تبليغاتX
قلم معلم
قلم معلم

کانون صنفی معلمان اردبیل
 
 

تا زمانیکه هفته نامه قلم معلم توقیف هست برای زنده نگهداشتن یاد آن هفته نامه و زحمت کشان آن این وبلاک با این نام ادامه خواهد یافت شاید روزی تغییر نام دهیم .
mr.bem4r@yahoo.com

 

موضوعات

اطلاعیه ها

بیانیه ها

احبار تشکل ها

اساسنامه کانون های صنفی معلمان

شرایط عضویت در کانون صنفی معلمان اردبیل

نمونه های از مکاتبات

مطالبات معلمان

اخبار آموزش و پرورش استان

اخبار وزارت آموزش و پرورش

مقالات

شماره حساب کانون صنفی معلمان اردبیل

مسایل و مشکلات آموزش و پرورش

اخبار جلسات شورای هماهنگی

معرفی کانون های صنفی معلمان سراسر کشور

اخبار بازداشتی ها و زندانی های معلمان

فعالیت کانون صنفی معلمان اردبیل

اساسنامه شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان

کمک به معلمان آسیب دیده

مبارزه با فیلترینگ

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

وب سايت شخصي دكتر اكبر اعلمي

کانون صنفی معلمان ایران شاخه ی کردستان

سپاس معلم

کانون صنفی معلمان ایران (تهران )

خبرنگار قلم معلم

قلم معلم نشريه هفتگي

وبلاك معلمان حق التدريس

فرياد معلمان

صداي معلم

گچ ودل فرهنگيان ايران

کانون صنفي فرهنگيان خراسان

بانک اطلاعات آموزش و پرورش ايران و جهان

اتحاديه وبلاگ نويسان فرهنگي بلاگفا

آموزش نيوز

كانون صنفي معلمان استان اردبيل

مهين بلاگ

كانون صنفي معلمان كرمانشاه

كانون صنفي فرهنگيان خميني شهر

نداي معلمان مشگين شهر

فرياد معلم

معلم آزاده

فرهنگيان بدبخت و بيچاره

معلم خبرنگار

خبرنگار قلم معلم

انجمن فرهنگیان آزاد

شيرزاد عبداللهي

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

اطلاعیه

تجمع معلمان اردبیل

فراخوان برای اجرای نظام هماهنگ فرهنگیان گرامی، یاران ارجمند :

اطلاعیه

سه خبر از استان اردبيل

درخواست نشست اضطراري

از اینجا بخوانید

سازمان دیده بان حقوق بشر نسبت به صدور حکم اعدام برای فرزاد کمانگر،اعتراض کرد

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران ( 9 )

پاسخي به چگونگي مصرف درآمد نفت؛معماي فراواني

 
 

گفتگو با پیمان نودینیان معلم تبعیدی

سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386

گفتگو با پیمان نودینیان معلم تبعیدی

به نام خداوند جان آفرین      حکیم سخن در زبان آفرین

آقاپیمان همانطورکه شماوخوانندگان عزیزبهترمی دانید،برتری انسان برسایرحیوانات در اندیشه است؛که ازآن درمنطق به قوه ی ناطقه یادمی شود.زبان قدرتی است،که تنها به انسان داده شده؛این قوه ی تعقل باید زبانی به این توانایی درخدمت داشته باشد،تا بتواند،عینیت بیابد.اگر قوه ی عاقله ی انسان زبانی ناتوان می داشت هرگز نمود عینی پیدا نمی کرد. شایدتعقل وزبان بارامانتی است که حافظ درشعرمعروف خودبیان کرده است.

"آسمان بارامانت نتوانست کشید     قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند."

وهمین اندیشه و زبان منظورحافظ بوده است.از طرفی به گفته ی برخی روانشناسان :انسان پس ازبرطرف شدن نیازهای اولیه ای همچون نیازهای فیزیولوژی ونیازبه امنیت نیاز به اجتماعی شدن دراو زنده می شود. یکی از راه های اجتماعی شدن همانا زبان است،وبرای بیان اندیشه به دورترین نقاط جهان نیاز به رسانه های سودمندوقویی مانند: کتاب؛روزنامه رادیو،تلویزیون وبه تازگی هم سایت مطرح است،رسانه هاهم زبان انسان هستند،یاابزارزبان هستند.درقرآن شریف هم به خواندن ،هم به قلم ،هم به بیان وهم به گفتن،فراوان اشاره شده است.اما متاسفانه مادستمان ازهمه کوتاه است، مگروبلاگ کوچکی که شاید درروز 50 نفر بیشتربیننده نداشته باشد.می خواهیم از راه همین وبلاگ سخن شمارا بشنویم یا بهتر است بگویم :"سخن شمارابخوانیم." لذا به سراغ شما آمدیم تا گفتگوی کوتاهی داشته باشیم .با سپاس از اینکه وقت خودتان را به ما دادید.

 

**** آقا پیمان بسیاری ازخوانندگان عزیزوهمکاران شریف دلشان می خواهد بدانند ،که چه برسر شما آمد؟چرا شما تبعید شدید؟ دوست دارند درباره ی شما بیشتراززبان خودتان بشنوند.

    بنده پیمان نود ینیان  متولد سال 1352اهل سنندج هستم. ازسال 1371به استخدام آموزش و پرورش درآمده ام، وتا کنون مشغول به تدریس زبان انگلیسی بوده ام.ازسال 1382به عضویت  انجمن صنفی معلمان کردستان درآمدم.

 

**** اززندگی در تبعید برای خوانندگان شریف بگویید،از رفتن تان به آنجا.

   نزدیکی های  آذر ماه سال ۱۳۸۵ سرگرم تدریس بودم ، یکی از کارکنان مدرسه به من گفت که کسی پشت خط  می خواهد تلفنی با شما صحبت کند. گوشی رابرداشتم. مسئول کارگزینی ناحیه ی یک سنندج از من خواست به اداره آموزش و پرورش بروم. درپی اعتراض به صدورحکمی که درمرداد ماه 1385هیئت رسیدگی به تخلفات اداری، بنده را به 5 سال تبعید به کهکیلویه و بویر احمد محکوم کرده بود.این بارحکم قطعی 2سال تبعیدبه زنجان به من تحویل داده شد.

     اما تازه شروع داستان بود.من ملزم بودم یک روز بعد،خود را به زنجان معرفی کنم. همه چیز خیلی سخت به نظر می رسید.سرنوشتی ناپیدا ومشکلات فراوانی چشم به راه من بود.  اداره منطقه  نیزمنتظرما بودند. بالاخره دوستان حراست زنجان با سفارشات پی درپی حراست کردستان ما را به دورترین شهرستان زنجان یعنی طارم فرستادند.. وبا این استدلال که جایی برای شما نمانده ،بنده رابه دورترین روستا یعنی ولیس فرستادند.جالب اینکه مسئول آموزش از مسافت و مکان روستای ولیس کاملاً بی اطلاع بود.

    تبعید یا نفی بلد یعنی نفی اساسی ترین حق شهروندی یا حق انتخاب آگاهانه و آزادانه ی محل زندگی و محروم کردن از حق مشارکت اجتماعی ،و به عبارت دیگر منزوی کردن شهروندان.با این وصف می توانستم  آینده را تا اندازه ای پیش بینی کنم.

      ولیس در منطقه ای کاملا ًکوهستانی وصعب العبور واقع است. جایی بسیاربکرو دور از هرگونه امکانات .مردم آنجا با زبان شیرین آذری گفتگو می کنند.مردمی محروم از بهداشت مناسب ،تغذیه کافی،ولی بسیار دوست داشتنی و میهمان نواز. دیدن مردم آن سامان روحیه و توان مرا صد برابر نمود.آنچه که در اولین نگاه انسان را آزار می دهد؛ دیدن زنان و کودکانی است که از آرزوهای دست نیافتنی و حسرت های دمادم، زیباترین گل های ابریشم را بر فرشهای دیگران نقش می زنند.آنچه سهم آنان است دست مزد ناچیزی است؛ که صرف مخارج اعتیاد مردان خانه می شود. اگر از دانش آموزی علت غیبتش را جویا شوی به احتمال بسیار  پاسخ این خواهد بود: " آقا بابام گفت: باید فرش ببافی،درس را می خواهی چه کار!!! "

 

** ** جناب آقای نودینیان بسامد واژهایی که درذهن شمادراین دوران می گذشت چه بود؟

     اگر بخواهم خلاصه وار بگویم اینها به ذهنم می آمد: دلتنگی ، راهپیمایی طولانی ، برف و کولاک ،بچه های شاد وزیبا،راهنمای تعلیماتی  که برای مچ گیری به روستا فرستاده می شد و ...........

 

**** آقا پیمان ازدیدخودتان گناه شما چیست؟

   اگر احساس مسئولیت به سرنوشت انسانها ،تلاش آگاهانه در تحقق حقوق شهروندی ، بسط روشنگری وعدالت آموزشی ،تلاش برای به رسمیت شناخته شدن کنوانسیونهای جهانی حقوق کودکان ،دفاع از همکارانی که مورد تعرض سیستم اداری قرارمیگیرند، و دفاع از حق یک زندگی انسانی گناه باشد، بی گمان من گناهکارم .

 

****  برای قاضی محترم پرونده چه پیامی دارید؟

    از آنجایی که من در یک دادگاه صالحه مورد محاکمه قرار نگرفتم، و از حق داشتن وکیل محروم بوده ام،چون بنده بر اساس حکم هیئت رسیدگی به تخلفات اداری تبعید و منفصل شده ام وهمکاران خودم در هیات قاضی ظاهر شده اند، فقط می گویم:  از ماست که بر ماست.

 

**** ازدیدشما،معلمان ایران چه خواسته هایی از دولت دارند؟

    خواسته های معلمان دوبخش است،بخشی از آنها خواسته هایی اکونومیستی است. یعنی تحقق عینی منزلت اجتماعی و از همه مهمتر عدالت اجتماعی،امروز دیگر بیان حق داشتن رفاه ، نیاز به فلسفه چینی ندارد. ما کار می کنیم؛ باید بتوانیم نیازهای خود وخانواده  را تامین کنیم.این روشن تر از خورشید است. اکنون چرامسئولین متوجه نمی شوند؟ ما نمی دانیم.

 

    اما بخش دیگری از خواسته های معلمان، حقوق آموزشی وشهروندی است.داشتن حق تشکل واعتراض ،امنیت شغلی ،آزادی بیان ، داشتن فضای آموزشی استاندارد،به روز کردن محتوای کتب درسی،تغییر فضای نظامی مدارس وبسیاری چیزهای دیگر خوسته ی معلمان است.

 

**** چه پیامی برای همکاران معلم دارید؟

     از آنها می خواهم بدون فوت وقت به عضویت کانونها درآیند واز فعالین صنفی پشتیبانی کنند.

 

**** اگر سخن ناگفته ای دارید بفرمایید.

   فعالین صنفی هنگامی که در تابستان زیر شدیدترین فشارها قرار می گیرند ،خستگی وتنهایی ممکن است آنان را بیازارد، فقط از همکاران می خواهم با آنها در این هنگام بیشتر نشست و برخاست داشته باشند.

 

**** اگراشتباه نکنم؛به تازگی حکم دیگری برای شماصادرشده، دراین باره هم توضیح می هید؟

      بله،در تاریخ 15 مرداد حکمی برایم  صادرشد؛که درآن آمده بود به خاطر شرکت در تجمع 28اسنفد 1385 در آموزش و پرورش سنندج که د رآنجا خانواده های فرهنگیان هم آمده بودند، به این خاطر دو ماه انفصال از خدمت به من داده شده است.که از تاریخ...... قابل اجرا می باشد.واین حکم قطعی نبوده، بلکه  اعتراض بر آن وارد است.

 

**** گویا شما برای حمایت از کودکان تلاش هایی را نیز کرده اید،وباسازمان یونیسف هم همکاری دارید؟در این باره هم توضیح می دهید؟

   بله ؛ ما درسطح استان کردستان کانونی را تشکیل داده ایم به نام" کانون دفاع از حقوق کودکان" به ریاست خانم فاطمه زمانی که در آنجا بنده عضوهیات مدیره هستم.

 

**** هدف شما وهمکارانتان از تشکیل این کانون چیست؟

   هدف ما حمایت از کودکان می باشد.چه در بین خانواده و چه در جامعه وچه از لحاظ حقوقی.جلو گیری ازقربانی شدن کودکان به خاطر فقروخشونت.به این خاطرجشنواره های گوناگونی را درطول سال انجام می دهیم,مانند: جشنواره ی نقاشی یا جشنواره ی آدم برفی ها و.... که در آن خانواده ها را با حقوق کودکان آشنا می کنیم. کودکان راباحقوق همدیگر و حقوق اجتماعی آشنا می کنیم.در جشنواره ی آدم برفی هاهدف این است؛که برای ساعاتی بچه ها را شاد کنیم، زندگی اجتماعی به آنان آموخته شود.تمرینی باشد برای تقسیم شادی ها.ودرست زیستن باهمدیگر.    پایان

پنجشنبه 1386/07/26 |

 

آقای بهشتی مسائل پیش آمده برای کانون هاوهمکاران راچگونه ارزیابی می کنید؟

توجه خوانندگان عزیزرابه گفتگویی که وبلاگ کانون صنفی معلمان تهران باآقای محمود بهشتی درباره ی رویدادهای اخیرکانونهاومعلمان انجام داده است،جلب می کنیم.

 

   آقای بهشتی مسائل پیش آمده برای  کانون هاوهمکاران راچگونه ارزیابی می کنید؟

    شخصیت کانون مایک شخصیت صنفی است.ماباید صنفی بودن خودمان رابیشتراثبات کنیم،واقعیت هایی که برای معلمان پیش می آید،رابایددرقالب کاملاصنفی مطرح کنیم،قاضی هم قطعاتحت تاثیرقرارخواهدگرفت.مگرآنکه بگوییم همه چیزازپیش برای آنهادیکته شده،و مسئولیت ازپیش تعیین شده است.دراین صورت هیچ کاری نمی توان کرد.امامن فعلاچنین دیدگاهی ندارم. ازدیدمن توی این جبهه  پیروزی با ماست.

 

     ازدید شما آیاکانونهای صنفی معلمان به اهداف خود نزدیک شده اند،یانه؟معلمهامی توانند به روند کارصنف خودامیدوارباشند؟

     کانونها صنفی با حداقل امکاناتی که دارند،به نسبت احزاب قوی ای  که اکنون هست، کارهای بزرگی انجام داده اند،بسیارجلوترازاحزاب قوی وابسته به قدرت دولت هستند.ازدید من کانونهاازاهداف پیش بینی شده جلوتر هستند.

 

     فکرمی کنید،کانونهابرای معلمان چه کاری انجام داده اند،تامعلمها به تلاش آنهاامیدوار باشند؟

     یکی ازدستاوردهای کانونها ایجاد انسجام میان معلمان بود،امروزه بیشتراصناف به این همبستگی معلمان حسرت می خورند.بخشی از این انسجام نتیجه ی تلاش کانون ها بوده است. ازدید معیشتی هم کافی است، همکاران نگاهی به فیش حقوقی خودشان بیندازند وآنرا با سالهای گذشته مقایسه کنند.می بینیم که حقوق معلم ها نسبت به گذشته رشد بسیار بالایی داشته است. البته این نتیجه ی حضورخودهمکاران بوده است.فعالیت خودهمکاران بوده است،کانونی ها هم به این تلاشها انسجام داده اند.

 

      آقای بهشتی چه صحبتی با همکاران معلم دارید؟

      پیام من این است،که باید بیشتراستقامت کرد،با استقامت است، که به نتیجه ی دلخواه خواهیم رسید.

 

   جناب آقای بهشتی به عنوان آخرین پرسش ،اخیرا شایعه هایی دال برلغومجوزکانون صنفی معلمان ایران شنیده می شود.دوست داشتیم ،نظرشمارادراین باره بشنویم.

   این ادعا به هیچ وجه قابل قبول نیست،مجوز کانون کاملاقانونی است. وبه قوت خودش باقی است.اگرکوتاهی ای بوده ازجانب وزارت کشوربوده است. کانون صنفی معلمان ایران همه ی مراحل قانونی خودش را طی کرده وهیچ مشکلی ندارد.

پنجشنبه 1386/07/26 |

 

نوبت دادگاه آقایان اعضای هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان تهران به ترتیب زیر انجام خواهد شد.

 

نوبت دادگاه آقایان اعضای هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان تهران به ترتیب زیر انجام خواهد شد.

حمید پور وثوق        ۶ شهریور        وکیل : آقایان جهانگیرراد و پور بابایی

کریم قشقاوی         ۷شهریور         وکیل :

محمد رضا رضایی    ۱۳ شهریور      وکیل : آقایان پور بابایی وجهانگیر راد

محمدتقی فلاحی   ۱۴ شهریور      وکیل : خانمها محمدی و پور فاضل

داودپور سلیمان       ۱۸ شهریور     وکیل: 

علیرضا اکبری          ۱۹شهریور      وکیل : آقایان جهانگیرراد وپور بابایی

نورالله اکبری           ۲۰شهریور       وکیل: آقای بزرگی

رسول بداقی          ۲۱شهریور       وکیل آقایان جهانگیرراد و پور بابایی

محسن کمالی        ۲۴ شهریور      وکیل :

محمود بهشتی        ۲۷شهریور      وکیل : ندارد

محمدخاکساری       ۲۵ مهرماه     وکیل آقای بزرگی

پنجشنبه 1386/07/26 |

 

گفتگو با خانم محمدی وکیل چند تن از معلمان

شنبه چهاردهم مهر 1386 23:52

گفتگو با خانم محمدی وکیل چند تن از معلمان  

 

     امروز شنبه 14/مهرماه/1386خانم مني‍ژه محمدي وكيل دادگستري براي دريافت حكم موكلانش (آقايان علي صفر منتجبي و محمدتقي فلاحي)به دادگاه انقلاب مراجعه كردند. به همين خاطر گفتگويي باايشان داشتيم،كه توجه خوانندگان عزيزوهمكاران شريف رابه اين گفتگو جلب مي نماييم.

 

*****سركارخانم محمدي براي موكلين شما چه حكمي صادر شده است؟

 

آقاي منتجبي به استناد ماده ي  610 قانون مجازات اسلامي ،به همان اتهامات پيشين مبني براجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشور به 4سال حبس تعزيري وآقاي فلاحي به 3 سال حبس تعزيري محكوم شده اند.كه هردو با لحاظ نمودن بند (ب) ماده ي 25 قانون مجازات اسلامي حبس آنان تعليق شده است.

 

***** آيا شما اين احكام راعادلانه مي دانيد؟

 

دلايل اتهامات منتسبه فاقد عنصر قانوني جرم است،بااين توضيح كه مطابق با قانونمجازات اسلامي وقانون آيين دادرسي كيفري دلايل اتهام بايد متوجه جرم باشد،در حالي كه براين باور هستم ،كه هيچ چيزي ارتكاب نيافته تامجازاتي داشته باشد. آنهم به جهت فقدان عنصر معنوي جرم كه همانا قصد سوء نيت است،وازطرف ديگر همانگونه كه اظهار شد،نبود عنصر قانوني جرم است.

**** خانم محمدي اينكه رونوشت ويا اصل احكام صادره بايد به متهم ابلاغ شود،يا نه،در صورت عدم ابلاغ پيش بيني قانون چيست؟

   احكام صادره از دادگاه عمومي اعم از حقوقي يا كيفري مطابق با قانون آيين دادرسي بايد به اصحاب دعوي ابلاغ گردد،ودر خصوص موكلين بايد ابلاغ به متهم ويا وكيل وي از طريق اداره ي ابلاغ صورت مي گرفت.اما رويه ي دادگاه انقلاب اسلامي با نص قانون متفاوت است،با اين توضيح كه ضمن تماس تلفني مراتب صدور راي اطلاع داده  مي شود،وبا حضور در شعبه متهم و يا وكيل تها مي توانند از دادنامه صادره رونوشت بردارند.

 

******* خانم محمدي معيار تعيين مجازات همكاران باتوجه به فعاليت آنان بوده يا گزارشات مامورين اداره ي اطلاعات؟

ازديدگاه من اساس آراي صادره ،گزارشات ماموران اطلاعات بوده است،ودادستان هم در دفاع از كيفر خواست به گزارش آنان استناد كرده است ،ضمن اينكه در دادنامه هاي صادره ،موضوع فوق بيان شده است.

پنجشنبه 1386/07/26 |

 

عضويت معلمان ايران در اتحاديه ي جهاني معلمان

عضويت معلمان ايران در اتحاديه ي جهاني معلمان

 

فرم عضويت در

 كانون صنفي معلمان ايران

و

 اتحاديه ي جهاني معلمان

 

   کانون صنفی معلمان ایران در نظر دارداعضاي خودرابه عضويت اتحاديه ي جهاني معلمان نيزدر آورد.لذا همكاران شريفي كه مي خواهند به عضويت اتحاديه ي جهاني معلمان در آنيد بايستي فرم زير را پرنموده وبه نشاني صندوق پستي ويا به دست اعضاي هيات مديره ي كانون برسانند.

