تبليغاتX
قلم معلم
قلم معلم

کانون صنفی معلمان اردبیل
 
 

تا زمانیکه هفته نامه قلم معلم توقیف هست برای زنده نگهداشتن یاد آن هفته نامه و زحمت کشان آن این وبلاک با این نام ادامه خواهد یافت شاید روزی تغییر نام دهیم .
mr.bem4r@yahoo.com

 

موضوعات

اطلاعیه ها

بیانیه ها

احبار تشکل ها

اساسنامه کانون های صنفی معلمان

شرایط عضویت در کانون صنفی معلمان اردبیل

نمونه های از مکاتبات

مطالبات معلمان

اخبار آموزش و پرورش استان

اخبار وزارت آموزش و پرورش

مقالات

شماره حساب کانون صنفی معلمان اردبیل

مسایل و مشکلات آموزش و پرورش

اخبار جلسات شورای هماهنگی

معرفی کانون های صنفی معلمان سراسر کشور

اخبار بازداشتی ها و زندانی های معلمان

فعالیت کانون صنفی معلمان اردبیل

اساسنامه شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان

کمک به معلمان آسیب دیده

مبارزه با فیلترینگ

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

وب سايت شخصي دكتر اكبر اعلمي

کانون صنفی معلمان ایران شاخه ی کردستان

سپاس معلم

کانون صنفی معلمان ایران (تهران )

خبرنگار قلم معلم

قلم معلم نشريه هفتگي

وبلاك معلمان حق التدريس

فرياد معلمان

صداي معلم

گچ ودل فرهنگيان ايران

کانون صنفي فرهنگيان خراسان

بانک اطلاعات آموزش و پرورش ايران و جهان

اتحاديه وبلاگ نويسان فرهنگي بلاگفا

آموزش نيوز

كانون صنفي معلمان استان اردبيل

مهين بلاگ

كانون صنفي معلمان كرمانشاه

كانون صنفي فرهنگيان خميني شهر

نداي معلمان مشگين شهر

فرياد معلم

معلم آزاده

فرهنگيان بدبخت و بيچاره

معلم خبرنگار

خبرنگار قلم معلم

انجمن فرهنگیان آزاد

شيرزاد عبداللهي

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

اطلاعیه

تجمع معلمان اردبیل

فراخوان برای اجرای نظام هماهنگ فرهنگیان گرامی، یاران ارجمند :

اطلاعیه

سه خبر از استان اردبيل

درخواست نشست اضطراري

از اینجا بخوانید

سازمان دیده بان حقوق بشر نسبت به صدور حکم اعدام برای فرزاد کمانگر،اعتراض کرد

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران ( 9 )

پاسخي به چگونگي مصرف درآمد نفت؛معماي فراواني

 
 

کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری(آی تی یو سی) به دستگیری وسرکوب معلمان و کارگران ایران اعت

 

کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری(آی تی یو سی)  به دستگیری وسرکوب  معلمان و کارگران ایران اعتراض کرد.

 

متن نامه اعتراضی

 

 

 

آقای محمود احمدی نژاد،

ریاست جمهوری اسلامی ایران،

خیابان فلسطین، تقاطع آذربایجان، تهران، ایران

فاکس:982166495880

 

29 فروردین ماه 1386

 

 

جناب رئیس جمهور،

کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری(آی تی یو سی) بی نهایت نگران وخامت دائمی وضعیت حقوق اتحادیه کارگری و سایر حقوق بنیادین بشر در جمهوری اسلامی ایران است. در دو هفته گذشته روزانه از دستگیریهای اعضای اتحادیه های کارگری توسط دولت شما در شهرهای مختلف ایران گزارش رسیده است.این سرکوب بویژه جنبش مستقل معلمان و گروهی از فعالان اتحادیه های کارگری را که جمعا به "گروه هفت نفره سقز" معروف هستند هدف قرار داده است. این گروه سالهاست که آماج آزارهای بی رحمانه و وحشتناک قضایی هستند. ما برای این باور خود دلایل محکمی داریم که این افزایش ناگهانی سرکوب ضد کارگری به این جهت طراحی شده است تا پیشاپیش، قبل از روز جهانی کارگر؛اول ماه می 1386، جنبش مستقل کارگری را در ایران از ترس به رخوت و تسلیم وادارد. جنبش بین المللی اتحادیه های کارگری به سهم خود مصمم است از کارگران ایران و خواسته های بحقشان در برگزاری آزادانه روز اول ماه می بدون ترس از دستگیری و سایر آزار و اذیت ها حمایت کامل سیاسی و اخلاقی کند.

 

در شب 18 اسفند ماه 1385 ،حوالی نیمه شب، عوامل لباس شخصی از وزارت امنیت و اطلاعات به خانه بیش از 20 نفر از رهبران اتحادیه های صنفی معلمان هجوم بردند که تعدادی از آنها عبارت بودند از آقایان علی اکبر باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران (اختصار انگلیسی تی تی ای آی) و بهشتی سخنگوی این کانون، و همچنین آقای علیرضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران (اختصار انگلیسی تی ای) و آقایان محمد داوری و علی پورسلیمانی اعضای شورای همآهنگی تشکل های صنفی معمان که متشکل از 34 تشکل صنفی معلمان است. همه آنها بدون هیچ حکم جلبی یا بدون اینکه تفهیم اتهام بشوند دستگیر شدند و به مکانهای نامعلومی برده شدند. در حالی که همه آنها روز بعد آزاد شدند اما دوباره بسیاری از آنها مجددا دستگیر شدند. هر چند در این میان انجمن های معلمان توافق کردند که تا برگزاری جلسه ای که قرار بود در مجلس با شرکت وزیر آموزش و پرورش در تاریخ 22 اسفند ماه 1385 برگزار شود  همه اعتراضاتشان را به حالت تعلیق در بیاورند. اما یک روز قبل از آن ( روز 21 اسفند ماه) در شهر کرمانشاه مسئول کانون صنفی معلمان در کرمانشاه؛ آقای صادقی که قرار بود در جلسه مجلس شرکت کند به اتهام نامعلومی دستگیر شد. زمانی که همه اعضای کانون صنفی معلمان در کرمانشاه به مسئولین در استان مراجعه کردند تا علت دستگیری را بدانند دو معلم دیگر به نام های آقایان حشمتی و توکلی بازداشت شدند. روز بعد در جلسه ای که در مجلس تشکیل شد، وزیر آموزش و پرورش شرکت نکرد. رهبران سازمانهای صنفی معلمان به جای ایشان با نمایندگان وزارت اطلاعات و امنیت و نیروهای انتظامی در جلسه مواجه شدند. آنها تهدید شدند و سخنگوی هئیت رئیسه مجلس آقای کوهکن با آنها با بی احترامی کامل رفتار کرد.

 

در نتیجه این آشفتگی وضعیت در برگزاری جلسه گفتمان در مجلس، تجمع معلمان در مقابل مجلس برای 23 اسفند ماه برنامه ریزی شد. این تجمع با یک سرکوب و خشونت حساب شده و برنامه ریزی شده توسط نیروهای امنیتی مواجه شد. شرح جزئیات این حادثه – و بسیاری از حوادث دیگری که در روزهای بعد از آن اتفاق افتاد- در شکایتی که بمنظور ارسال به سازمان جهانی کار در این زمینه تهیه می شود ارائه خواهد شد. اما من در اینجا با شدیدترین لحن ممکنه بازداشت بیش از 300 معلم را محکوم می کنم. تعداد پنجاه تا شصت نفر از آنها در مقابل مجلس بازداشت شدند که علی اکبر باغانی دبیر کل و بهشتی لنگرودی سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران، و علیرضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران نیز  در میان بازداشت شدگان بودند.

 

سایر بازداشت شدگان در همان روز عبارت بودند از محمد داوری، علی پورسلمانی، قشقاوی، بداغی، نورا.. اکبری، اکبر پروشی، محمد رضا خاکبازان، محمد باقری، احمد براتی، اکرم حسنی، زهرا شاد، فرشته صباغی، نرگس پیله فروش. همچنین چهار نفر از دبیران مدارس نوجوان انقلاب شامل طاهری، قرجاوند، محمد بیگی، و نوروز و همچنین سجاد خاکسار که در حال تهیه گزارش برای نشریه  "قلم معلم" بود بازداشت شدند. حدود 50 نفر از معلمان بازداشت شده شامل مسئولین انجمنهای صنفی معلمان با اتوبوس ابتدا به ادارات اطلاعات و امنیت در خیابان وحدت اسلامی و از آنجا به زندان مخوف اوین منتقل شدند. در 28 اسفند ماه رئیس قوه قضائیه آیت ا.. هاشمی شاهرودی تاکید کرد که معلمانی که تظاهرات کردند از حقوق شهروندی برخوردارند و نباید دستگیر می شدند. ایشان به همه دادستانها دستور داد که معلمان بازداشتی را در حوزه سرپرستی خود آزاد کنند. علیرغم این حکم چهارده نفر از رهبران اتحادیه های صنفی معمان برای مدت 16 روز در طی تعطیلات نوروزی سال نو، روزهایی که در زمره مهمترین تعطیلات در ایران است (از اول تا 13 فروردین ماه 1386) در زندان باقی ماندند . دولت شما بدنبال دستگیری توده وار معلمان در 23 اسفندماه، برای جلوگیری از اعتراضات بیشتر دستور  داد که همه مدارس تهران قبل از تعطیلات نوروز یعنی از تاریخ 25 اسفندماه تعطیل شوند.

 

معلمان و نمایندگان سازمانهای آنها به همان اندازه که فشار عمومی را برای تصویب لایحه نظام همآهنگ پرداخت توسط مجلس حفظ می کردند و بی وقفه با سرکوب قاطعانه دولت شما مواجه می شدند. حوادثی که جزئیات آن در شکایتی که برای ارائه به آی ال او در دست تهیه است ارائه خواهد شد دربرگیرنده موارد ذیل است:

 

●دستگیری رهبران و اعضای کانون صنفی معلمان در شهر همدان در 18 فروردین ماه 1386 که اسامی 39 نفر از آنها در شکایت به آی ال او ارائه شده است. هر چند برخی از آنها از آن تاریخ به بعد آزاد شدند اما تا لحظه تهیه این نامه هنوز بین 9 تا 15 نفر از آنها در بازداشت بسر می برند که علی صادقی، محمودی، انصاری، فروزانفر و رفاهیت از جمله آنها هستند. ما شرح جزئیات این شرایط غیر قابل پذیرشی که تحت آن این افراد بازداشت شدند در اختیار داشته و به آی ال او ارائه خواهیم کرد.

●حضور اجباری تعدادی از فعالان کانون صنفی معلمان ایران در دادگاه تهران در تاریخ 19 فروردین ماه 1386 و بدنبال آن بازداشت آنها در زندان اوین که محمد تقی فلاحی، سید محمود باقری، و آقای منتجبی از جمله احضار و بازداشت شدگان هستند.

●دستگیری سه تن دیگر از معلمان عضو کانون صنفی معلمان در 25 فروردین ماه به نامهای حمید پوروثوق، محمد رضا رضایی، و علیرضا اکبر نابی که با یک حکم اجباری برای بازجویی به دادگاه فراخوانده شده و بدنبال آن بازداشت و به اوین منتقل شدند.

●تهدید و اخطار علیه اعتصاب کنندگان توسط مقامات امنیتی در قوچان در تاریخ 22 فروردین ماه 1386،

●احضار و بدنبال آن بازداشت دو تن از معلمانی که اسامی آنها نامشخص است در مرند در 26 فروردین ماه 1386،

●اخراج اجباری معلمانی که در اعتصاب اسلامشهر شرکت کرده بودند در 26 فروردین ماه 1386،

●آخرین مورد که البته به معنای کم اهمیت ترین مورد نیست،  مربوط به بازداشت جدید دبیر کل کانون صنفی معلمان آقای علی اکبر باغانی در محل کارش؛ مدرسه راهنمایی رشد در منطقه 7 تهران در تاریخ 27 فروردین ماه 1386 است.

 

آقای رئیس جمهور، برای آی تی یو سی کاملا روشن است که همه این دستگیری ها، تهدید ها و سایر اقدامات ارعاب آور علیه معلمان و نمایندگان سازمانهای مشروع آنها به این خاطر طراحی شده است تا مانع آنها در دستیابی به حق بنیادینشان درآزادی تجمع و پیمان دسته جمعی شده و آنها را از اینکه در روز اول ماه می  1386 یا قبل از آن به یک اقدام جمعی دست بزنند، بترساند.  چنین اقدامات نفرت انگیزی توسط همه اتحادیه های آزاد کارگری در سراسر جهان کاملا محکوم خواهد شد.

 

2- سرکوب مجدد گروه "هفت نفره سقز"

آی تی یو سی همچنین از فشار مستمر علیه محمود صالحی، عضو موسس کمیته انجمن صنفی کارگران نانوایی سقز (در استان کردستان)و عضو موسس و سخنگوی کمیته همآهنگی برای ایجاد تشکلهای کارگری که مجددا در تاریخ 20 فروردین ماه 1386در محل انجمن کارگران نانوایی که در آن فعال بود، دستگیر شد، بی نهایت اظهار ناخرسندی می کند. محمود صالحی به اداره دادستانی احضار و از آنجا به بازداشگاه منتقل شد.

