بازنشسته آموزش و پرورش ناحيه 7 اصفهان

جمعه 1386/12/24 |

 

پايان سال و بيكاري 30 هزار كارگر در قزوين

پايان سال و بيكاري 30 هزار كارگر در قزوين


صداي عدالت نوشت: بيش از 30 هزار كارگر قراردادي استان قزوين در روزهاي پاياني سال بيكار شدند. علي كريمي فعال كارگري در قزوين گفت: بيش از 50 درصد از كارگران قراردادي استان قزوين بدون دريافت حقوق، سنوات، عيدي و پاداش با اتمام قرارداد كاري خود بيكار شدند تا در صورت تمايل كارفرمايان و مالكان واحدهاي توليدي در نيمه دوم فروردين‌ماه به كار گرفته شوند.

 قلم معلم :

این دولت قصد دارد تا نام خود در ردیف اول ظالمان دنیا و بخصوص ایران ثبت نماید پس از اینها انتظار اصلاح امور نباید داشت

جمعه 1386/12/24 |

 

برداشت از حساب ذخيره ارزي براي حل مشكلات نيكاراگوئه

برداشت از حساب ذخيره ارزي براي حل مشكلات نيكاراگوئه


صداي عدالت نوشته است: در حالي كه كارشناسان معتقدند حجم بالاي نقدينگي موجب تورم شده است دولت يكبار ديگر اقدامي تعجب‌برانگيز در عرصه اقتصاد انجام داد. در حالي كه طي ماه‌هاي گذشته رئيس كل بانك مركزي بارها تلاش كرده با سياست‌هاي انبساطي مانع برداشت بي‌رويه از صندوق ذخيره ارزي و كنترل نقدينگي شود. دولت مصوب كرد 150 ميليون يورو و از دارايي صندوق ذخيره ارزي جهت ساخت سد و و نيروگاه در نيكاراگوئه صرف شود. در حالي كه طي دو سال گذشته درآمد افسانه‌اي ناشي از افزايش قيمت نفت مي‌توانست دارايي صندوق ذخيره ارزي را به صدها ميليارد دلار برساند، اگر و تنها اگر دولت نهم و مجلس هفتم كمر به خالي كردن اين صندوق نمي‌بستند.

 قلم معلم :

دولت جناب آقای احمدی نژاد حق وحقوق و مطالبات معلمان ایران را پرداخت کند بسیار هنر کرده بجای دروغ گویی و ادعای کذب حدالت محور ثروت ملی ما را قربانی اهداف مردم فریب خود نکند .

جمعه 1386/12/24 |

 

افشاگري اعلمي عليه شوراي نگهبان

افشاگري اعلمي عليه شوراي نگهبان


اكبر اعلمي در يادداشتي در سايت رسمي خود با عنوان «در شورای نگهبان چه گذشت؟» نوشت:در حالیکه بدون اعلام کوچکترین مدرک و دلیل شرعی و قانونی ،طی سه مرحله توسط هیات های اجرائی، نظارت و هیات مرکزی نظارت متهم به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی شده بودم، بالاخره با توصیه یک واسطه،در هفتم اسفند ماه به شورای نگهبان دعوت شدم. ساعت 15:30 به ساختمان شورا رسیدم . امامی راد یکی از نمایندگان رد صلاحیت شده در حالیکه کیف و کارت نمایندگی اش را تحویل گرفته بودند در اطاق انتظامات منتظر اذن دخول به ساختمان اصلی شورا بود. به محض اینکه وارد اطاق انتظامات شدم مامور انتظامات تلفنی ورود اینجانب را به مسئول ذیربط اطلاع داد ، از آنسوی تلفن گفتند که بصورت ویژه به داخل راهنمائی کنید. کیف و کارت امامی راد را هم به او برگرداندند و دو نفری عازم ساختمان اصلی شورا شدیم. پس از چند لحظه ای انتظار آقایان حجت الاسلام کعبی و عزیزی حقوقدانان شورای نگهبان وارد اتاقی شدند که من و امامی حضور داشتیم ، پس از احواپرسی و خوش و بش های مرسوم یکی از کارمندان شورای نگهبان نیز که از او بعنوان "کارشناس"! یاد می شد با پرونده قطوری که به زیر بغل زده بود وارد اتاق شد.

ابتدا از حقوقدانان گلایه کردم که چرا تا کنون با وجود صراحت قانون و اصرار بنده ،دلایل و مدارک حاکی از عدم صلاحیتم به من اعلام نشده است؟! و بعد با کنایه رو به عزیزی کرده و گفتم من همان اعلمی هستم که چند ماه قبل شما در حضور بروجردی وچند تن از نمایندگان دیگر در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی اظهار داشتی : "اعلمی یعنی آزادگی و اعلمی یعنی نماینده و اعلمی فقط کار نمایندگی می کند"! حالا چه شده است که اعلمی را متهم به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام کرده اید!؟ عزیزی تنها سکوت اختیار کرد (در آینده نزدیک و در مهلت باقیمانده از دوران نمایندگی خود در مجلس در قالب نطق و یادداشت در مورد سوابق و عملکرد بعضی از اعضای شورای نگهبان و فرزندان آنان و همچنین شیوه تشکیل جلسات و رای گیری های این شورا هنگام رد و تائید صلاحیت ها، حاضران و غائبین این جلسات و ایفاگران نقش اصلی در آن و دلایل خصومت بعضی از اعضا با اینجانب ،ناگفته هائی را بیان خواهم کرد تا مردم بدانند که چه کسانی آگاهانه و نا آگاهانه به مصداق بر سر شاخ بن بریدن ، مهر عدم اعتقاد به اسلام و نظام بر پیشانی فرزندان راستین انقلاب و ملت می زنند تا آنان را از عرصه خدمت به کشور و مردم حذف کنند).در ادامه این نشست با استناد به اصول مختلف قانون اساسی ، قانون انتخابات،ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی و ماده واحده لزوم رسیدگی دقیق به شکایات داوطلبان رد صلاحیت شده در انتخابات مختلف، مصوب 1378 مجمع تشخیص مصلحت نظام از آنها خواستم که دلایل خود را مبنی بر محرومیت از حقوق اجتماعی و حق انتخاب شدن اعلام نمایند و بفرمایند که از کی و با کدام دلیل اعتقاد و التزام اینجانب نسبت به اسلام و نظام زائل شده است و مدارک آنرا اعلام کنند؟(در طول مذاکره بر خلاف نص قانون و اصرار بنده حتی یک مورد هم مدارک و دلایل حاکی از عدم صلاحیتم و منبع آن به اینجانب اعلام نشد!)حجت الاسلام کعبی مثل همیشه با خوشروئی خطاب به اینجانب گفت: شما نماینده ای هستی که در میان مردم محبوبیت داری و کوچکترین نقطه ضعف اخلاقی و مالی در پرونده ات نیست و...همچنان به تعریف و تمجید از بنده ادامه داد. با تعجب به او گفتم :با این وصف تا کنون از ناحیه هیات های اجرائی ، نظارت و شورای نگهبان متهم به بی دینی شده ام!

کعبی پاسخ داد : استغفرالله!چه کسی شما را بی دین معرفی کرده است؟ گفتم پس بفرمائید که معنی عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام چیست؟ کعبی رو به کارشناس مذکور کرده و گفت مشکل ایشان چه بوده است؟! قبل از اینکه کارشناس کارنامه اعمالم را بخواند با تعجب از کعبی پرسیدم مگر شما پرونده مرا مطالعه نکرده اید؟ در جوابم گفت که کارشناسان پرونده داوطلبان را مطالعه کرده و گزارش آنرا به یکی از اعضای شورای نگهبان که مسئول آن پرونده است ارائه می دهند، او هم این گزارش را در شورای نگهبان مطرح می کند! گفتم پس بر اساس گزارش "کارشناسان" است که افراد را تائید و رد می کنید؟! پاسخ داد ما که فرصت نمی کنیم بیش از چهار هزار پرونده را مطالعه کنیم. گفتم مگر چند نماینده رد صلاحیت شده وجود دارد ، با توجه باینکه آنها قبلا تائید صلاحیت شده اند آیا حداقل نمیتوانستید پرونده آنها را بصورت دقیق مطالعه کنید؟ این بار سکوت اختیار کرد؟ از کارشناس پرسیدم حتما این پرونده حاوی مجموعه سخنرانی ها و نطق ها و مصاحبه های بنده است ؟ پاسخ داد بله مواضع مثبت و منفی شما در اینجا گرد آمده است. گفتم پس دادگاه انگیزاسیون و تفتیش عقاید به راه انداخته اید! سپس کارشناس شروع کرد به قرائت حدود 12 الی 14 بخش علامت گذاری شده از سخنرانی ها و نطق هایم که به زعم آنها دلیل عدم صلاحیتم محسوب می شد. 7-8 مورد آن آنقدر سطحی و بی اساس وپیش پا افتاده بود که حتی آقای کعبی باو گفت اینها که اهمیتی ندارد بروید سراغ اصل مطالب! مطالب و اتهامات اصلی که احساس کردم آقای کعبی کمی مشتاق است پاسخ مرا بشنود به شرح زیر بود:

1-"کارشناس"! گفت :اعلمی در مجلس ششم در یکی از سخنرانی هایش در تویسرکان گفته است که "بعضی از این آقایان خون به مغزشان نمی رسد و تفکراتشات مربوط به عصر دایناسور هاست." پاسخ دادم که در عبارت "بعضی از این آقایان" عده ای ممکن است مصداق این سخنم واقع شوند و خیلی ها هم مصداق این سخن نیستند. ضمیر مرجعش را پیدا می کند ، این بخش از اظهاراتم را چه کسی بخود گرفته است و چه ارتباطی به اعتقاد و التزامم به اسلام و نظام دارد؟ آقای کعبی گفت حتی اگر کسی به شورای نگهبان هم توهین کرده باشد ما از آن می گذریم ،از این هم عبور کنید.گفتم که این موضوع چه ارتباطی با شورای نگهبان داشته است؟ کعبی گفت اینها مهم نیست نکات اصلی را مطرح کنید.

2-کارشناس! گفت: ایشان در جائی گفته اند که من به دکتر شریعتی،دکتر یدالله سحابی، مهندس بازرگان و مهندس عزت الله سحابی ارادت دارم ! گفتم این ادعا کاملا صحت دارد و زمانیکه این شخصیت ها در راه اسلام و آرمانهای انقلاب مبارزه می کردند امثال من و شما پستانک می خوردیم آیا عواطف و علائق انسانی هم که یک امر شخصی است نشانه زائل شدن صلاحیت است ؟ مقام رهبری هم پس از فوت مرحوم مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی از آنان تجلیل کرد.آقای کعبی گفت از این ها عبور کنید و اگر مطلب مهمی وجود دارد به آنها اشاره کنید!

3-کارشناس! گفت که ایشان در مجلس هفتم به یکی از همکاران خود گفته است: مادامیکه احمدی نژاد و جنتی در مسند امور هستند این کشور روی خوش بخود نخواهد دید مگر اینکه نظامی شبیه نظام سیاسی اسرائیل در کشورمان حاکم شود(قریب به همین مضمون)! با تعجب گفتم که منبع این خبر کیست؟ کارشناس پاسخ داد وقتی شما صحبت می کردید یکی از همکارانتان شنیده و گزارش کرده است!خیلی عصبانی شدم و گفتم آن رذلی که فالگوش ایستاده شاید قسمت اول ادعایش درست باشد اما با توجه به نفرتی که از رژیم صهیونیستی دارم یقینا قسمت دوم ادعایش کذب محض است و هرچه اصرار کردم نام این جاسوس کذاب را بگوید،او را معرفی نکرد.کعبی که بنظر می رسید خودش نیز از بیان این قبیل مطالب سطحی ناراحت شده است نیم خیز شده و در حالیکه به پرونده نگاه می کرد خطاب به کارشناس گفت آیا همه موارد شبیه این هاست و یا اینکه نکات در خور توجه هم وجود دارد که کارشناس گفت مطالب مهمتر هم هست. کعبی گفت پس آنها را بخوان!

4- کارشناس پس از تورق مجدد پرونده گفت:امضای اعلمی در همه تذکرات مربوط به پیگیری مواردی نظیر دفاع از حقوق اشخاص مختلف ،اعتراض به نحوه برخورد با اجتماع زنان در میدان هفت تیر ، فرهنگیان ، دانشجویان بازداشت شده ، زندانیان بند 209 و ...وجود دارد! گفتم گزارشتان ناقص است، زیرا اساسا متن اکثر تذکرات و سوالاتی از این دست که مربوط به دفاع از حقوق شهرونی بوده و همه آنها نیز به شکلی حقوقی و در راستای ایفای وظایف نمایندگی تنظیم شده است را شخصا نوشته و امضاء جمع کرده ام و به آنهم افتخار می کنم . مادامیکه حکم محکومیت قطعی اشخاص در دادگاه صالح صادر نگردیده ما بر اساس سوگندی که در جهت دفاع از "حقوق ملت" ایراد کرده ایم ،همچون وکلای دادگستری فارغ از مرام و مسلک آحاد ملت موظف به دفاع از حقوق موکلینمان هستیم و اگر چنین نکنیم خیانت کرده ایم.

حتی اگر یک بهائی که کوچکترین اعتقادی به مسلک و آئینشان ندارم امروز به دفترم مراجعه کرده و بگوید که حقوق عمومی ام در نظام جمهوری اسلامی بدون دلیل نقض شده است برای اینکه سوگند شکنی نکرده باشم ناگزیرم که نسبت به استیفاء حقوق قانونی او اقدام کنم تا چه رسد به اینکه این فرد مسلمان باشد.وقتی که از بهائیت مثال آوردم عزیزی بلافاصله این قسمت از صحبتم را یادداشت کرد و کعبی هم کنجکاوانه سوالاتی را مطرح کرد، اما پس از شنیدن توضیحاتم کعبی گفت که حق با اعلمی است و نمایندگان باید از حقوق عمومی مردم فارغ از مرام و مسلکشان تا زمانیکه حگم محکومیت قطعی آنها صادر نشده است دفاع کنند.(کعبی در مورد امضاء کنندگان بیانیه مربوط به آغاجری در مجلس ششم خود را بسیار کنجکاو و حساس نشان می داد ).


5-کارشناس که بنظر می رسید مایل است گاف بزرگی برای مچ گیری و محکومیت بنده پیدا کرده و ارائه دهد با ولع فراوان پرونده را ورق زده و پس از کمی مکث اظهار داشت که اعلمی در هادیشهر واقع در شهرستان جلفا در حین سخنرانی خود در مورد ولایت فقیه اظهاراتی داشته است و سپس عبارت کاملا نامانوس و نامفهومی را به من نسبت داد !گفتم وقتی ماموری را برای استراق سمع و فالگوش شدن به مراسم سخنرانی هایم می فرستند که خود معنی عناوینی مانند ولایت فقیه را نمی داند بدیهی است که حاصل گزارشاتش بیش از این نخواهد شد، نظرم در مورد ولایت فقیه و حدود اختیاراتش کاملا شفاف است و بارها آنرا در مصاحبه ها و سخنرانی ها و نطق های رسمی اعلام کرده ام و نوارهای آن نیز موجود است. بلافاصله کعبی پرسید که جایگاه ولی فقیه در نظام سیاسی ما چیست و رابطه آن با قوای سه گانه چگونه است؟ در پاسخ گفتم : بموجب اصل 57 قانون اساسی قوای سه گانه زیر نظر ولایت مطلقه فقیه اعمال می گردند و حدود اختیارات رهبری را هم اصل 110 بیان کرده است.


سپس رو به کعبی کرده و از او پرسیدم آیا این سوالاتی که تاکنون مطرح کرده اید مصداق تفتیش عقاید نیست؟شما که دادگاه انگیزاسیون به راه انداخته اید! طبق اصول 84 و 86 قانون اساسی و ماده 75 آئین نامه داخلی مجلس ، نمایندگان در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر آزادند و نمی توان آنها را به سبب نظراتی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی داشته اند از حقوق اجتماعی از جمله حق انتخاب شدن محروم کرد.کعبی گفت که آیا نمایندگان می توانند از طریق تریبون مجلس خدا را هم انکار کنند؟ پاسخ دادم که این قیاس مع الفارق است و انکار خدا جزء وظایف نمایندگی نیست و با انکار خداوند مفاد سوگند نامه ای که در بدو ورود به مجلس ایراد کرده است،نقض گشته و فرد مزبور صلاحیتش زائل می شود در حالیکه دفاع از حقوق ملت از وظایف نمایندگی است و همینطور رابطه داوطلبان با عناوینی نظیر ولایت فقیه ،در حد ابراز وفاوداری آنهم از طریق اقرار زبانی قابل احراز است.لذا کسی که خود را عملا ملتزم به قانون اساسی می داند قهرا ملتزم به لوازم آن و اصول مندرج در قانون اساسی هم هست و این یک مرحله بالاتر از ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل ولایت فقیه ،موضوع بند 3 ماده 28 قانون انتخابات است.کارشناس بازهم پرونده را زیر و رو کرد تا بلکه مطلب قابل توجهی پیدا کند اما ظاهرا نکته در خور توجهی وجود نداشت

.آقای کعبی که بنظر می رسید که دیگر حوصله اش از مطالب پیش پا افتاده به سر آمده است از من تقاضا کرد که اظهاراتم را مکتوب کنم ! در پاسخ گفتم که ضرورتی به این کار نمی بینم! سپس از من تقاضا کرد که اولا سعی کنید که با ... بسازید! و دوم اینکه در نطق ها و سخنرانی هایتان هم گزنده صحبت نکنید!از او پرسیدم که آیا این توصیه ها هم در حوزه مسئولیت اعضای شورای نگهبان است که بلافاصله پاسخ داد:خیر توصیه های دوستانه است، شما نماینده خوبی هستی و حیف است که...!در پاسخ به او گفتم سازش با کسی که از افراد فاسد دفاع کرده و حق را ناحق و ناحق را حق جلوه می دهد و یا با اعمال نفوذ های خود پرونده متهمین را از مسیر عدالت منحرف می سازد و در همین رابطه با اعمال فشار خود دادستانی را که در پی حق طلبی است از مسئولیت خود عزل می کند و....جفا در حق مردمی است که برای دفاع از حقوقشان به مجلس آمده ام . کعبی گفت که من هم چیزهائی شنیده ام با این وصف...(انشاء الله اگر خدا توفیقی دهد در یکی از نطق ها یا یادداشت هایم در همین سایت به تفصیل و با اسم و رسم در این خصوص توضیحاتی ارائه خواهم داد.راقم)


اما در مورد اتهام گزنده سخن گفتنم پاسخ دادم : فرض کنید که شما در محیط خارج با دمای 20 درجه زیر صفر قرار دارید و دستانتان نیز از سرمای شدید سست و کرخت شده است و من هم در اتاقی قرار دارم که دمای آن بالای 30 درجه است هر دو وارد اتاقی می شویم که در آن تشت پر از آبی را قرار داده اند که آب آن ولرم است ، در یک لحظه هر دو دستانمان را درون تشت مملو از آب ولرم می کنیم شما احساس خواهید کرد که دمای آب سوزناک است امامن احساس می کنم که آب تشت خنک است ، لذا در مجلسی که اکثریت نمایندگانش سکوت اختیار کرده و یا به مداهنه گوئی اشتغال دارند، ایراد نطق های متفاوت با جو حاکم که در جهت بیان واقعیتهای تلخ جامعه است، گزنده بنظر خواهد رسید در حالیکه اگر اکثریت نماینگان مجلس به نقد مشفقانه می پرداختند لاجرم نطق های امثال من عادی بنظر می آمد!

به کعبی گفتم خدا را شاکرم که در این جلسه حضور یافتم و پی بردم که عدم صلاحیتم از یکسو بخاطر ایستادگی و سر تسلیم فرود نیاوردن در برابر زیاده خواهی های کسی است که خود و برخی از اطرافیانش به نام و با لباس پیامبر، بر پیامبر و امتش در حوزه انتخابیه ام جفا می کنند و از سوی دیگر دفاع از حقوق کسانی است که تنها ملجاء و مرجع آنها مجلس بوده است و سپس خداحافظی کرده و با آسودگی خاطر از شورای نگهبان خارج شدم و در دل با خود گفتم که اگر امروز امام علی (ع) در میان ما بود و یکی از نمایندگان منتخب مردم که موافق و مخالف بر سلامت مالی و اخلاقی و صداقت او تاکید می ورزند ، به مخالفت با یکی از گماشتگان و منصوبان متخلف می پرداخت که برخی از اطرافیان او افراد مساله دار هستند ،آیا امام هم بخود اجازه می داد که بجای برخورد با گماشته خود ،نماینده فساد ستیز مردم را بی جهت فاقد صلاحیت اعلام نماید؟ پاسخ برایم کاملا روشن بود : هرگز! از اینرو آرزو کردم که ای کاش شورائی نیز برای پاسداری از حقیقت و عدالت در کشور تشکیل می شد تا مانع از قربانی شدن عدالت به پای مصلحت گردد!

جمعه 1386/12/24 |

 

خلیل‌آبادی: دستمزد فرهنگیان با هزینه‌های زندگی امروز تطابق ندارد

خلیل‌آبادی: دستمزد فرهنگیان با هزینه‌های زندگی امروز تطابق ندارد




کاندیدای ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران ضمن اظهار تأسف از برخوردهای صورت گرفته با فرهنگیان و معلمان گفت: سال گذشته غم‌انگیزترین شب عید خانواده فرهنگیان کشور سپری شد چرا که بسیاری از معلمان بازداشت و از کار اخراج شده بودند.
حسن خلیل‌آبادي در گفتگو با ستاد خبری ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران خاطرنشان کرد: در هیچ یک از کشورهای دنیا، چنین رفتارهایی با قشر معلم که خواهان احقاق حداقل حقوق هستند، نمی‌شود.
سخنگوی انجمن اسلامی معلمان با بیان این که «معلمان زیاده‌خواه نیستند» گفت: ‌فرهنگیان معتقدند که دستمزد آنان با هزینه‌های زندگی امروز، مطابقت ندارد و اعتراض آنان نیز بسیار منطقی و در همه جا مرسوم است.
این معلم بازنشسته با اشاره به شعارهای معیشتی و عدالت محور نمایندگان مجلس هفتم، گفت: نمایندگان مجلس هفتم به اعتراض معلمان هیچ توجهی نکردند آنان که در زمان دولت اصلاحات،‌ از معلمان به عنوان اهرمی برای تضعیف دولت آقای خاتمی استفاده می‌کردند، ‌حاضر نشدند حتی حرف‌های معلمان معترض را گوش دهند.
خلیل‌آبادی با اشاره به تصویب لایحه نظام پرداخت هماهنگ، گفت: به نظر می‌رسد این لایحه هم خاصیت خود را از دست داده است چرا که نرخ تورم باعث می‌شود، دردی از معلمان دوا نشود.
وی در ادامه افزود: آموزش و پرورش باید مسأله اول کشور باشد. برنامه‌های کشورهای توسعه یافته، آموزش محور است، البته برنامه کشور ما نیز دانایی‌محور عنوان شده ولی متأسفانه به آن عمل نمی‌شود در صورتی که اگر خواهان حل همه مشکلات هستیم،‌ باید اولویت خود را توسعه آموزش و پرورش قرار دهیم.
این کارشناس مسایل روانشناسی، رضایتمندی شغلی را یکی از مهم‌ترین شاخص‌های عملکرد مناسب یک فرد دانست و گفت:‌اگر معلمان احساس نابرابری و ناعدالتی کنند،‌ طبیعتا کارایی آنان پایین می‌آید و ذهن آنان مغشوش می‌شود، حتی ممکن است منزوی و بی‌تفاوت شوند که متأسفانه در حال حاضر قشر وسیعی از معلمان دچار بی‌تفاوتی شده‌اند.
خلیل‌آبادی در ادامه افزود: فرهنگیان در عرصه‌های مختلف انقلاب، دفاع مقدس و سازندگی حضور فعال داشته‌اند اما پاسخ آنان را با باتوم، زندان و تهدید داده‌اند و نه تنها به حقوق حقه خود دست نیافته‌اند بلکه کرامت انسانی آنان هم زیر سوال رفته است. کسانی که دلشان به حال این مملکت می‌سوزد باید شادابی را به معلمان برگردانند.
سخنگوی انجمن اسلامی معلمان با اشاره به این که تا پایان چشم‌انداز 20 ساله، ایران باید مقام اول علمی را در منطقه به دست آورند، گفت:‌ما در انجمن اسلامی معلمان برای آزادی و برگشت به کار معلمان تلاش بسیاری کرده‌ایم و در برخی مواقع پاسخ مناسب هم گرفته‌ایم، اما فضای ذهنی معلمان هنوز تلطیف نشده است.
این ساکن شهر ری در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به مشکلات شهرری گفت: متأسفانه شورای اسلامی شهرری با تهران یکسان است و شهرری از عدم استقلال از تهران رنج می‌برد.
خلیل‌آبادی در ادامه افزود: هر بخش و هر روستا دارای شورای شهر هستند اما شهرری با 10 میلیون جمعیت، متولی خاص خود را ندارد. اکنون هم برخی شنیده‌ها از انحلال فرمانداری شهرری و ادغام آن با فرمانداری تهران حکایت دارند.
وی شهرری را یکی از مناطق حساس دانست و گفت: بخش عظیمی از زباله‌های شهر تهران در شهرری دفن می‌شود که باعث آلوده شدن آب‌های سطحی و زیرزمین شهرری شده است. از سوی دیگر در پالایشگاه تهران و هزار کارخانه کوچک و بزرگ نیز در شهرری هستند، همچنین وجود بهشت‌زهرا در شهرری باعث به خطر افتادن بهداشت محیط و روانی شده است.
وی در ادامه گفت: فاضلاب تهران در سه کانال بزرگ به سمت شهرری حرکت می‌کند و در کل مردم شهرری ملجاء و پناهی ندارند، در حالی که بسیاری از انسان‌های بزرگ، اندیشمند، فلاسفه و مبارز از این منطقه به پا خواسته‌اند و ده‌ها مرکز توریستی و سیاحتی و زیارتی دارد.

جمعه 1386/12/24 |

 

دبير هيات دولت: دولت احمدي‌نژاد، دوران ظهورصغراي امام زمان است

دبير هيات دولت: دولت احمدي‌نژاد، دوران ظهورصغراي امام زمان است


كارگزاران نوشت: دوستعلي، دبير هيات دولت در اظهاراتي عجيب در كرمان دوران احمدي‌نژاد را دوران ظهور صغري ناميده است. وي با اشاره به اينكه غيبت امام زمان (عج)، دوره‌هاي صغري و كبري داشته، مدعي شد كه دوران ظهور آن حضرت نيز صغر و كبري دارد كه دولت احمدي‌نژاد، دوران صغراي ظهور ايشان است.

 قلم معلم : اين هم يك خبر داغ از انجمن حجتيه!!!.

جمعه 1386/12/24 |

 

الياس حضرتي:دنبال استانداردسازي زندگي و افزايش رفاه هستيم

الياس حضرتي:دنبال استانداردسازي زندگي و افزايش رفاه هستيم


اعتماد:شايد بسياري بر اين باور باشند که کانديداتوري از تهران براي کساني که تا پيش از اين از شهرستان داوطلب نمايندگي مجلس مي شدند يک نوع جاه طلبي و بلندپروازي سياسي است اما الياس حضرتي نماينده سه دوره مجلس از شهر رشت و يک دوره از تهران و مديرمسوول روزنامه اعتماد از چنان اعتماد به نفسي برخوردار است که ريسک کانديداتوري از پايتخت را بارديگر در مجلس ششم پذيرا شد و به رغم اينکه در بعضي از ليست ها نبود با پيشي گرفتن از خيلي از شخصيت هاي سياسي و چهره هاي فراملي وظيفه نمايندگي مردم تهران را در مجلس ششم ايفا کرد و در طول چهار سال مجلس هفتم در سنگر مديرمسوولي روزنامه اعتماد از اهداف اصلاحات و حرکت اصلاح طلبي و از حقوق تمامي شهروندان دفاع کرد و در اين راه بارها و بارها در دادگاه هاي مطبوعات حاضر و محکوميت هايي را متحمل شد که به رغم تمام اين مرارت ها او روزنامه اعتماد را با چنگ و دندان حفظ کرد تا تريبوني باشد براي مردمي که آروزها دارند . اکنون براي در اختيارگذاشتن تجارب 16ساله نمايندگي مجلس مجدداً وارد رقابت هاي انتخاباتي شده و با حضور در ليست ائتلاف اصلاح طلبان و حزب اعتماد ملي تلاش مي کند تا عظمت از دست رفته مجلس را احيا کند چرا که او اعتقاد دارد مجلس مقتدر مي تواند رافع مشکلات کشور باشد.وي در مصاحبه يي که در ادامه مي خوانيد تاکيد دارد که تنها راه نجات کشور از وضعيت به وجود آمده پايداري در مسير اصلاحات است.

