كشمكش مدل ۸۶
دوبـاره انتخــابـاتی عَلـَم گشت!
دل دشمن پـر از درد و ورم گشت!
در این سالی که میهن بی تپش بود،
تمامِ جیب ها جايِ شپش بود
)شپش هايِ شلنگ اندازِ پُر رو،
معلّق ها زدند این سو و آن سو،
همه، قبراق و مست و شاد و شنگول،
به يُمنِ جيب هايِ سخت بي پول،
سه قاپ انداز گشته تويِ هر جيب،
همه ويراژ دِه:« بيب بيب بيب بيب!»)
بحمدالله، سالی پر جهش شد
میانِ مفتخورها کشمکش شد!
به خود گویم: «عجب حال و بساطی است!
چرا اوضاعِ ما این جور قاطی است؟!
چرا این مملکت صاحب ندارد؟!
که گَرد از گُرده یِ خائن برآرد؟!
درِ دیزی، چرا همواره باز است؟!
زبانِ گربه ها این سان دراز است؟!
چرا دكّانِ وعده، باز وا شد؟!
بسي فيلِ خفن، هرجا هوا شد؟!
"اصولی" باز این سو می کِشَدمان
به صد وعده اصولی می کُشَدمان!
چو اصل مهرورزي، برملا شد
هزاران درد از ملّت دوا شد!
عدالت محوري، صدرِ امور است
كسي كان را نبيند، سخت كور است!
فساد و جهل گردد ریشه کن باز
تورّم می کند زین مُلک پرواز!
سخن از "هسته"و از "دسته"گوید
گهی واضح، گهی سربسته گوید!
در آن سو، "جبهه ی دوم" سرِ پاست
ز اصلاحات و قانون؛ بس سخن هاست!
همـان لبخندهـایِ بی بهانه
به یمنِ گفتمــانی عاشقانه!
دوباره حافظ و آن شور و حالش،
به اعجاز کلامِ بی مثالش،
شـــود همـــراهِ دلســـوزانِ ملّت
ز "آزادی" شود هر روز صحبت
خلاصه، هر یکی سازی زند نیک
سر و گوشَت شود زین ساز، تحریک!
برقصـــاند تو را از بام تا شـــام
به آهنگ دیریم دام دام دارام دام!
دگر خوش بخت گشتی؛ جای شادی است!
اگرچه از سرت، این ها زیادی است!
وطن را؛ نخبگان بر صدرِ كارند
وزین اعجازها بسيار دارند!
حراجِ نخبگان این جاست، ياران!
گلستان گشته سر تا پايِ ايران!
همه آرند نان و شغل و مسكن
شود چشمانِ تو، زين وعده روشن
بـرايِ روزگـــاری مــاه، عــــالي،
كِشی هِي نقشه هايِ خشك و خالي!
بَبَه بَه بَه! بَبَه بَه بَه! بَبَه بَه!
چَچَه چَه چَه! چَچَه چَه چَه! چچه چه!»
در این حال و هوا، ناگاه از غيب
خطاب آید که« هِـی! زين سان مكن عيب!
الا ای وصله یِ ناجورِ ناشور
الا بدپیله یِ بدپوزِ مزدور،
تو که خود از ازل، تعطیــــل بودی،
سـزاوارِ کلنگ و بیــــل بودی،
تو که حالت هماره خیطّ و پیط است
چرا گویی که وطن را وضع، خیط است؟!
دگر خوش تر از این، میرزا قَشَََم شَم؟!
بفرما مرگ و قبرستان؛ فدات شم!
اگر داري تو عقل و دانش و هوش
بخر يك قبرِ زيبا، زود بپر توش!
مگو امسال میهن بی تپش بود
تمامِ جیب ها، جایِ شپش بود
بگو: «شكر خدا، كز لطفِ دولت
ميانِ آن شپش ها كشمكش بود!»