 

شرايط عضويت در کانون صنفی معلمان ایران :

الف ) فتوکپی صفحه ی اول شناسنامه

ب ) فتوکپی حکم

ج) فرمپرشده ی تقاضای عضویت

د) ارسال مبلغ 15000 ریال به حساب شماره ی 704584   بانک ملی شعبه ی ارشاد

همکاران گرامی مدارک عضویت رابه آدرس: تهران ، صندوق پستی  3543-19395   ارسال فرمایید

 

-----------------------------

«  درخواست عضویت »

نام :

نام خانوادگی :

نام پدر :

ش ش :

تاریخ تولد :

مدرک تحصیلی :

پست سازمانی :

سنوات خدمت :

آدرس محل کار :

آدرس محل سکونت :

تلفن :         

پنجشنبه 1386/07/26 |

 

اساسنامه شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران

اساسنامه شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران

 

 

 

فصل اول

 

کلیات و اهداف

 

 

ماده 1 

نام: شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران تشکلی است (صنفی علمی یا صنفی تخصصی) غیر سیاسی و غیر انتظامی که در این اساسنامه اختصارا شورای هماهنگی نامیده می شود.

 

ماده 2 

محل:  دبیرخانه به صورت ثابت و به طور دوره ای در یکی از شهرستان ها بنابر تقاضای تشکل استانی یا شهرستانی جهت میزبانی با تصویب شورای هماهنگی تعیین خواهد شد .

 

ماده 3

تابعیت

 

ماده 4

هدف: هماهنگی و پیگیری تصمیمات تشکل های صنفی در جهت منافع فرهنگیان

 

ماده 5 

طرح ها و برنامه ها و سایر اقداماتی که در اساسنامه پیش بینی شده و به نحوی با وظایف یکی از وزارتخانه ها یا سازمان های دولتی ارتباط دارد پس از کسب موافقت وزارتخانه یا سازمان دولتی ذیربط به مرحله اجرا در خواهد آمد.

 

 

فصل دوم  

 

شرایط و نحوه عضویت

 

 

ماده 6

1.                  پذیرفتن مفاد اساسنامه

2.           محروم نبودن از حقوق اجتماعی

 

 

 

ماده 7

اعضای شورای هماهنگی به کسانی گفته می شود که دارای حق رای بوده و مکلف به پرداخت حق عضویت می باشند که این اعضاء شامل تشکل های صنفی مستقل و فرهنگیان دارای مجوز رسمی از وزارت کشور می باشد.

 

 

فصل سوم

 

 

ارکان شورای هماهنگی

 

 

 

 

 

ماده  8 

1.                  مجمع عمومی

2.                  شورای مرکزی

3.                  بازرس یا بازرسان

 

 

 

 

ماده  9 

مجمع عمومی عالیترین مرجع تصمیم گیری در شورای هماهنگی می باشد که به صورت عادی یا فوق العاده تشکیل می شود.

 

تبصره 1  : مجمع عمومی جمعی است از نمایندگان تشکل های عضو که با نامه رسمی تشکل مربوطه به شورای هماهنگی معرفی می گردد.

 

تبصره 2  : هر تشکل صنفی مستقل و دارای مجوز از وزارت کشور  پس از تحقیق و بررسی دبیرخانه به عضویت پذیرفته می شود. تشکل هایی که در شروع کار بوده و مراحل قانونی را جهت کسب مجوز طی می کنند با نظر دبیرخانه می توانند به صورت ناظر و بدون حق رای در جلسات شرکت کنند.

 

تبصره 3  : هر یک از تشکل های عضو در مجمع عمومی دارای یک حق رای می باشند و شعبات زیر مجموعه تشکل های اصلی حق رای ندارند.

 

تبصره 4  :  تعداد نمایندگان هر تشکل از تعداد کمیسیون های انتخاب شده تجاوز نکند ( تعداد کمیسیون ها را شورای مرکزی تعیین می کند)

 

تبصره 5  : در هر کمیسیون از هر تشکل فقط یک نماینده حق شرکت و رای دارد.

 

 

 

ماده 10

مجمع عمومی عادی با رعایت تشریفات مندرج در ضمیمه هر سال دوبار در مرداد و اسفند ماه تشکیل

خواهد شد.

برای رسمیت جلسه حضور حداقل دو سوم کل اعضاء و برای تصویب هر موضوعی رای موافق اکثریت نسبی (نصف بعلاوه یک) اعضای حاضر ضرورت دارد. در صورتیکه در دعوت نخست تعداد حاضر به حد نصاب نرسید جلسه دوم با فاصله 15 روز تشکیل و با هر تعداد حاضر در جلسه رسمیت خواهد یافت .

 

 

 

ماده 11

وظایف مجمع عمومی عادی:

1.                  انتخاب اعضای شورای مرکزی و یا بازرس یا بازرسان

2.                  استماع و رسیدگی گزارش شورای مرکزی و بازرس یا بازرسان

3.                  بررسی و تصویب پیشنهادات شورای مرکزی

4.                  تعیین خط مشی کلی شورای هماهنگی

5.                  تعیین حق عضویت سالانه و تصویب ترازنامه و بودجه شورای هماهنگی

6.                  ارسال دعوتنامه ها به صورت کتبی با پست سفارشی یا دورنگار با درج در روزنامه کثیرالانتشار

7.                  تعیین روزنامه کثیر الانتشار جهت درجم آگهی ها و دعوتنامه ها توسط مجمع عمومی

 

 

 

ماده 12

مجمع عمومی فوق العاده با رعایت تشریفات (ارسال دعوتنامه ) با شرایط زیر تشکیل خواهد شد:

1.                  با درخواست شورای مرکزی یا بازرس(بازرسان)

2.                  با درخواست یک سوم از اعضاء پنج تشکل عضو

 

 

تبصره 1  : دعوت برای مجمع عمومی فوق العاده کتبی بوده و حداقل تا دو هفته قبل از تشکیل آن به اطلاع اعضاء خواهد رسید .

 

تبصره 2  : مجمع عمومی فوق العاده جهت رسمیت همان شرایط مجمع عمومی عادی را خواهد داشت .

 

تبصره 3  : تصمیمات مجمع عمومی فوق العاده با حداقل دو سوم آرای موافق از تعداد حاضر در جلسه معتبر خواهد بود.

 

 

 

ماده 13

وظایف مجمع عمومی فوق العاده :

1.                  تصویب تغییرات در مفاد اساسنامه

2.                  بررسی و تصویب انحلال شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان ایران

3.                  عزل عضو یا اعضای شورای مرکزی

 

تبصره : عزل شورای مرکزی باید با اطلاع و موافقت وزارت کشور  در دستور کار مجمع قرار گیرد.

 

 

 

ماده 14

مجامع عمومی توسط هیئت رئیسه ای مرکب از یک رئیس و یک منشی و دو ناظر اداره می شود.

تبصره : اعضای هیئت رئسه با اعلام قبولی نامزدی خود در مجمع انتخاب خواهند شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

ب – شورای مرکزی

 

 

 

ماده 15

شورای مرکزی دارای هیئت مدیره ای مرکب از حداکثر 15 نفر عضو اصلی و حداکثر 2 نفر عضو علی البدل خواهد بود.

 

تبصره 1 : جلسات شورای مرکزی با حضور دو سوم اعضاء رسمیت یافته و تصمیمات متخذه با اکثریت مطلق آرای موافق معتبر خواهد بود.

 

تبصره 2 : اعضای شورای مرکزی حداکثر دو هفته بعد از انتخاب شدن تشکیل جلسه داده و از بین خود یک نفر رئیس ، یک نفر نائب رئیس و یک نفر خزانه دار انتخاب خواهند نمود . حدود اختیارات آنها را آیین نامه مشخص می نماید.

 

تبصره 3 : شرکت اعضای شورای مرکزی در جلسات آن ضروری و غیبت هر یک از اعضاء بدون عذر موجه و بدون اطلاع قبلی تا سه جلسه متوالی در حکم استعفای عضو غایب خواهد بود.

 

تبصره 4 : در صورت استعفا یا سلب شرایط از هر یک از اعضاء شورای مرکزی عضو علی البدل مدت باقیمانده به جای عضو اصلی انجام وظیفه خواهد نمود .

 

تبصره 5 : شورای هماهنگی علاوه بر جلساتی که به طور مرتب و حداقل هر دو ماه یک بار تشکیل خواهد شد بنا به ضرورت یا دعوت کتبی یا تلفنی رئیس یا نائب رئیس تشکیل جلسه فوق العاده خواهد داد . فاصله بین ارسال دعوتنامه و یا تلفن و تشکیل جلسه شورای مرکزی حداقل 5 روز خواهد بود.

 

تبصره 6 : رئیس یا نائب رئیس شورای مرکزی و یا دبیر اجرایی می تواند نسبت به صدور اطلاعیه یا دعوتنامه در موارد خاص که در آیین نامه داخلی تصریح و مشخص خواهد شد اقدام نمایند.

 

تبصره 7 : شورای مرکزی با نظارت و مسئولیت رئیس متولی صدور بیانیه ها و قطعنمامه های شورا خواهد بود و قطعنامه ها و بیانیه ها فقط در صورت تشکیل جلسه شواری هماهنگی قابل تغییر یا لغو خواهد بود.

 

 

 

 

 

ماده 16

مجمع عمومی شورای مرکزی را برای مدت یک سال انتخاب خواهد نمود . انتخاب مجدد شورای مرکزی برای دوره های بعدی بلامانع بوده و شورای مرکزی موظف است ظرف حداکثر دو ماه قبل از پایان تصدی خود انتخابات شورای مرکزی جدید را برگزار نماید و نتیجه را یک هفته قبل از پایان تصدی خود به وزارت کشور اعلام نماید.

 

 

تبصره :   15 روز قبل از اتمام دوره ، تشکل های عضو موظف هستند که نماینده خود را برای شورای جدید ابقا یا معرفی نمایند.

 

 

 

 

ماده 17

شورای مرکزی نماینده قانونی شورای هماهنگی بوده و وظایف و اختیارات آن به شرح ذیل می باشد:

 

حفظ و حراست اموال منقول و غیر منقول ، رسیدگی به حساب های شورای هماهنگی و پرداخت دیون و وصول مطالبات ، اجرای مصوبات مجمع عمومی  ، افتتاح حساب در یکی از بانک ها ، انجام تشریفات قانونی ، تعقیب جریانات قضایی و مالیاتی و ثبتی در کلیه مراحل قانونی در محاکم ، تعیین حکم و تعیین وکیل و عزل آنها ، قطع و وصل دعاوی از طریق سازش ، در صورت اقتضا تفویض و واگذاری تمام یا قسمتی از اختیارات خود به هر شخص دیگر اعم از حقوقی یا حقیقی یا توکیل .

 

به طور کلی شورای مرکزی می تواند هر اقدام و معامله ای را که ضرورت بداند در مورد نقل و انتقال اموال غیر منقول و تبدیل به احسن یا رهن گذاری و فک رهن و استقراض به استثنای فروش اموال غیر منقول که مستلزم تصویب مجمع عمومی می باشد به نام شورای هماهنگی انجام دهد.

 

تبصره 1 :  جز درباره موضوعاتی که به موجب مفاد این اساسنامه و اخذ تصمیم و اقدام درباره آن ها و صلاحیت خاص مجامع عمومی است شورای مرکزی کلیه اختیارات لازم برای اداره امور را مشروط بر رعایت حدود موضوعات مندرج در اساسنامه و آیین نامه داخلی را دارا می باشد .

 

تبصره 2 :  کلیه اسناد و اوراق بهادار و تعهد آور با امضای رئیس شورای مرکزی یا نائب رئیس و خزانه دار با مهر دبیرخانه شورای هماهنگی معتبر خواهد بود.

 

 

 

 

ج – بازرسان

 

 

 

ماده 18

مجمع عمومی عادی سه نفر را به عنوان بازرس اصلی و یک نفر را به عنوان علی البدل برای مدت یک سال انتخاب خواهد نمود.

 

ماده 19

وظایف بازرس یا بازرسان به شرح زیر است:

1.                  بررسی کلیه اسناد و اوراق مالی شورای هماهنگی و تهیه گزارش برای مجمع عمومی

2.                  مطالعه گزارش سالانه شورای مرکزی اعم از مالی و غیر مالی و تهیه گزارش از عملکرد شورای مرکزی برای اطلاع مجمع عمومی

3.                  گزارش هرگونه تخلف شورای مرکزی از مفاد اساسنامه به مجمع عمومی

4.         بازرسان مسئول رسیدگی به تخلفات و عدم اجرای مصوبات شورای هماهنگی هستند و موظفند گزارش خود را به شورای مرکزی ارائه دهند.

 

ماده 20

کلیه اسناد و مدارک شورای هماهنگی اعم از مالی و غیر مالی در هر زمان بدون قید و شرط به وسیله شورای مرکزی جهت بررسی در دسترس بازرس یا بازرسان قرار می گیرد.

 

 

 

د – بودجه و موارد متفرقه

 

 

 

 

ماده 21

بودجه شورای هماهنگی از طریق جمع آوری هدایا ، اعانات ، قبول وصیت ، وقفه و نیز حق عضویت تشکل های عضو تامین می شود.

 

تبصره : دریافت هرگونه هدیه و اعانه و کمک مندرج در ذیل ماده 21 باید به اطلاع شورای هماهنگی برسد هر نوع دریافتی خارج از طبقه فوق تخلف محسوب می شود و شورای هماهنگی در قبول یا رد کمک ها مختار است .

 

 

 

ماده 22

درآمد و هزینه شورای هماهنگی در دفاتر قانونی ثبت و شرح و بیلان آن در پایان هر سال مالی جهت بررسی به کمیسیون ماده 10 قانون فعالیت احزاب و جمعیت ها ارائه خواهد شد.

 

تبصره 1 : کلیه دفاتر مالی شورای هماهنگی در مواقع مراجعه مامورین مالیاتی در اختیار آنان قرار خواهد گرفت.

 

تبصره 2 : سال مالی شورای هماهنگی منطبق با سال هجری شمسی بوده و همواره به پایان اسفند ماه ختم می شود.

 

تبصره 3 : کلیه وجوه مازاد برهزینه های شورای مرکزی در حساب مخصوصی به نام شورای هماهنگی نزد یکی از بانک های رسمی کشور جمهوری اسلامی ایران خواهد شد.

 

 

 

 

ماده 23

کلیه مدارک ، پرونده ها و نوشته های رسمی در دبیرخانه شورای هماهنگی نگهداری می شود. مکاتبات رسمی شورای مرکزی به امضای رئیس شورای مرکزی و در غیاب او نائب رئیس شورای مرکزی و یا دبیر اجرایی و مهر دبیرخانه شورای هماهنگی خواهد بود.

 

تبصره : مصوبات و صورت جلسات هیئت مدیره در دفاتر مخصوص به ترتیب تاریخ ثبت و به امضای اعضای ذیربط خواهد رسید .

 

 

 

ماده 24

هرگونه تغییری در مفاد اساسنامه و اعضای شورای مرکزی در صورتی معتبر خواهد بود که تصویب کمیسیون ماده 10 قانون فعالیت احزاب و جمعیت ها باشد.

 

تبصره : محل دبیرخانه و اقامتگاه اعضای شورای مرکزی و اشخاص صاحب امضا و تغییرات بعدی آن باید به اطلاع  وزارت کشور برسد و مادامیکه اطلاع داده نشده است استناد به آن معتبر نخواهد بود .

 

 

ماده 25

شورای هماهنگی دارای مهر و آرم مخصوص خواهد بود که متن و آن با تصویب هیئت مدیره و مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت کشور  تهیه و استفاده خواهد شد.

 

تبصره : شورای مرکزی در حفظ و حراست از مهر و آرم شورای هماهنگی مسولیت قانونی خواهد داشت .

 

 

 

ماده 26

انتشار هرگونه نشریه پس از کسب اجازه از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تحصیل پروانه انتشار با رعایت کامل قانون مطبوعات انجام می شود.

 

 

 

 

 

 

فصل چهارم

 

 

انحلال

 

 

 

ماده 27

در صورت انحلال شورای هماهنگی مجمع عمومی فوق العاده هیئت تصفیه ای انتخاب و این هیئت موظف خواهد بود پس از ادای دیون و وصول مطالبات شورای مرکزی نسبت به واگذاری اموال و املاک در جهت امور رفاهی فرهنگیان اقدام نماید . هیئت مذکور موظف است یک نسخه از شرح کامل آن را جهت بررسی به کمیسیون ماده 10 قانون فعالیت احزاب و جمعیت ها ارسال دارد.

 

 

 

 

ماده 28

این اساسنامه مشتمل بر چهار فصل و 28 ماده و 27 تبصره بوده که در اردیبهشت ماه 1384 در گردهآیی تشکل های صنفی فرهنگیان کشور در کرمانشاه مورد تجدید نظر قرار گرفته و به تصویب رسید.

پنجشنبه 1386/07/26 |

 

جلالی خطاب به وزیر آموزش و پرورش : چرا از اشتباهات خود طفره می روید

جلالی خطاب به وزیر آموزش و پرورش : چرا از اشتباهات خود طفره می روید

 

ادعای فرشیدی: 90 درصد وعده‌هایم در آموزش و پرورش محقق شده است!

محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش در پاسخ به سئوال نماینده شاهرود درباره اجرا نشدن برنامه های کوتاه مدت یکساله وی گفت: نزدیک به 90 درصد وعده هایم محقق و اجرایی شده است.
به گزارش خبرنگار پارلمانی مهر، محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش پیش از ظهر امروز به منظور پاسخگویی به سئوال کاظم جلالی نماینده شاهرود در خصوص عدم تحقق وعده ها و برنامه‌های وزیر در وزارت آموزش و پرورش در صحن علنی مجلس حاضر شد.

ابتدا کاظم جلالی نماینده شاهرود در طرح سئوال خود از فرشیدی خطاب به وی گفت: شما درهنگام گرفتن رای اعتماد از مجلس برنامه های متعددی را در قالب برنامه کوتاه مدت یکساله مطرح و ادعا کردید این برنامه ها را اجرایی خواهید کرد.

وی با بیان اینکه در این برنامه مواردی نظیر اعطای دو ماه پاداش به فرهنگیان در سال 84 ، پرداخت مطالبات معوقه فرهنگیان، اجرای بیمه تکمیلی فرهنگیان، محاسبه و سود پرداخت صندوق فرهنگیان، اعطای سهام به معلمان، تاسیس خبرگزاری وروزنامه مستقل فرهنگیان، اعلام شده بود، تصریح کرد : اکنون پس از گذشت دو سال از آغاز وزارت شما، هنوز بسیاری از این برنامه ها از جمله پرداخت دو ماه پاداش به فرهنگیان محقق نشده است.

جلالی با بیان اینکه نباید مصوبات و تلاش مجلس در جهت کمک به آموزش و پرورش را به حساب وزیر دانست، خطاب به فرشیدی ادامه داد: چرا از اشتباهات خود طفره می روید و یکسری وعده ها را بدون کار کارشناسی اعلام کردید و حالا انتظار دارید همه کشور برای کمک به اجرای این برنامه ها کارهای خود را تعطیل کنند.

بنا بر این گزارش، محمود فرشیدی وزیر اموزش و پرورش سپس پشت تریبون مجلس رفت و در پاسخ به سئوال کاظم جلالی گفت: آنچه به عنوان برنامه در روز رای اعتماد اعلام شد، قابل توجه نمایندگان مجلس بود و می دانم آنان حتی بیشتر از من دغدغه آموزش و پرورش دارند.

فرشیدی سپس به برخی اقدامات انجام شده توسط خود در طول دو سال گذشته در آموزش و پرورش اشاره کرد و اظهار داشت: 2250 میلیارد تومان یعنی قریب به 95 درصد از معوقه های فرهنگیان پرداخت شده است. وی گفت : با طرح مقاوم سازی از مهر ماه 85 تا مهر 86 بیش از 5 هزار مدرسه در سراسر کشور ساخته شده و مراکز تربیت معلم امروز در قالب دانشگاه پیامبر اعظم (ص) از نظر علمی ارتقاء یافته است.

فرشیدی همچنین از ارتقاء شغلی فرهنگیان به عنوان دیگر برنامه خود یاد کرد و ادامه داد: با اجرای این طرح 135 هزار نفر از همکاران ما به طور متوسط ماهی 55 هزار تومان به حقوقشان اضافه شده است. وی خاطر نشان کرد: امروز بیمه فرهنگیان توسط صندوق ذخیره فرهنگیان خریداری شده و در خدمت معلمان است.

فرشیدی تصریح کرد: معلمان همچنین در کنار سایر کارکنان دولت از سهام عدالت بهره مند خواهند شد و فهرست همکاران ما آماده شده است. وی با اشاره به توافق وزارت آموزش و پرورش با وزارت مسکن و شهرسازی درباره ساخت 110 هزار واحد مسکونی برای فرهنگیان افزود: تا کنون 23 هزار و 785 واحد مسکونی یا زمین در سال 85 به همکاران واگذار و 85 میلیارد تومان تسهیلات مسکن به فرهنگیان واگذار شده است.

وزیر آموزش و پرورش اظهار داشت: از سال 84 تا امروز حقوق همکاران ما میانگین 50 درصد افزایش یافته و یارانه وام مسکن نیز قانونمند شده است. فرشیدی با بیان اینکه در سال 85 حدود 100 میلیارد تومان به فرهنگیان وام قرض الحسنه داده شده ، گفت: طی دو سال گذشته 43 مطب دندانپزشکی خریداری شده است.
وزیر آموزش و پرورش در ادامه در پاسخ به تاکیدات مداوم کاظم جلالی درباره عدم توان وی برای پرداخت پاداش دو ماه به فرهنگیان تصریح کرد: اگر مساعدت مجلس باشد افتخار می کنیم که دهنده دو ماه پاداش به فرهنگیان باشیم.

