تبليغاتX
قلم معلم
قلم معلم

کانون صنفی معلمان اردبیل
 
 

تا زمانیکه هفته نامه قلم معلم توقیف هست برای زنده نگهداشتن یاد آن هفته نامه و زحمت کشان آن این وبلاک با این نام ادامه خواهد یافت شاید روزی تغییر نام دهیم .
mr.bem4r@yahoo.com

 

موضوعات

اطلاعیه ها

بیانیه ها

احبار تشکل ها

اساسنامه کانون های صنفی معلمان

شرایط عضویت در کانون صنفی معلمان اردبیل

نمونه های از مکاتبات

مطالبات معلمان

اخبار آموزش و پرورش استان

اخبار وزارت آموزش و پرورش

مقالات

شماره حساب کانون صنفی معلمان اردبیل

مسایل و مشکلات آموزش و پرورش

اخبار جلسات شورای هماهنگی

معرفی کانون های صنفی معلمان سراسر کشور

اخبار بازداشتی ها و زندانی های معلمان

فعالیت کانون صنفی معلمان اردبیل

اساسنامه شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان

کمک به معلمان آسیب دیده

مبارزه با فیلترینگ

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

وب سايت شخصي دكتر اكبر اعلمي

کانون صنفی معلمان ایران شاخه ی کردستان

سپاس معلم

کانون صنفی معلمان ایران (تهران )

خبرنگار قلم معلم

قلم معلم نشريه هفتگي

وبلاك معلمان حق التدريس

فرياد معلمان

صداي معلم

گچ ودل فرهنگيان ايران

کانون صنفي فرهنگيان خراسان

بانک اطلاعات آموزش و پرورش ايران و جهان

اتحاديه وبلاگ نويسان فرهنگي بلاگفا

آموزش نيوز

كانون صنفي معلمان استان اردبيل

مهين بلاگ

كانون صنفي معلمان كرمانشاه

كانون صنفي فرهنگيان خميني شهر

نداي معلمان مشگين شهر

فرياد معلم

معلم آزاده

فرهنگيان بدبخت و بيچاره

معلم خبرنگار

خبرنگار قلم معلم

انجمن فرهنگیان آزاد

شيرزاد عبداللهي

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

اطلاعیه

تجمع معلمان اردبیل

فراخوان برای اجرای نظام هماهنگ فرهنگیان گرامی، یاران ارجمند :

اطلاعیه

سه خبر از استان اردبيل

درخواست نشست اضطراري

از اینجا بخوانید

سازمان دیده بان حقوق بشر نسبت به صدور حکم اعدام برای فرزاد کمانگر،اعتراض کرد

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران ( 9 )

پاسخي به چگونگي مصرف درآمد نفت؛معماي فراواني

 
 

 

پنجشنبه 1386/10/27 |

 

فرشیدی را رفتند!

فرشیدی را رفتند!

مشاور وزیر آموزش و پرورش : در حالی استعفا داده شدی که روسفید بودی

آغاز موج سوم تغییرات دولت با استعفای فرشیدی
ابوترابی فرد : خبر استعفای فرشیدی کذب است
معاون وزیر آموزش و پرورش : خبر استعفاي فرشيدي را در سايت‌ها خواندم
‌هيئت دولت در جلسه امروز با فرشيدي خداحافظي كرد
مشکلاتی بین دولت و آموزش و پرورش وجود دارد
استعفای وزیر آموزش و پرورش عجیب است
استعفای فرشیدی تکذیب شد
عضوكميسيون فرهنگي مجلس: "فرشيدي" انتظارات كميسيون را برآورده نكرد
وداع فرشيدي با كاركنان آموزش و پرورش در نمازخانه
استعفاء وزیر آموزش و پرورش و بی خبری معاون اجرایی رئیس جمهور !
خداحافظي فرشيدي و تکذیب استعفاء !
پیامک و خبر استعفاي وزير آموزش و پرورش برای نمایندگان
تلفن همراه خاموش معاونان وزیر آموزش و پرورش !
رييس دانشگاه پيام‌نور به هيات دولت رفت
واکنش علیخانی به استعفای فرشیدی : ضعیف تر از هر وزیری ، وزیر علوم است
استعفا فرشيدي براي سرعت بخشيدن به حل مشكلات آموزش و پرورش و فرهنگيان
فرشیدی به درخواست رییس جمهور استعفا کرد
استعفاي فرشيدي از سوي رئيس جمهور پذيرفته شد
استعفاي دسته جمعي معاونان وزارت آموزش و پرورش تکذیب شد
اشتباه يك كارشناس روزي يك ميليون تومان به آموزش و پرورش خسارت زد
وزيري «ساختارشکن» براي آموزش و پرورش مي خواهيم
معاون اجرايی رئيس جمهور : وزير آموزش و پرورش استعفاء نداده است

چهارشنبه 1386/10/26 |

 

مروري بر آمدن و رفتن وزير آموزش و پرورش

مروري بر آمدن و رفتن وزير آموزش و پرورش     

وزارت نيمه‌كاره فرشيدي!    

شيرزاد عبداللهي 

محمود فرشيدي بعد از گرفتن راي اعتماد از مجلس هفتم نويد تحولي عظيم در آموزش و پرورش را داد. وي در نخستين مصاحبه خود گفت:<الحمدلله الا‌ن ... و بايد روي ايمان دانش‌آموزان كار كنيم. فرشيدي عضويت در انجمن حجتيه را كه از سوي يكي از نمايندگان مطرح شده بود رد كرد. پيش از او علي‌اكبر اشعري نتوانست راي اعتماد نمايندگان را براي استقرار در ساختمان خيابان قرني كسب كند. رئيس‌جمهور در معرفي فرشيدي گفت: <من حداقل 15 نفر را براي تصدي اين مسووليت مورد بررسي قرار داده‌ام. فرشيدي عمر و زندگي خود را در اين وزارتخانه سپري كرده است و يك عنصر فرهنگي است.>

بازگشت به دهه 60

به اين ترتيب روز 18 آبان 84 مدير مجتمع آموزشي غيرانتفاعي معلم در شمال غرب تهران كه تنها در سال‌هاي اول انقلا‌ب چندسالي در مديريت‌هاي مياني آموزش و پرورش خدمت كرده بود در سن 54 سالگي با 136 راي موافق بر صندلي وزارت پردردسرترين دستگاه كشور جلوس كرد. او دوستان قديمي خود را كه برخي از آنها سال‌ها پيش بازنشسته شده بودند، فراخواند و با سخاوتمندي آنها را به پست‌هاي معاونت و مديركلي گماشت. مهم‌ترين كار فرشيدي عزل تقريبا تمام مديران سابق از معاونت وزير تا رياست مناطق بود. يكي از نمايندگان مجلس در اين خصوص گفت: فرشيدي زمين آموزش و پرورش را شخم زد. اكثر مديران جديد غريبه‌هايي بودند كه تسلطي بر امور تحت مديريت خود نداشتند. مهم‌ترين ويژگي آنها عضويت در حلقه ياران ديروز و امروز فرشيدي بود. فرشيدي ميراث 16 سال مديريت دولت‌هاي قبلي را به شدت رد مي‌كرد و معتقد بود كه در اين 16 سال از تعليم و تربيت اسلا‌مي غفلت شده و رسالت او اين است كه بار ديگر آموزش و پرورش را به دوران خلوص انقلا‌بي و مديريت ايدئولوژيك اوايل دهه 60 بازگرداند. الگوي آرماني او، مدارس علوم ديني بود. او بارها از ائمه جمعه و علما دعوت مي‌كرد كه وارد سيستم آموزشي شوند. امام جمعه اصفهان در پاسخ به دعوت فرشيدي از علما گفت: چون طلبه به اندازه كافي در حوزه‌ها وجود ندارد، آموزش و پرورش با ايجاد مراكز خاصي معلمان را تحت آموزش طلبگي قرار دهد. در دوره فرشيدي دعواي مكتب و دبستان بعد از صد سال زنده شد. ‌

حرف‌هاي شنيدني

سخنان فرشيدي در مراسم رسمي و به‌خصوص در حاشيه جلسات همواره باعث شگفتي خبرنگاران مي‌شد. يك بار فرشيدي خود را موفق‌ترين وزير آموزش و پرورش بعد از انقلا‌ب ناميد. بار ديگر ادعا كرد كه در يك سال دوره وزارت او به اندازه 16 سال كار شده است. بعدازظهر روز 23 اسفند 86 در حالي كه ده‌ها معلم در خيابان‌ها بازداشت شده بودند، در برابر ده‌ها خبرنگار خبر دستگيري معلمان را تكذيب كرد. در شرايطي كه اكثر معلمان و همه فعالا‌ن صنفي و بسياري از نمايندگان خواستار استيضاح و بركناري فرشيدي بودند بار ديگر در ارديبهشت 86 رئيس‌جمهور به ساختمان هرمي مجلس رفت و از عملكرد وزير خود دفاع كرد. ‌

علي احمدي، فردي كه قرار است بر صندلي فرشيدي تكيه بزند، برنامه‌هاي خود را براي وزارت آموزش و پرورش اعلا‌م كرده است. فرشيدي نيز از ديروز تا چند روز آينده همه برنامه‌هاي خود را در وزارتخانه لغو كرده و در آنها شركت نخواهد كرد. هيچكس به درستي نمي‌داند كه دليل واقعي استعفاي فرشيدي چيست. اختلا‌ف سياسي منتفي است. او برگزيده احمدي‌نژاد بود و همه موجوديت سياسي او مرهون كسي است كه او را از پشت ميز مديريت مدرسه به وزارت رساند. برخلا‌ف تصور برخي از همكاران، هيچ دليلي در دست نيست كه بر اساس آن استعفا و يا بركناري فرشيدي را نوعي عقب‌نشيني دولت در برابر نارضايتي معلمان از ناكارآمدي و سياست‌هاي غلط فرشيدي بدانيم. تنها گمانه اين است كه شايد مي‌خواهند امكانات آموزش و پرورش را در اختيار دانشگاه پيام‌نور قرار دهند. ‌

دانشگاه محبوب

دانشگاه پيام‌نور بديل دانشگاه آزاد و محبوب احمدي‌نژاد است. اينكه همزمان با استعفا، نام جانشين وزير هم گفته مي‌شود نشانه نوعي هماهنگي و برنامه‌ريزي است. در آبان‌ماه سال گذشته هيات دولت تمامي دستگاه‌ها از جمله آموزش و پرورش را موظف كرد كه ساختمان‌هاي بلا‌استفاده خود را به عنوان فضاي كمك‌آموزشي در اختيار دانشگاه پيام‌نور قرار دهند. اين در حالي است كه آموزش و پرورش با كمبود حداقل 28 هزار مدرسه روبه‌رواست و اين را همه مي‌دانند. چند روز پيش با پيگيري شخص رئيس‌جمهور، فرشيدي با صدور بخشنامه‌اي روساي سازمان‌هاي آموزش و پرورش را مكلف كرد كه فضاهاي خالي خود را به دانشگاه پيام‌نور بدهند. گفته مي‌شود كه دانشگاه پيام‌نور به لحاظ كمي به شدت در حال توسعه است، تعداد مراكز آن به 442 و تعداد دانشجويان آن به يك ميليون رسيده است. آيا آمدن علي احمدي اين پيام را دارد كه امكانات ضعيف آموزش و پرورش صرف توسعه دانشگاه پيام‌نور هم خواهد شد؟ يكي از اعضاي كميسيون آموزش مجلس هشدار مي‌دهد: <اختلا‌ف احمدي‌نژاد با دانشگاه آزاد موجب شده تا دولت به فكر تقويت دانشگاه پيام‌نور در مقابل دانشگاه آزاد باشد و در عمل بخواهد دانشگاه پيام‌نور را در مقابل دانشگاه آزاد علم كند.

بلاگ معلم سربدار

چهارشنبه 1386/10/26 |

 

میراث فرشیدی

    میراث فرشیدی

شيرزاد عبداللهي - سه شنبه 20 آذر 1386

‏منبع: روزانلاين

در حالي که صدور احکام محکوميت قضايي واداري امنيت شغلي معلمان رادر معرض تهديد
جدي قرار داده ‏و سازمان هاي اموزش وپرورش به دليل کسري بودجه 2500
ميليارد توماني، توان پرداخت حقوق معلمان ‏حق التدريسي وکارکنان شرکتي واضافه کار
فرهنگيان و
پاداش بازنشستگان و سرانه مدارس را ندارند و اجراي ‏قانون مديريت خدمات
کشوري به
اينده اي نامعلوم موکول شده است، نگراني مديران ازا مواج جديد تصفيه ‏هاي
سياسي به
بي ثباتي وانتظار دامن مي زند.

 ميراث "موفق ترين وزير اموزش وپرورش بعد از انقلاب" که ‏فرشيدي خود را چنين
توصيف کرد و دو سال حاکميت شاخه تندرو اصولگرايان با
ان وعده هاي طلايي ‏دستگاهي اشفته، صندوقي خالي، مديراني ضعيف و ترسان از تصفيه و کارکناني ناراضي است.


ايا رفتن محمود فرشيدي و امدن عليرضا علي احمدي، مردي از حلقه فارغ التحصيلان
دانشگاه علم و صنعت ‏و ياران و بستگان نزديک احمدي نژاد،
صدور احکام تنبيهي اداري و قضايي عليه فعالان حقوق معلمان را ‏متوقف خواهد کرد؟

 ايا کسري بودجه 2500 ميليارد توماني وزارتخانه تامين خواهد شد؟

 ايا سهم اموزش ‏وپرورش به صورت عادلانه وبرمبناي نيازدر بودجه سال 87 گنجانيده مي شود؟

 ايا اداره امور مدرسه به ‏کارکنان ان سپرده خواهد شد؟

از اولين گام ها و نخستين ديدارهاي سرپرست اموزش وپرورش معلوم است که ‏دغدغه اصلي او اين مسائل پيش پا افتاده نيست! اوهم سري پر از شعار دارد و احتمالا درهمان مسيري گام ‏مي نهد که وزير قبلي پيمود وحاصل ان جز ناکامي چيزي نبود.‏

اگر قرار است سرپرست چيزي از تجربه وزيرمعزول بياموزد، بايد طرح شعارهاي کلي و
ارمان هاي تحقق ‏نيافتني و ادعاي زير و زبر کردن اوضاع گيتي و حمله
سياسي به گذشته و
بي اعتبار کردن گذشتگان براي ‏توجيه ناتوانايي هاي خود و نشستن
برمسند فيلسوفان و
فلسفه بافي را رها کند.

 علي احمدي بايد کار تدوين فلسفه ‏و راهکار هاي ايجاد تحول را به مراجع کارشناسي مانند پژوهشگاه تعليم وتربيت که براي همين کارها تاسيس ‏شده اند محول کند و انرژي خود را صرف مسائل کلان در حوزه اجرا کند. او بدون جلب اعتماد جامعه معلمان ‏به همان نقطه اي مي رسد
که فرشيدي بعد از دو سال
رسيد. ‏

مبرم ترين کار سرپرست جديد باز گرداندن امنيت واعتماد به جامعه بزرگ فرهنگيان از طريق لغو کليه ‏احکام محکوميت معلمان وصدور قرار منع تعقيب براي همه پرونده هاي قضايي است.

اين درست است که ‏لغو احکام قضايي در حوزه اختيارات وزير نيست اما فراموش نکنيم که ناتواني وزير سابق در کنترل بحران ‏وسخنان تحريک اميز وزير ومعاونان او ومجموعه اي از
بي تدبيري ها باعث شد که اعتراضات معلمان در ‏کادر
سياسي و امنيتي قرار گيرد.

 بسته شدن پرونده هاي مفتوح عليه معلمان نياز به اراده اي در سطوح بالاي ‏دولت و رايزني و تفاهم با مسولان قضايي دارد. اسان تر از ان لغو کليه احکام تنبيهي که براساس شکايت ‏سازمانهاي اموزش وپرورش از سوي هيات هاي رسيدگي به تخلفات اداري صادر شده است و به رسميت ‏شناختن همه تشکل هاي قانوني معلمان، مي تواند گام مهمي در جهت بازگرداندن امنيت واعتماد
به صفوف ‏معلمان محسوب شود.

 

علي احمدي به جاي رديف کردن صد شعار زيبا وغير قابل تحقق در حوزه فلسفه و
‏مهندسي فرهنگي و معيشت
و تربيت و اموزش و نيروي انساني و.. دوسه کار انجام شدني را به معلمان و دانش ‏اموزان وعده دهد وهمان ها را پي گيرد.‏

در اولين روزهاي سرپرستي علي احمدي تشکيل دادگاه و صدور و اجراي احکام اداري
براي فعالان حقوق ‏معلمان ادامه يافت و معلوم شد که در برهمان پاشنه غلط مي
چرخد و
اقاي علي احمدي هم مثل سلف خود به ‏اين گونه قضايا بي توجه است.

 روز شنبه 17 اذر محمد خاکساري مدير مسئول هفته نامه قلم معلم به اتفاق ‏وکيل خود
عبدالفتاح سلطا ني در شعبه 13 دادگاه انقلاب حاضر شد تا پاسخگوي اتهاماتي باشد که از سوي ‏نماينده دادستان عليه او اقامه شد.

خاکساري اقدام عليه امنيت ملي رانپذيرفت و حضور در اجتماعات برابر خانه ‏ملت را
غيرقانوني ندانست. اونيز مثل ساير معلمان به مواد 26
و27 قانون اساسي استناد و از موجوديت ‏قانوني تشکل خود دفاع کرد.

 

 علاوه بر ان عضو مرکزي کانون صنفي خواستار رسيدگي به اتهام مطبوعاتي ‏خود در دادگاه مطبوعات شد. خاکساري که درميان فعالان صنفي با قرار وثيقه 100ميليون توماني رکورد ‏شکن است مي گويد قبل از رفتن به دادگاه کسي به من گفت که براي من 8 سال بريده اند. اين شايعه است اما ‏برخورد خوب رئيس دادگاه من و وکيلم را اميدوار کرد که تبرئه خواهم شد. ‏

يکشنبه 18 اذر ماه، شعبه ۱۰۶ دادگاه انقلاب همدان اراي محکوميت 9 تن از معلمان شهر همدان را که پيش ‏از اين در مهر ماه 86 محاکمه شده بودند را اعلام کرد اتهام انها برگزاري تجمعات غيرقانوني و تشويش اذهان ‏عمومي از طريق صدور اطلاعيه بود.

 نادر قديمي، يوسف رفاهيت، يوسف زارعي، علي صادقي، هادي ‏غلامي، جلال نادري،
علي نجفي، مجيد فروزانفر ومحمود جليليان     
  نه نفري بودند که هر يک به 91 روز ‏
حبس
محکوم شدند.

اين فعالان در 18 فروردين سال جاري همراه با 36 فرهنگي ديگر در دفتر کانون معلمان ‏همدان بازداشت شدند. علاوه بر احکام قضايي، تنبيهات اداري سنگيني نيزدر انتظار انهاست. تا کنون يوسف ‏زارعي به 36 ماه تبعيد به ايلام، نادر قديمي به 60 ماه تبعيد به خراسان شمالي، هادي غلامي به 12 ماه ‏انفصال از خدمت و يوسف رفاهيت به تقليل دوگروه شغلي محکوم شده اند.

 اين احکام پس از بررسي در هيات ‏هاي تخلفات اداري تجديد نظر تاييد و يا نقض خواهند شد.‏

در همين حال اسکندر لطفي دبيرکانون صنفي معلمان کردستان که حدود 10 روز پيش براي حضور در ‏جلسه شوراي هماهنگي تشکل هاي معلمي با نمايندگان فراکسيون اقليت در مجلس حضور يافته بود، پس از ‏بازگشت به کردستان به اداره احضار و حکم تاييد شده تغيير
محل جغرافيايي خود به اردبيل را دريافت کرد.

 

 ‏پيش از او نيز يکي ديگر از معلمان کرد به نام پیمان نودينيان به حکم هيات تخلفات به روستايي در زنجان تبعيد شده ‏است. درک اين نکته براي سرپرست وزارت لازم است که او زمان محدودي براي جلب اعتماد معلمان در ‏اختيار دارد و مديريت زمان يکي از اولين درس هاي کلاس مديريت است

چهارشنبه 1386/10/26 |

 

همدان مبارزه در سکوت

                         همدان مبارزه در سکوت

        پذیرش حبس ادامه حرکت مطالبات صنفی معلمان همدانی

۹ معلم همداني كه در  شعبه 106 دادگاه عمومی همدان هر يك به تحمل 91 روز حبس محكوم شده بودند . در مدت تجديد نظر خواهي به راي صادره از سوي اين دادگاه كه انها را بر اساس اتهامات ( .تجمعات غيرقانوني و تشويش اذهان ‏عمومي از طريق صدور اطلاعيه.......)  محاكمه كرد . در اعتراض به روند کلی این جریان تقاضای تجدید نظر ندادند.

هر نه  معلم همداني اعلام نمودند ما به اصل قضيه اعتراض داريم . ما به اتهامات وارده  و رفتارهاي غير قانوني و خلاف عرف دستگاه هاي امنيتي و انتظامي با اعضاي يك تشكل صنفي قانوني اعتراض داريم . و اساسا اتهامات وارده  و احكام صادره  از سوي شعبه 106 دادگاه  عمومی  را قبول نداريم ، تا به آن اعتراض نماييم .  از انجا كه مهلت تجديد نظر خواهي نيز سر آمده  ، 9 معلم همداني با چمدان هاي بسته منتظر اجراي حكم هستند.

خبر ها حاكيست كه  مسئولين سياسي و امنيتي استان كه فكر نمي كردند كار به اينجا بكشد به تكاپو افتاده و از نمايندگان استان خواسته اند با پا درمياني و ملاقات با معلمان انها را وادار نمايند تا تقاضاي تجديد نظر خود را به دادگاه تسليم نمايند. در اين راستا يكي از نمايندگان استان در مجلس شوراي اسلامي روز گذشته با اين معلمين ديدار و گفتگو كرد.     

9 معلم همداني رسم ديرين دستگاههاي امنيتي و قضايي را كه با صدور حكم هاي سنگين و شديد و متعاقب آن با تجديد نظر محكومين و بعضا  تخفيف در حكم انجام مي شد را بر هم زدند .

چهارشنبه 1386/10/26 |

 

با قلب بشر مونس و دمساز حسین است

 

با قلب بشر  مونس و دمساز حسین است
در خلـوت دل محـرم و همــراز حسین است

گـر خلق تـو را از در خـود جملـه بـراننــد
آنکس که پناهت بدهد باز حسین است

از مـــردم دنیـــــــــا نطلـــب حــــاجــــت خـــود را
درخواست از او کن که سبب ساز حسین است

 

چهارشنبه 1386/10/26 |

 

سلام فرشيدي. خوبي؟

سلام فرشيدي. خوبي؟
فرشيدي جان، شاعر مي فرمايد؛ «ما را از آنجا بيرون رفتيم،» اين استعفا کرد انده شدن و از جايي بيرون رفتانده شدن ها نشان مي دهد که در کابينه کنوني، يک نفر هم براي تمام کارها بس است و باز به قول شاعر «يکي مرد جنگي به از صد هزار» و ايضاً به قول شاعر «وزير که عمر و نفسه/ يکي خوبه، دوتا بسه،» بلکه اصلاً اعتقاد ما اين است که وزير مي خواهيم چه کار، رئيس جمهور و سخنگو، کلاً بس است.
فرشيدي جان در حالي که تخم مرغ و روغن گران شده و مردم بي نيمرو مانده اند، تو استعفا داده يي و اين نشان مي دهد مثل چند تغيير قبلي در کابينه، در همه چيز عدالت محوري دارد کولاک مي کند، فرشيدي جان، سخت نگير عزيز دل برادر، اگر سوالات خاصي که براي آزمون استخدامي در وزارت تو طرح شد در دولت معلوم الحال قبلي طرح مي شد تا حالا وزير را چهارشقه کرده بودند و هر شقه را به يکي از درهاي وزارتخانه آويخته بودند، اما تو ديدي که رئيس جمهور چند ماه پيش آمد مجلس و در جلسه استيضاح تو چه دفاع جانانه يي از تو و خودت انجام داد. من البته درست متوجه نشدم که اگر تو اينقدر دسته گل بودي که رئيس جمهور مي گفت، چرا استعفا دادونده شدي، فرشيدي عزيز، از اينکه تکذيب سعيدلو را تکذيب کردي خوش مان آمد. اين نشان مي دهد که در حوالي شما بدجوري از اون بالا کفتر ميايه، شيوه استعفايت هم خيلي تو دل برو بود، اين شيوه برو بچه ها را جمع کردن و يک هويي تصميم گيري کردن بين شما دوستان خيلي جذاب است گويا، جذاب ها، حالا جانشين تو از دانشگاه پيام نور مي آيد و من يقين دارم که اوضاع خوب خواهد شد. راستش من مي دانم و تو هم مي داني که تمام مشکلات آموزش و پرورش مربوط به دولت هشتم بود اما اين مشکلات در آغاز وزارت تو تغييري نکرد ولي از حق نبايد گذشت که پس از يک سال اين معضلات توفيري نداشت و اما سرانجام امروز که تو رفته يي مي شود گفت آن مشکلات کلاً ديگر تغييري نداشته است،
مي دانم فرشيدي جان اينکه چهارتا از اين معلم هاي هميشه ناراضي چهارتا اعتراض کردند در رفتن تو تاثيري نداشته. تو بيدي نيستي که از اين بادها بلرزي و اصلاً مشکلات معلم ها چه ربطي به تو و ساير دوستان داشت. بدم مي آيد از اينها که بي ربط حرف مي زنند،
روزنامه اعتماد سه شنبه، 13 آذر 1386 - شماره 1556

چهارشنبه 1386/10/26 |

 

چاه نفت و وزير آموزش و پرورش

چاه نفت و وزير آموزش و پرورش

شيرزاد عبداللهي 

معناي رفتن فرشيدي و آمدن علي احمدي به عنوان سرپرست وزارتخانه در سومين سال عمر دولت احمدي نژاد، براي فرهنگيان گنگ و نامفهوم است. بسياري هم به اين تغييرات کاملاً بي تفاوتند. جيرودي معاون مدرسه مي گويد؛ «رفتن و آمدن وزير تاثيري بر کار و زندگي ما ندارد. براي آنها که مي خواهند مديرکل و رئيس بشوند تغيير وزير مهم است اما براي دبير و آموزگار و دفتردار و معاون و مدير مدرسه چه فرقي مي کند. همه ادعا مي کنند 95 درصد مطالبات فرهنگيان را پرداخته اند. من که معني مطالبات را نمي فهمم. راستي مطالبات يعني چه؟ » موسيقي متن سخنان معلمان، همهمه قطع نشدني دانش آموزاني است که با صداي زنگ از قفس تنگ کلاس براي دقايقي آزاد شده اند. گفت وگوي معلمان در زنگ تفريح مثل فرياد کشيدن است. وزيران مي آيند و مي روند اما مدرسه پابرجاست.

روستازاده فروتن


رمزگشايي از سخنان به شدت تعارف آميز و تو در توي مسوولان دولتي هم بسيار دشوار است. پيش از اين در مراسم معارفه يي که در ساختمان مرکزي وزارتخانه با حضور معاون اول رئيس جمهور برگزار شد، علي احمدي خود را چنين معرفي کرد؛
«روستازاده يي بيش نيستم که برخلاف ميل باطني ام قريب يک ماه است که به من گفته شده خود را براي آموزش و پرورش آماده کنم. اما در اين يک ماه به اندازه يک روز هم براي مسائل آموزش و پرورش وقت نگذاشتم چون علاقه مند نبودم جاي کس ديگري را بگيرم


حرف ها در فضاهاي مختلف معاني متفاوتي دارند و همين تغيير فضا منشاء سوءتفاهم هاي مسوولان و خبرنگاران است. به عنوان مثال خواننده اين متن مکتوب مي پرسد؛
چرا علي احمدي مسووليتي را که به آن علاقه ندارد پذيرفته؟ چرا در مدت يک ماه حتي يک روز هم به موضوع فکر نکرده ؟ يعني وزارت براي او آنقدر بي اهميت است؟ چرا او تنها به اين دليل که قرار است جاي فرشيدي را بگيرد ناراحت بوده در حالي که ده ها دليل منطقي براي بي علاقگي او وجود داشته که مهم ترين آنها نبود تخصص و سابقه مديريتي در آموزش و پرورش است.

بالاخره خواننده مي خواهد بداند که در روز آخر با چه دلايل و منطقي سرپرستي را پذيرفته است. آيا به راستي او خود را شايسته ترين فرد براي سرپرستي مي دانسته و اگر نه، دليل عرفي و شرعي پذيرش اين مسووليت چه بوده است؟

دو وزير در يک وزارتخانه


اما پرويز داودي سرپرست جديد را از زاويه ديگري معرفي کرد. وي علي احمدي را نيرويي با تفکر سيستمي دانست که در دانشگاه پيام نور از نظر کمي و کيفي تحولات جدي آفريده است و براي تکميل مديريت فرشيدي آمده و از اين به بعد دو وزير در آموزش و پرورش خواهيم داشت. اين اظهارات هم جز تعارف چيز ديگري نيست.