 

سابقه "گروه هفت نفره سقز" و محکومیت اولیه – اردیبهشت 1383 تا آذرماه 1384

 

همانگونه که مطلع هستید آی تی یو سی - یا همان آی سی اف تی یو سابق - پرونده محمود صالحی را به همراه شش فعال دیگر اتحادیه های کارگری که مشترکا به "گروه هفت نفره سقز" معروفند، از اول ماه می 1383 از نزدیک دنبال کرده است. در اول ماه می 1383 هفت نفر از همکاران ما دستگیر شدند و به تعدادی از جرایمی متهم شدند که همه آنها به فعالیتهای مشروع اتحادیه کارگری از جمله سازماندهی تجمع اول ماه می سال 1383 در سقز مربوط بود. آی سی اف تی یو بویژه از این حقیقت متاسف شد که دستگیری این گروه آشکارا بخاطر تماس با هئیت آی سی اف تی یو در ایران در تاریخ 10 اردیبهشت ماه 1383 مربوط می شد. در حقیقت، دادستان دادگاه انقلاب سقز علنا این مورد را در جریان اولین دادرسی علیه محمود صالحی و همکارانش مطرح کرد. شما مطمئنا به یاد خواهید آورد که همه این هفت نفر پس از اعتصاب غذا در اعتراض به دستگیری خود و بدرفتاری در دوران بازداشت و بدنبال یک کارزار وسیع بین المللی اتحادیه های کارگری علیه دولت شما، با وثیقه ای سنگین  آزاد شدند.

 

در نتیجه دادگاه اولیه این افراد که در فروردین ماه 1384 برگزار شد و قاضی آن طیاری بود محمود صالحی در تاریخ 18 آبان ماه 1384 بخاطر "تبانی و توطئه در ارتکاب به جرم" به 5 سال زندان و سه سال تبعید در شهر قروه محکوم شد. همکار ایشان جلال حسینی هم که عضو انجمن کارگران نانوایی شهر سقز بود به سه سال زندان محکوم شد در حالی که محسن حکیمی، برهان دیوانگر و محمد عبدی پور هر سه در 21 آبان ماه 1384 به دو سال زندان محکوم شدند. آنها به اتهام "تلاش برای بر هم زدن امنیت ملی با مشارکت در تجمع غیر قانونی" ظاهرا جشن اول ماه می سال 1383 مجرم شناخته شدند. هادی تنومند و اسماعیل خودکام تبرئه شدند. به عبارت دیگر پنج نفر از گروه هفت نفره در مرحله اولیه دادرسی به اتهام فعالیتهای قانونی اتحادیه کارگری محکوم شدند در حالی که دو نفر دیگر تبرئه شدند.

 

وکلای مدافع متهمین متعاقبا تقاضای تجدید نظر در احکام  را به بخش 7 دادگاه تجدید نظر استان کردستان ارائه کردند. دادگاه تجدید نظر به ریاست قاضی محمد مستوفی رئیس بخش 7 دادگاه تجدید نظر و دستیاری مشاور دادگاه آقای حمید رضا حسن پور تشکیل شد. همه متهمین کاملا از همه اتهامات تبرئه شدند.

 

سایر آزارهای قضایی "گروه هفت نفره سقز" – از مهرماه 1385 تا آذرماه

 

آزارهای قضایی علیه "گروه هفت نفره سقز" علیرغم تبرئه در دادگاه تجدید نظر به اینجا ختم نشد. شما جناب رئیس جمهور مطمئنا به یاد خواهید آورد که چگونه بعد ها آی سی اف تی یو، اتحادیه های ملی وابسته به آن در همه کشورهای دنیا، همچنین همه شرکای ما و فدراسیون های جهانی اتحادیه های کارگری (گافز) از زمان صدور اولین احکام به دفعات متعدد برای شما نامه نوشته اند.در واقع همه ما بطور منظم در دوره های متعددی که فقط می تواند تحت عنوان آزار عنان گسیخته قضایی علیه "گروه هفت نفره سقز" تشریح شود، به شما اعتراض کرده ایم . ما همچنین بعد از دومین آئین دادرسی تجدید نظر که در مهرماه و آبان ماه سال 1385 در جریان بود به این اعتراضها ادامه دادیم.

 

آی تی یو سی مجددا یکبار دیگر در تاریخ 13 آذر ماه 1385 بعد از آنکه محمود صالحی در تاریخ 20 آبان ماه همان سال توسط دادگاه انقلاب بخاطر "تجمع در تبانی و توطئه علیه امنیت ملی"طبق ماده 610 قانون مجازات اسلامی به چهار سال زندان محکوم شد، به شما اعتراض کرد. ما همچنین احکامی که علیه جلال حسینی و محسن حکیمی در تاریخهای 20 آبان ماه و 7 آذر ماه سال 1385 صادر شد و طبق آن هر کدام به دو سال زندان به جرم مشابه محکوم شده اند را باطل می دانیم. ما از تبرئه محمود عبدی پور که پرونده اش مانند سایرین به دادگاه انقلاب سقز ارجاع شده بود بسیار سپاسگزاریم. اما محکومیت برهان دیوانگر را به دو سال زندان که حکم آن در 25 مهرماه سال 1385 صادر شد، محکوم می کنیم.

 

تناقضات در آخرین دادگاه تجدید نظر – اسفند ماه 1385

 

در آذرماه 1385 وکیل محمود صالحی تقاضای تجدید نظر در حکم صادره علیه ایشان را داد و آخرین دادگاه تجدید نظر در 20 اسفند 1385 برگزار شد. ما در جریان جزئیات کامل چگونگی برخورد مسئولین قضایی شما در تشریفات آخرین دادگاه تجدید نظر ایشان توسط منابع اطلاعاتی خود قرار گرفتیم. روش برخورد با پرونده صالحی و سایر همکاران ایشان فقط یک توهین به معیارهای شهروندی در نظام اجرایی قضایی است. این بدون هیچ چون و چرایی غیر قابل پذیرش است.

 

دادگاه پایانی تجدید نظر محمود صالحی، جلال حسینی و محسن حکیمی در روز یکشنبه 20 اسفند ماه در بخش 7 دادگاه تجدید نظر کردستان به زور برگزار شد. هر سه این متهمین به همراه وکیلشان؛ آقای محمد شریف طبق احضاریه دادگاه راس ساعت 9 صبح در محل دادگاه تجدید نظر کردستان حاضر شدند. بعد از کمی تاخیر به آقای شریف اطلاع دادند که محمد مستوفی قاضی سرپرست بخش هفت در مرخصی است. طبق روال  معمول آقای شریف به منشی دادگاه حضور خود و موکلینش را  در دادگاه اعلام کرد و در حال ترک دادگاه بود که منشی از آنها خواست منتظر بماند تا ایشان به رئیس دادگاه اطلاع دهد.  یک ساعت بعد به آنها اطلاع دادند که دادگاه بالاخره برگزار خواهد شد. دادگاه ساعت 10:45 صبح به ریاست قاضی صادقی برگزار شد.

 

هر چند ممکن است که شما بخاطر مسئولیت سنگین اداری تان بطور کامل در جریان جزئیات پرونده قرار نداشته باشید اما اشاید علاقمند باشید که در باره پیشینه این تغییردر ترکیب دادگاه در  آخرین لحظه بدانید. در اولین دستگیری گروه هفت نفره سقز در اردیبهشت ماه 1383 آقای صادقی دادستان شهر سقز بود و بنا براین شخصا احکام دستگیری هر هفت نفر این همکاران عضو اتحادیه های کارگری را امضا کرده بود. در دومین دادرسی که در دادگاه انقلاب سقز در آبان ماه 1385 برگزار شد ایشان رئیس اداره دادگستری در شهر سقز بودند. قاضی ای که علیه صالحی و سه نفر دیگر در آن دادگاه حکم صادر کردهمین آقای صادقی بعنوان قاضی جانشین بود. در حالی که حکم فقط بعداز تائید آقای صادقی تصویب می شد. به عبار ت دیگر، صالحی و همکارانش در اسفند ماه 1385 در دادگاه تجدید نظرتوسط همان قاضی ای  محاکمه می شدندکه دادستان زمان دستگیری اولیه آنها در اردیبهشت سال 1383 بود و همان کسی که حکم آنها را که توسط دومین دادگاه در آذرماه 1385 صادر شده بود تائید کرد. تحت هر معیار آئین دادرسی معقول قضایی این فقط یک بی شرمی تلقی می شود و بی شک جامعه بزرگ بین الملل نمی تواند این موضوع را بپذیرد که چرا باید آقای صادقی کسی که نه تنها دستور بازداشت اولیه متهمین را صادر کرده بلکه کسی که حکم اولیه را تائید کرده بود در دادگاه نهایی تجدید نظرجایگزین آقای محمد مستوفی قاضی مسئول بخش هفت دادگاه تجدید نظر استان کردستان می شود.

 

دستگیری محمود صالحی در فروردین ماه 1386

 

این که در اخرین دادرسی در 20 اسفند ماه 1385 هیچ حکم رسمی ای صادر نشده بود تقریبا عجیب بود. نه وکیل و نه متهمین هیچ کدام بطور رسمی از نتیجه دادرسی اطلاع پیدا نکردند. اما در 20 فروردین ماه 1386 خبرگزاری کار ایران، ایلنا گزارشی به نقل از محمد شریف وکیل صالحی مبنی براین که موکل ایشان دستگیر شده است داد. بعدها آی تی یو سی مطلع شد که یکی از فرماندهان اداره حفاظت و حراست نیروهای انتظامی سقز حدود ساعت یک بعد از ظهر به محل کار صالحی در انجمن صنفی نانوایان آمده بود. این فرمانده از آقای صالحی خواست که برای مذاکراتی با فرماندار و داستان شهر سقز پیرامون جشن اول ماه می امسال به دفتر دادستانی برود. اما به محض ورود صالحی به اداره دادستانی ایشان مطلع شد که دادگاه تجدید نظر کردستان حکم نهایی صادر کرده و ایشان را به یکسال زندان و سه سال تعلیقی محکوم کرده است. در همان محل ایشان دستگیر و بازداشت می شود در حالی که حق تماس با وکیل و خانواده هم نداشت.

 

صالحی سپس به حکم صادره و دستگیری اش اعتراض کرد و از امضای حکم سرباز زد. وقتی که مقامات با تهدید همکاران صالحی و خانواده اش که اعلام کردند که شهر سقز را به اعتراض فرا خواهند خواند مواجه شدند، صالحی اجازه یافت با خانواده اش تلفنی صحبت کند. به این ترتیب خانواده صالحی متوجه شدند که ایشان به سنندج مرکز استان کردستان منتقل شده است. بعد از آن ما توانستیم محل بازداشت صالحی را  در زندان مرکزی شهر سنندج، بند 7 ، سلول 3 تعیین کنیم.

 

حمله نیروهای امنیت به اجتماع کارگران در حمایت از صالحی

 

در 27 فروردین ماه نیروهای امنیتی بطور خشونت باری تجمع حمایت از آزادی صالحی را مختل کردند. این تجمع در محل کار محمود صالحی یعنی شرکت تعاونی مصرف کارگران سقز توسط  دهها کارگر و فعال کارگری که بیشتر آنها کارگران نانوایی سقز بودند برگزار شد. آنگونه که گزارش شده نیروهای غیر سمی امنیتی و لباس شخصی به کارگران با باتون و گاز اشک آور حمله کردند؛ چند کارگر طبق گزارش زخمی شدند. دو نفر از "گروه هفت نفره سقز" جلال حسینی (محکوم به 2 سال زندان در تاریخ 20 آبان 1385) و محمد عبدی پور(تبرئه شده در دادگاه تجدید نظر در همان ماه) به دادستانی احضار شده بودند تا مانع حضور آنها در این تجمع شوند. عبدی پور تا پایان مراسم در اداره دادستانی در بازداشت بود و حسینی تهدید شد که او بخاطر حکمش نباید در این تجمع تحت هیچ شرایطی شرکت کند. همچنین گزارش شده است  که پسر 17 ساله محمد صالحی ساماراند صالحی در جریان این تجمع دستگیر شد. دفتر شرکت تعاونی توسط نیروهای امنیتی بسته شد.

 

جناب رئیس جمهور، آی تی یو سی بشدت دستگیری و احکام غیر منصفانه صادره برای محمود صالحی را محکوم می کند. ما همچنین بشدت نگران وضعیت سلامتی ایشان هستیم. تا کنون کاملا محرز شده است که ایشان بیمار کلیوی است. طبق تجربه قبلی، ما بسیار نگرانیم که ایشان در دوره بازداشت از کمکهای دارویی لازم  محروم شود.ما بعدها متوجه شدیم که چرا صالحی به شهر کاملا نظامی سنندج منتقل شده است در حالی که طبق دانسته های ما تحت قوانین جنایی ایران اگر قرار باشد که حکمی اجرا شود باید در همان شهری که "جنایت" اتفاق افتاده اجرا شود.

