به نام خداوند جان وخرد
ما معلم جماعت به نقد و بررسی احوالات خود بیش از سایر اقشار عادت داریم . گرفتن سالی سه نوبت امتحان و به تازگی دو امتحان در طول سال و بررسی نقاط ضعف و قوت عادت ما شده و بنابر این خوشمان می آید که کارهای انجام شده توسط ما و دیگران از جمله دانش آموزان نقد و بررسی شده و کلیه حرکات و نظرات دیگران را چه در مورد خود و یا دیگران نقد و بررسی می کنیم . حال که چند ماه تعطیلات هست . ( به کوری چشم آنان که چشم دیدن این دوره از سال را ندارند ) بهتر دیدم من هم مثل برخی از دوستان حرکت حق طلبانه معلمان کشور را مورد نقد و بررسی قرار داده و دل خود را تا حدودی خنک نمایم .
خدمت همه همکاران فرهنگی و همه کسانیکه این نوشته را خواهند خواند عرض شود که بنده 26 سال خدمت در وزارت خانه آموزش و پرورش دارم و در این مدت فقط بزرگترین سمت اداری بنده مدیریت مستقل دبستانی در یکی دور افتاده ترین نقاط روستایی این سرزمین بزرگ بوده که در آخر سال مدیر نمونه منطقه در مقطع ابتدایی شدم و بطور کاملا تصادفی از وزیر وقت تشویق کتبی دریافت کردم ولی سال بعد به علت اینکه هیچ خبر خوشی برای اداره نبرده بودم با کمال تعجب مدیر آموزگار یک دبستان 5 پایه شدم و مجبور بودم 10 کیلومتر پیاده رفته و برگردم تا به جاده اصلی برسم .
بنده از وضع معلمان سایر کشورها اطلاع دقیقی ندارم . فقط چند جلد کتاب در مورد برخی از کشورها در باره آموزش و پرورش آنها مطالعه کرده ام . ولی از همان روز اول استخدام خود متوجه شده بودم که معلم از جایگاه خوبی برخودار نیست و کسی در خود آموزش و پرورش به معلم بهایی نمی دهد مخصوصا در مقطع ابتدایی به همین خاطر در اولین فرصت از دانشگاه قبول شده و به مقطع متوسطه رفتم هر چند که به قول قدیمی ها هر جا بروی آسمان همین رنگ است ؛ ولی انصافا برخورد مسئولین اداری در این مقطع حداقل با بنده بد نبوده ولی همین مسئله ارزش و مقام معلم در مرحله اول توسط خود مسئولین آموزش و پرورش خدشه دار شده و از همین جا این بدعت نادرست و ناصواب شروع گردیده است . کمتر رئیس آموزش و پرورشی را سراغ خواهید داشت که در موقع ریاست از سابقه طولانی برخودار باشد یا اگر این بند را داشته باشد از معلمان موفق و نامدار بوده باشد . یا لااقل در یک رشته علوم پایه تدریس کرده باشد . بطور حتم بیشتر مسئولین آموزش و پرورش سراسر کشور مراحل ارتقای سمت و پست را درست طی نکرده و اکثر این همکاران یا توسط نمایندگان مجلس معرفی و پشتیبانی می شوند و یا در پست های بالاتر افراد ذی نفوذی دارند که با حمایت آنها به این پست دست یافته اند . به همین خاطر هم روسای دل و جرات دار در آموزش و پرورش خیلی کم بوده و نتوانستند از معلمان خود به نحو احسن حمایت کنند و آنان را به شغل معلمی خود دلگرم کنند .
امروزه در سراسر ایران حتی یک معلم نیست که بگوید فلان مشگل من توسط رئیس اداره حل شده . چرا این همکاران نمی توانند از زیر مجموعه خود حمایت کنند ؟ چرا این افراد همیشه نگران از دست دادن پست و سمت خود هستند ؟ چرا هیچ رئیسی برای خود برنامه ندارد ؟
و هزاران چراهای دیگر همیشه در فکر و ذهن ما معلمان بی پاسخ مانده و خواهد ماند .
آیا حقوق روسای آموزش و پرورش که مسئول و جوابگوی هزاران نفر معلم ؛ دانش آموز ؛ اولیا ؛ و مسئولین رده بالاست واقعا چقدر است ؟ به نظر من خیلی کمتر از حقوق یک انبادر شرکت نفت یا مستخدم بانک و ........ ولی چرا برخی از همکاران ما برای کسب این پست ها و حتی کمتر از آن نیز دست به دامن هر مرد و نامردی می شوند ؟
هیچ رئیسی در آموزش و پرورش در بازدید از مدارس به نحوی تدریس معلمان توجه ندارد !!!و فقط به یک سری مسایل حاشیه ای از جمله نظافت مدرسه , دفتر حضور و غیاب ؛ و یا مسایل تربیتی که اصلا مربوط به شرح وظایف آنان نیست توجه بیش از حد می نمایند .
هر ماه از تمامی مدارس کشور هزاران برگ گزارش تهیه و به اداره ارسال می گردد که هیچ گونه تاثیری در روند تعلیم و تربیتی ما ندارند و فقط بر حسب عادت نوشته می شوند .
هر رئیس سلیقه شخصی خود را دارد و معیار سلیقه رئیس است و به محض عوض شدن افراد کارکرد و نگرش تمامی کارکنان اداری هم عوض می شود !!!! رئیس جدید دشمن اصلی رئیس سابق بوده و هنرش بردن آبروی شخص ما قبل خود است و خود نیک میداند که نفر بعدی هم با او همین معامله را خواهد نمود .