اگر علي احمدي در پست رياست دانشگاه پيام نور تحولات جدي آفريده پس چرا در نيمه کار او را برخلاف ميل خود به وزارتخانه يي آورده اند که قبل از گرفتن حکم حتي يک روز هم به آن فکر نکرده است ؟ او براساس کدام مزيت هاي فردي، علمي و اداري برگزيده شده است؟ قرار است علي احمدي در اين دستگاه چه کارهايي انجام دهد. برنامه او براي بزرگترين سازمان اداري- آموزشي کشور چيست؟ و اگر قرار است فرشيدي در اين وزارتخانه به عنوان وزير دوم بماند دليل عزل او چه بود ؟ در حالي که به طور رسمي از استعفاي وزير سخن مي رود، در خبرها آمده بود که استعفاي فرشيدي به در خواست رئيس جمهور صورت گرفته و مشاور ارشد رئيس جمهور در ملاقات با فرشيدي از او خواسته که استعفاي خود را بنويسد.

برخي معتقدند که با آمدن علي احمدي به عنوان سرپرست، وي در انتهاي مهلت قانوني سه ماهه به عنوان وزير به مجلس معرفي خواهد شد و مجلسي که يک بار به علي احمدي براي نشستن بر صندلي وزارت تعاون نه گفته، مجبور است با وزارت او بر بزرگترين دستگاه اداري - آموزشي کشور موافقت کند
چرا که به گفته علي عباسپورتهراني فرد؛ «اگر سرپرستي علي احمدي طولاني شود و اگر مجلس راي ندهد و دوباره فرد ديگري بيايد مسائل آموزش و پرورش متوقف مي ماند.»

طاقچه بالا نگذاريد


مهم ترين حرفي که سرپرست جديد در جلسه معارفه زد اين بود؛ «روش کار مديريتي من براين بوده که اعتماد مي کنم تا وقتي خلافش ثابت شود. کمک مي گيرم تا وقتي که افراد بخواهند کمک کنند. وابسته به هيچ فرد يا جريان خاصي نيستم. و اگر کسي براي من خيلي طاقچه بالا بگذارد مي گويم ... بدون شما هم بالاخره مملکت مي چرخد.» شايد اين سخنان واکنش به خبر استعفاي دسته جمعي معاونان فرشيدي بود. خبري که با قطعي شدن استعفاي فرشيدي تکذيب شد.

به نظر مي رسد اين وزارتخانه عرصه آزمون و خطاي جديدي است. حداقل يک سال طول مي کشد که سرپرست به آن درجه از دانش و تجربه برسد که امور جاري وزارتخانه را اداره کند. سرپرست جديد نه سابقه مديريت در دستگاه آموزش و پرورش را دارد، نه بافت اجرايي و کارشناسي وزارتخانه را مي شناسد و نه صاحب تاليفات و تئوري خاصي در حوزه آموزش و پرورش است .

شايد مهم ترين ويژگي او توفيق حضور در حلقه ياران دانشگاهي رئيس جمهور است.
هر چه باشد علي احمدي در اين سازمان يک غريبه است.
محمود فرشيدي حداقل اين ادعا را داشت که يک معلم ساده است و همواره بر آن تاکيد مي کرد اما واقعاً نقطه اتصال سرپرست جديد با وزارت آموزش و پرورش چيست؟

چاه نفت و جايزه


خبرگزاري ايسنا گزارش داده بود که سرپرست آموزش و پرورش در جمع تعدادي از معلمان ايلام با اعلام مجدد اين مطلب که برخلاف ميل باطني خود به اين وزارتخانه آمده است از معلمان خواست که مشکلات را در کنار راه حل هاي پيشنهادي به او بگويند. وي براي تشويق معلمان به طرح مشکلات و راه حل ها گفت که به بهترين و کاربردي ترين پيشنهاد معلمان جايزه مي دهد.

پيشنهادها احتمالاً چيزهايي از اين قبيل است؛ «حقوق معلمان را به بالاتر از خط فقر برسانيد. به معلمان بدون مسکن زمين و آپارتمان بدهيد. وام هاي کم بهره در اختيار فرهنگيان بگذاريد. اصل 30 قانون اساسي را اجرا کنيد. ارتقاي منزلت معلم را از حرف به عمل برسانيد و...» و اما راه حل ها؛ «ما مي خواهيم آثار افزايش قيمت نفت را سر سفره هاي خود ببينيم. باز هم آموزش و پرورش کسري بودجه دارد. باز هم دولت به معلمان بدهکار است. باز هم دست مدير مدرسه خالي است... راه حل ساده است. درصدي از پول نفت را به آموزش و پرورش اختصاص دهيد.»

فرشيدي روزي که به مجلس معرفي شد در نامه خود که به گمان خودش برنامه بود اما برخي معتقد بودند که تنها يک نامه حاوي مشتي شعار آرماني بوده است، و در سخنراني خود گفت که دو ماه پاداش فرهنگيان را در کوتاه مدت پرداخت مي کند و قدرت خريد فرهنگيان را در چهار سال دو برابر مي کند.

وزير تا آخرين روز وزارت با اين سوال خبرنگاران سمج حوزه آموزش و پرورش روبه رو بود که پس آن وعده ها چه شد؟ يک بار به خبرنگاري گفت؛ من چاه نفت در اختيار ندارم... يعني او هم مثل معلمان مدرسه آدرس چاه نفت را مي داد. و مگر ما ايراني ها نشاني ديگري هم مي شناسيم؟

رودربايستي مجلس

سرپرست وزارت چه سازوکاري براي اين نظرخواهي عمومي انتخاب کرده است؟ در چند روز گذشته تعدادي از همکاران که مي خواهند در اين نظرخواهي شرکت کنند به تکاپو افتاده اند. شايد بخت ياري کند و جايزه يي هم ببرند. اما اگر علي احمدي واقعاً دنبال راه حل است بهتر است به سراغ نخبگان برود. آموزش و پرورش داراي پژوهشگاه تعليم و تربيت است که ده ها متخصص درجه اول مسائل آموزش و پرورش در آنجا به کار مشغولند و در داخل همين سيستم اداري صدها کارشناس نخبه حضور دارند که کسي به آنها محل نمي گذارد.

وزارت يعني مديريت تامين اعتبار و سازماندهي نيروي انساني.
اما وزارت در ايران کار ساده يي است. نفت را مي فروشيم و پولش را بين دستگاه ها تقسيم مي کنيم. اينجا وزارت يعني قدرت چانه زني و لابي گري. علي احمدي به دليل نزديکي بيشتر به هسته قدرت دولتي شايد توانا تر از فرشيدي ظاهر شود. از سوي ديگر عباسپور رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس معتقد است که مجلس چون به اشعري راي نداد به خاطر رودربايستي و متهم نشدن به مخالفت با رئيس جمهور به فرشيدي راي داد. اما نکته با اهميت در اظهارات عباسپور عدم حمايت دولت از وزير آموزش و پرورش است. رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس مي گويد؛ «سوال اين است که اگر اين وزير مورد تاييد دولت نبود چرا به مجلس معرفي شد.»

نبود حمايت دولت از وزير در موضوع کسري بودجه 2600 ميليارد توماني کاملاً آشکار شد.2100 ميليارد تومان از اين کسري به تاييد معاون برنامه ريزي و راهبردي رئيس جمهور رسيده بود.
با اين حال دولت عجله يي براي پرداخت اين مبلغ از خود نشان نمي داد. در حالي که اين کسري مربوط به حق الزحمه معلمان حق التدريس و اضافه کار عوامل مدرسه مثل مديران و معاونان و پاداش پايان خدمت بازنشستگان و حقوق پرسنل شرکتي و ساير حقوق و مزاياي کارکنان است
. اما ظاهراً سرپرست جديد هم نتوانسته کسري اعتبار را تامين کند.

وي هفته گذشته درباره ميزان مطالبات فرهنگيان گفت؛« اين ميزان با توافق بين سازمان مديريت سابق، خزانه داري کل و معاونت ذي ربط وزارت آموزش و پرورش، دو هزار و 200 ميليارد تومان است که اين ميزان، بدهي سال جاري وزارت آموزش و پرورش است و بخشي از آن تهيه شده است.» علي احمدي افزود؛ «براين اساس يک هزار و 100 ميليارد تومان و به روايتي 850 ميليارد تومان کسري آموزش و پرورش در اصلاحيه بودجه تامين مي شود.»

سرپرست وزارت آموزش وپرورش در پاسخ به اين پرسش که ميزان ذکر شده تنها نيمي از کسري بودجه آموزش وپرورش است، گفت؛«
بله درست است اما براي پرداخت مابقي کسري ها نيز خدا بزرگ است.»
به احتمال زياد بخشي از اين کسري به سال آينده منتقل مي شود. قرار است بودجه جاري سال 87 را روي رقمي بين 7 تا 8 هزار ميليارد تومان ببندند. نگراني وقتي افزايش مي يابد که جدول هزينه ها را نگاه کنيم. بيش از 93 درصد بودجه صرف پرداخت حقوق و دستمزد ها مي شود. اين در حالي است که افزايش بودجه جاري که عمده آن هزينه هاي پرسنلي است تاثيري بر افزايش ضريب رضايتمندي پرسنل نداشته و مطالبه اول معلمان همچنان افزايش حقوق و مزايا است.

پيام نور سوار بر مرکب در گل مانده


علي عباسپور تهراني فرد رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس معتقد است که نه در دولت هاي گذشته و نه در دولت احمدي نژاد آموزش و پرورش اولويت اول کشور نبوده. به اين گفته بايد افزود که اين وزارتخانه هيچ گاه اولويت پنجم و ششم دولت ها هم نبوده، بلکه همواره در انتهاي يک صف طولاني قرار داشته است.

عباسپور علاوه بر بيان اينکه علي احمدي هيچ ارتباطي با بدنه آموزش وپرورش نداشته، مي گويد؛ «
ايشان يک حرکت لجام گسيخته يي براي گسترش بي رويه پيام نور در کل کشور انجام داده اند. در طول اين سال تحصيلي نسبت به سال قبل 70 تا 90 هزار دانشجو گرفته اند و واحد هاي درسي را در سراسر کشور تشکيل داده اند بدون فضاي آموزشي و با يک يا دو عضو هيات علمي. اين باعث شده دانشگاه پيام نور دنبال فضا بگردد. دانشگاه پيام نور قبل از وزارت فرشيدي هم از طريق دولت روي فضا هاي آموزشي دست گذاشته بود که از اين فضاها براي پيام نور استفاده شود. پيام نور. ما نگرانيم که اين مرکبي که تحت عنوان آموزش وپرورش است به نحوي در گل مانده است که بار خودش را هم نمي تواند بکشد، حالا با آمدن فردي از دانشگاه پيام نور مشکلات پيام نور را هم از نظر فضا بخواهد بر اين مرکب سوار کند و نهايتاً اين سيستم از پا در بيايد.» توسعه پيام نور نماد دوره جديدي است در مقابل گسترش دانشگاه آزاد که نماد دوره ديگري بود. توسعه بي رويه و نامتوازن دانشگاه پيام نور فقط در کادر رقابت با بزرگترين دانشگاه دنيا قابل فهم است.

 

 

چهارشنبه 1386/10/26 |

 

آقاي سرپرست براي وزارت معرفي مي شود

آقاي سرپرست براي وزارت معرفي مي شود

علي احمدي آماده حضور در مجلس



شيرزاد عبداللهي

علي احمدي سرپرست وزارت آموزش و پرورش در يک فراخوان و با تعيين ضرب الاجل 48 ساعته، از روساي سازمان هاي آموزش و پرورش خواست که تا روز چهارشنبه پنجم دي ماه به پرسش هاي او در«راستاي تهيه برنامه وزارت آموزش و پرورش در تتمه خدمت دولت نهم» به صورت مکتوب پاسخ دهند. در اين نامه 24 سوال طرح شده است و روساي سازمان ها بايد اصلي ترين، اولويت دار ترين، مهم ترين، شدني ترين، آسيب پذير ترين، بزرگ ترين، فوري ترين و...هاي آموزش و پرورش را مشخص کنند. اين فراخوان همراه با جلساتي که در سطوح مختلف وزارتخانه براي يافتن راهکار هاي جلب راي نمايندگان برگزار مي شود نشانه هاي نزديک شدن موعد حضور علي احمدي در مجلس است. آيا مجلس به جانشين فرشيدي راي اعتماد خواهد داد، آن هم به مردي که يک بار با دست خالي مجلس را ترک کرده است.

آماده براي حضور در مجلس

به نظر مي رسد عليرضا علي احمدي خود را براي حضور در مجلس آماده مي کند و احتمالاً قبل از تقديم لايحه بودجه 87 از سوي احمدي نژاد به عنوان دهمين وزير آموزش و پرورش بعد از انقلاب و دومين وزير آموزش و پرورش دولت اصولگرا به مجلس معرفي خواهد شد. علي احمدي در شرايطي خود را آماده آزمودن دوباره شانس خود در مجلس هفتم مي کند که پيش از اين در جلب اعتماد نمايندگان مجلس براي تصدي وزارت کم اهميت تر تعاون ناکام ماند. مهمترين امتياز او داشتن روابط نزديک با رئيس دولت است. وزير علوم نيز در اظهار نظري ادامه رياست علي احمدي در دانشگاه پيام نور را فاقد منع قانوني دانست. به اين ترتيب به نظر مي رسد علي احمدي همزمان با سرپرستي وزارتخانه به رياست خود بر دانشگاه پيام نور ادامه دهد و او نيز احتمالاً به جمع دولتمردان دوشغله خواهد پيوست. اين در حالي است که وزارتخانه پرمساله و گسترده آموزش و پرورش نياز به وزيري تمام وقت و پرکار دارد. در ساختمان قرني فعلاً آرامش برقرار است و همه به کار مشغولند. هرچند به گمان برخي از ناظران اين آرامش ممکن است مقدمه توفان جديد عزل و نصب ها بعد از استقرار کامل علي احمدي باشد. سرپرست جديد که شناختي از بافت آموزش و پرورش ندارد خود را محتاج حمايت معاوناني مي داند که پيش از علي احمدي به مسائل اين وزارتخانه آشنايي دارند.

مرکب در گل مانده


در همين حال اعضاي کميسيون تخصصي آموزش و تحقيقات همچنان بر طبل مخالفت با وزارت علي احمدي مي کوبند. آنها با ارسال نامه يي به رئيس جمهور خواستار معرفي سريع تر وزير شده اند. رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي براي چندمين بار با انتقاد شديد از توسعه دانشگاه پيام نور گفت؛ «مشکل گسترش بي برنامه دانشگاه پيام نور با فضاهاي آموزش و پرورش جبران نمي شود و بر مشکلات آموزش و پرورش مي افزايد.» علي عباسپور تهراني افزود؛« هم اکنون بسياري از مدارس دوشيفته هستند و اختصاص فضاهاي اين وزارتخانه به دانشگاه پيام نور فشار مضاعفي را براي آن به وجود مي آورد. آموزش و پرورش که به خودي خود مانند مرکبي در گل فرو رفته است با اين کار بر مشکلاتش افزوده مي شود.» اما علي احمدي در گفت وگو با ايسنا خبر واگذاري 40 مدرسه شهر تهران به دانشگاه پيام نور در هفته گذشته را تکذيب کرد و آن را ساخته و پرداخته رسانه ها دانست. به نظر مي رسد تا مدت ها سرنوشت اين دو دستگاه آموزشي به هم گره خورده است. يک کارشناس مسائل آموزشي با بيان اينکه همکاري آموزش و پرورش به خودي خود ايرادي ندارد بر تنظيم پروتکل و موافقتنامه هاي شفاف بين دو دستگاه تاکيد کرد و گفت؛« مشکل از جايي شروع مي شود که اين دو دستگاه در شرايط نابرابر با هم مذاکره کنند و بخشي از امکانات دستگاه فقير آموزش و پرورش بدون ما به ازا و بدون اطلاع افکار عمومي در اختيار دانشگاه قرار گيرد.» اين کارشناس در پاسخ به اينکه دانشگاه پيام نور در ساعت هاي تعطيل و روز هاي جمعه و پنجشنبه از فضاي آموزشي مدارس استفاده مي کند و به برنامه درسي دانش آموزان لطمه يي نمي خورد، گفت؛«اولاً بسياري از مدارس ما دوشيفته هستند و آموزش و پرورش 30 تا 40 هزار مدرسه کم دارد. ثانياً مدرسه ها روزهاي پنجشنبه تعطيل نيستند و ثالثاً آقايان گويا فراموش کرده اند که يکي از شعار هاي آنها مدرسه زندگي است و بار ها گفته اند که مدرسه بايد از بام تا شام باز باشد و روز هاي جمعه و تعطيل هم مدارس باز و فعالند.»

موقعيت دشوار نمايندگان


نمايندگان اصولگراي مجلس که در جريان استيضاح فرشيدي در ارديبهشت 86 با راي تشکيلاتي خود و در همسويي کامل با دولت باعث ابقاي فرشيدي در پست وزارت شدند، اينک با برکناري ناگهاني فرشيدي در موقعيت دشواري قرار گرفته اند. اين برکناري صحت استدلال استيضاح کنندگان و بخش هاي بزرگي از جامعه معلمان را اثبات کرد. با اتفاقات جديد معلوم شد که نمايندگان اصولگرا در ارديبهشت ماه86 در جريان استيضاح وزير براساس مصلحت هاي سياسي و جناحي راي داده اند و آن گونه که ادعا مي کردند راي آنها کارشناسي نبوده است. نمايندگان اصولگرا نه توجيه کارشناسي براي راي آن زمان خود دارند و نه مي توانند امروز از راي اعتماد خود به علي احمدي دفاع مستدل کنند.

مجلس و تصميمات خلق الساعه

علي احمدي سابقه و تجربه حضور در مديريت هاي کلان کشور را ندارد. در حوزه آموزش و پرورش فاقد پيشينه و شناخت و دانش تخصصي است. وي مديري از جنس آموزش و پرورش نيست و انتصاب او کاملاً جنبه سياسي دارد. از سويي نمايندگان نگرانند با راي عدم اعتماد به علي احمدي و طولاني شدن مدت سرپرستي مشکلات در بزرگ ترين دستگاه اداري- آموزشي کشور گسترش يابد و دولت تقصير آن را به گردن نمايندگان مجلس بيندازد. اين وضعيت دشوار نتيجه عدم استقلال مجلس در تصميم گيري و دنباله روي اکثريت مجلس از سياست هاي دولت است که ضربه جبران ناپذيري به حيثيت نمايندگي در اين دوره وارد کرده است و از نگاه نمايندگان مستقل و اقليت بيشترين تقصير به گردن هيات رئيسه يي است که هدايت فراکسيون اکثريت را برعهده دارد. برخلاف ادعاها دنباله روي از تصميمات خلق الساعه و متناقض دولت هيچ نشانه يي از اصولگرايي ندارد.

برگ سوخته

از سوي ديگر معاونان وزارت آموزش و پرورش بار ديگر رايزني و گفت وگو با نمايندگان مجلس براي کسب راي مثبت نمايندگان به وزارت علي احمدي را آغاز کرده اند. هنوز محورها و راهکارهاي جلب حمايت نمايندگان مشخص نشده است. شايد مهم ترين امتياز و برگ اهدايي علي احمدي، بازتوزيع پست هاي مديريتي آموزش و پرورش در شهرستان ها با نظر نمايندگان مجلس باشد. در اين صورت بايد در انتظار عزل و نصب هاي جديد مديران سازمان ها و مناطق در قالب توافق هاي جديد با نمايندگان شهرستاني باشيم، هرچند اين شيوه در اين مقطع زماني کارساز نيست زيرا اولاً با نزديک شدن پايان عمر مجلس هفتم تضميني براي بقاي مديران جديد مورد توافق نيست و ثانياً عزل مديران کنوني بدون شک مخالفت برخي ديگر از نمايندگان را برمي انگيزد و رويش آرا با ريزش آراي ديگر توام خواهد شد. اينکه هيات رئيسه بتواند بار ديگر با ايجاد جو ترس از اصلاح طلبان و اعتراضات صنفي معلمان مانند ارديبهشت گذشته صفوف ازهم پاشيده اصولگرايان را يکپارچه کرده و نمايندگان را پشت سر دولت به صف کند هم بعيد به نظر مي رسد. معلمان چشم به بهارستان دوخته اند و منتظر آخرين تصميم مهم مجلس درخصوص آموزش و پرورش هستند. آن روز که رئيس جمهور علي احمدي را به عنوان جانشين فرشيدي معرفي مي کند و از نمايندگان مي خواهد که به او راي بدهند، آيا با همان ادبياتي از او تعريف و تمجيد مي کند که در ارديبهشت ماه وزير سابق را ستود؟

روزنامه اعتماد

 

چهارشنبه 1386/10/26 |

 

91 روز زندان برای معلمان عدالتخواه همدانی

91 روز زندان برای معلمان عدالتخواه همدانی

در شعبه ي 106 دادگستري استان همدان، توسط قاضي اين شعبه به نام حجه الاسلام قادري نسب

 

 روي هم 91 روز زندان براي 9تن از معلمان همدان هر كدام 91 روز به نامهاي محمود جليليان، يوسف رفاهيت، يوسف زارعي، علي صادقي، هادي غلامي، مجيد فروزانفر، نادر قديمي، جلال نادري و علي نجفي صادرشد.

اضافه براين احكامي از سوي هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش همدان به شرح زير صادر شد.

1- نادرقديمي 5 سال تبعيد به خراسان جنوبي،2ماه تعليق ازخدمت،10روز زندان انفرادي در ارديبهشت،محروم ازهرگونه  تحصيل

2-يوسف زارعي 3 سال تبعيد به استان ايلام،2ماه تعليق ازخدمت،10روز زندان انفرادي در ارديبهشت،محروم ازهرگونه  تحصيل

3- هادي غلامي يكسال انفصال از خدمت،2ماه تعليق ازخدمت،10روز زندان انفرادي در ارديبهشت،محروم ازهرگونه  تحصيل

4- يوسف رفاهيت كسر2گروه به مدت يك سال،2ماه تعليق ازخدمت،10روززندان انفرادي درارديبهشت،محروم ازهرگونه  تحصيل

همچنين توسط  آقايان: محسن جام بزرگ،محمدرضا رعدوعليرضا صادقي اعضاي هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان همدان براي شمار بسياري از معلمان معترض حكم توقيف كتبي بادرج در پرونده، براي 10 تن ديگر 2 تا 8ماه انفصال از خدمت صادر شده است،

مسئولان ادارات آموزش وپرورش نواحي مختلف 1-عباس حسني محتشم،رئيس ناحيه ي يك همدان، اعظم بهرامي، رئيس ناحيهي 2 آموزش و پرورش همدان 3- غلامرضا احمدي مدير آموزش و پرورش بهار 4- محمود نقوي رئيس آموزش وپرورش فامنين 5-محمدي پيرايش رئيس آموزش وپرورش شهرستان رزن نيز بيكار ننشسته واز اين خوان گسترده بي نصيب نماندند،آنها نيز حقوق 700 نفر از معلمان را از50،000 ريال تا 2،000،000ريال برداشتند.

هم اكنون نيز در مدارس ادارات 19گانهي آموزش وپرورش استان، فضاي سنگين امنيتي و حراستي حاكم بوده وكمترين سخن، و انتقاد و اعتراض با واكنش تهديدآميز مسئولان و برخي واحدهاي درون و بيرون آموزش وپرورش همراه است،ا ما فرهنگيان اين استان درراه اجراي عدالت واحياي منزلت واقعي معلمان كشوراستواروراست قامت ايستادهاند. برداشت از بلاگ  كانون تهران

یکشنبه 1386/10/23 |

 

شمار بیسوادان ج. اسلامی از مرز 10 میلیون گذشت

شمار بیسوادان ج. اسلامی

از مرز 10 میلیون گذشت

 

 

 

 

براساس آمارنهضت سوادآموزى، حدود ٤/١٥ درصد جمعيت ٦سال به بالا يعنى حدود ١٠ ميليون نفر درایران بى سواداند.

این آمار را مدير كل روابط عمومى سازمان نهضت سوادآموزى اعلام  داشت و اضافه کرد: براساس آمار سرشمارى سال ٨٥ از حدود ٦٤ ميليون نفر در گروه هاى سنى ٦ سال به بالا، حدود ١٠ ميليون نفر بى سواد هستند. آمار و اطلاعات موجود درخصوص ميزان سواد گروه سنى ٦ تا٩ ساله كشور نشان مى دهد که از تعداد حدود ٤ ميليون و ٣٩٧ هزار نفرى كه در اين گروه سنى قرار دارند، ٣٤٧ هزار و ٦١٣ نفر بى سواد و حدود ٤ ميليون و ٤٩ هزار نفر باسواد.

برخى استان ها ازجمله سيستان و بلوچستان، كرمان و آذربايجان غربى درصد بيشترى از افراد بى سواد و محروم از تحصيل اند. همچنين ٥/٦٧ درصد افراد بى سواد در گروه سنى ٦ تا ١٤ سال در ٨ استان كشور سيستان و بلوچستان ، تهران، خوزستان، خراسان رضوي، كرمان، آذربايجان غربي، اصفهان وفارس هستند.

سرشمارى سال ٨٥ نشان مى دهد كه در گروه سنى ١٠ تا ٢٩ سال با ٣١ ميليون و ٦٧٢ هزار جمعيت، ٣٠ ميليون و ٥١٦ نفر باسواد و يك ميليون و ١٥٥ هزار نفر بى سواد هستند.

بيشتر از يك ميليون نفر افراد بى سواد در گروه سنى ١٠ تا ٢٩ ساله هستند.  سيستان و بلوچستان بيشترين درصد بى سوادى در گروه سنى زير ٥٠سال را دارد. و ٥٦درصد بى سوادان زير ٥٠سال در ٨ استان كشور به ترتيب سيستان و بلوچستان، تهران، خوزستان، آذربايجان غربي، خراسان رضوي، آذربايجان شرقي، فارس و كرمان هستند.

یکشنبه 1386/10/23 |

 

وزير آموزش و پرورش بايد تا 22 بهمن مشخص شود

وزير آموزش و پرورش بايد تا 22 بهمن مشخص شود

 



عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي گفت: وزير آموزش و پرورش بايد تا قبل از مطرح شدن لايحه بودجه در صحن مجلس يعني تا 22 بهمن مشخص شود.


هاجر تحريري نيك‌صفت در گفت‌گو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: رئيس مجلس چندي پيش طي استفساريه‌ از شوراي نگهبان، عنوان كرد كه مجلس بايد بزودي لايحه بودجه را بررسي كند و پس از آن نيز مجلس با توجه به شرايط خاص اين دوره كه انتخابات است، تعطيل مي‌شود پس نمي‌شود كه 3 ماه آموزش و پرورش داراي سرپرست باشد.
وي افزود: رئيس مجلس از شوراي نگهبان سؤال كرده است كه آيا مي‌توان از رئيس‌جمهور خواست كه فرد مورد نظر براي تصدي وزارت آموزش و پرورش را زودتر معرفي كند كه شوراي نگهبان نظر مثبت داد و رئيس‌مجلس نيز بر اساس اين استفساريه از رئيس‌جمهور خواست كه هر چه سريع‌تر فرد مورد نظر خود را معرفي كند.
تحريري اظهار داشت: لايحه بودجه 23 بهمن به صحن مجلس مي‌آيد كه در آن زمان ما فقط بايد وقت خود را روي لايحه بودجه بگذاريم و ديگر نمي‌توان به مسائل ديگر توجه كرد.

یکشنبه 1386/10/23 |

 

آموزش و پرورش ، محور توسعه انساني

آموزش و پرورش ، محور توسعه انساني

تاريخ و ساعت : ۱۵ دي ۱۳۸۶ - ۱۱:۴۱

کد خبر : 16327



اگر آموزش را فرآيندي پيچيده در جهت تغيير و بهبود رفتار فرد و نهايتا توسعه انساني تلقي کنيم ، بايد با توجه به پيچيدگي هاي موجود در دنياي جديد، روشهايي نيز در نظر گرفته شود تا برنامه هاي آموزش و پرورش نتايج مطلوبي را به دنبال داشته باشد و در گستره جامعه آموزش و تربيت عمومي را تسهيل کند.
يک جريان درست آموزشي که مسبوق به برنامه ريزي ها و الگوبرداري هاي صحيح باشد، در تغيير و اصلاح اوضاع تربيتي و آموزشي از چنان ضريب مثبتي برخوردار است که مي تواند براي نسلها تاثيرگذار باشد و به نتايج قابل قبولي منجر شود. و بعکس اگر آموزش در جرياني پويا و هدفمند نباشد و از مديريتي کارآمد و آينده نگر برخوردار نباشد، نه تنها از اهداف آموزشي دور مي شود و تضمين سلامت جامعه را غيرممکن مي کند، بلکه در جهت بخشيدن جامعه پذيري جوانان و انتخاب رويه اي مناسب براي تربيت جوانان بسيار خطرآفرين و غيرمفيد خواهد بود.
با توجه به اصولي که ما به آن پايبنديم و آن را جزء لاينفک زندگي فردي و اجتماعي خود مي دانيم و مي کوشيم آن اصول را به مثابه انديشه هايي ژرف به نسلهاي ديگر انتقال دهيم. دنياي جديد اما، همان طوري که فرصتهايي را برايمان رقم زده است ، در وضعيت فعلي ما را با موانعي نيز مواجه کرد که در فرآيند آموزش و تربيت نسل آينده جامعه نمي توان از آن غافل بود.

