تبليغاتX
قلم معلم
قلم معلم

کانون صنفی معلمان اردبیل
 
 

تا زمانیکه هفته نامه قلم معلم توقیف هست برای زنده نگهداشتن یاد آن هفته نامه و زحمت کشان آن این وبلاک با این نام ادامه خواهد یافت شاید روزی تغییر نام دهیم .
mr.bem4r@yahoo.com

 

موضوعات

اطلاعیه ها

بیانیه ها

احبار تشکل ها

اساسنامه کانون های صنفی معلمان

شرایط عضویت در کانون صنفی معلمان اردبیل

نمونه های از مکاتبات

مطالبات معلمان

اخبار آموزش و پرورش استان

اخبار وزارت آموزش و پرورش

مقالات

شماره حساب کانون صنفی معلمان اردبیل

مسایل و مشکلات آموزش و پرورش

اخبار جلسات شورای هماهنگی

معرفی کانون های صنفی معلمان سراسر کشور

اخبار بازداشتی ها و زندانی های معلمان

فعالیت کانون صنفی معلمان اردبیل

اساسنامه شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان

کمک به معلمان آسیب دیده

مبارزه با فیلترینگ

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

وب سايت شخصي دكتر اكبر اعلمي

کانون صنفی معلمان ایران شاخه ی کردستان

سپاس معلم

کانون صنفی معلمان ایران (تهران )

خبرنگار قلم معلم

قلم معلم نشريه هفتگي

وبلاك معلمان حق التدريس

فرياد معلمان

صداي معلم

گچ ودل فرهنگيان ايران

کانون صنفي فرهنگيان خراسان

بانک اطلاعات آموزش و پرورش ايران و جهان

اتحاديه وبلاگ نويسان فرهنگي بلاگفا

آموزش نيوز

كانون صنفي معلمان استان اردبيل

مهين بلاگ

كانون صنفي معلمان كرمانشاه

كانون صنفي فرهنگيان خميني شهر

نداي معلمان مشگين شهر

فرياد معلم

معلم آزاده

فرهنگيان بدبخت و بيچاره

معلم خبرنگار

خبرنگار قلم معلم

انجمن فرهنگیان آزاد

شيرزاد عبداللهي

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

اطلاعیه

تجمع معلمان اردبیل

فراخوان برای اجرای نظام هماهنگ فرهنگیان گرامی، یاران ارجمند :

اطلاعیه

سه خبر از استان اردبيل

درخواست نشست اضطراري

از اینجا بخوانید

سازمان دیده بان حقوق بشر نسبت به صدور حکم اعدام برای فرزاد کمانگر،اعتراض کرد

نقد و بررسي حركت كانون هاي صنفي معلمان ايران ( 9 )

پاسخي به چگونگي مصرف درآمد نفت؛معماي فراواني

 
 

بيانيه ي پاياني تشكل هاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور ، 23 و 24 شهريور ماه 84 در نشست اردبيل

 

بيانيه ي پاياني تشكل هاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور ، 23 و 24 شهريور ماه 84 در نشست اردبيل

به نام خداوند جان وخرد

حسرت نبرم به خواب آن مرداب                      كارام درون شب خفته است

دريايم و نيست باكم از طوفان          دريا همه عمر ، خوابش آشفته است

فرهنگيان آگاه و انديشمند

همانگونه كه مي دانيد حركت صنفي ما يك حركت عدالت طلبانه و مستمر است و دست يابي به حقوق صنفي ايجاب مي كند كه با عزمي جزم به آينده اي روشن بنگريم و از ناهمواري راه ن سختي و مرارت هاي حركت و بي مهري برخي مسئولان خسته نشويم ، اگر چه در بخش موثر حاكميت اراده اي راسخ براي رفع تبعيض و تحقق عدالت نسبي مبرهن نيست اما حق گرفتني است و نمايندگان شما در تشكل ها با جديت وافر پيگير خواسته ها هستند .

ياران همراه ،

اگر چنانچه تشكل ها در برهه اي از حيات خود سكوت كرده اند ، اين امر ناشي از رعب ايجاد شده نبوده است بلكه حاصل درك درست و معقول آنها از شرايط ويژه ي مملكتي ، جهاني و حفظ منافع ملي بوده است كه البته اين درك بايد متقابل باشد .

بي ترديد تنها راه رسيدن به خواسته هاي بر حق خويش ، وحدت ، همدلي ، هم انديشي و حضور گسترده در فراخوان هاي صنفي – فرهنگي است .

فرهنگيان ارجمند ،

نمايندگان شما در تشكل هاي صنفي در تاريخ 23 و 24 شهريور ماه 1384 در اردبيل گرد هم آمدند و اهم خواسته هاي شما را پس از بحث و تبادل نظر به شرح زير اعلام مي دارند :

1 – رفع تبعيض فاحش موجود بين فرهنگيان اعم از شاغل و بازنشسته با ساير كاركنان دولت در مجموع دريافت ها و تسهيلات و تحقق عدالت و بر قراري برابري و مساوات .

2 – تغيير نگرش منفي مسئولان به آموزش و پرورش و احياي شخصيت معلمان و انتخاب وزيري شايسته و توانمند براي اين وزاتخانه .

3- صدور پروانه فعاليت براي تشكل هاي بلاتكليف در اسرع وقت ، بر اساس ماده 12 از فصل دوم قانون احزاب و تشكل ها توسط وزارت كشور و كميسيون ماده 10 .

4- مختومه كردن پرونده و تبرئه فعالان صنفي به وسيله دستگاههاي قضايي و امنيتي و پرهيز از پرونده سازي و امنيتي كردن مراكز آموزشي .

5- حمايت قضايي دفتر حقوقي وزارت آموزش و پرورش از فعالان صنفي ، فرهنگي ، بر اساس مصوبه قضايي كاركنان دولت در سال 1376 .

6- تقليل روزهاي تدريس آموزگاران و توجه ويژه به مقطع ابتدايي ، حل مشكلات ويژه مشاوران ، دفترداران و نيروهاي خدماتي .

7 – فراهم آوردن امكانات لازم و در حد استاندارد ، در مدارس دولتي به منظور جلوگيري از تنزل جايگاه و افت تحصيلي در مدارس دولتي .

لذا براي نيل به اهداف و تحقق خواسته ها در روز چهارشنبه 13 مهر ماه 84 ، مصادف با روز جهاني معلم ، از ساعت 5/8 تا 5/11 صبح در مراكز استانها در سازمان آموزش و پرورش و در شهرستانها در نواحي و مناطق گرد هم مي آييم تا ضمن بزرگداشت مقام معلم و تكرار چندين باره خواسته هاي بر حق و پافشاري بر تحقق آن ها ، بتوانيم توجه دولت جديد را كه پيوسته شعار عدالت محوري و مهر ورزي ، سرداده است جلب نماييم .

 

در پايان اميدواريم كه دولت جديد در اسرع وقت به خواسته هاي بر حق فرهنگيان ، پاسخ مثبت داده به وعده هاي داده شده جامه عمل بپوشاند در غير اين صورت تشكل هاي صنفي در نشست فوق العاده خود ، تصميمات جدي تري را اتخاذ خواهند كرد .

 

خدايا عدالت خواهان را غيرت و استواري عطا فرما

باسپاس – تشكل هاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور

كانون صنفي معلمان ايران ( تهران )  - كانون صنفي معلمان لاهيجان – كانون صنفي معلمان كرمانشاه – كانون صنفي معلمان همدان – انجمن صنفي فرهنگيان خراسان – كانون صنفي فرهنگيان اصفهان – كانون فرهنگيان يزد – كانون فرهنگيان شيراز – كانون صنفي فرهنگيان استان قزوين – مجمع صنفي فرهنگيان ايلام – كانون صنفي معلمان نكا – كانون معلمان شهر ري – كانون صنفي فرهنگيان كاشان – كانون صنفي فرهنگيان كوچصفهان – كانون صنفي فرهنگيان استان زنجان – كانون صنفي فرهنگيان گيلان ( رشت ) – كانون صنفي معلمان مازندران – كانون صنفي معلمان اروميه – اتحاديه صنفي فرهنگيان اهواز – كانون صنفي معلمان استان مركزي – كانون صنفي معلمان آذربايجان شرقي – كانون صنفي معلمان اردبيل – جامعه فرهنگيان آستانه اشرفيه – انجمن صنفي معلمان استان كردستان -  هيات موسس انجمن صنفي فرهنگيان خميني شهر – كانون صنفي معلمان قايم شهر – سازمان صنفي معلمان آذربايجان شرقي – كانون صنفي فرهنگيان شهرستان شوشتر – كانون صنفي معلمان كرمان – كانون صنفي معلمان چهار محال بختياري

 

سه شنبه 1385/01/15 |

 

بيانيه پاياني همايش تشكلهاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور مرداد 83 گيلان

 

بنام خداي قلم و تعليم

بيانيه پاياني همايش تشكلهاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور مرداد 83 گيلان

همكاران گرامي ، فرهنگيان فرهيخته

حاصل فراموشي تعليم و تربيت فقط تيرگي فضاي فرهنگي و آموزشي نبود بلكه بيم آن مي رفت كه فرهنگ و فرهنگيان نسبت به تبعيض ها و بي عدالتي ها كرخت شده باشند و زنگ حق خواهي از زنگار سكوت ، ديگر به صدا در نيايد و حجب و ايثار در مرداب ركود و سكون تعفن بگيرد و فاسد شود و رندان گمان برند كه به پايان رسيد كار مغان .