عین همین مطلب در مدارس و توسط مدیران هم اتفاق می افتد هر معلمی به مدیر ایرادی بگیرد کارش با کرام الکاتبین است و فقط معلمانی در مدرسه راحت و آسوده هستند که از مدیر تعریف و تمجید نمایند . انتخاب نماینده معلمان هم داستان جالبی دارد در همان لحظه اول مدیر از بین مظلومترین افراد معلم دلخواه خود را انتخاب و معرفی میکند و اگر غیر از این باشد بطور حتم سالی جنجالی در مدرسه خواهیم داشت . نماینده معلمان می داند که در آخر سال امتیاز 30 را قبل از همه دریافت خواهد کرد اگر در طول سال با مدیر همراهی کند همه الطاف مدیر متوجه او شده و در نهایت از 10 درصد یا بیست درصد افزایش حقوق هم برخودار شده و در سالهای آتی هم نماینده خواهد ماند ولی باید بدون پرس و جو تمامی چک های مدرسه را امضاء کند . و اگر حوصله نداشته باشد بهتر است با صلاحدید مدیر مدرسه چند چک بدون تاریخ امضاء کند تا کار مدرسه لنگ نماند !!!!!
در آموزش و پرورش فعلی ما معلمان حق ندارند از مقام شامخ مدیریت مدرسه انتقاد نمایند و همچنین مدیران حق ندارند با تصمیمات درست یا نادرست رئیس اداره مخالفت نمایند . روسای مناطق و نواحی هم حق ندارند با رئیس سازمانها مخالفت نمایند و آنان هم حق انتقاد و ایراد بر وزیر و معاونین محترم ایشان را ندارند !!!!! . به همین خاطر هست که ما هر ساله چنین پیشرفت نموده و در کمتر از سه دهه همه معلمان خود را از همه چیز دلسرد و ناامید کرده ایم . معلمان جوان با هزاران امید و آرزو به معلمی روی می آورند ولی در همان سال اول با نصیحت های دلسوزانه پیشکسوتان سکوت اختیار نموده و کار را به کاردان می سپارند .
باند بازی و دسته و گروه بندی در آموزش و پرورش امری عادی شده و تنها معلمی بی باند و گروه و دسته قربانی اهداف احزاب و باندها می شوند و باید بسازند و بسوزند . هرجا هر معلمی از این قاعده اطاعت ننموده و بر خلاف جریان حرکت کرده پرونده قطوری در بایگانی اداره داشته و جالبتر اینکه همه کارکنان اداری اعم از خدمتگزار تا رئیس از آن اطلاع کافی و وافی دارند . و هر ساله مشکلات چنین افراد انگشت شمار هم افزون گشته و سر به فلک کشیده است . باید تابع قانون ( آقایان ) بود مگر می شود از خوان گسترده تعلیم و تربیت خورد و بر بزرگان و مسئولان آن انتقاد کرد .!!!؟؟؟؟
خلاصه اینکه معلمان تازه کار باید رسم و رسوم معلمی را هر چه زودتر بیاموزند وگرنه دچار مشکل شده و مشکل ساز می شوند مثل همان معلمانی که بعد از حداقل دهه لب به شکایت گشوده و مثلا کانونی شده اند . می دانید اغلب این بچه های کانون کی هستند ؟ اغلب معلمانی که سرشان درد می کند . بیشتر این افراد را من می شناسم . معلمانی که می گویند دیگر بس است و از این حرفها . بسیاری از آنها صاحب قلم و درد هستند . اگر حرفهای بنده را قبول ندارید از چند مدیر یا رئیس اداره بپرسید همه آنها افراد نترس وجسور هستند خودشان می گویند تاب تحمل این همه ظلم و پارتی بازی و از این چیزها را ندارند .
شما به نصیحت بنده گوش کنید و به این جماعت نپیوندید . چون آنان مدیران انتصابی را قبول ندارند و می گویند باید مدیران انتخابی باشند می گویند دستگاه تعلیم و تربیت ما کهنه شده و توان جوابگوی به نیازهای امروز را ندارد . اینان جملگی افراد اهل مطالعه و صاحب نظر هستند . من که می گویم نباید به این دستگاه عریض و طویل دست زد زیرا همین حالا عده ای از آن خوب بهره می برند . مدیر معرفی میکنند رئیس انتصاب میکنند و برای چند سال و بعضا برای چند ماه آینده برنامه دارند انشا الله توسط همین مدیران و روسا نماینده خواهند شد و درد من و شما را در صد سال آتی برنامه ریزی خواهند نمود بیشتر بچه های کانونی دیگر این حرفها را قبول ندارند .
چرا ؟ چون آنان فکر میکنند که ما را به بازی گرفته اند مثل همین فراکسیون فرهنگیان مجلس هفتم . آنها می گویند در دورهای قبل یعنی هیچ دوره ای این همه معلم در مجلس نبوده یا لااقل بوده اجازه نداده که با معلمان چنان کنند که این دولت عدالت محور می کند . در کدام دوره از مجلس هزاران معلم دستگیر و زندانی شده بود ؟ در کدام دوره معلمان از شغل انبیایی خود تعلیق شده بودند ؟
آنان می گویند از روزی که رئیس دو قوه از سه قوه مقننه ؛ قضاییه و مجریه معلم شده بخت از ما معلمان برگشته و کار ما دشوار شده جریان تبر و بریدن درختان پیش آمده چون از جنس ما هستند !!!!!!
درد دل زیاد هست انشا الله در نوبت دیگری بقیه این قصه دراز را برای شما خواهم گفت . تا آن زمان موفق و پیروز باشید .
غلامعلی عباسی 8/4/1386