در دهکده جهاني که در آن آموزش روندي ديجيتال به خود گرفته است ، مطمئنا نوعي چالش را با روشها و متدهاي نظام آموزشي کشور ايجاد کرده است که تمام اين محدوديت ها تا زماني که ما يک سامانه مستقل اطلاعاتي را با بهره گيري از پتانسيل هاي مديريت دولتي و غيردولتي در زمينه بهبود کمي و کيفي آموزش ايجاد نکنيم ، نه تنها از اهداف واقعي آموزش و پرورش دور خواهيم ماند، بلکه فرصت ها، منابع و عوامل تاثيرگذار ديگر را نيز از دست خواهيم داد.
لذا پيش از هر تصميم و سياستگذاري بايد اهميت 3 عامل عمده مديريت علمي ، اقتصاد آموزش و پرورش و برنامه ريزي را در تدوين و تکميل آموزش و پرورش کارآمد مورد تاکيد قرار داد تا اين که با کارآمدي و واقع نگري بيشتر بتوان اهداف سازمان آموزش و پرورش را محقق کرد. چون تنها با تصميم سازي هاي به دور از آزمون و خطا در توسعه 3 عامل فوق الذکر مي توان يکسان سازي فرصت هاي آموزشي ، بهره وري ، افزايش دانايي ، تضارب آرا، ايجاد عدالت اجتماعي ، افزايش درآمد ناخالص
ملي
GNP
و نهايتا توسعه انساني همه جانبه را براي تحقق توسعه اي پايدار امکان پذير کرد.

مديريت و آموزش و پرورش

بحث مديريت براساس يافته هاي علمي جديد يکي از جمله اهدافي است که در برنامه هاي آموزشي ملل توسعه يافته دنبال مي شود. مديريت علمي اي که ابتدا از سوي فردريک تيلور (1911) مطرح شد، در سطح عملياتي به اصول قابل توجهي چون «گسترش علم و آگاهي ، انتخاب کارکنان بر مبناي علمي و افزايش توان علمي آنان ، تقسيم منطقي کار و مسووليت و انگيزه کار ناشي از شوق درآمد اقتصادي آنان» تاکيد داشت و از نظر هانري فايول که بنيانگذار مديريت جديد به شمار مي رود، مديريت عبارت است از کارکردهاي برنامه ريزي شده ، سازماندهي ، فرماندهي ، هماهنگي و کنترل.
اما با توجه به نظريه پردازي هاي تخصصي در مديريت جديد، الگوبرداري از آنان بدون در نظر گرفتن ويژگي هاي دروني جامعه نمي تواند در آن واحد نسخه اي معجزه آسا محسوب شود. لذا در اين خصوص نظريه و تحليل ماکس وبر، جامعه شناس آلماني بيشتر از همه تحليل جامعي از مباني دروني مديريت در جوامع گوناگون ارائه مي کند که مي تواند مبناي جالبي در بازبيني مديريت جوامع تلقي شود که اجمالا آنها را در مقايسه با هم مورد بررسي قرار مي دهيم.
اقتدار فرمند يا شخصيتي (مديريت شخصيتي): اين نوع مديريت در برخي جوامع با توجه به ساختهاي سنتي موجود شکل گرفت. اين نوع مديريت بيش از اين که برپايه تجربيات مديريتي و نظريات علمي که بر پايه يافته هاي علومي چون روانشناسي ، جامعه شناسي و اقتصاد استوار است ، بيشتر قائم به ذات شخصيت فرد است.
اين نوع مديريت از ديرباز در کشورمان وجود داشته و دارد و کوشش کرده است در برخي حوزه هاي عملياتي خود از يافته هاي مديريت جديد بهره مند شود و بنيان مديريت خود را سامان دهد. اين نوع مديريت و رهبري در نظام آموزش و پرورش ايران معمولا با تغييرات ساخت حکومت ها جلوه هاي تازه اي به خود مي گيرد و تصميمات خود را در چگونگي بهره گيري و تخصيص منابع موجود اعمال مي کند.
اقتدار سنتي (مديريت سنتي): اين نحوه مديريت و رهبري بر مبناي سنتها، عرف و عادات موجود در هر جامعه شکل مي گيرد. اين نوع مديريت بر اين نگرش تاکيد دارد که جايگاه اجتماعي کساني که در گذشته داراي اقتدار و قدرت بوده اند، حائز اهميت و احترام است. براساس اين نوع نگرش که معمولا صبغه ديني نيز دارد مقام و منصب بر اساس سنتها تعيين مي شود و معمولا از نسلي به نسل ديگر انتقال مي يابد.
در ايران اين نوع مديريت بيش از همه به پيش از دوره مشروطه و شايد پيش از آن بر مي گردد و چون آموزش و پرورش هنوز سامان يافته و سازماندهي نشده بود و عوامل تاثيرگذار بيروني موجود در هدايت آموزش تاثيري نداشتند و محتواي آموزش نيز معمولا محدود به آنچه بود که مرشد يا معلم مورد نظر آنها را از پيش آموخته بودند و به نوآموزان جديد انتقال مي دادند، لذا مديريت به نوعي بر پايه سنتها و عرف معمول در جامعه و خاصه برپايه آموزه هاي ديني استوار بوده است.

اقتدار عقلاني قانوني (مديريت علمي)

اين نوع مديريت با تاکيد بر هدايت سازمان يافته شکل گرفته و سرمنشائ اين نوع مديريت ساختار نظام مند قوانين و مقرراتي است که هدايت سازمان را به عهده مي گيرد و براي اعمال اقتدار و نظارت بر روابط درون سازماني از تصميم گيري تا عمليات طرحها را به عهده مي گيرد.

برنامه ريزي آموزشي

از عمر برنامه ريزي آموزشي جديد نزديک به يک قرن مي گذرد. برنامه ريزي آموزشي جديد ابتدا در سال 1928 در اتحاد جماهير شوروي سابق با تهيه و اجراي برنامه هاي پنجساله توسعه پا به عرصه وجود گذاشت. پس از آن در کشورهاي اروپايي درخلال دهه 1940 موردتوجه قرار گرفت و کشورهاي اروپايي کوشيدند برنامه ريزي آموزشي خود را به استانداردهاي قابل قبول نزديک کنند. در کشورهاي در حال توسعه حدودا از دهه 1950 که همزمان با تحولات سياسي ، اقتصادي و اجتماعي در اين کشورها بود، برنامه ريزي آموزشي دستخوش تحولات قابل توجهي شد.


انتقاد وارد است!

برنامه ريزي در آموزش و پرورش در ايران از 2 جنبه دروني (تجزيه و تحليل و پيش بيني) و بيروني (انطباق روند آموزش با نيازهاي جامعه) نظرات سلبي و ايجابي بسياري را به همراه داشته است. پس از پايان انقلاب فرهنگي و بازگشايي دانشگاه ها، روند رو به تزايد گرايش جوانان به تحصيل در رشته هاي گوناگون علوم کاربردي وعلوم دستوري ادامه يافت. به طوري که نيازهاي کشور به نيروي انساني متخصص در رشته هاي مختلف حتي در شرايط نامتعارف به طور نسبي برطرف شد. تاثيرگذاري جريان آموزش و پرورش کشور در اين موفقيت ها چشمگير و قابل توجه است.
اما پس از گذشت يک دهه ، به علت کمبودهاي موجود در عرصه اقتصاد آموزش و پرورش و در نهايت کمبود فضاهاي آموزشي در سال 1368 مدارس خصوصي غيرانتفاعي به عنوان مدارس غيردولتي به فعاليت هاي آموزشي رسمي پرداختند اما به علت اين که فعاليت هاي بخش خصوصي در زمينه هاي گوناگون درست برنامه ريزي نشده است ، مدارس خصوصي به علت نداشتن تعادل اقتصادي خانواده ها بر توزيع فرصت هاي کيفي آموزشي در ميان دانش آموزان مورد انتقاد قرار دارند.



برنامه ريزي براي پيشبرد هر گونه طرحي نيازي اجتناب ناپذير است ؛ اما برنامه ريزي و توجه به جزييات مرتبط با اجراي مراحل برنامه در سطح فعاليت هاي آموزش و پرورش از ظرافت و پيچيدگي خاص برخوردار است. برنامه ريزي هر چند از جهاتي چون مديريت و اقتصاد در آموزش و پرورش تحت تاثير قرار مي گيرد؛ اما به نوعي مي تواند بر کيفيت بخشي نوع مديريت هاي کلان و مديريت در سطوح زيرين تاثيرگذار باشد و همچنين در نوع نگرش اقتصادي به امر آموزش و پرورش و رونق بخشيدن هر چه بيشتر ارتباط اقتصاد و آموزش و پرورش تاثير بسزايي داشته باشد.
اما با اين همه ، نمي توان از اثرگذاري مقتضيات اجتماعي موجود در کشور بر برنامه ريزي هاي آموزشي بي اعتنا گذشت. همانطوري که مايکل کرست مي گويد: «سياستگذاري براي مدارس وارد يک شبکه ماتريسي پيچيده شده که داراي زمينه هاي سياسي ، اقتصادي و اجتماعي است.» پس برنامه ريزان بايد در فعاليت هاي پيش از برنامه ريزي به شرايط و امکانات موجود کشور توجه خاصي داشته باشند و متغيرهاي تاثيرگذار و تداوم بخش يک برنامه آموزشي را بدقت مورد ارزيابي کارشناسانه قرار دهند تا برنامه هاي آموزشي با پشتوانه اي علمي ، فرهنگي و اقتصادي بر بهبود کمي و کيفي آموزش نيروهاي انساني بيفزايند.
اما علاوه بر کاستي هاي مالي و اقتصادي در آموزش و پرورش ، آنچه در برنامه ريزي هاي کلان آموزش و پرورش از اهميت خاصي برخوردار است ، مطالعه و تحقيقي دقيق از وضعيت اجتماعي ، روانشناسي و کنشگري هاي جوانان در اين برهه از زمان است تا بتوان در مسير برنامه هاي آموزشي از حداکثر پتانسيل هاي علمي و آموزشي سخت افزاري و نرم افزاري در جهت بخشيدن انديشه هاي جوانان استفاده کرد و به نوعي آموزش را در مسير آموزشي هدفمند و همه جانبه در اختيار گرفت.
ازآنجا که در بيشتر جوامع ، توليدکنندگان علم و دانش و آموزش دهندگان از سطوح فرهيختگان جامعه هستند و از نظر اقتصادي جزو لايه هاي مياني و پايين دست جامعه محسوب مي شوند، بايد ترتيبي اتخاذ شود تا تدوينگران و برنامه ريزان آموزش و پرورش از تاثيرگذاري عوامل اصلي آموزش ، بي دغدغه و با بي تفاوتي گذر نکنند. چراکه در دنياي جديد تاثيرگذاري يک تصوير و يک فيلم ، مجله ، روزنامه و دهها ابزار ديجيتالي گذار بر روند جامعه پذيري و آموزش و تربيت جوانان بسيار آسان تر از اثرگذاري يک رابطه چهره به چهره براي تفهيم اموري معرفتي در امر آموزش و تربيت است.
پس بايد عوامل اصلي بازآفرين در امر آموزش و پرورش را به عنوان يکي از عوامل بسيار مهم در برنامه ريزي هاي آموزش و پرورش از حمايت مادي و معنوي برخوردار کرد تا به دور از دغدغه هاي معيشتي ، بل با دغدغه هاي علمي و آموزشي در عرصه آموزش کشور تاثيرگذار و مفيد واقع شوند.

نتيجه

الف)- در بخش مديريت ، اعم از اجرايي و آموزشي بايد به ساختار مديريت عقلاني توجه ويژه اي داشت و به تلفيق هر چه بيشتر مديريت هاي سنتي کارآمد با مديريت هاي علمي در حوزه مربوطه پرداخت.
- در اداره بخشهايي از فعاليت هاي آموزش پرورش مي توان از تجربيات موفق بخش خصوصي در زمينه هاي آموزشي ، مديريتي و اقتصادي بهره مند شد.
- کم کردن ميزان فشارهاي بروکراسي در وزارت آموزش و پرورش و به تبع آن در ادارات کل ، با سپردن برخي از فعاليت هاي خدماتي و تدارکاتي اين وزارتخانه به بخش خصوصي.
- در بخش مديريت آموزش و پرورش مي توان هر چه بيشتر از توانمندي هاي موجود و بالقوه اي که در فراگرد مديريت آموزشي لحاظ نشده اند، بهره مند شد و تصميمات مديريتي را بر مبناي اجماعي عالمانه تر اتخاذ کرد.
ب) در بخش اقتصادي بايد به اقتصاد آموزش و پرورش توجه خاصي مبذول شود تا با سرمايه گذاري هاي مطمئن بتوان به نتايج قابل قبولي در عرصه آموزش و پرورش نايل شد.
- بايد به تاثيرگذاري جريان آموزشي صحيح در تسهيل و توانمندي نيروي انساني کارآمد توجه ويژه اي داشت و سرمايه گذاري هاي لازم را در اين ميان به عنوان عاملي حياتي مدنظر قرار داد.
مديران و مسوولان کشور بايد به اين باور برسند که آموزش کارآمد و صحيح در کشور رکن اوليه تربيت نيروي انساني کارآمد است که براي اين مهم بايد به سرمايه گذاري هاي راهبردي و درازمدت انديشه کرد و نه به تسکين هاي موقتي و مقطعي.
ج) قوت بخشيدن به روابط انساني کارآمد در سازمان آموزش و پرورش در جهت ايجاد درک متقابل بين نيروهاي صفي و ستادي بايد از اولويت هاي اوليه برنامه ريزان در اين وزارتخانه باشد.
- نگرش واقعگرايانه به نوعي گسست نسلي آموزشي و معرفتي در کشور در دهه سوم پس از انقلاب ، که شايد بتوان آن را معلول جريان جهاني شدن -يا تقابل سنت و مدرنيته - و يا مدرنيسم و پست مدرن و يا تغيير الگوي تربيتي در جامعه دانست.
اما به هر حال بايد اذعان کرد کاستي هاي کمي و کيفي در جريان آموزش کشور نيز در ظهور آن بي تاثير نبوده است.
- تبيين برنامه هايي در جهت آموزش هاي مهارتي در کل کشور که در کنار آن به نيازمندي هاي استان هاي کشور نيز توجه شود و فرهنگ و سنتهاي بومي مناطق مختلف کشور در بخش برنامه ريزي هاي آموزش و پرورش مورد توجه و احيائ قرار گيرند.



رضا مومن پور

منبع : آموزش نیوز

یکشنبه 1386/10/23 |

 

نواندیش منتشر می کند : متن کامل و بدون تحریف اظهارات "اکبراعلمی"

نواندیش منتشر می کند : متن کامل و بدون تحریف اظهارات "اکبراعلمی"

 

نواندیش- بدنبال انتشار ناقص اظهارات اکبر اعلمی نماینده مجلس شورای اسلامی در خبرگزاری فارس ، یکی از نزدیکان وی متن کامل این سخنرانی را که در دفتر حزب اعتماد ملی زنجان ایراد شده بود در اختیار "نواندیش" قرار داد که بدین شرح می باشد:

 اكبر اعلمي : امروزه در کشور ما دو نوع تحلیل و ارائه وضعیت کشور وجود دارد؛ یک نوع تحلیل و ارائه وضعیت توسط آقای احمدی‌نژاد و صدا و سیما و برخی نهاد‌های حامی دولت انجام می‌شود که به ملت می‌گویند، الحمدلله، شرایط داخلی و خارجی کشور بسیار خوب است، امن و امان است، گرانی نیست، فرهنگ ما در اوج اعتلا است و اسامی مفسدان هر روز از جیب آقای احمدی‌نژاد بیرون می‌آید و خوشبختانه دیگر فاسدی در کشور نداریم. در باب سیاست خارجی هم هیچ خطری ایران را تهدید نمی‌کند. آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند غلط می‌کنند که تهدیدی برای ایران باشند. اگر احیانا کسی در جایی مواجه با گرانی شد، بیاید و از بقالی همسایه‌ آقای احمدی‌نژاد خرید کند.

 اعلمی با بیان این که این نوع تحلیل، سهل‌الوصول‌ترین پاسخ به افکار عمومی و پوپولیستی‌ترین نوع واکنش از سوی یک مسؤول است، گفت: من معتقدم که هر نوع مواجهه غیرصادقانه هر مسؤولی با مردم و کتمان واقعیت‌ها از آنان، مصداق خیانت است.

 اعلمی افزود:‌عنوان حکومت ما جمهوری اسلامی است و مردم که به ما رأی داده‌اند، انتظار دارند که ما پا جای پای قدیسان صدر اسلام بگذاریم. پس نباید یک مسؤول مردم را این‌گونه عوام پندارد که هرچه بگوند، همه قبول کنند.

نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی با گفت: من به عنوان یک نماینده مردم می‌خواهم صادقانه بگویم، نه شرایط داخلی ما امروزه مطلوب است و نه شرایط خارجی.

 اعلمی با ارائه‌ تحلیلی از شرایط بین‌المللی قبل از حمله آمریکا به عراق گفت: قبل از حمله‌ آمریکا به عراق، کشورهای روسیه، چین، فرانسه و آلمان به شدت مخالف این حمله بودند، و حال این که امروز انگلیس، فرانسه پشت سر آمریکا قرار دارند و فرانسه از آمریکا تندروتر است و آلمان هم با برنامه‌های ایران مخالف است و روسیه و چین هم به دنبال منافع ملی خودشان هستند. بسیار عامیانه است که تصور شود روسیه و چین با این حجم عظیم مبادلات تجاری، پشت به آمریکا کنند و به حمایت از ما بپردازند.

 اعلمی افزود:نباید مانند برخی از تحلیل‌های عامیانه چنین پنداشت که آمریکا امروز در باتلاق افغانستان و عراق گیر کرده و توان جنگ دیگری را ندارد و آمریکا دست به حماقت دیگری نخواهد زد که نارضایتی ملت خود را افزایش دهد.

 اعلمی با بیان این که در نظرسنجی انجام گرفته در شهریور سال 1385 حدود 45درصد در آمریکا و حدود 35درصد در اروپا در صورت شکست مذاکرات، خواهان حمله نظامی به ایران بودند. اعلمی با اشاره به سفر اخیر احمدی‌نژاد به آمریکا گفت: به یمن و برکت حضور آقای احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا و معجزات و موضعگیری‌های وی، بر اساس نظرسنجی مؤسسه زاگبی حدود 52درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا معتقد به حمله آمریکا به ایران برای جلوگیری از دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای هستند. 53درصد هم معتقدند که بعد از انتخابات حمله به ایران صورت خواهد گرفت.

                             منبع : فریاد معلمان

یکشنبه 1386/10/23 |

 

مروري بر آمدن و رفتن وزير آموزش و پرورش

مروري بر آمدن و رفتن وزير آموزش و پرورش     

وزارت نیمه کاره   فرشيدي!    

شيرزاد عبداللهي 

 

محمود فرشيدي بعد از گرفتن راي اعتماد از مجلس هفتم نويد تحولي عظيم در آموزش و پرورش را داد. وي در نخستين مصاحبه خود گفت:<الحمدلله الا‌ن ... و بايد روي ايمان دانش‌آموزان كار كنيم. فرشيدي عضويت در انجمن حجتيه را كه از سوي يكي از نمايندگان مطرح شده بود رد كرد. پيش از او علي‌اكبر اشعري نتوانست راي اعتماد نمايندگان را براي استقرار در ساختمان خيابان قرني كسب كند. رئيس‌جمهور در معرفي فرشيدي گفت: <من حداقل 15 نفر را براي تصدي اين مسووليت مورد بررسي قرار داده‌ام. فرشيدي عمر و زندگي خود را در اين وزارتخانه سپري كرده است و يك عنصر فرهنگي است.>

بازگشت به دهه 60

به اين ترتيب روز 18 آبان 84 مدير مجتمع آموزشي غيرانتفاعي معلم در شمال غرب تهران كه تنها در سال‌هاي اول انقلا‌ب چندسالي در مديريت‌هاي مياني آموزش و پرورش خدمت كرده بود در سن 54 سالگي با 136 راي موافق بر صندلي وزارت پردردسرترين دستگاه كشور جلوس كرد. او دوستان قديمي خود را كه برخي از آنها سال‌ها پيش بازنشسته شده بودند، فراخواند و با سخاوتمندي آنها را به پست‌هاي معاونت و مديركلي گماشت. مهم‌ترين كار فرشيدي عزل تقريبا تمام مديران سابق از معاونت وزير تا رياست مناطق بود. يكي از نمايندگان مجلس در اين خصوص گفت: فرشيدي زمين آموزش و پرورش را شخم زد. اكثر مديران جديد غريبه‌هايي بودند كه تسلطي بر امور تحت مديريت خود نداشتند. مهم‌ترين ويژگي آنها عضويت در حلقه ياران ديروز و امروز فرشيدي بود. فرشيدي ميراث 16 سال مديريت دولت‌هاي قبلي را به شدت رد مي‌كرد و معتقد بود كه در اين 16 سال از تعليم و تربيت اسلا‌مي غفلت شده و رسالت او اين است كه بار ديگر آموزش و پرورش را به دوران خلوص انقلا‌بي و مديريت ايدئولوژيك اوايل دهه 60 بازگرداند. الگوي آرماني او، مدارس علوم ديني بود. او بارها از ائمه جمعه و علما دعوت مي‌كرد كه وارد سيستم آموزشي شوند. امام جمعه اصفهان در پاسخ به دعوت فرشيدي از علما گفت: چون طلبه به اندازه كافي در حوزه‌ها وجود ندارد، آموزش و پرورش با ايجاد مراكز خاصي معلمان را تحت آموزش طلبگي قرار دهد. در دوره فرشيدي دعواي مكتب و دبستان بعد از صد سال زنده شد. ‌

حرف‌هاي شنيدني

سخنان فرشيدي در مراسم رسمي و به‌خصوص در حاشيه جلسات همواره باعث شگفتي خبرنگاران مي‌شد. يك بار فرشيدي خود را موفق‌ترين وزير آموزش و پرورش بعد از انقلا‌ب ناميد. بار ديگر ادعا كرد كه در يك سال دوره وزارت او به اندازه 16 سال كار شده است. بعدازظهر روز 23 اسفند 86 در حالي كه ده‌ها معلم در خيابان‌ها بازداشت شده بودند، در برابر ده‌ها خبرنگار خبر دستگيري معلمان را تكذيب كرد. در شرايطي كه اكثر معلمان و همه فعالا‌ن صنفي و بسياري از نمايندگان خواستار استيضاح و بركناري فرشيدي بودند بار ديگر در ارديبهشت 86 رئيس‌جمهور به ساختمان هرمي مجلس رفت و از عملكرد وزير خود دفاع كرد. ‌

علي احمدي، فردي كه قرار است بر صندلي فرشيدي تكيه بزند، برنامه‌هاي خود را براي وزارت آموزش و پرورش اعلا‌م كرده است. فرشيدي نيز از ديروز تا چند روز آينده همه برنامه‌هاي خود را در وزارتخانه لغو كرده و در آنها شركت نخواهد كرد. هيچكس به درستي نمي‌داند كه دليل واقعي استعفاي فرشيدي چيست. اختلا‌ف سياسي منتفي است. او برگزيده احمدي‌نژاد بود و همه موجوديت سياسي او مرهون كسي است كه او را از پشت ميز مديريت مدرسه به وزارت رساند. برخلا‌ف تصور برخي از همكاران، هيچ دليلي در دست نيست كه بر اساس آن استعفا و يا بركناري فرشيدي را نوعي عقب‌نشيني دولت در برابر نارضايتي معلمان از ناكارآمدي و سياست‌هاي غلط فرشيدي بدانيم. تنها گمانه اين است كه شايد مي‌خواهند امكانات آموزش و پرورش را در اختيار دانشگاه پيام‌نور قرار دهند. ‌

دانشگاه محبوب

دانشگاه پيام‌نور بديل دانشگاه آزاد و محبوب احمدي‌نژاد است. اينكه همزمان با استعفا، نام جانشين وزير هم گفته مي‌شود نشانه نوعي هماهنگي و برنامه‌ريزي است. در آبان‌ماه سال گذشته هيات دولت تمامي دستگاه‌ها از جمله آموزش و پرورش را موظف كرد كه ساختمان‌هاي بلا‌استفاده خود را به عنوان فضاي كمك‌آموزشي در اختيار دانشگاه پيام‌نور قرار دهند. اين در حالي است كه آموزش و پرورش با كمبود حداقل 28 هزار مدرسه روبه‌رواست و اين را همه مي‌دانند. چند روز پيش با پيگيري شخص رئيس‌جمهور، فرشيدي با صدور بخشنامه‌اي روساي سازمان‌هاي آموزش و پرورش را مكلف كرد كه فضاهاي خالي خود را به دانشگاه پيام‌نور بدهند. گفته مي‌شود كه دانشگاه پيام‌نور به لحاظ كمي به شدت در حال توسعه است، تعداد مراكز آن به 442 و تعداد دانشجويان آن به يك ميليون رسيده است. آيا آمدن علي احمدي اين پيام را دارد كه امكانات ضعيف آموزش و پرورش صرف توسعه دانشگاه پيام‌نور هم خواهد شد؟ يكي از اعضاي كميسيون آموزش مجلس هشدار مي‌دهد: <اختلا‌ف احمدي‌نژاد با دانشگاه آزاد موجب شده تا دولت به فكر تقويت دانشگاه پيام‌نور در مقابل دانشگاه آزاد باشد و در عمل بخواهد دانشگاه پيام‌نور را در مقابل دانشگاه آزاد علم كند.

بلاگ معلم سربدار

یکشنبه 1386/10/23 |

 

حکم ۹۱ روز زندان برای ۹ معلمان همدانی

حکم ۹۱ روز زندان برای  ۹ معلمان همدانی

امروز ۱۸ اذر ماه ۸۶

شعبه ۱۰۶ دادگاه انقلاب همدان

 برای آقایان  نادر قدیمی، یوسف رفاهیت، یوسف زارعی، علی صادقی، هادی غلامی، جلال نادری،علی نجفی، مجید فروزانفر ومحمود جلیلیان

که در تاریخ ۴/۷/۸۶

به اتهام تشویش اذهان عمومی ،صدور اطلاعیه وبرگزاری تجمعات غیر قانونی

در همین دادگاه محاکمه شده بودند

رای خود را صادر نمود .

در این حکم  برای هر کدام از معلمین همدانی بصورت منفرد ۹۱ روز تحمل

 حبس تقاضا گردیده است .

منبع کانون همدان

یکشنبه 1386/10/23 |

 

تسلیت به جامعه فرهنگیان ایران

تسلیت به جامعه فرهنگیان ایران

با نهایت تاسف با خبر شدیم بر اثر حادثه دلخراش تصادف مینی بوس حامل شماره ی از معلمان ارومیه با یک دستگاه اتوبوس که صبح روز چهارشنبه 12 دی ماه روی داده است ؛ 4 تن از همکاران عزیزمان جان خود را از دست دادند و 13 تن دیگر زخمی شدند این تصادف در منطقه " صوما برادوست " ارومیه روی داده و بر اثر آن 4 معلم به اسمی فروق مرشد ؛ اکبر ابراهیمی ؛ احمد مصطفی زاده ؛ و علی قنبری جانشان را از دست داده اند و 13 معلم زخمی شده نیز به بیمارستان ارومیه منقل شدند .

کانون صنفی معلمان استان اردبیل این حادثه دلخراش را به خانواده های محترم این همکاران و به جامعه بزرگ و شریف فرهنگیان ایران تسلیت عرض نموده و برای بازماندگان این حادثه صبری جمیل از بارگاه ایزدی خواستار هست .

14 / 10 / 1386

یکشنبه 1386/10/23 |

 

پیام تسلیت به آقای نوراله برخوردار عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان خمینی شهر

انا لله و انا الیه  راجعون

 

دوست و همکار ارجمند جناب آقای نوراله برخوردار

 

خبر در گذشت پدر گرامیتان موجب غم و اندوه همه فعالان و اعضای کانون صنفی معلمان استان اردبیل گردید .

از خداوند منان برای آن مرحوم رحمت و مغفرت طلب نموده و برای بازماندگان آن عزیز صبری جمیل آرزو داریم . امیدواریم در این ایام غمناک ما را همدرد و شریک غم بدانید .

با احترام : غلامعلی عباسی

دبیر هیات مدیره کانون صنفی معلمان استان اردبیل

13 / 10 / 1386   

دوشنبه 1386/10/17 |

 

آموزش و پرورش مرکبی در گل فرو رفته !

آموزش و پرورش مرکبی در گل فرو رفته !

عباسپور در گفتگو با مهر:
آموزش و پرورش بیمار دوای درد پیام نور نیست/ توسعه پیام نور خطرناک است .
رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی با انتقاد شدید از توسعه دانشگاه پیام نور گفت: مشکل گسترش بی برنامه دانشگاه پیام نور با فضاهای آموزش و پرورش جبران نمی شود و بر مشکلات آموزش و پرورش می افزاید.
دکتر علی عباسپور تهرانی فرد در گفتگو با خبرنگار مهر با تأکید بر اینکه با افزایش ظرفیت دانشجو در دانشگاهها موافق هستیم اما معتقدیم کیفیت باید همراه با کمیت باشد به روند رو به رشد پذیرش دانشجو در دانشگاه پیام نور اشاره کرد و افزود: دانشگاه آزاد اسلامی هم اکنون ظرفیت بالایی از دانشجویان را تحت پوشش قرار داده به طوریکه جمعیت دانشجویی آن بالغ بر یک میلیون نفر است اما این رشد طی 25 سال اتفاق افتاده در حالی که ظرفیت دانشگاه پیام نور از 360 هزار دانشجو در 2 سال گذشته به یک میلیون رسیده است.