فرشیدی خواستار در نظر گرفتن یک منبع بزرگ اعتباری برای آموزش و پرورش ازطریق برداشت از صندوق ذخیره ارزی یا واگذاری سهام عدالت شد و اظهار داشت: معتقدم با نگاه ویژه مجلس به آموزش و پرورش یقینا موفق خواهم شد بسیاری از برنامه های خود را اجرا کنم.
به گزارش خبرنگار مهر، در پایان توضیحات فرشیدی ، کاظم جلالی نماینده شاهرود اعلام کرد که از پاسخ های وزیر قانع نشده است و سئوال برای بررسی بیشتر به کمیسیون مربوطه ارجاع شد .

دوشنبه 1386/07/23 |

 

وضعیت معلم‌ها در آلمان

وضعیت معلم‌ها در آلمان

پنجم اکتبر "روز جهانی معلم" است. امسال "بهبود شرایط کاری آموزگاران در سراسر دنیا" در کانون توجه مؤسسه‌ی "روز جهانی معلم" بود. به این مناسبت با یک معلم و یک دانشجوی رشته‌ی ادبیات که بزودی معلم خواهد شد به گفت‌وگو نشستیم.

آلمانی‌ها روز معلم را جشن نمی‌گیرند. تنها در آلمان شرقی (
DDR
) این روز را جشن می‌گرفتند. این اما نشانه‌ی بی‌اهمیت بودن این شغل نیست. درآمد خوب معلمان و جایگاه والای اجتماعی آنان گویای ارزشی است که جامعه و دولت آلمان برای متولیان تعلیم و تربیت خویش قائل هستند.


معلم یک "مدرسه حرفه‌ای" (
Berufschule)

مدرسه یا آموزشگاه حرفه‌ای
OSZ که در منطقه‌ کرویتس‌برگ (Kreuzberg) برلین واقع شده است، یکی از بزرگترین مدرسه‌های حرفه‌ای اروپاست.

مدرسه‌های حرفه‌ای در آلمان تقریباً مشابه دبیرستان‌های فنی حرفه‌ای در ایران هستند. دوره‌‌ی مدرسه‌ی حرفه‌ای در آلمان معمولاً سه سال است. دانش‌آموز دو روز در هفته را به یادگیری تئوری‌های رشته‌ی مربوطه می‌گذراند و سه تا چهار روز هم به آموزش عملی اختصاص دارد.

در مدرسه
OSZ بیش از ۱۰ رشته‌ی مختلف از جمله داروخانه‌داری، کتابفروشی و فروشندگی تدریس می‌شود و دانش‌آموزان باید علاوه بر مفاد تخصصی هر رشته، درسهای عمومی‌ای مانند سیاست، ورزش و زبان آلمانی را نیز بیاموزند

رولف ملداو (
Rolf Mehldau) یکی از ۲۷۰ معلم این مدرسه‌ است. او ۶۳ سال دارد و کار تدریس را از ۲۸
سال پیش آغاز کرده است.

ملداو در مدرسه‌ی
OSZ
اصول اولیه‌ی کتابفروشی، اقتصاد، سیاست و علوم اجتماعی تدریس می‌کند.


امکانات آموزشی برای معلمها

در برخی از ایالت‌ها برنامه‌های آموزشی مناسبی برای معلم‌ها تدارک دیده می‌شود که شرکت در این دوره‌ها اغلب اختیاری است اما دوره‌های اجباری هم وجود دارند.

رولف ملداو در این‌باره می‌گوید: «مدرسه ی ما طی سال گذشته
۲ روز را به سمینارهای تعلیم و تربیت معلمان اختصاص داد و در این دو روز هیچ کلاسی دایر نشد. شرکت در این سمینارها برای همه اجباری بود. یکی از موضوعات مطرح در این گردهمایی‌ها روش‌های جدید آموزشی بود و موضوع دیگر جلوگیری از خشونت. متأسفانه موضوع دوم مدتی است اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده، چرا که خشونت در میان دانش‌آموزان مرتب رو به افزایش است و ما به عنوان دست‌اندرکاران تعلیم و تربیت وظیفه داریم از آن جلوگیری کنیم.»


وی با اشاره به جلسات سالانه اتحادیه ناشران و کتابفروشان می گوید: «در این جلسات تخصصی که به مدت یک هفته برگزار می‌شود، از کلیه معلمان این رشته دعوت می‌شود تا درباره‌ی تغییرات جدید بازار کتاب به بحث و گفت‌وگو بنشینند. »


هفته ای ۲۰ ساعت کار در منزل



معلم‌های آلمان در منزل تنها ورقه‌های امتحانی دانش‌آموزان را تصحیح نمی‌کنند. به ویژه معلم مدرسه‌ی حرفه‌ای باید در رشته‌ی مربوطه اطلاعات به روز داشته باشد. به عنوان مثال رولف ملداو مجله‌های تخصصی رشته‌ی کتابداری را به طور مرتب دنبال می‌کند و از یافته‌های جدید رشته‌ی خود آگاهی می‌یابد و از آنها هنگام تدریس استفاده می کند. وی می گوید:

«من هفته ای
۲۶ ساعت در مدرسه کار می‌کنم ولی هفته‌ای ۱۰ تا ۲۰ ساعت هم باید در منزل کار کنم تا بتوانم مفاد درسی را برای دانش آموزانم به روز کنم. البته کار در منزل اجباری نیست.»


وضعیت معیشتی معلم


معلمها در آلمان تنگنای معیشتی ندارند. آنها مجبور نیستند برای گذران زندگی، شغل دوم داشته باشند. رولف ملداو از درآمد خود راضی است:

«من می‌توانم یک خانواده
۴ نفره را به‌راحتی اداره کنم و سالی ۳
هفته هم با خانواده‌ام به مسافرت بروم.»

ملداو به تدریس عشق می ورزد و به دانش‌آموزانش علاقه دارد چون بیشتر آنها بزرگسالند و به گفته‌ی او با علاقه و انگیزه‌ی بیشتری سر کلاس او حاضر می‌شوند. ملداو در عین حال انتقادهایی هم به سیستم آموزشی و نحوه‌ی اداره‌ی مدارس در آلمان وارد می‌داند، از جمله شلوغی بیش از حد کلاسها و ساعات طولانی تدریس. او خاطرنشان می‌کند:

«کلاسها خیلی شلوغند. من شانس آوردم، اما بیشتر همکارانم کلاس های
۳۰ نفره و حتی شلوغ‌تر دارند.ساعات تدریس هم طولانی است. ۲۶
ساعت تدریس اجباری در هفته خیلی زیاد است؛ به خصوص که معلم باید در منزل هم خود را برای حضور در کلاس آماده و ورقه‌های امتحانی را هم تصحیح کند.»


معلم های "سالخورده"


متوسط سن معلمان در آلمان بالاست. رولف ملداو با گلایه در این باره می‌گوید: «ما معلم‌ها در آلمان خیلی پیریم. میانگین سنی معلمها در آلمان
۵۰ سال است. این میانگین خیلی بالاست، زیرا در سالهای اخیر وزارت آموزش و پرورش در بسیاری از ایالتها، معلمهای جوان استخدام نکرده است. و علت آن هم این است که تعداد خیلی کمی از دانشجویان جوان، سراغ معلمی رفته‌اند.»


معلمی یعنی امنیت شغلی


توماس، دانشجوی رشته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی و آلمانی در دانشگاه آزاد برلین است و به زودی کار خود را به عنوان دبیر دبیرستان آغاز خواهد کرد. او معتقد است که تعداد دانشجویانی که امروز شغل معلمی را انتخاب می‌کنند دوباره رو به افزایش است و در مورد علت آن توضیح می‌دهد:

«من فکر می‌کنم که شغل معلمی الان در آلمان از امتیاز ویژه‌ای برخوردار است. علت آن هم امنیت شغلی است، چرا که وقتی کسی به عنوان معلم مشغول به کار شد، دیگر شغلش را از دست نمی‌دهد. نکته‌ی دیگر این است که معلمی که پدر هم است، می‌تواند همزمان با فرزندانش تعطیلات داشته باشد که این خود نکته‌ی مثبت دیگری است. و دیگر اینکه مثلاً در حوزه‌ی علوم انسانی، شغل معلمی زمینه‌ی کاری خود را ذاتاً دارد. به عبارت دیگر فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم انسانی این امکان را دارند که در بسیاری از زمینه‌ها کار کنند ولی خب می‌توانند معلم هم بشوند.»


آلمان به معلم بیشتری نیاز دارد


توماس از کیفیت آموزش دوره‌ی تربیت معلم در دانشگاهها راضی نیست. او همچنین معتقد است که کشور آلمان باید در کل دانشجویان بیشتری تربیت کند، به خصوص در رشته‌ی معلمی. وی درباره تئوری بودن درسهای رشته‌ی معلمی می‌گوید:

«به عنوان مثال منی که می‌خواهم معلم زبان آلمانی و انگلیسی بشوم، همان درسهایی را در دانشگاه می‌آموزم که دانشجویان معمولی یاد می‌گیرند. مدرسان دانشگاه کتابهایی را تدریس می‌کنند که اصلاْ ربطی به معلمی ندارد و به عبارت دیگر طرح یک سری سؤالات خاص است که اساساْ برای معلمان بی‌اهمیت است. یعنی عملاً تأکید روی یادگیری علمی و فکر کردن علمی است. این آن چیزی است که ما یاد می‌گیریم، البته این هم در شغل ما لازم است ولی خیلی کم، نه اینقدر. ما آن
۹۷
درصد دیگر را لازم داریم، ولی آن را یاد نمی‌گیریم.


روز معلم باید جدی گرفته شود


رولف ملداو هم پیشنهادهایی برای اصلاح وضعیت آموزشی موجود در مدارس آلمان دارد: «در وهله اول باید معلمان بیشتری استخدام شوند. همچنین ساعات کاری معلمان کاهش پیدا کند. کیفیت آموزش دوره معلمی در دانشگاهها نیز می‌بایست بهبود یابد، زیرا این دوره آموزش در آلمان خیلی تئوریک است. البته قرار است در سالهای آینده اصلاحاتی صورت گیرد ولی به نظر من باید زودتر از اینها به این فکر می‌افتادند.من فکر می‌کنم دیگر زمان آن فرا رسیده که کمی جدی‌تر راجع به نقش و وظایف معلمان در جامعه‌ی ما بحث و گفت‌و‌گو شود. در آلمان در سالهای اخیر تلاش زیادی در این زمینه انجام نشده اما نظام آموزش در آلمان دچار اشکال جدی است. باید در این زمینه خیلی کار شود. روز بین‌المللی معلم باید جدی گرفته شود.»

نظر شما معلمان عزیز؟

دوشنبه 1386/07/23 |

 

برگزاري روز جهاني معلم در سکوت - چرا ؟؟؟!

برگزاري روز جهاني معلم در سکوت  -  چرا ؟؟؟!

شيرزاد عبداللهي

پنجم اکتبر برابر با 13 مهرماه روز جهاني معلم است. در سال هاي اخير بزرگداشت اين روز مورد توجه تشکل هاي صنفي و بخش هايي از جامعه معلمان ايران قرار گرفته است. به اين ترتيب با دو روز معلم رو به رو هستيم؛12 ارديبهشت و13 مهر. اولي روز ملي معلم و دومي روز بين المللي معلم است. امسال روز جهاني معلم به جمعه افتاده است. آيا دولت و مسوولان وزارت آموزش و پرورش از وجود چنين روزي خبر ندارند؟ آيا دولت ايران با نامگذاري چنين روزي به نام معلم مخالف است و اگر چنين است چرا مخالفت خود را صريحاً ابراز نمي کند؟

وزراي قبلي با سکوت از کنار روز جهاني معلم مي گذشتند. تنها مرتضي حاجي در سال 83 اين سنت را شکست. تقويم سال86 را با هم ورق مي زنيم. تنها مناسبت ثبت شده در تاريخ 13 مهر روز نيروي انتظامي است و نامي از روز معلم ديده نمي شود. قبل از پاسخ به اين پرسش ها ابتدا به دو سوال مقدماتي جواب مي دهم. چه کساني روز 5 اکتبر را روز معلم اعلام کرده اند و چرا؟ و دوم اينکه در 5 اکتبر چه اتفاقي افتاده است؟

يونسکو؛
5 اکتبر از سوي يونسکو روز معلم ناميده شده است.
«سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحد» را به اختصار يونسکو مي نامند. کلمه يونسکو هيچ معنايي ندارد و مرکب از 6حرف لاتين است که هر حرف معرف يکي از کلمات تشکيل دهنده نام اين سازمان است.

اين سازمان در سال 1945 ميلادي، درست پس از پايان جنگ جهاني دوم و با اين استدلال پا گرفت که جنگ ها نخست در ذهن بشر شکل مي گيرد، پس دفاع از صلح نيز بايد از ذهن بشر شروع شود. نماينده ايران در 4 نوامبر سال 1946 ميلادي (1325 شمسي) اساسنامه يونسکو را امضا کرد. دو سال بعد، در تاريخ 15تيرماه 1327، مجلس شوراي ملي عضويت قطعي ايران را به تصويب رساند و سرانجام اساسنامه کميسيون ملي يونسکو در 13 ماده در سال 1328 ه.ش. توسط هيات وزيران تصويب شد.

بعد از پيروزي انقلاب اين اساسنامه مورد بازنگري قرار گرفت و سرانجام در 17 ماده و4 تبصره تنظيم و پس از تاييد وزارت فرهنگ و آموزش عالي در جلسه مورخ 29 شهريورماه سال 1366 توسط هيات وزيران به تصويب رسيد. ايران يکي از اعضاي اوليه اين نهاد وابسته به سازمان ملل بوده و عضويت آن بعد از انقلاب نيز ادامه داشته است.

برخي از ايرانيان نسبت به فعاليت مجامع بين المللي نظر منفي دارند و معتقدند که نهاد هاي بين المللي چيزي جز ابزار سلطه و غارت نيستند. عده يي هم معتقدند که اين گونه نظرات نوعي فرافکني و فرار از زير بار مسووليت است و بايد عوامل عقب ماندگي را در داخل کشور جست وجو کرد. اين يادداشت گنجايش پرداختن به چنين بحثي را ندارد اما به فرض حتي اگر نظر گروه اول درست باشد، باز هم يونسکو را نمي توان آلت دست دولت هاي غربي دانست زيرا مرکز عمل و معرف هر کشور در يونسکو کميته ملي يونسکو است.

در ايران رئيس اين کميته وزير علوم، تحقيقات و فناوري است. اين کميته که در راس آن يک مقام دولتي قرار دارد برقراري ارتباط بين يونسکو و نهادهاي علمي، آموزشي و فرهنگي داخل کشور را برعهده دارد. در شوراي عالي کميته ملي علاوه بر وزير علوم، وزراي خارجه، ارشاد اسلامي، آموزش و پرورش و رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست و صدا و سيما نيز حضور دارند. دبيرکل کميته ملي يونسکو هم با ابلاغ وزير منصوب مي شود. مي بينيد که فضايي براي هيچ گونه رخنه احتمالي وجود ندارد.

امريکا قهر کرد؛ ساختار يونسکو کاملاً دموکراتيک است و مثلاً با شوراي امنيت فرق دارد. برنامه ها و تصميمات يونسکو در مجمع عمومي اين نهاد که سالي يک بار تشکيل مي شود، اتخاذ مي گردد. در مجمع همه کشور ها داراي حقوق مساوي هستند. فقير و غني، توسعه يافته و در حال توسعه هر کدام يک راي دارند. هيچ کشوري حق وتوي تصميمات اين سازمان را ندارد. مديرکل يونسکو توسط کنفرانس عمومي و براي مدت شش سال انتخاب مي شود.

دبيرکل کنوني که در سال 1999 ميلادي انتخاب شد کويي چيروماتسويورا از کشور ژاپن است. دبيرکل قبلي يک روشنفکر اسپانيايي به نام فدريکو مايور بود که تمايلات چپ گرايانه و ضدامريکايي داشت. در ربع قرن ميلادي گذشته، يونسکو زير نفوذ افکار غيرمتعهدها و روشنفکران جهان سومي قرار داشت. کار به جايي رسيد که امريکا در سال 1984 و انگلستان در سال 1985 يونسکو را به حالت اعتراض و قهر ترک کردند. انگلستان در سال 1997 و ايالات متحده در سال 2003 به اين سازمان بازگشتند. نکته ديگر اينکه توصيه هاي يونسکو سياسي نيست. حفظ ميراث فرهنگي و آثار باستاني يا آموزش براي همه يا تاکيد بر آموزش مهارت هاي زندگي و آموزش هاي فني - حرفه يي در برنامه هاي آموزشي توصيه هاي کلي و فراسياسي است. براي يونسکو فرق نمي کند که اثر تاريخي مورد حمايت مجسمه بودا در باميان افغانستان باشد يا ميدان نقش جهان اصفهان يا معبدي در هند يا آرامگاه کورش در پاسارگاد. به عنوان نمونه قرار است بازسازي حرمين امامان شيعه در سامرا بعد از ماه رمضان با مشارکت يونسکو آغاز شود. آن گونه که برخي از مقامات آموزش و پرورش تصور مي کنند يونسکو با آموزش مهارت هاي مومنانه هم مخالفتي ندارد. اصلاً يونسکو اهرمي براي تحميل نظرات خود به کشورها ندارد. به عنوان مثال يونسکو نمي تواند چيزي را بر آموزش و پرورش ايران تحميل کند. ارتباط يونسکو با محافل و موسسات فرهنگي و آموزشي داخل کشور از طريق کميته ملي يونسکو است که نگاهي به ترکيب اعضاي آن نشان مي دهد چنين تصوري کودکانه و بسيار بعيد است.

روز جهاني معلم؛ در چهل و چهارمين اجلاس وزراي آموزش و پرورش که در تاريخ 3 تا8 اکتبر سال 1994 در شهر ژنو برگزار شد، فدريکو مايور دبيرکل وقت پيشنهاد کرد که مجمع روزي را به نام روز معلم اعلام کند.
اين پيشنهاد از سوي مجمع تصويب شد. در اين اجلاس 70 وزير،27 معاون وزير و38 ناظر از 135 کشور جهان حضور داشتند. جالب اينکه امريکا و انگليس در اين اجلاس حضور نداشتند و هنوز به يونسکو بازنگشته بودند.

از ايران نيز هياتي به رياست محمدعلي نجفي در اين اجلاس شرکت کرده بود. اعضاي هيات ايراني عبارت بودند از سيروس ناصري، غفراني، نادرقلي قورچيان، عباس صدري، محمود مهرمحمدي و حسين معيني. هيات ايراني به اين پيشنهاد راي مثبت داد.
از سال 95 به بعد، اين روز همه ساله با صدور اطلاعيه و چاپ پوستر و طرح شعار هاي جذاب در مورد اهميت کار معلمان جشن گرفته مي شود.

برگزاري مراسم در سطح ملي برعهده کشور ها گذاشته شده است. طرح اين پيشنهاد از سوي فدريکو مايور را مي توان چرخشي در ديدگاه هاي يونسکو نسبت به آموزش و پرورش دانست. تا قبل از اين اجلاس مشکلات آموزش و پرورش را ناشي از کمبود سرمايه گذاري هاي فيزيکي مي دانستند اما با بحث هايي که در اجلاس 44 صورت گرفت اين نظر تقويت شد که براي بالا بردن کيفيت آموزش بايد کيفيت کار و زندگي معلمان ارتقا يابد و معلم از جايگاه اجتماعي مناسبي بر خوردار شود. توصيه يونسکو به کشور هاي عضو ايجاد شرايط مناسب کار و زندگي براي معلمان و تقويت اميد و اعتماد در ميان آنها است.

براساس آمارهاي يونسکو يک سوم از جمعيت 60 ميليوني معلمان جهان زير خط فقر زندگي مي کنند.
سطح زندگي و رفاه معلمان در کشورهاي در حال توسعه سال به سال کاهش مي يابد و جاذبه هاي شغل معلمي براي جوانان جوياي کار کمتر شده است.

سوالي که ممکن است مطرح شود اين است که چرا پنج اکتبر؟ مجمع عمومي سال 1994از 3 تا 8 اکتبر برگزار شد. اين روز به مناسبت صدور بيانيه مشترک يونسکو/ سازمان بين المللي کار پيرامون وضعيت آموزگاران که روز پنج اکتبر 1966 امضا شده بود روز معلم نامگذاري شد. در تاريخ پنج اکتبر 1966ميلادي پس از کنفرانس ويژه مقام و منزلت معلم که توسط يونسکو در شهر پاريس برگزار شد توصيه نامه يي در 13 فصل و146 بند تهيه شد.

جاي خالي در تقويم؛ فعالان صنفي با تعجب مي پرسند چرا وزراي آموزش و پرورش اين روز را در تقويم هاي خود يادداشت نکرده اند و حتي يک تشکر خشک و خالي را در روز جهاني معلم از معلمان دريغ مي دارند. تنها در
مهرماه سال 83 وزارت آموزش و پرورش دل به دريا زد و با صدور اطلاعيه يي به تقارن آغاز سال تحصيلي با روز جهاني معلم اشاره کرد و از واحد هاي آموزشي خواست با برپايي جشن و سرور و مراسم ويژه، سال تحصيلي را با تعظيم و گراميداشت مقام معلم آغاز کنند. روابط عمومي وزارتخانه هم پوستري چاپ کرد.