---

-به عنوان اولين سوال مي خواستيم بپرسيم با توجه به وضعيت شکل گرفته در سال هاي اصلاحات هم اکنون چه لزومي به اصلاحات و شرکت در انتخابات احساس مي شود؟

يک بحث کلي وجود دارد و اينکه ما در تمام کشورهايي که انقلاب بزرگي رخ داده، مباحثي را ديده ايم و اين سوال مطرح بوده که يک انقلاب بزرگ که اتفاق مي افتد بايد تا چه مقطعي اقدامات انقلابي موتور حرکت اين انقلاب باشد و بايد تا چه مرحله يي اقدامات اصلاحي موتور حرکت انقلاب باشد.در انقلاب اسلامي هم در همان سال اول تعدادي نظريه تداوم انقلاب را از طريق تثبيت اوضاع و آرام سازي مطرح کردند که به نظر من يک مقدار عجولانه کار کردند، حرف شان خيلي نگرفت چون شرايط زماني و مکاني مهيا نبود.دهه اول انقلاب را حداکثر مي توان در يک تقسيم بندي اعلام کرد که موتور حرکت يک انقلاب با اقدامات انقلابي صورت گرفته بود چون نهادها هنوز جا نيفتاده بودند، قوانين انقلاب از مجلس انقلاب بيرون نيامده بود. هنوز مديران انقلاب با تجربه و نخبه نشده بودند.در انقلاب در يک حالت تلاطم هر روز امکان دارد که يک اتفاق بيفتد، اقدامي فضا را دگرگون کند و اين دگرگوني براي انقلابيون نشاط ايجاد کند. در واقع ناآرامي يک اوضاع خودش يک بحث است. ولي الان بعد از 30 سال از انقلاب اين سوال اساسي همچنان مي تواند مطرح باشد که بعد از گذشت 30 سال همچنان مثل دهه اول انقلاب موتور حرکت انقلاب و تداوم انقلاب با اقدام انقلابي ميسور است و ضرورت دارد و به هم ريختن اوضاع و برچيده شدن نهادها و عبور کردن از قوانين و به هم زدن رويه و به هم زدن ثبات و امنيت مقدور و ميسور است يا بايد رفت به سمت تثبيت اوضاع و توسعه همه جانبه و مجموعاً حاکميت قانون و نهادها؟ ما از اين مباحث تحت عنوان اقدامات اصلاحي نام مي بريم. ما فکر مي کنيم از کساني که دلسوز انقلاب هستند، علاقه مند و عاشق انقلاب هستند و مي خواهند انقلاب تداوم داشته باشد حتماً نبايد بروند به سمت اقدام انقلابي چون اقدام انقلابي به نظر من ديگر فصلش گذشته است. اگر امروز ما نهادهاي باقي مانده از رژيم طاغوت داشتيم، بله، اقدام انقلابي لازم بود. اگر انقلابي بعد از 30 سال نهادهاي خودش را تثبيت نکرده باشد. مديران خودش را براي اداره امور داخلي و خارجي نکرده باشد و تعريف هاي لازم از مناسبت هاي اجتماعي در بخش هاي بزرگ سياسي و اقتصادي نداشته باشد، اين ضعف بزرگي است که انقلاب ما چنين ضعفي ندارد. بلکه اينها کساني هستند که با توهم و يک انحراف و اعوجاج فکر مي کنند که بايد يک اقدام انقلابي جديد و انقلاب در انقلاب انجام بدهند. انقلاب در انقلاب در عصر موجود گاهي پذيرفته است منتها نه بر هم زدن انقلاب بلکه بايد کار جديدتري صورت بگيرد مثل انقلاب نرم افزاري، مثل انقلاب توليد علم، درخت تنومندي براي انقلاب به وجود آمده و 30 سال عمر کرده است. در اين شرايط يکي پيدا شده و مي خواهد ريشه اش را بزند يا مي خواهد نهال هاي جديد بکارد يعني به جاي اينکه اگر درخت آفت پيدا کرد، آفت را رفع کند، کل درخت را قطع مي کند. اقدامات انقلابي در عصر حاضر به نظر من منجر به نااميد کردن مردم مي شود.

-به نظر شما آيا همچنان بهترين راه پيش روي فعالان سياسي اصلاحات است؟

ما اصلاح طلبي را به عنوان استراتژي خودمان انتخاب کرديم و قطعاً از اصلاح طلبي اراده مان بر اين نيست که اهداف مان با آرمان هاي انقلاب منافات داشته باشد يا آنها را ريشه کن کند. در اين مسير ما فکر مي کنيم بعد از 30 سال اين حق مردم است که از حداقل استاندارد زندگي بهره مند شوند. استانداردسازي زندگي بخش از اهداف ماست مثلاً در بخش امنيت. مردم تا امنيت ذهني نداشته باشند آرامش ذهني پيدا نمي کنند، بايد ببينيم حدود و ثغور دولت برآمده از انقلاب تا کجاست، حدود و ثغور بخش خصوصي تا کجاست. آنها الان همه مخدوش است و در دو سال گذشته بيشتر مخدوش شده است. ناامني در ذهن افراد بيشتر شده است.اين باعث بروز مشکلات رواني، عصبي، طلاق، اعتياد و... شده است. ما براي امنيت ذهن افراد تعريفي نکرده ايم. براي حريم خصوصي يک معيار محکم تعريف نکرديم، براي چتر قانون تعريف ويژه يي نداريم. ناامني اصلي ترين موردي است که اين دو سال گذشته ذهن مردم را مشغول کرده و هر کس در اين جامعه در چارچوب قانون و با رعايت موازين قانوني بخواهد سرمايه گذاري کند بايد خيالش راحت باشد که احدي نمي تواند مزاحمش بشود. کسي که مي خواهد در چارچوب قانون پول جمع کند نبايد دغدغه داشته باشد که فردا اگر حساب بانکي اش زياد شد آبرويش را به عنوان مفسد اقتصادي مي برند. در دوران اصلاحات اين افتخار را داريم که در مردم سطح شادابي و نشاط زندگي نسبت به دوران قبل زياد شده بود. اين الان به هم خورده است. مردم از خودشان بپرسند که 10 سال اول انقلاب تلاطمات خودش را داشت، هشت سال جنگ بود، مي پذيريم ولي هميشه در جنگ نيستيم. نمي شود هميشه در جنگ باشيم، هميشه دشمن زيادي داشته باشيم و همه را به هم بريزيم. اين وضعيت جامعه متناسب با انقلاب اسلامي نيست. نه ربطي به اسلام دارد نه انقلاب و نه به امام که اينها سه بنيه محکم استنادهاي ما هستند، بلکه ناداني ها و نپختگي ها دست به دست هم داده و يک ملت و شعارهاي اساسي يک ملت، آزادي شان و هويت جمهوري اسلامي شان با خطرات و تهديدات جدي روبه رو شده به خاطر اينکه مجموعه يي افراد آمدند روي کار و فکر مي کنند که بايد همه گذشته انقلاب و درخت انقلاب را از بيخ برکنند و خودشان بايد يک نهال بکارند و تازه نمي دانند چه نهالي بکارند. اکنون کساني را شاهديم که نه از گذشته چيزي مي دانند و نه نگاهي به آينده دارند. اينها فقط مي خواهند اظهار فضل کنند و لذا ما در بخش اقتصاد و در بخش اجتماعي هر روز بايد مواردي داشته باشيم؛ هر روز يک بخشنامه جديد راجع به لباس ملت، راجع به کفش ملت، رنگ لباس و کلاه. هر روز يک بخشنامه داريم و در زندگي مردم دخالت مي کنيم و ناامني ايجاد کرديم و اين اصلاً قابل قبول نيست.

-شما به عنوان يکي از کانديداهاي اصلا ح طلب چه برنامه يي داريد؟

ما اصلاح طلب ها برنامه مان اين است که اگر قرار باشد در مباحث اعوجاجات، انحرافات و مشکلاتي وجود داشته باشد برخورد کنيم. نمي توانيم بي تفاوت باشيم. ما دنبال برخوردهاي قهرآميز نيستيم و اعتقادي به آن نداريم، دنبال اتصال و کمک گرفتن از خارجي ها نيستيم و اعتقادي نداريم. فقط به اصلاحات معتقديم. در واقع حرکت اصلاحي مسالمت آميز قانوني، خط مشي و استراتژي ماست. در روند اصلاحات اصلي ترين خط مشي و روش کار مبارزات پارلماني است. ما در چارچوب قانون مي خواهيم قانون را اصلاح کنيم چرا که مبناي قانون در مجلس گذاشته مي شود، مجلس يک رياست دانشگاه نيست، مجلس شوراي انقلاب فرهنگي نيست، مجلس شوراي مصلحت هم نيست، مجلس جايگاهش فوق العاده بالاتر است.آنجا خانه ملت است. آنجا قانون وضع مي شود. آنجا نظارت بر مجريان قانون است. لذا مجلس چيز کوچکي نيست که از آنجا بگذريم. نمي توانيم، براي اينکه راه اصلاح از آنجا امکان پذير است. ما که نمي خواهيم مردم را به قيام دعوت کنيم. ما مي خواهيم از طريق قانون اقدام کنيم و لذا به جز اينکه از حداقل هاي راه هاي باقي مانده براي مبارزه پارلماني اقدام کنيم، راه ديگري نداريم و اين راه خيلي پردردسر است. پايداري مي کنيم، تلخي هاي زيادي داريم. براي ما اين مسير فوق العاده تلخ است، رنج آلود است. دوستان زيادي در اين راه داشتيم که الان بين خود نداريم. اين راه سخت و مصيبت بار است. با اين حال مردم را به شرکت در انتخابات و بردباري در مسير اصلاحات دعوت مي کنم.

- با توجه به همين نکته آخر که اشاره کرديد چگونه مي شود مردم را به بردباري در مسير اصلاحات دعوت کرد و براي افراد مردد چه صحبتي داريد تا قانع شوند و به اصلاح طلبان راي دهند؟

در برخورد با انتخابات چند گروه و چند تجربه وجود دارند؛ تعدادي مردم را به شرکت نکردن در انتخابات تشويق کردند. اينها مي گويند ما يا بايد 100 داشته باشيم يا صفر. اين رويکرد تجربه خوبي نشد و ديديم در انتخابات شوراي دوم ملت نيامدند و شورايي تشکيل شد با 10 درصد آرا. اينها شهرداري انتخاب کردند و از امکانات شهرداري بهره مند شدند و به گونه يي حرکت کردند که در نهايت رئيس جمهور نهم از دل آن درآمد. در انتخابات مجلس هم به همين شکل ديديم مصوبات و تصميماتش از سوخت گرفته تا مباحث خارجي اثرگذار در زندگي مردم بود. به هرحال سياست به گونه يي نيست که رهايش کنيم چون اگر ما سياست را رها کنيم سياست ما را رها نمي کند. چه بسا شما هم از امکان و فرصتي که قانون به شما داده، استفاده کنيد. شايد سوال دوم اين باشد که اگر ما خواستيم شرکت کنيم ايده آل هايمان نيست. در پاسخ به اين ايراد بايد بگويم در سياست ايده آل نيست. دنياي نسبيت است، دنياي واقعيت هاي تلخ است. کساني که مي خواهند سياست ورزي کنند، کساني که مي خواهند اثرگذار باشند، بايد در عالم نسبيت اوضاع را بررسي کنند. سوماً اگر اقليتي در مجلس قرار بگيرد، اقليت که هميشه مثل مجلس هفتم نيست. ضمن اينکه اقليت مجلس هفتم هم بي اثر نبود، چرا که تلاش کرد و اعضايش زحماتي کشيدند که در جاي خودش قابل تقدير است، ولي مي شود اقليتي مثل مجلس چهارم هم داشت که خود ما بوديم و اثرگذارترين اقليت بعد از انقلاب بود. مي شود اقليت دوران ملي شدن نفت که 7 نفر بيشتر نبودند را داشت. اقليتي که اتصالات خوبي با بيرون داشته باشد، برنامه داشته باشد، به راحتي در مجلس اثرگذار است ولو 5 نفر در حالي که تعداد دوستاني که در شهرستان ها هستند، 120 نفر تا 160 نفر، کانديداي درجه يک، دو و سه اصلاح طلبي هستند کساني که نگاهي به تيپ هاي مستقل غيروابسته به دولت هم داشته باشند به آنها هم مي شود به گونه يي نگاه کرد که تعداد را به 200 تا 220 رساند که در واقع دوستان کارگزاران به دنبال اين هستند و از اينجا مي شود يک اقليت قدرتمند 100 نفره بيرون آورد. ما نيروهاي اصلاح طلب در مجلس که بعداً گروه هاي چپ ناميده شدند 25 نفر بيشتر نبوديم. توانستيم مستقل ها را به گونه يي سازماندهي کنيم که به راحتي خودمان را به 110 نفر برسانيم و نايب رئيس به هيات رئيسه بفرستيم. اين اثرگذاري ديگر بستگي به سازماندهي خود آنها دارد. اين امکان به نظر من هست و بستگي دارد به سازماندهي خود آنها. مي شود در مجلس از تريبون مجلس و جايگاه آن بهترين استفاده را کرد و اين به نفع مردم است که جايي باشد که داد آنها را مطرح کند، مشکلات شان را مطرح کند و بتواند بخشي از قضايا را حل کند. من فکر مي کنم يک اقليت 100 نفره يا حتي 80 نفره توانايي دارد که موارد موجود را اصلاح کند و نگذارند در سراشيبي قرار بگيريم که دردسرهاي بدتر و ضررهاي بيشتر را در دامن ملت بگذاريم.

- با اين حساب اصلاح طلبان قرار است به مجلس بروند که چه کاري انجام دهند؟

مهم تر از اصلاح امور مديريتي کشور موضوعي نداريم. آنچه در اين چهار سال به وجود آمده بي توجهي و تحقيرهاي عجيبي است که از طرف دولت نسبت به مجلس صورت گرفته و اين بايد شديداً اصلاح شود و مجلس به جايگاه خودش برگردد. دولت هم بايد بداند که مي تواند دوست خوبي براي مجلس باشد و اگر براساس قوانيني که مجلس تصويب مي کند، نظراتي که دارد و قوانيني که قبلاً تصويب شده و برنامه پنج ساله و چشم انداز 20 ساله عمل کند، مي تواند موفق باشد. اما اگر اين مسيرها رعايت نشده باشد طبيعي است که مجلس جديد با آن برخورد خواهد کرد ولي اگر در آن مسيرها قرار بگيرد، يک مجلس برادر، پشت دولت قرار خواهد گرفت. من فکر مي کنم در اولين برنامه بايد تلاش کنيم مجلس به جايگاه اصلي خود برگردد و الا ملت ضرر مي کنند. اگر به جايگاه اصلي اش برگشت بخشي از آن به تلاش، کوشش و پشتکار نماينده بستگي دارد، نماينده بايد جسور و شجاع باشد و منافع مملکت و مصالح ملت را با هيچ چيز عوض نکند. قسم خورده است چرا که نماينده نه از کسي حکم مي گيرد نه از دولت حکم مي گيرد بلکه از طرف مردم حکم مي گيرد و تعهدش مصالح ملي است.

- فکر مي کنيد يک مجلس قوي چه برخوردي با قوه مجريه مي تواند داشته باشد؟

ببينيد، اگر يک مجموعه قدرتمندي در مجلس چه اکثريت و چه اقليت، چه اقليت قوي چه اقليت محدود وجود داشته باشد، مي توانند تصويري از حرکت دولت و قوانين و جايگاه مجلس ارائه بدهند. بخش زيادي از اصولگراها مجبورند در برابر اين قضيه نرمش نشان بدهند. مجلس اگر جايگاهش پايين بيايد همه ضرر مي کنند. من فکر مي کنم اگر اين مسير دنبال شود و دولت هم ببيند که يک مجلس جدي در مقابلش ايستاده، قدري در رفتارهايش احتياط مي کند.

- مجلس با اصلاح شخصيتش چگونه مي تواند در جايگاه واقعي قرار بگيرد؟

مجلس در ابتداي کار بايد مروري به ضعف هايش بکند. مدت خيلي کمي و خيلي با سرعت به بازسازي شخصيت خودش بپردازد. در وهله دوم در مجموعه استراتژي حرکت کشور و قوانيني که وجود دارد مثل چشم انداز 20 ساله، برنامه 5 ساله و قوانين مادر، قانون بودجه مرور کند که اين ساختارها کجا آسيب ديده و بررسي در آنجا داشته باشد و از نظرات صاحب نظران، اقتصاددان ها و کساني که در بخش توسعه صاحب نظر هستند، استفاده کند و همه را دعوت به کار کرده و اشکالات را مشخص کند و بعد از انجام اين فرآيند که سه تا چهار ماه طول مي کشد، مي تواند به هر دو موضوع بپردازد. بعد با دولت صحبت کند. نمايندگان بايد به دولت بگويند که اين مجلس يک مجلس جدي است که راه و برنامه را براي دولت مشخص مي کند. اگر هم در بخشي از برنامه ها بايد اصلاحي صورت گيرد دولت مي تواند لايحه ارائه کند.پيش بيني من اين است که اگر در يک شرايط برابر، عادلانه و جدي انتخابات برگزار کنيم، اکثريت اصلاح طلبان برنده هستند. اين در نظرسنجي هاي صدا و سيما و ديگر موسسات مشخص شده است. يک علت که بخشي از نيروهاي اصلاح طلب ردصلاحيت شدند شايد همين پيش بيني ها بود. در شرايط حاضر در بعضي استان ها اصلاً کانديدا نداريم. در بخشي که داريم در يک شرايط برابر و عادلانه مي توانيم چيزي حدود 120 نماينده را وارد مجلس کنيم و مي توانيم کار بزرگي انجام بدهيم.من فکر مي کنم انتخابات يک بحث جدي است. ما مي توانيم به بحث حکومت داري برسيم و استراتژي حرکت مان را بررسي کنيم. بحث اصلاح طلبي را در طول 8 سال گذشته و 4 سال دوران فترت مي توانيم بررسي کنيم. با تمام تنگناها و مشکلاتي که وجود دارد مي توان خوب کار کرد. بعضي از کشورها عبور مدبرانه از لابه لاي همين پيچ و خم ها داشتند مثل کشور ترکيه و جرياني که در پاکستان شاهد هستيم. ما چيزي از آنها کم نداريم. به مردم هم علاقه مند هستيم. به شرطي که محکم پاي کار بمانيم و با برنامه ضعف هايمان را هم برطرف کنيم. الان بخشي از مشکلي که داريم مربوط به خود ما است، بخشي هم جناح مقابل ايجاد مي کند. ما از سازماندهي قدرتمند و برنامه حساب شده برخوردار نيستيم. طبيعي است که اگر جمعيت متفرق شود، طرف مقابل را به طمع مي اندازد که بيايد و سيطره خود را مستحکم کند

جمعه 1386/12/24 |

 

گراني در هفته هاي پاياني سال

گراني در هفته هاي پاياني سال


اعتماد:آمارهاي بانک مرکزي نشان مي دهد قيمت برخي مواد خوراکي در هفته گذشته همچنان روند افزايشي داشته است. برابر اين گزارش در هفته منتهي به 17 اسفند، هر کيلو گوشت مرغ با افزايش حدود 9 درصد به دو هزار و 240 تومان رسيد. بدين ترتيب در ميان مواد پروتئيني گوشت مرغ رکورددار افزايش قيمت بود. هر چند که وزير بازرگاني در واکنش به افزايش قيمت گوشت مرغ اعلام کرد؛ «اين مساله ارتباطي به ما ندارد.»

پس از گوشت مرغ، گوشت قرمز هم با افزايش قيمت روبه رو بود، به طوري که قيمت هر کيلو گوشت قرمز در هفته مورد بررسي نسبت به هفته ماقبل آن حدود 2 درصد گران تر به فروش رسيد. براساس اعلام بانک مرکزي گوشت گوسفند با استخوان در هفته منتهي به 17 اسفند به 8 هزار و 570 تومان رسيد در حالي که در هفته ماقبل از آن هر کيلو گوشت 8 هزار و 400 تومان فروش رفت. در ميان گروه کالايي سبزي هاي تازه گرچه قيمت گوجه فرنگي از 790 به 590 تومان کاهش يافت اما نرخ ساير محصولات با افزايش قيمت همراه بود به گونه يي که قيمت بادنجان 60 درصد رشد کرد. در هفته گذشته بادنجان 830 تومان قيمت گذاري شد که نسبت به هفته ما قبل حدود 190 تومان افزايش قيمت نشان مي داد. خيار هم پس از بادنجان رشد قيمت قابل توجهي داشت و براساس آمار هفتگي بانک مرکزي در هفته گذشته 15 درصد گران تر از هفته ماقبل عرضه شد. کدو سبز نيز در هفته گذشته گران تر فروش رفت تا روند افزايش قيمت اين محصول نيز حفظ شود. برابر گزارش بانک مرکزي چاي، قند و شکر هم در هفته گذشته افزايش قيمت جزيي داشتند. اين بررسي نشان مي دهد حبوبات گرچه در مقايسه با هفته ماقبل افزايش قيمت نداشته اما در مقابل برنج با افزايش قيمت همراه بود و تنها قيمت برنج وارداتي مقداري کاهش يافته است.

ميوه تازه نيز هفته گذشته گران تر فروش رفت و در اين ميان انار با 66 درصد افزايش قيمت رکورددار بود.

قيمت انار دو هفته پيش 1770 تومان بود اما هفته قبل به دو هزار و 230 تومان رسيد. ساير محصولات در گروه ميوه هاي تازه مانند انگور، سيب زرد، پرتقال و ... افزايش قيمت جزيي داشتند.

   قلم معلم : صد احسنت به دولت عدالت محور . ختما اين اجناس هم در محله آقاي احمدي نژاد ارزانتر از همه جا هست . ( محله امن جناب رئيس )

 حفوق معلمان اردبيل هم كم شد چون در سرماي 30 درجه مدارس تغطيل بودند و ظاهرا ما معلمان مقصر شناخته شده ايم از اضافه تدريس هر كدام از ما جهت جبران كسري بودجه آموزش و پرورش قرار بوده 10 درصد كم شود ولي رئيس سازمان ما تصميم گرفته تا يك جانبه به دولت خوش خدمتي كرده و همه كسري بودجه را از استان محروم اردبيل تامين كند لذا دستور داده تا 36 درصد از اضافه تدريس معلمان استان كسر شود . اين

  يعني مدير !!!!!!.

جمعه 1386/12/24 |

 

تجمع دانشجویان علوم پزشکی شیراز

تجمع دانشجویان علوم پزشکی شیراز


كارگزاران: دانشجویان دانشگاه علوم پزشكی شیراز در پی لغو برنامه سخنرانی «ابوالفضل بازرگان و حسن یوسفی اشكوری» و بازداشت تعدادی از دانشجویان این دانشگاه از صبح روز دوشنبه دست به تجمع زدند. محمدمهدی مجاهدیان دبیر تشكیلات انجمن اسلامی داروسازی گفت: به مناسبت ملی شدن صنعت نفت قرار بود برنامه‌ای در سالن صدرا و سینای دانشگاه علوم پزشكی با حضور «ابوالفضل بازرگان و حسن یوسفی اشكوری» داشته باشیم كه از یك هفته قبل درخواست مجوز این برنامه ارائه شده بود، اما با وجود گذشت یك هفته از این درخواست پاسخی از سوی دانشگاه نگرفتیم، مطابق قانون نیز اگر پس از یك هفته جوابی از سوی دانشگاه نیامد به منزله موافقت دانشگاه با درخواست ما بوده است، با این وجود 36 ساعت دیگر نیز صبر كردیم باز هم جوابی نیامد، پس از این مدت بود كه تراكت‌های مراسم را توزیع كردیم. وی افزود: در روز برگزاری جلسه سخنرانی، یعنی عصر روز گذشته مسعود خیراتی عضو شورای مركزی انجمن اسلامی دانشگاه شیراز و علوم پزشكی از سوی دانشگاه احضار و از وی خواسته می‌شود كه فقط دانشجویان علوم پزشكی در برنامه حضور داشته باشند كه او با این درخواست موافقت می‌كند اما درست یك ربع قبل از اجرای برنامه دانشجویان با درب بسته سالن مواجه می‌شوند و بعد نیز درگیری ایجاد می‌شود كه نهایتا شش نفر از دانشجویان دستگیر شدند. به گفته مجاهدیان پس از این اتفاق، محمدمهدی احمدی، دبیر شورای مركزی انجمن اسلامی دانشگاه شیراز و علوم پزشكی و نادر دیناری كه جهت مذاكره برای آزادی دانشجویان به یكی از نهادها مراجعه كرده بودند، بازداشت شدند. وی گفت: ظهر روز دوشنبه چهار دانشجو آزاد شدند اما هنوز محمدمهدی احمدی، دبیر شورای مركزی انجمن اسلامی دانشگاه شیراز و علوم پزشكی؛ مهدی امیریان، دبیر انجمن اسلامی علوم پزشكی، مسعود خیراتی، سخنگوی شورای مركزی انجمن اسلامی دانشگاه شیراز و علوم پزشكی و نادر دیناری در بازداشت به سر می‌برند. در همین حال دفتر تحكیم وحدت نیز نسبت به حوادث اخیر دانشگاه‌های شیراز واكنش نشان داد. این تشكل دانشجویی در بیانیه خود تاكید كرده كه دانشجویان دانشگاه شیراز چند سال است كه از كمبود امكانات رفاهی رنج می‌برند و تاكنون نیز بارها به این مسئله اعتراض نموده‌اند. بیانیه تحكیم می‌افزاید: آخرین نمونه آن تجمع اخیر این دانشجویان است كه بیش از ۱۰ روز است كه ادامه دارد. این بیانیه با اشاره به برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان، حمایت خود را از خواسته‌های دانشجویان دانشگاه شیراز اعلام نموده و خواستار آزادی دانشجویان بازداشت شده دانشگاه علوم پزشكی شیراز شده است.

جمعه 1386/12/24 |

 

حكم دادگاه بدوی برای سه تن از فعالان سیاسی استان گیلان

حكم دادگاه بدوی برای سه تن از فعالان سیاسی استان گیلان


بنا بر حكم شعبه 11 دادگاه تجدیدنظر شهر رشت حكم اولیه زندان برای آرش بهمنی، سردبیر هفته‌نامه گیلان بهتر، سیدكوهزاد اسماعیلی و بابك مهدی‌زاده دو نفر از اعضای شاخه گیلان سازمان ادوار تحكیم وحدت تایید شد. به این ترتیب آرش بهمنی به 16 ماه و سیدكوهزاد اسماعیلی و بابك مهدی‌زاده به چهار ماه حبس تعزیری محكوم شدند.

جمعه 1386/12/24 |

 

بيانيه دفتر تحکيم در اعتراض به بازداشت دانشجويان

بيانيه دفتر تحکيم در اعتراض به بازداشت دانشجويان


دفتر تحکيم وحدت با صدور بيانيه يي ضمن حمايت از اعتراض هاي دانشجويان دانشگاه شيراز نسبت به افزايش بازداشت دانشجويان اعتراض کرد.

در بخشي از بيانيه دفتر تحکيم با اشاره به صدور 340 حکم کميته انضباطي براي فعالان دانشجويي و دستگيري بيش از 170 دانشجو طي يک سال از بازداشت سه دانشجوي دانشگاه اميرکبير و همچنين بازداشت «سعيد فيض الله زاده» عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي انتقاد شده است.

در ادامه بيانيه آمده است؛« اما آنچه در روزهاي گذشته در شهر شيراز روي داده است خود حديثي مفصل است. دانشجويان دانشگاه شيراز چند سال است که از کمبود امکانات رفاهي و برخوردهاي رئيس دانشگاه رنج مي برند و تاکنون نيز بارها به اين مساله اعتراض کرده اند. آخرين نمونه آن تجمع اخير اين دانشجويان است که بيش از 10 روز است ادامه دارد. اما اعتراض هاي آنها نتيجه يي نداشته است. نمونه آن دستگيري 12 دانشجو در روزهاي اخير بوده است که البته با ادامه اعتراض دانشجويان آزاد شدند.اما پس از اين مساله روز گذشته 8 نفر از دانشجويان، از جمله 5 تن از اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي شيراز دستگير شدند. اين دستگيري ها در پي اعتراض دانشجويان به لغو مراسم سالگرد ملي شدن صنعت نفت روي داد.»

در پايان دفتر تحکيم وحدت ضمن محکوم کردن برخورد با دانشجويان، حمايت خود را از خواسته هاي دانشجويان دانشگاه شيراز به خصوص برکناري رئيس اين دانشگاه اعلام کرد و همچنين خواهان آزادي هر چه سريع تر سه دانشجوي دانشگاه اميرکبير، سعيد فيض الله زاده و دانشجويان بازداشت شده دانشگاه علوم پزشکي شيراز شد.