وی با بیان اینکه ظرفیت 360 هزار نفری دانشگاه پیام نور در دو سال گذشته نیز برای دانشگاهی که از امکانات کافی برخوردار نیست، نگران کننده بود، افزود: سیستم دانشگاه پیام نور باید به سمت مجهز شدن به امکانات برای آموزش مجازی برنامه ریزی کند و از کیفیت مطلوبی برخوردار شود این در حالی است که بدون افزایش کیفیت این دانشگاه علاوه بر گسترش دوره های کارشناسی اقدام به توسعه تحصیلات تکمیلی نیز شده است.

رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفت: همین امر باعث شده است ارائه پایان نامه های دانشجویان در مقاطع تحصیلات تکمیلی این دانشگاه زیر سئوال برود.

وی ادامه داد: ما با توسعه تحصیلات تکمیلی مخالف نیستیم. توسعه در دانشگاههایی مانند تهران و شریف ایده آل اما برای دانشگاهی که از امکانات کافی برخوردار نیست خطرناک است.

عباسپور گفت: در کنکور سراسری سال 86 در حدود 57 درصد پذیرش به دانشگاه پیام نور مربوط می شد که اگر به این تعداد فراگیر را نیز اضافه کنیم، آمار ظرفیت دانشجویان در این دانشگاه بیش از این درصد خواهد شد که نگران کننده است.

وی اضافه کرد: از سوی دیگر بخشنامه ای مبنی بر اینکه دستگاههای اجرایی از جمله آموزش و پرورش باید فضاهای خالی خود را به این دانشگاه اختصاص دهند صادر شده است. این بخشنامه قابل قبول است اما باید توجه داشت که بسیاری از این فضاهای خالی قابلیت آموزشی ندارند و برای دانشگاه مناسب نیستد. آموزش و پرورش نیز که به خودی خود مانند مرکبی در گل فرو رفته است و با این کار مشکلی بر مشکلاتش اضافه می شود.

نماینده مردم تهران در مجلس گفت : هم اکنون بسیاری از مدارس دو شیفته هستند و اختصاص فضاهای این وزارتخانه به دانشگاه پیام نور فشار مضاعفی را برای آن به وجود می آورد.

وی آموزش و پرورش را در مقایسه با آموزش عالی دارای اهمیت بیشتری دانست و گفت : تربیت نسل جوان در گرو تربیت کودکان و نوجوانان است و در صورت داشتن آموزش و پرورشی پویا می توان آموزش عالی مطلوبی نیز داشت.

عباسپور با بیان اینکه به دانشگاه پیام نور بی توجهی می شود به مهر گفت: دانشگاه پیام نور حتی اگر بخواهد به دانشگاهی غیرحضوری و مجازی تبدیل شود، نیاز به امکانات و تجهیزات بسیاری دارد. سیستم آموزش و پروش که خود دچار مشکل است نمی تواند مشکلات دانشگاه پیام نور را برطرف کند.

وی با اشاره به انتصاب رئیس سابق دانشگاه پیام نور در سمت سرپرستی وزارت آموزش و پرورش و شایعاتی مبنی براینکه دکتر علی احمدی (سرپرست وزارت آموزش و پرورش) در جهت عملیاتی کردن بخشنامه در اختیار قرار دادن فضاهای آموزش و پرورش به دانشگاه پیام نور گفت: در زمان استعفای فرشیدی (وزیر سابق آموزش و پروش) و انتصاب رئیس دانشگاه پیام نور نگران این موضوع بودیم که وی آموزش و پرورش را به سمت دانشگاه پیام نور سوق دهد اما در حال حاضر انعکاسی که مدیریت جدید به وجود آورده حاکی از آن است که به دنبال این تئوری نیست.

رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات تأکید کرد: نگرانی ما از کل بخشنامه ای است که در دولت صادر شده است و از عملیاتی شدن آن بیم داریم.

منبع : سپاس معلم

یکشنبه 1386/10/16 |

 

چاه نفت و وزير آموزش و پرورش

چاه نفت و وزير آموزش و پرورش

شيرزاد عبداللهي 

معناي رفتن فرشيدي و آمدن علي احمدي به عنوان سرپرست وزارتخانه در سومين سال عمر دولت احمدي نژاد، براي فرهنگيان گنگ و نامفهوم است. بسياري هم به اين تغييرات کاملاً بي تفاوتند. جيرودي معاون مدرسه مي گويد؛ «رفتن و آمدن وزير تاثيري بر کار و زندگي ما ندارد. براي آنها که مي خواهند مديرکل و رئيس بشوند تغيير وزير مهم است اما براي دبير و آموزگار و دفتردار و معاون و مدير مدرسه چه فرقي مي کند. همه ادعا مي کنند 95 درصد مطالبات فرهنگيان را پرداخته اند. من که معني مطالبات را نمي فهمم. راستي مطالبات يعني چه؟ » موسيقي متن سخنان معلمان، همهمه قطع نشدني دانش آموزاني است که با صداي زنگ از قفس تنگ کلاس براي دقايقي آزاد شده اند. گفت وگوي معلمان در زنگ تفريح مثل فرياد کشيدن است. وزيران مي آيند و مي روند اما مدرسه پابرجاست.

روستازاده فروتن

رمزگشايي از سخنان به شدت تعارف آميز و تو در توي مسوولان دولتي هم بسيار دشوار است. پيش از اين در مراسم معارفه يي که در ساختمان مرکزي وزارتخانه با حضور معاون اول رئيس جمهور برگزار شد، علي احمدي خود را چنين معرفي کرد؛ «روستازاده يي بيش نيستم که برخلاف ميل باطني ام قريب يک ماه است که به من گفته شده خود را براي آموزش و پرورش آماده کنم. اما در اين يک ماه به اندازه يک روز هم براي مسائل آموزش و پرورش وقت نگذاشتم چون علاقه مند نبودم جاي کس ديگري را بگيرم .»

حرف ها در فضاهاي مختلف معاني متفاوتي دارند و همين تغيير فضا منشاء سوءتفاهم هاي مسوولان و خبرنگاران است. به عنوان مثال خواننده اين متن مکتوب مي پرسد؛ چرا علي احمدي مسووليتي را که به آن علاقه ندارد پذيرفته؟ چرا در مدت يک ماه حتي يک روز هم به موضوع فکر نکرده ؟ يعني وزارت براي او آنقدر بي اهميت است؟ چرا او تنها به اين دليل که قرار است جاي فرشيدي را بگيرد ناراحت بوده در حالي که ده ها دليل منطقي براي بي علاقگي او وجود داشته که مهم ترين آنها نبود تخصص و سابقه مديريتي در آموزش و پرورش است.

بالاخره خواننده مي خواهد بداند که در روز آخر با چه دلايل و منطقي سرپرستي را پذيرفته است. آيا به راستي او خود را شايسته ترين فرد براي سرپرستي مي دانسته و اگر نه، دليل عرفي و شرعي پذيرش اين مسووليت چه بوده است؟

دو وزير در يک وزارتخانه

اما پرويز داودي سرپرست جديد را از زاويه ديگري معرفي کرد. وي علي احمدي را نيرويي با تفکر سيستمي دانست که در دانشگاه پيام نور از نظر کمي و کيفي تحولات جدي آفريده است و براي تکميل مديريت فرشيدي آمده و از اين به بعد دو وزير در آموزش و پرورش خواهيم داشت. اين اظهارات هم جز تعارف چيز ديگري نيست.

اگر علي احمدي در پست رياست دانشگاه پيام نور تحولات جدي آفريده پس چرا در نيمه کار او را برخلاف ميل خود به وزارتخانه يي آورده اند که قبل از گرفتن حکم حتي يک روز هم به آن فکر نکرده است ؟ او براساس کدام مزيت هاي فردي، علمي و اداري برگزيده شده است؟ قرار است علي احمدي در اين دستگاه چه کارهايي انجام دهد. برنامه او براي بزرگترين سازمان اداري- آموزشي کشور چيست؟ و اگر قرار است فرشيدي در اين وزارتخانه به عنوان وزير دوم بماند دليل عزل او چه بود ؟ در حالي که به طور رسمي از استعفاي وزير سخن مي رود، در خبرها آمده بود که استعفاي فرشيدي به در خواست رئيس جمهور صورت گرفته و مشاور ارشد رئيس جمهور در ملاقات با فرشيدي از او خواسته که استعفاي خود را بنويسد.

برخي معتقدند که با آمدن علي احمدي به عنوان سرپرست، وي در انتهاي مهلت قانوني سه ماهه به عنوان وزير به مجلس معرفي خواهد شد و مجلسي که يک بار به علي احمدي براي نشستن بر صندلي وزارت تعاون نه گفته، مجبور است با وزارت او بر بزرگترين دستگاه اداري - آموزشي کشور موافقت کند چرا که به گفته علي عباسپورتهراني فرد؛ «اگر سرپرستي علي احمدي طولاني شود و اگر مجلس راي ندهد و دوباره فرد ديگري بيايد مسائل آموزش و پرورش متوقف مي ماند.»

طاقچه بالا نگذاريد

مهم ترين حرفي که سرپرست جديد در جلسه معارفه زد اين بود؛ «روش کار مديريتي من براين بوده که اعتماد مي کنم تا وقتي خلافش ثابت شود. کمک مي گيرم تا وقتي که افراد بخواهند کمک کنند. وابسته به هيچ فرد يا جريان خاصي نيستم. و اگر کسي براي من خيلي طاقچه بالا بگذارد مي گويم ... بدون شما هم بالاخره مملکت مي چرخد.» شايد اين سخنان واکنش به خبر استعفاي دسته جمعي معاونان فرشيدي بود. خبري که با قطعي شدن استعفاي فرشيدي تکذيب شد.

به نظر مي رسد اين وزارتخانه عرصه آزمون و خطاي جديدي است. حداقل يک سال طول مي کشد که سرپرست به آن درجه از دانش و تجربه برسد که امور جاري وزارتخانه را اداره کند. سرپرست جديد نه سابقه مديريت در دستگاه آموزش و پرورش را دارد، نه بافت اجرايي و کارشناسي وزارتخانه را مي شناسد و نه صاحب تاليفات و تئوري خاصي در حوزه آموزش و پرورش است .

شايد مهم ترين ويژگي او توفيق حضور در حلقه ياران دانشگاهي رئيس جمهور است. هر چه باشد علي احمدي در اين سازمان يک غريبه است. محمود فرشيدي حداقل اين ادعا را داشت که يک معلم ساده است و همواره بر آن تاکيد مي کرد اما واقعاً نقطه اتصال سرپرست جديد با وزارت آموزش و پرورش چيست؟

چاه نفت و جايزه

خبرگزاري ايسنا گزارش داده بود که سرپرست آموزش و پرورش در جمع تعدادي از معلمان ايلام با اعلام مجدد اين مطلب که برخلاف ميل باطني خود به اين وزارتخانه آمده است از معلمان خواست که مشکلات را در کنار راه حل هاي پيشنهادي به او بگويند. وي براي تشويق معلمان به طرح مشکلات و راه حل ها گفت که به بهترين و کاربردي ترين پيشنهاد معلمان جايزه مي دهد.

پيشنهادها احتمالاً چيزهايي از اين قبيل است؛ «حقوق معلمان را به بالاتر از خط فقر برسانيد. به معلمان بدون مسکن زمين و آپارتمان بدهيد. وام هاي کم بهره در اختيار فرهنگيان بگذاريد. اصل 30 قانون اساسي را اجرا کنيد. ارتقاي منزلت معلم را از حرف به عمل برسانيد و...» و اما راه حل ها؛ «ما مي خواهيم آثار افزايش قيمت نفت را سر سفره هاي خود ببينيم. باز هم آموزش و پرورش کسري بودجه دارد. باز هم دولت به معلمان بدهکار است. باز هم دست مدير مدرسه خالي است... راه حل ساده است. درصدي از پول نفت را به آموزش و پرورش اختصاص دهيد.»

فرشيدي روزي که به مجلس معرفي شد در نامه خود که به گمان خودش برنامه بود اما برخي معتقد بودند که تنها يک نامه حاوي مشتي شعار آرماني بوده است، و در سخنراني خود گفت که دو ماه پاداش فرهنگيان را در کوتاه مدت پرداخت مي کند و قدرت خريد فرهنگيان را در چهار سال دو برابر مي کند.

وزير تا آخرين روز وزارت با اين سوال خبرنگاران سمج حوزه آموزش و پرورش روبه رو بود که پس آن وعده ها چه شد؟ يک بار به خبرنگاري گفت؛ من چاه نفت در اختيار ندارم... يعني او هم مثل معلمان مدرسه آدرس چاه نفت را مي داد. و مگر ما ايراني ها نشاني ديگري هم مي شناسيم؟

رودربايستي مجلس

سرپرست وزارت چه سازوکاري براي اين نظرخواهي عمومي انتخاب کرده است؟ در چند روز گذشته تعدادي از همکاران که مي خواهند در اين نظرخواهي شرکت کنند به تکاپو افتاده اند. شايد بخت ياري کند و جايزه يي هم ببرند. اما اگر علي احمدي واقعاً دنبال راه حل است بهتر است به سراغ نخبگان برود. آموزش و پرورش داراي پژوهشگاه تعليم و تربيت است که ده ها متخصص درجه اول مسائل آموزش و پرورش در آنجا به کار مشغولند و در داخل همين سيستم اداري صدها کارشناس نخبه حضور دارند که کسي به آنها محل نمي گذارد.

وزارت يعني مديريت تامين اعتبار و سازماندهي نيروي انساني. اما وزارت در ايران کار ساده يي است. نفت را مي فروشيم و پولش را بين دستگاه ها تقسيم مي کنيم. اينجا وزارت يعني قدرت چانه زني و لابي گري. علي احمدي به دليل نزديکي بيشتر به هسته قدرت دولتي شايد توانا تر از فرشيدي ظاهر شود. از سوي ديگر عباسپور رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس معتقد است که مجلس چون به اشعري راي نداد به خاطر رودربايستي و متهم نشدن به مخالفت با رئيس جمهور به فرشيدي راي داد. اما نکته با اهميت در اظهارات عباسپور عدم حمايت دولت از وزير آموزش و پرورش است. رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس مي گويد؛ «سوال اين است که اگر اين وزير مورد تاييد دولت نبود چرا به مجلس معرفي شد.»

نبود حمايت دولت از وزير در موضوع کسري بودجه 2600 ميليارد توماني کاملاً آشکار شد.2100 ميليارد تومان از اين کسري به تاييد معاون برنامه ريزي و راهبردي رئيس جمهور رسيده بود. با اين حال دولت عجله يي براي پرداخت اين مبلغ از خود نشان نمي داد. در حالي که اين کسري مربوط به حق الزحمه معلمان حق التدريس و اضافه کار عوامل مدرسه مثل مديران و معاونان و پاداش پايان خدمت بازنشستگان و حقوق پرسنل شرکتي و ساير حقوق و مزاياي کارکنان است. اما ظاهراً سرپرست جديد هم نتوانسته کسري اعتبار را تامين کند.

وي هفته گذشته درباره ميزان مطالبات فرهنگيان گفت؛« اين ميزان با توافق بين سازمان مديريت سابق، خزانه داري کل و معاونت ذي ربط وزارت آموزش و پرورش، دو هزار و 200 ميليارد تومان است که اين ميزان، بدهي سال جاري وزارت آموزش و پرورش است و بخشي از آن تهيه شده است.» علي احمدي افزود؛ «براين اساس يک هزار و 100 ميليارد تومان و به روايتي 850 ميليارد تومان کسري آموزش و پرورش در اصلاحيه بودجه تامين مي شود.»

سرپرست وزارت آموزش وپرورش در پاسخ به اين پرسش که ميزان ذکر شده تنها نيمي از کسري بودجه آموزش وپرورش است، گفت؛« بله درست است اما براي پرداخت مابقي کسري ها نيز خدا بزرگ است.» به احتمال زياد بخشي از اين کسري به سال آينده منتقل مي شود. قرار است بودجه جاري سال 87 را روي رقمي بين 7 تا 8 هزار ميليارد تومان ببندند. نگراني وقتي افزايش مي يابد که جدول هزينه ها را نگاه کنيم. بيش از 93 درصد بودجه صرف پرداخت حقوق و دستمزد ها مي شود. اين در حالي است که افزايش بودجه جاري که عمده آن هزينه هاي پرسنلي است تاثيري بر افزايش ضريب رضايتمندي پرسنل نداشته و مطالبه اول معلمان همچنان افزايش حقوق و مزايا است.

پيام نور سوار بر مرکب در گل مانده

علي عباسپور تهراني فرد رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس معتقد است که نه در دولت هاي گذشته و نه در دولت احمدي نژاد آموزش و پرورش اولويت اول کشور نبوده. به اين گفته بايد افزود که اين وزارتخانه هيچ گاه اولويت پنجم و ششم دولت ها هم نبوده، بلکه همواره در انتهاي يک صف طولاني قرار داشته است.

عباسپور علاوه بر بيان اينکه علي احمدي هيچ ارتباطي با بدنه آموزش وپرورش نداشته، مي گويد؛ «ايشان يک حرکت لجام گسيخته يي براي گسترش بي رويه پيام نور در کل کشور انجام داده اند. در طول اين سال تحصيلي نسبت به سال قبل 70 تا 90 هزار دانشجو گرفته اند و واحد هاي درسي را در سراسر کشور تشکيل داده اند بدون فضاي آموزشي و با يک يا دو عضو هيات علمي. اين باعث شده دانشگاه پيام نور دنبال فضا بگردد. دانشگاه پيام نور قبل از وزارت فرشيدي هم از طريق دولت روي فضا هاي آموزشي دست گذاشته بود که از اين فضاها براي پيام نور استفاده شود. پيام نور. ما نگرانيم که اين مرکبي که تحت عنوان آموزش وپرورش است به نحوي در گل مانده است که بار خودش را هم نمي تواند بکشد، حالا با آمدن فردي از دانشگاه پيام نور مشکلات پيام نور را هم از نظر فضا بخواهد بر اين مرکب سوار کند و نهايتاً اين سيستم از پا در بيايد.» توسعه پيام نور نماد دوره جديدي است در مقابل گسترش دانشگاه آزاد که نماد دوره ديگري بود. توسعه بي رويه و نامتوازن دانشگاه پيام نور فقط در کادر رقابت با بزرگترين دانشگاه دنيا قابل فهم است.

یکشنبه 1386/10/16 |

 

معلمان مرجعيت خود را در جامعه از دست داده اند

معلمان مرجعيت خود را در جامعه از دست داده اند

مدير آموزش و پرورش شهرستان مراغه گفت: در زمان حاضر معلمان مرجعيت خود را در جامعه از دست داده اند.
عاشور اكرمي، مدير آموزش و پرورش شهرستان مراغه در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود: نبود سازمان معلمي در جامعه براي معلمان همانند سازمان نظام پزشكي و فقدان جذب معلم طي ساليان دراز در آموزش و پرورش از جمله عوامل از دست رفتن اين مرجعيت است.
وي حفظ و احياي منزلت معلم،‌ توجه به تحقيق و پژوهش محور بودن برنامه ها، ‌ايجاد فرصت هاي برابر تحصيلي براي همه و مشاركت پذير بودن را از جمله شاخصه‌هاي مهم فعاليت آموزش و پرورش مراغه عنوان كرد.
اكرمي گفت: قرار نگرفتن فرهنگ و تفكر در جايگاه واقعي خود عامل بروز مشكلاتي در جامعه شده و ضروري است فرهنگ و سياست در جاي واقعي خود قرار گيرد و منزلت معلمان و بازنشستگان فرهنگي بايد در جامعه حفظ و احيا شود.
وي تصريح كرد: در سايه تلاش معلمان و بازنشستگان فرهنگي گام هاي مثبتي در آموزش و پرورش مراغه برداشته شده و دانش آموزان به موفقيت هاي خوبي در سطح كشوري و استاني دست يافته اند.
مدير آموزش و پرورش شهرستان مراغه با تاكيد بر ضرورت ايجاد مجتمع رفاهي فرهنگيان در شهرستان مراغه خاطر نشان كرد: ايجاد اين مجتمع جزو برنامه هاي آتي آموزش و پرورش مراغه بوده و در كميته برنامه ريزي شهرستان نيز به تصويب رسيده است .

 

یکشنبه 1386/10/16 |

 

کسری اعتبار ۲۲‬هزار ميليارد ريالی وزارت آموزش و پرورش

کسری اعتبار ۲۲‬هزار ميليارد ريالی وزارت آموزش و پرورش

قائم‌مقام وزير آموزش و پرورش در امور استان‌ها گفت: وزارت آموزش و پرورش امسال حدود ‪ ۲۲‬هزار ميليارد ريال كسري اعتبار آموزشي دارد.

"حسين هراتي" روز سه‌شنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا در سمنان افزود: اعتبار پيش‌بيني شده براي سرانه آموزشي وزارت آموزش و پرورش از مطالبات اين وزارتخانه است كه به‌علت انقباضي بودن بودجه ‪ ۸۶‬تاكنون اختصاص نيافته است. وي ابراز اميدواري كرد: در اصلاحيه ارائه شده به مجلس شوراي اسلامي كه در دست بررسي است كمبودها جبران و سرانه آموزشي به مدارس اختصاص يابد.

وي سرانه پرورشي امسال وزارت آموزش و پرورش را ‪ ۲۵۰‬ميليارد ريال اعلام كرد و افزود: ‪ ۱۸۰‬ميليارد ريال از اين اعتبار سرانه تربيت‌بدني و حدود ‪۷۰‬ ميليارد ريال سرانه پرورشي است. هراتي افزود: اعتبار پژوهشي وزارت آموزش و پرورش متمركز در پژوهشگاه‌ها را ‪ ۳۲‬ميليارد ريال اعلام كرد و گفت: اعتبار ويژه استانها نيز بر اساس تعداد دانش‌آموزان، امكانات و پژوهش‌سراها اختصاص مي‌يابد.

وي با تاكيد بر توجه جدي وزارت آموزش و پرورش به پژوهش گفت: تعداد پژوهش‌سراهاي اين وزارتخانه در دو سال گذشته با رشد ‪ ۸۰‬درصدي به ‪۲۸۵‬ پژوهش‌سرا افزايش يافته است. وي تعداد معلمان پژوهنده كشور را ‪ ۱۰۲‬هزار نفر اعلام كرد و افزود: اين تعداد شامل ‪ ۱۲‬درصد معلمان كشور مي‌شوند. قائم‌مقام وزير آموزش و پرورش در امور استانها از رشد ‪ ۱۲/۵‬درصدي انجام تحقيق و پژوهش در مدارس در سال ‪ ۸۶‬نسبت به سال قبل خبر داد. ‪ ۱۴‬ميليون و ‪ ۲۰۰‬هزار دانش‌آموز در مدارس كشور تحصيل مي‌كنند.

یکشنبه 1386/10/16 |

 

ضرورت برنامه ملي و باثبات براي آموزش و پرورش

ضرورت برنامه ملي و باثبات براي آموزش و پرورش

وزارت آموزش و پرورش اين روزها يک بار ديگر روي کار آمدن يک سرپرست جديد را درپي يک استعفا تجربه مي کند؛ تجربه اي که غير از نقاط عطف دوره مديريت محمود فرشيدي وزير مستعفي يعني زمان راي اعتماد مجلس به وي ، روزهاي استيضاح و راي اعتماد دوباره مجلس و در نهايت استعفاي ناگهاني اش و سپس حضور علي احمدي به عنوان سرپرست ، چندان رسانه اي نشده است ، سرپرست جديد اين وزارتخانه در نخستين اظهارنظر خود خواهان حضور صاحب نظران براي بررسي مسائل آموزش و پرورش شده است.
سرپرست وزارت آموزش و پرورش که رئيس دانشگاه پيام نور بود، پس از حضور در جايگاه وزارتي ، خواستار تبيين نحوه تعامل فرهنگ عمومي و تعليم و تربيت و شناسايي نهادهايي شد که در شکل گيري شاکله شخصيتي دانش آموزان نقش دارند.
او همچنين تعديل فعاليت ها و رفتارها در آموزش و پرورش را مطابق استانداردها و فلسفه ، اصول و اهداف تعليم و تربيت و تعريف ويژگي هاي يک دانش آموز نرمال و انتظارات از او را خواستار شد.
علي احمدي اعلام کرده است که در يک فراخوان عمومي از تمام انديشمندان ، فضلا و استادان دعوت مي کند تا مسائل آموزش و پرورش را تجزيه و تحليل کنند. او عدالت آموزشي و برقراري متوازن در نيروي انساني آموزش و پرورش را نيز از محورهاي عمده فراخوان خود اعلام کرد.
گرچه برخي صاحب نظران آموزشي اظهارنظر سرپرست وزارت آموزش و پرورش پيش از قطعي شدن وزارت احمدي را ناشي از اطمينان وي از راي اعتماد مجلس به او مي دانند، اما در تعامل کارشناساني که نگاه آنها به مقوله آموزش و پرورش جداي از نگاه هاي سياسي و برگرفته از اصول آموزشي است ، بر اين عقيده اند که مشارکت در توانمندسازي وزارت آموزش و پرورش ضروري است و بايد در يک برنامه ملي و بلندمدت آسيب شناسي مناسبي از کميت و کيفيت برنامه اي اين وزارتخانه صورت گيرد.

ازهم گسيختگي آموزش و پرورش

هنگامي که زمزمه هاي رسانه اي و صحبت هاي درگوشي نزديکان به وزارت آموزش و پرورش درباره برکناري يا استعفاي فرشيدي با اعلام تقريبا ناگهاني استعفاي او سر و شکل واقعي به خود گرفت ، در اظهارنظرهاي جسته گريخته اي که درباره دلايل استعفاي فرشيدي در رسانه ها منتشر شد، از ساختارشکني در اين وزارتخانه و لزوم سرعت بخشيدن به حل مشکلات آموزش و پرورش ، سخن به ميان آمد.
سروصداي اين اظهارات نيز هنگامي به گوش اهل فن در آموزش و پرورش رسيد که علي احمدي ، سرپرست معرفي شده وزارت آموزش و پرورش پس از اعلام فراخوان خود براي جذب نظرات درباره مسائل اين وزارتخانه ، به ازهم گسيختگي ساختار و نظام آموزشي کشور اشاره کرد و از ضرورت يکپارچه سازي نظام آموزشي کشور سخن گفت.
او در سخنان خود، اظهار کرد: دستاوردهاي آموزش و پرورش در دانشگاه ها مورد سوال است و گاه مطالب دوره پيش دانشگاهي در دانشگاه ها تکرار مي شود.
او سپس خواستار هماهنگي و يکپارچه سازي نظام آموزشي در کشور شد. اما آيا پس از گذشت 3 دهه از پيروزي انقلاب اسلامي ، سخن گفتن از ساختار ازهم گسيخته نظام آموزشي ايران را بايد به حساب ضعف گذاشت يا اين که آن را نشانه اي براي عزم و اراده مديريت اجرايي کشور براي ساختارشکني در آموزش و پرورش قلمداد کرد؟
رستمي ثاني ، عضو کميسيون آموزش مجلس شوراي اسلامي دراين باره به خبرنگار «جام جم» مي گويد: به هر حال اين مساله مشخص است که نظام آموزشي کشور پس از گذشت چند دهه از پيروزي انقلاب ، بايد مناسب با شرايط روز و متناسب با سند چشم انداز تعريف شود و اين نکته نيز مورد توجه قرار گيرد که محصول فرآيند آموزش و پرورش در کشور، چندان مطلوب نيست ؛ گرچه براحتي نيز نمي توان تمام دستاوردهاي موجود در نظام آموزش و پرورش را زير سوال برد.
دکتر عليرضا امامي ، متخصص مسائل آموزشي نيز درباره وضعيت نظام آموزش و پرورش و نگاه سرپرست اين وزارتخانه به ازهم گسيختگي نظام آموزشي مي گويد: تاکنون اظهارنظر شفاف و البته هدفمند و مشخصي درباره اهداف و برنامه هاي وزارت آموزش و پرورش در دوره جديد نشنيده ام و بايد منتظر ماند و ديد منظور از بحث ازهم گسيختگي نظام آموزشي به طور دقيق چيست و چگونه مي توان نظام آموزشي را يکپارچه کرد.
وي معتقد است ؛ به احتمال زياد، ازهم گسيختگي نظام آموزشي ناشي از نبود ارتباط جدي و تعريف شده بين آموزش و پرورش و آموزش عالي است که اگر منظور اين باشد، حرف تقريبا درستي است.