معلمان و روز معلم؛ روند نگران کننده يي که از 18 سال پيش آغاز شده و کسي هم به فکر چاره يي براي آن نيست زوال شغل معلمي به عنوان يک حرفه تخصصي و تمام وقت است. در جامعه و در ميان مردم نيز معلمي اعتبار خود را از دست داده است. معلم ديگر الگوي جوانان نيست و افراد تحصيلکرده و باهوش ديگر داوطلب شغل معلمي نيستند.

معلم ديگر به شغل خود افتخار نمي کند.
معلم انساني ژنده پوش، غمگين و مضطرب است که در حل نا معادله پيچيده دخل وخرج زندگي درمانده است. روز معلم چه جهاني و چه ملي و مذهبي براي معلم جز غم و اندوه چه دستاوردي دارد. امسال هم که اين روز متفاوت با هر سال است. گل بود به سبزه نيز آراسته شد. شرح درد و رنج معلمان اين روزها نقل مجالس و محافل است.

در حالي که آموزش و پرورش ما با چالش هاي اساسي روبه رو است و نظام آموزشي ما به دليل بي اعتنايي به تحولات و پيشرفت هاي دنيا گرفتار رکود و بحران است، ما همچنان درگير بحث هاي پايان ناپذير در مورد تقدم يا تاخر تعليم برتربيت و ماجراهاي گزينش معلمان و تغييرات چندين باره کتاب هاي علوم انساني براي تطبيق روايت هاي تاريخي با وقايع و تحليل هاي روز و اخيراً فلسفه آموزش و پرورش هستيم. آيا وقت آن نرسيده که نگاه مسوولان به آموزش و پرورش واقعي شود و به جاي تکرار شعار هاي سياسي و بار کردن همه وظايف به دوش نحيف آموزش و پرورش توقعات خود را از اين وزارتخانه واقعي کنيم.

 منبع : اعتماد

   

دوشنبه 1386/07/23 |

 

دانشگاه تهران در روز سخنرانی احمدی‌نژاد به آشوب کشیده شد

دانشگاه تهران در روز سخنرانی احمدی‌نژاد به آشوب کشیده شد

نوروز:در پی بیانیه هفته گذشته دفتر تحکیم وحدت و فراخوان روز گذشته انجمن اسلامی دانشگاه تهران امروز تریبون آزادی در مقابل درب تالار علامه امینی دانشگاه تهران در اعتراض به حضور احمدی نژاد در دانشگاه برقرار شد.

در این تریبون که نمایندگانی از تشکل های دانشگاه تهران دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه پلی تکنیک در آن حضور داشتند افراد حاضر در تریبون خواستار آزادی سه دانشجوی زندانی پلی تکنیک و بازگشت اساتید اخراجی دانشگاه و بهبود وضعیت صنفی خوابگاهها شدند.


گزارش تکمیلی  از صف‌آرایی دانشجویان و نیروهای امنیتی در دانشگاه تهران

حسین نقاشی و داوود دشتبانی به عنوان رئیس و عضو انجمن اسلامی دانشگاه تهران، مجیدشیخ پور از دانشگاه پلی تکنیک و محسن سیدین از اعضای سابق انجمن اسلامی پلی تکنیک و رشید اسماعیلی از دانشجویان ممنوع الورود به دانشگاه علامه از سخنرانان این تریبون آزاد بودند در ادامه این مراسم اقای وحید رضا معصومی بیانیه شورای صنفی دانشگاه تهران را قرائت کرد و خانم آتنا فدوی بیانیه دانشگاه حقوق دانشگاه تهران را به سمع حاضرین در تریبون رساند.

این تریبون آزاد در حالی برگزار گردید که از صبح امروز به شدت با ورود دانشجویان سایر دانشگاهها به غیر از دانشگاه امام صادق و دانشگاه امام حسین به داخل دانشگاه تهران برخورد شده بود و تنها تعداد کمی از دانشجویان دانشگاههای دیگر توانستند در محل تریبون آزاد حضور یابند .

ازسویی ورود به داخل تالار علامه امینی دانشگاه تهران تنها با کارت های ویژه دعوت امکان پذیر بود و هیچ کدام از دانشجویان معترض و منتقد امکان حضور در جلسه را نیافتند .پیش از شروع مراسم نیز درگیری بین دانشجویان و بسیجیان حاضر در محل روی داد که پس از ورود رئیس جمهور در میان تدابیر به شدت امنیتی درگیر های ابتدایی خاتمه یافت.

مراسم تریبون ازاد در ساعت 12:15همزمان با نماز ظهر خاتمه یافت که دانشجویان حاضر در تالار علامه امینی به سمت درب اصلی دانشگاه تهران حرکت کردند که با برخورد خشن نیروهای انتظامی مواجه گردیدند این برخوردها تا این سطح ادامه یافت که برای پراکنده کردن دانشجویان نیروی انتظامی از گاز فلفل نیز استفاده کرد.

دانشجویان نیز با حرکت به سمت ماشینهای که قرار بود وزیرعلوم و وزیر بهداشت و درمان را از دانشگاه خارج کنند در اطراف ماشینها تجمع کرده و شعارهايي را عليه آنان سر دادند.دو وزیر و رئیس جمهور با تدابیر شدید امنیتی و دخالت نیروهای انتظامی موفق به ترک دانشگاه تهران گشتند و گزارشهای رسیده حکایت از آرامش نسبی در مقابل درب دانشگاه تهران در حال حاضر دارد.

دوشنبه 1386/07/23 |

 

بیانیه کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت بازگشایی مدارس

 
                       به نام خداوند جان وخرد       
 
همکاران گرامی ، فرهنگیان شجاع
    بر آن نبوده و نیستیم که شیرینی آغاز سال تحصیلی راکه با ماه مبارک رمضان هم زمان گردیده با ذکر حوادث ناگوار گذشته و واقعیت­هایی که با آن­ها روبرو هستیم بر شما تلخ نماییم، اما از آن جاییکه دانستن و آگاه بودن را حق همه می­دانیم، به عنوان یک نهاد مدنی که برخاسته از متن جامعه فرهنگیان است وظیفه خود می­دانیم ،که از آنچه طی ماه­های اخیر بر ما گذشت و همچنین پی­گیری­ها و فعالیت­های انجام گرفته شما را با خبر نماییم.
برادران و خواهران فرهیخته،
    همانگونه که می­دانید، پی­گیری­ها و فعالیت­های تشکل­های صنفی معلمان با پشتیبانی شما عزیزان منجر به ارائه لایحه مدیریت خدمات کشوری (نظام هماهنگ پرداخت) از سوی دولت سابق به مجلس شورای اسلامی شد، و مجلس هفتم در اولین روز کاری خود با" الزام دولت به تصویب کلیات این لایحه آن را افتخار مجلس هفتم نامید و تحقق همه وعده­ها و پاسخ به همه خواسته­های بر حق فرهنگیان را منوط به اجرای این لایحه نمود." اما با گذشت بیش از سه سال از تصویب کلیات این لایحه به دلیل ایرادات متعدد شورای نگهبان و همچنین مخالفت و مقاومت شدید دولت در برابر اجرای آن عملاً این لایحه از دستور کار مجلس و دولت خارج گردید ،و امیدهای فراوانی که به ویژه برای فرهنگیان ایجاد شده بود، همگی نقش بر آب شد.
    در همین مقطع (ماه­های دی تا اسفند 85) تشکل­های صنفی فرهنگیان تحت عنوان شورای هماهنگی تشکل­های صنفی که از اتحاد کانون­های صنفی معلمان سراسر کشور شکل گرفته است .در پاسخ به خواست عمومی فرهنگیان تجمع آرامی را در مقابل مجلس شورای اسلامی و به منظور تأکید بر خواست فرهنگیان بر اجرای بدون قید و شرط لایحه مدیریت برگزار نمودند، که حضور چندین هزار نفراز فرهنگیان در تجمعات خود جوش بعدی گواه روشنی بر خواست قلبی و اراده جمعی معلمان برای پی­گیری این لایحه بود.
    تجمعاتی که هر بار با متانت کامل آغاز و بدون هیچگونه برخورد و مسأله­ای پایان می­یافت، و نظم و همدلی فرهنگیان می­توانست، الگوی مناسبی از مردمسالاری را در نظام جمهوری اسلامی ایران به نمایش بگذارد،و جا داشت که مسئولین محترم با پاسخ به موقع و منطقی، به این تجمعات آرام پایان داده و لبخند رضایت را بر لب­های مردان و زنان حاضر در مقابل مجلس بنشانند.
    اما با تصمیمات نسنجیده و غیرمنطقی که از 23 اسفند آغاز شد عملاً کام همکاران فرهنگی و مردمی که شاهد و پی­گیر این ماجرا بودند، تلخ و بدخواهانی که به دنبال ایجاد شکاف در صفوف ملت هستند شادکام شدند.
    بازداشت صدها معلم در 23 اسفند و فرستادن آن­ها به سلول­های انفرادی، ضرب و شتم معلمان در مقابل مجلس و وزارت آموزش و پرورش و در انظار عمومی، صدور احکام آماده به خدمت برای صدها معلم دلسوز، صدور احکام تبعید برای فعالان صنفی، اخراج و بازنشستگی اجباری برخی از فعالان، احضار و برگزاری دادگاههای تخلفات وانقلاب برای ده­ها فعال صنفی به ویژه اعضای هیئت مدیره تشکل­های صنفی در سراسر کشور و در انتها لغو مجوز فعالیت برخی از تشکل­ها از جمله اقداماتی بود که به منظور سرکوب حرکت حق­طلبانه معلمان ایران صورت گرفت، و اگر نبود پی­گیری و حمایت شما همکاران ارجمند قطعاً ادامه راه برای تشکل­های صنفی و نمایندگان شما در این تشکل­ها غیرممکن می­شد.
همکاران گرامی؛
    پس از حوادث اسفند سال 85 کانون صنفی معلمان ایران در پیوند با سایر نهادهای مدنی مستقل، تلاش­های ارزنده­ای در دفاع از حقوق معلمان نموده ،و با حضور در اتحادیه جهانی معلمان سعی در نهادینه کردن فعالیت­های خود از طریق عضویت در مجامع بین­المللی داشته است. در این راستا نماینده کانون صنفی معلمان ایران به دعوت این اتحادیه در پنجمین کنگره جهانی اتحادیه معلمان سراسر جهان که بیش از 50 میلیون معلم عضویت آن را پذیرفته­اند شرکت نموده و به این وسیله زمینه عضویت دائمی معلمان ایران را در این اتحادیه فراهم نموده است، که قطعاً در آینده شاهد دستاوردهای ارزنده این حضور بین­المللی خواهیم بود. همچنین اسقامت و پایداری تشکلها ی صنفی و شماهمکاران آگاه در سراسر کشورنتایج مفید و غیرقابل انکاری داشته است ،که نادیده گرفتن آن­ها حاصلی جز ایجاد یأس و بی­تفاوتی نخواهد داشت.
    افزایش نسبی حقوق معلمان، افزایش سقف ارتقاء شغلی،  افزایش هر چند اندک عائله­مندی بازنشستگان و فوق­العاده سختی شرایط کار، اعطای همزمان ارتقای شغلی و همترازی به دارندگان مدارک کارشناسی ارشد و بالاتر و ... بخشی از دستاوردهای حرکت صنفی معلمان بوده است.
    اما در کنار این دستاوردها هزینه­ها و تضییقاتی که طی این دوران در حق فعالان صنفی و معلمان دلسوز صورت گرفته نیز غیرقابل انکار است.
به طور مثال:
اصل 23 قانون اساسی صراحتاً اعلام می­دارد که « هیچ کس را نمی­توان به صرف داشتن عقیده­ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.»
اصل 8 قانون اساسی « امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه­ای همگانی می­داند. »
اصل 9 قانون اساسی می­گوید « هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی­های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند. »
اصل 22 قانون اساسی « حیثیت، جان، حقوق، مسکن و شغل اشخاص را از تعرض مصون دانسته است . »   
اصل 26 قانون اساسی « شرکت در انجمن­های صنفی را آزاد دانسته و می­گوید هیچ­کس را نمی­توان از حضور در این انجمن­ها منع کرد.»
و اصل 27 قانون اساسی « تشکیل اجتماعات و راهپیمایی­ها را بدون حمل سلاح به شرط آن که مخل مبانی اسلام نباشد آزاد می­شمارد. »
    با توجه به اصول فوق توهین و ضرب و شتم معلمان در کنار خانه ملت و بازداشت آنان در مقابل دیدگان مردم، صدور احکام تبعید و اخراج و انفصال، ممنوعیت افراد برای عضویت در کانون­های صنفی معلمان و جلوگیری از تجمعات و همایش­های معلمانی که سلاحی جز قلم و ایمان ندارند،چه توجیهی دارد؟ کدام اصل قانون اساسی یا قانون حقوق شهروندی اجازه می­دهد،که معلمان رادرزندان­های انفرادی و با چشم­بند، بدون دسترسی به وکیل مورد بازجویی قراردهند؟ براساس کدام منطق شرعی یا حقوقی بعضی­ها به خود اجازه دادند، تا در پاسخ به خواسته­های بر حق کسانی که با آرامش تمام نسبت به وضعیت نامناسب حقوقی خود اعتراض نموده­اند ازخشونت استفاده نمایند؟
    با این وصف ،ضمن اعتراض شدید به روند موجود، امیدواریم مسئولان محترم کشور در آغازسال تحصیلی بالغوهمه احکام صادرشده،برای معلمان، راه تعامل وگفتگوراباردیگرباز نمایند.    
    در پایان با شادباشی دوباره به مناسبت آغاز سال تحصیلی به همه ی  معلمان، دانش­آموزان و اولیاء محترم آنان، کانون صنفی معلمان ایران حق خود می داند، که به مناسبت 13 مهر (5 اکتبر) روز جهانی معلم مراسمی ویژه همگام وهمسوباسایرمعلمان جهان برگزارنماید. لذا از مسئولان محترم در وزرات کشور، وزارت آموزش و پرورش و استانداری­ها تقاضا می­شود به این حق قانونی فرهنگیان احترام گذاشته و تمهیدات لازم را برای برگزاری مراسم این روز  فراهم نمایند.
    ضمناً از کلیه معلمان درسراسرکشورانتظار داریم که درروزپنج­شنبه مورخه ی ۱۲/مهرماه/۱۳۸۶ازساعت ۱۰تا۱۲ در نوبت صبح و۱۵تا۱۷ در نوبت عصر نخستین جلسه ی شورای هماهنگ معلمان مدارس سراسر کشور را تحت عنوان زنگ همبستگی معلمان برگزار نمایند.وضمن تبادل نظرپیرامون مسائل آموزشی،تربیتی وصنفی معلمان با امضای طومارها وارسال آن به مجلس شورای اسلامی، برخواست خودمبنی براجرای لایحه مدیریت خدمات کشوری و رفع مشکل فعالان صنفی تأکید نمایند. قبلاازهمکاری مدیران محترمی که دربرگزاری این شورادرکنارمعلمان هستند تشکر می کنیم .
 
با سپاس
کانون صنفی معلمان ایران
۴/مهرماه/۱۳۸۶

دوشنبه 1386/07/23 |

 

حرف دولت به كرسی نشست

حرف دولت به كرسی نشست

نوروز- شیرزاد عبداللهی: اکنون دیگر سؤال این نیست که لایحه مدیریت خدمات کشوری که معلمان ده سال برای آن خون دل خوردند- یا دقیق‌تر بگویم باتوم خوردند، زندان انفرادی کشیدند، خانه‌های خودشان ویا بستگانشان را وثیقه گذاشتند، نفی بلد شدند، حکم کسر حقوق گرفتند و..- اجرا می شود یا نه؟ پرسش اصلی این است که لایحه چگونه اجرا می‌شود؟ خیالتان راحت؛ این بارلایحه حتما اجرا می‌شود، همین امسال هم. توافق‌های لازم انجام شده. سران مجلس با دولتی‌ها ونماینده شورای نگهبان کنار هم نشستند ومساله را فیصله دادند ونگذاشتند این لایحه به مجمع تشخیص مصلحت برود. حقوقها افزایش می‌یابد اما به جای پول به معلمان سهام خواهند داد. مشتی کاغذ به جای پول.

سهام کارخانه‌های دولتی که قرار است واگذار شود، پای شما را به بازار بورس باز خواهد کرد. شما در تالار شیشه‌ای شاهد نوسان قیمتها خواهید بود. شاید هم با ترقی نرخ سهام، شما هم مثل خیلی‌ها به نان ونوایی رسیدید. اما راستی از «سهام عدالت» که 3 ماه پیش فرم آن را بادقت و بدون قلم خوردگی پر کردی، چه خبر؟ اصلا این سهام عدالت چیست؟

شما هم ضرب‌المثل «نان فلانی آجر شد» را شنیده‌اید. در زمان جنگ جهانی دوم که خزانه دولت خالی بود، دولت حقوق کارکنان را به صورت جنسی می‌پرداخت. دراولین ماه به جای پول، معادل حقوق به کارمندان آجر دادند واین ضرب‌المثل از همان زمان باب شد. در حالی که درآمدهای دولت در دو سال گذشته جمعا 120 میلیارد دلار بوده، این سوال بین معلمان مطرح است که چرا دولت از تامین حدود 3 میلیارد دلار اعتبار برای اجرای لایحه مدیریت یا همان نظام هماهنگ سرباز می‌زند؟

روز 30/ 5/ 86 «غلامعلی حدادعادل»،رییس مجلس، در پاسخ به تذکر «ایرج ندیمی» که از سرنوشت مبهم لایحه انتقاد کرده بود، گفت: مذاکراتی با دولت انجام شده که این لایحه به مجمع فرستاده نشود. چند روز بعد «حمیدرضا حاجی‌بابایی» عضو هیات رئیسه مجلس گفت: لایحه نظام هماهنگ پرداخت حقوق یا همان لایحه مدیریت خدمات كشوری دوبار از مجلس به شورای نگهبان فرستاده شد و قرار بود تا مصوبات كمیسیون مشترك بررسی‌كننده لایحه مذكور، به مجمع تشخیص مصلحت نظام فرستاده شود، اما ریاست مجلس پیگیری‌های لازم را انجام داد تا این لایحه به مجمع تشخیص مصلحت نظام نرفته و قبل از ارسال توافق‌هایی بین دولت، مجلس و شورای نگهبان برای اجرایی شدن این لایحه انجام گیرد.

رییس فراكسیون فرهنگیان مجلس درباره جزئیات این اقدامات افزود: قبلاً هیئت پنج نفره‌ای از سوی مجلس شامل «محمدرضا باهنر» نائب رئیس اول مجلس، «حسن نوعی‌اقدم» عضو هیئت رئیسه مجلس، «محمدباقر بهرامی» رئیس كمیسیون مشترك بررسی كننده این لایحه، «لطف‌الله فروزنده» نماینده مركز پژوهش‌های مجلس و اینجانب جهت پیگیری این لایحه در مجلس تشكیل شد. همچنین، هیئت پنج نفره‌ای در دولت شامل پرویز داودی معاون اول رئیس جمهور، سید احمد موسوی معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور، «علی‌نقی جهرمی» وزیر كار، «محمد عباسی» وزیر تعاون و «غلامحسین الهام» سخنگوی دولت تشكیل شد كه جلساتی برگزار و توافقات خوبی نیز انجام شده است.

پیش از این، «موسی‌الرضا ثروتی» با دفاع از ارسال لایحه به مجمع گفته بود که هیات رئیسه مجلس خواهان رفع بار مالی لایحه هستند. از همان زمان که در میان بهت وحیرت معلمان دولت احمدی‌نژاد خواستار استرداد این لایحه از مجلس شد (دیماه 85)، دو دیدگاه، در میان مجلسیان شکل گرفت. اقلیتی از مجلسیان خواستار تامین بار مالی لایحه وتصویب واجرای سریع ان بودند. اما اکثریت مجلسیان در حمایت از دولت در کنار هیات رئیسه مجلس قرار گرفتند. در زمستان گذشته دولت درحالی می‌گفت که توانایی تامین اعتبارمالی سه‌میلیارددلاری این لایحه را ندارد که با دست ودلبازی بودجه نهادهای فرهنگی ومذهبی را در لایحه بودجه 86 افزایش می‌د اد.

مجلسیان در موقعیت دشواری بودند ولایحه به آزمونی سخت برای اصولگریان تبدیل شد. موافقت مجلس با استرداد لایحه، حیثیت واستقلال مجلس را زیر سؤال می‌برد. ضمن اینکه به وجهه دولت همسو با مجلس که با شعار رسیدگی به آب ونان مردم روی کار آمده بود، ضربه شدیدی می‌زد .رایزنی‌ها به ابتکار حداد عادل شروع شد و به نتیجه رسید.

شامگاه روز 17 بهمن 85 جلسه مشترکی بین سران مجلس ودولت برگزار شد. دولت برای انصراف از استرداد لایحه سه شرط را مطرح کرد:
1- مجلس بار مالی لایحه را حتی‌الامکان کاهش دهد.
2- دولت حقوق‌ها را به روش پلکانی معکوس ودر فرآیندی چند ساله افزایش دهد.
3- بخشی از حقوق ومزایای معلمان به صورت غیر نقدی ودر قالب سهام عدالت پرداخت شود.