اما هرگز چنين نبود ، در تنه سخت و خشكيده درختان ، حيات در جريان بود : جوانه ها زدند و شكوفه ها شكفتند و نرم نرمك به حاصل نشستند بطوريكه " اعجب الكفار نباته " .

گوشهايي كه ميل به شنيدن و چشمهايي كه تمايل به ديدن نداشتند به اذعان و اعتراف و اظهار شگفتي در آمدند ، اما افسوس كه زبان و عمل همراه نبودند و در " هزار تو " ها داستانهايي ديگر بود .

اصرار بر اجراي طرح پر ايراد و اشتباه " ارتقاي شغلي " كه خود موجب نارضايتي شغلي شده است : عدم وجود برنامه اي كار آمد براي بهبود وضع تعليم و تربيت فرزندان اين مرز و بوم ، نگاه به آموزش و پرورش بعنوان بخش مصرفي و غير مولد ، عدم وجود اراده اي راسخ براي تغييرات مطلوب ، دستگيري دسته جمعي ميزبانان نشست مرداد ماه همراه با ارعاب نمايندگان تشكلهاي صنفي كه در كلاسهاي يكي از مدارس رشت اسكان يافته و سپس در همان جا حبس شده بودند و ....... همه و همه داستان هزار توهاي وزارت خانه اي است كه عمق تاريك آن را با هيچ منبع نوري نمي توان ديد .

نمايندگان شما عليرغم تمام تنگنا ها كه خود شرح مفصلي دارد و در شرايطي نا هنجار در گيلان گرد هم آمدند و پس از بحث و تبادل نظر موارد ذيل را به تصويب رساندند :

1 – تجمع در سازمانها و ادارات آموزش و پرورش در روز 13 مهر ماه مصادف با روز جهاني معلم .

2 – حضور در مدارس و عدم حضور در كلاس از 14 تا 21 مهر ماه 83 .

3 – تداوم تجمع يكشنبه ها در مقابل سازمانها و ادارات آموزش و پرورش تا توقف احضار ها و آزادي همكاران دستگير شده .

4 – ارائه كليه خدمات و حقوق تعريف شده در قانون به فرهنگيان مانند ساير كاركنان دولت .( طبق ماده 41 )

5 – حضور در مدارس و عدم حضور در كلاس در روز هاي 16 آبان و 15 آذر .

6 – استخدام معلمان حق التدريس .

7 – توقف پخش اخبار كذب توسط صدا و سيما در مورد فرهنگيان .

در خاتمه تشكلهاي صنفي آمادگي خود را جهت هر گونه مذاكره و تعامل براي حل معضلات فرهنگ و فرهنگيان در هر زمان و مكان اعلام داشته و اميدوارند كه متوليان امر با دور انديشي و حسن نظر به پيشنهاد تشكلها نگريسته ، با فرهنگيان باب دوستي بگشايند تا در سايه آن از پرداخت هر گونه هزينه مادي و معنوي غير ضروري جلوگيري گر

ضمنا هيچ تشكلي به تنهايي حق لغو بيانيه را ندارد مگر با صدور بيانيه اي جديد از سوي تشكلهاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور در صورت تحقق يافتن خواسته ها .

از تاريخ 25 / 5 / 83 يزد به مدت يك سال بعنوان دبير خانه تشكلهاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور انتخاب مي شود

تصميمات بعدي در گردهمايي بهمن ماه در مشهد مقدس گرفته خواهد شد .

كانون صنفي معلمان ايران ( تهران ) - كانون صنفي فرهنگيان اصفهان – كانون فرهنگيان يزد -  كانون صنفي معلمان كرمانشاه  - كانون صنفي معلمان اردبيل – كانون صنفي فرهنگيان خراسان – كانون صنفي معلمان اروميه – كاشان – همدان – كانون صنفي فرهنگيان خميني شهر – شهرضا – تبريز – جامعه فرهنگيان آستانه اشرفيه – جامعه فرهنگيان اليگودرز – كانون فرهنگيان شيراز – انجمن صنفي استان چهار محال بختياري – كانون معلمان لاله جين – كانون فرهنگيان گيلان ( رشت ) – انجمن صنفي فرهنگيان بجنورد و كانون هاي صنفي فرهنگيان كردستان ، كهكيلوئيه و بوير احمد ، مشهد و گلستان كه از حضور آنها در جلسه جلو گيري شد .

 

سه شنبه 1385/01/15 |

 

.مادر تريسا

 

عاشقانه و نورانی بودن

بسيار کسان غيرمنطقی پر مدعا و خودخواهند به هر صورت آنها را ببخشيد.

اگر نيکوکاريد شما را متهم به داشتن انگيزه های شخصی ممکن است بکنند. به هر صورت نيکوکار باشيد.

اگر موفق هستيد شما دارای بعضی دوستان کاذب و دشمنان واقعی می شويد به هر صورت موفق باشيد.

اگر راستگو و درست کرداريد ممکن است به شما خيانت کنند به هر صورت راستگو و درست کردار باشيد.

نيکی های امروزت را خيلی ها فراموش خواهند کرد به هر صورت نيکی کنيد.

آنچه دا که سالها برای ساختنش زحمت کشيده ايد ممکن است به شبی خرابش کنند به هر صورت سازنده باش.

اگر با آرامش و شادی می گذرانيد ممکن است حسود شوند به هر صورت شاد و با آرامش زندگی کنيد.

بهترينهای خود را به دنيا عرضه کنيد ممکن است  کافی نباشد به هر صورت بهترين خود رابه دنيا عرضه کنيد.

در تجزيه و تحليل نهايی: اين بين شما و خدا می باشدوبه هر صورت هيچ وقت بين شما و ديگران نبوده و نخواهد بود.

                                                                مادر تريسا : کلکته  

      

 

دوشنبه 1385/01/14 |

 

توماس اديسون

 

توماس اديسون

ظرف شويى كه ميليونر شد

توماس آلوا اديسون در روز يازدهم فوريه سال ۱۸۴۷ در شهر ميلان در ايالت اوهايوى آمريكا به دنيا آمد. بحق مى توان گفت كه اديسون يكى از آن افرادى بود كه از اقشار پائين اجتماع منشاء گرفت و بعدها به شهرت و ثروت فراوان رسيد (توماس اديسون در آمريكا تحت عنوان «از ظرف شويى به ميليونري رسيدن» ناميده مى شود). توماس اديسون بدون شك امروزه يكى از قهرمانان ملى آمريكا به شمار مى آيد.
در مورد اديسون نقل قول ها و داستان هاى بسيارى وجود دارد كه نمى توان به دقت گفت كداميك واقعيت دارند. به همين دليل هنوز هم در صحت برخى از موارد شك و ترديد وجود دارد. براى مثال هنوز هم مشخص نيست كه آيا علت سنگينى گوش اديسون سانحه اى در حين انجام آزمايش هايش با مواد شيميائى بوده يا بر اثر يك بيمارى بروز كرده است. مسلم اين است كه اديسون اين نقص شنوايى خويش را با ميل تمام و اغلب به سود خود به كار مى گرفت.
اديسون در كل زندگى خود تنها چند ماهى به مدرسه رفت. اسناد موجود مويد آن است كه او در خانه و توسط والدينش آموزش ديد. زمانى كه اديسون ۷ ساله بود خانواده اش به ميشيگان نقل مكان كرد. ۴ سال بعد، توماس به عنوان پسر بچه فروشنده روزنامه و شيرينى، در قطار بين «پورت هورون» و «ديترويت» مشغول به كار شد. از قرار معلوم اين شغل وقت چندانى از وى نمى گرفت و او مى توانست به اندازه كافى به كارهاى ديگر مشغول شود. او در سال ۱۸۶۲ هفته نامه خود به نام «هرالد هفتگى» را منتشر ساخت. علاوه براين، اديسون يك دوره كارآموزى به عنوان تلگرافيست را گذراند و طى سال هاى ۱۸۶۳ تا ۱۸۶۸ در همين رشته به كار خود ادامه داد.
اديسون نخستين اختراع خود را كه يك دستگاه شمارش برگه هاى راى بود، در سال ۱۸۶۸ به ثبت رساند. اما اين دستگاه، در كنگره آمريكا مورد استفاده قرار نگرفت چرا كه اين هراس وجود داشت كه بتوان در كار آن تقلب كرد. يك سال بعد، او در نيويورك مدير كمپانى «استاك اند گولد» شد، شركتى را به اسم خود تاسيس كرد و از اين زمان به سرعت در كارهايش ترقى كرد.
توماس اديسون در سال ۱۸۷۱ با خانم «مرى استيل ول» (M .Stillwell)