اولويت هاي آموزش و پرورش

اين استاد دانشگاه سپس با اشاره به ضرورت اولويت گذاري سياست هاي آموزش و پرورش ، مي گويد: يکي از دلايلي که نشان مي دهد نظام اجرايي کشور تکليف خود را با آموزش و پرورش نمي داند، همين بحث تعدد تغييرات در وزارت آموزش و پرورش است که نشان مي دهد با وجود تمام حرف هايي که درباره اهميت آموزش و پرورش زده مي شود، سياست ها چندان مشخص نيست و در نهايت اگر مشخص باشد، برگرفته از تصميمات گروهي است که نظام اجرايي و آموزش و پرورش را در دست دارد و به همين سبب با رفتن يا آمدن هر وزير، سياست ها نيز عوض مي شود و در عين حال هر کدام از مديريت ها نيز با بي ثباتي روبه رو هستند و هميشه شمشير استيضاح و يا استعفا بر سر اين وزارتخانه بوده است...
نگاهي به اظهارنظرهاي وزراي آموزش و پرورش و عملکرد آنها در يکي دو دهه قبل نشانگر آن است که تصميمات و عملکردها در سايه اظهارنظرهاي بظاهر اميدوارکننده قرار گرفته و نبود سياست ملي در اين عرصه تنها حرف ها را روي حرف انباشته است.
محمود فرشيدي در روزهاي اول وزارت خود و هنگام اخذ راي اعتماد، توجه به وضعيت معيشتي و تکريم معلمان را محور اصلي برنامه هاي خود ذکر کرد. او گفت: آموزش و پرورش يک مساله ملي است. او بر اين اساس و با توجه به نگاه دولت سعي کرد معاونت پرورش را احيا کند. در حالي که مرتضي حاجي ، وزير پيش از او اين معاونت را منحل کرده بود.در حالي که حسين مظفر، ديگر وزير آموزش و پرورش بيشتر از مرتضي حاجي معتقد بود رسالت آموزش و پرورش تنها در درس دادن خلاصه نمي شود و بايد انسان سازي و فرهنگ سازي نيز مدنظر قرار گيرد.

توانمند هستم

سرپرست وزارت آموزش و پرورش هم که پس از مدتي سکوت ، ديروز با خبرگزاري ايسنا گفتگو کرد، مدعي شد اگر توان کار در آموزش و پرورش را نداشت ، اين مسووليت را قبول نمي کرد. او که پيش از اين در مراسم معارفه خود اعلام کرده بود، علي رغم ميل باطني ، سرپرستي وزارت آموزش و پرورش را پذيرفته است ، بعد از اين که با اين انتقاد مواجه شد که چگونه مي تواند از عهده کاري برآيد که ميل باطني به آن ندارد، ديروز اعلام کرد که 2 سال خدمتش در آموزش و پرورش متفاوت خواهد بود و وي با به کارگيري نيروهاي متعهد و متخصص ، چالش ها و مشکلات دامنگير آموزش و پرورش را رفع خواهد کرد. اين در حالي است که علي احمدي بايد پس از معرفي به مجلس از نمايندگان راي اعتماد بگيرد.علي احمدي بار ديگر بر ازهم گسيختگي کنوني نظام آموزش تاکيد کرد و خواستار يکپارچه سازي آن شد؛ اما توضيح بيشتري در اين باره نداد.
سرپرست آموزش و پرورش درباره نظر موافق يا مخالف مجلس به وي گفت: در چند سال مديريت من در دانشگاه پيام نور، دوستان با عملکرد من آشنا شده اند و ان شاءالله خدمتگزار فرهنگيان هستم.
سخنان علي احمدي از نوعي اطمينان وي به راي مثبت مجلس به خود حکايت دارد و بايد ديد آيا نظر مجلس نيز به وي مثبت است.
اين نگاه هاي متفاوت که همواره در مقابل خود نگاه هاي مجلس شوراي اسلامي را نيز دارد، تاکنون نتوانسته موجب ثبات مديريت در آموزش و پرورش و شکل گيري يک سياست مدون و باثبات در آموزش و پرورش شود که سرپرست جديد آن معتقد است ، نظام آن از هم گسيخته است.
بايد منتظر ماند و ديد که چگونه مي توان ساختار اين وزارتخانه را شکست و مهم تر از آن ، اين که ساختارشکني آموزش و پرورش ، اين نظام را قرار است به کجا برساند.

منبع : سپاس معلم

یکشنبه 1386/10/16 |

 

راهکار های حل مشکلات وزارت آموزش و پرورش

راهکار های حل مشکلات وزارت آموزش و پرورش

وزارتخانه بزرگ آموزش و پرورش مشکلات ساختاری جدی داشته و این مشکلات ریشه در سالیان دراز دارد . مقصر نشان دادن یک وزیر و یا معاونان ایشان فرافکنی بوده و راهکار حل مشکل نیست .

اولا آموزش و پرورش در ایران یکی از کم اهمیت ترین وزارتخانه ها در نظر گرفته می شود لذا در معرفی وزیران این وزارتخانه بزرگ هرگز سراغ افراد مطلع و آگاه به مسایل آن نمی روند فکر می شود آموزش و پرورش یعنی چند معلم و دانش آموز و کلاس و درس و گچ و تخته سیاه دیگر هیچ ؟؟؟!!

اگر از نظر علمی و با استاندارد های بین المللی به این مشکل نگریسته شود بطور حتم افراد بسیاری هستند که هم برنامه دارند و هم راهکار و هم می توانند در طول زمان مشخص از مشکلات کاسته و کم کم آموزش و پرورش ایران را در مسیر رشد و ترقی خود قرار دهند این افراد در وهله اول نیاز به حمایت تمامی دست اندرکاران نظام اسلامی از رهبری گرفته تا معلم و دانش آموز و اولیا را می طلبند .

در وهله دوم تدوین برنامه زمانبندی شده بر اساس اولویت ها را می طلبد در چنین وزارتخانه بزرگ تصمیمات یک شب در عرض یک دقیقه هم باطل می شود . مگر درست است که افراد نا آشنا و غیر صالح در امر تعلیم و تربیت بر سرنوشت  15 میلیون دانش آموز و یک میلیون دویست هزار معلم گمارده شوند .

 

نیاز اول و ضروری این بخش از اجتماع نیازمند مشارکت کلیه دلسوزان و آگاهان به امور را می طلبد . می بایست قبل از هر برنامه ای داشنمدان آگاه به امر تعلیم و تربیت , نویسندگان ؛ استاتید دانشگاهها ؛ معلمان خبره وزیران اسبق و معاونان  آنان ؛ مدیران کل سالیان قبل در طی یک برنامه دقیق با همفکری و صداقت بدور از گرایش های سیاسی دور هم جمع شده و برای برون رفت از وضع فعلی و تدوین برنامه آتی با هم همفکری نموده و با بکار گیری اصول صحیح امر تعلیم و تربیت زیر بنای آینده آموزش و پروش را بریزند .

یکی دیگر از راهکاری حل مشکل می تواند ارایه برنامه و به نقد گذاشتن آن قبل از اجرا در نظر افکار عمومی و رساناهای ملی است تا صاحبان نظر و عقیده آن را دقیقا مورد نقد و بررسی قرار داده و در نهایت برنامه با پحتگی کامل به اجرا در آید . این امر می تواند مورد حمایت تمامی افرادی باشد که در مورد آن مطالعه و کم وکاست آنرا بر طرف نموده اند هم باشد

مطالعه و تحقیق در مورد کشورهای که در امر تعلیم و تربیت موفق بوده اند هم می تواند کمکی به برون رفت از وضعیت فعلی باشد باید بدون در نظر گرفتن افکار سیاسی افرادی را مسئول مطالعه و تحقیق در این مهم نمود و بعد کسب نتیجه آنرا حداقل به رای و نظر صاحبان قلم گذاشت تا از بوته نقد و بررسی بیرون آید سپس می توان بخشهای قابل اجرا را در کشور اجرا نمود .

یکی دیگر از راهکار ها نشست با معلمان و بازنسشتگان آموزش و پرورش کشوری است که تجربیات گران مایه در اختیار این عزیزان هست و ما هیچوقت سراغ آنها نرفته ام در واقع از نعمت خودی ها هم تا امروز غافل بوده ایم می توان به جای جلسات بی محتوی کنونی که هیچ سودی برای کشور و ملت ندارد در خود آموزش و پرورش با دعوت از معلمان علاقمند بسیاری از مشکلات را حل نمود .

آنان که از نزدیک با آموزش و پرورش آشنا هستند می دانند که در این وزارتخانه سالیانه میلیاردها تومان صرف برنامه ها ؛ جلسات ؛ نشست های می شود که تنها خاصیت آن بالا بردن آماری است و هیچ محتوی بر آن نمی توان پیدا نمود . می شود به جای این کار از نحبگان جامعه دعوت نمود و با حضور در جمع آنان از راهکارهای وطنی وملی سود برد .

ارسال بخشنامه های پی در پی و بی محتوی به سراسر کشور و توزیع مجلات بی خوانند با صرف میلیاردی هیچ سودی تا بحال برای ملت نداشته می توان با کمی جسارت جلوی این خسارت ملی را گرفت و به جای آن چندین مدرسه جدید با امکانات روز ساخت و به ملت شریف ایران اهدا نمود .

عزل و نصب های فراوان و بدون دلیل و علت,  یکی دیگر از مضلات فعلی است می توان برای تربیت مدیران و تثبیت شغلی آنان از راهکارهای جهانی بهره برد و آموزش و پرورش را از سیاست زدگی و عزل ونصب های گوناگون نجات داد . تا زمانی که یک مدیر امنیت شغلی نداشته باشد دچار روزمرگی شده و نمی تواند برنامه های بلند مدتی را برای خود تدوین نماید متاسفانه این رویه غلط در دو دهه گذشته شدت بیشتری یافته و با تغییر هر مقام مجلسی یا دولتی در منطقه اولین تغییرات در آموزش و پرورش شروع و با رفتن ایشان با اتمام دوره نمایندگی تمامی افراد مورد نظر ایشان حتی با داشتن کارنامه ای مورد قبول از سمت خود برکنار می شود و خسارت غیر قابل جبرانی به کشور و ملت وارد می گردد .

معلم عنصر فراموش شده آموزش و پرورش فعلی ماست هیچ کس در عمل حامی معلمان نبوده و معلم در این  وانفسای همه گیر بدون پشتیبان و تنهاست . حتی حراست آموزش و پرورش هم با او از سر دشمنی برخورد میکند انگار سالهاست اصل برائت در آموزش و پرورش برعکس شده و ما معلمان باید سالها زخمت بکشیم تا ثابت نمایم که گناهکار نیستیم و این واقعا درد آور است . معلمی که از هزار توی گزینش عبور کرده و به استخدام آموزش و پرورش در آمده غربیه ای بیش نیست و باید تلاش کند تا دوست بودن و صداقت داشتن خود را به اثبات برساند . آیا شما دردی بالاتر و دردناکتر از این را سراغ دارید ؟ 

با تقدیم اخترام : غلامعلی عباسی 

10 / 10 / 1386

یکشنبه 1386/10/16 |

 

قتل زهرای سوم

قتل زهرای سوم

 

  نويسنده : شيرزاد عبداللهي


نوروز:به جای دو زهرا باید برای سه زهرا اشک ریخت. اگر قتل دو زهرای اول (کاظمی وبنی یعقوب) مشکوک است، قتل زهرای سوم (براتی) در 6 آبان86 قطعی است. ما هم با سکوتمان در این قتل سهیم هستیم.

روزنامه‌ها خبر مرگ آن دو را نوشتند ومجامع حقوق بشری با جدیت دنبال خبر را گرفتند. خوانندگان با علاقه وچشمان اشکبار اخبار مرگ آن دو را پیگیری کردند. اما کسی برای زهرای سوم اشکی نریخت. محافل حقوق بشری اطلاعیه ندادند. دادگاهی برگزار نشد وخوانندگان جراید به‌راحتی از کنار این خبر گذشتند.

«زهرا براتی» دانش‌آموز مدرسه ابتدایی روستای رود معجن بخش بایگ تربت حیدریه هنگام خروج از مدرسه، همراه با شش دانش‌آموز دیگر زیر آوارسنگین دیوار مدرسه گرفتار شد. زهرا براثر ضربه مغزی جان باخت وآن شش نفر با جراحت شدید روانه بیمارستان شدند.

«جواد انصاری» رئیس آموزش وپرورش تربت حیدریه، بازیگوشی دانش‌آموزان را عامل اصلی این سانحه دانست واطمینان داد که در ودیوار از استقامت کافی برخوردار بوده و تخریب دیوار و سقوط در براثر فشار مضاعف کودکان بوده است. انصاری اهمال مسئولان را تکذیب کرد وگفت که هیچ تقصیری متوجه مسئولان اداری، مدیر مدرسه ومعلمان نیست.

اما به گفته رئیس سازمان نوسازی مدارس، مدرسه روستای رودمعجن از جمله مدرسه‌هایی بوده که در طرح تخریب ونوسازی مدارس قرار داشته، بناباین ادعای رئیس آموزش وپرورش تربت حیدریه در مورد استحکام در ودیوار مدرسه کذب است. علاوه براین رئیس آموزش وپرورش تربت حیدریه با الفبای تربیت هم بیگانه است وگرنه می‌دانست که بازیگوشی جزء طبع کودکان است وکودک را به خاطر بازیگوشی نمی‌توان مقصر دانست.

کودکان ما زیر سقف‌ها ودیوارهای لرزان مدارسی درس می‌خوانند که حدود 60 درصد آنها به کلی مخروبه ویا فاقد استحکامند. دوسال پیش مجلس با تصویب لایحه‌ای که دولت پیشین تقدیم کرده بود، 4 میلیارد دلار به تخریب ونوسازی ومقاوم‌سازی مدارس اختصاص داد وتاکنون یک میلیارد و700 میلیون دلار ‌آن به سازمان نوسازی پرداخت شده. اما کار در پیچ وخم اداری معطل مانده.

از یکسو، یک سازمان اداری توان انجام این حجم عظیم کار را ندارد واز سوی دیگر، شجاعت اعتراف به ناتوانی وواگذاری کار به بخش های دیگر را هم ندارند. تازگی‌ها به کشف جدیدی نایل شده‌اند و آن اینکه در کشور ظرفیت علمی ومهندسی برای مقاوم‌سازی وجود ندارد.

به این ترتیب، مشکل وزارت آموزش وپرورش نه کمبود اعتبار در بخش نوسازی بلکه ضعف مدیریت و ناکارآمدی است. مرگ زهرا براتی هشداردهنده است. ما بر روی کمربند زلزله قرار گرفته‌ایم. اگر زمین‌لرزه‌ای در ساعت کار مدارس اتفاق بیفتد ...حتی تصور فاجعه هم سخت است. آنگاه چه کسی جواب قتل عام کودکان ما را خواهد داد؟ آن هم در شرایطی که برای اولین بار مشکل بودجه در میان نیست.

آموزش در محیط امن بخشی از حقوق کودکان وحقوق بشر است. دفاع از این حق وظیفه ماست.

 

شنبه 1386/10/08 |

 

گزارش تحلیلی از وزارتخانه بی‌وزیر/ ضرب‌الاجل سرپرست آموزش و پرورش به روسای استان‌ها

 گزارش تحلیلی از وزارتخانه بی‌وزیر/ ضرب‌الاجل سرپرست آموزش و پرورش به روسای استان‌ها

 


نوروز- شیرزاد عبداللهی: « علیرضا علی‌احمدی» سرپرست وزارت آموزش وپرورش در یک فراخوان که بی‌شباهت به اولتیماتوم نیست، از رؤسای سازمان‌های آموزش وپرورش خواست که تا روز چهارشنبه 5 دی ماه به 24 پرسش او در« راستای تهیه برنامه وزارت آموزش وپرورش درتتمه خدمت دولت نهم» به صورت مکتوب پاسخ دهند. در این نامه 24 سوال طرح شده است و روسای سازمان‌ها باید اصلی‌ترین، اولویت‌دارترین، مهمترین، شدنی‌ترین، آسیب‌پذیرترین، بزرگترین، فوری‌ترین و...های آموزش وپرورش رامشخص کنند.

آماده برای حضور در مجلس
به نظر می‌رسد علی‌احمدی خود را برای حضور در مجلس آماده می‌کند و تا کمتراز یکماه دیگراز سوی احمدی‌نژاد به عنوان دهمین وزیر آموزش وپرورش بعد از انقلاب ودومین وزیر ‌موزش وپرورش دولت نهم به مجلس معرفی خواهد شد.

علی‌احمدی در شرایطی خود را آماده آزمودن دوباره شانس خود در مجلس هفتم می‌کند که پیش از این، در جلب اعتماد نمایندگان برای وزارت کم‌اهمیت‌تر تعاون ناکام ماند. مهمترین امتیاز او داشتن روابط نزدیک با رئیس دولت است. وزیر علوم نیز در اظهار نظری ادامه ریاست علی‌احمدی در دانشگاه پیام نوررا فاقد منع قانونی دانست. در ساختمان قرنی فعلا آرامش برقرار است و معاونان وزیر که همگی برکشیده فرشیدی هستند، در حال تحکیم روابط خود با سرپرست جدید هستند و در پی کشف راهکارهای جدید برای کسب رای اعتماد مجلس. سرپرست جدید که شناختی از بافت آموزش وپرورش ندارد، خود را محتاج حمایت معاونانی می‌داند که دائما اطلاعات خود را به رخ می‌کشند.

مرکب در گل مانده
در همین حال، اعضای کمیسیون تخصصی آموزش وتحقیقات مجلس همچنان برطبل مخالفت با وزارت علی‌احمدی می‌کوبند. رئیس این کمیسیون برای چندمین بار با انتقاد شدید از توسعه دانشگاه پیام نور گفت: «مشکل گسترش بی‌برنامه دانشگاه پیام نور با فضاهای آموزش و پرورش جبران نمی‌شود و بر مشکلات آموزش و پرورش می‌افزاید».

«علی عباسپور تهرانی» گفت: هم‌اکنون بسیاری از مدارس دوشیفته هستند و اختصاص فضاهای این وزارتخانه به دانشگاه پیام نور فشار مضاعفی را برای آن به وجود می‌آورد. آموزش و پرورش که به خودی خود مانند مرکبی در گل فرو رفته است، با این کار بر مشکلاتش افزوده می شود.

اما علی‌احمدی در گفتگو با ایسنا خبر واگذاری 40 مدرسه شهر تهران به دانشگاه پیام نور در هفته گذشته را تکذیب کرد و آن را «ساخته وپرداخته رسانه‌ها» دانست.

موقعیت دشوار مجلس
فراكسیون اكثریت مجلس هفتم که در جریان استیضاح فرشیدی در اردیبهشت 86 با رای تشکیلاتی خود ودر تبعیت کامل از دولت باعث ابقای فرشیدی در پست وزارت شدند، اینک با برکناری ناگهانی فرشیدی در موقعیت دشواری قرار گرفته‌اند. این برکناری صحت استدلال استیضاح‌کنندگان وبخش‌های بزرگی از جامعه معلمان را اثبات کرد.

با اتفاقات جدید، معلوم شد که اكثریت مجلس در اردیبهشت ماه86 در جریان استیضاح وزیر رای سیاسی وجناحی داده‌اند ونه آنگونه که ادعا می‌کردند رای کارشناسی! این طیف از مجلسیان نه توجیه کارشناسی برای رای آن زمان خود دارند ونه می‌توانند امروز از رای اعتماد خود به علی‌احمدی دفاع مستدل کنند. آنها مانده‌اند که چه کنند؟

مجلس دنباله‌رو
علی‌احمدی سابقه وتجربه حضور در مدیریت‌های کلان کشور را ندارد. در حوزه آموزش وپرورش فاقد پیشینه وشناخت ودانش تخصصی است. وی مدیری از جنس آموزش وپرورش نیست وانتصاب او کاملا جنبه سیاسی دارد. از سویی، مجلسیان نگرانند که با رای عدم اعتماد به علی‌احمدی و طولانی شدن مدت سرپرستی وی، بحران در بزرگ‌ترین دستگاه اداری
آموزشی کشور گسترش یابد ودولت تقصیر آن را به گردن نمایندگان بیاندازد.

این وضعیت دشوار، نتیجه عدم استقلال مجلس در تصمیم‌گیری ودنباله‌روی اکثریت مجلس از سیاست‌های دولت است که ضربه جبران ناپذیری به حیثیت پارلمان در این دوره وارد کرده است و بیشترین تقصیر به گردن هیات رئیسه‌ای است که هدایت فراکسیون اکثریت را برعهده دارد. برخلاف ادعاها، دنباله‌روی از تصمیمات خلق‌الساعه ومتناقض دولت هیچ نشانه‌ای از «اصولگرایی» ندارد.

برگ سوخته
از سوی دیگر، معاونان وزارت آموزش وپرورش بار دیگر رایزنی وگفتگو با مجلسیان برای کسب رای مثبت نمایندگان به وزارت علی‌احمدی را اغاز کرده‌اند. مهمترین امتیاز وبرگ اهدایی علی‌احمدی، باز توزیع پست‌های مدیریتی آموزش وپرورش در شهرستانها با نظر نمایندگان مجلس است.

بنابراین، باید در انتظار عزل ونصب‌های جدید مدیران سازمانها ومناطق در قالب توافق‌های جدید با مجلس باشیم. هر چند این شیوه هم کارساز نیست. زیرا: اولا با نزدیک شدن پایان عمر مجلس هفتم تضمینی برای بقای مدیران جدید مورد توافق نیست و ثانیا عزل مدیران کنونی بدون شک مخالفت برخی دیگر از مجلسیان را برمی‌انگیزد ورویش آرا با ریزش آرای دیگر توام خواهد شد. اینکه هیات رئیسه بتواند بار دیگر با ایجاد جو ترس ازاصلاح‌طلبان و اعتراضات صنفی معلمان صفوف ازهم‌پاشیده راستگرایان را یکپارچه کرده و مجلسیان را پشت سر دولت به صف کنند هم، بعید به نظر می‌رسد. معلمان چشم به بهارستان دوخته‌اند.

 

شنبه 1386/10/08 |

 

عماد الدین باقی به روایت همسرش

عمادالدين باقي فرزند حبيب الله متولد 5 ارديبهشت 1341 است. پدر و تبار پدري او متعلق به شهرضا و مادر و تبار مادري او متعلق به اصفهان هستند. پدر بزرگ مادري او يك روحاني بنام عبدالحسين فخري (فخرالحسيني) در شهرضا پيشه معماري داشت كه به منظور تحصيل عازم عراق شده بود و ضمن توليت حرم سيدالشهدأ و روضه و منبر، تحصيل مي كرد. از او كتاب شعري بر جاي مانده است. پدر بزرگ پدري اش نيز كاسب ساكن شهرضا بود و با وجود نديدن مكتب و مدرسه مردي فرهيخته و محشور با اهل علم و كساني چون حكيم الهي قمشه اي همبازي دوران كودكي و جواني اش بود. حبيب الله پدر عمادالدين نيز پس از كودتاي 28 مرداد تحت تعقيب قرار گرفت و از ايران گريخت. ابتدا مدتي در كويت زندگي كرد و سپس به عراق رفت و طي سالهاي اقامت در آنجا مسئوليت كتابخانه علامه اميني را داشت و با وي در مراوده بود. در اين اثنأ از خانواده همشهري و آشناي قديمي مقيم كربلا همسري گزيد و با طيبه فرزند عبدالحسين ازدواج كرد. نخستين فرزند آنها علأالدين نام داشت. دومين فرزند آنها عمادالدين بود كه در كربلا و جوار حرم سيدالشهدأ چشم به جهان گشود.

سرانجام، پدر پس از 8 سال دوري از وطن به ايران بازگشت و وارد اصفهان شد. او در همان آغاز شناسايي و دستگير گرديد. پس از آزادي به تهران مهاجرت كرد. حاج حبيب الله از بازاريان و تاجر برنج و روغن به كشورهاي حاشيه خليج فارس بود. خانه بزرگ او همواره ميزبان روحانيون بود . حاج حبيب الله ورشكست شد و ناگزير از كوچ كردن به محله اي جدا افتاده از تهران در علي آباد جنوبي در بين خزانه و جوانمرد قصاب شد. او در كارخانه تازه تاسيس نيك كالا متعلق به اخوان سليماني اشتغال يافت و مديريت داخلي و امور مالي شركت را بر عهده داشت و تا امروز به عنوان امين آنان حضور دارد.

عماد در سنين 14 و 15 سالگي در كنار درس خواندن به طور نامنظم كار مي كرد و مشاغل مختلفي چون پتو بافي، بلورسازي، آلومينيوم سازي (ظروف روحي) و ترموس و اجاق سازي نيك كالا و رستوران و بنايي را تجربه كرد. در كارخانه آلومينيوم سازي مدتي كنار كوره ذوب شمش كار مي كرد و در بلورسازي هم يكبار ساعدش سوخت. اين كارها هر چند كوتاه و نامنظم اما تجربه هايي سودمند از محيط كارگري و مناسبات حاكم بر آن بود. در اين سالها نوجواني به نام سيدرضا كه در مسجد قرآن را با صوتي جميل تلاوت مي كرد توجه او را بسيار جلب مي كرد. در سن 16سالگي بود كه با همديگر و به كمك چند دوست و هم محلي كه از نوجوانان مذهبي بودند جلسات قرائت قرآن، تفسير و نهج البلاغه بر پا كردند. در جامعه اي كه لودگي، ترانه ها و موسيقي هاي مبتذل به شدت رواج داشت اين جلسات غريبانه گاه در مسجد و گاه در خانه ها تشكيل مي شد. ابتدا آقاي شيخ محمد حسين ابراهيمي، روحاني بود كه از قم مي آمد و چند ماه بعد آقاي فتوحي از دانشجويان آگاه مذهبي محله مجاور يعني نازي آباد كه اولي تفسير قرآن و دومي نهج البلاغه مي گفت. اين جلسات «گروه تبليغاتي ميثم» نام گرفت و براي اصلاح بي بند و باري ها و ناهنجاري هاي اخلاقي فعاليت مي كرد.

در اين زمانه سيدرضا و عماد در درسهاي هفتگي استاد جعفر سبحاني در مدرسه چهل ستون بازار كه تحت نظر مرحوم حاج آقا سعيد بود شركت مي كردند كه در تقويت و رشد آگهي مذهبي آنها بسيار مؤثر بود. پس از در گذشت مشكوك دكتر شريعتي كه آوازه او بر سر زبانها افتاد (خرداد 1356) كتابهاي شريعتي قاچاقي دست به دست مي گشت و يكي از كتابهاي مورد علاقه نوجوانان مذهبي بود هر چند همين موضوع به آغاز اختلافي جدي ميان آنها با امام جماعت مسجد منجر شد كه شديداً مخالف شريعتي بود تا جائي كه رضا و عماد را تكفير كرد. با اين حال او روحاني پاك و سليم النفسي بود.

با درگذشت مشكوك حاج آقا مصطفي خميني در آبان 1356 و برگزاري مراسم ختم و چهلم او در برخي محلات و مساجد كه حاوي كنايه هاي سياسي به رژيم شاه بود، امام خميني مورد توجه جوانان قرار گرفت. خانواده عماد مقلد آيت الله خميني بودند هر چند در آن روزها بايد اين موضوع را مخفي مي كردند زيرا داشتن رساله عمليه امام خميني هم جرم بود. نوار سخنراني امام در چهلم حاج آقا مصطفي توسط پدر عماد به دست آنها رسيد، اين نوار را دسته جمعي در خانه گوش كردند و سپس مخفيانه به تكثير آن مي پرداختند. پدر، منبع اصلي تدارك نوارهاي امام بود. گروه تبليغاتي ميثم با جذب جوانان، راه اندازي نمايشگاه كتاب و كلاسهاي آموزش عقيدتي به فعاليتهاي فرهنگي مي پرداخت و كم كم هسته هاي كوچك تظاهرات در محله را سامان داد. در آن حوالي هنوز كسي تظاهرات سياسي نديده بود كه هر بار با حمله پليس به اين دسته كوچك متواري مي شدند و به خانه مردم پناه مي بردند.

همين هسته هاي كوچك و تظاهرات محلي بود كه رعب را مي شكست و فرصتي براي تمرين ايجاد مي كرد كه بعدها در ابعاد بزرگتري تظاهرات به راه مي افتاد. سال 1357عمادالدين باقي يك جوان 17 ساله بود. ابتكارات مختلفي داشت كه يكي از آنها طرح توزيع نفت به خانه ها در علي آباد بود و اين طرح به تدريج در ساير محلات تهران تقليد شد و به صورت سراسري درآمد. همچنين در مهر ماه 1357اعتراض دانش آموزي را در دبيرستان الهي نازي آباد سامان دادند كه موجب تعطيلي دبيرستان و تسري و تقليد شيوه اعتراض در ساير مدارس شد. با ملحق شدن جنبش دانش آموزي به جنبش دانشجويي و مردمي، انقلاب در مسيري بالنده تر قرار گرفت. و برگشت ناپذير شد. جزئيات اين ابتكارات را مي توان در كتاب «فرادستان و فرودستان» ملاحظه كرد.

آشنايي با برادران حجاريان و عباس عبدي در اين سالها در دبيرستان الهي كه دبيران و مدرسان آن بودند در زندگي سياسي او بي تأثير نبود. عضويت عمادالدين باقي در انجمن حجتيه كه مشهور به غير سياسي و سازشكار بودن بود مانع انقلابي گري نشد بلكه آموزشهاي سودمند ديني در انجمن را به خدمت تلاشهاي خويش در انقلاب مي گرفت. سابقه خانوادگي و فرهنگِ مسجد در پرورش روحيه مذهبي او مؤثر بود چنانكه در سال 1357هر روز صبح غسل شهادت مي كرد و به دانشگاه تهران و اطراف آن مي رفت كه مركز ثقل انقلاب و اعتراض شده بود تا با راه اندازي تظاهرات پراكنده و كوچك شعله هاي كوچك انقلاب را افروخته نگاه دارند. درگيري ها با پليس كار روزانه بود كه 13 آبان 57 اوج آن بود. درباره اين روز سالهاست فقط به طور كلي گفته مي شود كه ارتش به دانشجويان و دانش آموزان حمله كرد ولي هيچگاه چند و چون آن روشن نشده است و روايت دقيق اين ماجراي تاريخي را در خاطرات او مي توان ورق زد.