هیات رئیسه مجلس این شرایط را خارج از چهارچوب لایحه پذیرفتند. روز بعد دولت نامه استرداد را پس گرفت و مجلس اجرای این لایحه را برای مدت 5 سال تصویب کرد.

اما این پایان ماجرا نبود. شورای نگهبان لایحه را با 39 ایراد مغایرت با شرع وقانون اساسی به مجلس باز گرداند. مهمترین ایراد شورای نگهبان مغایرت آن با اصل 75 قانون اساسی درخصوص بار مالی لایحه بود. دولت حتی به بهای نارضایتی واعتراض گسترده معلمان حاضر به تامین بار مالی لایحه نشد. اصلاحات مجدد مجلس نیز مورد قبول شورای نگهبان قرار نگرفت پس از دو باررفت‌وآمد لایحه به شورای نگهبان، مجلس چاره‌ای جز ارسال لایحه به مجمع تشخیص نداشت . اما این اقدام ممکن بود ابتکار عمل را از دست دولت وهیات رئیسه مجلس که با دولت همسو است، خارج کند. به همین دلیل دولت ومجلس در آخرین ماه تابستان بر اساس همان سه بند به توافق جدیدی دست یافتند.

«محمدحسین فرهنگی» از اعضای كمیسیون برنامه و بودجه مجلس روز 28 شهریور در جمع خبرنگارانگ فت كه این كمیسیون با توجه به دیدگاه و تاكیدات دولت، ماده‌ 132 این لایحه را تغییر داده و به تصویب رسانده است.

وی ادامه داد: بر اساس تغییرات صورت گرفته در این ماده، بار مالی هر نوع افزایش یك باره حقوق و مزایای كارمندان و بازنشستگان موضوع این قانون از طریق واگذاری سهام دولتی در بنگاه‌های اقتصادی قابل عرضه در بورس و همچنین اعمال پلكانی افزایش سنواتی در حد بودجه مصوب سالیانه و حداكثر در طول مدت اجرای آزمایشی این قانون تامین می‌شود.

معنای ساده این جملات این است که افزایش حقوق پیش‌بینی شده در لایحه به صورت تدریجی درمدت 5 سال، به شکل پلکانی واز طریق واگذاری سهام عدالت خواهد بود. این همان برداشتی است که دولت از اول بر ان تاکید می‌کرد وذره‌ای از موضع خود کوتاه نیامد.

حسن نوعی‌اقدم عضو هیات رییسه مجلس در چرخشی سیاسی، ضمن دفاع از پرداخت غیر نقدی اضافه حقوق معلمان گفت: استدلال دولت این بود كه تزریق چهار هزار میلیارد تومان پول نقد موجب افزایش نقدینگی و تورم می‌شود در صورتی كه اگر این مطالبات در قالب سهام قابل واگذاری بنگاه‌های اقتصادی در بورس پرداخت شود، ضمن محفوظ ماندن حق و حقوق كاركنان و بازنشستگان، كاركنان هر زمان اراده كنند می‌توانند سهام خود را در بورس بفروشند در این صورت فقط جابه‌جایی پول نقد با سهام صورت خواهد گرفت و نقدینگی جدیدی در جامعه تزریق نمی‌شود و تورم نیز افزایش نمی‌یابد.

به این ترتیب، پیش‌بینی سخنگوی دولت در زمستان 85 در این خصوص که افزایش حقوق کامندان فقط از طریق توزیع سهام عدالت ممکن است به تحقق می‌پیوندد. لایحه به تصویب شورای نگهبان خواهد رسید. این در حالی است که هیچ کس اطلاع روشنی از کم وکیف سهام عدالت ندارد ومسولان هم اطلاعاتی در اختیار در اختیار افکار عمومی قرار نمی‌دهد. آ

نچه که روشن است اینكه شکل تصویب لایحه گره کور مشکلات معیشتی معلمان را نخواهد گشود وبا تصوری که معلمان از قانون نظام هماهنگ حقوق دارند، بسیار متفاوت است.

دوشنبه 1386/07/23 |

 

رای دیوان‌عدالت‌اداری عليه وزير آموزش‌وپرورش

رای دیوان‌عدالت‌اداری عليه وزير آموزش‌وپرورش

 یکی از دبیران شهر تهران با بردن شکایت به دیوان عدالت اداری موفق شد آموزش وپرورش را ملزم به پرداخت دو ماه پاداش خدمت سال 84 کند. شاکی این پرونده «علیرضا مرادی» معلم منطقه 9 اموزش وپرورش شهر تهران است.

قاضی شعبه سوم دیوان عدالت در تاریخ 30 مرداد 86 با صدور رای قطعی شکایت آقای مرادی را وارد دانست و رای خود را چنین انشا کرد: ورود شکایت مطروحه مبنی بر پرداخت دو ماه پاداش خدمت فرهنگیان صادر واعلام می‌گردد.رای صادره مستند به ماده 7 قانون دیوان عدالت اداری قطعی می باشد.

عدم پرداخت دو ماه پاداش به فرهنگیان در سال 84 تبدیل به چالشی کهنه اما همچنان فعال بین وزیر ومعلمان شده است. وزیر در برنامه کوتاه مدت خود در مجلس وعده پرداخت این پاداش را در سال 84 داد. اما چند ماه بعد با گفتن اینکه «من چاه نفت در اختیار ندارم»، از زیر بار این وعده شانه خالی کرد. در حالی که کارمندان دیگر این پاداش را در همان سال دریافت کردند.
روز 4 مهرماه جاري، فرشیدی برای پاسخ به سوال يكي از مجلسيان در مجلس حاضر شد. سوال جلالی عدم تحقق وعده های وزیراز جمله پرداخت نشدن پاداش دو ماه خدمت بود وپاسخ وزیر همان حرف‌های نکراری.به گفته وزیر این طرح نیاز به اعتباری معادل 600 میلیارد تومان دارد.

حال که دیوان شکایت معلمان را وارد تشخیص داده است، دولت بهتر است که داوطلبانه این رای را گردن گذاشته و پاداش خدمت همه معلمان را پرداخت نماید. کاملا قابل پیش بینی است که حدود 700 هزارمعلم که شرایطی مشابه علیرضا مرادی دارند برای احقاق حق خود به دیوان عدالت مراجعه می‌کنند وقضات دیوان نیز بر اساس اصل وحدت رویه به سود آنها رای خواهند داد.

در اين‌باره يك كارشناس آموزش و پرورش گفت: صدور چنین آرایی نشان می دهد که معلمان برای تحقق مطالبات قانونی خود می توانند از ظرفیت‌های مجلس و قوه قضائیه و نظام اداری به نحو مطلوبی استفاده کنند.

دوشنبه 1386/07/23 |

 

کارمندان و معلمان در ایران روز به روز فقیرتر می شوند.

معلمان در ایران فقیر تر می‌شوند. آیا این تنها نتیجه ای است که از اعتراضات چند ماهه خود می‌گیرند؟

 مریم انصاری (رادیو آلمان)

 در روز چهارشنبه ۵ اردیبهشت حداد عادل رییس مجلس شورای اسلامی در مورد تلاش مجلس و دولت برای تامین یک زندگی شایسته برای معلمان سخن راند. این "زندگی شایسته" احتمالا شامل حال هفت تن از نمایندگان معلمان که در زندان هستند، نخواهد شد. به آنها اجازه هیچ گونه تماسی با خانواده یا حتی وکیلشان داده نمی‌شود. به مطبوعات دستور داده شده هیچ خبری از مسایل مربوط به معلمان درج نکنند، آنهم در آستانه روز معلم، هفته آینده، دوازدهم اردیبهشت!

حداد عادل رییس مجلس شورای اسلامی در روز چهارشنبه ۵ اردیبهشت اعلام کرد که متوسط افزایش حقوق فرهنگیان در سال ۸۵ حدود ۵۸ هزار تومان بوده و قرار است به شیوه پلکانی در سال ۸۶ هم به دستمزد معلمان بین ۸۰ تا ۹۰ هزار تومان اضافه شود. منظور از شیوه پلکانی را رئیس مجلس این گونه توضیح داد که هرکس درآمد کمتری داشته باشد، از افزایش حقوق بیشتری برخوردار خواهد شد. یعنی مبلغ قول داده شده، شامل حال معلمانی میشود که زیر سیصد هزار تومان حقوق می‌گیرند. این طرح را رئیس جمهور احمدی نژاد در بهمن ماه ۸۵ به همراه با لایحه بودجه‌ی سال ۸۶ به مجلس ارائه کرد. با وجود گذشت سه ماه از آن هنوز هیچ توضیحی در مورد جزئیات آن داده نشده است.

 افزایش ۸۰—۹۰ هزار تومانی، به چه گروهی تعلق می‌گیرد و آیا دردی از معلمان دوا خواهد کرد؟

 شیرزاد عبدالهی خبرنگار مسایل معلمان در گفت‌وگو با دویچه وله می‌گوید هنوز خیلی زود است که از این طرح به عنوان یک طرح اجرایی صحبت شود، زیرا:

"مشخص نیست که مثلا حقوق پایینی‌ها منظور چه حقوق‌هایی‌ست و بالایی‌ها که قرار است ثابت بماند از چه میزانی شروع می‌شود. افزایش پلکانی در بند لام تبصره‌ی ۱۹ قانون بودجه‌ی ۸۶ ذکر شده بود و حقوق به کارمندان بصورت پلکانی و تمام یا بخشی از این افزایش حقوق بصورت غیرنقدی خواهد بود. منتها با توجه به اصراری که مجلس روی اجرای لایحه‌ی خدمات مدیریت دولتی داشت و مخالفتی که دولت با آن داشت، نهایتا هردوی اینها از قانون بودجه حذف شدند. یعنی افزایش حقوق نه براساس فصل ۱۰ و ۱۳ لایحه‌ی مدیریت خدمات کشوری ا‌ست و نه براساس آن پلکانی که در لایحه‌ی دولت آمده بود. اینها کلا از قانون بودجه حذف شده‌اند."

 آنچه در قانون بودجه به عنوان افزایش حقوق معلمان منظور شده، افزایشی به میزان ۱۰درصد است. این درحالی است که نرخ تورم اعلام شده از سوی مرکز پژوهشهای مجلس ۲۱درصد است.

 شیرزاد عبدالهی:

"این به معنای این است که قدرت خرید کارمندان در سال جدید نسبت به سال گذشته دست‌کم ۱۱درصد کاهش پیدا می‌کند. یعنی اگر این ۱۰درصد افزایش صورت بگیرد. من نمی‌دانم واقعا مبنای قانونی صحبت‌های آقایان در مورد افزایش حقوق کارمندان چه هست. باید این افزایش در قانون بودجه یک مبنایی داشته باشد و آقایان استناد کنند که ما به استناد بند فلان، به تبصره‌ی فلان لایحه‌ی بودجه یا قانون بودجه این افزایش را انجام می‌دهیم. الان رقم‌های خیلی متفاوتی ذکر شده است."

مثلا مدتی پیش اعلام شد که ۳۰۰درصد به حقوق کارمندانی که حقوق پایین می‌گیرند اضافه می‌شود. سازمان مدیریت هم جدولهایی منتشر کرد و از افزایشی خبر داد که مخدوش و پراشتباه بود. بعد از آن هم مقامات مختلف صحبت‌های مختلفی کردند. به عقیده شیرزاد عبدالهی نتیجه تمام این بالا و پایین شدن ها این است که حقوق معلمان نهایتا در حد یک افزایش حقوق معمول کارمندان باشد و نه بیشتر.

"واز نظر ریالی خب حجم حقوق بالا می‌رود، منتها از نظر قدرت خرید  با بالا رفتن سطح زندگی مثل همه سالهای گذشته کارمندان دولت فقیرتر می‌شوند."

رئیس مجلس امروز این راهم گفت که افتخار بسیاری از نمایندگان این بوده که خود معلم بوده اند و معلم هستند. او تأکید کرد که مجلس شورای اسلامی از حضور گسترده معلمان برخوردار است. ولی اشاره نکرد که آیا معلمان حاضر در مجلس هم مشکل معیشتی دارند و در اعتراضات معلمان سهیم هستند یانه.

 معلمان فقیر تر می‌شوند. اما آیا این تنها نتیجه ای است که از اعتراضات چند ماهه خود گرفته اند؟

 نمایندگان معلمان در زندان بسر میبرند وکسی از وضع آنها اطلاعی ندارد حتی خانواده هایشان.

شیرزاد عبدالهی:

"من دیروز با خانم منیژه‌ی محمدی وکیل دو نفر از معلمان زندانی صحبت کردم. ایشان گفتند که ما تلاش می‌کنیم با موکلین‌مان ملاقات داشته باشیم و همین‌طور در جریان تحقیقات و بازجویی‌هایی که از آنها صورت می‌گیرد، حضور داشته باشیم. ایشان استناد می‌کردند به قانون اساسی به قانون حقوق شهروندی، به بخشنامه‌ی حقوق قضاییه و... نمی‌دانم، مصوبه‌ی مجلس تشخیص مصلحت که در تمام اینها تاکید شده که وکیل در تمام مراحل بازرسی و تحقیقات حضور داشته باشد. منتها ایشان گفتند که تلاشهای ما تاکنون به نتیجه نرسیده، حتا وکالت ما را هم نپذیرفته‌اند و ما از موکلین‌مان، که ۷نفر از اعضای هیات مدیره کانون صنفی هستند که یکی‌شان هم دبیرکل کانون است،‌ هیچ اطلاعی نداریم."

 به گفته شیرزاد عبدالهی خانواده‌های معلمان بشدت نگران‌اند. آنها بارها به زندان و به دادسرای انقلاب مراجعه کرده‌اند. منتها فقط با یک پاسخ مواجه شده‌اند که "آقایان تحت بازجویی هستند، جایشان خوب است و مشکلی ندارند"، جز آن که:

 "فعلا ممنوع‌الملاقات و ممنوع‌التماس هستند. منظور از ممنوع‌التماس این است که نمی‌توانند تماس تلفنی بگیرند و ممنوع الملاقات هم یعنی اینکه نمی‌توانند با بستگانشان ملاقات کنند."

 شیرزاد عبدالهی  در پایان اضافه می‌کند:

"با وجود اینکه همه از بزرگداشت روز معلم، تکریم مقام معلم و بالابردن منزلت معلم صحبت می‌کنند، متاسفانه در اینروزها مطبوعات هم مطالب معلمان را چاپ نمی‌کنند. یعنی ما به سرویس‌های اجتماعی و روزنامه‌ها که مراجعه می‌کنیم مطالب را تحویل می‌گیرند و می‌گذارند توی صفحه، ولی بعدا که روزنامه منتشر می‌شود این مطالب از صفحات حذف می‌شود. بعضی از این به اصطلاح دبیران اجتماعی مطبوعات صحبت از این می‌کنند که ظاهرا دستوری وجود دارد بر اینکه فعلا اخبار و مطالب مربوط به معلمان در مطبوعات درج نشود.

به نقل از: وبلاگ خوراسان

دوشنبه 1386/07/23 |

 

فرهنگ بسیجی یا بسجیان فرهنگی

هر وقت اسم بسيج مي آيد . عظمت و روح اين نهاد مقدس و جايگاه آن جلو ه هايي از معنويت و زهد و تقوي و دلدادگي را برايم تداعي مي كند . يادم هست كه فرهنگ بسيجي ابتدا در جهاد سازندگي شكل گرفت و با نام ارتش بيست ميليوني دفاع از اهداف و دستا وردهاي انقلاب را در سر لوحه قرار داد تا جنگ تحميلي و ... كه بسيج يك اسطوره و يك نهاد مقدس گرديد.

چند روز پيش نامه اي ديدم كه در ابتدا رهبر فرزانه انقلاب و سپس قانون اساسي و نمايندگان مجلس و دولت كريمه عدالت محور را ستوده و البته كمي هم به كاستي هاي معلمان اشاره نموده و در آخر حركت صنفي عدالت خواهانه و تبعيض ستيز معلمان را محكوم نموده و اعلان نموده كه اين گروه از فرهنگيان دانسته يا نادانسته اب به آسياب دشمن مي ريزند. و از همه مهمتر اين كه زير آن را به نام فرهنگيان بسيجي استان همدان امضا نموده اند.

آقايان يادشان رفته كه بسيج يك فرهنگ است و فرهنگي اين را مي داند كه همه اقشار جامعه چه رسما و چه غير رسمي مديون و وام دار اين فرهنگ هستند و مصادره كردن نام اين نهاد مقدس براي چماق كردن آن بر سر جريان هاي عدالت خواه و يا آمران معروف و ناهيان منكر (نگارنده معلمان را بزرگترين آمران به معروف و ناهيان منكر مي داند ) خرج كردن از كيسه انقلاب و ارزشهاي ملي و اعتقادي جامعه مي باشد . و اين را فرهنگيان نمي پسندند وگرنه در جمع خود مگر كم بسيجي دارند و يا معلم جانباز ندارند و يا بسيج را نمي شناسندو شايد فكر كرده ايد انها جبهه و جنگ را هم فراموش كرده يا اصلا نديده اند . معلمين حضور خود و بيان شفاف مطالبات را كافي ميدانند. و هشدار مي دهند كه منفعت طلبان و سود جويان از نام ارگانها و نهاد هاي مقدسي مثل بسيج به نفع و يا به ضرر هيچ صنفي استفاده نكنند. چرا كه اين چماقي خواهد شد كه هر روز مي توان آن را بر سري كوبيد . امروز به نام فرهنگي بسيجي بر سر فرهنگيان و ُفردا به نام دانشجوي بسيجي بر سر دانشجويان و چندي ديگر به نام روحاني بسيجي بر سر روحانيون و .....

يادمان باشد بسيج يك فرهنگ است نه يك صنف پس سوء استفاده ممنوع.

یک بسیجی

پنجشنبه 1386/07/19 |

 

از: وزارت ارشاد جمهوري اسلامي ايران

محرمانه و فوری

دستورالعمل وزارت ارشاد در مورد منع درج اعتراضات صنفي

به : مديران مسئول جرايد سراسر كشور 

از: وزارت ارشاد جمهوري اسلامي ايران

موضوع : بر حسب جلسه مورخ 26 / 1 / 86  شوراي امنيت ملي در مورد "اعتراضات معلمان" به كليه جرايد امر مي شود  كه از درج هر گونه اخبار مربوط به مسائل معلمان مگر به دستور دبيرخانه شوراي امنيت ملي تا اطلاع ثانوي خودداري نمايند .
با توجه به اهميت موضوع چنانچه نشريه اي بدون اجازه كتبي اقدام به نشر اخبار نمايد مطابق مقررات با آنها برخور د خواهد شد .              

 معاونت امور مطبوعات و خبرگزاري هاي داخلی وزارت ارشاد

 

منبع:گچ و دل

پنجشنبه 1386/07/19 |

 

قابل توجه کانون ها ی صنفی و همکاران سراسر کشور

قابل توجه کانون ها ی صنفی و همکاران سراسر کشور

باسلام واحترامات بیکران به پیشگاه شمافرشتگان آگاهی وشجاعت

۱- گامی بسوی ساخت یک میلیون وبلاگ ویک میلیون ایمیل

۲- شناسایی وشناساندن معلمانی که حتی یک ساعت بازداشت شده اند.

۳- افزودن ۲بخش جداگانه به موضوعات الف) زندانیان سراسر کشور ب)انفصال شدگان سراسر کشور در هر وبلاگ 

۴- شناسایی وشناساندن معلمانی که کوچک ترین هزینه رابرای احقاق حقوق فرهنگیان پرداخت کرده اند.حتی احضار یا مزاحمت تلفنی،تهدید یا ارعاب.

اطلاعات بالا نیاز است که دقیق و کامل باشد.