 

اما حقیقت همچنان باقی است و پر واضح است که محمود صالحی مورد آزار بی رحمانه، منظم و دائم توسط مقامات قضایی شما قرار داد. همانگونه که مطمئنا شما هم می دانید ایشان به دفعات بی شمار بازداشت شده و بخاطر فعالیتهای بحق و مشروع اتحادیه های کارگری بویژه سازماندهی راهپیمایی روز اول ماه می و سایر اقدامات جمعی کارگران،سالهای بسیاری را در زندان سپری کرده است. در میان همه موارد بازداشتی ایشان می توان به این موارد قبل از دستگیری در اول ماه می 1383 بخاطر سازماندهی تجمع اول ماه می سقز. اشاره کرد؛ در سال 1365 (به مدت 3 سال)، 1374، 1378 (به مدت 75 روز)،1379 (به مدت 10 ماه بعد از اینکه از حق ایستادن در اداره اتحادیه محروم شد )،و 1380 (به مدت  چندین روز بعد از اینکه از کار اخراج شد).

 

از طرف کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری و میلیونها کارگری که در سراسر جهان، آی تی یو سی آنها را نمایندگی می کند من به شما جناب آقای رئیس جمهور توصیه می کنم که پادر میانی کنید و از مقامات مربوطه بخواهید که محمود صالحی فورا آزاد شود، احکام صادره برای ایشان به یکباره و برای همیشه لغو شود، همه اتهامات علیه ایشان و بقیه اعضای اتحادیه کارگران "گروه هفت نفره سقز" بدون هیچ شرطی و بطور دائم حذف شود و اینکه قید شود که به سرکوب حقوق اتحادیه های کارگری در ایران یکباره و برای همیشه پایان داده خواهد شد.

 

مادامی که دولت شما به حقوق اتحادیه های کارگری و سایر حقوق بنیادین کارگران بعنوان حقوق به رسمیت شناخته شده بین المللی که شما بخاطر عضویت در سازمان جهانی کار ملزم به رعایت آنها هستید  گردن نگذارد جنبش بین المللی اتحادیه های کارگری انتخابی جز ادامه کارزار عمومی علیه این سرکوب نفرت انگیز و غیر قابل پذیرش ندارد.

 

ارادتمند

 

دبیر کل

 

گای رایدر

 

جمعه 1386/06/23 |

 

نباید فراموش کرد !!!!!؟؟؟؟

 

ظاهرا خبر افزایش 300درصدی حداقل حقوق مبنا قرار است گوش فلک را کر کند . آیا این خبر جامه تحقق ( با توجه به بسته شدن بودجه 86 )به خود خواهد پوشاند؟؟..

آیـــا این این کار خودعه ایی دیگر در جهت متزلل کردن مقطع ایی ِحرکت معلمان در امسال و عدم پیگیری پرونده معلمان فعال بازداشت شده توسط دیگران و فراموشی آنها که نتیجتا ختم قائله تشکل های صنفی و اهانت هایی که به جامعه معلمین و ملت انجام گرفته شده نمی باشد ؟؟..

آیــا باور کنیم با توجه به همبستگی دراعتصابات اخیر، مــــــــــــا پــیــروز شده ایم؟؟..

آیــا در صورت تحقق این امر می بایست خیلی چیزها ، از جمله همبستگی مدنی در قالب تشکل های صنفی معلمان فراموش شود؟؟..

 

 من در جاهای مختلف مشاهده کرده ام که مشکلات ما معلمین تنهااقتصادی و مادی می باشد. که باید در پاسخ اضافه کرد..

آیا ازبین رفتن شان معلم در فضای ادرات آموزش وپرورش و بر خورد نا مطبوع آنان به طرق مختلف از جمله ارزش یابی های من درآوردی..چیز کمی است ؟..

آیا تبدیل شدن آموزش و پرورش به مهد کودک هایی که فقط معلم می بایست به للگی و مبصری مشغول باشد چیز فراموش شدنی ی است؟..

آیا تبدیل شدن آموزش وپرورش به وزارت دادن مدرک ودیپلم بدون ارزشیابی تحصیلی صحیح ضربه ایی مهلک به جامعه ی فرهنگی ،علمی وتحصیل کرده اجتماع نیست ؟..

آیا عدم تجهیز مدارس و نا توانی ادامه تحصیل معلمین را می بایست فراموش کرد؟..

آیانداشتن اهرم هایی درجهت مجاب کردن دانش آموزان به درس خواندن و رعایت نظم در محیط مدارس ،فضارانامطبوع و ناخوشایند نکرده است؟..

آیا کتب درسی بی محتوا و یا ضعیف دست مارا در تدریس کوتاه نکرده ؟..

آیا بیمه های درمانی کم ارزش و خارج شدن خیلی از خدمات پزشکی از تعرفه های مذبور و علافی بدنبال گرفتن هزینه های ابتر از بیمه های تکمیلی که بدترین شرایط قرار داد را با شرکت های ورشکسته ویا درب و داغان بسته اند ،از مشکلات بزرگ ما در اینجور مواقع نگشته است؟..

آیا صندوق رفاه فرهنگیان و عدم نظارت معلمین در اینمورد باعت تبدیل شدن این مرکز به سود رسانی به عده ایی نشده ؟..

آیا نداشتن بانک ،بیمارستان ودرمانگاه هایی که خدمات درست با تعرفه هایی عادلانه برای رفاه فرهگیان ، از دیگر مشکلات ما نمی باشد ؟..

آیا نداشتن تشکل های صنفی غیر دولتی و وابسته (باوجود سرکوب ها و بگیر وببندها)و عدم ارتباط فرهنگیان با هم ،ورساندن فریاد محرومیت به گوش مسئولین از موانع بسیارجدی در بوجود آمدن مشکلات عدیده آموزش و پرورش ومعلمین نگشته؟..

وآیـــــــــا..                                

 

**به امـیـد پـیـروزی فراگیـر در عـرصـه ی فـرهـنگ و اندیـشه و مـتـشکل شدن جامعه فرهـــنــگــیــان کشور.**

جمعه 1386/06/23 |

 

نامه کانون صنفی معلمان ایران

 نامه کانون صنفی معلمان ایران

 

به اعلمی : استدعا داريم, در راه آزادی این عزیزان (معلمان زندانی) طبق رسالت ,انسانی الهی خود از هیچگونه کوششی دریغ ننمایید

5م اردیبهشت, 1386

به نام خداوند جان و خرد
با سلام به پیشگاه نماینده ی محترم مجلس شورای اسلامی جناب آقای اعلمی

اشِداءُ عَلَی الکُفّار ؛رُحَماءَبَینَهُم
احترامابه استحضارمی رساند, دیرگاهیست که معلمان ایران اسلامی می خواهند مظلومانه فریاد داد خواهی خود,و خطرات پیش روی نسل جوان امروز و نسل های آینده را به گوش مسئولین نظام مقدس برسانند؛زیرا معلمان خود را مدیون آیندگان دانسته ومی خواهند,عامل به رسالت خود باشند.اما متاسفانه گویا زندگی برای مظلومان سخت تر از آن است,که در تصور می گنجد.
نماینده ی محترم ! همانطور که درقرآن آمده است: “وتوکل علی الله وکفی بالله وکیلا”
اماخداوندبی گمان ازمیان خلق وسیله ای برای وکالتش برمی گزیند,تاحق وعدالت در جوامع بشری به این وسیله جاری شود.وخوشا به روزگار آنهایی که بتوانند.ابزاراین وکالت باشند,وآنان بایستی به خودببالند.

جناب آقای اعلمی به این وسیله لازم می دانیم؛که وضعیت معلمان زندانی که بسیاری از آنان رزمندگان دیروز پیکار حق علیه باطل بوده اند,را به عرض شما رسانده بلکه بتوانید با هم اندیشی سایر نمایندکان محترم اسباب رهایی این عزیزان را فراهم نمایید.
تعداد 7نفر از معلمان تهران آقایان(محمودباقری,علی صفرمنتجبی,محمدتقی فلاحی, علیرضا اکبری,حمیدپوروثوق,محمدرضارضایی وعلی اکبرباغانی) نزدیک به 14 روز است,که در زندان انفرادی به سر می برند.علاوه براینکه اجازه ی ورود وکلای آنان به دادگاه داده نشده,تفهیم اتهام نشده اند,منزل آنان مورد تفتیش قرار گرفته,برخی از لوازم شخصی آنان از جمله کامپیوترهای آنان ضبط شده,هیچگونه تماسی با خانواده های خود نداشته اند,وضعیت جسمی وروحی آنان در هاله ای ازابهام است.مادران وزن و فرزندان این عزیزان به شدت نگران و دل وا پس وضعیت نامشخص آنان هستند.خانواده های آنان بارها به دادگاه انقلاب مراجعه نموده اما هیچگونه پاسخی ازطرف قاضی محترم پرونده دریافت نکرده اند.
در شهرکرمان نیزسه تن از معلمان آقایان(بنی اسدی,رشیدی و نادری) چند هفته در بازداشت بوده اند,که خوشبختانه آقای بنی اسدی توانسته است آزادی خودر ابدست آورد اما دونفر دیگر (رشیدی و نادری )هنوز در بازداشت می باشند.
اکنون استدعا دارد, در راه آزادی این عزیزان طبق رسالت ,انسانی الهی خود از هیچگونه کوششی دریغ ننمایید.
خداوند به همه ی خدمتگزاران اسلام پیروزی عنایت فرماید.
با سپاس
کانون صنفی معلمان ایران

جمعه 1386/06/23 |

 

درنظر سنجی 2 کانون مشارکت کنید.

همکاران گرامی سلام

بی گمان هرگروهی برای رسیدن به هدف نیازبه این دارد،که گذشته ی خودرا بازبینی نموده وراه آینده رانیزپیش بینی کند.دراین راستاچندنکته راموردنظرسنجی همکاران محترم واعضای تشکل های صنفی معلمان گذاشته تابتوانیم به راهکاری یگانه وکم هزینه برسیم.کلیاتی که همکاران بایستی درارائه ی پیشنهادخودمدنظرداشته باشند.

 الف)حفظ کلیت نظام وکشور

 ب) پرداخت کمترین هزینه برای همکاران صنفی

ج) توجه به اساسی ترین خواسته های فرهنگیان

د) توجه به خواسته های کوتاه مدت و بلند مدت

اکنون پرسشهایی که همکاران نیاز است به آنها توجه نموده و پاسخ دهند.

۱- حرکت های گذشته راچگونه ارزیابی می کنید؟

۲- راه های پیشنهادی برای رسیدن به خواسته های فرهنگیان در آینده چیست؟

۳- خواسته هایی که فرهنگیان در سراسر کشور بایستی روی آن اجماع کنند،چه باید باشد؟

به این امید که نظرات وپیشنهادات شماچراغ راهی باشد برای آینده ی آموزش و پرورش کشور

جمعه 1386/06/23 |

 

نظر سنجی 3

همکاران گرامی سلام

بی گمان هرگروهی برای رسیدن به هدف نیازبه این دارد،که گذشته ی

خودرا بازبینی نموده وراه آینده رانیزپیش بینی کند.دراین راستاچندنکته را

موردنظرسنجی همکاران محترم واعضای تشکل های صنفی معلمان

گذاشته تابتوانیم به راهکاری یگانه وکم هزینه برسیم.کلیاتی که همکاران

بایستی درارائه ی پیشنهادخودمدنظرداشته باشند.

 الف)حفظ کلیت نظام وکشور

 ب) پرداخت کمترین هزینه برای همکاران صنفی

ج) توجه به اساسی ترین خواسته های فرهنگیان

د) توجه به خواسته های کوتاه مدت و بلند مدت

اکنون پرسشهایی که همکاران نیاز است به آنها توجه نموده و پاسخ دهند.