پخش اعلاميه، انتقال اخبار حوادث به بچه هاي مسجد، شركت در مناظره هاي ايدئولوژيك با افراد هوادار يا وابسته به گروههاي چپ و كمونيست كه آن روزها جلوي دانشگاه پاتوق شان شده بود و بازار گرم بحث ها بود از كارهاي روزمره و سازنده بود. طرح مبارزه با چماقداران حكومت شاه و تشكيل تيمهاي حفاظت از محله در برابر يورشهاي احتمالي چماقداران را بطور دسته جمعي با بچه هاي مسجد اجرا كردند. بسياري از اعضاي گروه تبليغاتي ميثم كه توسط سيدرضا و عماد جذب شده بودند يا در جريان جنگ تحميلي به شهادت رسيدند يا اكنون جزو جانبازان هستند. اعضاي اين گروه پس از انقلاب مصدر مسئوليتهايي قرار گرفتند. در هنگام ورود امام به ايران تيم استقبال و پوشش امنيتي عبور امام در مسير خيابان آرامگاه را تشكيل دادند. سرانجام در روز 19 بهمن درگيري در پادگان دوشان تپه نيروي هوايي به وقوع پيوست. با انتشار خبر حادثه و شايع شدن احتمال حمله گارد شاهنشاهي به پرسنل نيروي هوايي كه مدافع انقلاب بودند به آنجا رفت و دو شبانه روز در تمام درگيريها شركت كرد و با سقوط كامل رژيم و تحويل دادن سلاح خود به دفتر امام به خانه بازگشت. در اثر طولاني شدن غيبت او و اخبار پي در پي درباره شهادت صدها نفر در درگيريها و انبوه شدن جنازه هاي ناشناس در بهشت زهرا خانواده او سياهپوش شده و به گمان اينكه فرزندشان به شهادت رسيده است سوگوار بودند. در حوادث روزهاي 20 تا 22 بهمن 57 يك پرده گوش وي آسيب ديد.در اين دوره آموزه هاي ديني كه توسط متفكران مسلمان مانند شريعتي القأ شده بود يعني عرفان، برابري، آزادي انگيزه هاي اصلي انقلابيگري آنان و براي نيل به جامعه اي عاري از ظلم و بي عدالتي بود.

پس از انقلاب

علاوه بر انجمن اسلامي محله خود كه در ادامه گروه ميثم فعاليت مي كرد، انجمن اسلامي گروههاي جنوب تهران كه پايگاه اوليه آن در مسجد هرندي دروازه غار بود را راه اندازي كردند. بر عهده گرفتن مسئوليت بخش فرهنگي آن در منطقه اي كه به پايگاه سيطره بلامنازع گروههاي مخالف تبديل شده بود يكي از فعاليتهاي ابتداي انقلاب بود. بسياري از اعضاي اين انجمن اسلامي نيز به شهادت رسيدند، در بحبوحه فعاليتهاي فرهنگي خدماتي و سياسي شبانه روزي در گروه هاي جنوب تهران در نيمه اول سال 1359 بود كه با من به عنوان يكي از همكاران خود آشنا شد و چندي بعد زندگي مشترك زناشوئي را با هم آغاز كرديم. خطبه عقدمان را حضرت امام جاري كردند. امام خميني وكيل من و آيت الله توسلي وكيل عمادالدين باقي در اجراي خطبه عقد شدند. يكسال پيش از آن بود كه در اثر اختلافاتي كه با انجمن حجتيه درباره امام خميني و شهيد مطهري پيدا كرده بود از انجمن جدا شد.

مقارن با انقلاب، عمادالدين باقي و دوست همراهش سيدرضا حسيني در يك مدرسه علميه در شوش نيز به تحصيل ادبيات عرب و منطق و دروس مقدماتي حوزه مشغول بودند. همزمان با تحصيل در سال آخر دبيرستان و اخذ ديپلم در آموزشگاه جديد التأسيس به نام دانشكده علوم اسلامي (دارالقرآن و العترة) در مخبر الدوله نيز مشغول تحصيل شد. درتابستان 1359 به دنبال فراخوان آموزش و پرورش خود را به منطقه 16 آموزش و پرورش عرضه كرد كه با صدور حكم تدريس در مقطع راهنمايي مخالفت كرد. لذا پس از مصاحبه طولاني ايدئولوژيك و سياسي توسط شهيد جعفر ذاكر و آقاي رحيم عبادي (معاون كنوني وزارت آموزش و پرورش) و احراز توانايي علمي لازم او براي تدريس كردن گزينش شد و حكم تدريس در رشته جامعه شناسي، ادبيات و اقتصاد سوم و چهارم دبيرستان را اخذ كرد و به دو دبيرستان حساس و متلاطم نازي آباد و جواديه اعزام شد. يكسال بعد به دليل موفقيت هايش در تدريس تشويق نامه اي دريافت كرد.

در اوايل پيروزي انقلاب كه قرار بود سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تشكيل شود، چنانكه در بخشي از دفاعيات عمادالدين باقي در دادگاه آمده است نيروهاي اوليه سپاه از طريق معرفي معتمدين محلي به وسيله فرم هاي مخصوصي كه سپاه توزيع كرده بود تشكيل مي شدند و به او بعنوان يكي معتمدين منطقه دسته اي از اين فرم ها داده شد كه افراد شايسته را براي تشكيل نيروي اوليه سپاه معرفي كنند. در اواسط سال 1359 خود وي نيز در كنار تدريس در آموزش و پرورش به سپاه پاسداران پيوست و ابتدا به كمك تعدادي از همكاران سپاهي خود يكي از مناطق فرهنگي سپاه در تهران را تأسيس و كلاسهاي آموزشي برپا كردند كه بيشتر دوستان و همكارانش در اين منطقه فرهنگي به شهادت رسيدند. سپس او به دفتر سياسي سپاه پاسداران رفت و در بخش خارجي اين دفتر مسئوليت اخبار و تحليل اروپا و آمريكا را بر عهده داشت. چنانكه در مقدمه كتاب جنبش دانشجويي آمده است، براي نخستين بار به همراه بخشي از اعضاي دفتر سياسي كه مجله رويدادها و تحليل را توليد مي كرد در عمليات فتح المبين شركت كرده و مسئوليت ثبت وقايع جنگ را داشتند. پس از يكسال عضويت در دفتر سياسي مدت كوتاهي به واحد آموزش پادگان امام علي رفت و از آنجا عازم قم شد و در مركز تحقيقات عقيدتي سياسي سپاه كه جزوات آموزشي را تدوين مي كرد مشغول شد و يكسال بعد به واحد سپاه قم مأموريت يافت و در دو دوره آموزشي سپاه تدريس كرد. از آغاز ورود به قم به تحصيلات حوزوي پرداخت. در شهريور 1362 نخستين كتاب او به نام در شناخت حزب قاعدين زمان توسط نشر دانش اسلامي وابسته به دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم منتشر شد. اين كتاب كه در چاپ هاي متوالي 85 هزار نسخه طبع شد حاوي 33 شماره مقاله به قلم باقي درباره انجمن حجتيه در روزنامه اطلاعات بود كه در پي اظهار نظر آيت الله خميني درباره اين گروه چاپ شد و تأثير مهمي در تثبيت موضع امام خميني داشت و در ميان نمايندگان مجلس و مقامات نيز مورد توجه ويژه قرار گرفته بود. در پايان سال 1364 نيز كتاب كاوشي درباره روحانيت توسط همان ناشر به بازار عرضه شد كه با مخالفت هايي روبرو گرديد و نيمي از تيراژ آن جمع آوري شد. عمادالدين باقي بعدها مكرراً در گفتارها و نوشته هاي متعددي به كارهاي قبلي خود به ويژه كتاب حزب قاعدين زمان، از نظر لحن و ادبيات نامناسب آن انتقادات جدي را مطرح كرد. در اثر عكس العمل هاي تندي كه يكي از مقامات بلند پايه سپاه در آن زمان عليه مقالات حزب قاعدين داشت كه معروف به نوعي جانبداري از انجمن حجتيه بود ناگزير از استعفا دادن از سپاه در سال 1363 شد. اما پس از آن يكبار در جريان عمليات فاو به آن منطقه رفت. پيشتر نيز در پي فتح خرمشهر با چند تن از همكاران سپاه و كسب مجوز لازم، خانواده هاي خويش را براي آشنايي با جنگ و اعطاي آمادگي هاي لازم به منطقه و تا مرز عراق برده بودند. در اين صحنه هاي خطر مريم تنها فرزند خردسال مان را هم در آغوش داشتيم.

عمادالدين باقي داراي سه دختر است كه دومين و سومين فرزند درشهر قم متولد شدند. در سالهاي تحصيلي در قم به سبب عدم تمايل به دريافت شهريه از دفاتر علما در كنار درس خواندن، در بنياد تاريخ انقلاب اسلامي كه دفتري هم در قم داشت كار مي كرد و به مدت قريب دو سال روزهاي پنجشنبه و جمعه به تهران رفته و در دفتر نخست وزيري اشتغال داشت و همانطور كه در مقدمه كتاب بررسي انقلاب ايران آورده است از اسناد و منابع موجود در آنجا براي تحقيق خود درباره انقلاب استفاده مي كرد. همچنين در ايام اقامت در قم با كتابخانه سياسي كه از مراكز مهم در قم بود و نيز مجله حوزه در اوايل آن همكاري مي كرد كه اين مجله را مي توان مبدأ روشنفكري ديني پس از انقلاب قلمداد كرد كه توسط عده اي از روحانيون فاضل جوان اداره مي شد. روحانيون فرهيخته اي چون مهدوي راد، ايازي، ايزد پناه و عبداللهيان برخي از دست اندركاران مجله در آن زمان بودند.

در فاصله سالهاي 60 تا 63 دوبار از خطر ترور توسط عوامل سازمان مجاهدين خلق جان سالم بدر برد. از سال 1362 به بعد همكاري قلمي با روزنامه اطلاعات و به ندرت با روزنامه كيهان را ادامه داد. كه تا پايان سال 66 جمعاً حدود 60 مقاله براي آنها داشت. از سال 1367 تا سال 1374به مدت 7 سال در دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي در رشته هاي معارف اسلامي، اخلاق و تاريخ معاصر ايران (تاريخ انقلاب اسلامي) به تدريس پرداخت. در سال 1369 پس از 9 سال اقامت و تحصيل در قم به تهران بازگشت و در كنار تدريس دردانشگاه به عضويت بخش تحقيقات جهاد دانشگاهي درآمد. همزمان با آن تحصيل در رشته جامعه شناسي را آغاز كرد كه در سال 1377 از دانشگاه علامه طباطبايي در مقطع فوق ليسانس فارغ التحصيل شد. در سال 4731 به دليل فشارهاي سياسي وارده به او در اثر صراحت لهجه در سخنراني هاي دانشگاهي و كلاسهاي درس از تدريس بركنار شد. او اعتقاد داشت كه اگر معلم به دليل ترس از فضاي سنگين سياسي و يا از دست دادن موقعيت، پاسخهاي علمي در خور به سوالات دانشجويان ندهد و حقايق تاريخي و مذهبي را تحريف كند به دانشجو و شرافت معلمي خيانت كرده است و تاوان آن از دست دادن تدريس بود، اما حرفه اصلي اش كه پژوهش و تأليف كتاب بود ادامه داشت. در سال 1370 كتاب بررسي انقلاب ايران را كه بخشي از جزوات درسي او بود منتشر كرد. و با مؤسسات تحقيقاتي ديگر نيز همكاري داشت، از سال 1369كه به تهران آمد با معاونت پژوهشي موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني همكاري خود را آغاز كرد كه به مدت حدود ده سال به طول انجاميد در اين مدت يكي از طرحهاي بزرگ با عنوان «منبع شناسي توصيفي تحقيق درباره امام خميني» در فاصله زماني 1340 تا 1370 در منابع فارسي داخل و خارج از كشور اعم از موافق و مخالف را با همكاري يك گروه 14 ـ 10 نفره دستيار تحقيق در مدت سه سال به پايان رسانده. اين طرح پيش نياز تدوين زندگينامه امام خميني بود. طرح تدوين زندگينامه امام خميني را نيز ارايه كرد و به عنوان مجري طرح آن را كليد زد كه به دلايلي مانند فشارهاي زياد وزارت اطلاعات بر موسسه براي اخراج او و بالاخره كناره گيري اش از مسئوليت طرح، سرانجام به چند پروژه كوچكتر تقسيم شد و مديريت آن بر عهده معاونت موسسه واگذار شد و مقطع كودكي و نوجواني امام توسط عمادالدين باقي نوشته شد. جمعي از بزرگان علم و فرهنگ كشور نيز از اعضاي شوراي علمي زندگينامه بودند. علاوه بر آن چند طرح ديگر در مؤسسه اجرا كرد و كتابهايي مانند فلسطين از ديدگاه امام خميني، در سوگ آفتاب و. . . از جمله كارهاي اوست كه بدون نام تهيه كننده منتشر شد.

در اين مقطع سخنراني هاي دانشگاهي يكي از فرصتهاي بحث و روشنفكري در فضاي بسته سياسي قبل از دوم خرداد بود. چاپ مقالات در روزنامه سلام، همشهري، فصلنامه حضور و هفته نامه پيام هاجر از جمله فعاليتهاي اين دوره بود. در اوايل 1357 به همكاري در توليد انتشار نشريات «محله ما» دعوت شد كه براي مناطق مختلف تهران به عنوان ضميمه هفتگي روزنامه همشهري منتشر مي شد اين ابتكار كه توسط آقاي جواد مظفر به اجرا درآمده بود از فعاليت هاي بنيادي براي آشنايي شهروندان با حقوق مدني، محيط اجتماعي خود و بستر سازي براي شكل دادن نهادهاي مدني بود. از اواخر سال 1357 تا نيمه 1376 نيز انتشار «هفته نامه ياد» ارگان بنياد شهيد با همكاري غير مستقيم شمس الواعظين را به عهده گرفت كه موضوع آن در حيطه تخصصي شهيد و شهادت بود و موانعي براي عرضه يك نشريه قوي تخصصي در اين زمينه وجود داشت كه نمي توانست اين همكاري ادامه پيدا كند. در سالهاي قبل از دوم خرداد، حضور در حلقه كيان و مباحث نظري و سياسي افراد حاضر در نقد و تحليل شرايط اجتماعي، سياسي و فكري جامعه و تبادل خبر و نظر از جمله فعاليتهاي جمعي بود.

سرانجام حماسه دوم خرداد 1376 به وقوع پيوست. در پاسخ به مطالبات جامعه و ضرورت تأسيس يا تقويت نهادهاي مدني، راه اندازي مطبوعات مستقل و آزاد نزديك ترين فرصت و امكان بود. روزنامه جامعه به مدير مسئولي حميدرضا جلالي پور و سردبيري ماشأا. . . شمس الواعظين در دستور كار قرار گرفت. شمس از عمادالدين باقي دعوت به همكاري كرد. از پيش از راه اندازي روزنامه جامعه به عنوان نويسنده و مشاور سردبير در جامعه و توس همكاري داشت. پس از تعطيل كردن توس، روزنامه خرداد به مدير مسئولي روحاني روشن ضمير عبدا. . . نوري و سردبيري آقاي علي حكمت داير شد و خلأ مطبوعات مستقل را پر كرد و جو ارعاب را شكست و روزنامه سلام را از تنهايي در برابر نيروي اقتدارگرايان درآورد. قبل از انتشار خرداد از عمادالدين باقي دعوت به همكاري شد كه به عنوان نويسنده و مشاور با روزنامه خرداد تا پايان كار كرد. چندي بعد روزنامه صبح امروز و چند روزنامه ديگر منتشر شد كه با آنها هم همكاري قلمي داشت. تقارن انتشار خرداد با قتلهاي زنجيره اي، رسالت كشف و افشاي مافياي آدم ربايي و قتل را بر عهده آنها انداخت كه بعد با ساير روزنامه ها جبهه اي گسترده را ايجاد كردند و سرانجام به افشاي پاره اي از حقايق قتل هاي زنجيره اي و عوامل آن منجر شد ـ از همان آغاز، نخستين مقالات باقي درباره قتلها حاكي از عزم راسخي براي مبارزه با مافيا بود و اين موضوع محوريت مهمي در سلسله بحث هاي او پيدا كرد. چنانكه در مقدمه كتاب تراژدي دمكراسي در ايران آمده است او اين حادثه فجيع را سكويي براي دموكراتيزه كردن شرايط سياسي ايران قرار داد، يكي از ويژگيهاي مطبوعات اصلاح طلب اين بود كه عده اي از محققان و نويسندگان و استادان، سرمايه فكري و معنوي خويش را برداشته و در سبد مطبوعات نهادند و با ارائه نظريات و انديشه هايي كه از پشتوانه سالها كار پژوهشي برخوردار بود، مطبوعات را به كيفيتي ارتقأ دادند كه براي نخستين بار پس از پيروزي انقلاب مورد اقبال وسيع مردم قرار گرفت و حرفه روزنامه نگاري را عزت و اعتبار بخشيد و روزانه 2-3 ساعت اوقات فراغت مردم را مطالعه مطبوعات پر مي كرد.

دادگاه، محاكمه و زندان

از مدتها پيش زمزمه هاي دستگيري يا ترور افرادي از جمله حجاريان، نوري، گنجي، باقي و شمس و عبدي شنيده مي شد. سرانجام به بهانه مصاحبه عمادالدين باقي در بيمارستان سينا پس از عيادت از حجاريان در روز هفتم فروردين 79 او به دادگاه احضار شد. جزئيات احضارها و بازجويي ها در كتاب براي تاريخ آمده است.

تشكيل دادگاه باقي همراه بود با كودتا عليه مطبوعات اصلاح طلب كه در يك روز 17 نشريه را تعطيل كردند و طي روزهاي بعد به 25 نشريه توقيف شده رسيد. در شرايط تهاجم وسيع به اصلاح طلبان و فقدان تريبون هاي مطبوعاتي و جو سنگين ارعاب، دادگاهي اسماً علني ولي در واقع غير علني و بدون حضور هيئت منصفه بر پا و نيمي از گزارشات منتشر شده در مطبوعات درباره دادگاه كذب محض بود و حاوي عبارات و مطالبي بود كه مطلقاً در دادگاه بر زبان او جاري نشده بود. عمادالدين باقي از درون زندان تكذيبيه اي براي كيهان فرستاد ولي از چاپ آن امتناع كردند. وزارت اطلاعات، سپاه، صدا سيما، نيروي انتظامي، علي فلاحيان وزير اسبق اطلاعات، مصطفي پور محمدي قائم مقام او، سلطاني يكي از معاونان فلاحيان، خطيب مدير كل اطلاعات قم در زمان فلاحيان، اصلاني وكيل كيهان و محتشم مدير مسئول يالثارات نشريه انصار حزب ا. . . و مدعي العموم جز و شاكيان بودند، اغلب شكايات مربوط روشنفكري درباره قتل هاي زنجيره اي بود. شكايت مدعي العموم (عليزاده) درباره مقاله اعدام و قصاص و معاون مدعي العموم (محسني اژه اي) هم تحت عنوان اهانت به مقدسات بود. آنچه وجه مشترك همه مقالات مورد شكايت بود، مضمون دفاع از حقوق بشر در همه اين مقالات است كه به انگيزه استقرار دمكراسي نوشته شده بود. مقاله اعدام و قصاص، بيانگر نفي خشونت به نام دين يا مطرح كردن اعدام به عنوان ضروري دين بود و ساير مقالات در مقابله با قتل پنهاني رجال سياسي و علمي يا سلب حقوق شهروندان بود.

عليرغم دفاعيات مستند كه حدود دويست رفرنس و ارجاعات كتاب و مقاله بود و عده اي از مراجع تقليد و فقهاي برجسته كشور كتباً اعلام كردند مقاله اعدام و قصاص اهانت به مقدسات نيست، رئيس دادگاه 1410 حكم 7/5 سال زندان صادر كرد. اين در حالي بود كه در پايان ششمين جلسه دادگاه با دستوري غير قانوني و قبل از تشكيل هفتمين جلسه دفاع، عمادالدين باقي روانه زندان در بازداشتگاه انفرادي وزارت اطلاعات شد و به دستور مرتضوي رئيس شعبه 1410 ممنوع از تلفن و ملاقات با خانواده گرديد. در اين دادگاه تخلفات قانوني فراواني صورت گرفت كه طي لايحه مبسوطي با عنوان تخلفات 29 گانه دادگاه از سوي عمادالدين باقي به دادگاه انتظامي قضات و كميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي تسليم شد. لايحه اعتراض او به راي دادگاه نيز حاوي حقايق مهمي درباره حكم سياسي و جناحي و مخدوش دادگاه بود به نحوي كه يكي از قضات دادگاه تجديد نظر معتقد به صدور حكم تبرئه وي بود ولي او را در اين پرونده بلافاصله تعويض كردند و قاضي ديگري را آوردند كه سرانجام 7/5 سال به سه سال تقليل يافت. 2 سال از اين حكم مربوط به مقاله اعدام و قصاص است كه دفاعيات مفصل فقهي و تفسيري باقي در دادگاه و نظر فقها هيچ توجيهي را براي آن نگذاشته است. جناح اكثريت جامعه و حكومت، سازمانها و احزاب رسمي، مطبوعات مستقل، دانشجويان و بسياري از حقوقدانان نيز با صدور احكام سياسي جناحي در پوشش قوه قضاييه مخالفت كرده اند و تنها جناح اقليت از اين حكم حمايت كرده است كه خود دليل بر جناحي بودن آن است. اقتدارگرايان هرگاه در عرصه هماوردي فكري دچار كمبود شدند به اسلحه و زندان براي بيرون كردن حريف از ميدان و خرد كردن او متوسل شدند. گزارش نمايندگان بازديد كننده از زندان حاكي از اعمال فشارهايي براي مجبور كردن اين زندانيان به توبه و تسليم است اما آنها با قاطعيت ايستاده اند. اخيراً نيز مدت دو ماه است ملاقات آنها با خانواده قطع شده و از سي ام شهريور ماه 1379 تا كنون ارتباطات تلفني آن ها را قطع كرده اند. در حاليكه تمام زندانيان اعم از سارق و قاچاقچي و قاتل هر روز از امكان تماس تلفني برخوردارند كه حقي انساني و طبيعي است. از سوي ديگر زنداني بودن روزنامه نگاران و نويسندگان اصلاح طلب بيانگر وجود يك اكثريت مظلوم در جامعه است و اقليت بدليل اتكأ به اسلحه و زندان در قالب دادگستري تهران به جنگ با اكثريت اصلاح طلب و دو قوه مجريه و مقننه برخاسته است كه سرانجام اين هم در برابر اراده ملت ذوب خواهد شد.

تحصيلات:
تحصيلات حوزوي تا شروع درس خارج - فوق ليسانس جامعه شناسي از دانشگاه علامه طباطبائي- تخصص تحقيقاتي در حوزه تاريخ ايران، مقطع تاريخ انقلاب اسلامي كه عمده كتابهايش نيز در همين زمينه است.

تأليفات: *

سابقه كار مطبوعاتي:
1 ـ همكاري قلمي با روزنامه اطلاعات و كيهان 1362 تا1367
2 ـ همكاري قلمي با روزنامه سلام و فصلنامه حضور و همشهري از 1370 تا 1378
3 ـ مشاركت در راه اندازي نشريه محله ما ضميمه همشهري 1376 ـ 1375.
4 ـ مديريت هفته نامه ياد ـ از اواخر 75 تا اواسط 1376.
5 ـ سردبيري و انتشار مجلات و ويژه نامه هاي دهه فجر سال 1376 و 1377 موسسه نشر و آثار امام خميني و ويژه نامه سالگرد رحلت حاج مصطفي خميني.
6 ـ نويسنده و مشاور سردبير در روزنامه جامعه و توس.
7 ـ نويسنده و مشاور سردبير و مدير مسئول در روزنامه خرداد.
8 ـ عضو شوراي سردبيري روزنامه فتح.
9 ـ عضو شوراي سياستگزاري رونامه هاي نشاط و عصر آزادگان.

*از آنجا كه فهرست كتابها در بخش معرفي كتاب سايت آمده است اين قسمت حذف شد.

_اين مقاله زماني كه عمادالدين باقي در زندان بود به درخواست هفته نامه نسيم جنوب و توسط همسر او نوشته و تحت عنوان " باقي از تولد تا زندان " چاپ شد .اكنون همان متن عيناً از نشريه مذكور برگرفته شده و با اندكي ويرايش ارايه مي شود.

نوشته اختصاصي فاطمه كمالي احمد سرايي
هفته نامه نسيم جنوب، بوشهر شماره 131، مورخ سه شنبه، 23 اسفند 1379. ويژه نوروز 80

منبع: سايت عماد الدين باقي

جمعه 1386/10/07 |

 

چاه نفت و وزير آموزش و پرورش

چاه نفت و وزير آموزش و پرورش

شيرزاد عبداللهي 

معناي رفتن فرشيدي و آمدن علي احمدي به عنوان سرپرست وزارتخانه در سومين سال عمر دولت احمدي نژاد، براي فرهنگيان گنگ و نامفهوم است. بسياري هم به اين تغييرات کاملاً بي تفاوتند. جيرودي معاون مدرسه مي گويد؛ «رفتن و آمدن وزير تاثيري بر کار و زندگي ما ندارد. براي آنها که مي خواهند مديرکل و رئيس بشوند تغيير وزير مهم است اما براي دبير و آموزگار و دفتردار و معاون و مدير مدرسه چه فرقي مي کند. همه ادعا مي کنند 95 درصد مطالبات فرهنگيان را پرداخته اند. من که معني مطالبات را نمي فهمم. راستي مطالبات يعني چه؟ » موسيقي متن سخنان معلمان، همهمه قطع نشدني دانش آموزاني است که با صداي زنگ از قفس تنگ کلاس براي دقايقي آزاد شده اند. گفت وگوي معلمان در زنگ تفريح مثل فرياد کشيدن است. وزيران مي آيند و مي روند اما مدرسه پابرجاست.

روستازاده فروتن

رمزگشايي از سخنان به شدت تعارف آميز و تو در توي مسوولان دولتي هم بسيار دشوار است. پيش از اين در مراسم معارفه يي که در ساختمان مرکزي وزارتخانه با حضور معاون اول رئيس جمهور برگزار شد، علي احمدي خود را چنين معرفي کرد؛ «روستازاده يي بيش نيستم که برخلاف ميل باطني ام قريب يک ماه است که به من گفته شده خود را براي آموزش و پرورش آماده کنم. اما در اين يک ماه به اندازه يک روز هم براي مسائل آموزش و پرورش وقت نگذاشتم چون علاقه مند نبودم جاي کس ديگري را بگيرم .»

حرف ها در فضاهاي مختلف معاني متفاوتي دارند و همين تغيير فضا منشاء سوءتفاهم هاي مسوولان و خبرنگاران است. به عنوان مثال خواننده اين متن مکتوب مي پرسد؛ چرا علي احمدي مسووليتي را که به آن علاقه ندارد پذيرفته؟ چرا در مدت يک ماه حتي يک روز هم به موضوع فکر نکرده ؟ يعني وزارت براي او آنقدر بي اهميت است؟ چرا او تنها به اين دليل که قرار است جاي فرشيدي را بگيرد ناراحت بوده در حالي که ده ها دليل منطقي براي بي علاقگي او وجود داشته که مهم ترين آنها نبود تخصص و سابقه مديريتي در آموزش و پرورش است.

بالاخره خواننده مي خواهد بداند که در روز آخر با چه دلايل و منطقي سرپرستي را پذيرفته است. آيا به راستي او خود را شايسته ترين فرد براي سرپرستي مي دانسته و اگر نه، دليل عرفي و شرعي پذيرش اين مسووليت چه بوده است؟

دو وزير در يک وزارتخانه

اما پرويز داودي سرپرست جديد را از زاويه ديگري معرفي کرد. وي علي احمدي را نيرويي با تفکر سيستمي دانست که در دانشگاه پيام نور از نظر کمي و کيفي تحولات جدي آفريده است و براي تکميل مديريت فرشيدي آمده و از اين به بعد دو وزير در آموزش و پرورش خواهيم داشت. اين اظهارات هم جز تعارف چيز ديگري نيست.

اگر علي احمدي در پست رياست دانشگاه پيام نور تحولات جدي آفريده پس چرا در نيمه کار او را برخلاف ميل خود به وزارتخانه يي آورده اند که قبل از گرفتن حکم حتي يک روز هم به آن فکر نکرده است ؟ او براساس کدام مزيت هاي فردي، علمي و اداري برگزيده شده است؟ قرار است علي احمدي در اين دستگاه چه کارهايي انجام دهد. برنامه او براي بزرگترين سازمان اداري- آموزشي کشور چيست؟ و اگر قرار است فرشيدي در اين وزارتخانه به عنوان وزير دوم بماند دليل عزل او چه بود ؟ در حالي که به طور رسمي از استعفاي وزير سخن مي رود، در خبرها آمده بود که استعفاي فرشيدي به در خواست رئيس جمهور صورت گرفته و مشاور ارشد رئيس جمهور در ملاقات با فرشيدي از او خواسته که استعفاي خود را بنويسد.