منبع : وبلاگ کانون صنفی معلمان

پنجشنبه 1386/07/19 |

 

مهرورزی

رديف

نام ونام خانوادگي

محل خدمت

نوع حكم

قرار آزادي

1

مجيري حميد

خميني شهر

اخراج دائم

******

2

ابطحي سيد مجتبي

خميني شهر

بازخريدزود هنگام30روز بازداشت

40ميليون ت

3

عمادي عبدالرسول

خميني شهر

تبعيد به اراك

******

4

خانم ديباجي

خميني شهر

بازنشست زود هنگام

*****

5

ستارزارع

خميني شهر

3سال تبعيد به كهگيلويه وبويراحمد

*****

6

حسين برخوردار

خميني شهر

5سال تعيد به استان سمنان

*****

7

خانم شرافت

خميني شهر

توبيخ با درج در پرونده

******

8

بهشتي  محمود

تهران

16روزبازداشت  3ماه انفصال

30ميليون ت

9

باغاني علي اكبر

تهران

50 روز بازداشت سه ماه انفصال

30ميليون ت

10

خاكساري محمد

تهران

3روزبازداشت

100ميليون ت

11

بهشتي محمود

تهران

31روز بازداشت

30ميليون ت

12

اكبري نبي عليرضا

تهران

26 روز بازداشت انفرادي

30 ميليون ت

13

    پور وثوق حميد

تهران

26 روز بازداشت3ماه انفصال

30ميليون ت

14   

رضايي محمد رضا

تهران

26 روز بازداشت3ماه انفصال

30ميليون ت

15

ذاتي  اصغر

تهران

60 روز بازداشت انفرادي

سال82

16

قشقاوي كريم

تهران

16 روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

17

 فلاحي محمد تقي

تهران

29 روز بازداشت

30ميليون ت

18

باقري  محمود

تهران

26 روز بازداشت

30ميليون ت

19

منتجبي علي صفر

تهران

26 روز بازداشت

30ميليون ت

20

دارابي ثريا

تهران

10 روزبازداشت

40 ميليون ت

21

بداقي   رسول

تهران

16 روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

22

كمالي محسن

تهران

16 روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

23

ميراكبر رئيس زاده

تهران

14 روز بازداشت

۸۰ميليون ت

24

اكبري نورالله

تهران

19 روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

25

داوري

تهران

19روزبازداشت وتبعيداسلامشهر

30ميليون ت

26

پور سليمان

تهران

19 روز بازداشت انفرادي

30ميليون ت

27

هاشمي عليرضا

تهران

19 روز بازداشت 3ماه انفصال

30ميليون ت

28

تد يني سعيد

تهران

بازداشت

كفالت

29

طيبه ميرزايي

تهران

بازداشت

كفالت

30

آهنگري نادر

تهران

بازداشت

كفالت

31

قنبري اصغر

تهران

بازداشت

كفالت

32

عبدالحميدي منصور

تهران

بازداشت

كفالت

33

اكبري اكبر

تهران

زند ان

كفالت

34

معارفي عباس

تهران

2روز بازداشت

50ميليون ت س82

35

رسول خاني اسماعيل

رباط كريم

بازداشت

كفالت

36

 رامشك حسين

رباط كريم

3روزبازداشت 3ماه انفصال

كفالت

37

ديندار حسين

قلعه حسن خان

سه ماه انفصال

*****

38

حسن پور تيمور

قلعه حسن خان

3ماه انفصال

*****

39

قهرماني گل مصطفي

كرج

بازداشت

كفالت

40

عبدي رضا

كرج

14روز بازداشت

 40ميليون ت

41

اسدي مختار

كرج

5سال تبعيد3ماه انفصال

******

42

 قديمي نادر

همدان

10روز بازداشت

كفالت

43

رفاهيت يوسف

همدان

10 روز بازداشت

كفالت

44

نجفي علي

همدان

10 روز بازداشت

كفالت

45

غلامي هادي

همدان

10 روز بازداشت

كفالت

46

انصاري ايرج

همدان

3روز بازداشت و3ماه تعليق

كفالت

47

دوستي نصرت الله

همدان

8ماه انفصال

*****

48

دونفر مدير مدارس

همدان

بركناري از پست مديريت

******

49

40 نفر از معلمان

همدان

هركدام چندين روز بازداشت

******

50

فروزانفر مجيد

همدان

8رو.ز بازداشت

كفالت

51

نادري جلال

همدان

8روز بازداشت

كفالت

52

جليليان محمود

همدان

8روز بازداشت

كفالت

53

زارعي يوسف

همدان

9روز بازداشت

كفالت

54

صادقي علي

همدان

8روز بازداشت

كفالت

55

حميد رحمتي

شهرضا اصفهان

تبعيد به مارندران

******

56

شيرواني غلامرضا

فلاورجان

بازداشت

كفالت

57

شباني همت

گرمانشاه

بازداشت

كفالت

58

موسوي مرادي عباس

چهادانگه ساري

بازداشت

كفالت

59

عباسي غلامعلي

اردبيل

3روز بازداشت

كفالت

60

احمد زاده ارسلان

اردبيل

3روز بازداشت

كفالت

61

فتحي سعيد

اردبيل

3روز بازداشت

كفالت

62

لطفي نيا هادي

خراسان

4روزبازداشت

50 ميليون ت

63

  نجف آبادي ايرج

خراسان

يك هفته بازداشت

80 ميليون ت

64

رجبي حسن

خراسان

8روز بازداشت

150ميليون ت

65

 خواستارسيد هاشم

خراسان

3سال حبس تعليقي

250 ميليون ت

66

حشمتي علي

كرمانشاه

11روز بازداشت

كفالت

67

توكلي محمد

كرمانشاه

11روز بازداشت

كفالت 

68

توكلي محمد

كرمانشاه

27روزبازداشت

50ميليون تسال82

69

صادقي   علي

كرمانشاه

11روزبازداشت

كفالت

70

حيراني اسدالله

كرمانشاه

 7 روزبازداشت

كفالت

71

 لرستاني جهاندار

كرمانشاه

5 روزبازداشت

كفالت

72

لرستاني كيومرث

كرمانشاه

7 روز بازداشت

كفالت

73

صادقي علي

كرمانشاه

7 روزبازداشت

30 ميليون ت سال82

74

نود ينيان پيمان

سنندج

3 سال تبعيد به روستاي وليس زنجان

****

75

اسدپور فرزاد

سنندج

3سال تبعيد به بانه

****

76

صداقت لقمان

بانه/كردستان

اخراج

***

77

مرادي سيامك

بانه /كردستان

اخراج

****

78

محمدعلي شيرازي

يزد

14روز بازداشت و2سال تبعيد

سال 82 ده ميليون ت

79

حسامي فر محمدجواد

يزد

14 روزبازداشت و 2سال تبعيد

سال82  ده ميليون ت

80

چنگيزي احمد

يزد

14روز بازداشت و2سال تبعيد

سال82 ده ميليون ت

81

ميرزايي منصور

يزد

14روز بازداشت2سال تبعيد

سال82 ده ميليون ت

82

ميرزايي منصور

يزد

26روزبازداشت

80ميليون ت

83

نجاتي رمضانعلي

يزد

140هزارت نقدي2سال تبعيد

سال82ده ميليون ت

84

اميرچخماق علي اكبر

يزد

۱۴۰هزارت نقدي 2سال تبعيد

سال82ده ميليون ت

85

مقيمي علي

يزد

140هزارت نقدي 2سال تبعيد

سال82ده ميليون ت

86

 شاهدي محمدعلي

يزد

140هزارت نقدي2سال تبعيد

سال82 ده ميليون ت

منبع : کانون صنفی معلمان تهران-۳

پنجشنبه 1386/07/19 |

 

آقاي احمدي نژاد

 

آقاي احمدي نژاد

معلمي كه كلمه عدالت را به شما آموخته، بزرگترين خيانت را نسبت به شما و نسبت به خودش مرتكب شده است زيرا فراموش كرده معناي آن را به شما بياموزد و شما نيز بزرگترين خيانت را نسبت به بشريت مرتكب شده ايد زيرا به قول كنفسيوس بزرگترين خيانت، خيانت به واژه هاست.

جدول زير شاهدی بر اين استدلال است.

 

عنوان

حكم A

حكم B

حكم C

ميزان تحصيلات

فوق ليسانس (كارشناسي ارشد )

ديپلم فرهنگ و ادب

ديپلم دانشسراي مقدماتي

گروه

10

6

9

سابقه

8 سال

1 سال و 6 ماه

15 سال

جمع كل حقوق

3464850 ريال

3673370 ريال

3172204 ريال

معلمان تحصيلكرده نه تنها از بالا بودن تحصيلات خويش خرسند نيستند بلكه خويشتن را سرزنش مي كنند كه چرا همان ديپلمه نمانده اند تا هم اكنون حقوقي برابر با معلمان فوق ليسانس و ليسانس دريافت كنند ! و چرا اينقدر ساده لوح تشريف داشته اند كه تصور مي كرده اند در اين ديار ، اين آيه قرآني به درستي فهميده شده و بدان عمل مي شود كه مي فرمايد:« هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون ؟» 

 اين از نتايج سحر است   باش تا دولت صبحت بدمد

دوشنبه 1386/07/16 |

 

پيام فرهنگيان خطاب به ملـّــــت شريف ايران

به نام خداوند جان وخرد

پيام فرهنگيان خطاب به ملـّــــت شريف ايران

ظالم آن قومي كه چشمان دوختند     از سخن ها عالمي راسوختند

     جامعه اي كه معلمانش درس آزادگي و انسانيت را با قلم عشق و جوهر دانش برلوح دل هاي كودكان،نوجوانان و جوانانش مي نگارند،بذر سعادت و كاميابي را دركشتزارانديشه هاي نسلي مي پاشند كه خرمن بهروزي و بهورزي را در سير تكامل آن جامعه با چشم غيرمسلح نيزمي توان ديد.  

    بدون ترديد انسان هاي پاك و بزرگ در مكتب كساني درس بزرگي و عزّت مي آموزند كه خود نيز به اين ويژگي ها متخلـّــق و آراسته باشند. به تعبير معماربزرگ زبان فارسي،فردوسي توسي :« زِِِ ِ سستي،كژي زايد و كاستي»

   آيا مي توان آزادگي و سازش ناپذيري حسين ،جانبازي و فداكاري عبّاس و پرچمداري تداوم نهضت كربلا در دستان عصمت و غيرت زينب را ديد و تأثير مكتب درس مولاي عدالت جويان عالم،علي(ع) و گهواره ي تربيت زهراي اطهر(س) را ناديده گرفت؟

   مسلـّــماً درختسان لبريز ازشاخسارهاي پرميوه و گلستان مملو از طراوت و شادابي گل ،بدون دستان باصفاي باغبان كه گاه از چشمه ي معرفت و دانايي، آب زلال عشق رانثارش مي كند و گاه با تيغ محبت،خارش رامي پيرايــــد،ديري نخواهد پايـيـــد كه خــــــزانش چنان مي پژمرد كه يا به دشتي سياهرو بدل مي گردد يا به بيشه اي پر از گياهان خودرو و وحشي  كه پناهگاه وحوش و سباع مي شود و هيچ ابري نخواهد توانست دگرباره حياتش ببخشد و بوي طراوت و شادابي را درفضاي آن بپراكنـَد.

   به راستي اگرهريك ازشما پدران و مادران، باغي يا گلستاني داشتيد،حاضر مي شديد كه آن رابه باغباني بسپاريد كه چنان اورا در لجّه ي مضايق زندگي خويش فروبرده اند كه علي رغم ميل باطني و برخلاف نداي درونش،هرگزچنان كه بايسته و شايسته است  به امانت شما نتوانست رسيد؟ مگر فرزندان شما كم از باغ و گلزارند كه نسبت به سرنوشــــت آن ها بي تفاوت باشيد وچنان در مسابقه ي كسب مال و مكنت مستغرق گشته يا براي تأمين كمينـه نيازهاي ابتدايي زندگي فرورفته ايد كه مجا لي براي پرداختــــن به ميـــوه هاي باغ زنـــدگي خويش نداريد؟

   شايد دسته اي ازشما مردم درنگاه اوّل، وجود مدرسه و معلّمان باشرايط حال حاضر را براي رفع اين نياز،كافي و وافي مي دانيد و مي پنداريد كه« شهر درامن  و امان است  و مي توانيد آسوده بخوابيد» وبرخي ديگرنيز با تكيه بربالش قدرت و ثروت خود و سپردن نوباوگان خويش به مدارس پرطمطراق غيرانتفاعي و امثال آن يا فراهم نمودن امكان استفاده از معلـّم خصوصي و كلاس هاي تقويتي و كنكوري و ديگر فروشگاه هاي بزرگ دانش و معرفت كه بصيرت و بينش را كيلويي ياخرواري و يا به هرمقداركه سركيسه راشل نماييد،تقديم پول عزيزتان خواهند نمود، درعرش سيرمي كنيد و باورتان شده است كه بهشت موعود و مدينه ي فاضله را براي فرزندان خود خريداري نموده ايد.

   نه عزيزان،ما معلـّمان و فرهنگيان كه در بطن و مركز اين كارقرارگرفته و با خم وچم كارآشناييم، مي دانيم و با تمام وجود احساس مي كنيم كه آموزش وپرورش كنوني،نسل ها رابا نظام آموزشي فرسوده و نگاه سياسي و مديريت قرون وسطايي سياستمداران و مراكزتصميم سازي كشور، به تركستان نابودسازي ارزش هاي انساني و باتلاق استعداد سوزي هدايت مي نمايند.

   حكايت وضعيت كنوني آموزش وپرورش و معلـّمان آن به مثابه ي كشتي پوسيده اي است كه سياست پيشگان قدرت طلب همچون مشّاطگان چيره دست و چهره آرايان بي همتاي فيلم هاي سينمايي، زيبا و نگارينش ساخته اند و معلمانش را در محبس تبعيض و ناروايي زندگي سياست زده ، با تازيانه ي عدالت در اردوگاه هاي كار بااعمال شاقّـّه،همه ي توش و توانش را از او گرفته باشند و سپس ناخدايي آن كشتي را به اوسپرده و دراقيانوس پرتلاطم و بي انتهاي توقّعات و انتظارات  جامعه رهايش نموده باشند. اگر در اين آوردگاه تنازع براي بقا كه من وشما را به سوي آن كشانده اند،هنوز ذرّه اي از وجدان هاي موريانه خورده، باقي مانده است،به حكميت و داوري بنشينيد و بگوييد كه«آيا اين كشتي خوش نماي ازدرون پوسيده، باآن ناخدايان به زنجير بي عدالتي كشيده شده،مي تواند سرنشينانش را كه فرزندان اين كهن مرزبوم است به ساحل آرامش و سعادت برساند يا چنان آنها را در گرداب هاي سهمناك و دور ازكرانه ي نجات رهاساخته و خواهدساخت كه هريك با پانهادن برروي سر و تن ديگري، فقط خود رابينديشند و صحنه هاي دردناك «رازبقا»را تداعي بنمايند.»

    آري مردم عزيز،چه باوركنيد چه باورنكنيد،حقيقت همين است كه هست؛ تبعيض و بي عدالتي درميان كاركنان دولت،نگاه كور و نابخردانه ي دولتمردان و مجلس نسبت به مقوله ي تعليم وتربيت ، چنان عرصه را برفرهنگيان تنگ نموده كه با وجود آن كه مي خواهند معلـّم باشند و چه بسيارهم سعي و تلاش مي كنندامّا هرگزنمي توانند. مگر مي شود از دستان بسته،هنر و خلاقيـّــت را انتظارداشت؟

   بدانيد وآگاه باشيد كه برخلاف گفته ها و نوشته هاي قدرت طلبان مردم فريب در رسانه  هاي مختلف كه هرروز فقط دراخبار ونه درعمل برحقوق و مزاياي معلـّمان مي افزايند تا افكارعمومي رانسبت به آن ها بدبين نمايند،فرياد معلمان نه ازسرسيري و زياده خواهي است و نه براي اعتراض به حقوق و مزاياي ديگركاركنان كه كمترين حقّ ايشان براي زندگي است ؛ بلكه اعتراض ايشان براي مبارزه با تبعيضي است كه چنان آن ها را درتنگنا قرارداده كه به اجبار به مشاغل ديگربپردازند و نتوانند هدايتگر و پيامبر نسل ها و امانتدار امانت هاي مردم باشند به گونه اي كه اگرحجاب ازچشم عقل برداريد، خواهيد ديد كه محصول نهادهاي فرهنگ ساز امروز كشور،«دورافتادن روزافزون از ارزشهاي انساني و فاصله گرفتن بيش ازپيش از حريم باورهايي است كه شا لوده ي فرهنگ ديرينه ي ايراني اسلامي ماست» بدانيد كه مدارس باز است و معلـّــم حاضر امّا تعليم وتربيت،درتعطيلي نامحدود به سرمي برد و كسب معرفت همواره غايب. فريب كسب مقام هاي كاذب درالمپيادهاي جهاني را نخوريد و بدانيد كه هرگز اين مقام ها نمودار واقعي آموزش دركشورما نبوده بلكه يا حاصل استعداد فردي و تلاش بي منتهاي فرزندان شماست يا محصول آموزش هاي ويژه براي افرادي خاص. 

  امروزه فرهنگيان گاه برخلاف ميل وطبيعت خويش،اين كلاس هاي به ظاهــــر دايــر را مي بندند تا بتوانند دري به وسعت فرهنگ ارزشي نامحدود ملّت را به گونه اي واقعي برروي جامعه و فرزندان آن بگشايند. اعتراض و فرياد برمي آورند تا همگان بدانند كه  تصميم سازي هاي ناروا و ناصواب ،مانند ويروس، سراپاي بنيادي ترين مركز هرگونه توليد،توسعه و پيشرفت پايدار و واقعي يعني آموزش وپرورش را فراگرفته است و او را در وضعيت بيماري درحال احتضار قرارداده است.

   آري،معلـّــم كه وارث رسالت انبيا و امانتــدار حريم ايثار و خودفدايي شهداست هرگز نمي تواند دربرابر اين نابساماني ها و نابهنجاري ها كه نام خدمت به خلق خدا و پاسداري ازنظام وانقلاب برآن نهاده اند تا كس را ياراي اعتراض به حريم قدرت آن ها نباشد، سكوت نخواهند نمود زيرا نيك مي دانند كه « اشك كباب موجب طغيان آتش است »

همت کنید و این پیام را به شیوه های مختلف به مردم برسانید.

دوشنبه 1386/07/16 |

 

محكوميت دو عضو كانون صنفي معلمان به حبس تعليقي

وكيل مدافع دو تن از اعضاي شوراي مركزي كانون صنفي معلمان از محكوميت موكلانش به 3 و 4 سال حبس تعليقي خبر داد.

منيژه محمدي در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا اظهار داشت: علي‌اصغر منتجبي، عضو كانون صنفي معلمان به اتهام اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشور طبق ماده‌ي 610 قانون مجازات اسلامي از سوي شعبه‌ي 15 دادگاه انقلاب به تحمل 4 سال حبس محكوم شد كه شعبه‌ي 15 با توجه به وضعيت اجتماعي و سوابق موكلم طبق بند ب ماده‌ي25 قانون مجازات اسلامي اين حبس را به مدت 4 سال به حالت تعليق درآورد.

وي افزود: محمدتقي فلاحي از ديگر اعضاي كانون صنفي معلمان نيز به اتهام اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امينت كشور طبق ماده‌ي 610 قانون مجازات اسلامي با لحاظ وضعيت اجتماعي و سوابق طبق بند ب ماده‌ي 25 به سه سال حبس به مدت سه سال تعليق از سوي شعبه‌ي 15 دادگاه انقلاب محكوم شد.

وي گفت: در مدت معين نسبت به احكام صادره براي موكلانم تجديدنظرخواهي مي‌كنم.

منبع : فریاد معلم

دوشنبه 1386/07/16 |

 

محكوميت نایب رییس كانون صنفي معلمان ایران به 4 سال حبس تعليقي

محكوميت نایب رییس كانون صنفي معلمان ایران به 4 سال حبس تعليقي

وكيل مدافع يك عضو هيات مديره كانون صنفي معلمان از محكوميت موكلش به 4 سال حبس تعليقي خبر داد.
هوشنگ پوربابايي  اظهار داشت: حميد پوروثوقي، نایب رییس  كانون صنفي معلمان ایران كه به اتهام اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشور در شعبه‌ي 15 دادگاه انقلاب محاكمه شده بود به 4 سال حبس محكوم شد.

وي يادآور شد: دادگاه صادركننده راي به استناد بند ب ماده‌ي 25 قانون مجازات اسلامي مدت زمان حبس وي را به ميزان 4 سال معلق كرده است و ما در مهلت مقرر نسبت به راي صادره تجديدنظرخواهي مي‌كنيم.

دوشنبه 1386/07/16 |

 

انحلال کانون صنفی معلمان کرمانشاه !

 

انحلال کانون صنفی معلمان کرمانشاه !      

به نام حضرت دوست

همکاران گرامی

سرانجام در تاریخ 14/6/1386 پس از چندماه کش و قوس، فرمانداری کرمانشاه انحلال  رسمی کانون صنفی معلمان کرمانشاه را به این تشکل پویا و تاثیرگذار ابلاغ نمود و کتبا اعلام کرد که براساس نامه ی مدیر کل سیاسی انتظامی وزارت  کشور و مصوبه ای از جلسه ی کمیسیون ماده ی ده احزاب و تشکل ها، مجوز کانون صنفی معلمان کرمانشاه باطل و هرگونه فعالیت تحت عنوان کانون یاد شده ممنوع می باشد.

اکنون که  تلاش این کانون برای اعتلای فرهنگی کشور و نیل به ایرانی توانمند درسایه ی عدل  اسلامی، مهرغیرقانونی بودن بر پیشانی آن زده اند، همه ی همکاران ارجمند برای خروج از این وضعیت به یاری فکری و مشورتی طلبیده می شوند.

امید است که از دیدگاه های ارزشمند خویش این تشکل را بهره مند سازید. به نقل از معلمی از دیار سربداران

پنجشنبه 1386/07/12 |

 

نامه به خانم لوئیز آریور فعال حقوق بشر

همكاران عزيز!

با شنيدن خبر سفر خانم لوئيز آربور به ايران، درصدد برآمديم تا از اين فرصت استفاده كرده و با ارسال نامه، صدای اعتراض خود به دولت را، از اين طريق به گوش جهانيان برسانيم هرچند اين خود ما هستيم كه سرنوشت خودمان را رقم مي زنيم ولي معتقدیم؛ از هيچ فرصتی برای به كرسي نشاندن خواست هاي خود نبايد دريغ كرد.

نامه ی زير توسط برخي از همكاران و فرهنگيان محترم تنظيم شده است و اميدواريم كه توانسته باشد تا حدودی حرف های ناگفته ی بقيه ی دوستان را بيان كرده باشد. به اميد رسيدن همه ی معلمان شريف و زحتمكش به خواسته های واقعي خودشان!