۱- حرکت های گذشته راچگونه ارزیابی می کنید؟

۲- راه های پیشنهادی برای رسیدن به خواسته های فرهنگیان در آینده چیست؟

۳- خواسته هایی که فرهنگیان در سراسر کشور بایستی روی آن اجماع کنند،

چه باید باشد؟

به این امید که نظرات وپیشنهادات شماچراغ راهی باشد برای آینده ی

آموزش و پرورش کشور

جمعه 1386/06/23 |

 

از اين پس بگوييد كه ما تنها تملق بگوييم و كاري نكنيم

اعلمی نماینده تبریز :
 از اين پس بگوييد كه ما تنها تملق بگوييم و كاري نكنيم
اكبر اعلمي در تذكري به ماده 76 استناد كرد و خطاب به رييس مجلس، گفت: طبق ماده 76، چنان‌چه به تشخيص هيأت رييسه نماينده‌اي در سخنان خود در جلسه علني به كسي نسبت ناروا داده و يا هتك حرمت نمايد، فرد مزبور مي‌تواند در دفاع از خود به صورت مكتوب به اتهام وارده پاسخ گويد.
به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، نماينده‌ي مردم تبريز، اسكو و آذرشهر در خانه ملت با اشاره به عناصر شكل‌دهنده اين ماده كه منظور نظر قانون‌گذار براي ارائه پاسخ و الزام هيأت رييسه به قرائت اين پاسخ است، گفت: نماينده در سخنان خود بايد به كسي نسبت ناروا داده باشد، اما شما بارها در مجلس هفتم كسي را شخص تفسير كرده‌ايد، خاطرنشان كرد: اگر من اعلمي در پشت تريبون قرار بگيرم و بگويم كه آقاي حداد چنين و چنان كرده است، مي‌شود فرد و اين فرد است كه مي‌تواند منظور نظر ماده 76 باشد.
اعلمي تصريح كرد: هم‌چنين اگر تشخيص داده شود نماينده‌اي كه در متن جريانات و مشكلات مردم است و مسائل را ديده و نابساماني‌ها را مطرح مي‌كند، خلاف واقع است و آن كسي كه پاسخ مي‌دهد عين واقعيت، بنابراين گفته آن نماينده نسبت ناروا معنا مي‌شود.
وي با طرح اين پرسش كه نسبت ناروا با چه دليلي، توسط سه نماينده ثابت شده است، اظهار كرد: تشخيص هيأت رييسه بايد با دليل و حجت باشد.
اعلمي با اشاره به اين‌كه دولت مي‌تواند با در اختيار داشتن رسانه‌هاي مختلف پاسخ لازم را بدهد، تصريح كرد: در ساير موارد دولت حق ندارد. زيرا اين ناظر به افرادي است كه به ناروا از طرف نماينده مورد اتهام قرار مي‌گيرند.
اين عضو فراكسيون اقليت مجلس با اشاره به فرصت كوتاه مجلس، خاطرنشان كرد: ما به اندازه كافي فرصت در اختيار نداريم تا به وظايف قانوني عمل كنيم. بنابراين اگر نصف وقت مجلس نيز در اختيار دولت قرار گيرد بنابراين از اين پس بگوييد كه ما تنها تملق بگوييم و كاري نكنيم.
حدادعادل با اشاره به جنبه حقوقي مسأله، گفت: طبق گفته شما اگر به دولت يا استانداري نسبت ناروا داده شود، ماده 76 شامل حال او نخواهد شد.
وي با بيان اين‌كه كميته حقوقي هيأت رييسه، استاندار را نمونه‌اي از مسوولان دستگاه تلقي كرده است، گفت: اين‌كه شما مي‌گوييد هيأت رييسه بايد تشخيص دهد، امكان‌پذير نيست. زيرا ما همان‌طور كه به نماينده اعتقاد داريم به مسوول دولتي هم بايد اعتماد داشته باشيم. زيرا اين‌طور نيست كه نماينده‌ها هم از بهشت آمده باشند و مسوولات دولتي از جهنم.
رييس مجلس خاطرنشان كرد: وقتي نماينده‌اي مي‌گويد 90 درصد مصوبات استاني به اجرا نرسيده اما استاندار و يا سازمان مديريت و برنامه‌ريزي مي‌گويد كه 60 درصد اجرا شده، ما چه بايد بكنيم؟
وي افزود: آيا ما هيچ وظيفه‌اي در مقابل اين اختلاف‌نظر نداريم؟
حدادعادل خاطرنشان كرد: شما معتقد هستيد كه وقتي كسي مطلبي را بيان مي‌كند، ما يك هيأت تحقيق و تفحص و يا دادگاه با قاضي واجد شرايط ايجاد كنيم تا بررسي كرده و حكم صادر نمايد.
وي با بيان اين‌كه چنين رويه‌اي در مجالس قبل نيز رايج بوده است، يادآور شد: در مجلس قبل كسي آمد و نطقي نسبت به قوه‌ي قضاييه كرد و قوه‌ي قضاييه هم پاسخ داد و رييس مجلس وقت نيز دستور داد و در مجلس خوانده شد.
رييس مجلس با بيان اين‌كه آيا در چنين شرايطي تشكيل دادگاه دادند تا حرف نماينده يا طرف مقابل را تشخيص دهند، گفت: هم‌اكنون انتقاد به دولت از طرف عده‌اي زياد شده و دولت هم پاسخ مي‌دهد. هرچند كه بنده هم معتقدم كه اين پاسخ‌ها نبايد جنبه گزارش كار پيدا كند.
رييس مجلس پس از اين پاسخ از نمايندگاني كه تقاضاي تذكر داشتند خواست كه به دو تذكر داده شده اكتفا كنند تا مجلس با توجه به تعطيلي آتي وارد دستور شود.
گفتني است طبق گفته رييس مجلس عليخاني، بيات، عسگري و توكلي تقاضاي بيان تذكر داده بودند.

چهارشنبه 1386/06/14 |

 

من محمدعلي رجايي هستم

من محمدعلي رجايي هستم

نوانديش- من محمد علي رجايي در سال 1312 در قزوين در خانواده‌اي مذهبي متولد شدم. پدرم شخصي پيشه‌ور بود و در بازار مغازه خرازي داشت. در چهار سالگي او را از دست دادم و مسئوليت اداره زندگي ما به عهده مادر و برادرم افتاد. 
   
 متن زير طرحي از يك زندگي است كه توسط محمدعلي رجايي بعد از انتصابش به مقام رياست جمهوري اسلامي ايران روايت شده است. متن ساده و بي‌ريا است. يقيناً مخاطبان عزير نه يكبار بلكه چندبار اين متن را پيش از اين خوانده يا شنيده‌‌اند اما گويي حديث مكرر است كه بار ديگر تكرار مي‌شود.

من محمد علي رجايي در سال 1312 در قزوين در خانواده‌اي مذهبي متولد شدم. پدرم شخصي پيشه‌ور بود و در بازار مغازه خرازي داشت. در چهار سالگي او را از دست دادم و مسئوليت اداره زندگي ما به عهده مادر و برادرم افتاد، برادرم در آن موقع 13 سال داشت.
من، طبق معمول به دبستان مي‌رفتم؛ درسم را ادامه داده تا موفق به اخذ مدرك ششم ابتدايي شدم. بعد از آن به كار در بازار پرداختم و شاگردي را از مغازه دائي‌ام كه خرازي بود، شروع كردم. حدود 14 سال داشتم كه قزوين را به قصد تهران ترك گفتم، در تهران، ابتدا در بازار آهن فروشان به شاگردي مشغول شدم و مدتي را هم به دستفروشي گذراندم. بعد از مدتي دستفروشي، رفتم به تيمچه "حاجب‌الدوله" چند جايي شاگردي كردم و مجددا به دستفروشي پرداختم كه مصادف شد با دوران حكومت رزم‌آرا. روزي رزم‌آرا تصميم گرفت كه دستفروشهاي سبزه‌ميدان را جمع كند و اين باعث شد كه بساط كاسبي ما را هم جمع كردند. همان موقع نيروي هوايي با مدرك ابتدايي براي گروهباني استخدام مي‌كرد و من هم با مدرك ششم ابتدايي، براي گروهباني، وارد نيروي هوايي شدم.

27 سال با آيت الله طالقاني

بعد از مدتي با فدائيان اسلام همكاري مي‌كردم و در جلسات آنان شركت داشتم. مصدق هم فعاليتش در همان موقع در اوج بود و ما جذب اين شعار فدائيان اسلام شديم كه مي‌گفتند:"همه كار و همه چيز تنها براي خدا" و "اسلام برتر از همه چيز است و هيچ چيز برتر از اسلام نيست" و بلاخره اينكه "احكام اسلام بايد مو به مو اجرا شود."
بعد از 4سال اول نيروي هوايي كه 28 مرداد اتفاق افتاد و من به همراه عده زيادي از افراد نيروي هوايي تصفيه شديم و رفتيم به نيروي زميني، در آن يك سال مبارزه، بچه‌هايي با ما تبعيد شده بودند. براي اين كه برگرديم به نيروي هوايي، ارتش هم بعد از مدتي ناچار شد بگويد اگر نمي‌خواهيد، استعفا بدهيد و ما هم بهترين فرصت را ديديم و استعفا كرديم. مساله‌اي كه بايد عرض كنم، اين كه به موازات اين حركت، از همان سالي كه به نيروي هوايي آمدم، با آقاي طالقاني آشنا شدم و تقريبا هرشب جمعه را در مسجد هدايت بوديم و هر روز جمعه ايشان يك جلسه داشتند در خاني‌آباد، منزل يك نانوايي بود و ما هم در خدمتشان بوديم و مي‌توانم بگويم حدود 27 سال از نظر مسائل مذهبي و طرز تفكر و غيره، تحت تعليم مرحوم طالقاني بودم و فكر مي‌كنم از هر كسي به ايشان نزديك‌تر بودم.

50 روز در زندان

مهندس بازرگان درماه رمضان ما را دعوت كرد به افطار و نهضت آزادي ايران اعلام كرد كه ما جزء نفرات اولي بوديم كه در نهضت ثبت نام كرديم.
سپس كم‌كم به عنوان عضو نهضت آزادي در دبيرستان كمال مشغول تدريس بودم. در 11 ارديبهشت سال 1342 شناسايي شدم و به وسيله ساواك در قزوين دستگير شدم و بعد از دستگيري منتقلم كردند به زندان و 15 خرداد 1342 را من در زندان قزوين بودم كه عده‌اي هم با من در آنجا زنداني شدند در رابطه با15 خرداد؛ از جمله برادران, اماني بود. پنجاه روز آنجا زندان بودم تا اينكه به قيد كفيل از زندان آزاد و بعد از محاكمه تبرئه شدم.

ستاد نماز جمعه

در سال 1346 با دوستاني كه در زندان بوديم. من و آقاي فارسي و آقاي باهنر، سه نفري يك تيم شديم و بقاياي هيات موتلفه را اداره مي‌كرديم.
بسياري از اين برادران كه ستاد نماز جمعه را تشكيل مي‌دهند آن موقع جزء سرشاخه‌هاي هيات موتلفه بودند كه بنده‌هم به نام مستعار اميدوار در آن جلسات شركت داشتم. جلساتي داشتيم تا اينكه كم‌كم برادران از زندان بيرون آمدند. كم‌كم يك سازمان جديد به وجود آمد، براي اين كه يك پوشش اجتماعي داشته باشد و كار سياسي هم بكند به نام بنياد رفاه و تعاون اسلامي ناميده شد.
آقاي فارسي رفت خارج؛ سريك سال، قرار شد كه من بروم كارهاي آقاي فارسي را ارزيابي كنم و اطلاعاتي بدهم و بگيرم و برگردم، پس مردادماه 1350 رفتم به خارج, اول پاريس بعد تركيه, بعد سوريه؛ و آقاي فارسي هم آمد سوريه و ماه همديگر را آنجا ديديم.

شكنجه در زندان

با اكثر بنيانگذاران سازمان مجاهدين از دوره دانشگاه و بعدها هم در جلسات مسجد هدايت كه پاي تفسير آقاي طالقاني بوديم. آشنا شده بودم.در سال 47 يكبار سعيد محسن براي عضوگيري به من مراجعه كرد, ولي به علت اختلافاتي كه در برداشتمان نسبت به مبارزه داشتيم، من موافقت نكردم به عضويت اين سازمان درآيم، منتهي شرعا تعهد كرده بودم كه تماس را به هيچ‌كس نگويم . شهيد رجايي چون رابطه‌اي نزديك با مبارزات اسلامي روحانيت داشت و به خصوص در جلسات شهيد بهشتي شركت مي‌كرد و در رابطه با سازمان مجاهدين هم بود، در آذرماه 1353 دستگير شد و زير شكنجه قرار گرفت.
ساواك خيلي انتظار داشت كه از من اطلاعات زيادي به دست بياورد. آن سال كه من كميته را مي‌گذراندم، واقعا جهنمي بود كه بيست روز تمام مرا مي‌زدند و هيچ مساله‌اي را هم عنوان نمي‌كردند و فقط اظهار مي‌كردند كه "حرف بزن" يا اينكه روزها چندين ساعت سرم را به پنجه‌هايم به حالت ركوع مي‌بستند و اظهار مي‌كردند كه درجا بزنم و اينكه صليب مي‌كشيدند و مي‌بستند و آويزان مي‌كردند تا اينكه صحبت كنم. ما هم روزها و شبها كتك مي‌خورديم و 14 ماه اين مسئله طول كشيد.
يكي از روزهاي ماه رمضان، درست نيمه ماه رمضان بود، تولد امام حسن (ع) من را يك روز ساعت 8 بردند تاساعت يك بعدازظهر كه هنگام برگرداندن حالم طوري بود كه مرا كشان،كشان به سلولم آوردند. آن روز يكي از روزهاي خيلي خوب زندگي من بود و خيلي خوشحال بودم كه روزه هستم و شكنجه مي‌شوم.يادم هست كه در اتاق شكنجه و يا در سلولم بيشتر اوقات آيه "يا منزل السكينه في قلوب المومنين" را تكرار مي‌كردم. وقتي شكنجه مي‌شدم, مجبورم مي‌كردند كه برروي پاهاي تاول زده بدوم. آنجا قسمتهايي از دعا را كه قوعلي خدمتك جوارحي .... اين قسمت‌هاي دعا را تكرار مي‌كردم.
ارديبهشت و خرداد 57 را به صورت تبعيدي در زندان عادي به سر مي‌بردم ( به جرم اقامه نماز جماعت) و آنجا هم براي ما يك كلاس بود و تجربياتي هم در آنجا اندوختيم. در آبان 1357 روز عيد غدير در سايه مبارزات مردم مسلمان از زندان آزاد شديم و به اين ترتيب دوران بازداشتم را گذراندم.