جمعه 1386/12/24 |

 

نجفقلي حبيبي: اميدوارم مردم به مسئوليت خود براي مشاركت در انتخابات بيشتر توجه كنند

نجفقلي حبيبي: اميدوارم مردم به مسئوليت خود براي مشاركت در انتخابات بيشتر توجه كنند


نجفقلي حبيبي عضو شوراي بازنگري قانون اساسي در گفت و گو با سايت بهارستان ايران خاطر نشان كرد: اميدوارم اصلاح طلبان با توجه به وضعيت پيش آمده بتوانند يك اقليت قدرتمندي را به لحاظ كيفي در مجلس داشته باشند تا هم به مجلس كه اكثريت هستند و هم به دولت در ارائه بهترين راه حل‌‌‌‌‌ها كمك كنند. همچنين تجربه، تدبير و خردمندي خود را در به جريان انداختن امور كشور عرضه و خدمت قابل توجهي به جامعه كنند.
وي با اشاره به همسو بودن مجلس هفتم با دستگاه اجرايي، تصريح كرد: اگر ضعفي وجود دارد نبايد بگوييم مجلس ضعيف بوده و دولت را مورد بازخواست قرار نداده است بلكه به علت همسو بودن دولت و مجلس بنابراين فكري غير از اين نداشتند؛ همچنين عملكرد مجلس هفتم نشان داد كه صحيح نيست دستگاه اجرايي با قوه مقننه كاملاً يكسو باشد.
وي يكي از الويت‌‌‌‌هاي اهداف حضور خود را حركت علمي معرفي كرد و افزود: توسعه علمي دانشگاهها را يكي از وظايف خود مي دانم چون اگر دانشگاهها درست توسعه يابند، اين توسعه در خدمت مردم خواهد بود و در صورتيكه مجلس وظايف خود را در اداره امور جامعه بر پايه معيارهاي علمي انجام دهد، ‌مي تواند موفق باشد. بنابراين حركت علمي و قوانين و مقرراتي كه به حرمت دانشگاه، منزلت دانشگاهيان، افزايش سطح بودجه هاي پژوهشي دانشگاه كمك كند، يكي از الويت هاي اهداف حضور بنده در مجلس است.
وي با اعتقاد بر اينكه بايد از راه علم حركت كرد، اظهار داشت: امروزه مدار توسعه در جهان بر علم است و هر اندازه علم و بنيه علمي كشور را ارتقاء ببخشيم قطعاً در تمام زمينه‌ها روش‌‌‌‌‌‌‌‌هاي علمي حاكم مي شود همچنين بايد تلاش كنيم كه تدبير و روش‌هاي علمي علاوه بر دانشگاهها مبناي عمل ساير دستگاهها در تنظيم برنامه‌ها و مقررات قرار گيرد.
وي با بيان اينكه « اگر تدبيرهاي علمي در تنظيم قوانين راه يابند شايد بتوان قدم مثبتي برداشت» افزود: بكارگيري دانشگاه در تمام مسائل كشور از طريق مشاوره اساتيد، تشكيل كميته‌‌‌هاي فني براي كمك به مجلس در حوزه‌هاي مختلف و... براي به وجود آمدن آسايش عمومي در جامعه است؛ همچنين شيوه‌هاي علمي براي حل معضلاتي چون گراني، بيكاري، فقر وجود دارد كه اگر تدبير‌هاي علمي در تنظيم قوانين راه يابند شايد بتوان قدم مثبتي برداشت.
نماينده اسبق مجلس در خصوص عملكرد صدا و سيما در آستانه انتخابات گفت: هرچند ظاهراً اينگونه نشان مي دهند كه به كليت انتخابات مي پردازيم ولي متاسفانه بخش‌هايي از صدا و سيما به تخريب و جانبداري از جناح خاصي مي پردازند؛ همچنين اميدوارم صدا و سيما در اين روز‌هاي تبليغات به تشويق مردم براي مشاركت بپردازد و اگر اخباري از جناح‌ها پخش مي كند تعريضي نباشد و به طور دقيق واقعيت‌ها را بيان كند و با رعايت اصل بي طرفي بر روي مسائل كلي انتخابات كار كند.
وي در پايان با اشاره به رد صلاحيت‌هاي سخت و سنگين گفت: اين رد صلاحيت‌ها به روحيه مردم براي حضور پرشور در انتخابات ضربه زد. با اين وجود اميدوارم مردم به مسئوليت خود براي مشاركت در انتخابات بيشتر توجه كنند.

جمعه 1386/12/24 |

 

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران (7)

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران (7)

ايجاد تغيير و تحول در بدنه يك ساختار كهنه و پوسيده در اندك زمان نه موثر است و نه قابل قبول . بايد چندين طرح و نقشه تهيه نمود و از ميان آنها بهترين و با صرفه ترين را به مورد اجرا گذاشت .

ساختار نظام آموزش و پرورش كشور ما از اول درست نبوده و تاكنون هم تغييري بنيادين در بدنه خود نداشته لذا با گذشت زمان همگان از اصلاح آن نا اميد گشته و با انتخاب افراد ضعيف بر مصدر كار غلط اصرار نموده اند حال معلمان عنصر اصلي تعليم و تربيت متوجه نقصان كار شده و تصميم بر ترميم زخم هاي كهنه اين بيمار بد حال گرفته اند مشكل روبروي معلمان چندين دسته و گروه هستند كه هر يك در مقطعي در مقابل خواسته به حق ما سنگ اندازي نموده و هر كدام به زباني سر مخالف با ما را نشان دادند .

بزرگترين مشكل در همين مسير عدم اتحاد در بين فرهنگيان اين مرز و بوم بوده و هست . به سادگي هم نمي شود بين اين جمعيت اتحاد و يكرنگي ايجاد نمود چون مخالفان بيشتر از خود ما به نقاط ضعف همكاران ما واقف هستند .

كار اول فعالان صنفي بايد در مدارس اطلاع رساني و آگاه نمودن معلمان از وضعيت اسفناك دستگاه تعليم و تربيت باشد تا زماني كه همه معلمان متوجه اصل قضيه نشده باشند تشكيل اتحاديه با مشكل روبرو خواهد بود ولي اگر ما با تبليغات درست و با تكيه بر نواقصات دستگاه تعليم و تربيتي كار اطلاع رساني خود را ادامه دهيم در اندك مدت مي توان به آينده اين اتحاديه خوش بين بوده وگرنه كار مثل هميشه خواهد لنگيد .

به نظر بنده يكي از بهترين روشها براي آگاه نمودن همكاران قياس بين آموزش و پرورش كشور مان با كشور هاي همسايه است و فعالان صنفي و معلمان صاحب نظر و صاحب قلم بايد با تحقيق و جستجوي علمي و كسب آگاهي از وضعيت معلمان ؛ حقوق صنفي و درآمد شغلي همكاران خود در كشور هاي همسايه و نشر اين تحقيقات از همين طريق يعني از طريق وبلاگ هاي معلمان زمينه هاي رشد فكري و آگاهي معلمان كشور را ممكن و موجب شوند در مرحله دوم بحث سنديكا هاي صنفي در ايران و در جهان را مي توان در دستور كار گروهي قرار داد و با شمردن امتيازات عضويت در اين سنديكاها مي توانيم در بين معلمان تحركي جدي و عزمي جزم ايجاد نماييم .

مقايسه حقوق دريافتي چندين كشور كه در اوايل فعاليت كانون هاي صنفي معلمان پخش شد هنوز هم در بين همكاران مطرح بوده و هنوز هم عده اي در بحث هاي حقوقي به آن اسناد مي نمايند چنين تحقيقاتي مسند بر همكاران تاثير بسيار بالاتر از سخنراني و غيره دارد . لذا بر ماست كه با تهيه جنين مداركي معلمان را مجهز به مدارك و سند نموده و قضاوت را بر عهده خود آنان بگذاريم .

اگر فعالان صنفي معلمان مي توانستند در هر استان حداقل يك شعبه از كانون را داشته باشند بطور حتم تا امروز خيلي كار ها صورت گرفته بود و همان مسئله كه قبلا خدمتتان عرض كردم كه در مقابل ما معلمان چندين دسته و گروه كار شكني مي كنند نمونه بارز آن وزير ارشاد دولت نهم هست كه بخشنامه نموده كه هيچ روزنامه و نشريه اي حق چاپ مطلب در مورد مشكل معلمان را ندارد و چون فضاي فرهنگي روزنامه نگاري در زمان اين دولت همانند كانون هاي صنفي ما تعطيل گشته و همه گوش بفرمان دولت هستند لذا هيچكدام از مصايب و گرفتاري هاي معلمان مظلوم در نشريات عهد جناب آقاي دكتر احمدي نژاد ( خود را معلم معرفي مي كرد ) به چاپ نخواهد رسيد . دعا كنيد تا عمر اين دولت هر چه زودتر به پايان رسد شايد فرجي حاصل شود . !!!!

ادامه دارد ..................

سه شنبه 1386/12/21 |

 

تدوین سوگند نامه برای معلمان در آستانه استخدام

تدوین سوگند نامه برای معلمان در آستانه استخدام

 

 

 

گروه اجتماعی؛ تحول بنیادین مبتنی بر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی، اصلاح نگرش و رویکردهای تربیتی، احیای معاونت پرورشی، صدور کارت شناسایی «هویت معلم» برای تمام معلمان سراسر کشور، تقویت نقش مراکز دینی و حوزه های علمیه در احداث، تجهیز و بهره برداری و مشارکت در اداره مدارس، احیای نقش بنیادهای خیریه و اوقاف در احداث، تجهیز و بهره برداری و مشارکت در اداره مدارس و طراحی و پیاده سازی نظام معلمی و رتبه بندی معلمان برای انگیزه بخشی به فعالیت های معلمی در راستای تحقق ساحت های تربیتی، همچنین افزایش منزلت اجتماعی و ارتقای وضعیت رفاهی معلمان و کارکنان، اصلاح ساختار سازمانی و توازن بخشی از نیروی انسانی از سطح ستاد تا مدرسه و اعتلای اقتصاد آموزش و پرورش و نحوه مواجهه با کسری بودجه مزمن از جمله برنامه های پیشنهادی علی احمدی، رئیس دانشگاه پیام نور، سرپرست وزارت آموزش و پرورش و وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش است که قرار است چهارشنبه مورد ارزیابی نمایندگان مجلس قرار گیرد. هرچند انتظار نمی رفت در بین بررسی بودجه سال آینده این مجال برای نمایندگان مجلس فراهم شود تا دومین وزیر آموزش و پرورش دولت نهم را انتخاب کنند اما با در نظر گرفتن ممنوعیت های قانونی برای محدود بودن زمان فعالیت سرپرست تا پایان این هفته علی احمدی مورد قضاوت قرار خواهد گرفت هرچند برخی از نمایندگان مجلس بر این باورند که مجلس به علی احمدی رای اعتماد نخواهد داد. علی احمدی در ابتدای متن برنامه های خود آورده است؛ این برنامه ها و اقدامات الهام گرفته از رهنمودهای مقام معظم رهبری، قانون برنامه چهارم توسعه، سند چشم انداز 20 ساله، سند راهبردی بخش آموزش و پرورش، آرمان ها و شعارهای دولت نهم و بررسی کارشناسانه چالش های فراروی و ارزیابی وضعیت فعلی وزارت آموزش و پرورش و استفاده از نظرات وزرای سابق، مدیران ارشد، فرهیختگان تعلیم و تربیت و کارشناسان و نظرات اینجانب است.

پاسخگویی به نیازهای آموزش و پرورش روستایی و عشایری، استثنایی، تیزهوشان و محرومیت زدایی از مناطق کمتر توسعه یافته، اصلاح روند تربیت معلم و مدیر برای مدارس، توسعه آموزش های ضمن خدمت و بدو خدمت برای دستیابی به آموزش و پرورش یادگیرنده و یاددهنده از دیگر برنامه هایی است که وزیر پیشنهادی روی آن تمرکز کرده و انتظار دارد با این رئوس بتواند پست وزارت را از آن خود کند. به اعتقاد علی احمدی بازنگری و ترسیم نظام مطلوب تعلیم و تربیت بر اساس چرخه رشد طبیعی دانش آموزان دختر و پسر سازگار با دوره های تحصیلی، تبیین ویژگی ها و مشخصات برنامه درسی ملی با عنایت به تاثیر تشابهات و تفاوت ها، ویژگی ها، نیازها و نقش های متربیان در برنامه درسی ملی، آسیب شناسی و معرفی چالش های حاکم بر آموزش و پرورش ایران، معرفی وجوه اهداف و ساحت های تعلیم و تربیت متربیان ضروری است.

در ادامه این برنامه ها تاکید بر نظریه ها و مدل های مفهومی و دکترین تعلیم و تربیت اسلامی و آموزش و پرورش بومی و تبیین ویژگی های متربی در هر یک از ادوار چرخه عمر و ارائه ویژگی های جسمانی، غریزی، فطری، عقلی و روحی دختران و پسران در هر رده سنی نیز مشاهده می شود. این در حالی است که تفکیک جنسیتی کتاب های درسی بین دختران و پسران بدون مطالعات کارشناسی از سوی بسیاری از فرهنگیان و کارشناسان آموزش مورد انتقاد قرار گرفته است.

از دیگر تاکیدات احمدی فراهم کردن زیرساخت های شکوفایی استعدادهای کودکان و نوجوانان واجب التعلیم 6 تا 13 ساله است. در حالی که طبق قانون جمهوری اسلامی ایران تا پایان دوره راهنمایی تحصیل اجباری است و پیش از این تحصیل تا پایان دوره متوسطه طرح و بررسی شده بود.

وزیر پیشنهادی در حالی در برنامه خود مشارکت همه جانبه مردم و بخش های غیردولتی را در توسعه و بهره برداری از مدارس و ارتقای کیفیت دانش آموختگان یادآور شده که این طرح نیز همچون طرح های پیشین او بدون کار کارشناسی ارائه شده است.

از دیگر برنامه های احمدی تامین مالی و تجهیز مدارس به تجهیزات مورد نیاز و امکانات ورزشی، پرورشی، کارگاه ها، آزمایشگاه ها و مراکز رایانه یی و تلاش برای فراهم کردن زمینه های اجرای قانون قلع و قمع به کمک مجاری ذی ربط است. این برنامه در حالی ارائه شده که با وجود کسری بودجه در آموزش و پرورش و نیاز مبرم به صندوق ذخیره ارزی برای پرداخت حقوق های معوقه و تجهیز مدارس فرسوده و تاسیسات گرمایشی در برخی استان ها، اجرای چنین برنامه یی ناممکن به نظر می رسد.

حمایت از ادامه تحصیل کودکان بی سرپرست و دانش آموزان کم بضاعت مالی برای ادامه تحصیل در مدارس با همکاری سایر نهادهای ذی ربط، برنامه ریزی برای تبدیل مدارس کپری و غیره به مدارسی متناسب با فرهنگ و اقلیم جغرافیایی و توسعه متوازن مدارس غیردولتی، هیات امنایی، تعاونی، نهادی، دولتی و وابسته به دولت از دیگر برنامه های ارائه شده از سوی وزیر پیشنهادی محمود احمدی نژاد است.

برنامه ریزی برای اثربخشی آموزش زبان و ادبیات انگلیسی، تعمق آموزش علوم و ریاضی در دوره های تحصیلی، ساماندهی دوره های آموزش زبان، کامپیوتر، کلاس های تقویتی و کنکور با مشارکت موسسات غیر دولتی و برنامه ریزی برای حذف تدریجی کنکور سراسری طبق مصوبه مجلس و با همکاری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نیز از برنامه های ارائه شده به مجلس شورای اسلامی است.تدوین سوگند نامه برای معلمان در شرف استخدام به منظور احساس مسوولیت بیشتر از دیگر برنامه های مطرح شده است.

سه شنبه 1386/12/21 |

 

آقاي گودرزشفيعيان

کانون صنفی معلمان ایران(تهران) 3

 

حقوق معلم و دانش آموز حقوق ملت ایران است

 

دوشنبه 29 بهمن1386

 

آقاي گودرزشفيعيان فرزند جمشيد به هيات بدوي سازمان آموزش وپرورش فارس احضار شد.

شفيعيان كه يكي ازاعضاي موسس كانون صنفي معلمان ممسني است،مي گويد:

ظهرروز29/بهمن /1386براي انجام كاري به اداره ي آموزش وپرورش رفتم،يكي از كاركنان اين اداره مراصدا زد ونامه اي به دستم داد،بنابه محتواي اين نامه كه به امضاي علي اصغرخادم الحسيني رئيس هيات بدوي استان فارس رسيده بود.من مي بايست همان روزساعت 8تا 11خود رابه شيرازبرسانم. درحاليكه اين نامه ساعت 12 به دست من رسيده بود،واز ممسني تا شيراز160كيلومتر فاصله هست.من اگر طيرالعرض هم مي كردم ديگر نمي توانستم خودم را به آنجا برسانم.

آنچه مي توان برداشت كرد،بي نظمي حاكم برآموزش وپرور ش است،زيرانامه اي كه در 15/بهمن درشيراز نوشته شده 13روز با توجه به پيشرفت صنعتي امروزي طول كشيده تا اين نامه 160كيلومتررا طي كرده ودر27/ بهمن /1386وارد آموزش وپرورش ممسني شده بود،ودرساعت 12روز29/بهمن مي بايست من در شيراز حاضر باشم كه اين كار با هيچ منطقي سازگار نيست.

سه شنبه 1386/12/21 |

 

معلم گرسنه چگونه مي تواند دانش آموز تربيت كند

معلم گرسنه چگونه مي تواند دانش آموز تربيت كند

 

نماينده فرهنگيان بازنشسته شهرستان قائمشهر در مراسم تجلیل از ۳۵۰ فرهنگی بازنشسته و در حضور فرماندار به بيان مشكلات فرهنگيان پرداخت و گفت: چطور ممكن است دولت محترم توان دستيابي به فناوريهاي علمي را داشته باشد اما نتواند حداقل معيشت فرهنگيان را تامين كند.

وي با اشاره به آفت آموزشي در كشور؛ افزود: آمار و ارقامي كه برخي مسئولان ارائه مي كنند تنها براي دريافت امتياز است.

به اعتقاد وي معلم گرسنه چگونه مي تواند دانش آموز تربيت كند.

اين نماينده فرهنگيان تصريح كرد: دو راه بيشتر نداريم يا اينكه از گرسنگي بميريم يا تحولي در خود ايجاد كنيم.

 

سه شنبه 1386/12/21 |

 

بیانیه معلمان شهرستان کامياران در دفاع از آزادی فرزاد کمانگر

بیانیه معلمان شهرستان کامياران در دفاع از آزادی فرزاد کمانگر

 

فعالان حقوق بشر در ايران

 

ما معلمان شهرستان کامياران، با توجه به شناخت و آگاهي از پيشينه کاري و اجتماعي معلم همکار، فرزاد کمانگر، که مدت 15 سال سابقه خدمت صادقانه در نظام آموزش و پرورش را داشته اند و اينکه تا کنون هيچگونه کار و فعاليت خارج از عرف و قانون جمهوري اسلامي را از نامبرده مشاهده نکرده ايم و وي فردي متعهد به حرکت و فعاليت در چارچوبهاي قانوني صنفي و مدني بوده است و مدت 18 ماهي که از دستگيري ايشان گذشته است، در بلاتکليفي بسر برده است، لذا ما معلمان کامياران خواستار رسيدگي هر چه سريعتر به وضعيت ايشان و آزادي نامبرده هستيم

 .

1-اسماعيل باجلاني 2- بهالدين حسيني 3- عالم نعمتي 4- حسن محمدي 5- جمال حسيني 6- فردين گلي 7- مالک کمانگر 8- محمد علي قديمي 9- ياور فاتحي 10 - علي ظفري 11- جعفر ساعدي 12- لقمان گل محمدي 13- خليل زردوئي 14- کوباردستي 15- حسن قرباني 16- يدالله مارابي 17- محمد باقر پيري 18- الهام يوسفي 19- شورش مصطفي پور 20 - توران آساني 21- سهيلا محمدي 22- هادي ظفري 23- محمد بهرامي 24- سارا رحيمي 25- سوران روحاني 26- زينب مرادي 27- سهيلا جوانميري 28- فرهاد حافظ 29- گلاله جواهري 30 - ميترا حسيني 31- ابراهيم محمدي 32- فهميده ابراهيمي 33- محمد قيطلاسي 34- ابراهيم جواهري 35- احمد قرباني 36- احمد قبادي 37- مهاجر قبادي 38- هادي گودرزي 39- کوروش فريدي 40- صائب محمدي 41- امين محمدي 42- محمد حسيني 43- محمد کمانگر 44- فريدون تابعي 45- محمد باقر نسب 46- مجتبي جانباز 47- نادر قادري 48- کاوه رستمي 49- خسرو مرادي 50- فرشاد مرادي 51- سالار حنيفي 52- نوروز اميني 53- فائق فافلري 54- شمس الله صالحي 55- جعفر محمدي 56- اکبر ويسي 57- مختار صفري 58- بهرام محمدي 59- رضا محمدي 60- علي رحماني 61- يدالله جوانميري 62- عبدالرحيم سطاعي 63- ناوخاص گرگاني 64- حنيان نيورت 65- محمد سعيد رحمتي 66- برهان محبي 67- نعمت محمدي 68- علي هدهدي 69- عبدالله هدهدي 70- علي محمدي 71- انور ابراهيمي 72- محمد باغي 73- جعفر محمدي 74- علي سرکش صادقي 75- کامبيز کمانگر 76- ايرج فاتحي 77- صديق حسيني 78- عبدالله فيضي 79- افشار آزادي 80- استقبال احمدي 81- مظفر محمدي 82- قنار واضحي 83- علي اشرف جواهري 84- علي قيدوندي 85- بهزاد عزيزي 86- بوش باتمافي 87- اقبال فريدي 88- برهان رفعت 89- برهان قلعه وز 90- صائب محمدي 91- عليرضا عزيزي 92- عبدالکريم حسيني 93- جعفر رسمي 94- خيرالله قيوندي 95- جهانبخش قنبري 96- مصطفي نگهداري 97- معلمان ساعدي 98- اسکندر قاجدي 99- بابک کريميان 100- رحيم عزيزي 101- عليرضا آقائي 102- حيدر تمامي 103- مظفر احمدي 104- ادهم خالشدل 105- شکرالله مرادي 106- امپرياليسم توري 107- هوشيار محمدي 108- حبيب الله مراد و نسبي 109- کوروش مرادي 110 - ليلا نجفي 111- احسان آژير 112- مسعود معزي 113- هادي ايزدي 114- کيهان محمدي 115- محي الدين بشير 116- پيمان عرفاني 117- عثمان صبري 118- محمد صحتي 119- بهزاد فاطمي 120 - سيف الله فريدي 121- رستم گرگاني 122- شهرام تادوزي 123- فضل الدين پورحيدري 124- رحمت محمدي 125- داود رحماني 126- خالد قلعه خاني 127- فرهاد رنگي 128- فرهاد معتمدي 129- برزوبروت 130- سيد محي الدين يوسفي 131- کريم نديمي 132- عليرضا نباتي 133- حسن آقاي 134- رضا قيوندي 135- حسين مرادي 136- وکيل نادري

فرزاد کمانگر هم اکنون در مکان نامعلومي به سر مي برد اين در حالي است که در تاريخ 10 دي ماه مي بايست به بازپرسي دادگاه انقلاب انتقال يابد.

سه شنبه 1386/12/21 |

 

آقای مهندس هاشم خواستار

آقای مهندس  هاشم خواستاراز موسسین کانون صنفی معلمان مشهدودبیر ناحیه ی ۶ آموزش وپرورش مشهدبه حکم دادگاه تجدیدنظرمورد رافت وعطوفت اسلامی قرارگرفته وتنهابه کسریک هشتم حقوق وفوق العاده شغل به مدت یکسال محکوم شد.

آقای خواستارکه در رای هیات بدوی مشهد به بازنشستگی زودهنگام محکوم شده بود،در دادگاه تجدید نظربا امضای آقایان حمیدرضا صالح آبادی،خلیل شیروانی و محمدعلی سرسالاری در دادگاه تجدید نظرتهران این حکم شکسته و تنها به کسریک هشتم حقوق و فوق العاده شغل محکوم شد.

مهندس خواستار می گوید : من هیچگونه درحواستی برای کاهش جرم خود نداشته ام وآقایان از طرف خودشان مرا مورد رافت و عطوفت قرار داده اند.

اتهامات آقای خواستار به شرح زیر می باشد:

۱- ترک خدمت درساعات اداری

۲- شرکت درتحصن وتجمع غیرقانونی وتحریک دیگران به تحصن وتجمع

۳-تعطیل خدمت در وقت موظف

نیاز به یادآوریست آقای خواستار درسال۸۲- ۸۰ به ۲سال حبس تعلیقی محکوم شده بود.

سه شنبه 1386/12/21 |

 

مشاور رسانه‌اي احمدي‌نژاد: دولت نهم دوساله به چشم انداز بیست ساله رسیده است

مشاور رسانه‌اي احمدي‌نژاد: دولت نهم دوساله به چشم انداز بیست ساله رسیده است

 


به نوشته اعتماد، كلهر مشاور رسانه‌اي احمدي‌نژاد با اين استدلال كه توانستيم راه 18 ساله را دو، سه ساله طي كنيم، گفت: حالا زمان تدوين سند چشم‌انداز 50 ساله است. وي گفت: روزي كه سند چشم‌انداز 20 ساله ترسيم شد تصور نمي‌شد كه دولتي بيايد و با سرعت چشمگير و با انرژي بالا و اراده‌اي پولادين وارد عرصه ساخت و ساز شود. كلهر همچنين از اشتياق دانشمندان ايراني براي بازگشت به ايران خبر داد و گفت: دانشمندان ما در كشورهاي خارجي در نوبت ايستاده‌اند تا به ايران برگردند

قلم معلم : وجود نوابغی همچون جناب کلهر ما را به چنین  سیه روزی رسانده باید از ایشان و جناب ریئس جدا تشکر کرد اینان نغمت روی زمین هستند !!!

سه شنبه 1386/12/21 |

 

شريعتي معلم انقلاب

شريعتي معلم انقلاب

 

  نويسنده : تقي آزادارمكي


اعتماد:دکتر علي شريعتي يکي از انديشمندان جامعه اسلامي ايران است که بيش از اينکه به شرايط بعد از انقلاب و تحول بينديشد، به شرايط و زمينه هاي قبل از تحول و فرآيند تحول انديشيده است زيرا او ضمن اينکه فرزند زمان خود بود و تحت تاثير شرايط پيراموني اش قرار داشت، نمي توانست حدس بزند که نتيجه حرکتي که خود او هم بخشي از آن بود، چه خواهد شد. او کمتر مي توانست به نوع نظام سياسي بعد از انقلاب فکر کرده باشد. البته او حتماً از نتايج انقلابات محقق شده- انقلابات کمونيستي و ليبرالي در قرن هاي گذشته- اطلاع داشت.

بدين لحاظ هم هست که او را مي توان يکي از منتقدان انديشه و آرمان و نظام کمونيستي دانست، همان طور که منتقد اصلي آرمان ليبراليستي غربي و گرايشات ملي گرايانه افراطي بود. حرکت او در ميان انديشه هاي جاري جلوه خاصي يافت و مخاطبان فراگير پيدا کرد. او در عصر مطلق گرايي به نقادي مکاتب بزرگ و پرطرفدار پرداخت و در زماني که سخن از اسلام حداقل در محافل آکادميک دون شأن استاد و دانشمند و متفکر دانسته مي شود با تمام وجود به بيان باور تمام عيار از اسلام و آن هم اسلام شيعي اقدام کرد و حرکت او موجب شد تفکر و فضاي معنايي جديدي توليد شود و هواداران موجود و لاحق را به نوع خاصي از عمل فراخواند.

به کارگيري عبارت «شريعتي معلم انقلاب» از طرف انقلابيون در سال هاي دوران انقلاب اسلامي بر اساس آگاهي و تعلق خاص به انديشه و آرمان هاي او بود. کساني که اين شعار را به کار مي بردند نه از کسي دستور گرفته بودند و نه قصد جسارت به ديگري را داشتند. در ادامه اينکه خميني رهبر ماست، استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي، به گفتن شريعتي معلم انقلاب مي پرداختند.

به کارگيري همه اين شعارها با يکديگر به طور وسيعي حکايت از معني و اراده خاصي در ميان مردم بود. کمتر ديده شد که در راهپيمايي ها کسي به بيان اين شعار اعتراض کند. از شريعتي به عنوان رهبر انقلاب ياد نمي شد بلکه تاکيد بر معلم انقلاب بود. از طرف ديگر، هرگز گفته نمي شد که او تنها معلم انقلاب است. در اين صورت انقلابي که دامنه ظهور و شکل گيري و توسعه يي فراگير داشت، مي توانست معلمان ديگري هم داشته باشد، همان طور که معلمان ديگري هم داشت. گفته مي شد شريعتي هم معلم انقلاب است. البته مدعيان اين شعار در اول دانشجويان مسلمان بودند و بعدها از طرف اکثريت مردم هم تکرار مي شد. فراگيري شعاري خاص حکايت از اثرگذاري پنهان شريعتي در حوزه فرهنگ و انديشه جامعه بود. از اين بحث مي توان به يک نتيجه عمده و اساسي دست يافت؛ شريعتي معلم انقلاب اسلامي بود نه معلم شرايط بعد از انقلاب. معلمي او به راهنمايي قشر تحصيلکرده براي حضور و مشارکت فعال در انقلاب اسلامي بود. بحث ها و ديدگاه هاي او بسياري را مجاب کرده بود در اين حرکت بزرگ شرکت کرده و هماهنگ با ديگران صداي ضديت با استبداد و ظلم را سر دهند. در اين زمينه کمتر شکي وجود دارد. عدم وجود شک براي کساني بود که اين شعار را به کار مي بردند. البته کساني هم بودند که از ذکر اين شعار اجتناب مي کردند. در نتيجه شک در معلم بودن شريعتي در انقلاب داشتند. آنها اين داعيه را قبول نداشتند. عده يي در زمان حيات شريعتي نيز با او مخالف بودند. او را مبلغ وهابيگري مي دانستند. عده يي او را منشاء سکولار شدن مي دانستند. عده يي از سکولار ها و بي دين ها هم به دليل اينکه شريعتي نگاه انتقادي نسبت به مارکسيسم و علم گرايي و ملي گرايي افراطي و خيال پردازي ها داشت، او را مورد لعن و نفرين با ادبيات علمي و دانشگاهي قرار داده بودند. آنها او را درس نخوانده مي دانستند در حالي که مي دانستند او شاگرد برجسته ترين صاحب نظران علوم اجتماعي زمان بود. عده يي او را مبلغ اسلام انقلابي و مدرن مي دانستند.

عده يي هم انديشه شريعتي را راهي در مشارکت زنان در جامعه مي دانستند. چون مشارکت زنان در صحنه هاي انقلاب ناپسند بود، کار شريعتي هم ناپسند بود. در اين صورت عده يي در جامعه ايراني به دلايل متعدد که به بعضي از آنها در فوق اشاره شد، با او دشمني کردند و از هيچ کار و اقدام و نسبت ناروايي در مورد او نيز کوتاهي نکردند. اين مهم نيست زيرا او با وجود دشمنانش توانست بر انديشه و رفتار جوانان مسلمان ايراني اثرگذار بوده و منشاء او تحولات عمده فرهنگي و فکري شود. به همين دليل هم هست که انقلاب اسلامي را از مناظر متعددي بايد بر اساس فهم شريعتي مورد بازخواني قرار داد.