 ازدواج كرد و در همين سال هم نخستين ماشين تحرير قابل استفاده را اختراع كرد. در اين دوره او در يك آزمايشگاه در نيوجرسى كار مى كرد. در تاريخ هجدهم ژوئيه سال ۱۸۷۷ اديسون فونوگراف يا دستگاه ثبت صدا را اختراع كرد و نخستين انسانى بود كه صداى ثبت شده خود را شنيد.
در سال ۱۸۷۹ لامپ اختراعى او كه از يك رشته ذغالين ساخته شده بود بيش از ۴۰ ساعت درخشيد. علاوه بر اين اديسون كار دستگاه تلفن را به وسيله يك ميكروفون حاوى ذرات ذغال بهبود بخشيد. در سال ۱۸۸۰ در «منلوپارك»، نخستين كارخانه لامپ سازى، شروع به كار كرده و در كنار اين كار به اختراعات ديگر خود از جمله، فيوز الكتريكى، دستگاه هاى اندازه گيرى، تكامل ديناموهاى ماشين هاى بخار پرداخت. در سال،۱۸۸۳ اثر اديسون كه بعدها به اختراع رشته هاى درخشان و لامپ هاى الكتريكى منجر شد، رسماً به نام او ثبت شد.تا سال ۱۸۹۰ اديسون كار فونوگراف را بهبود بخشيد و شركت اديسون جنرال الكتريك را تاسيس كرد. برخلاف شايعات موجود اديسون مخترع صندلى الكتريكى نبود. اين صندلى توسط يكى از همكاران او به نام «هارولد پى براون» اختراع شد.
در سال ۱۸۹۱ اديسون دستگاه «سينماتوگراف» يكى از مراحل ابتدايى تكامل دوربين فيلمبردارى را اختراع كرد. بايد متذكر شويم كه اختراعات اديسون كه فهرست آن پايانى ندارد، از جمله تلفن، تلگراف، ميكروفون و لامپ الكتريكى در واقع تنها بهبود و تكامل كار دستگاه هاى اختراع شده پيشين بودند.
اما در وصف شخصيت اديسون نيز بايد اذعان كرد كه او انسانى بسيار سخت كوش بود. اديسون نه تنها يك پژوهشگر توانا بود، بلكه هنر او بيشتر در حيطه عرضه و فروش زيركانه توليدات جلوه گر مى شدند و متاسفانه در رقابت با ديگر شركت هاى توليد و فروش اجناس مشابه، از هيچ تلاشى فروگذار نمى كرد. دعواهاى قضايى او در برابر شركت هاى ديگر رقمى اعجاب برانگيز دارند.

                           منبع: شرق

دوشنبه 1385/01/14 |

 

در باره اش فکر کنيد:

 

در باره اش فکر کنيد:

اگر دنيا را دهکده ای فرض کنيد با جمعيت يكصد نفری درصد مشخصات انسانی آن از قرار ذيل است:

۵۷نفر آسيايی    ۲۱نفر اروپايی    ۱۴نفر غربی(منظور آمريكاي شمالی و جنوبی است)

۸ نفر آفريقايی

۵۲ نفر زن       ۴۸ نفر مرد

۷۰ نفر سفيد پوست      ۳۰ نفر غير سفيد پوست

۷۰ نفر غير مسيحی          ۳۰ نفر مسيحی

۸۹نفر از نظر رفتارهای جنسی طبيعی و ۱۱ نفر غير طبيعی

۶نفر مالك کل دنيا که هر ۶ نفر آمريكايي هستند

۸۰نفر از نظر مسکن زير استاندارد

۷۰ نفر بيسواد

۵۰ نفر رنجور از تغذيه

۱نفر نزديك به مرگ و ۱ نفر نزديك به دنيا آمدن

۱ نفر دارای تحصيلات دانشگاهی

۱ نفر صاحب کامپيوتر

هرگاه دنيا دا با اين مشخصات و دور نما در نظر بگيريم نياز به پذيرش يكديگر و آموزش ضرورت خود را الزامی ميسازد.

موارد زير را نيز بايد مورد توجه قرار داد:

اگر امروز از خواب بيدار شويد؛ با سلامت بيشتر و کسالت  کمتر ؛ شما خوشبخت تر از يک ميليون نفری هستيد که ديگر در اين هفته زنده نخواهند بود.

اگر کسی هستيد که خطرات جنگ؛ تنهايي در سلول زندان؛ تحمل شكنجه و وحشت جوع را تجربه نکرده ايد؛ از پانصد ميليون نفر جمعيت دنيا جلوتر هستيد.

اگر ميتوانيد بدون ترس و هراس در مراسم مذهبی خود شرکت  کنيد و وحشت شكنجه و مرگ نداشته باشيد خوشبخت تر از سه ميليارد مردم دنيا هستيد.

اگر در يخچالتان کمی  غذا  داريد ؛لباسی بر تن؛ سقفی بر بالای سر و مکانی برای خوابيدن از ۷۵٪مردم دنيا ثروتمند تريد.

اگر والدينتان هنوز زنده هستند و کماکان  با  يكديگر زندگی مي کنيد؛ شما بسيار نادر هستيد حتی در آمريكا و کانادا

اگر پولی در بانک داريد ؛مبلغی در کيف  جيبي و اندک موجودی در به صورت پس انداز؛ شما از زمره ۸٪ ثروتمندترين مردم دنيا هستيد.

اگر ميتوانيد اين پيام را بخوانيد ؛بدانيد که بايد شكرانه ای مضاعف داشته باشيد زيرا کسی به فکر شماست مضاف بر اينکه شما خوشبخت تر از دو ميليارد مردم دنيا هستيد که قادر به خواندن نيستند.

گفته اند آنچه با يک دست بدهی با دست ديگر پس می گيری بنابر اين:

چنان کار کنيد که گويی نياز مالی نداريد 

چنان بخوانيد که گويا هيچ کس به شما گوش نميدهد

چنان عشق بورزيد که گويا هرگز دچار رنجش نشده ايد.

چنان برقصيد که گويی احدی نظاره گر شما نيست.

چنان زندگی کنيد که گويا بهشت موعود بر روی همين زمين  است.

اين پيام را به ديگری برسانيد و روز او را شاد کنيد . هيچ اشكالي پيش نخواهد آمد اگر مصمم هستيد اين پيام را به کس ديگری ندهيد . تنها اتفاقی که ميافتد اين استکه اگر پيام را برسانيد توانسته ايد بر لبان کسی لبخندی  بينشانيد.

              مطلب از يونيسف -بخش فرهنگی سازمان يونسکو                                                                                 

 

دوشنبه 1385/01/14 |

 

بيانيه مهم تشكلهاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور

 

بيانيه مهم تشكلهاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور

نمايندگان فرهنگيان سراسر كشور روز شنبه 9 /12 /1382 پس از ديدار و مذاكره با نمايندگان مجلس به ويژه رياست مجلس و رئيس كميسيون تلفيق جناب آقاي مجيد انصاري بيانيه مهم زير را صادر نمودند :

به نام خداوند جان و خرد

فرهنگيان گرامي ،  معلمان عزيز

اي دوست قسم به حق كه زيباست           آينده ز ماست بي كم و كاست

آن عيد كه ديده اي نگريد                        فردا گذرش ز كوچه ي ماست

همكاران ارجمند سراسر كشور ، پيرو بيانيه يزد و انتظار تحقق وعده هاي نا استوار بسيار . براي روزهاي تنظيم نهايي بودجه كه ما را به تحمل شرايط طاقت فرساي و فرهنگ سوز واداشته بود . روز شنبه 9 / 12 /82 نمايندگان تشكل هاي صنفي معلمان از شهرها و استان هاي دور و نزديك سراسر كشور از صبح در مقابل ساختمان مجلس به صورت اعتراضي تجمع كردند . ماموران آمدند و رفتند تا بالاخره ما را به مجلس بردند . اما مجلسي ديديم ، پر سوز و ساز كه البته نه براي ما مي سوخت نه براي شما مي ساخت . برخي از مسئولان خواسته ها و وعده ها را هيچ به ياد نمي آوردند . بلكه گوش هايشان را هم بر فرياد هاي تك تك ما بسته بودند . نماينده دولت كه همان معاون سازمان مديريت و برنامه ريزي به حساب مي آمد . هم بود اما ديگر نه حرفي داشت و نه وعده اي ! باز هم مي گوييم در مجموع نهادهاي قانوني كشور اراده اي براي حل مشكلات فرهنگيان و رعايت عدالت و قانون هماهنگ نظام پرداخت حقوق وجود ندارد .

همكاران آگاه ، ما در اين گفت و گو موفق شديم . اما نه در اين كه به حقوقمان برسيم ، بلكه بر اساس كم لطفي ها و ناتواني هاي برخي قانونگذاران و مجريان ومسئولان مي شنيديم كه رسا و بي پروا مي گويند ، در اين سرزمين پر بركت

نمي توانند حقوق كافي به معلم بپردازند . مي گويند تبعيض وجود دارد اما چه كنيم اگر به برخي مديرانمان حقوق ميليوني و به سفيرانمان دلار و يا به بيشتر كارمندان عالي رتبه نفت و شركت ها هر چه مي خواهند نپردازيم ، كارمان به پيش نمي رود . ماليات براي ما جمع نمي كنند . آبرويمان در خارج مي رود و يا اين كه نفتي ها شير نفت را مي بندند . اما معلم ها كه اهل اعتراض و اتحاد گسترده نيستند ، بعد گفتند ما كه نگفتيم معلم ها نمي توانند به صورت سراسري اعتصاب كنند گفتيم اهل اين كار نيستند ، صبورند ، نجيب اند و زيادند بعضي ها هم مي گويند ، زياده خواه هستند .

اغلب مسئولين مي گويند ، ما مي دانيم تبعيض وجود دارد ، حق هم با شماست اما نمي توانيم به معلم ها يا پرستار ها به حد كافي حقوق بدهيم و امكانات يك زندگي معمولي در اختيار آن ها قرار بدهيم . كشور پول ندارد ، كسري بودجه داريم !

قبول داريم كه حقوق چند ميليوني هم وجود دارد اما چه كنيم ؟ !!!!!!!!!!!