پس از آزادي از زندان

بعد از آنكه از زندان بيرون آمدم، در تشكيلات انجمن اسلامي معلمان وارد شدم؛ با اين تشكيلات كار مي‌كردم تا پيروزي انقلاب. انقلاب كه پيروز شد، من هم از همان ابتدا نزديك به مركز مبارزه، يعني مدرسه رفاه و كميته استقبال امام كه در آنجا حضور داشتم و كم و بيش عهده‌دار مسئوليت‌هايي بودم و به عنوان يك خدمتگذار كوچك، حركت كردم تا انقلاب پيروز شد و در آموزش و پرورش به عنوان مشاور وزير آموزش و پرورش شروع به فعاليت كردم.
وزير آموزش و پرورش كه استعفا كرد، ابتدا به عنوان كفيل و بعد به عنوان وزير آموزش و پرورش انتخاب شدم. مدت تقريبا يكسالي وزير آموزش و پرورش بودم كه نسبتا دوره خوبي بود و خوشحال و راضي بودم. نزديكي‌هاي انتخابات بود كه يك شب برادرمان هاشمي تلفن كرد و از من خواست كه براي نمايندگي مجلس كانديدا شوم. ولي من اظهار تمايل كردم كه وزارت آموزش و پرورش را حفظ كنم. ايشان پيشنهاد كردندكه "به مجلس بياييد و اگر امكان وزير شدن نبود، لااقل بتوانيد به عنوان نماينده خدمت كنيد." حرف ايشان را پسنديدم و كانديداي نمايندگي شدم و براي نمايندگي مجلس انتخاب شدم.

انتخاب به نخست‌وزيري

بعد از يكسري گفتگوهايي كه اكثر هم‌ميهنان عزيزم مطلع هستند، من به نخست‌وزيري رسيدم، نخست‌وزيري را به عنوان يك تكليف شرعي انقلابي پذيرفتم و از صميم قلب مي‌گفتم كه داراي يك كابينه 36 ميليوني هستم.
انتخاب به رياست جمهوري را با آرا 13 ميليوني امت حزب الله و شهيد داده، اداي تكليف الهي و رسيدن به فوز عظيم در راه اسلام و خدمت به جمهوري اسلامي مي‌دانستم.

شهيد محمدعلي رجايي در سال هشتم شهريور 1360 در حادثه انفجار دفتر نخست‌وزيري به همراه يار ديرينش محمدجواد باهنر شربت شهادت نوشيد. 

چهارشنبه 1386/06/14 |

 

کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی توقیف شد ؟

کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی توقیف شد ؟!

کتاب 688 صفحه ای "به سوی سرنوشت "که توسط محسن هاشمی تدوین یافته و در بیستمین نمایشگاه بین المللی کتاب عرضه شده بود توسط وزارت ارشاد "توقیف " و " جمع آوری" شده است. علت توقیف این کتاب ؛ نقل قول هاشمی رفسنجانی در صفحه 173 است.

هفتمین جلد از کتاب خاطرات و روزنوشت های آیت الله هاشمی رفسنجانی در سال 63 که با نام "به سوی سرنوشت" به چاپ رسیده است؛ توسط وزارت ارشاد توقیف شده است.به گزارش" فردا" و به نقل از یک منبع آگاه، این کتاب توسط وزارت ارشاد "توقیف " و " جمع آوری" شده است. کتاب 688 صفحه ای "به سوی سرنوشت " توسط محسن هاشمی تدوین یافته و در بیستمین نمایشگاه بین المللی کتاب عرضه شده بود. علت توقیف این کتاب ؛ نقل قول هاشمی رفسنجانی در صفحه 173 و در نقل خاطرات خود از روز پنج شنبه 14تیرماه 1363 ذکر شده است که می نویسد؛«... نماینده شوشتر هم آمد و پیشنهاد قطع شعار مرگ بر آمریكا و مرگ بر شوروی را می داد. گفتم به طور اصولی تصمیم گرفته ایم، امام هم موافقت كرده اند ولی منتظر فرصت هستیم.» گفتنی است خبر توقیف کتاب "به سوی سرنوشت" در برخی از منابع خارجی نیز انعکاس یافته است.

چهارشنبه 1386/06/14 |

 

محاکمه

سه شنبه 6 شهریور1386

محاکمه

به نام خدا

 

   امروز سه شنبه 6/شهریور/86آقای حمید پور وثوق عضوهیات مدیره ی کانون صنفی معلمان ایران طبق احضاریه ی دادگاه محترم انقلاب اسلامی تهران با حضور آقای جهانگیر راد یکی از وکلای مدافع حقوق بشرمحاکمه شد. آقای پرویزجهانگیرراد وکیل آقای پور وثوق  دراین باره می گوید :

   " نخستین جلسه ی رسیدگی به پرونده ی اتهامی موکلم درشعبه ی 15دادگاه محترم انقلاب تهران ساعت 9صبح تشکیل شد,که بنده به اتفاق آقای پور وثوق دروقت معین دردادگاه حاضر شدیم، و دفاعیات لازم طی لایحه ای به قاضی محترم پرونده تقدیم شد. "

 

آقای پرویزجهانگیرراد در پاسخ به نتیجه ی دادگاه گفتند:

    "من و آقای هوشنگ پور بابایی بطور مشترک دفاع از چهارتن از اعضای هیات مدیره ی  کانون صنفی معلمان تهران را به عهده داریم ،که به ترتیب آقای محمدرضارضایی در 13/6 آقای علیرضا اکبری نبی 19/6 وآقای رسول بداقی 21/6 وقت حضوردردادگاه دارند .به احتمال زیادبایستی منتظربود،تاجلسه ی نخست این چهار نفر انجام شود.آنگاه در باره ی وقت جلسات دیگر ویاکم وکیف صدور احکام پیش بینی هایی کرد. "

 

     حاضران می گویند: قاضی محترم پرونده خواستار رویت مجوز فعالیت کانون صنفی معلمان ایران شد،که بلافاصله یک برگ کپی از مجوز کانون به حضور قاضی محترم تقدیم شد.

کانون معلمان تهران

چهارشنبه 1386/06/14 |

 

دو سال روزمره‌گی در آموزش و پرورش

شیرزاد عبداللهی بررسی کرد:

 دو سال روزمره‌گی در آموزش و پرورش

آفتاب: «شیرزاد عبداللهی» کارشناس آموزش و پرورش در ارزیابی عملکرد دولت نهم در حوزه آموزش و پرورش می‌گوید: شاید خوشبینانه‌ترین ارزیابی از دوره دو ساله مدیریت محمود فرشیدی، وزیر آموزش و پرورش صرفنظر از شعارها و خودستایی‌ها و سیاه‌نمایی گذشته و ارائه اطلاعات و آمار مخدوش در مورد حقوق و مزایای معلمان و بودجه جاری وزارتخانه، این است که کارها در بزرگ‌ترین وزارتخانه کشور با 1/1 میلیون پرسنل و بیش از 14 میلیون دانش‌آموز همچنان بر مدار روزمرگی سیر کرده است.

این کارشناس آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب گفت: نکته‌ای که در حافظه معلمان ثبت شده و هرگز آن را فراموش نخواهند کرد،‌ چرخش مجموعه دولت در خصوص شعارهای معیشتی و رفاهی بود. دولتی که با شعار آب و نان مردم بر سر کار آمده بود، در زمستان 85، علنا مانع تصویب نهایی و اجرایی لایحه مدیریت خدمات کشوری شد، تنها با این بهانه که دولت قادر به تامین اعتبار لازم برای ترمیم حقوق معلمان و بازنشستگان نیست.

عبداللهی تاکید کرد: موضع‌گیری دولت در مقابل لایحه‌ای که معلمان از سال‌ها پیش به آن دل بسته بودند، باعث رنجش معلمان شد. اعتراضات صنفی معلمان در دوره فرشیدی به لحاظ فراگیر بودن بی‌سابقه بود. همچنان که آمار دستگیری‌ها و نوع مجازات‌ها و گستردگی آن نیز در 25 سال گذشته بی‌نظیر بود. 

به گفته وی، تبعات اعتراضات صنفی هنوز هم دامنگیر تعداد زیادی از فعالان صنفی و معلمان معمولی است. در ماه‌های اخیر احکام تنبیهی شدیدی علیه معلمان صادر شده است. علاوه بر اقداماتی که از سوی قوه قضاییه صورت می‌گیرد، عمده مجازات‌های اعمال شده از سوی ارگان‌های اداری وزارت آموزش و پرورش بوده است.

عبداللهی افزود: هیات‌های تخلفات اداری تاکنون برای حدود 30 تن از معلمان احکامی نظیر اخراج، تغییر محل جغرافیایی خدمت (تبعید)، بازنشستگی پیش از موعد با کسر حقوق و ... صادر کرده‌اند.

وی تصریح کرد: به حکم وزیر آموزش و پرورش ده‌ها تن از معلمان منتظر خدمت شده و از حقوق و مزایای عادی شغل خود نیز محروم شده‌اند. مجازات‌ها، تضییقات، بی‌اعتنایی به مطالبات صنفی، فشار بر تشکل‌ها و تلاش برای انحلال آنها، در 25 سال اخیر بی‌سابقه بوده است.

عبداللی گفت: وزیر آموزش و پرورش چند ماه پیش گفته بود: «در این یکسال و نیم به اندازه 16 سال گذشته کار شده است.» او به همین دلیل به خود مدال لیاقت داد و گفت: من موفق‌ترین وزیر آموزش و پرورش بعد از انقلاب هستم. فهم این که هنگام بیان چنین گزاره‌هایی در ذهن دولتمردانی مانند فرشیدی چه می‌گذرد، آسان نیست.

وی افزود: آمار و ارقام که در شرایط عادی، موجودیتی مستقل از ذهن دارند و کارشناسان براساس آنها تحلیل خود از وضع موجود را ارائه می‌دهند، تبدیل به ابزاری پیش پا افتاده و سیال برای اثبات کارآمدی مدیران جدید شده‌اند. حتی آمار تعداد مدارس، تعداد دانش‌آموزان، تعداد معلمان، میزان بودجه سالانه، میانگین حقوق معلمان، برحسب این که مقامات چه استفاده‌ای از آنها می‌کنند، کم و زیاد می‌شوند.

این کارشناس آموزش و پرورش اظهار داشت: در ایران، مسئولان اجرایی و مدیران که برای انجام وظایف معینی منصوب می‌شوند معمولا گرفتار این توهم‌اند که گویا دارای رسالتی فراتر از قانون و عرف هستند و با پیش‌داوری وارد عرصه مدیریت می‌شوند. به همین دلیل کسانی را که با ذهنیات آنها سازگاری کامل ندارند به عنوان افراد منحرف از کار برکنار می‌کنند و فارغ از چهارچوب برنامه‌ها وسیاست‌های مدون، دنبال فلسفه بافی و تدوین خط‌مشی‌های اساسی و اموری می‌روند که ارتباطی با وظایف قانونی آنها ندارد.

عبداللهی در ادامه گفت: محمود فرشیدی در جمع کارکنان روابط عمومی وزارتخانه و خبرنگاران رسانه‌ها به مناسبت روز خبرنگار دو رسالت عمده روابط عمومی را مهندسی افکار عمومی در مورد آموزش و پرورش و مهندسی افکار معلمان دانست. در حالی که مهندسی فکر که در قرن بیستم توسط حکومت‌های کمونیستی و فاشیستی ابداع و در مقیاس عظیم آزموده شد، با طبیعت انسان ناسازگار است و اصولا در عصر انفجار اطلاعات از لحاظ تکنیکی غیرممکن شده است.

وی افزود: اگر آقای فرشیدی و همکاران او به تجارب 25 سال اخیر آموزش و پرورش توجه می‌کردند، بیهوده دم از مهندسی فکر نمی‌زدند. گزینش‌های سخت‌گیرانه درباره ورودی‌های این وزارتخانه، فضاهای بسته مراکز تربیت معلم، تاسیس امور تربیتی و کنترل رفتار معلمان در مدرسه، هرگز نتوانست فضای فکر یکدستی در مدارس و ادارات ایجاد کند. امروزه گرایش سیاسی معلمان نیز مثل همه اقشار جامعه متنوع و متفاوت است.

به گفته وی، شبح مدیران سابق و سیاست‌های سابق بر فراز سر مدیران جدید در پرواز است. برخورد مدیران جدید با گذشته برخوردی انقلابی است. نه تنها مدیران سابق در سطوح و رده‌‌های مختلف کنار گذاشته شدند، بلکه دائما سیاست‌های گذشته نفی می‌شود و مورد انتقاد قرار می‌گیرد.  ماشین حذف با سرعت و شتاب در حال حرکت بوده و تعلق به گذشته مهم‌ترین دلیل حذف و برکناری بسیاری از مدیران بوده است.