شريعتي با شرايط و موقعيت قبل از انقلاب اسلامي بسيار مرتبط بود. انديشه او از طرف هواداران و طرفداران وفادار و منصف او قوتي بود براي جريان انقلاب اسلامي. اکثر کساني که از طريق انديشه و آراي شريعتي به فرهنگ و انديشه اسلامي در اين دوران علاقه مند شده و راه دفاع از آن را آموخته بودند، در جريان انقلاب حادثه هاي مهم ساختند و بعدها هم در جنگ و هم در صحنه هاي سازندگي موثر واقع شدند.

در اينکه چه کساني در چه گروه هاي سازماندهي شده به اين عرصه ها وارد شدند، مي توان به بحثي تاريخي پرداخت. بدين لحاظ است که مي توان با صراحت اعلام کرد شريعتي از طرق گوناگون با شرايط و وضعيت قبل از انقلاب اسلامي مرتبط و موثر بوده است. هرچند در اين زمينه بعضي ها به طرح مناقشه هايي پرداخته اند، خود او مي گفت فرصت وارد شدن به اين مناقشه ها نيست و بايد از شرايط براي تقويت بنيه هاي فرهنگ و انديشه اسلامي و آماده کردن جامعه در توجه به خود فرهنگي اش استفاده کرد تا درگير بحث هاي حاشيه يي شدن. چون شريعتي فرصت حضور در شرايط بعد از انقلاب را نداشت او خود نتوانست به تنظيم رابطه اش با شرايط بعد از انقلاب بپردازد. کاش اين شرايط فراهم شده بود و صورت ديگري از عمل مفيد و موثر او را در صحنه فرهنگ و انديشه شاهد بوديم.



در نتيجه در تنظيم رابطه او با شرايط بعد از انقلاب اسلامي وضع به طور کلي متفاوت بود. به عبارت ديگر، تعيين نوع و ميزان رابطه شريعتي با شرايط بعد از انقلاب اسلامي بسيار سخت و توأم با مناقشه هاي متعدد است. بعضي از اين مناقشه ها در ادامه مناقشه هاي قبل از انقلاب اسلامي بود. بعضي هم به لحاظ نوع عملکرد گروه هايي که خود را از ياران شريعتي مي دانستند متناسب با انديشه او عمل نکردند و بعضي از مناقشه ها ساخته شده شرايط جديد بود.

در ايجاد اين شرايط چندين دليل عمده مي توان ذکر کرد؛ اولاً شريعتي قبل از وقوع انقلاب اسلامي به ديار باقي شتافته است. ثانياً جريان ها و ديدگاه هاي متعددي از شريعتي بعد از انقلاب اسلامي شکل گرفته و هر يک تعبيري متفاوت از انديشه او ارائه داده و به دعوت از ديگران در فهم اين انديشه ها اقدام کرده اند. بيان بدون هيچ تغييري از آرا و ديدگاه هاي شريعتي تا بازخواني همراه با بازبيني هاي متعدد وجود دارد. روايت هاي ارائه شده در مورد شريعتي به او ربطي ندارد، به کساني که اين روايت ها را ارائه دادند بيشتر ارتباط دارد. کساني که به ادامه فهم ايدئولوژيک از دين اقدام کرده يا کساني که به نقادي فهم ايدئولوژيک از دين پرداخته اند، دو جريان متفاوت انديشه يي را ايجاد کرده اند.

انديشه و آرمان شريعتي افزون بر مخالفان سرسخت اوليه که مدعي بودند او به انحراف اسلام و جامعه اسلامي از فهم سنتي از دين کمک کرده است، مدافعان و مخالفان جديدي نيز پيدا کرد. عمل او به اين دليل که دنياپرستان دين گريز را مورد خطاب قرار داده بود، مي توانست به آزردگي محافظه کاران و محتاطان معاصر هم بينجامد. اين گروه از افراد در ايران که کم هم نيستند در طول بيش از دو دهه اخير تلاش کردند انديشه و نام شريعتي به فراموشي سپرده شود. همه تلاش و همت در اين بود که از شريعتي در کتب، کلاس درس، کنفرانس و در بحث تاريخي از انقلاب اسلامي يادي نشود. فرض بر اين بود که اگر از او يادي نشود اثرگذاري او کم شده و انديشه رقيب به سهولت و سادگي فراگير مي شود. اينکه هزينه اين فراموشي چيست و چه منفعتي براي جامعه در پيش خواهد بود، نياز به بحث و گفت وگو و دقت نظر بيشتري است.

درست است که شريعتي متعلق به شرايط قبل از انقلاب اسلامي بود و او را معلم انقلاب مي خواندند، ولي به دليل اينکه داراي آثار متعدد بود، بر شرايط بعد از انقلاب اسلامي نيز اثرگذار شده است. آثار باقي مانده از شريعتي بعد از انقلاب اسلامي در يک نگاه کلي عبارتند از؛ 1- کتب به چاپ رسيده

2- سخنراني هايي که بعد از انقلاب در قالب مجموعه کتب به چاپ رسيد 3 خاطره هايي که او در تعامل با جريان روشنفکري ايراني به يادگار گذاشت و از طريق افراد و گروه هاي اجتماعي نقل شده است 4- شاگردان و طرفداران تاثيرپذيرفته از حضور در کلاس درس و بحث، خواندن آثار و پيگيري انديشه اش 5- ارتباط او با حسينيه ارشاد به عنوان کانوني که در آن داعيه احياگري اسلامي در دهه هاي 1340 و 1350 سر داده شده بود و مي توانست به اين سنت وفادار بماند و انديشه ديني در دنياي معاصر را مطرح کند

6- مخالفان و منتقدان او که سعي کردند يا از طرح انديشه او جلوگيري کنند يا اينکه او را مورد نقادي قرار دهند و

7- ديدگاه ها و ادعاهاي متعددش در حوزه هاي فکري، اجتماعي، سياسي و فرهنگي.

آثار و وقايع فوق به بقاي انديشه شريعتي يا طرح مجدد از او در شرايط بعد از انقلاب اسلامي کمک کرد. البته او ديگر در شرايط جديد نمي توانست معلم بعد از انقلاب اسلامي باشد. انديشه او- به هر شکل که ارائه شود يا نقد و بررسي شود- حوزه معنايي شد براي نقد شرايط فرهنگي و اجتماعي. در اين صورت جامعه با حضور جديدي از انديشه شريعتي در شرايط بعد از انقلاب اسلامي روبه رو شد. در اين شرايط شريعتي بيشتر با آسيب شناسي فرهنگ اسلامي و تشيع تناسب دارد تا طرح جديد از انديشه در حوزه دين. او قبل از انقلاب روايت جديدي از انديشه ديني را مدعي بود در حالي که در دوره جديد انديشه او بيشتر با حوزه نقد فرهنگي و نقد ديني و آسيب شناسي ديني و فرهنگي مرتبط و متناسب است. اگر انديشه او را در اين ساحت دنبال کنيم کاري روا انجام داده و ضمن آرام کردن حوزه فرهنگ و انديشه و جلوگيري از فشارهايي که بوي بنيادگرايي مي دهد، فضاي انديشه يي شفاف و متعادل توليد خواهد شد.

در اينکه چه افراد و گروه هاي اجتماعي و سياسي در شرايط بعد از انقلاب با انديشه شريعتي ارتباط و تناسب بيشتري داشته اند، کمي کاوش و بررسي تاريخ معاصر لازم است. اول بايد معلوم شود که صف بندي هاي فکري و سياسي موجود در جامعه از کدام حوزه فکري و انديشه يي متاثر هستند. فرديدي ها و غيرفرديدي ها چه کساني اند؟ پوپري ها چه کساني اند؟ متاثران از سنت هاي فکري (فلسفي) فرانسوي در مقابل سنت هاي فکري آلماني و انگليسي و امريکايي چه کساني هستند و چگونه مسائل جامعه ايران را مورد بررسي قرار مي دهند؟ مجموعه گروه هاي فکري اجتماعي اشاره شده- که البته در جاي ديگري نامگذاري شده اند- چه نوع ارتباط و تناسبي با جريان هاي فکري اجتماعي متعلق به اين سرزمين دارند؟ تناسب صدرايي ها و سينايي ها با فرديدي ها و پوپري ها چيست؟ در اين ميان انديشه شريعتي چه موضوعيتي دارد؟ انديشه استاد شهيد مرتضي مطهري کجاست و چه تناسبي با هر يک از آنها دارد؟ اقتضائات فکري و فلسفي آنها، الزامات روش شناختي آنها، و نوع بررسي مسائل و ميزان تعهدات و عمل به باورها و ارزش هاي جامعه چگونه است؟ ببينيد وارد شدن به انديشه شريعتي و داوري در مورد او و تعيين رابطه اش با شرايط معاصر آن هم با دو جريان سياسي و فکري کاري ساده نيست، نياز به تاملي اساسي در تاريخ معاصر ايراني دارد. اينکه گفته شود چه کسي خادم است و کدام فرد و گروه اجتماعي به مارکسيسم وابسته است و کدام ضد آن است بيش از اينکه راهگشاي فهم و ارائه پاسخ به سوالات فوق باشد، بر ابهام مي افزايد. حوزه فرهنگ و انديشه هم همان آفت کلي حوزه سياسي را دارد. در زماني که وارد بحث و گفت وگو براي درک عميق تر مي شويم عده يي راه مي افتند و بانگ خيانت عده يي و خدمت عده يي را سر مي دهند. در يک نگاه کلي و گذرا و کمي هم سياسي در مقابل اين سوال که دو گروه صف بندي شده در حوزه سياسي به نام «محافظه کاران» و «اصلاح طلبان» چه تناسبي با انديشه شريعتي وجود دارد اين دو جناح سياسي در کل از متن شرايط معاصر درآمده و افت و خيز شرايط به تغيير در سازمان ها و گرايش ها و نيروهاي آنها خواهد انجاميد. صف بندي دو جناح سياسي به شرايط نظام جمهوري اسلامي در سطح داخلي و جهاني معطوف است. تنظيم رابطه بين انديشه شريعتي با اين دو جريان سياسي و فکري خالي از لطف هم نيست.

انديشه و آراي دکتر شريعتي با هر دو جناح سياسي مرتبط است زيرا او مدعي تغيير در جامعه بود و قصد داشت بر اساس تعاليم ديني نظامي سياسي با محوريت شيعه در دوره معاصر شکل بگيرد. او قصد داشت نظام سياسي جديد متفاوت از نظام هاي سياسي ديگر محقق و موجود در جهان پيراموني اش باشد. اين همان خواسته دو جناح سياسي موجود در جامعه ايران در دوره معاصر است. از طرف ديگر، همان طور که براي شريعتي دين اسلام و اسلام شيعي کانوني بود براي دو جناح سياسي اسلام شيعي نيز کانونيت دارد و عمل اجتماعي و سياسي متناسب با اين نگاه است که مورد تاييد است.

افزون بر موارد فوق، شريعتي داعيه هاي ديگري هم داشت. يکي از اصلي ترين داعيه هاي او اصلاح گري ديني بود. اصلاح گري ديني او از طريق آسيب شناسي ديني و تقويت نيروي جديدي تحت عنوان روشنفکري اسلامي براي احيا و اشاعه انديشه ديني ممکن مي شد. شريعتي مدعي است تحجر و قشري گرايي به انحطاط فکر ديني انجاميده است. آسيب هاي حادث شده بر انديشه ديني که ريشه طولاني دارد از همکاري مثلث زر و زور و تزوير توانسته است در متن جامعه و فرهنگ و انديشه ماندگار شود. از نظر او تنها آگاهي است که به فروپاشي و نابودي انحرافات مي انجامد. اين آگاهي در دست تواناي روشنفکران ديني است؛ روشنفکراني که دينداري و آگاهي به جهان مدرن را با هم ملازم مي دانند. ماده انديشه آنها اسلام و ظرف آن جهان مدرن است. از نظر او تحقق روشنگري ديني آگاه شرايط ضديت همه جانبه عليه مثلث شوم را فراهم مي کند. اين آگاهي در بنيان ها و ريشه ها- اسلام شيعي- با محوريت پيامبر(ص)، علي(ع) و ديگر ائمه (ع) دارد که حاصل آن احياگري و بازگشت به خويش فرهنگي و فکري و ديني است.

حال لازم است ببينيم کدام يک از دو گروه، جناح و جريان سياسي که تبلورهاي فکري و اجتماعي نيز دارند، مدعي احياگري ديني، آسيب شناسي ديني و اهميت و کانوني بودن روشنفکري ديني که ادعاي اصلي علي شريعتي معلم انقلاب بود، هستند. براي بيان اين وضعيت لازم است مروري بر جايگاه فکري و اجتماعي مدافعان دو جريان سياسي و فکري در ايران داشته باشيم. اين مسلم است که بيشتر مدعيان جريان اصلاحات در ايران از ميان روشنفکران ديني اند و مدعي اند راه اصلي نجات جامعه تقويت حوزه انديشه و تفکر و ايمان است. آنها به تحول انديشه همراه با تحول اجتماعي و سياسي تاکيد دارند و تحول اجتماعي را بيشتر از طريق نيرو هاي اجتماعي چون جوانان، زنان و روشنفکران ممکن مي دانند. اين همان مدلي است که شريعتي در احياگري و اصلاح باور داشت. در حالي که محافظه کاران با تاکيد بر جامعه يي توده يي و همساني تمام گروه هاي اجتماعي بر حرکت هاي توده وار هم تاکيد کرده و باوري به تمايز گروه هاي اجتماعي ندارند. آنها بيشتر بر فهم عام و کلي از اسلام تاکيد مي کنند. احياگري را کاري تخصصي و درون گروهي مي شناسند تا جمعي.

با اين تمايزگذاري مي توان مدعي شد شريعتي به لحاظ فکري بعد از انقلاب با جريان سياسي و اجتماعي اصلاحات تلازم بيشتري دارد تا محافظه کاران. از طرف ديگر، در ادبيات و کلام دو گروه سياسي بيشتر اصلاح طلبان به انديشه و آراي شريعتي مراجعه کرده اند تا محافظه کاران. بعضي از افراد شاخص اصلاح طلبي در ايران معاصر بازخواني شريعتي را مطرح کرده اند در حالي که جريان سياسي محافظه کاري در مسکوت گذاشتن شريعتي و تلاش در فراموشي انديشه او تلاش کرده اند.

يکي از ديگر عناصر تمايزآفرين و تعلق خاص جريان اصلاحات به شريعتي، تاکيدي است که بر نقش و سهم روشنفکران ديني در تحولات اجتماعي ايران شده است. شريعتي مدعي است اسلام از طريق روشنفکران طرح و اشاعه مي يابد. اصلاح طلبي در ايران نيز جرياني فکري اجتماعي با محوريت روشنفکر ديني است. غايب بودن روشنفکر ديني در ايران زمينه شکل گيري تحجر و واپس گرايي است. بدين لحاظ است که قرابت بيشتري بين اصلاح گرايي ايراني با انديشه و تلاش شريعتي با محوريت روشنفکري ديني است.

اتکا و محوريت شريعتي امکاني در متمايز کردن گروه هاي متعدد اجتماعي درون جريان اصلاحات ايراني است زيرا کساني که به شريعتي باور دارند ايرادي به لحاظ نظري و تجربي در پيوستگي و تلازم بين دين و دموکراسي نمي شناسند در حالي که مخالفان شريعتي از ميان صاحبان قلم و انديشه در ايران تضاد بنيادي بين دين گرايي و دموکراسي مي شناسند. توجه به انديشه شريعتي تمايز بخش جريان روشنفکري سکولار و روشنفکري ديني است. معتقدان به او مدافع سرسخت روشنفکري ديني اند و مخالفان شريعتي در ميان صاحبان قلم مدافعان روشنفکري سکولار هستند. در نهايت اين پديده آنها را از باور به اصلاح گرايي در جامعه ايراني با کانونيت اسلام و باور به دموکراسي و دين گرايي مي کشاند. در سطحي ديگر از بحث و عمل، بي اعتقادي به انديشه شريعتي در ميان اصحاب قلم، مثلاً روشنفکران با پيشينه انديشه هاي مارکسيستي و ملي گرايي، همصدايي با راستگرايي افراطي را فراهم مي کند. کساني که از قديم با شريعتي ضديت داشتند و مخالف تز روشنفکري ديني او بودند در دوره جديد همراه با جريان محافظه کاري در حوزه انديشه و فکر شده اند. بيشترين نقدهاي مطرح شده در مورد شريعتي از طرف توده يي هاي ديروز و ملي گرايان افراطي ديروز و روشنفکران مدافع ايرانيت امروز صورت گرفته است، زيرا در شرايطي که نفي شريعتي حسن جلوه مي کند چرا گروه رقيب او- مارکسيست ها و ملي گراهاي افراطي- که مخالف تز احياي اسلام در مقابل انديشه ماده گرايانه مارکسيست هاي ايراني و تز ايراني گرايي ملي گراهاي افراطي ايراني بودند، از فرصت پيش آمده براي سرکوب شريعتي استفاده نکنند. اين کار را با همه توان انجام داده و در جريان به گورسپاري معلم انقلاب شرکت کردند. بدين لحاظ است که يکي از وظايف جريان اصلاح طلبي ايراني براي تقويت جريان روشنفکري ديني، بازبيني انديشه شريعتي با توجه به شرايط بعد از انقلاب اسلامي ايران است.

به نظر مي رسد ما هنوز نيازمند درک روشن تري از خويشتن فرهنگي مان هستيم. با وجود اينکه مارکسيسم و کمونيسم دچار افول شده است ولي همچنان خطر تحجر و اعوجاج فرهنگي وجود دارد. بدين لحاظ است که استفاده از مدل شريعتي در طرح نظام مفهومي بازگشت به خويشتن مي تواند راهگشاي جامعه ايراني باشد. فهم دقيق اين مدل و رفتار راهي در اجتناب در دام افتادن بنيادگرايي فرهنگي و فکري و دستيابي به فهم روشن تري از بومي گرايي خواهد بود زيرا در انديشه شريعتي بازگشت به خويش همسان با بومي گرايي مي تواند بيان شود. در بازگشت به خويش مرجعيت اصول و مباني انديشه يي مطرح است.

شنبه 1386/12/18 |

 

تداوم اعتراض هاي دانشجويان در دو دانشگاه کشور

تداوم اعتراض هاي دانشجويان در دو دانشگاه کشور

 


اعتماد:با آغاز هفته، تجمع اعتراضي دانشجويان دانشگاه شيراز وارد دومين هفته شد.
بيش از هزار دانشجوي اين دانشگاه صبح شنبه در ميدان اصلي کوي دانشگاه جمع شدند و کماکان بر خواسته هاي خود پا فشاري کردند. آنها در پنجمين روز تجمع خويش براي چندمين مرتبه مطالبات خويش را که عموماً صنفي است، مطرح کردند اما به دليل بي پاسخ ماندن تقاضاهايشان بر استعفاي رئيس دانشگاه شيراز به عنوان خواسته اصلي دانشجويان اصرار کردند.انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده پزشکي شيراز و انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شيراز نيز با صدور بيانيه هاي جداگانه يي از دانشجويان حمايت کردند. در اين دو بيانيه از مسوولان ذيربط خواسته شده به مطالبات صنفي و دانشجويي توجه کنند.دانشگاه شيراز در حالي صحنه تجمع هاي اعتراضي دانشجويان شده است که شرايط مشابهي نيز طي هفته گذشته در دانشگاه تربيت معلم کرج حاکم بود به طوري که دانشجويان اين دانشگاه در سه روز متوالي با برگزاري تجمع و اعتصاب غذا خواستار حل مشکلات صنفي و استعفاي رئيس دانشگاه شدند. آنها اعلام کردند در صورت بي توجهي مسوولان دانشگاه نسبت به درخواست هاي دانشجويان، مسوولان وزارت علوم، تحقيقات و فناوري را به دانشگاه تربيت معلم کرج دعوت مي کنند. آن گونه که دانشجويان در نامه يي مشکلات صنفي خود را برشمرده اند، مسائل متنوعي از ضروري ترين نيازهاي انساني دانشجويان همچون نامناسب بودن آب آشاميدني، عدم ارائه خدمات مناسب بهداشتي، سيستم لوله کشي و فاضلاب فرسوده تا تقاضاهاي عمومي قشر دانشجو مانند لغو احضار دانشجويان به کميته هاي انضباطي و احکام دانشجويان، صدور مجوز انتشار نشريات دانشجويي، سيستم حمل و نقل اتوبوس و... مورد تاکيد دانشجويان قرار گرفته است.دانشجويان اعلام کردند تا تحقق تمام خواسته هايشان به اعتراض هايشان ادامه مي دهند و در صورت لزوم در مقابل وزارت علوم نيز تجمع خواهند کرد.تداوم نارضايتي هاي دانشجويان وجه اشتراک جامعه دانشجويي در سراسر دانشگاه هاي کشور است چنان که طي ماه هاي گذشته هرازچندگاهي در يکي از دانشگاه ها، تجمع هاي اعتراضي برپا مي شود و مشکلات آنها که در کليت يکسان هستند، از زبان دانشجويان يکي از دانشگاه ها مطرح مي شود. اينچنين است که در هفته هاي اخير دانشگاه هاي شاهرود، سيستان و بلوچستان، تربيت معلم کرج و شيراز صحنه اعتراض هاي دانشجويان بود. در شيراز دانشجويان دانشگاه شيراز و دانشکده فني- مهندسي باهنر اين شهر، روز شنبه دو تجمع جداگانه داشتند. مورد اول در ادامه تحصن هاي هفته گذشته بود. بيش از هزار دانشجو در ميدان اصلي کوي جمع شدند و به سمت ساختمان مديريت دانشگاه شيراز حرکت کردند، اما موفق به ديدار با دکتر محمدهادي صادقي نشدند. آنها همچون روزهاي قبل ناهار سلف سرويس دانشگاه را نخوردند و ظرف هاي غذا را تا بيرون از دانشگاه چيدند.جمعي از استادان و کارمندان دانشگاه شيراز از دانشجويان حمايت کرده اند. در روز شنبه نامه جمعي از استادان در بين دانشجويان توزيع شد که طي آن استادان ضمن اعلام حمايت از آنان، از دانشجويان خواسته اند تا نيل به خواسته هاي خود دست از اعتراض برندارند.همچنين نامه يي از کارمندان اداري مالي دانشگاه خطاب به رئيس جمهور در بين دانشجويان توزيع شده است که در آن به فروش «25 ميليارد تومان ارزان تر» ساختمان هشت طبقه دانشگاه شيراز واقع در خيابان صورت گر اين شهر توسط دانشگاه به «موسسه فرهنگي رمضان» اعتراض شده است.همچنين وزارت علوم به نامه اعتراضي دانشجويان دانشگاه شيراز که درخواست برکناري رئيس اين دانشگاه را داشته اند تاکنون جوابي نداده و تماس دانشجويان با اين وزارتخانه بي نتيجه مانده است.خواسته هاي دانشجويان متحصن عدم دخالت مسوولان دانشگاه شيراز در ايجاد تشکل ها و شوراهاي همسو با سلايق مسوولان و استعفاي رئيس دانشگاه شيراز است. با اين حال وزارت علوم انتخابات شوراي صنفي دانشگاه شيراز را مورد تاييد قرار داد.اما در کنار اين موضوع، ظهر شنبه دانشجويان دانشکده فني- مهندسي باهنر شيراز نيز در اعتراض به برخورد يکي از مسوولان دانشکده با دانشجويي از اين دانشکده دست به تجمع زدند. اعتراض هاي آنان سبب شد که رئيس دانشکده در جمع دانشجويان حاضر شود و قول دهد به مشکلات آنها رسيدگي کند. با اين حال به رغم گذشت دو روز از تجمع دانشجويان دانشکده فني - مهندسي شيراز، هنوز خبري مبني بر پيگيري درخواست هاي دانشجويان منتشر نشده است.

شنبه 1386/12/18 |

 

تحصن در اتاق وزيرعلوم

تحصن در اتاق وزيرعلوم

 


قدس نوشت: بيش از 50 نفر از دانشجويان عضو جنبش عدالتخواه دانشجويي با ورود به داخل ساختمان وزارت علوم، پشت در اتاق محمدمهدي زاهدي، وزير علوم، تحقيقات و فناوري تحصن كردند.
دانشجويان عضو جنبش عدالتخواه دانشجويي كه از ساعت 10 صبح روز دوشنبه در مقابل ساختمان وزارت علوم تحصن كرده بودند، به رغم ممانعت فيزيكي حراست وزارتخانه، پس از عدم اجابت درخواست آنها مبني بر حضور وزير علوم در ميان تحصن‌كنندگان و پاسخ به سوالات، وارد ساختمان وزارت علوم شده و در پشت در دفتر وزير علوم تحصن كردند.

شنبه 1386/12/18 |

 

رد صلاحيت شير مردان ترك

عدم تاييد صلاحيت 5 نماينده اصلاح‌طلب

 


اعتماد ملي نوشت: در ميان آخرين اسامي تاييدشدگان كه توسط شوراي نگهبان اعلام شده است نام 5 نماينده اصلاح‌طلب مجلس هفتم به چشم نمي‌خورد.
اين نمايندگان محمد عليخاني، ولي‌الله شجاع‌پوريان، مهندس رضا نوروززاده، اكبر اعلمي و نورالدين پيرموذن هستند.

شنبه 1386/12/18 |

 

مرتضی حاجی: از میان 25 معلم ثبت نام کرده فقط 4 نفر تایید صلاحیت شدند

مرتضی حاجی: از میان 25 معلم ثبت نام کرده فقط 4 نفر تایید صلاحیت شدند

 


نشست فرهنگیان حامی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان روز گذشته در موسسه امیرالمومنین (ع) تهران برگزار شد.

یکی از سخنرانان این نشست مرتضی حاجی وزیر آموزش و پرورش دولت اصلاحات بود که گفت مردم می توانند میان دو گزینه مشخص یکی را انتخاب کنند.

او افزود : يك ليست كه ابزارهاي قدرت را در اختيار دارد و برخي از آن‌ها يا متوسل به ماوراءالطبيعه مي‌شوند و يا به مقدسات؛ اگر به آن‌چه اتفاق افتاده خوشنود هستيد به اين گروه راي دهيد.‌ ليست ديگر، ليست گروهي است كه هشت سال محصول كار آن‌ها مشخص است. نمي‌گوييم ضعفي نداشته‌اند اما تحويل گرفتن دولتي با تورم 24 درصد و تحويل دادن دولت با تورم 11 درصد در برابر دولت بعد از آن قابل مقايسه نيست و از شما به عنوان جامعه فرهيخته كشور و خوشبختانه به عنوان گروهي كه اولين حركت جمعي را آغاز كرده‌ايد توقع به‌جايي است كه فضاي انتخابات را پرشور كنيد تا آن‌هايي كه بنا به تشخيص مي‌خواهند در انتخابات شركت كنند بتوانند افراد اصلح خود را برگزينند تا بتوانيم در مسير شكل‌گيري جامعه‌يي توسعه يافته گام برداريم.

مرتضی حاجی وزير آموز ش و پرورش دولت خاتمی ادامه داد : فضاي انتخابات را پرشور كنيد تا آن‌ها كه مي‌خواهند در انتخابات شركت كنند بتوانند افراد اصلح خود را برگزينند.

وی گفت:‌ به شما تبريك مي‌گويم كه اولين گام موثرخود را در فعاليت انتخاباتي ورود به مجلس هشتم برداشتيد و به عنوان يك هدف كاملا موثر در نتيجه انتخابات، اين حركت سر خواهد گرفت.

وي افزود: دوستان فرهنگي ما در تهران، 25 نفر از معلمان را به ستاد اصلاح‌طلبان به عنوان كانديدا معرفي كردند اما به لطف عوامل اجرايي و نظارت، هر 25 نفر در دو مرحله اول كتمان صلاحيت شدند. البته در مرحله‌ سوم با نظر شوراي نگهبان اين كتمان صلاحيت چهار نفر از همكاران فرهنگي برداشته شد. به علاوه اين‌كه جمع ديگري از عزيزاني كه با واسطه يا بي‌واسطه در مجمع آموزش و پرورش فعاليت مي‌كردند به ما اضافه شدند.

وي خاطرنشان كرد: ما امروز در شرايطي قرار داريم كه بايد تصميم بگيريم چه كساني به عنوان نمايندگان ما در مجلس بايد حضور پيدا كنند. ممكن است آزردگي خاطر پيش آيد از اين‌كه كتمان صلاحيت بسياري از عزيزان اتفاق افتاده و اين باعث شود كه عده‌اي تصميم بگيرند در انتخابات شركت نكنند. اما اين تصميم هيچ حاصل و نتيجه‌ مثبت براي طرفداران استقرار مردم‌سالاري ديني نخواهد داشت. بنابراين بايد بكوشيم به هر نحو بازار انتخابات را پررنگ كنيم و بخواهيم كه مردم نيز نسبت به سرنوشت‌خودشان جدي‌تر بيانيشند.

اين عضو ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در ادامه خاطرنشان كرد: به عنوان يك حركت رو به جلو براي حفظ ارزش‌هاي اسلامي و نهادينه كردن يك جامعه مدني رو به رشد تلاش كنيم؛ چراكه برخي حاضر نيستند دست از قدرت بردارند و حتي چيز‌هاي زيادي را بر سر راه خود قرباني ‌كنند، اما مردم نبايد از حق خود بگذرند. شما به عنوان قشري قابل احترام در جامعه، قابل الگوبرداري هستيد و بايد بكوشيد اين نقش معلمي كه شغل انبياست را خوبي ايفا كنيد.