واي بر مجلسي كه نمي تواند قانون مصوب نظام هماهنگ پرداخت را در بررسي بودجه سالانه پيگيري نمايد و امروز نيز حتي حاضر نيست ، بنا بر خواسته معلمان ، حداقل هر ساله درصدي فراتر از نرخ تورم يا افزايش حقوق فرهنگيان موافقت كند و آن ها را از تنگناي مشكلات رها سازد .

فرهنگيان آگاه ، معلمان ايران بزرگ ، تنها راهي كه امروز مانده است اتحادو اتحاد و اتحاد . تا بر آيد ، باز از آن اتحاد . تا درآيد از قدم هاتان بهار : نمايندگان شما پس از بازگشت از مجلس كه مسئولان آن هيچ پاسخ مثبتي به خواسته ها يمان ندادند به بحث و گفت و گو نشستند ، اما اين بار ديگر وعده اي نبود و همه تصميم گرفتند تا به همت شما ناتواني ها را توانايي بخشند . كه ببينيم آيا معلمان سراسر ايران در شهرها و روستا ها و مناطق در مدارس دخترانه و پسرانه اين همبستگي را دارند كه حقوق خود را باز ستانند و تبعيض را بشكنند ؟؟؟؟؟

توافق كردند با توجه به برخوردهاي توهين آميز برخي مسئولان مجلس و كميسيون بودجه و عدم ارايه پاسخ منطقي از سوي آنان به خواسته هاي قانوني ، صنفي و به حق معلمان و تصميم گرفتند ، ضمن پايبندي به بند هاي بيانيه يزد از صبح روز .......... به مدت يك هفته معلمان با ...................   .

معلمان و فرهنگيان فهيم ، بياييد اتحاد و همبستگي خود را چنان نشان دهيم كه نگويند معلمان شهر ...... اتحاد ندارند . اعتراضي ندارند . و شايد حقوقشان كافي و در آمدهاي ديگري دارند ، يا سيرند و يا اين كه نشسته اند تا به همت معلمان شهر ها و روستاهاي دور دست حقوق آن ها اضافه شود .

زنان و مردان معلم همت كنيد بيانيه را تكثير كنيد و بدانيد كه در اعتراض دي ماه هزاران معلم در شهر ها و روستاهاي كشورمان شما را حمايت كردند و به شما پيوستند و اين بار نيز با ما همراه خواهند بود . براي اين حركت نيز همه را خبر كنيد و با توكل به خدا تصميم نمايندگان خود را عملي سازيد .

حركت ما قانوني و صنفي است . آنها هستند كه حقوق اساسي ما را ناديده گرفته اند . از خود مدرسه خود آغاز كنيم . مطمئنا ديگران نيز به ما خواهند پيوست . ما خواهان رفع تبعيض از حقوق و اجراي طرح ويژه فرهنگيان همچون بسياري ديگر از كاركنان دولت هستيم كه همه مسئولان بالاي كشور نيز به آن باور دارند و از همه مي خواهيم ما را در اين راه ياري كنند . اما تا ما بطور جدي خواسته هاي به حق خودمان را نخواهيم كسي به فكر ما نخواهد بود .

اگر غير از اين است دولت و قانونگذاران مي توانند در همان روز اول يا دوم با اعلام پاسخ مثبت به خواسته هاي قانوني معلمان ، اعتراض آن ها را در آستانه سال نو به دلگرمي و رفع نگراني و ادامه كار تبديل نمايند .

در پايان مجددا ضمن قدرداني از مسئولان انتظامي و امنيتي مجلس ، تاكيد مي شود ما با پايداري و مقاومت اعتراض خود را تا رسيدن به نتيجه قابل قبول ادامه خواهيم داد و در صورت ايجاد مشكلاتي قبل يا پس از اين مرحله از اعتراض براي معلمان و فعالان صنفي و اعضاي تشكل هاي صنفي در همه شهرها ، روستاها و مناطق و مدارس كشور ، به صورت يكپارچه تا آزادي سازي و دفع گرفتاري اقدامات اعتراضي گسترده لازم را به عمل خواهيم آورد . والسلام

كانون صنفي معلمان ايران ( تهران ) – كانون صنفي معلمان اردبيل – كانون فرهنگيان نجف آباد – كانون فرهنگيان استان زنجان – جامعه فرهنگيان شهرستان آستانه اشرفيه – كانون صنفي معلمان شيراز – كانون صنفي معلمان يزد – كانون صنفي فرهنگيان اصفهان – كانون صنفي معلمان كرمانشاه – كانون صنفي فرهنگيان استان مركزي – انجمن صنفي استان كردستان – كانون مستقل فرهنگيان آذربايجان شرقي – كانون صنفي فرهنگيان رشت – كانون صنفي فلاورجان – كانون صنفي فرهنگيان خوزستان و شوشتر – فرهنگيان شهرضا – كانون صنفي معلمان مازندران – كانون صنفي فرهنگيان اروميه .

 

 

 

شنبه 1385/01/12 |

 

حرمت معلم

 

حرمت معلم

قديم حرمت معلم را صفا بود    

  كنون بي حرمتي او را كند دود

قديم الگو معلم بود ما را     

  كنون از او بريدن زود ما را

حديثش صحبت هر خانه اي بود

معلم حرمت كاشانه اي بود

معلم آبرو را آب مي داد

چرا از احترامش كرد فرياد

چرا فرهنگ ما را رنگ وارفت

معلم علم او چون ننگ  وارفت

يكي آن وعده پولم دهد باز

يكي با لفظ خود ما را كند ناز

يكي بخشد حقوق هم ترازيم

معلم را چرا داديد بازي

مرا حقم دهيد اي حق نوازان

شعار از من چه سود انبوه سازان

مرا الفت بيا با ملتم ده

خدا را بس مرا كم ذلتم ده

ديونم ده سر ماهم حسابي

به مقروضان دهم شايد جوابي

اگر خواهي كه فرهنگي بماند

و گر آن كودكت درسي بخواند

بيا علم از معلم ياد گيريم

حقوق رفته اش بر باد ، گيريم

بيا ارجش نهيم اين نازنين را

كه تا شايد عمل سازيم دين را

 

حسين عابد يني  ، دي ماه 1382

 

 

 

شنبه 1385/01/12 |

 

تقديم به معلمان آگاه ، دل سوز و زحمت كش ايران

 

تقديم به معلمان آگاه ،  دل سوز و زحمت كش ايران

تو ، از سرزمين سبز مي آيي

< اي سرا پايت سبز >

تو ، رويش را ؟ بالندگي را تجربه مي كني

تو ، انسان را به جنگل هاي سبز و شاداب مي بري

تو ، رهنماي سر سبزي و طراوتي و مي كاري

عشق سبز را در پهنه هاي كوير ظلماني

و امروز ، من حضور شورانگيز تو را

بر عرصه هاي حماسه ي حيات

كه به جاودانگي مي خورد

تبريك مي گويم

تو ، عصمت دروغين انسان را دريدي

و

ميوه ي ممنوعه ي <آگاهي > را به او خوراندي

و انسان را به سوي تكاملي راستين رهنمون شدي

تو ! پيام آور روشني و صبحي !

و آن روز كه گفتي آري ! < من معلمم ! >

اي سلاله ي قداست !

تو ، مقدس شدي

و من اينك تو را تقديس مي كنم

بر دستانت نماز تقدير مي گزارم

و روح نستوه سترگ تو را

در ميدان هاي بزرگ شهر

و

برفراز بي كران سبز

تنديس مي كنم

تو

آرام ، آرام ، آرام

وجود نازنينت را

قطره ، قطره ، قطره

آب مي كني

و

فرو مي ريزي

و

روح سركش بشر را تعديل مي كني

تا

جامعه ات با صفا زندگي كند

و

اين است معناي حماسه آفريني

در عرصه حيات

از فروغ فرخ زاد < تولدي ديگر >

شنبه 1385/01/12 |

 

شرح حال يك معلم بازنشسته

 

شرح حال يك معلم بازنشسته

دارا انار دارد-سا را رخت و لباس دارد- معلم نان ندارد-بعد از 37 سال خدمت آموزگاري جز آه و افسوس فكري ندارد؟

منم آموزگاري كه 37 سال عمر خويش را در خدمت اطفال كر و كور و لال بودم و تدريس مي كردم و اكنون در سن پيري در آخرين ايستگاه زندگاني در تب فقر و بي كسي آرام آرام مي سوزم و مي سازم . اي كاروان زندگي در محض خدا37 سال عقب برگرد كه مردي شاد بودم به آنچه ياد مي دادم اطفال نابينا را در آن دوران نه از خط بر يل حرفي بود نه از ابزار سمعي و بصر گل و كاه را مخلوط مي نمودم به ديوار مي چسباندم تا خشك گردد سپس دست طفل كور را مي گرفتم روي ديوار مي ساييدم تا ياد گيرد حروف فارسي را اين چنين بود خدمتم در روستا و شهر هاي جنوب و مركز ايران . اگر در دوران پيشين اطفال نابينا آسيب پذير بودند هم اكنون خود نيز آسيب پذير گشتم. به نان شب محتاجم و نياز وادارم ميكند شبها به دور از چشم مردم دست در كيسه هاي زباله داني نموده تا قوطي بيابم شايد اهل و عيالم روزي ديگر زنده باشند. تا كدامين حي يا لايموت فرشته مرگ را اعزام فرمايند. اما اي هم وطن براي هديه اعضاي بدن به تهران, به هر جا سر زدم خريداري نداشت؟ تا با فروش آنها مشكل سخت و اشك آور آموزگاري بي كس و آواره حل گردد. از طريق شوراي شهر تهران جناب دكتر حجاريان براي هر دو وزير آموزش و پرورش نامه گرفتم اما دريغا در بارگاه حريربافان حصيربافان را راهي نيست؟!!