 

خانم لوئيز آربور!

با سلام و احترامات فراوان

مطلع شدم كه براي بررسي مسائل حقوق بشر به كشور ما قدم گذاشته ايد. ضمن خوش آمدگويي، اجازه بدهيد چند جمله اي هر چند بسيار مختصر از وضعيت نابسامان اقتصادي اقشار جامعه و به ويژه قشر فرهنگيان ایران را برايتان بنويسم.

 28 سال و اندي است كه از انقلاب اسلامي ايران مي گذرد و دراين بين، نتيجه ی  اين انقلاب، بر اركان مختلف ميهنمان را بيش از همه، مردم ما به طور روزمره؛ آن هم با تورم سرسام آور، گراني جهشي مايحتاج عمومي خود، هم چنين با فقر ناشي از افت خريد، با بيكاري روز افزون و عوارضي كه اين بيكاري به دنبال داشته است، لمس مي كنند!

ديگر رنگ شب ها در هيچ خانه اي ,رنگ زيباي خنده نيست و آن چه خودنمايي ميكند عرق شرمي است كه بر جبين پدران و مادران زحمت كش نقش بسته است. عرقي كه پس از گذران يك روز پر تلاش با دستي خالي تر از ديروز بر چهره ی پدر خودنمايي مي كند.

به زودی مدارس بازگشايي می شوند! شروع مدارس براي ما نه شروع سالي مملو از درخشندگي نوباوگانمان،بلکه؛ آغاز زنگ فلاكت بار رنج و محنت است!

ديگر بر روي تابلوهای سياه كلاس مدرسه نمي توان نوشت كه ۱=۱

چرا كه كودكانمان مي دانند كه نيست!

ديگر بر روي تابلوهاي سياه كلاس مدرسه نمي توان نوشت كه بابا نان داد!

چرا كه كودكانمان مي دانند بابا نان ندارد!

 ديگر بر روي تابلوهاي سياه كلاس مدرسه نمي توان نوشت كه بابا آب داد!

 چرا كه كودكانمان مي دانند بابا آب ندارد!

بله! نمي توان سنت هاي ديرپاي آموزش را براي فرزندانمان در كلاس هاي درس پاينده و جاويد كرد چرا كه فرزندان ما، از هر قشري كه باشيم، تنها با يك مفهوم آشنا هستند؛ و آن اين كه ”بابا فقير است و هيچ ندارد!“                           

در واقع مديريت فعلي و در رأس آن سركردگان حكومتي، حيات و معيشت مادي افراد و خانواده هاي ايراني و در حقيقت نسل هاي آينده را با سياست هاي خود در معرض خطر قرار داده اند.

 

خانم لوئيز آربور گرامی!

تا به حال به عنوان يك انسان به اين نکته فكر كرده ايد كه عواقب اين بي عدالتي ها در ايران و در اركان جامعه ی ايران، تحت حاكميت نالايق، چه خواهد بود؟ و اين كه ادامه ی اين روند چه فجايعي را به بار خواهد آورد؟ 

كشور ما امروز به علل مسائل سياسي و حق كشي هاي اجتماعي و عدم رعايت حقوق اجتماعي در جامعه به قهقرا رانده شده است و در لبه ی پرتگاه قرار دارد. بيش از يكصد سال است كه ايران بستر رشد خود را به علل نداشتن حقوق اوليه ملت از دست داده است. 

اين گرفتاري، اين فقر لجام گسيخته ی اجتماعي، اين حجم از نداري و فلاكت، اين تعداد از مردمي كه زير خط فقر يا بهتر بگويم؛ ”زير خط مرگ“ گذران زندگي مي كنند، آن هم در سرزميني كه بر روي اقيانوس هاي نفت شناور است، اين آمار سرسام آور فجايع اجتماعي كه تماماً ناشي از فقر و بيكاري جوانان و بي هويتي آنان است از اين رو كه با فساد مالي بي سابفه، تحت تأثير سياست هاي دولت فعلي توأم شده است، نتيجتاً راه به يك فاجعه ی ملي و فقر بي سابقه، عليرغم داشتن سرمايه ی عظيم و بي شمار خدادادي در ايران برده است.

 اگر نگاهي حتي گذرا به تاريخ درخشان مبارزاتي كشور ما بياندازيد با دكتر محمد مصدق آشنا خواهيد شد! ما به اين رهنمود هميشه معتبر و پابرجاي دكتر مصدق يعني اين كه نفت سرمايه است، اگر بيرونش مي آوريم بايد تبديل به احسن بشود، بايد تبديل به سرمايه ی صنعتي و اقتصادي و زيرساخت هاي اقتصادي بشود تا بتواند رونق اقتصادي ايجاد كند نه اين كه براي مصارف روزانه ی دولتمردان و آقازاده هاي آنان، اعتقاد داريم.  

اين همان پايه و مبنايي است كه متأسفانه در دولت فعلي شاهد ركود و در نهايت مرگ اين سياست مردمي و برخوردي به غايت ضد انساني و ضد ملي در تنظيم رابطه با سرمايه هاي ملي و ميهني اين كشور هستيم.

اين روزها فقر و گراني در جامعه بيداد مي كند و بسياری از اعتراضات انجام شده در سطح كشور، به خاطر فقر فزاينده و نداشتن قدرت خريد براي اقلام ضروري مي باشد. درآمدهاي نفتي ما به جيب حاكمان رفته و مردم ستمديده و محروم از آن كوچكترين سهمي ندارند. غارتگري و چپاول در حكومت فعلی نهادينه شده ولی سهم مردمِ كمدرآمد كشورمان از اين ثروت ملی، فقر و گرانی است.

دولت احمدي نژاد با شعار ”نفت بر سر سفره مردم روی كار آمد و حالا همان سفره ی بخور و نمير قبلی را هم دارند پاي سياست های بي خاصيت اتمی جمع مي كنند!

 

خانم لوئيز آربور!

اين نوشته بيان دردهای دل آموزگاری است كه با عشق به آموختن، اين شغل را برگزيد. هر چند ناقص و اجمالي اما تلاش كردم شمه ای از چهری دهشتناك هيولای فقر و نداری در ايران را برايتان به تصوير بكشم.

با اميد به اين كه شما هم به عنوان مسؤول رسيدگی به وضعيت اسفبار اين كشور، وظيفه ی انساني خود را فراموش نكنيد و حالا كه فرصتي براي سفر به ”سرزمين فراموش شدگان“ يعنی ايران برايتان ميسر شده است، گامی مفيد و انسانی در اين زمينه برداريد.

 

با احترام و سپاس

... از جامعه ی فرهنگيان ايران

پنجشنبه 1386/07/12 |

 

پیشنهادات قابل تامل

پیشنهادات قابل تامل

معلمان و راه پیشروی: اعتراضات و اعتصابات قدرتمند معلمان در اسفند ۸۵ آخرين صحنه هاى مبارزه آزاديخواهانه در سال گذشته بود. سال گذشته را معلمان با اجتماعات با شکوه خود به پایان رساندند و جمهورى اسلامى با سرکوب و دستگيرى در اجتماعات پايانى٬ تلاش کرد حرف آخر را بزند. نفس اين مبارزات تأثيرات بسيار مثبتى بر فضاى سياسى ايران و تحرک خود معلمان گذاشت. اما مسائل گرهى و نقاط ضعف در اين دوره کدامند؟ معلمان چگونه مي توانند پيشروى کنند و پيروزى را تضمين کنند؟ وظايف ديگر جنبش هاى اعتراضى جامعه در قبال اين اعتراضات چيست؟ اقدامات و شعارهاى کليدى کدامند؟

دستاوردها تاامروز: اعتراضات و اجتماعات معلمان در دوره ی اخير يک پيشروى سياسى در فضاى ايران بود. ميتينگ هاى گسترده و تقريباً سراسرى که بيش از صد هزار نفر معلم در آن شرکت داشتند و حمايت قلبى وسيعى که در ميان ديگر معلمان و جنبش آزادى و برابرى داشت٬ در حد خود يک پيشروى است. اين اعتراضات با تمام مشکلات و ضعف هايش نشان داد که؛ معلمان ساکت ننشسته اند٬ مرعوب نشده اند٬ پاى خواسته هايشان هستند٬ دولت و مجلس و نمايندگان را به مصاف طلبيدند٬ اميدوار و خوش بين اند٬ به قدرت متشکل خود بيشتر از گذشته اتکاء کرده اند٬ مصمم اند و کوتاه نمى آيند. اين تفاوت اصلى اين دور مبارزه ی معلمان با سال هاى گذشته بود. اين بار معلمان با توان و نيروى وسيع تر و با هماهنگى و وحدت عمل گسترده تر به ميدان آمدند. اشکال اعتراضى پيشروتر بود. کمتر اسير جدال جناح ها بود. مهم تر از همه٬ بر فضاى انتظار و نگرانى جامعه ناشى از جدال تروريست ها و تبليغات پوچ و ارتجاعى حول "انرژى هسته اى" و... تأثير تعيين کننده داشت. درست در شرايطى که ارکستر ناميمونى براى کشاندن مردم پشت سياست هاى اتمى در تلاش بود٬ معلمان با يک حرکت گسترده از رفع تبعيض سخن گفتند و در تغيير فضا به نفع جنبش آزادى و برابرى نقش ايفا کردند. جنبش کارگرى اميدوارتر شد و فعالين جنبش هاى اجتماعى به استقبال و حمايت از اين مبارزات رفتند. معلمان سال گذشته را با عزم و روحيه ی مبارزه جویى و حق طلبى به پايان بردند و اين پيش درآمدى براى حضور گسترده تر در سال جديد٬ در روز معلم است.

مجمع عمومى تشکيل دهيد! اين مبارزات درعين حال که معلمان در آن گسترده شرکت داشتند٬ فاقد مکانيزمى مستمر براى دخالت توده ی معلمان بود. در مواردى به درست تصميمات و قرارهاى بعدى در اجتماع معلمان اعلام مي شد. اين اقدام خوب بايد همه جا سنت شود. اما بعد از اجتماعات معلمان در مناطق و مراکز آموزشى ظرفى براى دخالت و تأثيرگذارى بر روند تصميمات نداشتند. فقدان چنين مکانيزمى بر روايات وبلاگى و شايعات در متن يک مبارزه دامن مي زد. برخی هم بيکار نبودند و از انواع شانتاژ و دروغ عليه معلمان در رسانه هايشان مي نوشتند. رهبرى اين اعتراضات به روز اجتماع در مقابل مجلس خلاصه نمي شود٬ مهم تر از آن ايجاد وحدت در ميان معلمان و به ميدان کشيدن آنان است. معنى واقعى شعار "مشکل ما حل نشه٬ مدرسه تعطيل ميشه" چيست؟ معلمان مي گويند ما مي توانيم مدارس و مراکز آموزشى را با ميليون ها دانش آموز به اعتصاب بکشانيم. چنين اعتصابى  حتى اگر يک هفته طول بکشد٬ دولت را در مقابل معلمان شکست مي دهد و فضاى سياسى را زير و رو مي کند. اين اخطار عملى است و زمينه ی اجتماعى گسترده دارد. اما براى تحقق آن بايد توده ی وسيع تر معلمان را متحد کرد و متحد نگاهداشت. موانع چنين حرکتى را شناخت و خنثى کرد. در غير اين صورت همواره اين خطر وجود دارد که تمايلاتى دست بالا را پيدا کنند که معلمان را خانه نشين مي کند و در کريدورها دنبال نامه ی اعتراضى دادن به دولت است. يک شرط مهم پيشروى و پيروزى اين اعتراضات دخالت گسترده ی توده ی معلمان مدارس هر منطقه به طور مستمر در مجامع عمومى معلمان است. عليرغم اين که هنوز معلمان در تلاش براى تشکل اند٬ حضور معلمان در اين ابعاد در اجتماعات و يا در تحصن ها و اعتصاب در مدارس نشان داده که ظرفيت هاى بسيار گسترده اى در اين جنبش وجود دارد. براى دخالت توده ی معلمان در حرکت و تبیين حرکت٬ لازم است مکانيزم دخالت آنان را روشن کرد. مجمع عمومى معلمان مکانيزمى است که قدرتى فوق العاده به اين اعتراضات مي دهد. معلمان مي توانند در هر منطقه، مجمع عمومى معلمان مدارس را برقرار کنند. تلاش کنند بيشترين معلمان هر مدرسه را در آن دخيل کنند. سوالات و مشکلات را به بحث بگذارند٬ راجع به تلاش هاى تاکنونى و راه پيشروى و چه بايد کرد حرف بزنند. تصميم بگيرند و براى اجراى آن مستقيماً نمايندگان و سخنگويانشان را برگزينند. اگر در هر شهر و مناطق آن معلمان ايجاد مجامع عمومى معلمان را در دستور خود بگذارند٬ در گام اول جمعيت بسيار وسيعترى از معلمان به ميدان خواهند آمد. اين مکانيزم دخالت مستقيم هر معلم را تأمين مي کند و صفى از رهبران معلمان را جلو صحنه مي گذارد. مجمع عمومى و انتخاب نمايندگان و سخنگويان معلمان توسط خود معلمان٬ مکانيزمى است که مستقيماً تمايلات معلمان و سطح اعتراض آن ها را منعکس مي کند. اين تنها مي تواند ضامن پيشروى باشد. خواست هاى معلمان روشن است. عصابنيت آن ها گسترده است. عملکرد دولت و آموزش و پرورش و وعده وعيدها هم بر همه روشن است. سرکوب جلوى مجلس را سال هاى قبل هم تجربه کرده بوديم. آن چه روشن است و در تظاهرات ها هم اعلام شد و بر پلاکاردها نوشته شد اينست که؛ "فرياد ما و خواب شما پايانى ندارد"!٬ "مشکل ما حل نشه٬ مدرسه تعطيل ميشه"! معلمان بايد در سال جديد متحدتر به ميدان بيايند. فرياد و تهديدشان را در صورت سر دواندن بيشتر عملى کنند. اعتصاب را در دستور بگذارند٬ براى آن نيروى کافى بسيج کنند و با قدرت و برنامه ی روشن وارد آن شوند. مجمع عمومى؛ مي تواند اين عزم و اراده را عملى کند.

حمايت داخلى و جهانى لازم است: در دنياى امروز هر مبارزه اى براى پيشروى بايد اجتماعى و به مسئله ی روز جامعه تبديل شود. معلمان اين توان را دارند که با سهولت حمايت وسيعى در ايران و خارج ايران کسب کنند و از آن به عنوان اهرم فشار به حکومت در مبارزشان نفع ببرند. تا همين امروز بزرگترين سازمان هاى کارگرى با ميليون ها عضو از خواست هاى معلمان حمايت کردند. در ايران محافل و نهادهاى کارگرى حمايتشان را اعلام کردند. مجامع عمومى معلمان مي توانند خطاب به مردم٬ به طبقه ی کارگر که خود يک بخش آنند٬ به جنبش آزادى زن٬ به دانشجويان٬ به سازمان هاى کارگرى و کنفدراسيون هاى معلمان در جهان٬ بيانيه بدهند. خواست هايشان را اعلام کنند و خواهان حمايت آن ها شوند. در بيانيه هايشان عليه فقر و تبعيض که درد اکثريت عظيم مردم ايران است حرف بزنند. درد مشترک را بايد با صداى مشترک فرياد زد. کمپين جهانى و داخلى در حمايت و تقويت اين مبارزات جاپاى محکمى به اين اعتراضات در کل جامعه مي دهد و حفاظ امنيتى بزرگى براى فعالين و رهبران معلمان ايجاد خواهد کرد.

در مدارس کار کنيد: دانش آموزان و دانشجويان نقش بسيار مهمى در اين اعتراضات مي توانند ايفا کنند. اين يکى از نقاط قوت مهم اعتراضات معلمان در هر جائى است.
در اين دور مبارزه ی معلمان؛ در برخى جاها، دانش آموزان حمايت کردند و در جاهائى مانند خوزستان در حمايت از معلمان؛ مبتکر تعطيل مدارس شدند.
معلمان، بايد با دانش آموزان رابطه ی عميق ترى ايجاد کنند. در باره ی مشکلاتشان و ضرورت حمايت دانش آموزان حرف بزنند. نگرانى هاى آن ها و والدينشان را پاسخ دهند. از هم اکنون در مقابل هر فضاى تحريک عليه اعتصاب کار کنند. حمايت دانش آموزان و والدين آن ها يک جهش بزرگ در اين مبارزه است که افق پيروزى آن را شفاف تر ميکند. خود دانش آموزان بايد رأساً دست به کار شوند. در هر دبيرستان و مدرسه چند فعال دانش آموزان مي تواند کل مدرسه را بسيج کند. دانش آموزان بايد در شکلى علنى و متحد از خواست هاى معلمان حمايت کنند. عليه شرايط بد آموزشى و شلوغى کلاس ها و مشکلاتى که براى معلم و تدريس و غيره به وجود آورده اند اعتراض کنند. معضلات را با والدينشان طرح کنند و راه حمايت از معلمان را هموار کنند.

 تبليغات گسترده تر لازم است: صدور يک گزارش و اطلاعيه بعد از اجتماعات پانزده، بيست هزار نفره ناکافى است و ارزش و جايگاه اين مبارزات را کوچک مي کند. يک رابطه ی مستمر کتبى و اعلام موضع با معلمان و جامعه لازم است. خواست هاى روشن معلمان بايد براى هر معلم مثل اسم خودش روشن باشد. بيانيه ی سراسرى مطالبات معلمان بايد تدوين شود. بايد جنبش هاى ديگر از آن مطلع باشند. بايد مرتب نهادها و روزنامه ها و رسانه ها از آن اسم ببرند. بايد در مورد اين خواست ها بحث در ميان معلمان رايج شود. يک اعتراض موفق بدواً خود را به مسئله ی روز جامعه تبديل مي کند. اسناد و تراکت هائى بايد در اين زمينه تدوين شود و وسيعاً پخش شود. گزارشات و جمع بندى اعتراضات اين دوره بايد در اختيار همگان باشد. سايت ها و وبلاگ ها و شبکه هاى خبرى بايد ايجاد کرد و به سرعت در دنياى اينترنت موضوع را به همه گوشه ی جامعه "لينک" کرد. استنتاجاتى به عنوان خواست مشخص تر بايد از بین خواست هاى معلمان تهیه کرد. مثلاً معلمان خواهان افزايش دستمزد اند. بايد رقمى را تعيين کنند و اعلام کنند. بحث حداقل دستمزد؛ مسئله ی کل طبقه ی مزدبگير است. حداقل دستمزد بايد تعيين شود. معلمان در اين مورد بايد حرف روشن بزنند. در مورد مسئله ی مسکن بايد خواست هاى روشنى را مطرح کرد. وام مسکن و بن ها کافى نيست. "مسکن مناسب" بايد شعار معلمان باشد و براين اساس خواست هايشان در اين زمينه دقت کنند. نشريه و خبرنامه ی معلم منتشر کنيد. معلمان به يک مرجع معتبر و سراسرى نياز دارند که بخش کثيرى به آن مراجعه مي کنند و مي توانند در آن دخالت کنند. سايت هاى فردى و سايت کانون صنفى پاسخ اين نياز را نمي دهد. در چنين نشريه و خبرنامه اى مي توان گزارش هاى دقيق و روشنى از فضاى آموزشى و مدارس در ايران٬ اولويت ها و سياست ها٬ تناقضات و ضديت آن با آموزش علمى٬ معضلات و کمبودهاى مدارس٬ آئين نامه ها و قوانين دست و پاگير در نهاد آموزشى٬ درد دل ها و نظرات معلمان٬ گزارشات از ابتکارها و اعتراضات معلمان در هر گوشه ی کشور٬ انتشار خواست ها و فراخوان ها را منتشر کرد. يک نشريه و خبرنامه ی اينترنتى مي تواند به سرعت در خانه ی هر معلم جايش را پيدا کند. رهبران معلمان، براى تماس و حرف زدن با همکارانشان و جامعه به ابزارهایى اجتماعى نياز دارند. اين يک اهرم مهم انسجام اين مبارزه است. بايد در بيانيه ها و قطعنامه ها خواست هاى مشترک را تدوين کرد. بايد از مبارزات موجود با روشنى دفاع و اعلام حمايت کرد. طبقه ی کارگر بايد در يک قامت سراسرى از مبارزات معلمان حمايت کند و متقابلاً معلمان به عنوان بخشى از اين طبقه از خواست ها و اعتراضات جنبش کارگرى دفاع کند. يک سوال و حرف واقعى مردم  و معلمان اينست که چرا پول براى سانتريفوژ و تاسيسات هسته اى و موشک هست٬ اما حقوق معلمان و کارگران پرداخته نمي شود؟ چه کسى از ما براى ساختن بمب و موشک و غيره نظر پرسيده است؟ کجا معلمان و کارگران گفته اند "انرژى هسته اى حق مسلم ماست"؟ اين سوالات واقعى و عميق اند. بايد همه جا گفت و فرياد زد چرا مفت خورها و آقا زاده ها حقوق هاى بيست ميليونى مي گيرند٬ ده جا شرکت و کاخ سلطنتى بپا کردند٬ اما کارگران و معلمان حقوق معوقه شان هم پرداخت نمي شود٬ در فقر و فلاکت بسر مي برند٬ و اعتراض برحقشان سرکوب مي شود؟ چرا براى ... پول هست اما براى ما نيست؟ بايد در اجتماعات و مجامع معلمان و در جامعه همين سخنان واقعى و روشن را گفت و به حرف همگانى تبديل کرد. کارگران و معلمان اعلام کنند؛ "زندگى مرفه و ايمن حق مسلم ماست"!٬ "لغو قرارداد موقت و ايمنى شغلى حق مسلم ماست"!٬ "بيمه ی بيکارى مکفى حق مسلم ماست"!٬ "تشکل و اجتماع و اعتراض حق مسلم ماست"!