حاجي در ادامه با بيان اين‌كه " دو ليست در انتخابات مورد توجه مردم قرار مي‌گيرد" گفت:‌ يك ليست كه ابزارهاي قدرت را در اختيار دارد و برخي از آن‌ها يا متوسل به ماوراءالطبيعه مي‌شوند و يا به مقدسات؛ اگر به آن‌چه اتفاق افتاده خوشنود هستيد به اين گروه راي دهيد.‌ ليست ديگر، ليست گروهي است كه هشت سال محصول كار آن‌ها مشخص است. نمي‌گوييم ضعفي نداشته‌اند اما تحويل گرفتن دولتي با تورم 24 درصد و تحويل دادن دولت با تورم 11 درصد در برابر دولت بعد از آن قابل مقايسه نيست و از شما به عنوان جامعه فرهيخته كشور و خوشبختانه به عنوان گروهي كه اولين حركت جمعي را آغاز كرده‌ايد توقع به‌جايي است كه فضاي انتخابات را پرشور كنيد تا آن‌هايي كه بنا به تشخيص مي‌خواهند در انتخابات شركت كنند بتوانند افراد اصلح خود را برگزينند تا بتوانيم در مسير شكل‌گيري جامعه‌يي توسعه يافته گام برداريم.

وزير اسبق آموزش و پرورش در ادامه تصريح كرد: البته كانديداهاي عزيز هم بايد به تعليم و تربيت و فرهنگ توجه ويژه‌اي داشته باشند آن هم در زماني كه عده‌اي خوشحال مي‌شوند كه شعار برگشت به 50 سال قبل را بدهند و در دانشگاه‌ها تفكيك جنسيتي ايجاد كنند و يا بگويند كتاب‌هاي هر جنس در مدارس بايد با جنس ديگر متفاوت باشد. بنابراين اميدوارم در مجلس هشتم شاهد شكل‌گيري فراكسيوني جدي، فعال و تاثيرگذار باشيم تا بتوانيم آموزش و پرورش مناسب با نظام جمهوري اسلامي داشته باشيم

شنبه 1386/12/18 |

 

نامه به يک گراني

 نامه به يک گراني

 

  نويسنده : ابراهیم رها


اعتماد:
سلام گراني. رو به راهي؟

گراني عزيز، دوست هميشگي و يار باوفاي ملت ايران، براي تو که ثبات قدمت زبانزد است نامه مي نويسم. گراني جان، من ديدم که رئيس جمهور گفت دولت مسوول گراني نخواهد بود و راستش از ابراز اين واقعيت خيلي خوشحال شدم. معلوم است که دولت مسوول تو نيست. گراني، من نمي دانم چرا مردم هر اتفاقي مي افتد فکر مي کنند دولت مسوول آن است. مثلاً جلوي پخش چهار تا فيلم را مي گيرند عده يي مي گويند تقصير دولت است. چرا تقصير دولت باشد؟ دولت به اين فيلم ها، خودش پروانه ساخت داده، حالا اگر اجازه پخش پيدا نمي کند به دولت چه مربوط؟ بگرديد مقصر اصلي را پيدا کنيد. نگذاريد من افشا کنم و بگويم همان کساني که لبنيات را گران مي کنند از پخش فيلم جلوگيري مي کنند. همين افراد، دقيقاً همين ها باعث وضعيت مسکن شده اند نه دولت. من اطلاع واثق دارم که اين اشخاص رفته اند با کارد ميوه خوري تمام آجرهايي که توليد مي شود را سوراخ کرده اند تا خانه ساخته نشود و مسکن به اين اوضاع دچار شود وگرنه دولت در اين زمينه هيچ تقصيري ندارد. اتفاقاً دولت يکي دوبار خودش گفت مسکن بسازيد، کار خوبيه،

گراني حالا بحث را به تو کشانده اند. آن هم فکر نکني دو تا کارشناس خبره مثل موسي قرباني يا الياس نادران، بلکه مردم عوام و هي مي گويند اگر بودجه يي که دولت براي سال 87 داده باعث گراني شود، تقصير دولت است. نخير در اين مورد بايد در نظر داشته باشيد که سه عامل دخيل، است. در واقع در مثلث دولت، بودجه، 87 طبعاً تقصير دولت که نيست. پس مي ماند بودجه و ايضاً 87. آگاهان معتقدند يک مقدار تقصير خود بودجه است چرا که آنها که لبنيات و تن ماهي و روغن و گوشت قرمز را آنقدر دچار تو (گراني) کردند که گوشت به کيلويي 11 هزار تومان رسيد، همان ها چوب لاي «چرخ» بودجه گذشته اند. يک بخشي از تقصير هم به 87 برمي گردد. علماي رياضي معتقدند جمع 8 و 7 مي شود پانزده و اين در حالي است که نمره دولت بيست است و مشکل گراني (تو) در سال بعد ناشي از همين اختلافات و کارشکني هاست،

گراني، تو چطور انتظار داري دولت تو را به گردن بگيرد. تو وضعيت والده ات معلوم نيست و طبعاً هيچ کسي نمي گويد والد منم، گراني گرانقدر، نگران نباش. دولت هر چند تو را به گردن نمي گيرد اما من به تو اطمينان مي دهم تمام تلاش خود را براي رشد و اعتلا و پايندگي تو خواهد کرد،

شنبه 1386/12/18 |

 

محمدعلی نجفی: حضور یک نماینده آگاه و شجاع نیز در مجلس تاثیرگذار است

محمدعلی نجفی: حضور یک نماینده آگاه و شجاع نیز در مجلس تاثیرگذار است


امروز:به گزارش کمیته اطلاع رسانی ائتلاف اصلاح طلبان تهران عضو شورای اسلامی شهر تهران گفت: با وجود آن که نمی توانیم اکثریت مجلس هشتم را در دست بگیریم، نباید ناامید شويم و دست از تلاش بکشیم.

محمدعلی نجفی عصر روز یکشنبه در مراسمی با عنوان «همایش فرهنگیان اصلاح طلب»، ضمن اشاره به ردصلاحیت گسترده اصلاح طلبان در هشتمین دوره انتخابات مجلس، افزود: نحوه بررسی صلاحیت ها و نتایج حاصل شده، موجب افسوس همه ما شد و دل نگرانی و دغدغه بسیاری را در سطح وسیعی از جامعه، به وجود آورده است.

وزیر پیشین آموزش و پرورش در جمع فرهنگیان اصلاح طلب، گفت: گرچه شرایط رقابت عادلانه وجود ندارد اما نباید ناامید شویم.

این عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران با یادآوری این نکته که «انقلاب اسلامی چه قبل و چه بعد از پیروزی فراز و فرودهای بسیاری را داشته است» گفت: در هیچ یک از مقاطع انقلاب، کسانی که در عرصه های سیاسی-اجتماعی فعالیت می کردند، ناامید نشدند چرا که مطمئن هستیم تلاش ما به پیروزی منجر خواهد شد.

نجفی با بیان این که «با توجه به روند بررسی صلاحیت ها، اصلاح طلبان تنها در 110تا 130 کرسی امکان رقابت دارند» گفت: این به معنای ناامید شدن از مبارزه و تلاش برای به دست آوردن همین تعداد کرسی ها؛ نیست.

وی در ادامه یادآور شد: در انتخابات یک بحث تکلیف و یک بحث حق داریم. تکلیف همه ما تقویت نظام اسلامی است و ما باید در عرصه های مختلف وارد میدان شویم. ما برای حمایت از مردم سالاری، دفاع از دموکراسی دینی و برای دفاع از حاکمیت مردم، در انتخابات شرکت می کنیم و برای افزایش مشارکت مردم و شور انتخاباتی تلاش مي‌كنيم.

نجفی ادامه داد: گرچه این تکلیف را به میزان زیادی از عهده دوستان ما خارج کردند اما ما تلاش خود را ادامه خواهيم داد.

این عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران ضمن یادآوری فرمایشات امام خمینی مبنی بر این که «مجلس در راس امور است» خاطرنشان کرد: ما حق داریم نمایندگان مورد قبول خود را انتخاب کنیم و حق داریم انتخاب اصلح را انجام دهیم تا نمایندگان با وکالت ما تصمیم بگیرند و نباید از این حق به خاطر محدود شدن حیطه انتخاب، انصراف دهیم.

نجفی با اشاره به رد صلاحیت مرتضی حاجی وزیر سابق آموزش و پرورش در دولت خاتمی، گفت: وقتی افرادی مانند آقای حاجی با سابقه ارزنده قبل و بعد از انقلاب، ردصلاحیت می شوند، بیش از آن که حق این افراد ضایع شده باشد، حق ما که تمایل داشتیم آنان را به عنوان نماینده خود انتخاب کنیم، ضایع شده است.

وی افزود: محدود کردن حق انتخاب نباید منجر به صرف نظر از حق شود. تعدادی در تهران و شهرستان ها به عنوان کاندیداهای اصلاح طلب، تایید صلاحیت شده اند و ما از حق خودمان برای حداقل رقابت سازنده، استفاده می کنیم تا مردم به آینده نظام دل گرم شوند. ما در این انتخابات تلاش می کنیم تا در همین 130 کرسی هم، بهترین ها و اصلح ترین ها را به مجلس بفرستیم چرا که حتی حضور یک نماینده آگاه و شجاع نیز در مجلس تاثیرگذار است.

این عضو شورای شهر تهران ادامه داد: هر تعداد که کاندیداهای اصلاح طلب، تایید صلاحیت شوند، تکلیف همه ما است و حق خود می دانیم که برای انتخاب شدنشان تلاش کنیم.

وی خطاب به فرهنگیان حاضر در جلسه گفت: من اعلام می کنم که آمادگی کار در هر بخش را دارم و علی رغم فضای ناامید کننده ای که جریان سیاسی خاصی به کشور تحمیل کرده، رقابت سازنده و مثبتی خواهیم داشت و امیدوارم تعدادی از کاندیداهای مورد حمایت ما به مجلس راه پیدا کنند.

شنبه 1386/12/18 |

 

حكايت مجلسيان! وزارت تعاون نه! آموزش و پرورش بله

حكايت مجلسيان! وزارت تعاون نه! آموزش و پرورش بله!!!

به گزارش خبرنگار پارلماني ايرنا، "ابوالفضل كلهر" كه در جلسه علني روز سه‌شنبه مجلس براي بررسي صلاحيت وزير پيشنهادي وزارت آموزش و پرورش به عنوان مخالف صحبت مي‌كرد،افزود: آقاي احمدي نژاد در آغاز رياست جمهوري گفت كه مديريت را از چرخه هزار نفري در دوره‌هاي قبل خارج مي‌كنند و در تحقق دولت، ۷۰ميليوني، فضا را براي نسل جوان فراهم مي‌نمايد.

كلهر افزود: جاي تعجب دارد كه بعداز 2 سال كه علي احمدي براي وزارت تعاون از مجلس راي نياورد، آقاي احمدي نژاد نتوانست از ميان يك ميليون و 300 هزار معلم و 50 درصد كارمندان اين وزارتخانه يك نفر را از درون خود اين وزارتخانه انتخاب كند و به مجلس معرفي كند.

عضو كميسيون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس تصريح كرد: مردم سوال مي‌كنند كه بعد از دو سال چه اتفاقي افتاد كه مجلس امروز بار ديگر به علي احمدي مي‌خواهد براي وزارتخانه آموزش و پرورش راي دهد.

كلهر خاطرنشان كرد: آيا اين وزارتخانه،
بنيادي نيست؟ برخي انتخاب ايشان را به دليل نزديك بودن به شخص رييس جمهوري قلمداد مي‌كنند،آيا توزيع منابع در وزارتخانه‌ها بدليل نزديكي به شخص رييس جمهوري است؟
وي تصريح كرد: آيا نزديكي مرتضي حاجي وزيرسابق آموزش و پرورش به شخص آقاي خاتمي، مشكل اين وزارتخانه را حل كرد.

نماينده شهريار در مجلس تاكيد كرد: سه ماه وقت بوده تا يك فردي را كه به عنوان وزير انتخاب كنند .

كلهر افزود: آقاي رحمتي از درون وزارت راه و ترابري به عنوان وزير انتخاب شد، وزير نفت نيز همين طور، چرا از ترس مرگ مي‌خواهيد خودكشي كنيد.

نماينده مهاباد
نيز به عنوان ديگر مخالف " علي احمدي" گفت: وزارت آموزش و پرورش با بغرنج‌ترين چالش‌ها روبرو است .

آيين پرست در نشست علني روز سه شنبه مجلس در مخالفت با عليرضا علي احمدي وزير پيشنهادي آموزش و پرورش اظهار داشت: امروز از سرتكليف و به عنوان نماينده مردم ايران در مخالفت با برنامه‌هاي وزير پيشنهادي واقعياتي را به اجمال بيان مي‌كنم.

وي افزود: آموزش و پرورش مدرن در ايران باقدمت 100 ساله بخش متنابهي از تاريخ كشور را به خود تعلق داده است.

آيين پرست تاكيد كرد: اكنون اين وزارتخانه با بغرنج‌ترين چالش‌ها روبرو است كه ريشه آن در سيستم فرآيند آموزشي بيان شده است.

وي ادامه داد: اين وزارتخانه بيشترين سهم بودجه دولتي را بخود اختصاص داده است اما كاركنان آن نيز كه بيشترين كار را انجام مي‌دهند، منتقد ميزان خروجي و كيفيت آموزشي هستند.

اين نماينده مجلس همچنين گفت: اين وزارتخانه پاسخ خيل عظيم مطالبات فرهنگيان را نداده است .

آيين پرست با طرح اين پرسش كه ريشه اين فاجعه كجا است، اظهارداشت:
اين سوال را بايد دكتر علي احمدي وزير پيشنهادي پاسخ دهد.

وي افزود: گرچه 25 درصد منابع دولت دراين وزارتخانه خرج مي‌شود ولي هيچ پولي براي تجهيز مدارس فرسوده و به روز كردن اطلاعات آموزش و پرورش وجود ندارد و بيشتر اين بودجه در ساختار اجرايي اين وزارتخانه هزينه مي‌شود.

اين نماينده مجلس ادامه داد: اكنون بسياري از معلمان براي جبران كسري زندگي خود به تدريس اضافه و شغل دوم روي آورده‌اند، حرفه معلمي نيازمند پشتوانه پژوهشي و آموزشي است.

آيين پرست تصريح كرد: معلمان در گذشته " گچي " از كلاسهاي درس خارج مي شدند اما هم اكنون گچي وارد كلاس مي‌شوند.

وي با اشاره به مشكلات مالي معلمان تصريح كرد: برقراري پرداخت‌هاي برابر و تامين مسكن از ديگر مطالبات معلمان است.

آيين پرست همچنين بر ضرورت احياي حقوق و منزلت حرفه‌اي و معنوي معلمان تاكيد كرد.
 

منبع : وبلاك حقوق بشر و آزادي براي ايرانيان

شنبه 1386/12/18 |

 

مصوب ١٥٤مین اجلاس شورای بین‌المجالس منشور معیارهای انتخابات آزاد و منصفانه

مصوب ١٥٤مین اجلاس شورای بین‌المجالس منشور معیارهای انتخابات آزاد و منصفانه

 

ترجمه متن منشور معیارهای انتخابات آزاد و منصفانه

این بیانیه در ١٥٤ مین اجلاس شورای بین المجالس (پاریس، ٢٦ مارس ١٩٩٤) به اتفاق آرا پذیرفته شد.شورای بین‌المجالس، با تصدیق مکرر اهمیت اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی ، حق حاکمیت را مبتنی بر خواست مردم می‌داند ــ که از طریق انتخابات دوره‌ای و راستین بیان می‌شود،اصول (پرنسیپ‌های) بنیادین در رابطه با برگزاری انتخابات دوره ای، آزاد، و منصفانه را ــ که توسط حکومتها بعنوان ابزار جهانی و منطقه‌ای اعمال حقوق بشر شناخته شده‌اند، پذیرفته و تاًیید می‌کند که از جمله حق هر فرد در مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم ــ از طریق نمایندگانی که در انتخابات آزاد برگزیده شده‌اند ــ در اداره‌ی کشور خویش؛ حق شرکت در این انتخابات بوسیله‌ی رأی مخفی؛ حق برابر با دیگران در کاندیدا شدن برای انتخابات؛ و حق ابراز دیدگاههای سیاسی خود، چه بطور فردی و چه جمعی را شامل می‌شود،بر این امر آگاه است که، پیرو منشور سازمان ملل، حکومتها این حق را دارند که، بدون مداخله‌ی خارجی، مطابق با خواستهای مردم کشور خویش، به توسعه‌ی آزادانه‌ی ساختارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی خود بپردازند،آرزو دارد که ترویج دهنده‌ی بنای ساختارهای دمکراتیک و فراگیر (پلورالیستی) دولت‌های انتخابی١ در سراسر جهان باشد،اشراف دارد که تثبیت و تقویت روندهای و نهادهای دمکراتیک ناشی از مسئولیت مشترک دولت‌ها، رأی دهندگان، و نیروهای سیاسی سازمان‌یافته است؛ انتخابات دوره‌ای و راستین عنصری لازم و گریزناپذیر از تلاش مدام برای دفاع از حقوق و منافع حکومت شوندگان می‌باشد؛ و تجربه عملی نشان می‌دهد که حق هر کس در مشارکت در اداره‌ی کشور خویش عاملی کلیدی در بهره‌وری همگانی از حقوق بشر و آزادی‌های بنیادین است،از گسترش نقش سازمان ملل، اتحادیه‌ی بین‌المجالس، سازمان‌های منطقه‌ای و مجامع پارلمانی و سازمانهای ملی و بین المللی غیردولتی در کمک رسانی ــ به درخواست خود دولتها ــ به برگزاری انتخابات پشتیبانی می‌کند،و بنابراین، بیانیه‌ی زیرین درباره‌ی برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه را می‌پذیرد، و از دولتها و پارلمانها در سراسر جهان مجدانه می‌خواهد که اصول و معیارهای ارائه شده در آن را راهنمای کار خود قرار دهند.
١. انتخابات آزاد و منصفانه
حق حاکمیت در هر کشور تنها می‌تواند برآمده از خواست مردم آن کشور باشد که در انتخابات راستین، آزاد، و منصفانه ــ که بطور دوره‌ای برگزار می‌شود ــ و مبتنی بر حق رأی همگانی، برابر، و مخفی است بیان می‌گردد.
٢. حقوق انتخاباتی
(١) هر شهروند بزرگسال این حق را دارد که در انتخابات، بدور از هرگونه تبعیض، رأی بدهد.
(٢) هر شهروند بزرگسال این حق را دارد که به یک پروسه‌ی نام نویسی کارآمد، بیطرف، و بدور از تبعیض دسترسی داشته باشد.
(٣) نمی‌توان شهروند واجد شرایط را از حق رأی دادن محروم ساخت یا جلوی نام نویسی او را برای رأی دادن گرفت، مگر اینکه اینکار بر اساس معیارهای معین و قابل بازبینی و قانونی صورت بگیرد و با تعهدات کشور در برابر قانون بین الملل سازگار باشد.
(٤) هر کسی که حق رأی دادن یا حق نام نویسی بعنوان رأی دهنده از او گرفته شده، باید بتواند به یک سیستم رسیدگی به شکایات دسترسی داشته باشد؛ سیستمی که هم توانایی بررسی چنین تصمیماتی را داشته باشد و هم بتواند اشتباهات را بلافاصله و بطور واقعی تصحیح نماید.
(٥) هر رأی دهنده حق دسترسی برابر و موثر به حوزه‌ی رأی گیری را داشته باشد تا بتواند از حق رأی خود استفاده کند.
(٦) هر رأی دهنده باید بتواند بمانند دیگران از حق رأی خود برخوردار شود و رأی او باید وزنی برابر با رأی دیگری داشته باشد.
(٧) حق رأی دادن بطور مخفی بلاشرط است و نمیباید بهیچوجه محدود گردد.
٣. حقوق و مسئولیتهای کاندیداتوری، فعالیت حزبی، و کارزار انتخاباتی
(١) هر کس حق دارد در اداره‌ی کشور خویش مشارکت داشته باشد و می‌باید از امکان برابر برای کاندیدا شدن در انتخابات برخوردار باشد. معیارها برای مشارکت در حکومت در تطابق با قانون اساسی و دیگر قوانین کشور تعیین می‌گردند و نمی‌توانند با مسئولیتهای بین المللی کشور ناسازگار باشند.
(٢) هر کس حق دارد برای کارزار انتخاباتی به عضویت حزب یا سازمانی سیاسی درآید، یا همراه با دیگران حزب یا سازمانی سیاسی را بوجود آورد.
(٣) هرکس بنوبه‌ی خود و یا همراه با دیگران حق دارد که:
● دیدگاههای سیاسی خود را بدون مداخله‌ی دیگران بیان دارد،
● اطلاعات بخواهد، اطلاعات بگیرد، و اطلاعات بدهد و گزینه‌ای آگاهانه ارائه دهد،
● برای کارزار اتنخاباتی در سطح کشور آزادانه رفت و آمد کند،
● بر اساس برابر با دیگر احزاب سیاسی از جمله حزب حاکم به فعالیت انتخاباتی بپردازد.
(٤) هر کاندیدای انتخابات و هر حزب سیاسی می‌باید دسترسی برابر به رسانه ها ــ بویژه رسانه های اطلاع رسانی جمعی ــ داشته باشد تا بتواند دیدگاههای سیاسی خود را عرضه دارد،
(٥) امنیت جانی و مالی کاندیدا ها می‌باید پذیرفته شده و تأمین گردد،
(٦) هر فرد و حزب سیاسی از حق حمایت قانونی برخوردار است و نقض حقوق سیاسی و انتخاباتی اش باید جبران شود.
(٧) تمامی حقوق بالا تنها در شرایط استثنایی و در جهت حفظ امنیت ملی یا نظم اجتماعی، سلامت اجتماعی یا اخلاقی، دفاع از یا تأمین حقوق و آزادیهای دیگران، که در یک جامعه‌ی دمکراتیک و مطابق با قانون لازم بنظر آیند، می‌توانند محدود گردند ــ مشروط به اینکه چنین محدودیتهایی با تعهدات کشور در برابر قانون بین الملل ناهمخوان نباشند. محدودیتهای مجاز علیه کاندیداتوری، تاًسیس و فعالیت احزاب سیاسی، و کارزار انتخاباتی نمیتوانند بخاطر نژاد، تیره، جنسیت، زبان، مذهب، افکار سیاسی یا غیرسیاسی، مبداً ملی یا اجتماعی، مالکیت، جایگاه فرد بهنگام تولد و غیره بکار گرفته شوند.
(٨) هر فرد یا حزب سیاسی که کاندیداتوری، حق فعالیت حزبی یا انتخاباتی اش رد یا محدود شده، می‌باید بتواند به یک هیئت رسیدگی دسترسی داشته باشد که هم توانایی بررسی چنین تصمیماتی را دارد و هم بتواند اشتباهات را بلافاصله و بطور واقعی تصحیح نماید.
(٩) حق کاندیداتوری، حق فعالیت حزبی و انتخاباتی مسئولیتهایی را نیز نسبت به جامعه با خود به‌همراه دارند. به‌ویژه هیچ کاندیدا یا حزب سیاسی نباید به خشونت روی آورد.
(١٠) هرکاندیدایاحزب سیاسی که درکارزار انتخاباتی شرکت می‌کندبایدحقوق و آزادی‌های دیگران رامحترم شمرد.
(١١) هر کاندیدا یا حزب سیاسی که در انتخابات شرکت می‌کند باید نتیجه‌ی انتخابات آزاد و منصفانه را بپذیرد.
٤. حقوق و مسئولیتهای حکومت
(١) حکومت می‌باید مراحل قانونگذاری و دیگر اقدامات لازمه را ــ همگام با روندهای قانونی کشور و تعهدات در برابر قانون بین الملل ــ به اجرا درآورد تا حقوق و چهارچوبها برای برگزاری انتخابات دوره‌ای، راستین، آزاد، و منصفانه تضمین گردد. به‌ویژه، حکومت باید:
● روندی کارآمد، بیطرف، و بدور از تبعیض را برای نام نویسی رأی دهندگان برقرار سازد،
● ملاک‌های روشن برای نام نویسی رأی دهندگان را تثبیت کند؛ - ملاک‌هایی چون سن، شهروندی، و مکان اقامت - و تضمین دهد که رعایت چنین ملاک‌هایی بدون هرگونه استثنایی دنبال می‌شوند،
● زمینه برای شکل‌گیری و فعالیت آزاد احزاب سیاسی را فراهم کند؛ تأمین مالی احتمالی احزاب سیاسی و کارزارهای انتخاباتی را برعهده گیرد؛ جدایی حزب از حکومت را تضمین نماید؛ و شرایط را برای رقابت منصفانه در انتخابات برای قوه‌ی قانونگذاری را بوجود آورد،
● برنامه های سراسری برای آموزش مدنی را براه بیاندازد، یا تسهیلاتی برای اینگونه برنامه ها فراهم سازد، تا آشنایی مردم با روند های مربوط به انتخابات و مسائل مطروحه آن تضمین شود.
(٢) علاوه بر این، حکومت می‌باید سیاست‌هایی اتخاذ کند و گامهای ساختاری لازمی را بردارد تا دستیابی به اهداف دمکراتیک به پیش رفته و تحکیم شوند؛ از جمله از طریق ایجاد مکانیسمهای غیرجانبدارانه یا متوازن برای برگزاری انتخابات.
در پیشبرد این امر می‌باید، در کنار دیگر اقدامات،
● مسئولان جنبه های مختلف برگزاری انتخابات آموزش دیده باشند و بیطرفانه کار خود را انجام دهند، و اینکه روند رأی گیری مفهوم و جاافتاده باشد، و مردم با این روند آشنا باشند،
● از نام نویسی رأی دهندگان اطمینان حاصل شود، پروسه های رأی گیری و فهرست رأی دهندگان بهنگام باشند، و اگر لازم باشد، این امور با کمک ناظران بین المللی صورت بگیرند،
● احزاب و کاندیدا ها و رسانه ها تشویق شوند که معیار های رفتاری و اخلاقی مشترکی را پذیرفته و کارزار انتخاباتی و رأی گیری را بر آن مبنا هدایت کنند،
● سلامتی پروسه‌ی رأی گیری را با در پیش‌گرفتن اقدامات مناسب تأمین نماید تا تنها کسانی که واجد شرایط هستند رأی دهند و کسی بیش از یکبار رأی ندهد،
● سلامتی پروسه‌ی شمارش آرا تأمین شود.
(٣) حکومت می‌باید به حقوق انسانی تمامی افراد کشور خود که مسئولیتشان را به عهده گرفته‌اند احترام گذاشته و این حقوق را تأمین کند. بنابراین، به‌هنگام انتخابات، حکومت و ارگان‌های آن می‌باید:
● آزادی رفت و آمد، آزادی گردهمایی، آزادی سازماندهی، و آزادی بیان را تأمین نماید؛ بویژه در رابطه با اجتماعات و گردهمایی های سیاسی،
● آزادی احزاب و کاندیداها را برای در میان گزاردن دیدگاه‌های خود با رأی دهندگان تأمین کند، و امکان دسترسی برابر احزاب و کاندیداها به رسانه های حکومتی و ملی را فراهم کند،
● گام‌های لازم را در جهت تأمین پوشش خبری غیرجانبدارانه در رسانه های حکومتی و ملی بردارد.
(٤) برای تأمین منصفانه بودن انتخابات، حکومت‌ها باید تدابیر لازم را به کار گیرند تا احزاب و کاندیداها از فرصت‌های معقول برای ارائه‌ی برنامه‌ی انتخاباتی خود برخوردار باشند.
(٥) حکومت‌ها باید تمام اقدامات لازم و مناسب را انجام دهند تا اصل مخفی بودن رأی مخدوش نشود و راًی‌دهندگان بتوانند آزادانه و بدون هراس و خطر تهدید رأی بدهند.
(٦) علاوه بر این، مقامات حکومتی باید جلوی تقلب و دیگر اقدامات خلاف را در جریان راًی‌گیری بگیرد و امنیت و سلامت روند رأی‌گیری را تأمین نماید. شمارش آرا می‌باید توسط کارکنان آموزش دیده انجام پذیرد، و کار شمارش آرا تحت نظارت صورت گیرد و/یا قابل بازبینی باشد.
(٧) حکومت‌ها باید تمامی اقدامات لازم و مناسب را انجام دهند تا کل پروسه‌ی انتخابات شفاف باشد. این امر، برای نمونه، می‌تواند از طریق حضور نمایندگان احزاب و ناظران معتبر عملی شود.
(٨) حکومت‌ها باید اقدامات لازم را انجام دهند تا احزاب، کاندیدا ها، و هوادارانشان از امنیت یکسان برخوردار باشند و مسئولان حکومتی می‌باید گام‌های لازم را برای جلوگیری از خشونت در انتخابات بردارند.
(٩) حکومت‌ها می‌باید این امکان را فراهم آورند که نقض حقوق بشر و شکایتها در مورد پروسه‌ی انتخابات بسرعت و بطور کارا، و در چهارچوب زمانی انتخابات، از سوی یک هیئت مستقل، و بیطرف ــ همچون کمیسیون نظارت بر انتخابات یا دادگاهها ــ رسیدگی شوند.
--------------
١ حکومت نمایندگان برگزیده‌ی مردم

دوشنبه 1386/12/13 |

 

مهرورزي دولت نهم براي معلمان استان اردبيل

به نام خداوند جان وخرد 

 

مهرورزي دولت نهم براي معلمان استان اردبيل

 

همه ايرانيان مي دانند كه استان اردبيل از مناطق سردسير كشور بوده و در فصل زمستان مردم اين استان مانند بسياري از استانهاي ديگر دچار دردسرهاي مضاعف مي شوند و زمستان امسال ؛ زمستاني تاريخي و به يادماندني تر شد در اوج سرما ودر سرماي 30 درجه زير صفر گاز بسياري از محلات و مناطق قطع و يا دچار نوسانات شديد مي شد . چراغهاي نفتي هم خيلي زود قيمت چند برابر يافتند و در اندك مدت از بازار رخت بسته و به كالاي نادر تبديل شدند . نفت خود ماجراي ديگري پيدا كرد همه اهالي شهر با گالن هاي پلاستيكي به روستاهاي اطراف شهر هجوم بردند . نان اين مشكل سي ساله ما هم مضعل ذيگري شده بود . ( جهت اطلاع همگان بايد عرض كنم كه ما در اردبيل چند نوع نانوايي داريم ؛ سهميه – آزاد – نيمه آزاد – نپخته – خمير خالص – و..... ) هنوز هم در اردبيل براي تهيه چند قرص نان بايد در صف ايستاد و چندين استاندار و فرماندار بعد از انقلاب هم نتوانسته اند مشكل نان ما را حل نمايند . بماند كه يك بسته لواش تهراني به قيمت چند برابر فروخته مي شود و كيفيت نان هم داستان ديگري دارد .