و من اكنون نياز مبر ميدارم تا كسر پول بين مرگ و زندگي تامين گردد در عسرو حرج به زير خط فقر در قعر سياهي ها هستم و شرم و حيا و سادات بودن از گدايي منعم مي كند؟

 

 سيد شاهرخ شاهرخي

 

 

      

جمعه 1385/01/11 |

 

برداشتی از جامعه آستانه اشرفیه

 

اندر حكايت آموزش و پرورش و سرنوشت آينده ي سرزمين ايران

يك ضرب المثل چيني است كه مي گويد اگر نيت يك ساله داري گندم بكار , اگر نيت ده ساله داري درخت بكار و اگر نيت صد ساله داري مدرسه بساز عمران و توسعه يافته نه به سبب قدرت اسلحه و ثروت هاي خدادادي و ولنگاري اخلاقي آن جوامع بوده , بلكه به دليل آزادي هاي علمي , فرهنگي و همچنين رضايت شغلي است كه به ثمر نشسته و ما از ميوه هاي شيرين آن بهره ميبريم.

و ما كشور هاي جهان سومي چه ارزان ثروت هاي اصلي سرزمين مان يعني فرزندان با استعدادمان را به دليل عدم آزادي علمي و فرهنگي و عدم شغل مناسب و رضايت شغلي از دست مي دهيم . اين جوانان با استعداد به دست آموزگاران و دبيران همين آموزش و پرورش , رشد يافته و بالنده شده اند و ليكن ترجيح مي دهند نهال آباداني را در جاي ديگري بكارند نه در باغهاي شور و بي آب كشور عزيزمان ايران.

دلايل جهان سومي بودن و فرار مغزها گوناگون است كه يكي از دلايل آن عدم رضايت شغلي و تبعيض در مزاياي آن است .

شغل پزشكي محبوبترين شغلها در همه ي ملل ميباشد و در ما نيز اينگونه است . فاصله در آمدي يك پزشك آلماني در بيمارستان دولتي در سال 1986 ميلادي 500 مارك بوده , اين پزشك مي توانسته پس از رسيدگي كامل به زندگي رفاهي خويش 25 درصد در آمدش را ذخيره نمايد در همين سال يك آموزگار آلماني در آموزشگاه دولتي در آمدي برابر با 4500 مارك داشته كه او مي توانست 20 در صد در آمدش را پس انداز نمايد . سوال بسيار بزرگ در كشورمان است چرا بين شغلهاي كشوري,لشكري,آموزشي و بهداشتي اين همه تبعيض وجود دارد, يك آموزگار با مدرك كارشناسي ارشد با حقوق ماهانه تا 300 هزار تومان در سال1382 با اضافه كاري مي تواند در يافت نمايد. اما يك پزشك با همين مدرك روزانه بيش از اين مبلغ دريافت مي دارد نتيجه آن مي شود بدنه ي آموزش و  پرورش فرسوده و لذا افراد خلاق خالي ميشود . سياست همه ي دولت هاي موفق اين بوده كه امور آموزشي و بهداشتي را زير چتر حمايتي خود بگيرند تا از گزند آسيب در امان باشند . تاسيس مدارس غير انتفاعي و واگذاري مدارس به بخش خصوصي شايد بتواند از بار مالي دولت بكاهد ولي هر گرما را به سر منزل مقصود يعني توسعه انساني نمي رساند.

اگر از كودكان دبستاني بپرسيد كدام شغل را بر مي گزينيد اولين اولويت معلمي است اما در پايان سالهاي تحصيلي پرسيده شود كدام شغل را بر مي گزينيد , هرگز حاضر نيست جوانيش را در راه پرورش جوانان مثل خودش را صرف كند به اميد روزي كه آموزگاري سر گرسنه بر بالين نگذارد و به اميد روزي كه معلمي شغل مقبول همه ي جوانان سرزمين باشد.        

برداشت از خبرنامه داخلي جامعه فرهنگيان  

شهرستان آستانه اشرفيه

جمعه 1385/01/11 |

 

قطعنامه

 

به نام خداوند جان و خرد                       21/ 12 /1382

قطعنامه

چند سالي است كه معلمان مومن و زحمت كش اين مرز و بوم لقب انبياي صبور و اولياي مقبول يافته و همواره شمع سوزان و برگ خزان و انديشه سازان بشريت هستند . سالهاست كه واژه ي بردباري و عشق به دين و وطن بر تارك معلمي خوش مي درخشد و روح و انديشه معلم فروتن را به ناز مي پرورد . در كنار اينها اين قشر انديشمند به خاطر عدم رعايت حقوق اجتماعي و اقتصادي در معرض آسيب قرار گرفته اند و رنج نداري و فقر آرام آرام صبر و شكيبايي آنها را جويده و آنان را واداشته تا بعد از پيمودن راههاي قانوني و بي توجهي مسئولين ، دست به اعتراض بزنند . اگر چه روح بلند اين فرشتگان زميني به خاطر فرزندان يعني همان دانش آموزان كه در اين برهه از زمان پدران معنوي خويش را خوب فهميده اند ، دردناك است .

در كنار اينها معلمان پاك سرشت و رنج ديده به سبب حق خواهي خويش مجبورند وصله ي ناجور سياسي را برگرده ي خميده از بار فقر و نداري به يدك كشند . هر چند اين وصله ي ناجور به معلم آگاه نمي چسبد و هيچ انديشه ي آگاه و فهيمي چنين واژه اي را براي حركت بحق معلمان به كار نمي برد . زيرا همه مي دانند كه معلم كسي نيست كه آب به آسياب دشمن بريزد . بنابراين هدف از اطلاق واژه ي سياسي به عنوان عامل بازدارنده است تا معلم هميشه سرافكنده و مظلوم از كنار حق خويش بگذرد در حاليكه حق هميشه به حق دار مي رسد . لذا ضمن سپاس فراوان از حضور و اقتدار فرهنگيان فرهيخته در سازمان آموزش و پرورش و نرفتن آنان به كلاس در تمامي مقاطع و مدارس شهرستان اردبيل و حومه كانون صنفي معلمان اردبيل قطعنامه اي در 7 بند صادر مي نمايد .

1-  از تمام همكاران محترم و فعال تقاضا مي كنيم كه از روز شنبه 23 /12 /82 در كلاس درس خود حضور يافته و در جبران عقب افتادگي فرزندان دلسوزشان مجدانه تلاش نمايند .

2-  سازمان آموزش و پرورش كه وظيفه خطير تعليم و تربيت را در جامعه به عهده دارد خود برخلاف اصول اخلاقي ناشيانه مهر كانون صنفي معلمان اردبيل را جعل كرده كه موجب نگراني عميق فرهنگيان و بي اعتمادي آنان را فراهم نموده است كانون صنفي معلمان اردبيل ضمن محكوم كردن اين عمل حق شكايت را براي خود محفوظ مي دارد .

3-  در مدت كوتاه اين اعتراض بيانيه هاي مختلف به عناوين گوناگون صادر شد كه نه تنها موجب تضعيف اين حركت نشده بلكه زمينه تقويت آن را نيز فراهم نمود .

4-  از زحمات عزيزان نيروهاي اطلاعاتي ، امنيتي و انتظامي كه در طول يك هفته اعتراض معلمان با احترام با آنان رفتار كردند صميمانه سپاس گزاريم .

5-  تمام همكاران محترم و آگاه را به اتحاد و يكدلي دعوت مي نماييم .

6-  چنانچه خواسته هاي به حق ما كه همان رفع تبعيض و رفع مشكلات معيشتي فرهنگيان مي باشد تا دوازده ارديبهشت ماه عملي نشود ، بيانيه يزد اجرا خواهد شد .

7-  چنانچه براي فعالان كانون و اعضاي آن مشكلي از بابت حضور اعتراض آميز و نرفتن به كلاس درس پيش بيايد هيات مديره با حضور اعضاي كانون در جهت احقاق حق آنان تلاش خواهد نمود .

كانون صنفي معلمان اردبيل

جمعه 1385/01/11 |

 

حق اعتصاب و اجتماع

 

 حق اعتصاب و اجتماع‏

روزنامه اعتماد ملي17/12/1384


تجربه قرون 16 تا 20 ميلادي نشان داده است كه انقلاب‌هاي سياسي و اجتماعي محصول انباشت ‏تضادهاست. نارضايتي‌ها و

 تضادهاي انباشته شده موجب انفجارهاي غير قابل كنترل سياسي و ‏اجتماعي مي شوند و خسارات بزرگي در پي مي‌آورند.