ما بايد در مقابل بالائى ها و سردواندن ها و شعارهاى کج و معوج٬ حرف روشن خود را به زبان ده ها ميليونى کارگران و مردم اعلام کنيم. اين يک مکانيزم اتحاد و بسيج حول يک سياست و جهت واحد است. روز معلم روز اعتراض به تبعيض و بى عدالتى و روز اعاده ی حرمت انسانيت ما و اعلام توقع انسانى مان براى کل جامعه است. به استقبال روز معلم برويم. بر موانع و ضعف ها با تلاش و کوشش فائق شويم و صفى متحد و خوشبين را در اين روزها براى آزادى و برابرى به ميدان بکشيم.

برداشتی آزاد از: سياوش دانشور

 

صدای معلم: ضمن احترام به نظر ایشان باید عرض کنم که در ایران معضلاتی وجود دارد که برای هر ایرانی که در ایران زندگی می کند اظهر من الشمس است و رسیدن به این حد از آزادی و آگاهی، فرایندی طولانی اما دست یافتنی است. با وجود این که اصل مقاله بسیار تندتر از این بود که می بینید باز هم انتقاداتی بر آن وارد است، هر چند که خمیر مایه های درست فراوانی در آن می توان یافت و انگیزه ی ما از انتشارش نیز جز این چیزی نیست. نظر شما؟

پنجشنبه 1386/07/12 |

 

بیانیه ی کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت بازگشایی مدارس

 
 
                       به نام خداوند جان وخرد       
 
همکاران گرامی، فرهنگیان شجاع
    بر آن نبوده و نیستیم که شیرینی آغاز سال تحصیلی را که با ماه مبارک رمضان هم زمان گردیده با ذکر حوادث ناگوار گذشته و واقعیت­هایی که با آن­ها روبرو هستیم بر شما تلخ نماییم، اما از آن جایی که دانستن و آگاه بودن را حق همه می­دانیم، به عنوان یک نهاد مدنی که برخاسته از متن جامعه فرهنگیان است وظیفه خود می­دانیم، که از آن چه طی ماه­های اخیر بر ما گذشت و همچنین پی­گیری­ها و فعالیت­های انجام گرفته شما را با خبر نماییم.
برادران و خواهران فرهیخته،
    همانگونه که می­دانید، پی­گیری­ها و فعالیت­های تشکل­های صنفی معلمان با پشتیبانی شما عزیزان منجر به ارائه ی لایحه مدیریت خدمات کشوری (نظام هماهنگ پرداخت) از سوی دولت سابق به مجلس شورای اسلامی شد، و مجلس هفتم در اولین روز کاری خود با "الزام دولت به تصویب کلیات این لایحه آن را افتخار مجلس هفتم نامید و تحقق همه وعده­ها و پاسخ به همه خواسته­های بر حق فرهنگیان را منوط به اجرای این لایحه نمود." اما با گذشت بیش از سه سال از تصویب کلیات این لایحه به دلیل ایرادات متعدد شورای نگهبان و همچنین مخالفت و مقاومت شدید دولت در برابر اجرای آن عملاً این لایحه از دستور کار مجلس و دولت خارج گردید، و امیدهای فراوانی که به ویژه برای فرهنگیان ایجاد شده بود، همگی نقش بر آب شد.
    در همین مقطع (ماه­های دی تا اسفند 85) تشکل­های صنفی فرهنگیان تحت عنوان شورای هماهنگی تشکل­های صنفی که از اتحاد کانون­های صنفی معلمان سراسر کشور شکل گرفته است در پاسخ به خواست عمومی فرهنگیان تجمع آرامی را در مقابل مجلس شورای اسلامی و به منظور تأکید بر خواست فرهنگیان بر اجرای بدون قید و شرط لایحه ی مدیریت برگزار نمودند، که حضور چندین هزار نفراز فرهنگیان در تجمعات خود جوش بعدی گواه روشنی بر خواست قلبی و اراده ی جمعی معلمان برای پی­گیری این لایحه بود.
    تجمعاتی که هر بار با متانت کامل آغاز و بدون هیچگونه برخورد و مسأله­ای پایان می­یافت، و نظم و همدلی فرهنگیان می­توانست، الگوی مناسبی از مردمسالاری را در نظام جمهوری اسلامی ایران به نمایش بگذارد، و جا داشت که مسئولین محترم با پاسخ به موقع و منطقی، به این تجمعات آرام پایان داده و لبخند رضایت را بر لب­های مردان و زنان حاضر در مقابل مجلس بنشانند.
    اما با تصمیمات نسنجیده و غیرمنطقی که از 23 اسفند آغاز شد عملاً کام همکاران فرهنگی و مردمی که شاهد و پی­گیر این ماجرا بودند، تلخ و بدخواهانی که به دنبال ایجاد شکاف در صفوف ملت هستند شادکام شدند.
    بازداشت صدها معلم در 23 اسفند و فرستادن آن­ها به سلول­های انفرادی، ضرب و شتم معلمان در مقابل مجلس و وزارت آموزش و پرورش و در انظار عمومی، صدور احکام آماده به خدمت برای صدها معلم دلسوز، صدور احکام تبعید برای فعالان صنفی، اخراج و بازنشستگی اجباری برخی از فعالان، احضار و برگزاری دادگاههای تخلفات وانقلاب برای ده­ها فعال صنفی به ویژه اعضای هیئت مدیره تشکل­های صنفی در سراسر کشور و در انتها لغو مجوز فعالیت برخی از تشکل­ها از جمله اقداماتی بود که به منظور سرکوب حرکت حق­طلبانه معلمان ایران صورت گرفت، و اگر نبود پی­گیری و حمایت شما همکاران ارجمند قطعاً ادامه راه برای تشکل های صنفی و نمایندگان شما در این تشکل­ها غیرممکن می­شد.
همکاران گرامی؛
    پس از حوادث اسفند سال 85 کانون صنفی معلمان ایران در پیوند با سایر نهادهای مدنی مستقل، تلاش­های ارزنده­ای در دفاع از حقوق معلمان نموده، و با حضور در اتحادیه ی جهانی معلمان سعی در نهادینه کردن فعالیت­های خود از طریق عضویت در مجامع بین­المللی داشته است. در این راستا نماینده کانون صنفی معلمان ایران به دعوت این اتحادیه در پنجمین کنگره جهانی اتحادیه معلمان سراسر جهان که بیش از 50 میلیون معلم عضویت آن را پذیرفته­اند شرکت نموده و به این وسیله زمینه ی عضویت دائمی معلمان ایران را در این اتحادیه فراهم نموده است، که قطعاً در آینده شاهد دستاوردهای ارزنده این حضور بین­المللی خواهیم بود. همچنین استقامت و پایداری تشکل ها ی صنفی و شما همکاران آگاه در سراسر کشورنتایج مفید و غیرقابل انکاری داشته است، که نادیده گرفتن آن­ها حاصلی جز ایجاد یأس و بی­تفاوتی نخواهد داشت.
    افزایش نسبی حقوق معلمان، افزایش سقف ارتقاء شغلی، افزایش هر چند اندک عائله­مندی بازنشستگان و فوق­العاده سختی شرایط کار، اعطای همزمان ارتقای شغلی و همترازی به دارندگان مدارک کارشناسی ارشد و بالاتر و... بخشی از دستاوردهای حرکت صنفی معلمان بوده است.
    اما در کنار این دستاوردها هزینه­ها و تضییقاتی که طی این دوران در حق فعالان صنفی و معلمان دلسوز صورت گرفته نیز غیرقابل انکار است.
به طور مثال:
اصل 23 قانون اساسی صراحتاً اعلام می­دارد که: «هیچ کس را نمی­توان به صرف داشتن عقیده­ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.»
اصل 8 قانون اساسی «امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه­ای همگانی می­داند.»
اصل 9 قانون اساسی می­گوید: «هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی­های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند.»
اصل 22 قانون اساسی « حیثیت، جان، حقوق، مسکن و شغل اشخاص را از تعرض مصون دانسته است   
اصل 26 قانون اساسی « شرکت در انجمن­های صنفی را آزاد دانسته و می­گوید هیچ­ کس را نمی­توان از حضور در این انجمن­ها منع کرد.»
و اصل 27 قانون اساسی « تشکیل اجتماعات و راهپیمایی­ها را بدون حمل سلاح به شرط آن که مخل مبانی اسلام نباشد آزاد می­شمارد. »
    با توجه به اصول فوق توهین و ضرب و شتم معلمان در کنار خانه ی ملت و بازداشت آنان در مقابل دیدگان مردم، صدور احکام تبعید و اخراج و انفصال، ممنوعیت افراد برای عضویت در کانون­های صنفی معلمان و جلوگیری از تجمعات و همایش­های معلمانی که سلاحی جز قلم و ایمان ندارند،چه توجیهی دارد؟ کدام اصل قانون اساسی یا قانون حقوق شهروندی اجازه می دهد، که معلمان رادرزندان­های انفرادی و با چشم­بند، بدون دسترسی به وکیل مورد بازجویی قراردهند؟ براساس کدام منطق شرعی یا حقوقی بعضی­ها به خود اجازه دادند، تا در پاسخ به خواسته­های بر حق کسانی که با آرامش تمام نسبت به وضعیت نامناسب حقوقی خود اعتراض نموده­اند ازخشونت استفاده نمایند؟
    با این وصف، ضمن اعتراض شدید به روند موجود، امیدواریم مسئولان محترم کشور در آغازسال تحصیلی با لغوهمه ی احکام صادرشده برای معلمان، راه تعامل و گفت و گو را باردیگرباز نمایند.    
    در پایان با شادباشی دوباره به مناسبت آغاز سال تحصیلی به همه ی  معلمان، دانش­آموزان و اولیاء محترم آنان، کانون صنفی معلمان ایران حق خود می داند، که به مناسبت 13 مهر (5 اکتبر) روز جهانی معلم مراسمی ویژه همگام و همسو با سایرمعلمان جهان برگزارنماید. لذا از مسئولان محترم در وزرات کشور، وزارت آموزش و پرورش و استانداری­ها تقاضا می­شود به این حق قانونی فرهنگیان احترام گذاشته و تمهیدات لازم را برای برگزاری مراسم این روز  فراهم نمایند.
    ضمناً از کلیه ی معلمان سراسرکشورانتظار داریم که در روزپنج­شنبه مورخه ی ۱۲/مهرماه/۱۳۸۶ازساعت ۱۰تا۱۲ در نوبت صبح و۱۵تا۱۷ در نوبت عصر نخستین جلسه ی شورای هماهنگ معلمان مدارس سراسر کشور را تحت عنوان زنگ همبستگی معلمان برگزار نمایند و ضمن تبادل نظرپیرامون مسائل آموزشی، تربیتی و صنفی معلمان با امضای طومارها وارسال آن به مجلس شورای اسلامی، برخواست خود مبنی براجرای لایحه مدیریت خدمات کشوری و رفع مشکل فعالان صنفی تأکید نمایند. قبلا ازهمکاری مدیران محترمی که در برگزاری این شورا در کنار معلمان هستند تشکر می کنیم .
 
با سپاس
کانون صنفی معلمان ایران
۴/مهرماه/۱۳۸۶

پنجشنبه 1386/07/12 |

 

بیانیه ی کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت بازگشایی مدارس

 
 
                       به نام خداوند جان وخرد       
 
همکاران گرامی، فرهنگیان شجاع
    بر آن نبوده و نیستیم که شیرینی آغاز سال تحصیلی را که با ماه مبارک رمضان هم زمان گردیده با ذکر حوادث ناگوار گذشته و واقعیت­هایی که با آن­ها روبرو هستیم بر شما تلخ نماییم، اما از آن جایی که دانستن و آگاه بودن را حق همه می­دانیم، به عنوان یک نهاد مدنی که برخاسته از متن جامعه فرهنگیان است وظیفه خود می­دانیم، که از آن چه طی ماه­های اخیر بر ما گذشت و همچنین پی­گیری­ها و فعالیت­های انجام گرفته شما را با خبر نماییم.
برادران و خواهران فرهیخته،
    همانگونه که می­دانید، پی­گیری­ها و فعالیت­های تشکل­های صنفی معلمان با پشتیبانی شما عزیزان منجر به ارائه ی لایحه مدیریت خدمات کشوری (نظام هماهنگ پرداخت) از سوی دولت سابق به مجلس شورای اسلامی شد، و مجلس هفتم در اولین روز کاری خود با "الزام دولت به تصویب کلیات این لایحه آن را افتخار مجلس هفتم نامید و تحقق همه وعده­ها و پاسخ به همه خواسته­های بر حق فرهنگیان را منوط به اجرای این لایحه نمود." اما با گذشت بیش از سه سال از تصویب کلیات این لایحه به دلیل ایرادات متعدد شورای نگهبان و همچنین مخالفت و مقاومت شدید دولت در برابر اجرای آن عملاً این لایحه از دستور کار مجلس و دولت خارج گردید، و امیدهای فراوانی که به ویژه برای فرهنگیان ایجاد شده بود، همگی نقش بر آب شد.
    در همین مقطع (ماه­های دی تا اسفند 85) تشکل­های صنفی فرهنگیان تحت عنوان شورای هماهنگی تشکل­های صنفی که از اتحاد کانون­های صنفی معلمان سراسر کشور شکل گرفته است در پاسخ به خواست عمومی فرهنگیان تجمع آرامی را در مقابل مجلس شورای اسلامی و به منظور تأکید بر خواست فرهنگیان بر اجرای بدون قید و شرط لایحه ی مدیریت برگزار نمودند، که حضور چندین هزار نفراز فرهنگیان در تجمعات خود جوش بعدی گواه روشنی بر خواست قلبی و اراده ی جمعی معلمان برای پی­گیری این لایحه بود.
    تجمعاتی که هر بار با متانت کامل آغاز و بدون هیچگونه برخورد و مسأله­ای پایان می­یافت، و نظم و همدلی فرهنگیان می­توانست، الگوی مناسبی از مردمسالاری را در نظام جمهوری اسلامی ایران به نمایش بگذارد، و جا داشت که مسئولین محترم با پاسخ به موقع و منطقی، به این تجمعات آرام پایان داده و لبخند رضایت را بر لب­های مردان و زنان حاضر در مقابل مجلس بنشانند.
    اما با تصمیمات نسنجیده و غیرمنطقی که از 23 اسفند آغاز شد عملاً کام همکاران فرهنگی و مردمی که شاهد و پی­گیر این ماجرا بودند، تلخ و بدخواهانی که به دنبال ایجاد شکاف در صفوف ملت هستند شادکام شدند.
    بازداشت صدها معلم در 23 اسفند و فرستادن آن­ها به سلول­های انفرادی، ضرب و شتم معلمان در مقابل مجلس و وزارت آموزش و پرورش و در انظار عمومی، صدور احکام آماده به خدمت برای صدها معلم دلسوز، صدور احکام تبعید برای فعالان صنفی، اخراج و بازنشستگی اجباری برخی از فعالان، احضار و برگزاری دادگاههای تخلفات وانقلاب برای ده­ها فعال صنفی به ویژه اعضای هیئت مدیره تشکل­های صنفی در سراسر کشور و در انتها لغو مجوز فعالیت برخی از تشکل­ها از جمله اقداماتی بود که به منظور سرکوب حرکت حق­طلبانه معلمان ایران صورت گرفت، و اگر نبود پی­گیری و حمایت شما همکاران ارجمند قطعاً ادامه راه برای تشکل های صنفی و نمایندگان شما در این تشکل­ها غیرممکن می­شد.
همکاران گرامی؛
    پس از حوادث اسفند سال 85 کانون صنفی معلمان ایران در پیوند با سایر نهادهای مدنی مستقل، تلاش­های ارزنده­ای در دفاع از حقوق معلمان نموده، و با حضور در اتحادیه ی جهانی معلمان سعی در نهادینه کردن فعالیت­های خود از طریق عضویت در مجامع بین­المللی داشته است. در این راستا نماینده کانون صنفی معلمان ایران به دعوت این اتحادیه در پنجمین کنگره جهانی اتحادیه معلمان سراسر جهان که بیش از 50 میلیون معلم عضویت آن را پذیرفته­اند شرکت نموده و به این وسیله زمینه ی عضویت دائمی معلمان ایران را در این اتحادیه فراهم نموده است، که قطعاً در آینده شاهد دستاوردهای ارزنده این حضور بین­المللی خواهیم بود. همچنین استقامت و پایداری تشکل ها ی صنفی و شما همکاران آگاه در سراسر کشورنتایج مفید و غیرقابل انکاری داشته است، که نادیده گرفتن آن­ها حاصلی جز ایجاد یأس و بی­تفاوتی نخواهد داشت.
    افزایش نسبی حقوق معلمان، افزایش سقف ارتقاء شغلی، افزایش هر چند اندک عائله­مندی بازنشستگان و فوق­العاده سختی شرایط کار، اعطای همزمان ارتقای شغلی و همترازی به دارندگان مدارک کارشناسی ارشد و بالاتر و... بخشی از دستاوردهای حرکت صنفی معلمان بوده است.
    اما در کنار این دستاوردها هزینه­ها و تضییقاتی که طی این دوران در حق فعالان صنفی و معلمان دلسوز صورت گرفته نیز غیرقابل انکار است.
به طور مثال:
اصل 23 قانون اساسی صراحتاً اعلام می­دارد که: «هیچ کس را نمی­توان به صرف داشتن عقیده­ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.»
اصل 8 قانون اساسی «امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه­ای همگانی می­داند.»
اصل 9 قانون اساسی می­گوید: «هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی­های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند.»
اصل 22 قانون اساسی « حیثیت، جان، حقوق، مسکن و شغل اشخاص را از تعرض مصون دانسته است   
اصل 26 قانون اساسی « شرکت در انجمن­های صنفی را آزاد دانسته و می­گوید هیچ­ کس را نمی­توان از حضور در این انجمن­ها منع کرد.»
و اصل 27 قانون اساسی « تشکیل اجتماعات و راهپیمایی­ها را بدون حمل سلاح به شرط آن که مخل مبانی اسلام نباشد آزاد می­شمارد. »
    با توجه به اصول فوق توهین و ضرب و شتم معلمان در کنار خانه ی ملت و بازداشت آنان در مقابل دیدگان مردم، صدور احکام تبعید و اخراج و انفصال، ممنوعیت افراد برای عضویت در کانون­های صنفی معلمان و جلوگیری از تجمعات و همایش­های معلمانی که سلاحی جز قلم و ایمان ندارند،چه توجیهی دارد؟ کدام اصل قانون اساسی یا قانون حقوق شهروندی اجازه می دهد، که معلمان رادرزندان­های انفرادی و با چشم­بند، بدون دسترسی به وکیل مورد بازجویی قراردهند؟ براساس کدام منطق شرعی یا حقوقی بعضی­ها به خود اجازه دادند، تا در پاسخ به خواسته­های بر حق کسانی که با آرامش تمام نسبت به وضعیت نامناسب حقوقی خود اعتراض نموده­اند ازخشونت استفاده نمایند؟
    با این وصف، ضمن اعتراض شدید به روند موجود، امیدواریم مسئولان محترم کشور در آغازسال تحصیلی با لغوهمه ی احکام صادرشده برای معلمان، راه تعامل و گفت و گو را باردیگرباز نمایند.    
    در پایان با شادباشی دوباره به مناسبت آغاز سال تحصیلی به همه ی  معلمان، دانش­آموزان و اولیاء محترم آنان، کانون صنفی معلمان ایران حق خود می داند، که به مناسبت 13 مهر (5 اکتبر) روز جهانی معلم مراسمی ویژه همگام و همسو با سایرمعلمان جهان برگزارنماید. لذا از مسئولان محترم در وزرات کشور، وزارت آموزش و پرورش و استانداری­ها تقاضا می­شود به این حق قانونی فرهنگیان احترام گذاشته و تمهیدات لازم را برای برگزاری مراسم این روز  فراهم نمایند.
    ضمناً از کلیه ی معلمان سراسرکشورانتظار داریم که در روزپنج­شنبه مورخه ی ۱۲/مهرماه/۱۳۸۶ازساعت ۱۰تا۱۲ در نوبت صبح و۱۵تا۱۷ در نوبت عصر نخستین جلسه ی شورای هماهنگ معلمان مدارس سراسر کشور را تحت عنوان زنگ همبستگی معلمان برگزار نمایند و ضمن تبادل نظرپیرامون مسائل آموزشی، تربیتی و صنفی معلمان با امضای طومارها وارسال آن به مجلس شورای اسلامی، برخواست خود مبنی براجرای لایحه مدیریت خدمات کشوری و رفع مشکل فعالان صنفی تأکید نمایند. قبلا ازهمکاری مدیران محترمی که در برگزاری این شورا در کنار معلمان هستند تشکر می کنیم .
 
با سپاس
کانون صنفی معلمان ایران
۴/مهرماه/۱۳۸۶

پنجشنبه 1386/07/12 |