برخي معتقدند که با آمدن علي احمدي به عنوان سرپرست، وي در انتهاي مهلت قانوني سه ماهه به عنوان وزير به مجلس معرفي خواهد شد و مجلسي که يک بار به علي احمدي براي نشستن بر صندلي وزارت تعاون نه گفته، مجبور است با وزارت او بر بزرگترين دستگاه اداري - آموزشي کشور موافقت کند چرا که به گفته علي عباسپورتهراني فرد؛ «اگر سرپرستي علي احمدي طولاني شود و اگر مجلس راي ندهد و دوباره فرد ديگري بيايد مسائل آموزش و پرورش متوقف مي ماند.»

طاقچه بالا نگذاريد

مهم ترين حرفي که سرپرست جديد در جلسه معارفه زد اين بود؛ «روش کار مديريتي من براين بوده که اعتماد مي کنم تا وقتي خلافش ثابت شود. کمک مي گيرم تا وقتي که افراد بخواهند کمک کنند. وابسته به هيچ فرد يا جريان خاصي نيستم. و اگر کسي براي من خيلي طاقچه بالا بگذارد مي گويم ... بدون شما هم بالاخره مملکت مي چرخد.» شايد اين سخنان واکنش به خبر استعفاي دسته جمعي معاونان فرشيدي بود. خبري که با قطعي شدن استعفاي فرشيدي تکذيب شد.

به نظر مي رسد اين وزارتخانه عرصه آزمون و خطاي جديدي است. حداقل يک سال طول مي کشد که سرپرست به آن درجه از دانش و تجربه برسد که امور جاري وزارتخانه را اداره کند. سرپرست جديد نه سابقه مديريت در دستگاه آموزش و پرورش را دارد، نه بافت اجرايي و کارشناسي وزارتخانه را مي شناسد و نه صاحب تاليفات و تئوري خاصي در حوزه آموزش و پرورش است .

شايد مهم ترين ويژگي او توفيق حضور در حلقه ياران دانشگاهي رئيس جمهور است. هر چه باشد علي احمدي در اين سازمان يک غريبه است. محمود فرشيدي حداقل اين ادعا را داشت که يک معلم ساده است و همواره بر آن تاکيد مي کرد اما واقعاً نقطه اتصال سرپرست جديد با وزارت آموزش و پرورش چيست؟

چاه نفت و جايزه

خبرگزاري ايسنا گزارش داده بود که سرپرست آموزش و پرورش در جمع تعدادي از معلمان ايلام با اعلام مجدد اين مطلب که برخلاف ميل باطني خود به اين وزارتخانه آمده است از معلمان خواست که مشکلات را در کنار راه حل هاي پيشنهادي به او بگويند. وي براي تشويق معلمان به طرح مشکلات و راه حل ها گفت که به بهترين و کاربردي ترين پيشنهاد معلمان جايزه مي دهد.

پيشنهادها احتمالاً چيزهايي از اين قبيل است؛ «حقوق معلمان را به بالاتر از خط فقر برسانيد. به معلمان بدون مسکن زمين و آپارتمان بدهيد. وام هاي کم بهره در اختيار فرهنگيان بگذاريد. اصل 30 قانون اساسي را اجرا کنيد. ارتقاي منزلت معلم را از حرف به عمل برسانيد و...» و اما راه حل ها؛ «ما مي خواهيم آثار افزايش قيمت نفت را سر سفره هاي خود ببينيم. باز هم آموزش و پرورش کسري بودجه دارد. باز هم دولت به معلمان بدهکار است. باز هم دست مدير مدرسه خالي است... راه حل ساده است. درصدي از پول نفت را به آموزش و پرورش اختصاص دهيد.»

فرشيدي روزي که به مجلس معرفي شد در نامه خود که به گمان خودش برنامه بود اما برخي معتقد بودند که تنها يک نامه حاوي مشتي شعار آرماني بوده است، و در سخنراني خود گفت که دو ماه پاداش فرهنگيان را در کوتاه مدت پرداخت مي کند و قدرت خريد فرهنگيان را در چهار سال دو برابر مي کند.

وزير تا آخرين روز وزارت با اين سوال خبرنگاران سمج حوزه آموزش و پرورش روبه رو بود که پس آن وعده ها چه شد؟ يک بار به خبرنگاري گفت؛ من چاه نفت در اختيار ندارم... يعني او هم مثل معلمان مدرسه آدرس چاه نفت را مي داد. و مگر ما ايراني ها نشاني ديگري هم مي شناسيم؟

رودربايستي مجلس

سرپرست وزارت چه سازوکاري براي اين نظرخواهي عمومي انتخاب کرده است؟ در چند روز گذشته تعدادي از همکاران که مي خواهند در اين نظرخواهي شرکت کنند به تکاپو افتاده اند. شايد بخت ياري کند و جايزه يي هم ببرند. اما اگر علي احمدي واقعاً دنبال راه حل است بهتر است به سراغ نخبگان برود. آموزش و پرورش داراي پژوهشگاه تعليم و تربيت است که ده ها متخصص درجه اول مسائل آموزش و پرورش در آنجا به کار مشغولند و در داخل همين سيستم اداري صدها کارشناس نخبه حضور دارند که کسي به آنها محل نمي گذارد.

وزارت يعني مديريت تامين اعتبار و سازماندهي نيروي انساني. اما وزارت در ايران کار ساده يي است. نفت را مي فروشيم و پولش را بين دستگاه ها تقسيم مي کنيم. اينجا وزارت يعني قدرت چانه زني و لابي گري. علي احمدي به دليل نزديکي بيشتر به هسته قدرت دولتي شايد توانا تر از فرشيدي ظاهر شود. از سوي ديگر عباسپور رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس معتقد است که مجلس چون به اشعري راي نداد به خاطر رودربايستي و متهم نشدن به مخالفت با رئيس جمهور به فرشيدي راي داد. اما نکته با اهميت در اظهارات عباسپور عدم حمايت دولت از وزير آموزش و پرورش است. رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس مي گويد؛ «سوال اين است که اگر اين وزير مورد تاييد دولت نبود چرا به مجلس معرفي شد.»

نبود حمايت دولت از وزير در موضوع کسري بودجه 2600 ميليارد توماني کاملاً آشکار شد.2100 ميليارد تومان از اين کسري به تاييد معاون برنامه ريزي و راهبردي رئيس جمهور رسيده بود. با اين حال دولت عجله يي براي پرداخت اين مبلغ از خود نشان نمي داد. در حالي که اين کسري مربوط به حق الزحمه معلمان حق التدريس و اضافه کار عوامل مدرسه مثل مديران و معاونان و پاداش پايان خدمت بازنشستگان و حقوق پرسنل شرکتي و ساير حقوق و مزاياي کارکنان است. اما ظاهراً سرپرست جديد هم نتوانسته کسري اعتبار را تامين کند.

وي هفته گذشته درباره ميزان مطالبات فرهنگيان گفت؛« اين ميزان با توافق بين سازمان مديريت سابق، خزانه داري کل و معاونت ذي ربط وزارت آموزش و پرورش، دو هزار و 200 ميليارد تومان است که اين ميزان، بدهي سال جاري وزارت آموزش و پرورش است و بخشي از آن تهيه شده است.» علي احمدي افزود؛ «براين اساس يک هزار و 100 ميليارد تومان و به روايتي 850 ميليارد تومان کسري آموزش و پرورش در اصلاحيه بودجه تامين مي شود.»

سرپرست وزارت آموزش وپرورش در پاسخ به اين پرسش که ميزان ذکر شده تنها نيمي از کسري بودجه آموزش وپرورش است، گفت؛« بله درست است اما براي پرداخت مابقي کسري ها نيز خدا بزرگ است.» به احتمال زياد بخشي از اين کسري به سال آينده منتقل مي شود. قرار است بودجه جاري سال 87 را روي رقمي بين 7 تا 8 هزار ميليارد تومان ببندند. نگراني وقتي افزايش مي يابد که جدول هزينه ها را نگاه کنيم. بيش از 93 درصد بودجه صرف پرداخت حقوق و دستمزد ها مي شود. اين در حالي است که افزايش بودجه جاري که عمده آن هزينه هاي پرسنلي است تاثيري بر افزايش ضريب رضايتمندي پرسنل نداشته و مطالبه اول معلمان همچنان افزايش حقوق و مزايا است.

پيام نور سوار بر مرکب در گل مانده

علي عباسپور تهراني فرد رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس معتقد است که نه در دولت هاي گذشته و نه در دولت احمدي نژاد آموزش و پرورش اولويت اول کشور نبوده. به اين گفته بايد افزود که اين وزارتخانه هيچ گاه اولويت پنجم و ششم دولت ها هم نبوده، بلکه همواره در انتهاي يک صف طولاني قرار داشته است.

عباسپور علاوه بر بيان اينکه علي احمدي هيچ ارتباطي با بدنه آموزش وپرورش نداشته، مي گويد؛ «ايشان يک حرکت لجام گسيخته يي براي گسترش بي رويه پيام نور در کل کشور انجام داده اند. در طول اين سال تحصيلي نسبت به سال قبل 70 تا 90 هزار دانشجو گرفته اند و واحد هاي درسي را در سراسر کشور تشکيل داده اند بدون فضاي آموزشي و با يک يا دو عضو هيات علمي. اين باعث شده دانشگاه پيام نور دنبال فضا بگردد. دانشگاه پيام نور قبل از وزارت فرشيدي هم از طريق دولت روي فضا هاي آموزشي دست گذاشته بود که از اين فضاها براي پيام نور استفاده شود. پيام نور. ما نگرانيم که اين مرکبي که تحت عنوان آموزش وپرورش است به نحوي در گل مانده است که بار خودش را هم نمي تواند بکشد، حالا با آمدن فردي از دانشگاه پيام نور مشکلات پيام نور را هم از نظر فضا بخواهد بر اين مرکب سوار کند و نهايتاً اين سيستم از پا در بيايد.» توسعه پيام نور نماد دوره جديدي است در مقابل گسترش دانشگاه آزاد که نماد دوره ديگري بود. توسعه بي رويه و نامتوازن دانشگاه پيام نور فقط در کادر رقابت با بزرگترين دانشگاه دنيا قابل فهم است.

منبع : سایت بزرگ سپاس معلم

جمعه 1386/10/07 |

 

آموزش و پرورش و حذف گفت وگوي تمدن ها به چه قيمتي

آموزش و پرورش و حذف گفت وگوي تمدن ها به چه قيمتي

اين روزها اتخاذ تصميمات شتابزده و عجولانه از سوي برخي مقامات و دولتمردان کشور پديده يي رنج افزا اما بسيار بديهي و طبيعي است که قطعاً پيامدهاي ناگوار اين قبيل تصميم گيري ها دير يا زود دامنگير ملت ايران خواهد شد و به انحاي مختلف در زندگي اجتماعي آنان تاثير خواهد گذاشت؛ اقداماتي که شوربختانه با روکشي ارزشي تحت عنوان تصميمات انقلابي اتخاذ و اعمال مي شود. يکي از اين تصميمات اتخاذ شده در همين يک سال اخير عرصه فرهنگي به ويژه متون درسي دانش آموزان دوره متوسطه را هدف قرار داده است. در اين اتفاق روي داده حتي اگر پاي غرض ورزي پنهان در ميان نباشد بي گمان ردپاي شتابزدگي آشکار کاملاً به چشم مي خورد. موضوع از اين قرار است که متوليان تدوين کتاب جامعه شناسي سال سوم رشته علوم انساني دوره دبيرستان متن مربوط به گفت وگوي تمدن ها را که قبل از اين در صفحه 41 کتاب درج شده بود به کلي حذف کرده اند و اما جالب اينکه اقدام به حذف موضوع گفت وگوي تمدن ها با چنان عجله يي صورت پذيرفته که فراموش کرده اند دست کم پرسش هاي مرتبط با اين موضوع را نيز حذف کنند. بنابراين اکنون دانش آموزان اين دوره تحصيلي با سوالاتي مواجه هستند که پاسخ آن را در کتاب خود نمي يابند، در چنين شرايطي بديهي است که برخي دبيران محترم به فراخور پرسش دانش آموزان ناگزير به اشاره يي هرچند گذرا به موضوع گفت وگوي تمدن ها اکتفا و شايد برخي ديگر از آنان و باز به تناسب فضاي حاکم از هرگونه اشاره و توضيحي در اين خصوص خودداري کنند.

پرسش اساسي اين است که وجود متني با موضوع گفت وگوي تمدن ها آن هم در زمانه يي که انسان هاي زيادي دست کم در سطح بين المللي يا خود قرباني جنگ و خشونت هستند يا براي خلق ستيز و کشمکش تازه چنگ و دندان نشان مي دهند با چه منطقي صورت پذيرفته و کدام هدف را تعقيب مي کند؟

هنوز ملت ايران فراموش نکرده اند که انديشه گفت وگوي تمدن ها در هنگامه يي از سوي سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور محترم وقت به جهانيان ارائه شد که قبل از آن ساموئل هانتينگتون نظريه پرداز معروف امريکايي نظريه جنگ تمدن ها را خلق کرده و در قالب کتابي به همين نام دست به تبليغ و ترويج آن زده بود. شايد بسياري از افراد ناآشنا با مباحث علمي مرتبط با نظام بين الملل ارزش و اهميت نظريه و نظريه پردازي را به خوبي درک نکنند اما آنچه مشخص است اينکه حداقل در 100 سال اخير جنگ افروزي و حمله نظامي به ديگر کشورها خاصه از سوي کشورهاي قدرتمند هميشه بر مبناي يک نظريه سياسي صورت پذيرفته است. به طور مثال يک نظريه ناتمام به نام برتري نژادي ژرمن ها و جست وجو براي فضاي حياتي هيتلر را بر آن داشت تا آتش جنگ جهاني دوم را برافروزد و ميليون ها انسان بي گناه را به کام مرگ برد.

در بوسني نيز يک نظريه نژادپرستانه دروغين تراژدي و مساله نسل کشي را رقم زد، هم اکنون نيز نظريه به غايت ناصواب «اسلام هراسي» از سوي برخي تئوريسين هاي راديکال و مغرض امريکايي دنيا را در آستانه يک نزاع جهاني به پيش برده است. بنابراين تنها با نگاه عالمانه و غيرمغرضانه به نظريه گفت وگوي تمدن ها است که مي توان به اهميت اين موضوع در بي اعتبارکردن نظريه جنگ تمدن ها و نيز ارزش واضح انديشمند و بي ادعايي اين نظريه پي برد، بي دليل نبود که صدها انديشمند و نظريه پرداز آگاه به رخداد هاي دنياي پيرامون از طرح موضوع گفت وگوي تمدن ها دفاع کردند تا جايي که سازمان ملل متحد سال نخست از آغاز هزاره سوم ميلادي را با همين عنوان نامگذاري کرد و تاريخ نيز آن را در حافظه خود سپرد تا آيندگان از پيامد تجلي چنين انديشه يي بي بهره نمانند و البته واقف شوند که در صورت غلبه تئوري برخورد تمدن ها و متعاقباً مشروعيت بخشي به کشمکش هاي بين المللي شايد چشم انداز رويدادهاي جهاني آن چيزي نباشد که آنان نظاره گر آن هستند.

به اين ترتيب باز دوباره جاي اين پرسش خالي است که براي کشوري که منادي صلح و تعامل فرهنگ ها و تمدن ها است حذف درس گفت وگوي تمدن ها از کتب دانش آموزان ايراني با کدام تحليل و تدبير ملي و اسلامي صورت گرفته است؟ و اما اندوه جانکاه وقتي به سراغ يک انسان منصف و حتي عاري از جهت گيري هاي گروهي و جناحي مي آيد که تصور شود حذف درس گفت وگوي تمدن ها از کتاب درسي مورد نظر از سرستيزه، کينه يا ناسازگاري با مبدع و واضع اين گفتمان يعني شخص سيدمحمد خاتمي باشد.

درباره خاتمي حداقل در 10 سال گذشته آنقدر گفته اند و نوشته اند که ذکر هر مطلبي تکراري به نظر مي رسد، با اين حال اشاره يي هرچند محدود به خصلت هاي فردي و ارزش هاي انساني او آن هم در زمانه يي که ديگر او منصبي ندارد تا پاداشي به نگارنده اعطا کند دست کم اين ارزش را دارد که همگان بدانند انسان هاي بزرگ و تاريخ ساز هميشه بزرگ و باشکوه هستند حتي اگر رئيس جمهور نباشند. بر چنين ادعايي حتي «گجران»نخست وزير اسبق هند که خود نيز از نظريه پردازان بزرگ است صحه نهاده و تصديق کرده است.

گجران طي نشستي در کشور امارات به صراحت گفته بود؛ «اگر مصدق در ايران مانده بود نه تنها سرنوشت ايران بلکه سرنوشت کل منطقه با امروز متفاوت بود. امروز هم مي گويم اگر انديشه خاتمي مبني بر گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها پايدار و فراگير شود مسلماً آينده ايران و منطقه جز اين چيزي است که اکنون مشاهده مي کنيم.»

انديشمندي مي گويد مشکل پيش روي انسان هاي بزرگ اين است که فراتر و جلوتر از زمانه خود زيست مي کنند، بنابراين وقتي جامعه به آنان مي رسد که اندکي دير شده است. با اين تعبير مي توان گفت هر روز که جامعه ايران از دوره رياست جمهوري خاتمي فاصله مي گيرد بيش از پيش به او و انديشه هايش احساس نياز مي کند. بي دليل نيست که بر مبناي نظرسنجي هايي که حتي بعضاً منتقدانش انجام داده اند خاتمي هنوز از محبوب ترين چهره هاي سياسي ايران به شمار مي آيد. انتشار اخبار گاه و بي گاهي که حکايت از دعوت دوباره او به عرصه سياست دارد جملگي حاکي از همين تمايل عمومي براي بازگشت دوباره يا به طور دقيق تر احساس نياز جامعه به شخصيت، انديشه و کردار خاتمي يا فردي در قد و قامت او است.

اينک در پايان اين نوشتار اگر قرار است برشمردن ويژگي هاي انساني، اخلاقي و اسلامي خاتمي در رديف تمجيدهاي آزمندانه قرار نگيرد اجازه بدهيد حداقل اکنون بي محابا بگوييم سيدمحمد خاتمي هم به خاطر خصلت هاي فردي نظير متانت، صداقت، ادب، اخلاص و حسن سلوکش و هم به خاطر بينش، دانش، رهيافت و راهبردهاي ملي و جهاني اش و بالاخره به خاطر تلفيق ماهرانه اخلاق و سياست و از همه مهم تر به خاطر عشقي که به سرزمين ايران مي ورزيد بخشي از هويت ملي و اسلامي امروز ما ايرانيان به شمار مي آيد.خاتمي قهرمان ماند بدون آنکه خود بخواهد. «هر کجا هست خدايا به سلامت دارش.»
عاليه بيگم شيرخورشيدي دبير جامعه شناسي

جمعه 1386/10/07 |

 

2 ميليون و 400 هزار دانش آموزامسال ترک تحصيل کرده اند

2 ميليون و 400 هزار دانش آموزامسال ترک تحصيل کرده اند

رئيس موسسه آموزش از راه دور در گفتگو با خبرگزاری "ايسنا" و در تشريح برنامه آموزش از راه دور و مشکلات ناشی از آن، فاش ساخت: طبق آخرين آمار بدست آمده، دو ميليون و 400 هزار لازم التعليم ايرانی از تحصيل در سال تحصيلی جاری بازمانده‌ و در يكی از مقاطع تحصيلی از ابتدايی تا پايان متوسطه ترك تحصيل كرده‌اند.

اين در حاليست كه در هفته گذشته نيز يك مسوول ديگر آموزش و پرورش اعلام كرد:«تنها امسال و فقط در مقطع ابتدايی 115 هزار دانش آموز ترك تحصيل كرده اند»

جمعه 1386/10/07 |

 

بیانیه کانون های صنفی کشور به مناسبت برکناری فرشیدی

بیانیه کانون های صنفی کشور به مناسبت برکناری فرشیدی

به نام خداوند جان وخرد

     گزارش تحليلي شوراي هماهنگي تشكل هاي معلمان سراسركشوردولت مردان،نمايندگان ، فرهنگيان

     نشست چند باره تشكل هاي صنفي سراسركشور با دولت مردان و نمايندگان  مجلس  شوراي  اسلامي  بار ديگر  بي توجهي  دولت مردان ، نمايندگان و مسئولان كشور را نسبت به وضعيت حقوقي ، معيشتي ، امنيتي، فرهنگي  و ارزشي معلمان   به  اثبات رساند .

    مشكلاتي مانند اجراي قانون مديريت خدمات كشوري و نوشتن آيين نامه ي اجرايي آن ، رفع  كسري بودجه سال 87 آموزش و پرورش ،  رفع توقيف قلم معلم ، به رسميت شناختن تشكل هاي صنفي سراسر كشور  و شوراي هماهنگي معلمان ايران  ، توجه به حق مسكن همه فرهنگيان ،  بيمه كارآمد ،  كمك هزينه هاي  نقدي  و غير نقدي،توجه به معيشت فرهنگيان تابالاي خط فقر ، توسعه فكري و آزادي هاي فردي و گروهي ، رعايت حقوق شهروندي  و اجراي قوانين مصوب در مجلس شوراي اسلامي ،  شوراي عالي آموزش و پرورش  و سازمان هاي جهاني حقوق بشر ، اتحاديه جهاني معلمان  و توجه به رفع مشكلات  حقوقي  و قضايي هزاران معلم در سراسر كشور كه هر روز به بهانه هاي مختلف احضار مي شوند  و احكام متفاوتي براي آنان صادر مي گردد ، پرداختن به مسائل زير بنايي و علمي ، تغييرات بنيادي و توسعه همه جانبه آموزش و پرورش ، تحول در انديشه هاي فكري و فلسفي  مسئولان و مديران ارشد ، پاكسازي ستادهاي اجرايي واتاق هاي تصميم گيري ازمردان متحجر، فرصت طلب، ساده انديش ، رياكار،  متملق ، قدرت طلب و مصلحت انديش  و استاندارد سازي همه جانبه آموزش وپرورش در زمينه  فضاها ي آموزشي ، تربيتي ، آزمايشگاهي ، كارگاهي از جمله مسائلي است كه كانون هاي صنفي و تشكل هاي معلمان سراسر كشور نگران آن هستند.

    عدم حضور كافي نمايندگان مجلس در جلسه روز سه شنبه6/آذرماه/86 تشكل هاي صنفي معلمان سراسر كشور با وجود دعوت رسمي آنان  نشان از فشارهاي زيادي است كه از طرف نيروهاي خاص بر آنان وارد شده  و استقلال مجلس و نمايندگان را به خطر انداخته است .

    ما نمايندگان معلمان  سراسر  كشور  از اعتبار افتادن  مجلس هفتم  و ترس حاكم  بر فضاي  مجلس را  نشانه  باور نداشتن دولت مردان و برخي نيروهاي خاص  به سخنان امام خميني (ره ) مي دانيم كه فرمودند  :  "  مجلس در راس امور است  "   و  "  مجلس عصاره ملت است  " .

   نمايندگان تشكل هاي صنفي  معلمان سراسر كشور براي چندمين بار  باور كردند كه فضاي حاكم بر مجلس فضايي نيست كه نمايندگان بتوانند استقلال خود را حفظ كنند و از مصونيت سياسي خود براي دفاع از حقوق مردم و اقشار مختلف از جمله معلمان كشور استفاده نمايند  . نمايندگاني كه قدرت شركت در جلسه اي با نمايندگان معلمان انقلابي و تشكل هاي صنفي را نداشته باشند  چگونه مي توانند  از ارزش ها و آرمان هاي انقلابي ملت ايران دفاع نمايند ؟

   اگرچه معلمان به اين باور رسيده اند كه بعضي از نمايندگان و كيل الدوله شده اند  و  به قسمي كه در مجلس براي دفاع از وزيري كه  مدافعان اونيزباورش نداشتند  ومجبوربه استعفايش  نمودند، اعتباري قايل نشدند .

 خبر استعفاي وزير آموزش و پرورش كه كانون هاي صنفي در همه بيانيه هاي خود خواستار آن بودند نشانه ی  شناخت درست معلمان از وضعيت آموزش و پرورش و نيروهاي حاكم بر آن است، كه معلمان قدرت واقعي و حقيقي خودراشناخته اند وباتفكر ات صنفي و سازماني ازحقوق خود دفاع خواهند كرد وپيگير مطالبات صنفي ، سياسي وفردي  خود خواهند بود .

     ما به سرپرست جديد آموزش و پرورش توصيه مي كنيم كه از تكرار اشتباهات وزراي دولت هاي گذشته  پرهيز كند و با شيوه ي  خاص و مشخص به سازماندهي وضعيت موجود و حركت به سمت آموزش پرورش استاندارد ، علمي ،  توسعه يافته ،  مدرن ، با فلسفه اي هماهنگ از تاريخ ايران و هويت ملي و تلفيق آن با فرهنگ اسلام و جهان ،  كشتي طوفان زده آموزش و پرورش ايران رارهبري كند، واز تقليد كوركورانه اطاعت متحجرانه ، مصلحت انديشي سازشكارانه ، سياست بازي هاي گروه گرايانه و شعارهاي خود خواهانه پرهيز نمايد و با نگاهي ملي به همه نيروهاي متخصص بدون گرايش هاي سياسي خاص كه بنيان  آموزش و پرورش ايران را به خطر انداخته است،با مديريت كلان و رعايت شايسته سالاري ، تخصص گرايي ، تجربه مداري و ايمان باوري عمل نمايد و از سرمايه بزرگ فكري يك ميليون و صد هزار فرهنگي و معلم  آگاه و فرهيخته جهت شكوفايي ايران عزيز ، اعتلاي اسلام و توسعه فرهنگ و تمدن اسلامي -  ايراني  بهره گيرد  و تشكيل بانك فرهنگيان ، خبر گزاري مستقل آموزش و پرورش ، مجلس معلمان ايران و تعاوني شدن صندوق ذخيره فرهنگيان را در دستور كار خود قرار داده و از يك جانبه گرايي به سمت نيروهاي خاص كاملا پرهيز نمايد .

      پيشنهاد مي شود  آقاي عليرضا  علي احمدي ،  ورود به حيطه خدمت به 15 ميليون دانش آموز و ميليون ها خانواده ايراني را به بازي نگيرد و اگر  توان  اين كار بزرگ و خطيررا ندارد از پذيرفتن سرپرستي و اداره اين وزرات خانه ي ميليوني  پرهيز  نمايد .

    شوراي هماهنگي  تشكل هاي  صنفي فرهنگيان  سراسر كشور  و كانون هاي صنفي معلمان ايران   با توجه  به واقعيت هاي موجود  و شناخت كافي  از مشكلات  فراروي  آموزش و پرورش  ايران پيشنهاد   مي كند  دولت و مسئولان آموزش و پرورش  بايد  به   خواسته هاي  عمومي معلمان  كشور  توجه  كنند  و موارد  زير را در دستور  كار  خود قرار دهند .

   

1-  بودجه آموزش و پرورش در سال 87 با كارشناسي  كامل و همه جانبه و بدون كسري  بسته شود  ( حداقل 12هزار ميليارد تومان ) تا مديران آموزش و پرورش بتوانند  بدون دغدغه مالي به آموزش و پرورش و بر نامه ريزي  هاي كلان فرهنگي و زير بنايي اقدام نمايند .

2-   با ايجاد معاونت  يا مشاورت  كانون هاي صنفي معلمان در وزارت خانه و سازمان هاي آموزش و پرورش سراسر كشور از نظرات معلمان و نهادهاي مدني براي اصلاح و توسعه آموزش و پرورش استفاده نمايند .

3-  از سياسي كاري و يك جانبه گرايي در همه زمينه ها بخصوص انتصاب مديران پرهيز نمايند  و بدون ملاحظه كردن مسائل سياسي و جناحي خاص به حل مشكلات آموزش و پرورش بپردازند .

4-  با ايجاد فضاي باز و پذيرش نقد و ارائه پيشنهادات معلمان سراسر كشور به بازسازي ،اصلاح ،توسعه و تغييرات اساسي وساختاري آموزش و پرورش كمك نمايند .

5-  از سركوب كردن نيروهاي وفادار ،تاثير گذار ،آگاه و متخصص ،انقلابي و شجاع و مومن به آرمان هاي انقلاب و كشور كاملا پرهيز نمايند و شرايط لغو احكام غير قانوني صادر شده از طرف وزارت آموزش و پرورش و دادگاهها ي تخلفات اداري معلمان فعال و اعضاي كانون هاي كانون صنفي سراسر كشور و شوراي هماهنگي را فراهم كنند تا معلمان با خوش بيني و اعتماد به مسئولان و مديران ارشد بتوانند آموزش و پرورش ايران را به شكوفايي لازم برسانند .

6-  همان گونه كه آقاي رئيس جمهور در جمع دانشجويان دانشگاه علم و صنعت اعلام كردند  از بودجه اي كه در اختيار دارند به تجهيز همه مدارس كشور بخصوص تجهيز آزمايشگاهها ، كارگاهها ، كتابخانه ها و رايانه اي كردن مدارس بپردازند  تا با مدرن شدن  مدارس و آماده شدن شرايط لازم آموزش و پرورش جايگاه واقعي خود را بدست آورد .