چهارشنبه 1386/06/14 |

 

سکوت هم بي‌هزينه نيست!

 

سكوت هم بي‌هزينه نيست؟
احمد زيدآبادي - دوشنبه 5 شهریور 1386 [2007.08.27]

مي‌گويند تو كه اعلام سكوت كرده‌اي، پس چرا همچنان مي‌نويسي؟ ظاهرا چنين مي‌پندارند كه سكوت را به عنوان امري شخصي مطرح كرده‌ام، در حالي كه چنين نيست.

سكوت هم به جاي خود يك فعل سياسي است و هنگامي كه به طور دسته جمعي و در اعتراض به فضاي بسته سياسي اعلام شود، در واقع يك كنش اعتراض‌آميز سياسي است و تبعاتي براي خود دارد.

در واقع، در فضاي موجود ايران كه هيچ عمل، اقدام يا فعل سياسي مشترك از جانب منتقدان و اصلاح طلبان صورت نمي‌گيرد، از نظر من، اعلام سكوت دسته جمعي، يك اقدام مشترك كم هزينه است كه مي‌تواند راه را بر اقدام‌هاي مشترك بعدي هموار كند و اين در واقع جنيه فعالانه اعلام سكوت است.

البته مي‌پذيرم كه اين اقدام جنبه محافظه‌كارانه‌اي هم با خود دارد و آن نيز فاصله گرفتن از فضاي آشوبناكي است كه ما قدرت تاثيرگذاري بر آن را از دست داده‌ايم. اين جنبه نيز به نظرم چندان مذموم نيست كه برخي از دوستان مي‌پندارند.

به هر حال، اعلام سكوت دسته جمعي در اعتراض به فضاي بسته كنوني، هم مي‌تواند به فعاليت موثر مشترك منجر شود و هم مي‌تواند به تن دادن داوطلبانه به حاشيه نشيني. اين كه در شرايط امروز ايران كداميك از دو حالت فوق حاصل خواهد شد، قاعدتا به روند تحولات و اراده و ميل سكوت كنندگان بستگي دارد.

با اين همه، آنچه در اين ميان مهم است، ميزان افراد و گروههايي است كه با اين طرح همراه شوند. در واقع هدف اصلي اين است كه از سكوت و انفعال عيني نيروهاي سياسي، يك حركت ساخته شود، هر چند حركتي محدود. از اين رو،به نظر مي‌رسد كه قهر تعدادي اندك از حوزه سياست، جنبه فعالانه طرح را محو مي‌كند و تنها جنبه محافظه‌كارانه اش را تبلور مي‌دهد و اين شايد براي جامعه در حال تلاطم ما كه روند تحولش قابل پيش بيني نيست، تن دادن به ريسك عدم حضور در صحنه‌اي باشد كه ايفاي نقش موثر در آن براي ما ممكن باشد.

در هر صورت، طرح سكوت براي فراگير شدن با مشكلاتي جدي مواجه است. دوستان مختلف تا كنون واكنش‌هاي متفاوتي به آن نشان داده‌اند.

جمعي از دوستان آن را ابتكاري مفيد يافته‌اند دستكم به اين علت كه پيشنهادي تازه است و به فضاي كنوني تكاني مي‌دهد و توجهاتي را جلب مي‌كند. برخي نيز به علت سويه محافظه‌كارانه طرح و برخي نيز به علت سويه فعالانه آن، آن را ستوده‌اند و براي همراه شدن با آن اعلام آمادگي كرده‌اند.

در مقابل، عده‌اي بيشتر از فعالان سياسي آن را مفيد نيافته‌اند، بخشي به دليل جنبه فعال آن و برخي به علت جنبه انفعال آن!

برخي دوستان پنهان نمي‌كنند كه به دليل هزينه احتمالي چنين طرحي حاضر به همراهي با آن نيستند. اين دوستان اغلبشان در حال سكوت به سر مي‌برند و بر اين باورند كه اعلام همين سكوت، از چشم نهادهاي قدرت پنهان نخواهد ماند و هزينه‌اي در پي خواهد داشت.

من نمي‌دانم كه آيا نهادهاي قدرت كه ما را به دليل نوشته‌ها و گفته‌هامان احضار مي‌كنند، بازجويي مي‌كنند، زندان مي‌اندازند و براي آزادي‌مان از ما تعهد مي‌خواهند كه ديگر چيزي ننويسيم ونگوييم، ممكن است براي كسي كه دواطلبانه اعلام سكوت كرده است، ايجاد مزاحمت كنند؟

اگر چنين احتمالي در هر سطحي وجود داشته باشد، خود گواه نهايت فلاكت ما و پررويي بي‌نهايت آنان خواهد بود! در واقع در صورت وجود چنين احتمالي، همان بميريم بهتر است كه در اين گوشه از جهان زندگي كنيم!

برخي از دوستان اما طبق معمول مي‌پرسند سكوت كنيم كه چه بشود؟ نهادهاي قدرت نه فقط از اعلام قهر ما آزرده نمي‌شوند بلكه از آن استقبال هم مي‌كنند.

به گمان من اما اصحاب قدرت از اعلام سكوت دسته جمعي ما آزرده خاطر مي‌شوند چرا كه اين نوعي اعتراض مدني، متواضعانه، مسالمت‌جويانه و در عين حال مظلومانه است كه هيچ نوع جاه طلبي سياسي در آن نيست، اما بسياري از ادعاهاي آنها را در باره شرايط حاكم بر كشور به باد مي‌دهد. در واقع آن دسته از دوستاني كه بر هزينه اين كار تاكيد مي‌كنند همين نكته را در ذهن دارند، اما آنها تصور مي‌كنند كه اعلام مظلوميت بدون جاه طلبي نيز از سوي نهادهاي قدرت بي‌پاسخ نمي‌ماند.

شمار بيشتري از دوستان اما با اصل طرح نظر مخالفي ندارند، ولي زمان آن را مناسب نمي‌دانند. از نظر اين دوستان، ماههاي منتهي به انتخابات فرصتي براي احزاب و گروههاست تا با توده‌هاي مردم ارتباط بيشتري پيدا كنند و به تبليغ و ترويج ايده‌هاي سياسي خود بپردازند.
با اين حساب، به نظر مي‌رسد كه در شرايط حاضر، اعلام سكوت شانسي براي فراگير شدن ندارد، اما به باور من، اين ايده به قول فرنگي‌ها، همچنان بر روي ميز است. اگر گروههاي اصلاح طلب راغب به شركت در انتخابات از حضور در عرصه رقابت‌هاي انتخاباتي منع شدند و برنامه‌اي نيز براي هيچ نوع اعتراض نداشتند، اين طرح حداقلي برايشان بهتر از رفتارهاي سابق است.

آنها حتي اگر هم اجازه حضور در انتخابات را يافتند، اما به دليل فشارها و محدوديت‌ها، نتيجه‌اي از آن نگرفتند، باز هم مي‌توانند به همراه شدن با چنين طرحي فكر كنند.

منبع : همه دانا

چهارشنبه 1386/06/14 |

 

ابراز نگراني مشارکت درخصوص معلمان

ابراز نگراني مشارکت درخصوص معلمان
جلسه دفتر سياسي جبهه مشارکت شنبه شب با حضور اعضا تشکيل و پس از تبادل اخبار به بحث درباره برخوردهاي اخير با معلمان پرداخت. در اين جلسه، «اکرم مصوري منش» رئيس شاخه فرهنگيان جبهه مشارکت به نشست هفته گذشته اين شاخه با حضور روساي شاخه فرهنگيان در سراسر کشور اشاره کرد و از ابراز نگراني آنان در اين ارتباط خبر داد. به گزارش آفتاب پس از ارائه گزارش شاخه فرهنگيان، اعضاي دفتر سياسي جبهه مشارکت تاکيد کردند که حرمت همه اصناف و به ويژه احترام صنف پرارج معلمان کشور نگه داشته شده که هرگونه بي حرمتي به معلمان، بي حرمتي به ساحت علم و دانش و آگاهي بخشي است.
  آیا باور کنیم این دلسوزی های خاموش بخاطر انتخابات آتی نیست؟..

چهارشنبه 1386/06/14 |

 

کسری بودجه آموزش و پرورش و مخالفت مجلس با برداشت از ذخیره ارزی

حکایت کسری بودجه آموزش و پرورش و مخالفت

 

با وجود 2500 ميليارد تومان کسري بودجه آموزش و پرورش
مخالفت مجلس با برداشت از حساب ذخيره ارزي
گروه اقتصادي، صبا آذرپيک؛ نمايندگان مجلس با دو فوريت طرح برداشت از صندوق ذخيره ارزي براي پرداخت معوقه فرهنگيان مخالفت کردند. نمايندگان بر اين باور بودند که دولت در گزارشي اعلام کرده که تمام مطالبات معوقه فرهنگيان را داده و اگر اين گزارش را درست بپندارند دليلي براي آنکه چنين طرحي مطرح شود وجود ندارد. از سويي چهره هايي مانند احمد توکلي از اصولگرايان منتقد برنامه هاي اقتصادي دولت نهم بارها يادآوري کرد که برداشت يک هزار ميليارد تومان از صندوق ذخيره ارزي باعث ايجاد تورم شديد خواهد شد. در حالي که محمد عباسپور رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات اين طرح دوفوريتي را براي رفع نگراني معلماني که از سال 85 تاکنون مطالبات شان را نگرفته اند در آستانه بازگشايي مدارس مهم ارزيابي کرد اما حسن زماني نماينده ملاير در مخالفت با اين طرح عنوان کرد که دليلي ندارد مجلس کاسه داغ تر از آش شود؛«همين دولت اعلام کرد که مطالبات فرهنگيان را در ارديبهشت 86 پرداخت کرده است.»

از سويي احمد توکلي نماينده تهران هم به افتخار دولت نهم در سال 86 اشاره کرد. رئيس جمهور در زمان دفاع از بودجه 86 خطاب به نمايندگان از طرح جديدي خبر داده بود که براساس آن بودجه جاري هر وزارتخانه هر ماه توسط وزارت اقتصاد پرداخت مي شود تا ديگر مقوله يي به نام کسري بودجه جاري به خاطر خرج اين اعتبارات در ماه هاي نخست وجود نداشته باشد. به همين استناد توکلي اين سوال را مطرح کرد که چطور آموزش و پرورش کسري 2500 ميليارد توماني آورده است. وي همچنين اين سوال را طرح کرد که در شرايطي که برداشت از صندوق ذخيره ارزي از سوي مجلس در قالب طرح ممنوع است چرا بايد طرحي از سوي مجلس ارائه شود؛ «حتي در رقم کسري 2500 ميليارد توماني بودجه آموزش و پرورش هم اين سوال هست که اين عدد با چه حساب و کتابي تعيين شده و اگر کسري بودجه به اين ميزان وجود دارد، چرا در طرح دو فوريتي تنها درخواست يک هزار ميليارد تومان برداشت از صندوق ذخيره ارزي شده است؟»

البته بخش اصلي انتقادات توکلي به افزايش تورم اختصاص داشت؛ «برداشت از صندوق ذخيره ارزي ولو براي طرح هاي بحراني باشد تورم سنگيني را به بار خواهد آورد چنانچه نمونه اش تورم در مسکن بود که پيش از اين هم پيش بيني شده بود که به خاطر سياست هاي اشتباه اقتصادي دولت نهم در برداشت مکرر از صندوق ذخيره ارزي در اوايل سال 86 به چنين رشد سرسام آوري برسد.»

اين چهره اصولگراي منتقد دولت خطاب به نمايندگان گفت؛«با مردم صاف باشيد. استفاده از صندوق ذخيره ارزي و بردن پول نفت سر سفره مردم، يک اشتباه استراتژيک بوده که پدر مردم را درآورده است.» به اعتقاد توکلي اگر دولت احمدي نژاد همچنان مصر به برداشت از صندوق ذخيره ارزي باشد و نمايندگان هم اين سياست را دنبال کنند «عاملاً، عامداً» باعث تحت فشار قرار گرفتن بيشتر مردم خواهند شد.

گرچه ايرج نديمي نماينده لاهيجان در دفاع از طرح دوفوريتي از نمايندگان خواست تا کاري نکنند که معلمان براي تامين امرار معاش خود روانه بازار پول نزول شوند؛ «تا عرق کارگر خشک نشده پول آنها را بايد داد. معني ندارد که مرتباً به معلم بگوييم ما شما را خيلي دوست داريم و به شما احترام مي گذاريم اما حقوق آنها را به بهانه برداشت از صندوق ذخيره ارزي ندهيم.»