دستيابي احتمالي به هدف با بالاترين هزينه ‏ممكن، خلاصه‌ اين تجربه‌هاست. شكل‌گيري جامعه مدني راهي براي بروز تضادها و

نارضايتي‌ها و ‏رسيدن به هدف با كمترين هزينه است. سازوكارهايي چون پيدايش احزاب مستقل و مطبوعات آزاد، ‏انجمن‌هاي

 صنفي و سنديكاها از جلوه‌هاي عيني تحقق جامعه مدني اند. اين نهادها بازتابنده ‏خواسته‌‌ها، مشكلات و نارضايي‌ها به حكومت و

مديران كشور هستند زيرا قدرت ذاتاً ميل به ناشنوايي، ‏و عدم بردباري در برابر انتقادات دارد. قدرت ذاتاً مي‌خواهد همچون

گوساله‌ سامري براي پرستندگانش ‏باشد و بدون هيچ گشايشي از معضلات زيست مردمان همچنان ستوده شود. از آنجا كه فلسفه

 وجودي ‏قدرت در جامعه مدرن يا جامعه سالم، برنامه‌ريزي، انسجام بخشي و بهبود زيست اقتصادي، و ‏اجتماعي، تضمين

آزادي‌‌هاي عقيدتي و سياسي است بايد راه پيدايش هر نوع انسدادي را بست. غير ‏دولتي كردن رسانه‌هاي صوتي، تصويري و

چاپي و اجازه تاسيس آنها توسط شخصيت‌هاي حقيقي و ‏حقوقي يكي از اين تدابير است كه امروزه از مهمترين شاخص‌هاي جامعه

مدرن و سالم است هر چند ‏پاره‌اي اوقات اقدامات اين رسانه‌ها با مصالح دولت‌ها معارض مي‌افتند كه تازه‌ترين نمونه آن اهانت ‏

چند روزنامه اروپايي به پيامبر اسلام است كه با پوزش‌خواهي دولت دانمارك از مسلمانان مواجه شد و ‏آن دولت‌ها قادر به اعمال

كنترل بر رسانه‌ها نيستند. در عين حال و در مجموع از موارد خاص كه ‏بگذريم زيان آزادي رسانه‌ها و احزاب براي جامعه و

دولت بسيار كمتر از سلب آزادي آنهاست.‏
يكي ديگر از راه‌هاي پيدايش انسداد اين است كه احزاب سياسي كه در انتخابات قدرت را به دست ‏مي‌گيرند و با شيوه‌اي

دموكراتيك بر مسند آمده‌اند بخاطر مصالح حزبي يا سياسي و اقتصادي نسبت ‏به نارضايتي‌‌هاي صنفي كارگران و كارمندان بي

اعتنا شوند و يا رسانه‌ها چنان تحت تاثير پاره‌اي ‏حوادث قرار داشته باشند كه صداي نارضايتي‌هاي صنفي را نشنوند يا بازتاب

ندهند. چنانكه حادثه‌ ‏تروريستي 11 سپتامبر يا جنجال هسته‌اي ايران تمام اخبار و حوادث جهان را به قدري تحت تاثير ‏گرفته بود

كه موارد نقض حقوق بشر در بسياري از كشورها و حتي در خود كشور آسيب‌ديده يعني ‏امريكا (اقدامات امنيتي شديد و محدود

كننده آزادي‌ها پس از 11 سپتامبر) شنيده نمي‌شد.‏
حق اعتصاب از سازوكارها و وسايلي است كه حتي اگر با وجود احزاب، انجمن‌هاي صنفي، سنديكا‌ها و ‏رسانه‌هاي آزاد، حقوق

كارگران و كارمندان پايمال شد بتوانند صداي خويش را بازتاب دهند و دولت را ‏براي رسيدگي به مطالبات بر حق خويش تحت

فشار قرار دهند. اين روش مدني و مسالمت آميز بهتر ‏از انباشت نارضايتي‌ها و تبديل شدن به انفجار و تخريب است.‏
حق اعتصاب و اجتماع در حقوق بشر و قوانين داخلي

حق اعتصاب بدون تشكل‌ها و سازمان‌هاي مدني و صنفي منجر به هرج و مرج شده و نمي‌توان با ‏جريان تعريف شده‌اي مواجه

شد و حق تشكل و ايجاد انجمن‌ها و سنديكا‌ها نيز بدون اعتراض و ‏اعتصاب چون شير بي يال و دم و اشكم و يك نهاد بي خاصيت

و فرمايشي است از اينرو اين حقوق ‏ملايم با يكديگر بوده و از نظر موازين حقوق بشر و قوانين داخلي كشور به رسميت شناخته

شده است. ‏در بند«د» اين ماده حق اعتصاب نيز با رعايت مقررات كشور مربوطه پذيرفته شده است.‏

در ماده 20 اعلاميه حقوق جهاني حقوق بشر و نيز در ماده 21و22 ميثاق بين‌المللي مدني و سياسي ‏ونيزماده 8 میثاق بین

المللی حقوق اقتصادی، ‌اجتماعی و فرهنگی حق تشكيل سنديكا و انجمن و ‏اتحاديه به رسميت شناخته شده است. جمهوري اسلامي

ايران اين ميثاق ها را امضا كرده و بدان ‏متعهد شده است .امضا كنندگان اين ميثاق‌ها همچنين متعهد شده اند كه مقررات آنرا در

قوانين ‏اساسي و عادي كشور خويش اعمال كنند.‏

«ايران همچنين عضو سازمان جهاني کار ‏ILO‏ است و بايد ضوابط آن را اجرا کند،‌ از جمله اين ضوابط ‏تمكين به آزادي انجمن

ها و عدم حق دخالت دولت در محدود کردن اعتصاب هاي مرتبط با شرايط ‏کاري و حقوق اقتصادي است. حکومت بر اساس اين

معاهده ها فقط در شرايط اضطراري (و براي دوره ‏اي کوتاه) حق دارد جلوي اعتصاب را بگيرد. حق اتحاديه و حق مذاکرات

دسته جمعي يکي از اصول ‏اساسي بيانه هاي ‏ILO‏ است»‏
اصل بيست وششم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز صراحتاً حق تشكيل انجمن‌ها ، احزب و ‏سنديكاها را تضمين كرده

است. بر همين اساس در ماده 131 قانون كار آمده است:‏
در اجراي اصل بيست وششم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و به منظور حفظ حقوق و منافع ‏مشروع و قانوني و بهبود

وضع اقتصادي كارگران و كارفرمايان ، كه خود متضمن حفظ منافع جامعه ‏باشد، كارگران مشمول قانون كار وكارفرمايان يك

حرفه يا صنعت مي‌توانند مبادرت به تشكيل ‏انجمن‌هاي صفي نمايند . ‏

در ماده 134 قانون كار آمده است:‏
به منظور بررسي و پي گيري مسائل و مشكلات صنفي واجتماعي و حسن اجراي آن قسمت از مفاد ‏اصل بيست و نهم قانون

اساسي كه متضمن حفظ حقوق و تامين منافع و بهره‌مندي از خدمات ‏بهداشتي، درماني و مراقبتهاي پزشكي مي‌باشد كارگران و

مديران بازنشسته مي‌توانند به طور مجزا ‏نسبت به تاسيس كانون‌هاي كارگران و مديران بازنشسته شهرستان‌ها و استان ها اقدام

نمايند . ‏

همچنين در ماده 141 و 142 حق اعتصاب با عبارات ديگري مانند «تعطيل كردن كار» يا «كاهش ‏عمدي توليد» به رسميت

شناخته شده و شرايطي كه به كارگر اجازه مي دهد به پيمان هاي دسته ‏جمعي كار عمل نكند را برشمرده است . بنا براين

نمي‌توان كارگران را به موجب اعتراضات و اعتصابات ‏بازداشت يا مجازات كرد.‏

در ماده 141 آمده است:‏
پيمانهاي دسته جمعي كار هنگامي اعتبار قانوني و قابليت اجرائي خواهند داشت كه : الف – مزايايي ‏كمتر از آنچه در قانون كار

پيش‌بيني گرديده است در آن تعيين نشده باشد . ب – با قوانين و مقررات ‏جاري كشور و تصميمات و مصوبات قانوني دولت

مغاير نباشد . ج – عدم تعارض موضوع يا موضوعات ‏پيمان با بندهاي الف و ب ، به تائيد وزارت كار و امور اجتماعي برسد . ‏
و ماده 142 مي گويد: درصورتيكه اختلاف نظر در مورد مواد مختلف اين قانون و يا پيمانهاي قبلي و ‏يا هريك از موضوعات

مورد درخواست طرفين براي انعقاد پيمان جديد ، منجر به تعطيل كار ضمن ‏حضور كارگر در كارگاه و يا كاهش عمدي توليد از

سوي كارگران شود ، هيات تشخيص موظف است ‏براساس درخواست هريك از طرفين اختلاف و يا سازمانهاي كارگري و

كارفرمايي ، موضوع اختلاف را ‏سريعا مورد رسيدگي قرار داده و اعلام نظر نمايد ‏.

صرف ايجاد تشكل براي احقاق حقوق شهروندان كافي نيست از اينرو آيين‌نامه سازمان‌هاي غير دولتي ‏مصوبات هيات وزيران

در ماده 4مي گويد سازمان يا انجمن غير دولتي حق دارد متناسب با موضوع ‏فعاليت خود، با رعايت اين آيين نامه و ساير قوانين

و مقررات مربوط فعاليت نموده و از جمله نسبت ‏به موارد زير اقدام نمايد ‏:
اظهار نظر و پيشنهاد راهكار‌هاي مناسب و برگزاري اجتماعات و راهپيماييها در جهت تحقق ‏اهداف سازمان ‏.