7-  از ورود و تزريق نيروهاي خاص تحت هر عنواني در مدارس پرهيز شود تا معلمان دركمال آرامش  و اطمينان به فراهم آوردن شرايط معنوي و روحي تلاش هاي علمي خود را مضاعف و مدارس ايران را به مدرسه زندگي ،شادابي ، علم جويي ، خود باوري ، اخلاق گرايي و دين باوري تبديل نمايند .

8-  به قوانين مصوب مجلس  شوراي اسلامي ،شوراي عالي آموزش و پرورش هئيت دولت و سازمان  هاي جهاني احترام گذاشته و در عمل كردن به قوانين هيچ ملاحظه اي را در نظر نگيرند و بر اجرايي شدن قوانين پافشاري كنند كه از آن جمله به اجرا كردن دقيق لايحه مديريت و خدمات كشوري و نوشتن آيين نامه  اجرايي  و سرعت  بخشيدن به اجراي آن اقدام نماييد .

9-  شرايط حساس  معلمان را  درك و دوماه  پاداش ، 176 ساعت ضمن خدمت ،  حق مناطق محروم ،حق التدريس هاي مصوب ،حق مسكن و رساندن حقوق بازنشستگان به بالاتر از خط فقر و ...   مطالبات فرهنگيان را با درآمد فوق العاده نفت پرداخت كنيد تا بوي نفت بر سفره هاي معلمان كشور خودي نشان دهد  و اميدي به آينده ايجاد كند .

10-از رياست جمهور محترم و سرپرست آموزش وپرورش مي خواهيم كه طبق قوانين مصوب و دفاع قضايي و حقوقي از معلمان از دادسراي انقلاب بخواهند تا پرونده قضايي اعضاي كانون صنفي معلمان و ديگر معلمان كشور به دادگاه  تجديد نظر استان زير نظر رياست دادگستري استان تهران و مسئول حقوق شهروندي ارجاع شود تا عدالت در اين زمينه به اجرا در آيد و همه پرونده هاي مربوط به معلمان در دادگاههاي تخلفات اداري آموزش و پرورش" كان لم يكن" تلقي شود و حكم برائت براي همه معلمان  فعال در كانون هاي سراسر كشور و شوراي هماهنگي صادر گردد .

   لازم به تذكر است كه همراهي وهمكاري دولت مردان براي حل مشكلات فرهنگيان  مي تواند   اميد به شركت كردن اين عزيزان را در همه عرصه هاي اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي و انتخابات افزايش دهد .

    با اين اميد كه انتخاب يا عزل بالاترين مقام اجرايي آموزش و پرورش با نظر معلمان كشور صورت گيرد .

 

دبير خانه شوراي هماهنگي

تشكل ها ، كانون ها و انجمن هاي صنفي فرهنگيان

سراسر كشور- آذر۸۶

دوشنبه 1386/10/03 |

 

علي احمدي نظام آموزشي را ازهم گسيخته مي داند

علي احمدي نظام آموزشي را ازهم گسيخته مي داند

سرپرست وزارت آموزش و پرورش با اعلام اين که نظام آموزشي کنوني ايران بسيار ازهم گسيخته است ، گفت: براي ايجاد تحول در آموزش و پرورش فراخواني به صورت رسمي و عمومي منتشر خواهد شد.
وي شناسايي نهادهاي مختلف تاثيرگذار در شکل گيري شاکله شخصيتي دانش آموزان را از نخستين محورهاي اين فراخوان اعلام کرد.
به گزارش ايسنا، علي احمدي که در مراسم تجليل از خدمات وزير سابق آموزش و پرورش سخن مي گفت نحوه تعامل فرهنگ عمومي و تعليم و تربيت دانش آموزان و يادگيري را به ترتيب محورهاي دوم و سوم فراخوان يادشده عنوان کرد و افزود: کارآمدي واحدهاي آموزشي مستلزم اين است که از مدير گرفته تا کادر مدارس ، همه هوشيار باشند و همگام با تحولات روز خدمت کنند.علي احمدي تعديل فعاليت ها و رفتارها در آموزش و پرورش مطابق استانداردها و همچنين فلسفه ، اصول ، مبنا و اهداف تعليم و تربيت را از ديگر محورهاي فراخوان تحول بنيادين آموزش و پرورش عنوان و بيان کرد: ويژگي هاي يک دانش آموز نرمال در هر مقطع تحصيلي بايد تعريف و انتظاراتمان از وي مشخص شود.
وي با بيان اين که عدالت آموزشي محور ششم اين فراخوان است ، تصريح کرد: بايد مشخص کنيم که با عدالت آموزشي چقدر فاصله داريم و براي رسيدن به آن چه کاري بايد انجام دهيم ، البته به دنبال اين نيستيم که مقصر را در اين زمينه پيدا کنيم.
سرپرست وزارت آموزش و پرورش راهکارهاي ايجاد توازن در نيروي انساني آموزش و پرورش را محور ديگر اين فراخوان اعلام کرد و با اشاره به اين که هم اکنون فقدان توازن نيروي انساني در شهرها و رشته هاي تدريس از عمده مشکلات آموزش و پرورش است ، يادآور شد: جو حاکم در مورد منزلت معلم مطلوب نيست ، البته نسبت به ارتقاي اين جايگاه اميدواريم.
علي احمدي محور بعدي فراخوان را يکپارچه سازي نظام آموزشي ذکر کرد و با بيان اين که نظام آموزشي کنوني ما بسيار ازهم گسيخته است ، ادامه داد: امروز مي بينيم که دستاوردهاي آموزش و پرورش در دانشگاه مورد سوال است يا اين که بخشي از دروس پيش دانشگاهي در دانشگاه تکرار مي شود و اين در حالي است که اگر بين حوزه هاي مختلف نظام آموزشي هماهنگي بود، اين نارسايي ها به وجود نمي آمد.
وي خلاقيت ، پژوهش و نوآوري ، تحقق آرمان هاي تعليم و تربيت در کتاب هاي درسي و بررسي منابع مالي و اصلاح ساختار مديريتي را از محورهاي ديگر فراخوان تحول بنيادين آموزش و پرورش ذکر کرد.محمود فرشيدي نيز در مراسم تجليل از خدمات 751 روزه اش که با حضور سرپرست وزارت آموزش و پرورش ، معاونان اين وزارتخانه و روساي سازمان هاي آموزش و پرورش شهر و شهرستان هاي استان تهران برگزار شد، با تاکيد بر اين که آمدن ها و رفتن ها نبايد بر سرنوشت 14 ميليون دانش آموز تاثيرگذار باشد، ادامه داد: در دوران وزارت ، براي اعتلاي جايگاه معلمان همه توانم را به خدمت گرفتم که يکي از اين خدمات تشکيل اخير ستاد تحول بنيادين در وزارت آموزش و پرورش است که با اين اقدام حرکتي 14 ساله پي ريزي شد.
در اين مراسم ، فرشيدي مجموعه اي از هداياي دريافتي در دوران وزارت از جمله 20 سکه بهارآزادي را در اختيار جامعه خيرين مدرسه ساز قرار داد.
در اين مراسم ، سرپرست آموزش و پرورش ، معاون عمراني و پرورشي و تربيت بدني آموزش و پرورش ، رئيس آموزش و پرورش پايتخت و مديران مناطق آموزش و پرورش تهران ، دبيرخانه شوراي عالي آموزش و پرورش و جامعه خيرين مدرسه ساز کشور لوح هاي يادبود و هدايايي را به وزير سابق آموزش و پرورش اهدا کردند.

عدم همکاري با آموزش و پرورش مشکل اصلي است

از سوي ديگر رئيس سازمان نوسازي ، توسعه و تجهيز مدارس کشور نيز گفت : همه بايد کمک کنند تا آموزش و پرورش بتواند فعاليت کند، هر چه مشکل داريم به عدم همکاري با آموزش و پرورش بازمي گردد.
به گزارش فارس ، حبيب الله بوربوربا بيان اين که مجلس شوراي اسلامي به مدرسه سازي و فضاهاي آموزشي توجه بسياري داشته است ، اظهار کرد: به عنوان مثال يک روزه از دولت مصوبه گرفتيم.
اين مصوبه حق استفاده از تاسيسات و اموال آموزشي را که متعلق به قواي سه گانه و در اختيار آموزش و پرورش است به آموزش و پرورش مي دهد که اين آمار 2 هزار و 820 مورد بود که فکر مي کرديم 1315 مورد است.

نوسازي مدارس فقط در حد حرف

نماينده مشهد در مجلس ضمن انتقاد از روند نوسازي مدارس گفت : آنچه در بحث تخصيص 4 ميليارد دلار براي بازسازي و نوسازي مدارس از سوي مجلس تصويب شد، به طور واقعي اجرايي نشده است و اين مساله در حد بحث ميان دستگاه هاي ذي ربط است.
علي سرافراز يزدي در گفتگو با ايسنا، در ارزيابي از ميزان تخصيص 4 ميليارد دلار مصوب شده براي بازسازي و نوسازي مدارس گفت: اين مساله چندين بار در کميسيون آموزش و تحقيقات مورد بحث قرار گرفت و ظاهرا اجراي اين پروژه به عهده وزارت مسکن و شهرسازي قرار گرفت که آموزش و پرورش در بحث نوسازي با اين قضيه موافق نبود.
عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس افزود: در نهايت نيز تصويب شد که در طول 4 سال ، 4 ميليارد دلار هزينه شود، ولي در حال حاضر آمار و ارقامي از پيشرفت اين کار بخصوص در حوزه انتخابيه خود ندارم.
به هر حال آنچه مدنظر مجلس در اين خصوص بود، به معني واقعي انجام نشد، آن هم به اين دليل که اين مساله تا حدودي مشکل قانوني داشت ، يعني در بحث اين که چه کسي ناظر بر پروژه ها باشد، بحث هايي بود که اين بيشتر به بحث و گفتگو بين آموزش و پرورش ، مجلس و مسکن و شهرسازي انجاميد.

 

دوشنبه 1386/10/03 |

 

وضيح سازمان آموزش و پرورش شهر تهران و پاسخ فارس

‌توضيح سازمان آموزش و پرورش شهر تهران و پاسخ فارس

در حالي كه سرپرست وزارت آموزش و پرورش خبر فارس مبني بر قرار گرفتن 40 مدرسه تهران در اختيار دانشگاه پيام نور را تأييد مي‌كند، سازمان آموزش و پرورش شهر تهران با ارسال تكذيبيه‌اي به خبرگزاري، اين خبر را تكذيب مي‌كند.


به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، سرپرست وزارت آموزش و پرورش خبر شعبه شدن مدارس تهران را تأييد كرده و گفته بود: موضوع شعبه پيام‌ نور شدن مدارس تهران به حدود يك سال پيش بر مي‌گردد و من دستوري در اين خصوص نداده‌ام. ‌
در متن تكذيبيه سازمان آموزش و پرورش شهر تهران آمده است: پيرو درج خبر مربوط به ايجاد 40 مدرسه به عنوان شعبه پيام ‌نور در صفحه اول سايت خبرگزاري به نقل از يكي از معاونان وزارتخانه در 21 آذر سال‌جاري به اطلاع مي‌رسد:

1- در جلسه ياد شده هيچ يك از معاونان وزارتخانه حضور نداشتند.

2- هيچ صحبتي درباره تعيين 40 مدرسه به عنوان شبعات دانشگاه پيام نور به ميان نيامده است. ‌


پاسخ فارس‌

1- در جلسه شوراي رؤساي مناطق آموزش و پرورش شهر تهران كه مديران مراكز تربيت معلم نيز حضور داشتند، يكي از معاونان سازمان آموزش و پرورش شهر تهران اين موضوع را مطرح كرده است.

2- در خبر خبرگزاري فارس آمده است «40 مدرسه تهران ‌تا ظهر فردا در اختيار پيام‌نور قرار مي‌گيرد» و خبري مبني بر ايجاد مدرسه براي شعبه پيام‌نور در خبر اين خبرگزاري درج نشده است.

3- سرپرست وزارت آموزش و پرورش عصر چهارشنبه، خبر شعبه شدن مدارس شهر تهران را تأييد كرد و يادآور شد كه اين موضوع از يك سال پيش مطرح بوده است. در نتيجه اصل خبر مربوط به شعبه شدن 40 مدرسه شهر تهران از سوي سرپرست آموزش و پرورش تأييد شده است.

4- در خبر خبرگزاري فارس نيز آمده است كه به رؤساي هر منطقه آموزش و پرورش اعلام شده است كه 2 مدرسه خود را به عنوان شعبه دانشگاه قرار دهند. با توجه به اين‌كه اين سازمان داراي 20 منطقه است، در نتيجه 40 مدرسه به شعبه دانشگاه تبديل مي‌شود.

5- مشاور عالي رئيس دانشگاه پيام ‌نور نيز روز گذشته در جمع خبرنگاران در اهواز گفته است بر اساس تفاهم‌نامه همكاري وزارت آموزش و پرورش و آموزش عالي، فضاهاي بدون استفاده آموزش و پرورش براي ارتقاي كيفيت آموزش عالي و جبران كمبود فضاهاي آموزشي به دانشگاه‌ها واگذار مي‌شود كه نشان مي‌دهد اين خبر صحت دارد.

دوشنبه 1386/10/03 |

 

فراخوان علي‌احمدي براي تحول در آموزش و پرورش

فراخوان علي‌احمدي براي تحول در آموزش و پرورش

سرپرست آموزش و پرورش براي ايجاد تحول در آموزش و پرورش در محورهاي مختلف فراخوان داد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي خبرگزاري فارس، عليرضا علي‌احمدي در بعد از ظهر امروز مراسم تجليل از خدمات وزير سابق آموزش و پرورش با بيان اين‌كه به منظور ايجاد تحول در آموزش و پرورش قول فراخواني را دادم، گفت: اين فراخوان بعداً به صورت رسمي و مكتوب در مجموعه آموزش و پرورش و جامعه منتشر خواهد شد.
وي ادامه داد: در همين جا از همه صاحبنظران و دلسوزان دعوت مي‌كنم تا آموزش و پرورش را ياري دهند.
علي‌احمدي با اشاره به محورهاي اين فراخوان، اظهار داشت: اين محورها در شوراي معاونان آموزش و پرورش مطرح و به صورت همه‌جانبه‌تر طرح خواهد شد.
وي به نخستين محور فراخوان خود اشاره كرد و افزود: اگر بخواهيم شاكله شخصيتي فرزندانمان در راستاي آرمان و اهدافي كه داريم، شكل گيرد مستلزم نقش‌آفريني نهادهاي مختلف است.
سرپرست آموزش و پرورش اضافه كرد: بايد اين نهادها را بازشناسي و چگونگي تعامل اثربخش با واحدهاي آموزشي را بررسي كنيم.
وي ادامه داد: مطبوعات، اينترنت، ماهواره و ساير نهادها در شكل‌گيري شخصيت فردي و اجتماعي فرزندانمان مؤثر هستند كه بايد اين موارد را شناسايي و بر روي تعاملي اثربخش كار كنيم.
علي‌احمدي در خصوص محور دوم فراخوان خود گفت: چگونگي تعامل نقش فرهنگ عمومي و تعليم و تربيت دانش‌آموزان، نكته‌اي است كه بايد بررسي شود.
وي محور سوم را يادگيري ذكر كرد و افزود: اگر مي‌خواهيم واحد آموزشي كارآمدي داشته باشيم، مستلزم اين است كه از مدير گرفته تا كادر مجموعه، همه هوشياري داشته باشند و به روز و همگام با تحولات كار كنند.
سرپرست آموزش و پرورش اضافه كرد: استانداردسازي فعاليت‌ها در آموزش و پرورش، محور چهارم است تا بتوانيم رفتارها را در راستاي استانداردها تعديل كنيم.
وي ، محور پنجم را فلسفه، اصول، مبناو اهداف تعليم و تربيت مطرح كرد و افزود: بايد تعريف كنيم كه يك دانش‌آموز نرمال در هر مقطع تحصيلي چه ويژگي‌هايي دارد و انتظاراتمان مشخص شود. در حقيقت بررسي شود كه فاصله بين وضع موجود و نرمي كه داريم با چه مكانيزمي برطرف مي‌شود.
علي‌احمدي، عدالت آموزشي را محور بعدي فراخوان خود ذكر كرد و گفت: بايد بازنگري كنيم كه با عدالت آموزشي چه فاصله‌اي داريم و براي رسيدن به آن چه كاري بايد انجام داد.
وي با بيان اين‌كه دنبال اين نيستم كه مقصر را پيدا كنم، اظهار داشت: در حال حاضر عدم توازن نيروي انساني در شهرها و رشته‌هاي تدريس وجود دارد. در اين مدت يك هفته سرپرستي آموزش و پرورش به 3 استان رفتم كه بسيار برايم تلخ بود و انتظار بيشتري داشتم.
سرپرست آموزش و پرورش اضافه كرد: جو حاكم در مورد منزلت معلم خوب نبود و اميدوارم بتوانيم اين جايگاه را ارتقا بخشيم.
وي محور هشتم را فناوري‌هاي آموزشي ناميد و گفت: براي ارتقاي كيفيت، تحقق عدالت آموزشي و به صورت خاص، آموزش الكترونيكي و آموزش از راه دور بايد تلاش بيشتر شود.
علي‌احمدي به محور نهم اشاره كرد و گفت: در حال حاضر عمده مشاركت‌ پذيري مردم در اداره آموزش و پرورش، مدرسه‌سازي است. در حالي كه مي‌توان تفويض اختيار با تضمين تحقق اهداف به مردم داشت. البته كاري پرچالش و ريسك‌پذير است.
وي محور ديگر اين فراخوان را يكپارچه‌سازي نظام آموزشي ذكر كرد و ادامه داد: نظام آموزشي ما خيلي از هم گسيخته است. امروزه مي‌بينيم دستاوردهاي آموزش و پرورش در دانشگاه مورد سؤال است يا اين‌كه بخشي از دروس پيش‌دانشگاهي در دانشگاه تكرار مي‌شود. اگر هماهنگي بود اين نارسايي‌ها به وجود نمي‌آمد.
سرپرست آموزش و پرورش،خلاقيت، پژوهش و نوآوري را محور يازدهم ذكر كرد و افزود: همه محورهاي ديگر به نحوي در كيفيت فعاليت‌هاي آموزشي تأثير دارند.
وي ادامه داد: تبديل آرمان‌هاي تعليم و تربيت به داخل كتاب‌هاي درسي، بررسي منابع مالي و اصلاح ساختار مديريتي را از محورهاي ديگر اين فراخوان ذكر كرد.

 منبع : سپاس معلم

دوشنبه 1386/10/03 |

 

ادغام وزارت آموزش و پرورش با پیام نور به سرعت نور!

ادغام وزارت آموزش و پرورش با پیام نور به سرعت نور!

سایت فردا : در حالی که طی دستورالعملی معاون وزیر آموزش و پرورش، روسای مناطق آموزش و پرورش شهر تهران را ملزم کرد تا ظهر روز پنج‌شنبه گذشته، در هر منطقه از شهر تهران دو مدرسه را برای تبدیل به شعبه دانشگاه پیام نور مشخص کنند چگونگی این کار در هاله ای از ابهام قرار دارد. در این خصوص دو تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در گفتگو با «فردا» مخالفت خود را با این کار اعلام کردند.
اخيرا اعلام شد معاون وزیر آموزش و پرورش، تمامی روسای مناطق را ملزم کرده تا در هر منطقه از شهر تهران دو مدرسه را برای تبدیل به شعبه دانشگاه پیام‌نور مشخص کند.
به نظر مي رسد اعلام اين خبر نباید بی ارتباط با انتصاب علی احمدی رئیس دانشگاه پیام‌نور برای سرپرستی وزارت آموزش و پرورش باشد.
در این خصوص خبرنگار «فردا» گفتگويي با نفیسه فیاض‌بخش و محمد علی حیاتی 2 تن از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی انجام داد. در این گفتگو هر دو نماینده مجلس از وجود چنین خبری اظهار بی‌اطلاعی کردند. البته بعد از توضیحاتی در این باره نفیسه فیاض‌بخش گفت: این کار دارای تخلف قانونی است و در صورت صحت خبر با توجه به این نکته که آموزش و پرورش و مدارس در شهر تهران دارای مشکلات عدیده و با کمبود فضای آموزشی مواجه است این مسئله در تقابل با حقوق مردم است.
همچنین حیاتی عضو دیگر کمیسیون آموزش و تحقیقات در گفتگو با «فردا» گفت: اگر زمانی آموزش و پرورش ما دارای ظرفیت خالی بود و مدرسه بلا استفاده ماند آن موقع آموزش و پرورش می تواند به دلیل کاهش دانش آموز در بعضی مقاطع تحصیلی از آن برای دانشگاه و یا هر دستگاهی استفاده نماید.
وی در ادامه افزود: اما زمانی که خود آموزش و پرورش تا‌ آنجایی که ما اطلاع داریم نیازمند به فضای آموزشی است و در اکثر مناطق به صورت دوشیفت و یا بیشتر کار می‌کنند بعید می‌دانم این مسئله اتفاق بیافتد. در آموزش و پرورش تهران مدرسه‌ای که خالی و بلا استفاده باشد وجود ندارد و قطعاً چنین موردی امکان‌پذیر نیست.
حیاتی همچنین در ارتباط با تعداد زیاد شعب دانشگاه پیام‌نور در کلیه مناطق ایران گفت: اگر دانشگاه پیام نور در کنار توسعه کمی به توسعه کیفی برسد و به دلیل اینکه تعداد دانشجویان سال به سال افزایش یافته و نیاز جامعه نیز داشتن جوانان آگاه‌تر و تحصیل کرده‌تر است توسعه این دانشگاه یک امرمثبت است، اما نباید توسعه کمی به توسعه کیفی لطمه وارد کند و صرف بازگشایی یک واحد دانشگاهی کیفیت آن واحد کاهش یابد.

از سوی دیگر رئیس‌ کمیسیون آموزش مجلس در واکنش به معرفی شدن 40 مدرسه برای شعبه پیام نور ضمن اظهار تاسف گفت: «این مسئله همان اتفاقی است که با انتصاب رییس دانشگاه پیان نور به عنوان وزیر آموزش و پرورش آن را پیش‌بینی می‌کردیم».

وی ضمن اظهار تاسف شدید از این مسئله تاکید کرد: «قطعا این مسئله در کمیسیون آموزش مجلس پیگیری خواهد شد».

این در حالی است که «شهریار مشیری»، عضو دیگر کمیسیون آموزش مجلس نیز چندی پیش در مورد استفاده از امکانات آموزش و پرورش به سود دانشگاه پیام نور به آفتاب گفته بود: «این اتفاق همین الآن هم رخ می‌دهد».

وی در ادامه با انتقاد از کیفیت آموزشی این دانشگاه افزود: «حتی در برخی موارد هیات علمی هم ندارند و دبیران آموزش و پرورش بر سر کلاس‌های آن‌ها حاضر می‌شوند».
در این زمینه گفتنی است علیرضا احمدی سرپرست فعلی وزارت آموزش و پرورش و رئیس سابق دانشگاه پیام نور اخیرا ادعا کرده است موضوع شعبه پيام‌نور شدن مدارس تهران به حدود يك سال پيش بر مي‌گردد و او دستوري در اين خصوص نداده است.
وی در ادامه اظهارات خود آورده است : اين قرارداد آموزشي حداقل يك سال قبل انجام شد كه بين آموزش و پرورش و پيام‌نور استان تهران بوده است. اگر چيزي گفته‌اند، در مورد آن موضوع است و من كار جديدي نكردم.
علي‌احمدي در گفتگو با فارس افزود: قبلاً هم كه مطرح شد در مورد ظرفيت‌هاي قبلي آموزش و پرورش بود، يعني در مورد روزهاي پنج‌شنبه و جمعه بوده و بحث جديدي از سوي من در كار نيست.
این در حالی است که وی قبلا در جمع خبرنگاران گفته بود: سیاست دولت نهم استفاده ازامكانات بلااستفاده سایر بخش‌ها برای دانشگاه پیام نور یا آموزش و پرورش است.

دوشنبه 1386/10/03 |

 

وزیر آموزش و پرورش هر چه سریعتر معرفی شود

وزیر آموزش و پرورش هر چه سریعتر معرفی شود

19 تن از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات در نامه ای به رئیس جمهور خواستار تسریع در معرفی وزیر آموزش و پرورش شدند.
به گزارش خبرگزاری مهر، در نامه اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات آمده است: استحضار دارید که سال تحصیلی در اوج فعالیت خود بوده و لازم است مدیران وزارتخانه گسترده آموزش و پرورش با هماهنگی وزیر با قاطعیت مشکلات را مرتفع نمایند از سوی دیگر بودجه سال 1387 در آستانه تقدیم به مجلس بوده و ضروری است تا نمایندگان توسط وزیری با جایگاه مشخص و ثابت و برنامه ای معین در آموزش و پرورش نسبت به برنامه ها، مشکلات و اعتبارات مورد نیاز توجیه گردند.

در این نامه تصریح شده است: با توجه به مراتب فوق و ضرورت ثبات مدیریت در آموزش و پرورش خواهشمند است هر چه سریعتر نسبت به نامزد تصدی این وزارتخانه اقدام فرمایید تا مراحل بررسی صلاحیت و اخذ رای اعتماد در مجلس قبل از ورود به بحث بودجه انجام گیرد .

 منبع : سپاس معلم

دوشنبه 1386/10/03 |

 

معاون وزارت آموزش و پرورش: سرانه دانشگاه‌ها 90 برابر آموزش و پرورش است

معاون وزارت آموزش و پرورش: سرانه دانشگاه‌ها 90 برابر آموزش و پرورش است

معاون آموزش و پرورش عمومي وزارت آموزش و پرورش گفت: آموزش و پرورش بالاترين سهم را در فرهنگ‌سازي جامعه دارد، ولي سرانه دانشگاه‌ها 90 برابر آموزش و پرورش است.

به گزارش خبرنگار «آموزش و پرورش» ايسنا، علي باقرزاده در جمع مديران و مسوولان آموزش و پرورش استان قزوين با بيان اين مطلب افزود: در سند چشم‌انداز 20 ساله كشور، تمام ويژگي‌هايي كه براي سال 1404 در نظر گرفته شده، وابسته به مقوله فرهنگ است و در اين ميان سهم آموزش و پرورش سهم بزرگي است.

باقرزاده با اشاره به اين كه آموزش و پرورش بالاترين ارزش افزوده را دارد، اظهار كرد: در اين ميان سهم بخش ابتدايي از بخش‌هاي ديگر زيادتر است، از اين رو بايد توجه بيشتري به اين بخش شود.

معاون آموزش و پرورش عمومي وزارت آموزش و پرورش گفت: توسعه سواد از سه مفهوم خواندن، نوشتن، حساب كردن بايد به سمت مهارت‌هاي زندگي با الگوهاي ديني توسعه پيدا كند.

در ادامه سيدجعفر شهاب‌زاده ـ رييس آموزش و پرورش استان قزوين ـ با اشاره به كيفي كردن آموزش بيان كرد: متاسفانه به دليل مناسب نبودن ساختار آموزشي خلاقيت و ابتكار دانش‌آموزان خلاق از بين مي‌رود.

شهاب‌زاده با بيان اين كه معلمان ابتدايي داراي مشكلات بيشتري نسبت به مقاطع بالاتر هستند، افزود: با توجه به اهميت اين دوره دغدغه‌هاي سازمان در دوره ابتدايي بسيار زياد است از اين رو بايد به اين قشر توجه بيشتري شود.

رحماني معاون آموزش و پرورش عمومي آموزش و پرورش استان قزوين نيز در اين برنامه با ارائه گزارشي از عملكرد اين معاونت بيان كرد: ‌در حال حاضر 515 كلاس پيش دبستاني در استان وجود دارد كه 9 هزار و 60 نوآموز را تحت پوشش قرار داده است.

رحماني با اعلام اين كه در حال حاضر 86 مربي رسمي و 429 مربي آزاد در بخش پيش دبستاني در حال فعاليت هستند، اظهار كرد: با توجه به كمبود نيرو با همكاري موسسه مكتب القرآن توانستيم كمبود مربي را جبران كنيم.

وي كسري بودجه در زمينه پرداخت حق‌الزحمه مربيان آزاد را از عمده مشكلات اين بخش عنوان كرد، اضافه كرد: با توجه به تاخير واگذاري پيش دبستاني‌ها به بخش غيرانتفاعي با يكسري چالش‌هاي خاص مواجه هستيم كه اين چالش در بخش روستايي به مراتب بيشتر است.

رحماني خواستار مشخص شدن تكليف پيش‌دبستاني‌ها در واگذاري كامل به بخش غير انتفاعي شد وافزود: براي ايجاد انگيزه در بين خانواده‌ها و مربيان نياز به كمك‌هاي سازمان وجود دارد و با توجه به تاثير اين دوره در پايه اول الزامي شدن اين دوره ضروري به نظر مي‌رسد.

وي حمايت از معلماني كه در مدارس چند پايه تدريس مي‌كنند را ضروري دانست و گفت: مشكل اين بخش از معلمان را مي‌توان با پرداخت 12 ساعت اضافه كاري جبران كرد.

وي گفت: پوشش تحصيلي در سال جاري به 76 درصد رسيده است كه امسال توانسته‌ايم 638 نفر از بازماندگان از تحصيل را از طريق دوره‌هاي عادي جذب كنيم.

دوشنبه 1386/10/03 |