نايب رئيس کميسيون اقتصادي گرچه معتقد بود که ادامه تبعيض و بي عدالتي نسبت به معلم نارواست و حتي رضا طلايي نيک نماينده کبودرآهنگ هم با اين مضمون که داستان معلمان، داستان غريبي است، مشکل کنوني پيش آمده را ضعف دولت نهم در اولويت بندي اعتبارات عنوان کرد که دودش فعلاً به چشم معلمان رفته است؛ «دغدغه معلمي را که پشت سر هم وعده مي شنود ولي اعمال نمي شود، بايد رفع کرد زيرا آرامش معلمان در آستانه سال جديد مخدوش شده است.»

گرچه طلايي نيک هم به عنوان موافق طرح سعي بر آن داشت تا نمايندگان را مجاب کند که حساب دولت از حساب معلمان جدا است و اگر نمايندگان از بي انضباطي مالي دولت دلخور هستند نبايد از دغدغه بي پولي معلمان آسوده بگذرند، اما استنادات چهره هاي اقتصادي مانند توکلي و حتي غلامرضا مصباحي مقدم سبب شد تا اين طرح موفق به کسب نظر مساعد مجلس نشود. چنانچه حتي مصباحي مقدم نماينده تهران و از اعضاي کميسيون برنامه و بودجه هم اين ايراد را وارد کرد که طرح برداشت از صندوق ذخيره ارزي به خاطر داشتن بار مالي براي دولت وبه استناد اصل 75 با مخالفت شوراي نگهبان مواجه خواهد شد؛ «بهتر آن است که طرح هايي تصويب نشوند که بين مجلس و شوراي نگهبان مکرراً طي مسير شوند.» براساس تمام اين مخالفت ها نمايندگان با دو فوريت و حتي يک فوريت برداشت يک هزار ميليارد توماني از صندوق ذخيره ارزي براي جبران بخشي از مطالبات 2500 ميليارد توماني فرهنگيان مخالفت کردند تا دولت نهم خود ملزم شود تا براي جبران اين کسري قابل توجه در بودجه 86 چاره يي بينديشد. گفته مي شود از همان ابتدا مجلس با تمام پيشنهادات بودجه يي وزارت آموزش و پرورش در سال 86 موافقت کرده و سوال اينجا است که چرا دولت نهم در زمان بودجه نويسي چنين کسري را پيش بيني نکرده بود.
واین در حالیست که قبل از تصویب بودجه سال ۸۶ توسط نمایندگان (که حال خود را به معصومیت زده اند)از طریق کارشناسان به دولت و مجلس هشدار داده شد؛ اما از آنجایی که دولت سعی در اعمال سیاست های خود به شکل مستبدانه ایی (شجاعانه!!) دارد به این هشدارها و اعتراضات توجه ایی نکرد و از طرفی هم نمایندگان (دولت نه ملت) خود را به تجاهل در این گناه مشترک زدند، و حال قربانیان این ماجرا معلمین می باشند !؟..

چهارشنبه 1386/06/14 |

 

ارجاع پرونده ۴ معلم دیگر به دادگاه انقلاب

 

 ارجاع پرونده ۴ معلم دیگر به دادگاه انقلاب

وكيل مدافع شش تن از معلماني كه پيش از اين بازداشت و هم‌‏اكنون با قرارهاي تأمين لازم آزاد هستند، از ارجاع پرونده چهار تن از موكلانش به دادگاه انقلاب خبر داد.

هوشنگ پوربابايي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: در مراجعه‌‏اي كه امروز به دادسراي انقلاب داشتم، بنا به اظهار داديار ويژه امنيت اين دادسرا، براي چهار تن از موكلانم به نام‌‏هاي «محمدرضا رضايي گرگاني»، «عليرضا اكبري‌‏نبي»، «رسول بداقي» و «حميد پوروثوق» قرار مجرميت صادر شده كه اين قرارها پس از تأييد دادستان منجر به صدور كيفرخواست شده است. اين پرونده‌‏ها در حال انجام تشريفات اداري جهت ارجاع به دادگاه انقلاب تهران است.
وي كه وكالت «سيدعباس موسوي» و «ميراكبر رييس‌‏زاده»، دو تن ديگر از اين معلمان را نيز برعهده دارد، در مورد وضعيت پرونده موكلانش گفت: پرونده اين معلمان نيز در مرحله اخذ آخرين دفاع است تا پس از آن، بازپرس قرار مقتضي را در اين پرونده صادر كند

چهارشنبه 1386/06/14 |

 

دادگاه چهار تن از معلمان

دادگاه چهار تن از معلمان

 

دادگاه چهار تن از معلمان تجمع‌كننده‌ی مقابل مجلس در شهريور ماه برگزار خواهد شد. به گزارش ایسنا، وکیل مدافع حميد پوروثوقی، محمدرضا رضايی گركانی، عليرضا اكبری و رسول بداقی امروز اعلام کرد بر اساس احضاریه‌ای که دریافت کرده دادگاه انقلاب، این چهار نفر را در روزهای ششم،‌ سیزدهم، نوزدهم و بیست‌ویکم شهریور ماه محاکمه خواهد کرد. سه تن از این معلمان، از اعضای شورای كانون صنفی معلمان هستند

چهارشنبه 1386/06/14 |

 

گزارش سفر محمد خاکساری به برلین

گزارش سفر محمد خاکساری به برلین

گزارش اول سفر محمد خاکساری به برلین

همکاران گرامی سلام

با حمایت و اراده ي شما و آموزش بین الملل وياري خداوند توانابه کنگره پنجم ایی آی رسیدم. گرچه تاخیر یک روزه در دوسلدورف داشتم به علت اینکه هواپیمای ماهان با تاخیر حرکت کرد. زمان رسیدن و پرواز برلین هماهنگ نبود. یکی از خصوصیات مردم آلمان که با آن جامعه پذیر شده اند نظم ، دقت  و برنامه ریزی است .

روز 29 تیرماه معادل 20 ژوئیه ساعت 4 و 30 دقیقه به وقت محلی به فرودگاه برلین رسیدم و مورد استقبال گرم همکاران ایی آی قرار گرفتم که چقدر نسبت به آموزش احترام قائلند. چگونه کنگره ای با حضور 170 کشور دنیا می تواند هدایت شده باشد؟ در اینجا نظم و برنامه ریزی توام با احترام را از تمام کارکنان و مسئولان ایی ای ديدم. نه تنها با بنده بلکه با تمام کسانی که در این کنگره دعوت شده اند همین ارتباط برقرار است.  حدود چهار ساعت را با یکی از مترجم ها و همکاران ایی آی برای همآهنگی  و برنامه ریزی کنگره  جلسه داشتم. قرار است جلساتی را با برخی از مسئولان اموزش بین الملل داشته باشیم. تا ضمن تشکر همه جانبه از حمایتهای بین المللی از معلمان ایران آنها را در جریان فعالیتهای معلمان ایران برای رفع تبعیض بگذارم. برنامه های کنگره پنجم از 22 تا 26 ژوئیه که مصادف با 31 تیرماه تا 4 مرداد ماه است همه از پیش تنظیم شده است و پر است .اما با پیگیری های ایی آی دو برنامه سخنرانی برای من بعنوان نماینده معلمان ایران گذاشته شد. یکی از این سخنرانی ها در جلسه عمومی با حضور همه شرکت کنندگان از تمام کشورهای دنیا حدود 1600 معلم برای مدت 10 دقیقه انجام می شود تا من در ان پیام معلمان ایران را به گوش همکاران و مسئولان عالیرتبه E.I و I.L.O(سازمان بین المللی کار)، I.T.U.C (کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری)، I.T.F(فدراسیون بین المللی کارگران حمل ونقل) و سایر فدراسیونهای بین المللی تخصصی و کنفدراسیونهای کشوری برسانم.

تاکنون من از تجارب تشکیلاتی، از روشهای فعالیتهای اعضای اتحادیه های کارگری از جمله E.I در  کشورها با دولتهای خودشان مطلع شدم. وهمچنین برای مشکل معلمان ایران که از رفع تبعیض و فضای امنیتی حاکم بر آموزش و پرورش رنج می برند. در جستجوی راه حل هستم.

  کنگره پنجم آموزش بین الملل در هتل استرل برلین برگزار می شود. آموزش بین الملل از مجموعه های I.L.O (سازمان بین المللی کار) به دبیر کلی آقای سوماویاست. I.L.O یکی از آژانسهای سازمان ملل است که وظایف آن بعنوان سازمان سه جانبه گرایی در روابط و حقوق کار  برای اعضای سازمان ملل از جمله ایران تعریف شده است. از نظر I.L.O کارگر به هر کسی گفته می شود که در یک رابطه قرارداد کاری با کارفرما وارد می شود. بنا براین مجموعه معلمان، پرستاران، خبرنگاران، کارمندان دولتی، روزنامه نگاران و... که همگی حقوق بگیر هستند در این مجموعه کارگر قلمداد می شوند. و از کلیه حقوق مربوط به روابط در کار برخوردار باید باشند. و دولتهای عضو را مقید می کند که حقوق بنیادین کار ملحوظ در پیمانهای I.L.O را رعایت کنند. از جمله این حقوق بنیادین کار در  پیمان 87 و 98 آمده است  که دربرگیرنده حق کارگران در آزادی تجمع، تشکل و سازماندهی و مذاکرات برای عقد قراردادهای جمعی است.  

در کشورهایی که حقوق اتحادیه ها وانجمنهای صنفی کارگران را محترم می شمارند اتحادیه ابتدا با کلیه اعضا مسائل دستمزد، شرایط محیط کار و استانداردهای آن را بررسی کرده و آن را به تصویب اتحادیه می رساند. و موارد تصویب شده از طرف اتحادیه مورد مذاکره با کارفرما قرار می گیرد. به همین علت موارد نقض حقوق کار در سه نامه که آموزش بین الملل در حمایت از معلمان ایران به رئیس جمهور ایران نوشت (18 اسفند ماه 1385، 25 اسفند ماه 1385، 11 اردیبهشت ماه 1386)و همچنین I.T.U.C و سایر اتحادیه های کارگری وابسته به این کنفدراسیون به دولت ایران نوشتند این حقوق را به دولت ایران یادآور شده و از او خواستند که بعنوان عضو قدیمی سازمان بین المللی کار (I.L.O) حقوق کارگران و معلمان را در ایران رعایت کند. که یکی از این نامه های I.E به رئیس جمهور  مورخ 18 اسفندماه 1386 در شماره 42 هفته نامه قلم معلم چاپ شد که در آن به دولت ایران توصیه هایی در رابطه با انجمن های صنفی معلمان داشته که در یکی از بند های آن از دولت ایران خواسته است که "در آینده حق سازمانهای کارگری را در ادامه فعالیتهایشان، در برگزاری جلسات، و اعتراضات عمومی مرتبط با شرایط کار و سیاست اقتصادی و اجتماعی مورد احترام قرار گیرد". در اینجا منظور از سازمانهای کارگری همان در واقع انجمن صنفی معلمان و سایر سازمانهای صنفی است. ۳۰/تیر/۱۳۸۶ برابربا ۲۱/جولای/۲۰۰۷

 

دومين گزارش از سفر محمد خاكساري

 

در شب 31/4/1386 تعدادی از کشورها به نمایندگی از قاره ها، ملاقاتی با هئیت مدیره، دبیر کل، رئیس و سایر اعضای رهبری آموزش بین الملل داشتند. در این دیدار ابتدا دبیر کل گزارش کوتاهی از جلسه کنگره پنجم را ارائه کردند. سپس در سخنان خود نکاتی را يادآورشدند.

قرار است در کنگره پنجم روی کیفیت آموزش و مهارت آموزشی معلمان بحث شود.

تعدادی ازمعلمان کشورها از امنیت شغلی برخوردار نیستند، اين مشكل برای آموزش بین الملل؛ نگران کننده است.

مسئله حقوق و دستمزد معلمان و تغییرات در اساسنامه از ديگر نگراني هاي اتحاديه مي باشد.

اعضای هئیت مدیره اکثرا، معلمان باسابقه ای هستند که سالهای متمادی را در اتحادیه کشورهای خود فعالیت کرده اند، و هر کدام تجربه آموزشی حدود 30 تا 40 ساله دارند. با یکی از اعضای هئیت مدیره سابق  E.Iكه خانمی ازکانادا هستند.گفتگويي داشتيم.ایشان می گفتند:" حدود 50 سال است که برای احقاق حقوق معلمان تلاش می کنند و با عشق و علاقه خاصی مسائل آموزش بین الملل را پیگیری می کنند."

 دیدار دوستان قدیم که در کنگره های گذشته و یا در جلسات ایی آی با هم ملاقات داشتند بسیار جذاب و دیدنی بود. ایران در 4 کنگره قبلی آموزش بین الملل شرکت نداشته است. دلیل آن را از برخی از مسئولان پرسیدم عنوان کردند که ایران تاکنون تشکل مستقل و غیر دولتی معلمان نداشته است.

  آموزش بین الملل تشکل های صنفی را با عملکرد و تمام اخبار و جزئیات آن مورد مطالعه قرار می دهد که آیا آنها مستقل هستند یا خیر.

  دیدار انسانهای فداکاری که برای ارتقاء آموزش و وضعیت منزلتی و معیشتی و امنیت شغلی معلمان تلاش می کنند به انسان انرژی تازه ای می دهد.