بارش برف چند روزه باعث شد تا مسئولان سازمان آموزش و پرورش مدارس را تا مقطع دانشگاه تعطيل نمايند . همه ما مي دانيم كه اين تعطيلي براي حفظ سلامتي دانش آموزان هست نه براي معلمان ولي با كمال تعجب بعد رفع مشكل و باز شدن مدارس در اولين اقدام به دستور رئيس سازمان آموزش و پرورش از اضافه كاري همكاري كسر و با عبارت در صورت تامين اعتبار كسري پرداخت خواهد شد تعجب همگان را باعث گرديد .

اين اتفاق از آن جهت باعث تعجب است كه همزمان با اين اقدام مسئولان آموزش و پرورش كارمندان شريف بانكها هم مبلغي از يك صد هزارتومان تا يكصد و شصت هزارتومان از بابت برودت هوا در اردبيل دريافت كردند . علاوه بر پاداش بهمن ماه كه معادل 22 روز حقوق دريافت مي كنند و برخي ادارات هم فجريه مي دهند امسال معلمان اردبيل هم چنين فجريه دريافت نمودند .!!!

در ايام هفته معلم سازمان آموزش و پرورش اردبيل با دادن بن پنجاه هزار توماني معلمان را شاد نمودند و اعلام كردند كه اين بن بخاطر هفته معلم است و ربطي به بن هاي اعلام شده ندارد ولي با كمال تاسف در جواب پيگيري بقيه بن هاي باقي مانده مسئول اداري ( جناب آقاي صياد ) اعلام نمودند كه همان بني كه در هفته معلم دريافت كرده ايد بقيه بن شماست و حدود ده هزار تومان هم اضافه داده شده كه در اولين فرصت از بن هاي شما كسر خواهد .

حالا ما مانده ايم كه با اين همه مهرورزي و عدالت  محوري چه كنيم . كجا مي توان چنين عدالتي را پيدا كرد . ما بايد از چه كسي يا كساني به خاطر اين همه لطف و محبت و مهرورزي تشكر كنيم ؟ !!!!!

از رئيس سازمان يا از هواي سرد زمستان ؟!!!!

با توجه به اينكه در پايان ايام سال هستيم به نظر بنده بايد اين چند روز را هم صبر كرد شايد برفي ديگر بيايد و كسري ديگري براي ما بياورد و شادي ما را در پايان سال دو چندان كند. !!!!!

دل آدم از برخي كلمات هم بهم مي خورد . اي كاش برخي از اين كلمات هرگز اين همه بر سر آدمها چماق نمي شدند .

غلامعلي عباسي

6 / 12 / 1386

دوشنبه 1386/12/13 |

 

از «راس امور» به حاشيه

از «راس امور» به حاشيه

 

  نويسنده : آذر منصوري


اعتماد:پارلمان يک واژه فرانسوي و به معني مجلس يا مجمع انتخاباتي است که وظيفه اصلي آن قانونگذاري و نظارت بر کار دولت يا قوه مجريه است. قديمي ترين پارلمان جهان در قرن سيزدهم در انگلستان کار خود را آغاز کرد. نخستين پارلمان نوين دنيا نيز در سال 1920 ميلادي در کشور ايسلند که يکي از کشورهاي کوچک شمال اروپا است شکل گرفت. حدود و اختيارات پارلمان ها در کشورهاي مختلف متفاوت است. در بسياري از کشورهاي موسوم به جهان سوم هم انتخابات پارلماني و هم مجالس منتخب بيشتر جنبه نمايشي دارند و نمايندگان با مداخله و اعمال نفوذ دولت ها به پارلمان راه مي يابند و وظيفه يي نيز جز تاييد و همراهي تصميمات حاکم براي خود نمي شناسند.

در کشورهاي کمونيست نيز مجالس در همين حد اختيارات را دارا بودند و هم اکنون نيز با تحولات ايجاد شده در همين وضعيت هستند، ضمن اينکه با فروپاشي برخي از اين کشورها مثل شوروي سابق قدرت به پارلمان انتقال يافته است.اما در کشورهايي که با اصول دموکراسي اداره مي شوند پارلمان مرکز سياست و تصميم گيري درباره مسائل داخلي و خارجي کشور است. اين مساله حتي در مورد کشورهايي که رئيس جمهور آن به طور مستقيم با همه پرسي انتخاب مي شود نيز مصداق پيدا مي کند. با توجه به قوانين آن کشورها(فرانسه، انگلستان و...) مجلس امکانات گسترده يي براي کنترل اقدامات رئيس دولت در اختيار دارد. حدود و اختيارات پارلمان ها در کشورهايي که براساس اصول دموکراتيک اداره مي شوند اثرگذاري و قدرت آنها را به اثبات مي رساند.در کشور ما تاکنون 24 دوره قانونگذاري در دوره مشروطيت و 7 دوره بعد از انقلاب اسلامي تشکيل شده است. اولين مجلس شوراي ملي ايران يک مجلس صنفي بود و علاوه بر نمايندگان صنوف از گروه هاي ديگر نظير علما، شاهزادگان و اعيان نيز در آن شرکت مي کردند. اما قوانيني از همين مجلس گذشت که موجب شد نمايندگان آن با راي مردم انتخاب شوند. در قانون اساسي مشروطه نيز تشکيل دو مجلس شوراي ملي و سنا پيش بيني شده بود اما تا سال 1328 تشکيل مجلس سنا به تعويق افتاد اما نظام سلطنتي شاه مجلس را به سمتي پيش برد که از آن کارکردي در حد يک نمايش بيشتر بر جاي نمانده بود. اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي مجلس در جايگاه واقعي خود قرار گرفت.

در قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي ايران که متاثر از راي و نظر مستقيم مردم است در ايران تنها يک مجلس آن هم با اختيارات گفته شده در مقام مقايسه با کشورهاي دموکراتيک تشکيل شده است که دوره فعاليت آن چهار سال است و براساس آنچه در قانون اساسي کشور ما ديده شده مجلس شوراي اسلامي ايران نيز داراي اختيارات وسيع و تعيين کننده در دو بخش نظارت و قانونگذاري است که به فرمايش رهبر فقيد انقلاب بهترين ويژگي براي پارلمان ايران در قانون ارائه شده است. امام خميني(ره) مجلس را راس امور دانسته و ميزان اين مجلس و البته نهاد ملي منتخب ديگر را نيز راي مردم قرار داده اند.

در واقع هر آنچه که در کشورهايي که با اصول دموکراسي اداره مي شوند وجود دارد، در قانون اساسي ما و توصيه هاي امام(ره) براي مجلس گنجانده شده است و اگر براساس مباني فوق رفتار شود، به واقع مي توان اثبات کرد که مجلس ايران در راس امور است. (اصولي که به روشني در فصل ششم قانون اساسي نقش پارلمان ايران را تبيين کرده است.) بدون شک گوياترين و معنادارترين جمله در ارتباط با مجلس ما، همان جمله تاريخي امام(ره) است. اما براساس اين تعريف و آنچه در قانون ماست، نمايندگان خانه ملت مي توانند از تحقيق و تفحص در تمام امور کشور، تا اظهارنظر در همه مسائل داخلي و خارجي، از آزادي در راي و اظهارنظر تا استيضاح وزيراني که خود در مقطعي به آن راي داده اند را با اين قدرت اعمال کنند. اما اتفاقاتي طي نيمه دهه گذشته در کشور ما و برخي مقاطع تاريخي اين مجلس رخ داده که نه تنها اين نقش برجسته را کم رنگ کرده، بلکه اين واقعيت تلخ را به اثبات مي رساند که متاسفانه پارلمان ايران ديگر در راس امور نيست. آنچه در خصوص عملکرد مجلس هفتم و در نتيجه انتخابات شکل گرفت، به مراتب بي اثري، ضعف و خنثي بودن خانه ملت را در تحولات داخلي و خارجي کشور به نمايش گذاشت.

آنچه موجب مي شد، مجلس در راس امور باشد در انتخابات مجلس هفتم مخدوش شد و تکليف 190 کرسي از پيش معين شده بود و اين اقدام، انتخاباتي را به معرض نمايش گذاشت که از يک سو اکثريت آن از قبل مشخص شده بودند و از سوي ديگر بسياري از نيروهاي اثرگذار با تيغ نظارت استصوابي از حضور در انتخابات منع شدند.

اما با روي کار آمدن دولت نهم، آن هم با همراهي مجلس هفتم، اين پارلمان نقش خنثاي خود را در ارتباط با نظارت بر قوه مجريه نيز به اثبات رساند. در واقع اين مجلس نه تنها در شکل دادن دولت نهم و حاکميت يکپارچه، بلکه با سکوت کامل، نقش خود را در تحولات داخلي و خارجي کشور به حداقل ممکن تقليل داد و حال نيز که تعدادي از آنان به همين روش از گردونه حذف مي شوند، راهي جز سکوت در پيش ندارند. دولت نهم مي توانست با درآمد ارزي سرشار و بي سابقه حاصل از فروش نفت، کليه شاخص هاي اقتصادي کشور را ارتقا بخشد، با مهار تورم از فشارهاي فزاينده بر اقشار فرودست کم کند و مهروزي را با ايجاد فضاي آزادانه نقد به اثبات رساند، در حالي که با کمترين مانع از جانب مجلس نيز مواجه بود و اتفاقاً بخشي از ناکامي هاي خود را نيز به مجلس احاله داد که غير از جمع محدودي از اقليت و تعداد انگشت شماري از نمايندگان اکثريت، انعکاس غالب پارلمان هفتم، سکوت و همراهي محض با قوه مجريه بوده است.

اين پارلمان تا چند ماه آينده به کار خود خاتمه مي دهد و قوه مقننه با تشکيل مجلس هشتم ايران بار ديگر فعاليت خود را آغاز مي کند. اما آنچه اتفاق افتاده اين است که در اين انتخابات نيز به گونه يي رفتار شد که امکان کمترين نقش نظارتي و قانونگذاري قوايي که بايد در راس امور باشد، از آن سلب شده است و اگر همين روند در کشور ما ادامه پيدا کند، آنچه بي رحمانه ذبح مي شود توصيه هاي امام و قانون اساسي است که اين ملت براي تحقق آن هزينه هاي بسيار پرداخته است و نتيجه آنکه روز به روز پارلمان ايران از راس امور به حاشيه و کنار مي رود. در چنين وضعيتي دلسوزان نظام و انقلاب بايد از هر تدبيري بهره گيرند تا اين رخداد ناگوار در کشور ما تکرار نشود.

دوشنبه 1386/12/13 |

 

اساسنامه شوراي هماهنگي

اساسنامه

شورای هماهنگی

تشکل های صنفی فرهنگیان ایران

(شورای هماهنگی)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اساسنامه شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران

 

 

 

فصل اول

 

کلیات و اهداف

 

 

ماده 1 

نام: شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران تشکلی است (صنفی علمی یا صنفی تخصصی) غیر سیاسی و غیر انتظامی که در این اساسنامه اختصارا شورای هماهنگی نامیده می شود.

 

ماده 2 

محل:  دبیرخانه به صورت ثابت و به طور دوره ای در یکی از شهرستان ها بنابر تقاضای تشکل استانی یا شهرستانی جهت میزبانی با تصویب شورای هماهنگی تعیین خواهد شد .

 

ماده 3

تابعیت

 

ماده 4

هدف: هماهنگی و پیگیری تصمیمات تشکل های صنفی در جهت منافع فرهنگیان

 

ماده 5 

طرح ها و برنامه ها و سایر اقداماتی که در اساسنامه پیش بینی شده و به نحوی با وظایف یکی از وزارتخانه ها یا سازمان های دولتی ارتباط دارد پس از کسب موافقت وزارتخانه یا سازمان دولتی ذیربط به مرحله اجرا در خواهد آمد.

 

 

فصل دوم  

 

شرایط و نحوه عضویت

 

 

ماده 6

1.                  پذیرفتن مفاد اساسنامه

2.           محروم نبودن از حقوق اجتماعی



 

 

 

ماده 7

اعضای شورای هماهنگی به کسانی گفته می شود که دارای حق رای بوده و مکلف به پرداخت حق عضویت می باشند که این اعضاء شامل تشکل های صنفی مستقل و فرهنگیان دارای مجوز رسمی از وزارت کشور می باشد.

 

 

فصل سوم

 

 

ارکان شورای هماهنگی

 

 

 

 

 

ماده  8 

1.                  مجمع عمومی

2.                  شورای مرکزی

3.                  بازرس یا بازرسان

 

 

 

 

ماده  9 

مجمع عمومی عالیترین مرجع تصمیم گیری در شورای هماهنگی می باشد که به صورت عادی یا فوق العاده تشکیل می شود.

 

تبصره 1  : مجمع عمومی جمعی است از نمایندگان تشکل های عضو که با نامه رسمی تشکل مربوطه به شورای هماهنگی معرفی می گردد.

 

تبصره 2  : هر تشکل صنفی مستقل و دارای مجوز از وزارت کشور  پس از تحقیق و بررسی دبیرخانه به عضویت پذیرفته می شود. تشکل هایی که در شروع کار بوده و مراحل قانونی را جهت کسب مجوز طی می کنند با نظر دبیرخانه می توانند به صورت ناظر و بدون حق رای در جلسات شرکت کنند.

 

تبصره 3  : هر یک از تشکل های عضو در مجمع عمومی دارای یک حق رای می باشند و شعبات زیر مجموعه تشکل های اصلی حق رای ندارند.

 

تبصره 4  :  تعداد نمایندگان هر تشکل از تعداد کمیسیون های انتخاب شده تجاوز نکند ( تعداد کمیسیون ها را شورای مرکزی تعیین می کند)

 

تبصره 5  : در هر کمیسیون از هر تشکل فقط یک نماینده حق شرکت و رای دارد.

 

 

 

ماده 10

مجمع عمومی عادی با رعایت تشریفات مندرج در ضمیمه هر سال دوبار در مرداد و اسفند ماه تشکیل

خواهد شد.

برای رسمیت جلسه حضور حداقل دو سوم کل اعضاء و برای تصویب هر موضوعی رای موافق اکثریت نسبی (نصف بعلاوه یک) اعضای حاضر ضرورت دارد. در صورتیکه در دعوت نخست تعداد حاضر به حد نصاب نرسید جلسه دوم با فاصله 15 روز تشکیل و با هر تعداد حاضر در جلسه رسمیت خواهد یافت .

 

 

 

ماده 11

وظایف مجمع عمومی عادی:

1.                  انتخاب اعضای شورای مرکزی و یا بازرس یا بازرسان

2.                  استماع و رسیدگی گزارش شورای مرکزی و بازرس یا بازرسان

3.                  بررسی و تصویب پیشنهادات شورای مرکزی

4.                  تعیین خط مشی کلی شورای هماهنگی

5.                  تعیین حق عضویت سالانه و تصویب ترازنامه و بودجه شورای هماهنگی

6.                  ارسال دعوتنامه ها به صورت کتبی با پست سفارشی یا دورنگار با درج در روزنامه کثیرالانتشار

7.                  تعیین روزنامه کثیر الانتشار جهت درجم آگهی ها و دعوتنامه ها توسط مجمع عمومی

 

 

 

ماده 12

مجمع عمومی فوق العاده با رعایت تشریفات (ارسال دعوتنامه ) با شرایط زیر تشکیل خواهد شد:

1.                  با درخواست شورای مرکزی یا بازرس(بازرسان)

2.                  با درخواست یک سوم از اعضاء پنج تشکل عضو

 

 

تبصره 1  : دعوت برای مجمع عمومی فوق العاده کتبی بوده و حداقل تا دو هفته قبل از تشکیل آن به اطلاع اعضاء خواهد رسید .

 

تبصره 2  : مجمع عمومی فوق العاده جهت رسمیت همان شرایط مجمع عمومی عادی را خواهد داشت .

 

تبصره 3  : تصمیمات مجمع عمومی فوق العاده با حداقل دو سوم آرای موافق از تعداد حاضر در جلسه معتبر خواهد بود.

 

 

 

ماده 13

وظایف مجمع عمومی فوق العاده :

1.                  تصویب تغییرات در مفاد اساسنامه

2.                  بررسی و تصویب انحلال شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان ایران

3.                  عزل عضو یا اعضای شورای مرکزی

 

تبصره : عزل شورای مرکزی باید با اطلاع و موافقت وزارت کشور  در دستور کار مجمع قرار گیرد.

 

 

 

ماده 14

مجامع عمومی توسط هیئت رئیسه ای مرکب از یک رئیس و یک منشی و دو ناظر اداره می شود.

تبصره : اعضای هیئت رئسه با اعلام قبولی نامزدی خود در مجمع انتخاب خواهند شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

ب – شورای مرکزی

 

 

 

ماده 15

شورای مرکزی دارای هیئت مدیره ای مرکب از حداکثر 15 نفر عضو اصلی و حداکثر 2 نفر عضو علی البدل خواهد بود.

 

تبصره 1 : جلسات شورای مرکزی با حضور دو سوم اعضاء رسمیت یافته و تصمیمات متخذه با اکثریت مطلق آرای موافق معتبر خواهد بود.

 

تبصره 2 : اعضای شورای مرکزی حداکثر دو هفته بعد از انتخاب شدن تشکیل جلسه داده و از بین خود یک نفر رئیس ، یک نفر نائب رئیس و یک نفر خزانه دار انتخاب خواهند نمود . حدود اختیارات آنها را آیین نامه مشخص می نماید.

 

تبصره 3 : شرکت اعضای شورای مرکزی در جلسات آن ضروری و غیبت هر یک از اعضاء بدون عذر موجه و بدون اطلاع قبلی تا سه جلسه متوالی در حکم استعفای عضو غایب خواهد بود.

 

تبصره 4 : در صورت استعفا یا سلب شرایط از هر یک از اعضاء شورای مرکزی عضو علی البدل مدت باقیمانده به جای عضو اصلی انجام وظیفه خواهد نمود .

 

تبصره 5 : شورای هماهنگی علاوه بر جلساتی که به طور مرتب و حداقل هر دو ماه یک بار تشکیل خواهد شد بنا به ضرورت یا دعوت کتبی یا تلفنی رئیس یا نائب رئیس تشکیل جلسه فوق العاده خواهد داد . فاصله بین ارسال دعوتنامه و یا تلفن و تشکیل جلسه شورای مرکزی حداقل 5 روز خواهد بود.

 

تبصره 6 : رئیس یا نائب رئیس شورای مرکزی و یا دبیر اجرایی می تواند نسبت به صدور اطلاعیه یا دعوتنامه در موارد خاص که در آیین نامه داخلی تصریح و مشخص خواهد شد اقدام نمایند.

 

تبصره 7 : شورای مرکزی با نظارت و مسئولیت رئیس متولی صدور بیانیه ها و قطعنمامه های شورا خواهد بود و قطعنامه ها و بیانیه ها فقط در صورت تشکیل جلسه شواری هماهنگی قابل تغییر یا لغو خواهد بود.

 

 

 

 

 

ماده 16

مجمع عمومی شورای مرکزی را برای مدت یک سال انتخاب خواهد نمود . انتخاب مجدد شورای مرکزی برای دوره های بعدی بلامانع بوده و شورای مرکزی موظف است ظرف حداکثر دو ماه قبل از پایان تصدی خود انتخابات شورای مرکزی جدید را برگزار نماید و نتیجه را یک هفته قبل از پایان تصدی خود به وزارت کشور اعلام نماید.

 

 

تبصره :   15 روز قبل از اتمام دوره ، تشکل های عضو موظف هستند که نماینده خود را برای شورای جدید ابقا یا معرفی نمایند.

 

 

 

 

ماده 17

شورای مرکزی نماینده قانونی شورای هماهنگی بوده و وظایف و اختیارات آن به شرح ذیل می باشد:

 

حفظ و حراست اموال منقول و غیر منقول ، رسیدگی به حساب های شورای هماهنگی و پرداخت دیون و وصول مطالبات ، اجرای مصوبات مجمع عمومی  ، افتتاح حساب در یکی از بانک ها ، انجام تشریفات قانونی ، تعقیب جریانات قضایی و مالیاتی و ثبتی در کلیه مراحل قانونی در محاکم ، تعیین حکم و تعیین وکیل و عزل آنها ، قطع و وصل دعاوی از طریق سازش ، در صورت اقتضا تفویض و واگذاری تمام یا قسمتی از اختیارات خود به هر شخص دیگر اعم از حقوقی یا حقیقی یا توکیل .

 

به طور کلی شورای مرکزی می تواند هر اقدام و معامله ای را که ضرورت بداند در مورد نقل و انتقال اموال غیر منقول و تبدیل به احسن یا رهن گذاری و فک رهن و استقراض به استثنای فروش اموال غیر منقول که مستلزم تصویب مجمع عمومی می باشد به نام شورای هماهنگی انجام دهد.

 

تبصره 1 :  جز درباره موضوعاتی که به موجب مفاد این اساسنامه و اخذ تصمیم و اقدام درباره آن ها و صلاحیت خاص مجامع عمومی است شورای مرکزی کلیه اختیارات لازم برای اداره امور را مشروط بر رعایت حدود موضوعات مندرج در اساسنامه و آیین نامه داخلی را دارا می باشد .

 

تبصره 2 :  کلیه اسناد و اوراق بهادار و تعهد آور با امضای رئیس شورای مرکزی یا نائب رئیس و خزانه دار با مهر دبیرخانه شورای هماهنگی معتبر خواهد بود.

 

 

 

 

ج – بازرسان

 

 

 

ماده 18

مجمع عمومی عادی سه نفر را به عنوان بازرس اصلی و یک نفر را به عنوان علی البدل برای مدت یک سال انتخاب خواهد نمود.

 

ماده 19

وظایف بازرس یا بازرسان به شرح زیر است:

1.                  بررسی کلیه اسناد و اوراق مالی شورای هماهنگی و تهیه گزارش برای مجمع عمومی

2.                  مطالعه گزارش سالانه شورای مرکزی اعم از مالی و غیر مالی و تهیه گزارش از عملکرد شورای مرکزی برای اطلاع مجمع عمومی

3.                  گزارش هرگونه تخلف شورای مرکزی از مفاد اساسنامه به مجمع عمومی

4.         بازرسان مسئول رسیدگی به تخلفات و عدم اجرای مصوبات شورای هماهنگی هستند و موظفند گزارش خود را به شورای مرکزی ارائه دهند.

 

ماده 20

کلیه اسناد و مدارک شورای هماهنگی اعم از مالی و غیر مالی در هر زمان بدون قید و شرط به وسیله شورای مرکزی جهت بررسی در دسترس بازرس یا بازرسان قرار می گیرد.

 

 

 

د – بودجه و موارد متفرقه

 

 

 

 

ماده 21

بودجه شورای هماهنگی از طریق جمع آوری هدایا ، اعانات ، قبول وصیت ، وقفه و نیز حق عضویت تشکل های عضو تامین می شود.

 

تبصره : دریافت هرگونه هدیه و اعانه و کمک مندرج در ذیل ماده 21 باید به اطلاع شورای هماهنگی برسد هر نوع دریافتی خارج از طبقه فوق تخلف محسوب می شود و شورای هماهنگی در قبول یا رد کمک ها مختار است .

 

 

 

ماده 22

درآمد و هزینه شورای هماهنگی در دفاتر قانونی ثبت و شرح و بیلان آن در پایان هر سال مالی جهت بررسی به کمیسیون ماده 10 قانون فعالیت احزاب و جمعیت ها ارائه خواهد شد.

 

تبصره 1 : کلیه دفاتر مالی شورای هماهنگی در مواقع مراجعه مامورین مالیاتی در اختیار آنان قرار خواهد گرفت.

 

تبصره 2 : سال مالی شورای هماهنگی منطبق با سال هجری شمسی بوده و همواره به پایان اسفند ماه ختم می شود.

 

تبصره 3 : کلیه وجوه مازاد برهزینه های شورای مرکزی در حساب مخصوصی به نام شورای هماهنگی نزد یکی از بانک های رسمی کشور جمهوری اسلامی ایران خواهد شد.

 

 

 

 

ماده 23

کلیه مدارک ، پرونده ها و نوشته های رسمی در دبیرخانه شورای هماهنگی نگهداری می شود. مکاتبات رسمی شورای مرکزی به امضای رئیس شورای مرکزی و در غیاب او نائب رئیس شورای مرکزی و یا دبیر اجرایی و مهر دبیرخانه شورای هماهنگی خواهد بود.

 

تبصره : مصوبات و صورت جلسات هیئت مدیره در دفاتر مخصوص به ترتیب تاریخ ثبت و به امضای اعضای ذیربط خواهد رسید .

 

 

 

ماده 24

هرگونه تغییری در مفاد اساسنامه و اعضای شورای مرکزی در صورتی معتبر خواهد بود که تصویب کمیسیون ماده 10 قانون فعالیت احزاب و جمعیت ها باشد.

 

تبصره : محل دبیرخانه و اقامتگاه اعضای شورای مرکزی و اشخاص صاحب امضا و تغییرات بعدی آن باید به اطلاع  وزارت کشور برسد و مادامیکه اطلاع داده نشده است استناد به آن معتبر نخواهد بود .

 

 

ماده 25

شورای هماهنگی دارای مهر و آرم مخصوص خواهد بود که متن و آن با تصویب هیئت مدیره و مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت کشور  تهیه و استفاده خواهد شد.

 

تبصره : شورای مرکزی در حفظ و حراست از مهر و آرم شورای هماهنگی مسولیت قانونی خواهد داشت .

 

 

 

ماده 26

انتشار هرگونه نشریه پس از کسب اجازه از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تحصیل پروانه انتشار با رعایت کامل قانون مطبوعات انجام می شود.

 

 

 

 

 

 

فصل چهارم

 

 

انحلال

 

 

 

ماده 27

در صورت انحلال شورای هماهنگی مجمع عمومی فوق العاده هیئت تصفیه ای انتخاب و این هیئت موظف خواهد بود پس از ادای دیون و وصول مطالبات شورای مرکزی نسبت به واگذاری اموال و املاک در جهت امور رفاهی فرهنگیان اقدام نماید . هیئت مذکور موظف است یک نسخه از شرح کامل آن را جهت بررسی به کمیسیون ماده 10 قانون فعالیت احزاب و جمعیت ها ارسال دارد.

 

 

 

 

ماده 28

این اساسنامه مشتمل بر چهار فصل و 28 ماده و 27 تبصره بوده که در اردیبهشت ماه 1384 در گردهآیی تشکل های صنفی فرهنگیان کشور در کرمانشاه مورد تجدید نظر قرار گرفته و به تصویب رسید.

شنبه 1386/12/11 |

 

اطلاعيه

اطلاعيه

به نام خداوند جان و خرد

به اطلاع كليه فرهنگيان سراسر ايران مي رساند كه جناب آقاي اسكندر لطفي معلم شجاع مريواني تبعيد شده به استان اردبيل به مدت سه سال هم اكنون در دبيرستان جهان دانش ناحيه يك اردبيل مشغول تدريس هستند .

شنبه 1386/12/11 |

 

نامه ی جمعی از فرهنگیان اصفهان به علی احمدی

نامه ی جمعی از فرهنگیان اصفهان به علی احمدی

شنبه 27 بهمن ماه سال 1386 ساعت 18:10

به نام خداوند جان وخرد

 

  جناب آقای علی احمدی سرپرست محترم وزارت آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران

 

     باسلام وآرزوی توفیق شمادرسنگین ترین قامت وزارتی جمهوری اسلامی ایران

    گزارش مختصری پیرامون وضعیت آقای حمیدرحمتی جهت هرگونه اقدام مقتضی

 

       آقای حمیدرحمتی کارشناس دوره ی ابتدایی شهرستان شهرضاوبرادرشهیدمسیح الله رحمتی مبارزخستگی ناپذیردفاع مقدس می باشد،که درتابستان 86 به جرم دفاع از مطالبات مغفول مانده ی خودوسایرمعلمان معززشهرضاوپیروی ازراه برادربزرگوارش بانامهربانی عده ای آشناونا آشناوباحکم هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری استان اصفهان به مدت 3سال نفی بلد می شود،وبه استان مازندران تبعید می شود،وچون ایشان خوب می دانست،که پرونده دراختیارچه کسانی است،ودارای چه ارتفاع فکری ای هستند،اعراضی ننمود،وراهی شهرستان ساری شد.

 

    باکمال تاسف این معلم فداکاروفعال صنفی درتاریخ 10بهمن 1386درحین عزیمت به محل کارخود،دچارحادثه ای مشکوک گردید،وفعلادربیمارستان شفای ساری درحالت اغماء به سرمی برد،دراین رابطه خانواده،اقوام،،وتشکل های صنفی معلمان سراسر کشور،درنگرانی شدید ،فرورفته اند.