بازداشت حقوق ماهيانه اعتصاب يون ‏:

ماده 18 قانون كار مي گويد ‏:
چنانچه توقيف كارگر به سبب شكايت كارفرما باشد واين توقيف در مراجع حل اختلاف منتهي به ‏حكم محكوميت نگردد، مدت آن

جزء سابقه خدمت كارگر محسوب مي شود و كارفرما مكلف است ‏علاوه بر جبران ضرر و زيان وارده كه مطابق حكم دادگاه به

كارگر مي پردازد ، مزد و مزاياي وي را نيز ‏پرداخت نمايد . ‏
تبصره 1‏

كارفرما مكلف است تا زماني كه تكليف كارگر از طرف مراجع مذكور مشخص نشده باشد ، براي رفع ‏احتياجات خانواده وي ،

حداقل پنجاه درصد از حقوق ماهيانه او را به طور علي الحساب به خانواده اش ‏پرداخت نمايد » ‏

اين در حالي است كه از نظر مذهبي نيز چنين عملي ‏مجاز نيست و امام علي (ع) در دوران خويش

حتي حقوق خوارج را كه با حكومت وارد جنگ شده ‏بودند از بيت‌المال قطع نكرد
آسيب‌شناسي موضوع  ‌حق اعتصاب در جوامع در حال گذار با آسيب‌هاي ويژه‌اي مواجه است. از يكسو با مقاومت و مخالفت ‏

دولت روبرو مي‌شود و اعتصاب را كه علاوه بر حقوق بشر و قوانين داخلي از نظر مذهبي نيز به حكم ‏‏«لا يحب الله‎ ‎الجهر بالسو‎

من القول الا من ظلم» حق كارگران و كارمندان است به رسميت ‏نمي‌شناسند.‏

اما مسئله مهم‌تر در آميختن مطالبات صنفي با مطالبات سياسي است. دولتي كه با تهديدات خارجي و ‏داخلي روبروست هنگامي

كه با يك اعتصاب روبرو مي‌شود و احساس مي‌كند در پشت آن يك جريان ‏سياسي مي‌خواهد اهداف خود را با پوشش صنفي و

بهره‌برداري سياسي از مطالبات غير سياسي برخي ‏صنوف پيش ببرد واكنش نشان مي‌دهد. اعتصاب اخير كاركنان شركت واحد

در پي تضييع حقوق ‏مسلم آنها و اقدامي كاملا قابل دفاع بود. آنها تمام راه‌هاي قانوني را براي استيفاي حقوق خويش ‏پيموده بودند

اما حاصلي نداشت. بنابراين گزيري جز توسل به حق اعتصاب براي آنها نمانده بود. ‏گروه‌هاي اپوزيسيون به ويژه برخي از

خارج‌نشينان با صدرو بيانيه‌هايي از اين اعتصابات كارگري به ‏عنوان موقعيتي براي بسيج عليه حكومت و سرنگوني آن ياد كرده

و فراخوان هايي براي شركت در ‏اعتصابات صادر كردند. آنان البته در پي اهداف سياسي خويش و سرنگوني حكومت هستند نه

در پي ‏تقويت نهادهاي مدني و سنديكاها و ...‏
اگر اپوزيسيون نيز پيش از آنكه دغدغه‌ قدرت داشته باشد دغدغه دموكراسي و جامعه مدني داشته ‏باشد، حمايت از اعتصاب

صنفي را نيز محدود به چارچوب مطالبات صنفي آنان مي‌سازد بدون اينكه ‏رجزخواني‌هاي سياسي و يا سكوي سياسي خويش را

با آن پيوند زند. اين شيوه هم اعتصابيون و هم ‏حق اعتصاب و هم مطالبات برحق صنفي را قرباني مي‌سازد كه چه بسا اگر در

محدوده صنفي مي‌ماند ‏حكومت هم بدان تن مي‌داد. با اين همه حتي در صورت تداخل و يا ميوه‌چيني سياسي اپوزيسيون، ‏حكومت

نبايد حق اعتصاب را قرباني كند كه ناخواسته همان كاري را صورت داده كه مطلوب ‏اپوزيسيون برانداز اوست.‏
دولت جديد با شعار حمايت از محرومان روي كار آمد و با دموكراسي‌‌خواهي ميانه‌اي نداشت. وفاي به ‏عهد به عنوان يك حكم

واجب شرعي و نيز يك امر اخلاقي و يك پيمان قانوني ايجاب مي كند كه در ‏برابر مطالبات يكي از محروم‌ترين گروه‌هاي

اجتماعي كه اتوبوس رانان وكاركنان شركت واحد هستند ‏زبان تمكين و مدارا پيشه كنند نه زبان قهر و بند. منشاء اعتراض

كاركنان محروم شركت واحد اين بود ‏كه جمعي از كاركنان اتوبوسراني اعتقاد داشتند كه كارگران اين شركت عليرغم وجود

شوراي اسلامي ‏كار هنوز مزاياي 20 سال پيش را دريافت مي‌كنند و اين نهاد حمايتي وظيفه خويش را در دفاع از ‏منافع و حقوق

صنف انجام نداده است و از آنجا كه سازكارهاي يك نهاد مدني براي انتخاب نمايندگان ‏صنف رعايت نمي‌شده خود با استفاده از

حق تشكيل سنديكا مبادرت به تاسيس نهاد ديگري به ‏منظور دفاع از حقوق مادي خويش كردند. اين اقدام با واكنش شديد مواجه و

حقوق و مزاياي برخي از ‏آنان را قطع و يا به محل ديگري تبعيد كردند. كاركنان اتوبوسراني به اين اقدام اعتراض نمودند كه ‏

همچنين در ده منطقه، منجر به دستگيري اعضاي هيات مديره نهاد جديد گرديد. در مناطق 4 و 6 و ‏‏7 از حقوق ناچيز برخي آنان

كه قوت لايموت‌شان را تامين مي‌كرد طي چند سال مبالغي را به عنوان ‏تامين مسكن كاركنان دريافت مي‌كردند اما ناگهان اعلام

شد كه آشيانه ‌اي در كار نيست. محروماني ‏كه به سر پناهي دل خوش داشته و كاهش مبلغي را تحمل كرده بودند كه در اقتصاد

خانواد آنان مهم ‏بود با پايمال شدن «اميد و حق» خويش روبرو مي‌شوند. مضاف بر آن اكثريت كاركنان اتوبوسراني ‏پس از 20

سال كار هنوز فاقد مسكن هستند. آيا اگر همين رفتار با مخالفان كنوني اعتصاب و با ‏دولتمردان شده بود چه مي‌كردند؟

وعده‌هاي دولت جديد و اقتضاي صداقت ورزي و حق اعتصاب و صنفي‌بودن مطالبات آنان ايجاب ‏مي‌كند كه گره بحران با تامين

حقوق آنان گشوده شود. معلوم نيست چه رازي در كار است كه وقتي ‏مي‌توان گرهي را با دست گشود، دندان بكار مي‌برند و

هنگامي كه مي‌توان بي‌هزينه مشكلي را مرتفع ‏ساخت بحران مي‌آفرينند و توليد هزينه‌هاي انبوه مي‌كنند تا همان مشكل را مرتفع

سازند؟ و بيانيه ‏عفو بين‌الملل و اتحاديه‌هاي صنفي در جهان و احزاب سوسياليستي، سياسي و سازمان‌هاي حقوق ‏بشري را عليه

خويش برانگيزانند سپس به رفع مسئله اهتمام كنند و يا خطاي بزرگتري مرتكب شده ‏و باز هم اهتمام لازم را بدان نورزند. اين

چه رازي است؟

 

پنجشنبه 1385/01/10 |

 

بیانیه کانون صنفی کرمانشاه

 

بيانيه شماره 2   

به نام آنكه هستي از او نام يافت    21 / 12 / 1382

فرهنگيان شريف معلمان ارجمند درود بر عزم و اراده و شخصيت والايتان ، آفرين بر شور و شعور و فرهيختگي شما .

فرياد حق طلبانه و اعتراض نجيبانه شما و همبستگي شما عزيزان در تجمع پرشور شانزدهم اسفند 82 و تحصن شما در مدارس كه اعتراض به تبعيضات ناروا نسبت به امر خطير تعليم و تربيت و تضييع حقوق فرهنگيان صورت گرفت ، زبان جان ها به تحسين گشود اما بسا تاسف به حال آنكه به جاي تحسين و تشويق اين حركت ارزشمند فرهنگي ، به مقابله با آن پرداخته و بعضا آن را منسوب به اجانب يا حداقل جناح هاي سياسي دانستند . اينان بايد بدانند كه در برابر وجدان بيدار جامعه و در روز حسابرسي پاسخگوي عملكرد ناصواب خويش باشند .

ياران همدل ، كانون صنفي معلمان كرمانشاه به شما همراهان و همدلان مي بالد و حضور آگاهانه شما را در تمام صحنه ها طلب مي كند . رفتار مدني و منش فرهنگي و وحدت و يكپارچگي شما باعث شد حركتي گسترده و فراگير در جهت احقاق حقوق جامعه فرهنگي و جلب توجه اركان جامعه به معضلات و مشكلات آموزش و پرورش كه ريشه ي بسياري از نابساماني ها و بيماري هاي فرهنگي جامعه است ، صورت پذيرد و فرهنگيان  به اين خود باوري برسند كه مي توانند منشا تحولات بنيادين و فراگير و سازنده باشند .

كانون صنفي ضمن تشكر و قدرداني از حضور خردمندانه شما در اين حركت ارزشي به مسئولين محترم يادآوري مي كند كه متوصل شدن به تهديد و ارعاب و كسر حقوق هاي غير قانوني كه صرفا ابتكار مسئولين آموزش و پرورش استان كرمانشاه بوده است ، مشكلي را حل نخواهد كرد بلكه عزم معلمان را در ادامه راه مقدس خود كه همانا ادامه ي راه انبياء و اولياست راسخ تر خواهد نمود . لذا بن مسئولان تاكيد مي نماييم كه به خواسته هاي به حق فرهنگيان پاسخي در خور جايگاه و شان و منزلت معلم و فرهنگ سازان بدهند چرا كه هر گونه بي اعتنايي ، كمترين آسيبش صدمه وارد كردن به آموزش و پرورش و امر خطير انسان سازي است و كانون هاي صنفي را مجبور مي سازد كه مفاد بيانيه يزد را در مقاطع بعدي به مرحله ي اجرا گذارند .