   در دیداری كه با یکی از اعضای هئیت مدیره داشتم. از ایشان پرسیدم، شکایات و مشکلاتی که معلمان برای آموزش بین الملل می فرستند بيشتردرباره ي چه موضوعاتي است؟

   ایشان مواردي همچون حقوق و دستمزد، منزلت، فضای کلاس، بهداشت مدارس ، امنیت شغلی و سایر موارد را يادآوري کردند.

وقتی به سخنان اعضاي هئیت مدیره آموزش بین الملل و نقطه نظرات آنها گوش می کنم؛ شباهت بسياري به اساسنامه کانون صنفی معلمان مادارد، برخي از آن موارد ،دفاع از حقوق معلمان در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، و رفع تبعیض مي باشد.

 دبیر کل آموزش بین الملل از من پرسيد، شما تا چه اندازه می خواهید برای خواسته های معلمان ایران پیش بروید؟ چون ما نگران سلامتی و آینده شما در ایران هستیم.

   در پاسخ گفتم اگر بتوانيم تلاش و فعالیت کنيم تا مشکلات معیشتی و امنیتی همکاران را حل کنيم دستاورد مناسبی را برای همکاران به ایران برده ايم.

 ایشان گفتند: "ما تلاش می کنیم راه حل منطقی برای معلمان زندانی، تبعیدی و انفصال جستجو کنیم." دبیر کل آموزش بین الملل نگران بنده در بازگشت از آلمان بودند.

 ایشان افزودند:" نمی خواهم به سرنوشت منصوراسانلودچارشويد."

نشست مادر محیطی صمیمی و با نشاط که از روحیه معلمان سرچشمه می گرفت پایان یافت.

 پیش خودم فکر کردم که آیا اين امكان خواهد بود،،كه روزي کشورمامیزبان اين كنگره باشد، تا مسئولان از نزدیک با اعضای هئیت مدیره و نمایندگان اتحادیه ها ملاقات کنند، و ابهاماتی که در مورد این گونه مجامع دارند برطرف شود؟

 اين پرسش در ذهنم زنده شد،كه چرا هر سازمان بین المللی و آموزشی که از وضعیت آموزش در ایران انتقاد می کند، وخواستار بهبود وضع معیشتی معلمان در چارچوب تعهدات بین المللی است، به بيگانگان ومسائل سياسي پيوندداده مي شود؟ وآنرا توطئه ي دشمنان مي دانند؟!

 

 

چهارشنبه 1386/06/14 |

 

گزارش سفر محمد خاکساری به برلین

گزارش سفر محمد خاکساری به برلین

گزارش اول سفر محمد خاکساری به برلین

همکاران گرامی سلام

با حمایت و اراده ي شما و آموزش بین الملل وياري خداوند توانابه کنگره پنجم ایی آی رسیدم. گرچه تاخیر یک روزه در دوسلدورف داشتم به علت اینکه هواپیمای ماهان با تاخیر حرکت کرد. زمان رسیدن و پرواز برلین هماهنگ نبود. یکی از خصوصیات مردم آلمان که با آن جامعه پذیر شده اند نظم ، دقت  و برنامه ریزی است .

روز 29 تیرماه معادل 20 ژوئیه ساعت 4 و 30 دقیقه به وقت محلی به فرودگاه برلین رسیدم و مورد استقبال گرم همکاران ایی آی قرار گرفتم که چقدر نسبت به آموزش احترام قائلند. چگونه کنگره ای با حضور 170 کشور دنیا می تواند هدایت شده باشد؟ در اینجا نظم و برنامه ریزی توام با احترام را از تمام کارکنان و مسئولان ایی ای ديدم. نه تنها با بنده بلکه با تمام کسانی که در این کنگره دعوت شده اند همین ارتباط برقرار است.  حدود چهار ساعت را با یکی از مترجم ها و همکاران ایی آی برای همآهنگی  و برنامه ریزی کنگره  جلسه داشتم. قرار است جلساتی را با برخی از مسئولان اموزش بین الملل داشته باشیم. تا ضمن تشکر همه جانبه از حمایتهای بین المللی از معلمان ایران آنها را در جریان فعالیتهای معلمان ایران برای رفع تبعیض بگذارم. برنامه های کنگره پنجم از 22 تا 26 ژوئیه که مصادف با 31 تیرماه تا 4 مرداد ماه است همه از پیش تنظیم شده است و پر است .اما با پیگیری های ایی آی دو برنامه سخنرانی برای من بعنوان نماینده معلمان ایران گذاشته شد. یکی از این سخنرانی ها در جلسه عمومی با حضور همه شرکت کنندگان از تمام کشورهای دنیا حدود 1600 معلم برای مدت 10 دقیقه انجام می شود تا من در ان پیام معلمان ایران را به گوش همکاران و مسئولان عالیرتبه E.I و I.L.O(سازمان بین المللی کار)، I.T.U.C (کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری)، I.T.F(فدراسیون بین المللی کارگران حمل ونقل) و سایر فدراسیونهای بین المللی تخصصی و کنفدراسیونهای کشوری برسانم.

تاکنون من از تجارب تشکیلاتی، از روشهای فعالیتهای اعضای اتحادیه های کارگری از جمله E.I در  کشورها با دولتهای خودشان مطلع شدم. وهمچنین برای مشکل معلمان ایران که از رفع تبعیض و فضای امنیتی حاکم بر آموزش و پرورش رنج می برند. در جستجوی راه حل هستم.

  کنگره پنجم آموزش بین الملل در هتل استرل برلین برگزار می شود. آموزش بین الملل از مجموعه های I.L.O (سازمان بین المللی کار) به دبیر کلی آقای سوماویاست. I.L.O یکی از آژانسهای سازمان ملل است که وظایف آن بعنوان سازمان سه جانبه گرایی در روابط و حقوق کار  برای اعضای سازمان ملل از جمله ایران تعریف شده است. از نظر I.L.O کارگر به هر کسی گفته می شود که در یک رابطه قرارداد کاری با کارفرما وارد می شود. بنا براین مجموعه معلمان، پرستاران، خبرنگاران، کارمندان دولتی، روزنامه نگاران و... که همگی حقوق بگیر هستند در این مجموعه کارگر قلمداد می شوند. و از کلیه حقوق مربوط به روابط در کار برخوردار باید باشند. و دولتهای عضو را مقید می کند که حقوق بنیادین کار ملحوظ در پیمانهای I.L.O را رعایت کنند. از جمله این حقوق بنیادین کار در  پیمان 87 و 98 آمده است  که دربرگیرنده حق کارگران در آزادی تجمع، تشکل و سازماندهی و مذاکرات برای عقد قراردادهای جمعی است.  

در کشورهایی که حقوق اتحادیه ها وانجمنهای صنفی کارگران را محترم می شمارند اتحادیه ابتدا با کلیه اعضا مسائل دستمزد، شرایط محیط کار و استانداردهای آن را بررسی کرده و آن را به تصویب اتحادیه می رساند. و موارد تصویب شده از طرف اتحادیه مورد مذاکره با کارفرما قرار می گیرد. به همین علت موارد نقض حقوق کار در سه نامه که آموزش بین الملل در حمایت از معلمان ایران به رئیس جمهور ایران نوشت (18 اسفند ماه 1385، 25 اسفند ماه 1385، 11 اردیبهشت ماه 1386)و همچنین I.T.U.C و سایر اتحادیه های کارگری وابسته به این کنفدراسیون به دولت ایران نوشتند این حقوق را به دولت ایران یادآور شده و از او خواستند که بعنوان عضو قدیمی سازمان بین المللی کار (I.L.O) حقوق کارگران و معلمان را در ایران رعایت کند. که یکی از این نامه های I.E به رئیس جمهور  مورخ 18 اسفندماه 1386 در شماره 42 هفته نامه قلم معلم چاپ شد که در آن به دولت ایران توصیه هایی در رابطه با انجمن های صنفی معلمان داشته که در یکی از بند های آن از دولت ایران خواسته است که "در آینده حق سازمانهای کارگری را در ادامه فعالیتهایشان، در برگزاری جلسات، و اعتراضات عمومی مرتبط با شرایط کار و سیاست اقتصادی و اجتماعی مورد احترام قرار گیرد". در اینجا منظور از سازمانهای کارگری همان در واقع انجمن صنفی معلمان و سایر سازمانهای صنفی است. ۳۰/تیر/۱۳۸۶ برابربا ۲۱/جولای/۲۰۰۷

 

دومين گزارش از سفر محمد خاكساري

 

در شب 31/4/1386 تعدادی از کشورها به نمایندگی از قاره ها، ملاقاتی با هئیت مدیره، دبیر کل، رئیس و سایر اعضای رهبری آموزش بین الملل داشتند. در این دیدار ابتدا دبیر کل گزارش کوتاهی از جلسه کنگره پنجم را ارائه کردند. سپس در سخنان خود نکاتی را يادآورشدند.

قرار است در کنگره پنجم روی کیفیت آموزش و مهارت آموزشی معلمان بحث شود.

تعدادی ازمعلمان کشورها از امنیت شغلی برخوردار نیستند، اين مشكل برای آموزش بین الملل؛ نگران کننده است.

مسئله حقوق و دستمزد معلمان و تغییرات در اساسنامه از ديگر نگراني هاي اتحاديه مي باشد.

اعضای هئیت مدیره اکثرا، معلمان باسابقه ای هستند که سالهای متمادی را در اتحادیه کشورهای خود فعالیت کرده اند، و هر کدام تجربه آموزشی حدود 30 تا 40 ساله دارند. با یکی از اعضای هئیت مدیره سابق  E.Iكه خانمی ازکانادا هستند.گفتگويي داشتيم.ایشان می گفتند:" حدود 50 سال است که برای احقاق حقوق معلمان تلاش می کنند و با عشق و علاقه خاصی مسائل آموزش بین الملل را پیگیری می کنند."

 دیدار دوستان قدیم که در کنگره های گذشته و یا در جلسات ایی آی با هم ملاقات داشتند بسیار جذاب و دیدنی بود. ایران در 4 کنگره قبلی آموزش بین الملل شرکت نداشته است. دلیل آن را از برخی از مسئولان پرسیدم عنوان کردند که ایران تاکنون تشکل مستقل و غیر دولتی معلمان نداشته است.

  آموزش بین الملل تشکل های صنفی را با عملکرد و تمام اخبار و جزئیات آن مورد مطالعه قرار می دهد که آیا آنها مستقل هستند یا خیر.

  دیدار انسانهای فداکاری که برای ارتقاء آموزش و وضعیت منزلتی و معیشتی و امنیت شغلی معلمان تلاش می کنند به انسان انرژی تازه ای می دهد.

   در دیداری كه با یکی از اعضای هئیت مدیره داشتم. از ایشان پرسیدم، شکایات و مشکلاتی که معلمان برای آموزش بین الملل می فرستند بيشتردرباره ي چه موضوعاتي است؟

   ایشان مواردي همچون حقوق و دستمزد، منزلت، فضای کلاس، بهداشت مدارس ، امنیت شغلی و سایر موارد را يادآوري کردند.

وقتی به سخنان اعضاي هئیت مدیره آموزش بین الملل و نقطه نظرات آنها گوش می کنم؛ شباهت بسياري به اساسنامه کانون صنفی معلمان مادارد، برخي از آن موارد ،دفاع از حقوق معلمان در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، و رفع تبعیض مي باشد.

 دبیر کل آموزش بین الملل از من پرسيد، شما تا چه اندازه می خواهید برای خواسته های معلمان ایران پیش بروید؟ چون ما نگران سلامتی و آینده شما در ایران هستیم.

   در پاسخ گفتم اگر بتوانيم تلاش و فعالیت کنيم تا مشکلات معیشتی و امنیتی همکاران را حل کنيم دستاورد مناسبی را برای همکاران به ایران برده ايم.

 ایشان گفتند: "ما تلاش می کنیم راه حل منطقی برای معلمان زندانی، تبعیدی و انفصال جستجو کنیم." دبیر کل آموزش بین الملل نگران بنده در بازگشت از آلمان بودند.

 ایشان افزودند:" نمی خواهم به سرنوشت منصوراسانلودچارشويد."

نشست مادر محیطی صمیمی و با نشاط که از روحیه معلمان سرچشمه می گرفت پایان یافت.

 پیش خودم فکر کردم که آیا اين امكان خواهد بود،،كه روزي کشورمامیزبان اين كنگره باشد، تا مسئولان از نزدیک با اعضای هئیت مدیره و نمایندگان اتحادیه ها ملاقات کنند، و ابهاماتی که در مورد این گونه مجامع دارند برطرف شود؟

 اين پرسش در ذهنم زنده شد،كه چرا هر سازمان بین المللی و آموزشی که از وضعیت آموزش در ایران انتقاد می کند، وخواستار بهبود وضع معیشتی معلمان در چارچوب تعهدات بین المللی است، به بيگانگان ومسائل سياسي پيوندداده مي شود؟ وآنرا توطئه ي دشمنان مي دانند؟!

 

 

چهارشنبه 1386/06/14 |