     لذاجهت جلوگیری ازهرگونه واقعه ی ناگوار،وتبعات آن پیشنهادمی شود،هرچه زود تریک تیم پزشکی کارآمد،به شهرستان ساری اعزام گردد،تاپیش ازایجادنابه سامانی، اوضاع روبه سامان رود.

   درضمن براساس اطلاعات بدست آمده، معلمانی که دراستان اصفهان توسط دادگاه بدوی تخلفات اداری به انفصال ازخدمت،تبعید،بازنشستگی قبل ازموعد،تقلیل گروه، توبیخ وبرکناری ازپستهای مدیریتی محکوم شده اند،همه ازمعلمان مطرح وبعضا از خانواده ی شهداوکسانی هستند،که درانقلاب ودفاع مقدس نقش بسزایی داشته اند.

    لذا جهت جلوگیری ازهرگونه پیش آمد ناخواسته ی دیگرپیشنهادمی شود،جنابعالی دستور لغواحکام صادره که چندان هم مستندقانونی ندارد،راصادرنمایید،تافرهنگیان ازبابت واقعه ی ناگوار 23اسفندماه 1385جلوی مجلس و وزارت خانه قدری فاصله گرفته،وبه نوعی ازآنان دلجویی بعمل آید.

 

باسپاس جمعی ازفرهنگیان استان اصفهان

13/بهمن/1386

شنبه 1386/12/11 |

 

بيانيه

 

جمعه 3 اسفند ماه سال 1386 ساعت 14:53

به نام خداوند جان و خرد

تشکل های صنفی، معلمان گرامی                                                                                                                              

درودبرشما

 

       همان طورکه می دانیدپیشرفت جوامع دردنیای امروزمدیون تخصصی شدن شیوه های ارائه خدمت به بشریت است.نهادهای مدنی برای سازماندهی مردم وحضور آنهادرصحنه های اجتماعی توسط خودمردم تشکیل و ازلحاظ ماهیتی،ساختاری وکارکردی به دودسته عمده تقسیم می شوند:

1- اتحادیه ها و تشکل های صنفی

2-احزاب سیاسی

 

براساس تعریف سازمان ملل متحد، NGO  ها یا تشکل های غیر دولتی بایددارای 4 ویژگی باشند:

1-  از وابستگی مستقیم به هر حکومتی آزادباشند.

2-فعالیت های سیاسی و وابستگی به احزاب سیاسی نداشته باشند.

3-غیرانتفاعی باشند،وفعالیت اقتصادی نکنند.

4-فاقدفعالیت های خشونت آمیزبوده وباگروه های بزهکارمرتبط نباشند.

 

         تشکل ها وهمکاران گرامی،همانطورکه می دانیدازسال78تاکنون تشکل های صنفی برمبنای اساس نامه ی صنفی خودخواستاراصلاح ساختار آموزش وپرورش وتبدیل آن به آموزش وپرورشی پویا، نیرومند،تاثیرگذار،آزادمنش ودریک کلام کارخانه ی انسان سازاست.همچنین کانون صنفی معلمان ایران هدفی جزاحقاق حقوق فرهنگیان درکسب جایگاه مقام معلم ودانش آموزدربعدمنزلتی وکسب شرایط مطلوب کاردربعدمعیشتی ندارد،ودراین راه هزینه های مادی ومعنوی زیادی رامتحمل شده است.       

 

    متاسفانه عده ای از اعضای هیئت مدیره ی کانون صنفی معلمان ایران (تهران) عهد و میثاق خود را با اساسنامه کانون زیر پا گذاشته،و با وجود تذکرات مکرر، به احزاب سیاسی پیوسته اند،ونامزدانتخابات مجلس هشتم شده اند. آنان بر این باورند که: "هنگام چیدن میوه کانون فرا رسیده است" ما به عنوان هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران که به چارچوب اساسنامه و فعالیت صنفی معتقد و متعهد هستیم جهت آگاهی معلمان و تشکل های صنفی سراسر کشور به شرح مختصری از آنچه گذشته است می پردازیم:

 

1-  این عده از اعضای هیئت مدیره ی کانون در سال 84 و 85 تحت عنوان "جبهه متحد فرهنگیان" که مرکب از حدود 6 تشکل سیاسی معلمان بود، فعالیت سیاسی داشتند. در تاریخ 9 و 10 شهریور 1385 در گرد همایی شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران در دانشکده دکتر علی شریعتی در خانی آباد تهران از طرف شورای هماهنگی به این عده تذکر آیین نامه ای داده شد که در فعالیت های سیاسی شرکت نکنند و آنها قول دادند که دیگر در جلسات جبهه متحد فرهنگیان شرکت ننمایند. حتی از طرف شورا به ایشان پیشنهاد شد "اگر تمایل به فعالیت سیاسی دارید، حزب سیاسی معلمان را تشکیل دهید".

 

2-  در اوایل مهر ماه 1386 باز همین گروه،انجمنی تحت عنوان "فعالان صنفی –  مدنی معلمان " تشکیل دادند و با احزاب سیاسی چپ و راست تشکیل جلسه داده و خود را نماینده کانون صنفی معلمان معرفی نمودند.

3-   باتذکرات آیین نامه ای فراوان ازاین عده خواسته شد،که اعتبارکانون وتشکل های صنفی رازیرسوال نبرند، وموجب سلب اعتمادمعلمان نگردند،همچنین ازایشان خواسته شد،ازعضویت درهیئت مدیره استعفاء دهند ،اماایشان همچنان به فعالیت سیاسی خودادامه دادند.

 

4-   درتاریخ 6/9/86 درجلسه شورای هماهنگی تشکل های صنفی سراسرکشور که پس ازملاقات بانمایندگا ن مجلس برگزارشد،ایشان می خواستند،مسئله شرکت درانتخابات راوارددستورجلسه نمایند،که بامخالفت شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ازدستورجلسه خارج شد.

 

 

5-  پس ازجلسه شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران درتاریخ 6/9/1386این عده برای اثبات ادعای خود و ردنظرشورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران تصمیم گرفتند،به نظرسنجی غیر علمی وهدفمند ازمعلمان بپردازند. درنتایج این نظرسنجی آمده است که :  " 85 درصدمعلمان باحضور مستقل فرهنگیان موافقندو83 درصدازانهامخالف هرگونه ائتلاف بااحزاب سیاسی شده اند! "

پرسش این است،این عده چگونه خودرانماینده ی معلمان مستقل می دانند؟آیامجمع عمومی شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ایشان را انتخاب کرده اند؟ازطرف دیگردرهمین نظر سنجی 83 درصدفرهنگیان مخالف ائتلاف بااحزاب سیاسی بوده اند،پس چگونه است که باحزب سیاسی ای که برای اکثر فرهنگیان شناخته شده است متحد شده اند؟ این عمل نقض غرض ومخالف نظرفرهنگیان می باشد.

6-       این گروه ادعامی کنند که مابه صورت فردی ومستقل درانتخابات شرکت کرده ایم و ازشخصیت حقوقی کانون استفاده نکرده ایم. در پاسخ باید گفت: هر تشکیلاتی مرکب از اعضای تشکیل دهنده ی خود است و زنده بودن آن تشکیلات بستگی به اندیشه تک تک افراد ان تشکیلات دارد. چنانچه به نام حقوق فردی اما به صورت جمعی وارد عرصه ای غیر از اهداف تشکیلات خود شوند بی گمان کل تشکیلات را زیر سوال برده و به گمراهی خواهند کشاند. شرکت دراحزاب سیاسی بدون استعفاازکانون، استفاده ی ابزاری از هویت حقوقی تشکل های صنفی معلمان می باشد.

 

7-       متاسفانه این دوستان باصدوربیانیه  ی شماره یک به تاریخ 23/11/1386،تحت عنوان "انجمن صنفی-  مدنی معلمان ایران" راه خودراازکانون صنفی معلمان ایران،جداکرده اند.

 

     کانون صنفی معلمان ایران (تهران)با پای بندی و وفاداری به اساسنامه کانون صنفی معلمان و تشکل های صنفی سراسر کشور برای جلوگیری ازتغییرماهیت وانحراف کانون اعلام می دارد،که براساس ماده 1، تبصره 2  ماده 16 ،تبصره 7 ماده 17 اساسنامه،وبند4  ماده 6آیین نامه داخلی کانون گروه مذکور ازاساسنامه کانون صنفی معلمان و شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران تخطی نموده اند،لذا این عده از این تاریخ به بعدهیچ سمتی درکانون صنفی معلمان ایران(تهران)ندارند.

  ضمنا انجمن "فعالان صنفی - مدنی معلمان ایران" و موسسات اقتصادی اموزشی مانند: شرکت تعاونی سرمایه گذاری فرهنگ ودانش،دبیرستان وپیش دانشگاهی غیرانتفاعی(مبین)بهارستان هیچ ارتباطی باکانون صنفی معلمان ایران (تهران)نداشته وندارد.

 

امیداست،که همکاران فرهنگی همچنان باهوشیاری بیشترپیگیرمطالبات صنفی خودباشند.

 

کانون صنفی معلمان ایران (تهران)

تاریخ: 2/12/1386

 

حمید پور وثوق  نایب رئیس کانون صنفی معلمان ایران (تهران)

علیرضا اکبری  عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران)

عبدالرحمن ایران نژاد عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران)

رسول بداقی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران)

محمود دهقان آزاد عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران)

میر اکبر رئیس زاده عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران)

محمد خاکساری بازرس کانون ، مدیرمسئول وصاحب امتیازهفته نامه ی قلم معلم

ثریا دارابی سردبیرهفته نامه قلم معلم

اسماعیل عبدی فعال صنفی

شنبه 1386/12/11 |

 

مهرورزي دولت نهم براي معلمان استان اردبيل

به نام خداوند جان وخرد  

 

مهرورزي دولت نهم براي معلمان استان اردبيل

 

همه ايرانيان مي دانند كه استان اردبيل از مناطق سردسير كشور بوده و در فصل زمستان مردم اين استان مانند بسياري از استانهاي ديگر دچار دردسرهاي مضاعف مي شوند و زمستان امسال ؛ زمستاني تاريخي و به يادماندني تر شد در اوج سرما ودر سرماي 30 درجه زير صفر گاز بسياري از محلات و مناطق قطع و يا دچار نوسانات شديد مي شد . چراغهاي نفتي هم خيلي زود قيمت چند برابر يافتند و در اندك مدت از بازار رخت بسته و به كالاي نادر تبديل شدند . نفت خود ماجراي ديگري پيدا كرد همه اهالي شهر با گالن هاي پلاستيكي به روستاهاي اطراف شهر هجوم بردند . نان اين مشكل سي ساله ما هم مضعل ذيگري شده بود . ( جهت اطلاع همگان بايد عرض كنم كه ما در اردبيل چند نوع نانوايي داريم ؛ سهميه – آزاد – نيمه آزاد – نپخته – خمير خالص – و..... ) هنوز هم در اردبيل براي تهيه چند قرص نان بايد در صف ايستاد و چندين استاندار و فرماندار بعد از انقلاب هم نتوانسته اند مشكل نان ما را حل نمايند . بماند كه يك بسته لواش تهراني به قيمت چند برابر فروخته مي شود و كيفيت نان هم داستان ديگري دارد .

بارش برف چند روزه باعث شد تا مسئولان سازمان آموزش و پرورش مدارس را تا مقطع دانشگاه تعطيل نمايند . همه ما مي دانيم كه اين تعطيلي براي حفظ سلامتي دانش آموزان هست نه براي معلمان ولي با كمال تعجب بعد رفع مشكل و باز شدن مدارس در اولين اقدام به دستور رئيس سازمان آموزش و پرورش از اضافه كاري همكاري كسر و با عبارت در صورت تامين اعتبار كسري پرداخت خواهد شد تعجب همگان را باعث گرديد .

اين اتفاق از آن جهت باعث تعجب است كه همزمان با اين اقدام مسئولان آموزش و پرورش كارمندان شريف بانكها هم مبلغي از يك صد هزارتومان تا يكصد و شصت هزارتومان از بابت برودت هوا در اردبيل دريافت كردند . علاوه بر پاداش بهمن ماه كه معادل 22 روز حقوق دريافت مي كنند و برخي ادارات هم فجريه مي دهند امسال معلمان اردبيل هم چنين فجريه دريافت نمودند .!!!

در ايام هفته معلم سازمان آموزش و پرورش اردبيل با دادن بن پنجاه هزار توماني معلمان را شاد نمودند و اعلام كردند كه اين بن بخاطر هفته معلم است و ربطي به بن هاي اعلام شده ندارد ولي با كمال تاسف در جواب پيگيري بقيه بن هاي باقي مانده مسئول اداري ( جناب آقاي صياد ) اعلام نمودند كه همان بني كه در هفته معلم دريافت كرده ايد بقيه بن شماست و حدود ده هزار تومان هم اضافه داده شده كه در اولين فرصت از بن هاي شما كسر خواهد .

حالا ما مانده ايم كه با اين همه مهرورزي و عدالت  محوري چه كنيم . كجا مي توان چنين عدالتي را پيدا كرد . ما بايد از چه كسي يا كساني به خاطر اين همه لطف و محبت و مهرورزي تشكر كنيم ؟ !!!!!

از رئيس سازمان يا از هواي سرد زمستان ؟!!!!

با توجه به اينكه در پايان ايام سال هستيم به نظر بنده بايد اين چند روز را هم صبر كرد شايد برفي ديگر بيايد و كسري ديگري براي ما بياورد و شادي ما را در پايان سال دو چندان كند. !!!!!

دل آدم از برخي كلمات هم بهم مي خورد . اي كاش برخي از اين كلمات هرگز اين همه بر سر آدمها چماق نمي شدند .

غلامعلي عباسي

6 / 12 / 1386

شنبه 1386/12/11 |

 

در شيراز و شاهرود اتفاق افتاد؛تجمعات اعتراض آميز دانشجويي

در شيراز و شاهرود اتفاق افتاد؛تجمعات اعتراض آميز دانشجويي


اعتماد:حدود 500 دانشجوي دانشگاه شيراز روز گذشته نيز با ادامه تجمع در مقابل کوي دانشگاه شيراز خواستار استعفاي رئيس اين دانشگاه شدند. دانشجويان در حالي که سرود يار دبستاني مي خواندند با پلاکاردهايي با مضامين انتقادي به سمت بيرون از دانشگاه حرکت و در محل ميدان ارم تجمع کردند. همزمان با تجمع دانشجويان نيروهاي انتظامي نيز اطراف ميدان حضور داشتند. دانشجويان سپس به داخل کوي دانشگاه برگشتند. پس از ورود به دانشگاه تريبون آزاد دانشجويي برگزار شد و دانشجويان به بيان اعتراضات خود نسبت به مسائل صنفي و محدود بودن فضاي فرهنگي - سياسي پرداختند. پس از ساعتي از ادامه برنامه، دانشجويان با سر دادن شعارهايي مبني بر استعفاي رئيس دانشگاه شيراز به سمت ساختمان مديريت اين دانشگاه راهپيمايي کردند. دانشجويان پس از رسيدن به ساختمان مرکزي دانشگاه، با سر دادن شعار به سمت دفتر رياست دانشگاه که در طبقه هفتم اين ساختمان قرار دارد، حرکت و در مقابل دفتر رئيس دانشگاه تجمع کردند. در تحولي ديگر 22 تن از دانشجويان دانشگاه صنعتي شاهرود که به همراه چهار تن از دانشجويان دانشگاه آزاد شاهرود در تجمع يکشنبه در سطح شهرستان شاهرود بازداشت شده بودند، آزاد شدند. در پي تجمع دانشجويان دانشگاه صنعتي شاهرود در خيابان 17 شهريور شهر شاهرود در اعتراض به مشکلات صنفي و آموزشي و مديريت ضعيف مسوولان دانشگاه که پس از چندين تجمع در داخل دانشگاه و عدم پاسخگويي مسوولان دانشگاه، به خارج از دانشگاه کشيده شده بود، 26 تن از دانشجويان بازداشت شدند. در پي اعتراض دانشجويان و پيگيري برخي مسوولان شهرستان و دانشگاه شاهرود، خصوصاً فرماندار شاهرود و کاظم جلالي نماينده شاهرود در مجلس همگي دانشجويان بازداشتي در چند نوبت و تا ساعت 12 شب آزاد شدند.

پنجشنبه 1386/12/09 |

 

با اعلام رئيس سازمان سنجش آموزش کشورسهميه بندي جنسيتي در کنکور رسمي شد

با اعلام رئيس سازمان سنجش آموزش کشورسهميه بندي جنسيتي در کنکور رسمي شد


اعتماد-علي رنجي پور؛ رئيس سازمان سنجش ضمن تاييد اعمال پذيرش جنسيتي در آزمون کنکور سراسري 87، حداقل ورود دختران و پسران را براي سال آينده 30 درصد اعلام کرد اگرچه سهميه بندي جنسيتي سال هاي گذشته نيز عملاً در سازوکار پذيرش دانشجو اعمال مي شد با اين حال کمتر مسوولي علاقه مند به توضيح و تشريح نحوه اين سهميه بندي بود، چرا که به نظر مي رسيد طرح اين بحث في نفسه حساسيت برانگيز است و واکنش هاي مخالفي را برمي انگيزد. کما اينکه اظهارنظرات امسال مسوولان وزارت علوم و در راس آنها وزير و رئيس سازمان سنجش درباره اين موضوع، هر بار با واکنش فعالان ضد تبعيض جنسيتي روبه رو شد، با اين وجود مرکز پژوهش هاي مجلس چندي پيش با ارائه گزارشي وضعيت افزايش تعداد دختران در دانشگاه ها را نگران کننده ارزيابي کرد و پس از آن رئيس سازمان سنجش ديروز پس از اظهارنظرهاي کلي مسوولان وزارت علوم ضمن اعلام و تاييد رسمي به طور کامل به تشريح چگونگي اعمال سهميه بندي در کنکور 87 پرداخت. از سوي ديگر نمايندگان مجلس نيز بعضاً در گفت وگو با «اعتماد» مخالفت خود را با اعمال سهميه بندي مگر در موارد و رشته هايي خاص اعلام کردند.روز گذشته رئيس سازمان سنجش ضمن تاييد اعمال پذيرش جنسيتي در آزمون کنکور سراسري 87، حداقل ورود دختران و پسران را براي سال آينده 30 درصد اعلام کرد و گفت؛ «حداقل ورود شامل 30 درصد دختر و 30 درصد پسر مي شود و بقيه داوطلبان به صورت رقابتي پذيرش مي شوند و اين بدان معني است که 30 درصد دختران با دختران و 30 درصد پسران با پسران رقابت مي کنند.» عبدالرسول پورعباس در گفت وگو با مهر با تاکيد بر اينکه اين نوع پذيرش به هيچ عنوان تبعيض تلقي نمي شود، گفت؛ «قانوني که ما اعمال مي کنيم، ورود هر جنسيت را در برخي رشته هاي پزشکي و مهندسي و علوم انساني تضمين مي کند و اين موضوع طبيعتاً در بخشي از ظرفيت ها به نفع دختران و در بخشي از ظرفيت ها به نفع پسران است.» براساس آمارها و بنا به گفته رئيس سازمان سنجش، با اعمال پذيرش جنسيتي در رشته هاي رياضي و فني به دليل اينکه نمره دختران به طور ميانگين پايين تر از نمره پسران است، به نفع دختران و در رشته هاي علوم تجربي، به دليل بالاتر بودن نمره دختران، پذيرش براساس تفکيک جنسيتي به نفع پسران خواهد بود. پورعباس در پاسخ به اين شبهه که با اعمال اين قانون، امکان پذيرش با نمره هاي متفاوت ميان دختران و پسران فراهم مي شود، گفت؛ «تفاوت نمره بين دختر و پسر ناچيز و حدود 200 نمره، يعني يک يا دو سوال ممکن است. امکان ندارد دختر و پسري يکي با نمره بسيار پايين تر از ديگري، فقط به دليل پذيرش براساس تفکيک جنسيتي پذيرش شوند.» او در توضيح صحبت هاي خود با ذکر مثالي افزود؛ «امکان ندارد در بخش 30 درصدي پذيرش هر جنس، پسري با رتبه 13 هزار قبول شود، اما دختري با 10 هزار در همان رشته قبول نشود، بدين ترتيب اگر پسري با رتبه 10 هزار قبول شود، دختر نيز با رتبه 10 هزار و 200 حتماً قبول مي شود.»
با اين حال بحث اعمال سهميه بندي جنسيتي موضوع تازه يي نيست و در سال هاي گذشته نيز مطرح و اعمال شده است.

در گزارش مرکز پژوهش هاي مجلس که چندي پيش منتشر شد، با اشاره به اين موضوع آمده بود؛ «نسبت دختران براي ورود به آموزش عالي و شرکت کنندگان در کنکور سراسري و پذيرفته شدگان دختر از سال 1362 تاکنون افزايش چشمگيري يافته است، به طوري که تعداد شرکت کنندگان زن در کنکور از 42 درصد به 65 درصد و ميزان پذيرفته شدگان نيز از 32 درصد به 65 درصد ارتقا يافته است که اين امر زمينه ساز بروز نگراني هايي شده و به همين سبب سازمان سنجش در سال 1385 (براي 26 رشته) و در سال 1386 (براي 39 رشته) با اعمال سياست متناسب سازي آزمون سراسري ضرايبي را- به صورت 40-30 درصد زن، 40-30 درصد مرد و مابقي به صورت رقابتي- براي توزيع دانشجويان بر حسب جنسيت در نظر گرفته که اين امر تاکنون در مراجع و مجامع کارشناسي به دقت واکاوي و بررسي شده است.» در بخش ديگري از اين گزارش علت نگراني ها مسائلي از قبيل تامين خوابگاه و حفاظت دختران در برابر آسيب هاي اجتماعي از حيث اجرايي و مسائلي چون بلااستفاده ماندن بخشي از هزينه هاي صرف شده براي تربيت نيروي متخصص، تغيير جنسيتي بازار کار و... از حيث اجتماعي و اقتصادي عنوان شده بود.در راستاي اين گزارش علي عباسپور رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس برخي حساسيت هاي فرهنگي را در اعمال سهميه بندي براي برخي رشته هاي خاص قابل توجيه دانست. عباسپور در گفت وگو با اعتماد با تاکيد بر همين موضوع حساسيت هاي فرهنگي در رشته هايي نظير رشته هاي پزشکي گفت؛ «با توجه به حساسيتي که در کشور ما وجود دارد، بايد در رشته هايي مثل پزشکي، تعداد پزشکان آقا و خانم متعادل باشد، چرا که در فرهنگ ما مساله مراجعه زنان به پزشک زن و مردان به پزشک مرد وجود دارد.» او با اشاره به سابقه پذيرش جنسيتي در رشته هاي پزشکي، تعيين سهميه 50 درصدي به نفع خانم ها را در سال هاي 73 و 74 مثال آورد و گفت؛ «در آن موقع ما پزشک زن کم داشتيم و اين سهميه را به نفع خانم ها اعمال کرديم و در حال حاضر وضعيت برعکس است و بايد امتيازهايي براي آقايان قائل شويم.» رئيس کميسيون آموزش مجلس در عين حال تاکيد کرد که با سهميه بندي جنسيتي در باقي رشته ها مخالف است و اين کار را فقط درباره رشته هايي خاص نظير پزشکي قابل قبول مي داند.

عباسپور در مورد سهميه بندي به نفع دختران در رشته هاي فني مهندسي و همين طور سهميه بندي در رشته هاي علوم انساني گفت؛ «بايد در اين زمينه استدلال آقايان سازمان سنجش را شنيد، چرا که ما معتقديم سازمان سنجش قاعدتاً براساس منطق و مسائل اصولي کار مي کند.»

نفيسه فياض بخش ديگر نماينده عضو کميسيون آموزش و تحقيقات به اعتماد گفت؛ «من با هر نوع بي عدالتي که چه براي خانم ها و چه براي آقايان محدوديت ايجاد کند، مخالفم و معتقدم هر کسي بايد ثمره تلاش و زحمت خود را ببيند.»

فياض بخش با تاکيد بر اينکه «سهميه بندي جنسيتي مقابله با معلول به جاي علت است»، ادامه داد؛ «اينکه تعداد آقايان کمتر شده، بايد به عنوان يک علت بررسي شود و با کاهش انگيزه آقايان براي ادامه تحصيل در سطح مقابله شود.»

عضو فراکسيون زنان مجلس با اشاره به لزوم کار روي آموزش وپرورش تاکيد کرد؛ «به جاي برخورد با معلول از طريق سهميه بندي، بايد ديد چرا آقايان تمايلي براي ادامه تحصيل ندارند و آيا مشکلات نظام وظيفه، کار، تشکيل خانواده و مشکلاتي که پيش روي آقايان هست، مشکلات پسرها براي ادامه تحصيل هستند يا نه و آيا مي توان با اين مشکلات مقابله کرد يا نه؟»

پنجشنبه 1386/12/09 |

 

انتشار مطالب موهن سايت نوسازي در يك نشريه!

انتشار مطالب موهن سايت نوسازي در يك نشريه!

 


ابرار نوشت: عده‌اي كه خود را گردانندگان سايت نوسازي اعلام كرده‌اند، در وبلاگي به‌نام سايت توقيف شده نوسازي، از نشريه‌اي كه توسط مشاور وزير سابق آموزش و پرورش منتشر مي‌شود به علت انتشار مطالب موهن نوسازي درباره سيدحسن خميني تشكر كردند. در مطلب اين وبلاگ آمده است: نشريه (...) در شماره دوم خود اغلب مطالب سايت نوسازي درباره سيدحسن خميني و اقدامات غيرقانوني وي را منتشر كرده است. با تشكر از زحمات آقاي (م ر م) دوست عزيز و بزرگوارمان و سردبير اين نشريه و جسارتي كه به خرج داده‌اند، دوستان را به تهيه (...) دعوت مي‌كنيم. گفتني است (م. ر) هم‌اكنون سردبير هفته‌نامه نگاه در وزارت آموزش و پرورش مي‌باشد. اين مطالب در شماره دوم اين نشريه منتشر شده است.

پنجشنبه 1386/12/09 |

 

موج سوم عزل‌هاي وسيع در آموزش و پرورش!

موج سوم عزل‌هاي وسيع در آموزش و پرورش!

 


صداي عدالت نوشته است: در حالي كه وزارت آموزش و پرورش طي دو سال اخير در زمان صدارت محمود فرشيدي دو موج وسيع عزل و نصب‌ها را شاهد بوده است، وزير آموزش و پرورش جديد نيز روز يكشنبه اعلام كرد براي بهبود ساختار آموزشي و اجرايي، برخي از نيروهاي اين وزارتخانه خودبه‌خود كنار خواهند رفت. عليرضا علي‌احمدي، در نشستي با مديران آموزش و پرورش نواحي، مناطق و شهرستان‌هاي استان آذربايجان غربي، افزود: با روندي كه بازسازي ساختار آموزش و پرورش پيش مي‌رود، بعضي از دوستان سكانداري خود را از دست خواهند داد. وي اضافه كرد: من كسي را كنار نخواهم گذاشت، ولي شرايط به گونه‌اي است كه خود آنها كنار خواهند رفت.

پنجشنبه 1386/12/09 |

 

احتمال اعتصاب در مخابرات سنندج

 احتمال اعتصاب در مخابرات سنندج
كار و كارگر نوشت: 200 كارگر مخابرات سنندج نسبت به تغيير در قرار استخدام خود معترضند.
اقبال رضايي، دبير اجرايي خانه كارگر سنندج در اين باره گفت: اين كارگران پيش از اين بصورت قراردادي با شركت مخابرات كار مي‌كردند كه پس از تبديل شدن به كارگران پيماني در اختيار پيمانكار قرار گرفته‌اند.
او گفت: شكايت كارگران در اداره كار اين شهرستان در دست بررسي است ولي احتمال اعتصاب كارگران در صورت عدم تحقق خواسته‌هاي به‌حق دور از انتظار نيست.

پنجشنبه 1386/12/09 |

 

تجمع اعتراض‌آميز مقابل آموزش و پرورش

تجمع اعتراض‌آميز مقابل آموزش و پرورش
صداي عدالت نوشت: جمعي از آموزشياران نهضت سوادآموزي در اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه خود در مقابل وزارت آموزش و پرورش تجمع كرده و خواستار پرداخت حقوق خود شدند. يكي از معترضين گفت: 4 ماه است كه حقوق دريافت نكرده‌ايم و با تجمع هفته قبل در مقابل مجلس، به ما وعده پرداخت حقوق4 ماهه را تا آخر هفته دادند، ولي فقط حقوق يك ماه پرداخت شد و اعلام كردند حقوق 3 ماه آينده را سال بعد پرداخت مي‌كنند.

پنجشنبه 1386/12/09 |

 

ادامه تجمع اعتراض‌آميز دانشگاه تربيت معلم

ادامه تجمع اعتراض‌آميز دانشگاه تربيت معلم

 


اعتماد نوشت: تجمع اعتراض آميز دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران (پرديس کرج) در حالي دومين روز خود را پشت سر نهاد که شب سه شنبه رئيس اين دانشگاه در جمع دانشجويان حاضر شد اما سمت و سوي سخنان وي به سمتي رفت که معترضان تصميم به تداوم تجمع خود گرفتند. دانشجويان تربيت معلم ظهر روز دوشنبه در اعتراض به وضع نامناسب غذا مقابل در اصلي پرديس کرج اين دانشگاه تجمع کردند.

پنجشنبه 1386/12/09 |

 

اقتداراجتماعی یاقدرت سیاسی کدامیک نیکو تراست؟؟!!

اقتداراجتماعی یاقدرت سیاسی کدامیک نیکو تراست؟؟!!        

علی نظری عضوموسس کانون  معلمان مازندران

 

    یادم می آیددرچندسال پیش ودربحبوحه اولین پویش های صنفی معلمان ایراندرجایی خواندم:" بالاخره به حاکمیت ثابت شدکه قدرت تنهادرنهادسیاست نیست ومعلمان نیزمیتواننداقتداراجتماعیشان را فراترازسیاست به رخ همگان بکشانند " و اینگونه شد که بالاخره معلمانی  که تا پیش ازآن وجهه شغلی شان به پشیزی خریده نمیشد گوشه چشمی به آنها شد و لایه های فوقانی قدرت نگاهشان به این قشر عظیم چرخید و این چرخش نگاه ها تا امروزنیز ادامه دارد.

     دیدگاه حاکمیت پیش از این نسبت به شغل معلمی نگاهی دسته دوم و از سر ترحم بود (به دور از تعارفات و اصطلاحات آسمانی ) و به قول پدرآن آقازاده معروف که در جمله ای فرموده بودند:

 "اگر فرزندم کار اقتصادی نکند پس برود معلمی کند! "

     نمونه دیگری بود که اقتدار اجتماعی معلمان را به هیچ می انگاشتند ولی با برگشتن ورق به سود تشکل های صنفی معلمان سراسر کشور به دلیل جذب اعتماد عمومی ناشی از ارزش های اجتماعی شان ناگهان سرو کله سیاست ورزان حرفه ای درمجلس و دولت و...  پیدا شدند و بنای دلجویی و  همکاری با تشکل های معلمی را گذاشتند. البته همگان نیک میدانند که این دلجویی ها و ائتلافات ریز و درشت بابرخی دیگر از اعضای تشکیلات صنفی- معلمی در هنگامه انتخابات افزایش صعودی مییابد.

    سیاست در ایران یعنی همین! سیاست امری روزمره و بشدت قابل انعطاف است و تاریخ مصرف دارد. بعبارت بهتر اگر یک حزب سیاسی از نوع ایرانی آن امروز با یک تشکل صنفی با هویت معلمی زد و بند یا به اصطلاح ائتلاف کندفردا ممکن است با همان تشکل موصوف به رویا رویی و عرض اندام برخیزد.

      این نفس سیاست ورزی ایرانی است. تازه اگر همه قواعدبازی سیاسی را نیزرعایت کنند،رقابت احساسی وسبقت جویی به هرطریق ممکن ازحریفی که پیش ازاین لباس دوست  برتن داشته، امری حتمی و اجتناب ناپذیر است و به قولی رسیدن به هدف در سیاست ایرانی استفاده از هر گونه وسیله ای را جایزمی شمرد. علاوه بر این سیاست در ایران بنیانی در فلسفه ندارد،و بصورت روزمره تعریف میشود.

     این بی بنیانی سیاست ایرانی در فلسفه راه بجایی نخواهدبرد،گرچه تجربه هزار ساله داشته باشد. در یک چنین فضای بدون تعریف و تاریک گام نهادن معلمینی که چم و خم این سیاست احساسی و پر ازدوز و کلک را نداند،حداقل بجز اتلاف وقت و روز مرگی و ریزش عناصر با ارزش تشکل های صنفی معلمان چیزی در پی نخواهد داشت.

    معلم به عنوان یک عنصر خوشنام اجتماعی کارش را با عشق آمیخته و در یک کلمه عاشق استخالق زیبایی ها ولی قدرت سیاسی بیرحم و زمخت است و هیچ عشقی را بر نمی تابد. و دوری و نزدیکی افراد با قدرت متمرکز-که خاص ممالک عقب مانده است- بر اساس نظام محفلی- خویشاوندی و ایدیولوژیک تعیین میشود نه خصایص حزبی و رقابتی! و این با تعریف اقتدار سیاسی مدرن تفاوت بنیادین دارد.در یک چنین ساختار سیاسی واپس گرا چرا برخی از معلمین محترمی که در مبارزات مدنی تشکیلاتی شان اقتدار اجتماعی  خویش را به این زیبایی به اثبات رسانده اند پا به عرصه ای میگذارند که بیش از پیش غبار آلود و ابهام آمیز است؟! خاصه آنکه جماعت معلم ساده و بی پیرایه اند و سیاست در دیار ما متاسفانه بی پدر مادر وعلف هرزه است باید آن علفها را کند و در زمین مساعد تخم سیاست مدرن راپرا کند.

     اما کدام زمین و کدام بذر؟! اگر برخی از دوستان عزیزم بویژه آقای"ب" که من سالها پیش وی را از نزدیک می شناسم و به آگاهی و اخلاصش واقفم از روی اراده شخصی و یا تحت تاثیر فضاسازی دیگران قصد دارند،که با پوشیدن لباس سیاست و احتمالا به حمایت ونمایندگی از معلمین به مجلس بروند.حرفی نیست،ایشان مختارند،که از حق طبیعی شان استفاده کرده،و بعنوان یک شخص حقیقی  کاندیدای مجلس شوند ،ولی نمیتوان از این قضیه ابراز تاثرو افسوس نداشت، که این عمل در کوتاه مدت به ریزش نیرو و انشعاب درتشکل های مختلف صنفی معلمان سراسر کشور خواهد انجامید.

     شاید گفته شود که وادی سیاست در دیار ما خاص کسانی است، که چونان کاوه آهنگر قهرمانانه بر سر ضحاک فرود آید، و همچون مصدق با یک اقلیت در مجلس قانون ملی شدن صنعت نفت را تصویب  نماید، که این را همگان میدانند که دوره قهرمان سالاری گذشته و کسی را یارای این کار نیست. یا اینکه همانند بسیاری از دیگر نمایندگان قبلی و فعلی که همواره علم مخالفت با سیاست های ضد مردمی داخلی و خارجی را بر می افراشتند به نطق های پیش ازدستور کمیسیون اصل 90 نشست های مختلف در کمیسیون ها و ارتباطات مردمی شان بسنده کنند و دست آخر بگویند که مادر اقلیتم و کاری از دستمان بر نمیاید و کاملا قابل توجیه است؟

    مگر ایشان چقدر از آقایان "ش" و "الف" (یکی ازنمایندگان) قوی تر هستند؟! مگر آنها چه نکردند که آینهابکنند؟ و چه کردند که آنها نکنند؟ البته خیلی خرسند خواهیم شد که برخی از دوستان وهمکاران عزیز قامت خوش تیپ یک نماینده مجلس را پیدا کنند ولی به چه قیمتی؟! به قیمت استحاله نیروهای خوش فکر در مجلس بی یال و دم و اشکم ،و یا انفعال در برابر قدرتی که به هیچ کس هر چند قدرتمند اجازه عرض اندام نمیدهد؟ و یا به قیمت ریزش نیروهای با ارزش اجتماعی و انشعاب در تشکیلات مستقل معلمی؟!

در سطور پیشین به وجه اثباتی پرداخته شد، و از این موضوع چیزی نگفته ایم که بسیار اتفاق افتاده است که دوستان و یاران قدیم وقتی به قدرت سیاسی می رسند قوه بیاد سپاری شان کاهش مییابد و در بر خورد اتفاقی با آنان می خواهند وا نمود،کنند،که دارند به مغزشان فشار می آورند،که دوستان را کجا دیده اند؟! قدرت شیرین است. یک ضرب المثل عربی هست که میگوید:

   "اگربه یک بوزینه قدرت بدهندهمه دربرابرش کرنش می کنند."واین گونه نگرانی ها موجدد نبا ی قدرت غیرمتمرکزو توزیع شده  در دنیای مدرن شده است، ولی این قدرت غیرمتمرکزومتکثرچه ارتباطی بامادارد؟!قدرت درممالک توسعه نیافته قدرت عریان است، نه اقتدارکه وجهی مثبت ومطلوب رادراندرون خوددارد.درمجلس مااقتدارنیست بلکه این قدرتهای درونی وبیرونی مجلس هستند،که برآن تاثیرمی گذارندوخلاصی ازاین قدرتهای پررمزو رازکارهیچکس نیست.

    نگرانی ما این است که به چشم خود می بینیم، به این شیوه حضوریافتن دوستانمان تنها تجربه دیگران می شوند،ودیگر هیچ،وتاوقتی که مجلس ماساختاری دموکراتیک نیابدوازحالت فرمایشی خارج نشود.توصیه بنده به دوستان نامزدبرای مجلس این است که درحوزه اقتداراجتماعی شان باقی بمانند و مادام که نهال تشکیلات صنفی  شان را به درختی تناور در نیاورده اند،زود است که به قدرت سیاسی بیندیشید.

    کلام آخر اینکه مشکلات معیشتی – منزلتی فرهنگیان میهن ما تنها با یک مجلس و با یک دولت و حتی با مجموعه این دو نهاد حل نمی شود ،بلکه یک عزم ملی را می طلبد .

    مطالعه و بررسی جامعه شناختی معاصر در ایران دال بر وجود یک عزم ملی در لایه های مختلف مردمی است، ولی متاسفانه دولت ها و مجلسین و مابقی نهادهای ذی نفوذ که تاثیرات شگرفی بر تصمیم گیری ها و سیاستگزاری های کلان مملکتی دارند ، تاکنون عزم خود را به منظور رفع این معضل ملی جزم نکرده اند،و ظاهرا قرار نیست که این همت ملی در فرآیند (دولت-شهروند)به دلیل ساختار نیمه سنتی آن ، صورت گیرد و همچنان در روی همان پاشنه ای میچرخد که در این صد سال اخیر چرخیده است، اینچنین مباد !

چهارشنبه 1386/12/08 |

 

حمايت از معلمان؛ علت ردصلاحيت

حمايت از معلمان؛ علت ردصلاحيت
اعتماد ملي نوشت: يكي از نمايندگان مجلس هفتم مي‌گويد: به‌علت حمايت از معلمان تحصن‌كننده مقابل مجلس ردصلاحيت شده است. شهريار مشيري نماينده بندرعباس گفته است هيات‌هاي اجرايي به وي گفته‌اند به علت حمايت از دانشجويان معاند نظام ردصلاحيت شده،‌اما هيات نظارت اخير انتقاد از دولت و حمايت از معلمان متحصن را نيز به آن اضافه كرده است.

چهارشنبه 1386/12/08 |

 

چهارمین نطق پیش از دستور در مجلس هفتم

چهارمین نطق پیش از دستور در مجلس هفتم ساخت PDF چاپ

انتقاد شديد اكبر اعلمی از عملکرد احمدی‌نژاد و مصباح يزدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

 

*شاه هم خود را نظر کرده خدا و پیامبر می دانست.

*حمله شديد اكبر اعلمی به احمدی‌نژاد و مصباح يزدی

 کسانی که مذاکرات مجلس ششم را پی گرفته­اند، احتمالاً بیاد دارند که پس از معرفی کابینه دوم جناب آقای خاتمی رئیس­جمهور محترم وقت، به رغم انتساب اینجانب به اردوگاه اصلاحات و اکثریت آن مجلس، بدلیل شناختی که نسبت به وزرای پیشنهادی داشتم با ادبیات نسبتاً تند و گزنده ولیکن مشفقانه و مشحون از صداقت، طی نطقی به مخالفت با ترکیب کابینه معرفی شده پرداخته و به رئیس جمهور محترم هشدار دادم که باتوجه به پیشینه و عملکرد بعضی از وزرای پیشنهادی در رسیدن به مقصد و مقصود اصلاحات مورد نظر مردم، ناکام خواهند ماند. متأسفانه نتایج انتخابات شوراها، مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری درستی پیش­بینی آنروز بنده را ثابت کرد.

 پس از معرفی کابینه نهم به مجلس چه­بسا خیلی­ها انتظار داشتند که اینبار نیز همچون گذشته و شاید گزنده­تر از نطق آنروز دوباره به مخالفت با کابینه آقای احمدی­نژاد بپردازم. اما از یکسو گمنام و ناشناخته بودن وزرای پیشنهادی و عملکرد آنها و اعتقاد براینکه هیچکس از مادر، رئیس­جمهور و وزیر و وکیل متولد نشده و نخواهد شد و از سوی دیگر رویکرد فسادستیز و ساده زیستی و عدالتخواهانه، شعارهای دولت نهم، مرا برآن داشت که مدتی سکوت اختیار کرده و نظاره­گر اعمال و رفتار دولت جدید باشم. اکنون با گذشت بیش از چهارماه از تشکیل این دولت و آشکارشدن بعضی از آثار و پیامدهای ناشی از آن و بویژه تحریکات و تحرکاتی که اخیراً علیه مجلس صورت گرفته است لازم است به چند نکته اشاره نمایم:

1 ـ می­گویند «درمیان آمال و آرزوهای بی­پایان بشر، هوس قدرت از همه نیرومندتر است» شاید به­همین سبب برتراند راسل فیلسوف معاصر نیز نتیجه می­گیرد که «قدرت همراه با عظمت برترین آرزوی نوع بشر است». در فرهنگ سیاسی نیز از قدرت بعنوان اصلی­ترین شرط موجودیت دولت ـ کشور یاد می­شود. بنحویکه «دولت ـ کشور را سازمانی واجد قدرت هنجاری» بیان کرده­اند. به این اعتبار گاهی ممکن است که بلندی قامت و قدرت بدنی یک فرد، عامل تکوین شخصیت و مبنای قدرت او شود و گاهی نیز اشخاصی نظیر ناپلئون که دارای جثه بسیار کوچکی بوده­اند به روشهای دیگری متوسل شوند که سایرین از آن بی­نیازند. برخی نیز برای جلب نظرات دیگران به شخصیت خود ممکن است مانند «ژاندارک» وانمود نمایند که با یک منبع قدرت خارج از دسترس بشر رابطه دارند تا از این­ طریق برای خود نفوذ و شخصیت برتر کسب نمایند.

بعنوان مثال در رژیم سابق که مجموعه­ اقتدار سیاسی به شاه تعلق داشت و او بدلایل موروثی همه قدرت خود را به خداوند و مشیت الهی نسبت می­داد، لاجرم برای مشروعیت بخشیدن هرچه بیشتر به قدرت خود و اقناع مردم به موازات بهره­گیری از منابع و ابزارهای ارعاب، به اشاعه خرافات نیز مبادرت می­ورزید و با استخدام آخوندهای درباری آنها را وادار می­کرد تا در منابر و معابد برای شاه اسلام­پناه دعا کرده و از عدالت و عدالتخواهی او و اینکه کمربسته و نظرکرده از سوی خدا و پیامبر و ائمه اطهارند، سخن بگویند. دیری نپایید که با خلاصه شدن قدرت در شاه و بسیج همه امکانات برای توجیه و مشروعیت بخشیدن به این قدرت، با فساد و استبداد و جهل آمیخته شد و عاقبت، اسباب فروپاشی سلطنت او را فراهم ساخت.

به این اعتبار گرچه متعاقب نوزایی جامعه در سال 1357 و انتقال حاکمیت مطلق از شخص به نهاد و از شاه به ملت، تفکرات شهریاری جای خود را به کلیتی بنام ملت داد و حاکمیت مطلق به حاکمیت ملی مبدل گردید و قدرت نامحدود، تجزیه و میان قوای حاکم و دستگاههای حکومتی ناشی از اراده مردم توزیع شد، لیکن در صورت غفلت، بازگشت بهمان مناسبات قبل از انقلاب امری غیرقابل اجتناب است.

متأسفانه اشتیاق بیش از حد آقای احمدی­نژاد در توسل به روشهای پوپولیستی و اصرار مفرط به توسعه و انعکاس برنامه­های تبلیغاتی­اش و تقدس بخشیدن به خود و رفتارهایش و آسمانی جلوه دادن مسائل زمینی مربوط به خود می­تواند شائبه تلاش رئیس­جمهور محترم و بعضی از اطرافیانش را در توسل به یک منبع کاذب قدرت بمنظور کسب شهرت و شخصیت برتر را بیش از پیش تقویت کند. بعنوان مثال با وصف اینکه مقامات دولتی خود اعلام می­نمایند که در سالجاری با (8) هزار و (500) میلیارد تومان کسری بودجه مواجه بوده و قادر به اجرای پروژه­های عمرانی کارشناسی شده و اولویتهای قانونی مصوب مجلس نیستند، ایجاد تعهدات جدید در سفرهای استانی بدون درنظر گرفتن اولویتها و مشخص شدن منابع، می­تواند پاسخی احساسی به نیازهای احساسی مردم و اقدامی درجهت تقویت خود بجای تقویت نظام و به قیمت خدشه به مناسبات قانونی و مشارکتی ناشی از حاکمیت ملی و نقض اصول (48)، (52) و (55) قانون اساسی و نیز مفاد جزء (3) بند «ج» ماده (10) و مواد (31) و (32) قانون برنامه چهارم توسعه و تبصره (2) قانون بودجه سال (84) بشمار آید.

2 ـ جواهرالاخلاق می­گوید: «قوت و قدرتی که از اندیشه درست و حسن تدبیر برآید از هیچ شجاع یگانه و دلیر فرزانه­ای نیاید» و کنفوسیوس نیز براین نکته تأکید می­کند: «کسی که دوربین نباشد گرفتار خطاهای نزدیک می­شود» دوربینی کلید پیش­بینی و پیشگیری است. درواقع اغلب بزرگان، مآل­اندیشی را از خصلتهای فرزانگان معرفی می­کنند. براین اساس در شرایطی که سیاست خارجی کشور بیش از یک دهه معطوف به خروج از انزوای بین­المللی و جایگزینی مذاکره بجای مقابله بوده است و در طول این مدت دیپلماسی کشور کم و بیش در جستجوی یافتن روشهایی برای تبدیل تهدیدها به فرصتها و پیشگیری از مبدل شدن فرصت به تهدید بوده است و مهمتر از همه در وضعیتی که جهت استیفاء حقوق هسته­ای خود، دروازه­های کشور را به قیمت زیرپا نهادن اصل حاکمیت ملی به روی بیگانگان گشوده­ایم تا به دنیا مراتب صلح­طلبی خود را ثابت نماییم و در شرایطی که علی­رغم نشان­دادن (27) سال حسن­نیت به کشورهای عرب منطقه همچنان شاهد موضعگیریهای خصمانه بعضی از آنها علیه ایران می­باشیم آیا اتخاذ مواضعی که دستاورد عمده آن بشرح زیر بوده است می­تواند دلیلی بر دوراندیشی و تأمین­کننده مصالح ملی محسوب شود؟

ـ سرازیر شدن سرمایه­های هنگفت یهودیان و صهیونیستهای نقاط مختلف دنیا بسوی اسرائیل برای تقویت این رژیم و در اولویت قرارگرفتن مسأله امنیت اسرائیل و دفاع نظامی در نزد مردم این کشور.

ـ محکومیتهای مکرر دولت جمهوری اسلامی توسط دولتها، سازمانها و مجامع مختلف.

ـ تقویت طرفداران سختگیری علیه ایران.

ـ احضار سفرای جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف.

ـ بلوکه شدن صدها میلیون دلار داراییهای ایران در ایتالیا.

ـ لغو سخنرانی رئیس­محترم مجلس شورای اسلامی در دومای روسیه.

ـ جنگ­طلب معرفی شدن ایران در نزد افکار عمومی و پیامدهای مشابه دیگر.

3 ـ متعاقب سخنان آیت­الله مصباح­یزدی در همایش هماهنگی و همدلی نیروهای انقلاب در موضوع انتخابات خبرگان رهبری مبنی بر اینکه «من و شما برای کمک به احمدی­نژاد باید دقت کنیم تا عده­ای در اوضاع مملکت خلل ایجاد نکنند» اخیراً شاهد تحرکاتی علیه مجلس بودیم. از طرفی دیدارهای نامتعارف رئیس محترم جمهور و اعضاء دولت با آیت الله مصباح­یزدی این شائبه را تقویت می­کند که دولت از طریق ایشان تغذیه تئوریک شده و رهنمودها و قرائت وی از اسلام را نصب­العین امور خود قرار­ می­دهند. نظر به اینکه در نظام سیاسی ایران قوای حاکم عبارتند از قوه مقننه، قوه مجریه و قضاییه که زیرنظر ولی­فقیه و مقام رهبری انجام وظیفه می­کنند و دولت در انجام وظایف قانونی خود تابع روابط و مناسبات مذکور در قانون اساسی است و در همین راستا ناگزیر به تمکین از رهنمودهای مقام رهبری و مجلس شورای اسلامی است از اینرو هرگونه دخالت احتمالی شخصیتهایی نظیر آقای مصباح در شؤونات کشورداری، آنهم هم­ عرض با رهبری فاقد وجاهت قانونی و منطقی است. قرائت آیت الله مصباح یزدی از اسلام که آثار نامیمون آن در نفی جمهوریت توسط یکی از شاگردانش ظهور و بروز یافته و اشتیاق ایشان به تأسی از مرحوم نواب صفوی در امر کشورداری و نیز تشکیل گردانهای استشهادی منسوب به وی حساسیت این قبیل مناسبات نامتعارف را دوچندان می­کند. اکنون باتوجه به مراتب فوق­الذکر به دولت جدید نیز خاضعانه اعلام می­کنم که درصورت تداوم مناسبات اشاره شده و روند جاری، کشور در آینده نه چندان دور با بحرانهای جدی مواجه خواهد شد. از اینرو بر دولت لازم است که بجای پرداختن به فروع و امور سطحی و عامه­پسند در پرتو نظارت عالیه مجلس و تمکین از قوانین موضوعه اهتمام خود را صرف اصول و امور بنیادی و اصلاح ساختارهای اقتصادی بشرح مقرر در قانون اساسی نماید.

«و عسی ان تکرهوا شیئاً و هو خیرلکم و عسی ان تحبوا شیئاً و هو شر لکم والله یعلم و انتم لا تعلمون».

 

ماخذ:خبرگزاری ایسنا 11/10/84_ كدخبر: 8410-05722، فارس شماره خبر:8410110024 و ایرنا

چهارشنبه 1386/12/08 |

 

تجمع صنفی خلبانان


 

نواندیش : جمعی از خلبانان شرکت هما روز گذشته تجمعی صنفی برگزار کردند.

در این تجمع که در محل سالن آمفی تاتر این سازمان برگزار شده بود ، حاضرین بر ضرورت رسیدگی به مشکلات خود به ویژه میزان حقوق و دستمزدها تاکید کردند.

شنیده شده است که خلبانان حاضر رفع مشکلات خود را از جمله عوامل موثر در تامین سلامت پروازها  عنوان کرده اند.


نظر شما در مورد این خبر
نام
 
نظر
 
 
نظر کاربران در مورد این خبر :
علي
نام :
 
حالا كه خلبانان هم از حقوق خود ناراضي هستند ديگه كي راضي است واقعا اوضاع خيلي قمر در عقرب است
نظر :
 

دوشنبه 1386/12/06 |

 

نامه سيد مجتبي ابطحي

به نام خداوند جان و خرد

 

معاونت محترم برنامه ریزی ونظارت راهبردی ریاست جمهوری

   با سلام

     عطف مرقومه شماره 127461/1604 مورخ 16/10/86 به استحضارمی رساند با توجه به ماده 10 آئین نامه هیأت عالی نظارت مصوب 12/3/73 این که فرموده اند «در صدور رأی معترض عنه تخلفی از مقررات  و موازین قانونی مشاهده نگردیده »خلاف قانون و ماده 22 قانون آئین دادرسی به تخلفات اداری می باشد و اصلاحیه مورخ 31/5/74 و موضوع ماده 37 آئین نامه می باشد.

     آن معاونت می تواند و باید نسبت به ابطال آراء هیأت های بدوی و تجدید نظر اقدام نماید.( البته به دلایلی که در زیر می آید)

     ضمنا برابر بند الف و ب و ج  و دو تبصره 1 از ماده 22

     تبصره 4 ماده 22 و ماده 19 رسیدگی به تخلفات اداری و ماده 24 قانون رسیدگی به تخلفات اداری ضمنا برابر فراز 4 از ماده 22 (انتخاب و اعزام بازرسان )

     1- تقاضای اعزام بازرس به محل و انجام تحقیقات و رسیدگی کامل را دارم .(برابر تبصره 3 ماده 22 قانون موصوف لطفا یک برگ تصویر صورت جلسه محکومیت اینجانب در هیأت عالی نظارت را به اینجانب مرحمت فرمایند . به نظر می رسد آن دبیر خانه برای رفع تکلیف هیچیک از تکالیف قانونی خود را در مورد پرونده اینجانب انجام نداده و برای از سر وا کردن مبادرت به نگارش نامه فوق الاشعار نموده است.

      2- و بنا به اشارات فوق تقاضا اعاده دادرسی و رسیدگی به پرونده خود را دارم  و به استحضار می رسانم ظاهراَ جرم این جانب فقط این بوده که خواستار اجرای  قانون خدمات کشوری شدم. و سایر گزارش ها، بی اساس می باشد  و لذا اصلا مناسبتی بین اتهام و محکومیت وجود ندارد که این خود خلاف فاحش در آئین دادرسی است .

    3- موافقت مسئولان ذیربط در آموزش و پرورش مدخلیتی در اصدار حکم ندارد چون بدیهی است آنها طرف دعوا هستند و حکم خود را نقض نمی­کنند .

    4- محکومیت در مرجع قضایی خود روند دیگری داشته که منتهی به صدور حکم نگردیده است  و در هر صورت ربطی به تخلفات اداری نمی تواند داشته باشد چون برای یک اتهام یک حکم جایز است نه چند حکم و رسیدگی به تخلفات هیأت های بدوی و تجدید نظر قوه مجریه در صلاحیت هیأت عالی نظارت می باشد و قوه قضائیه را صلاحیت و مدخلیتی در آن نیست.

                                               با احترام سید مجتبی ابطحی فروشانی

یکشنبه 1386/12/05 |

 

تشكر و تقدير داني

به نام خداوند جان وخرد

ما تشكل هاي شمال و شمال غرب ايران سپاس و تشكر خود را از كادر زحمت كش و شريف و پر تلاش بيمارستان شفاي ساري در تلاش براي بهبودي دوست و همكارمان حناب آقاي حميد رحمتي به خدمت تمامي پزشكان - كادر پرستاري و كليه عزيزاني كه در اين مدت قبول زحمت نموده و جان معلمي شجاع و غرتمندي را نجات داده اند اعلام نموده و از درگاه خداوندي براي ايشان سلامت كامل آرزومنديم

كانون صنفي معلمان استان اردبيل - آذربايجان شرقي - آذربايجان غربي - كردستان - زنجان - گيلان

یکشنبه 1386/12/05 |

 

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران ( 5 )

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران ( 5 )

يكي از مهمترين دستاورد تشكيل كانون هاي صنفي اين بود كه بيشتر معلمان متوجه شدند كه با اتحاد و يكدلي بسياري از مشكلات صنفي قابل طرح و حل شدني است . در اوايل كار عده زيادي از فرهنگيان با شك و ترديد به اين حركات نگاه مي كردند و اميد چنداني به تداوم اين حركات نداشتند و بسياري هم در اثر تبليغات مخالفين تشكيل كانون از پيوستن به اين تشكل قانوني مي ترسيدند .

پيوستن آرام ؛ آرام معلمان به اين حركت حق طلبانه نشان از درستي راه و صداقت پيشروان اين مسير پر دردسر بود . معلمان با فرهنگ با دقت پيگير مسايل بودند و هر كدام از آنها تحليل خويش را از جريان داشتند . بحث بر سر راهكارها و پيشنهاد راههاي جديد به فعالان نشان از حساسيت قضيه در بين فرهنگيان داشت .

استقبال كم نظير فرهنگيان از دعوت كانونهاي صنفي و شركت در مراسمات تعيين شده از طرف اين تشكل فعالان و مسئولان كانون هاي صنفي را بيش از پيش به فعاليت وامي داشت .

در اوايل كار پخش بيانيه ها در بين مدارس يكي از بزرگترين مشكلات كانون ها بود ولي بعد از مدتي خود معلمان بطور خود جوش اقدام به تكثير بيانيه نموده و هر كدام در مدرسه خود پيام رسان كانون بودند . كسانيكه فيلم اولين انتخابات كانون صنفي معلمان اردبيل را ديده اند بي گمان آن را هرگز فراموش نخواهند كرد معلمان اردبيل صحنه اي را آفريدند كه براي هميشه تاريخ در استان ما خواهد درخشيد . وقتي كه در يكي از نشست هاي سراسري در تهران اين فيلم نمايش داده شد حدود چند دقيقه صداي تشويق حاضران در سالن بزرگ طنين انداز بود .

چنين صنحه هاي بي گمان در اكثر استانهاي كشور رخ داده و معلمان با علاقه و جديت در انتخابات كانون هاي صنفي خود نقش فعالانه اي داشته اند براي همين هم است كه امروزه در اكثر استانها فعالان كانون از احترام و حرمت بسياري در بين معلمان برخودارند .

هر چند دولت آقاي دكتر احمدي نژاد كانونهاي صنفي معلمان را تحمل نكرده و بر خلاف قانون از فعاليت قانوني تنها تشكل به حق بيش از يك ميليون معلم با وجود اخذ مجوز رسمي و قانوني از وزارت كشور تمامي كانونها را به تعطيلي كشانده ولي فعالان و اعضاي كانونها هم در تمامي اين مدت زمانب منتظر پاسخگويي به اين ظلم هستند و تاريخ در مورد اين رفتار دولت نهم قضاوت عادلانه اي خواهد نمود . بدترين رفتار در طول تاريخ ايران زمين از سوي دولت عدالت محور و در سال اتحادملي بر معلمان ايران انجام گرفت و بطور حتم نام فرشيدي هرگز به نيكي در اين كشور ياد نخواهد شد و روزي ايشان و معاونين ايشان بايد در يك دادگاه محاكمه و به شديدترين جرمها محكوم شوند تا ديگران هم بدانند و درس عبرت بگيرند كه با قانع ترين و شريف ترين قشر جامعه اسلامي چه رفتاري شده ؟ !!!!

ادامه دارد ...............

یکشنبه 1386/12/05 |