در پايان ضمن يادآوري اين نكته كه كانون صنفي معلمان كرمانشاه در راستاي رسالت خود و در پاسخ به همكاري صميمانه شما موضوع غيبت ها و كسر حقوق هاي غير قانوني را با جديت تمام پيگيري خواهد نمود و در حد وسع و توان نا چيز خود سعي خواهد نمود كه صدمات مال وارد شده به همكاراني كه دچار مضيقه شده اند ، و در صورت امكان و تمايل جبران نمايد .

در خاتمه از تمام همكاران گرانقدر استدعا مي شود از روز شنبه 23/12/1382 با جديت و تلاش در كلاس هاي درس حاضر شده و به امر تعليم و تربيت آينده سازان ايران اسلامي اهتمام ورزند .

 

 

شوراي مركزي كانون صنفي معلمان كرمانشاه

پنجشنبه 1385/01/10 |

 

بیانیه کانون گیلان

 

به نام خداوند جان و خرد  

گيلان يگانه و يك پارچه

نهايت تمامي نيروها پيوستن است ،

پيوستن ،

به اصل خورشيد

و ريختن به شعور نور .

 

فرهنگيان شجاع و آگاه !

يگانگي و همبستگي مبارك باد ! پايدار باد اين همه همت ! درود بر اين همه وارستگي و روحيه حق طلبي ، اول و آخر حق طلبي يكي است . نتيجه آن سرافرازي و حفظ هويت و اعتبار تاريخي ماست .

در تحصن سه روزه ( 19 الي 21 اسفند 82 ) حماسه آفريديد . حماسه اي كه دست آورد آن تعامل و اتحاد كليه زنجيره آموزش و پرورش ، مديران اداري ، مديران مدارس و كاركنان ، معلمان و دانش آموزان بود كه با نظم و انظباط توام با بالندگي فرهنگي و مدني قابل تحسين و آموختني بود خجسته باد اين حماسه !

شما نشان داديد كه در درون خانه حركت مدني به صورت خانوادگي و تمرين دموكراسي براي به كرد زندگي يك ضرورت است . كانون صنفي از شما آموخت كه چگونه بايد بر آيند فكري و مجري خواست هاي فرهنگيان باشد . پاسداري و پي گيري خواست هاي شما در يك فرآيند فرهنگي و روشمند و هدفمند در ميدان عمل محقق خواهد شد .

فرهنگيان همراه با تعامل و انظباط پذيري آگاهانه دانش آموزان ، تنها احقاق حق خود را به نمايش نگذاشتند بلكه با رفتار خود دغدغه جامعه را فراتر از حق خود نشان دادند .

خبر مسرت بخش ديگري كه دست آورد اين حركت آزاد منشانه و حق طلبانه بود تشكيل كانون صنفي صومعه سرا بود حضور موثر آنان را در ميدان حق طلبانه گرامي مي داريم .

متاسفانه دست هاي آشكار و پنهان تلاش نموده با نشر و توزيع اعلاميه هاي جعلي از كانال هاي خاص در صدد اخلال و باز داشتن فرهنگيان از شركت و ادامه تحصن بر آيند .

غافل از اينكه فرهنگيان هوشيار تر از آن هستند كه در ترفند آنها گرفتار شوند .

دانش آموزان عزيز ، پدران و مادران !

كانون صنفي فرهنگيان گيلان ( رشت ، صومعه سرا ، لاهيجان ، آستانه اشرفيه ) به اين وسيله اعلام مي دارد كه كلاس هاي درس از روز شنبه مورخه 23 / 12 / 1382 داير مي باشد همراه با معلمان تلاشگر و دلسوز ، به شما اطمينان مي دهيم كه عقب ماندگي چند روز اخير با تلاش مضاعف جبران گردد .

 

كانون صنفي فرهنگيان گيلان – رشت

كانون صنفي فرهنگيان شهرستان صومعه سرا

كانون صنفي معلمان لاهيجان

جامعه فرهنگيان شهرستان آستانه اشرفيه

 

زنده باد همبستگي نوين معلمان سراسر كشور

 

 

 

پنجشنبه 1385/01/10 |

 

قعطنامه

 

به نام خداوند جان و خرد

( كسي به فكر گل ها نيست ، نيش فقر و جولان جهل ، دست باغبان مهربان ، همان معلم دلتنگ را بسته است ، نمي خواهند باور كنند كه باغچه دارد مي ميرد . )

ديري است كه عرصه طراوت و شادابي ، دانش ، هنر و معرفت خواهي نسل جوان و نونهالان عزيز اين سرزمين به دليل بي مسئوليتي ، باير و كم حاصل شده است .

ناكار آمدي و ضعف گسترده اي ، نظام آموزشي و مدارس جوانترين كشور دنيا را با 17 ميليون دانش آموز فراگرفته است .

چه كساني از معلم مي خواهند كه افت تحصيلي و فقر و فساد و بي هدفي دانش آموزان را ببيند و در عوض از اميد و آينده اي روشن سخن بگويد ؟ محدوديت ها و كمبود ها را لمس كند اما لب به اعتراض نگشايد . چه كساني از معلم مي خواهند كه به جاي پرسشگري و خرد ورزي ، به دانش آموزان سلطه پذيري ، ارادت ، اطاعت و كهنه پرستي بياموزد ؟ چه كساني در برابر هر نوع خلاقيت و نوآوري و اصلاح و تغيير مقاومت نشان مي دهند و معدود معلماني را كه مانند زرين دانه ها در گوشه و كنار كشور در افشاني مي كنند در حصار بخشنامه ها به بند مي كشند و در زير بار مديريت متمركز و انحصار طلب زمين گير مي كنند ؟

هموطنان عزيز !

سال هاست كه خواسته هاي به حق معلمان را ناديده مي گيرند و به او وعده هاي بسيار مي دهند و در عوض نظام آموزشي را با شتاب و سراسيمه به سوي نظام طبقاتي و بي محتوا به پيش مي برند

آيا معلمان حق ندارند كه بر اين همه مشكلات اعتراض كنند ؟

آيا حق ندارند كه از فرصت سوزي ها گله كنند ؟ آيا حق ندارند به طرح علني خواسته هايشان بپردازند ؟ آيا سزاوار است كه در پاسخ به خواسته هاي معلمان آنان را در انظار عمومي مضروب و مجروح نمايند و عده اي را نيز به دادگاه و زندان بكشانند ؟

در حالي كه همه اعتراف مي كنند كه توسعه ي همه جانبه جز با توجه ويژه به آموزش و پرورش و فرهنگيان امكان پذير نيست ، آيا شايسته است در شرايطي كه در كشور ما بيش از 80 درصد معلمان زير خط فقر زندگي مي كنند ، با استفاده از مطبوعات و رسانه ها بار ها خبر از پرداخت ميليارد ها تومان مطالبات معوقه ي فرهنگيان را منتشر كنند و افكار عمومي را فريب دهند ؟

چرا معلمي كه همه بر پايين بودن حقوق او نسبت به ديگر كارمندان دولت اقرار دارند اين همه مطالبات معوقه داشته باشد ؟

به معلمان مي گويند بودجه نداريم اما ميليارد ها ثروت كشور را به اشكال مختلف تلف مي كنند و نظام اداري و نا كارآمد و پر حجم و هزينه اي را به جامعه تحميل مي كنند .

آيا معلمان حق ندارند كه وقتي چهره ي زشت تبعيض را مي بينند و حيف و ميل بيت المال را مشاهده مي كنند زبان به اعتراض بگشايند و حق خود و ديگر محرومان و فرزندان اين سرزمين را مطالبه كنند ؟

 

بديهي است در چنين شرايطي فرهنگيان راهي جز بيان دردهاي خود به شما ملت بزرگ نمي بينند . بر اين اساس نمايندگان تشكل هاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور در همايشي كه در تاريخ 20/ 9 / 82 در تهران برگزار نمودند ضمن انتقاد از عملكرد ضعيف مسئولان در عمل به وعده هايي همچون تدوين نظام هماهنگ پرداخت و رفع تبعيض از فرهنگيان كه بنا به دستور رياست جمهوري قرار بوده تا 15 آبان ماه تدوين و به هيات دولت تقديم شود تصميمات زير را اتخاذ و به اطلاع فرهنگيان و شما ملت شريف مي رسانند .

1 - تشكل هاي صنفي فرهنگيان كشور تلاش خواهند نمود كه در دهه اول ديماه راهپيمايي يا تجمع بزرگي را در شهر تهران با اخذ مجوز از مراجع ذيربط برگزار نمايند تا به اين وسيله فرياد مظلوميت خود را به گوش ملت و مسئولان برسانند .

2 - در صورتي كه وزارت كشور و يا استانداري تهران مجوز لازم را صادر نكنند و يا پس از برگزاري مراسم مذكور خواسته ها محقق نشود فرهنگيان حق خود مي دانند كه به مدت سه روز و در تاريخ هاي مشخصي كه توسط تشكل هاي هر استان به اطلاع خواهد رسيد از حضور در كلاس هاي درس خودداري نمايند .

3 - با توجه به اين كه پذيرش يا عدم پذيرش كار اجرايي انتخابات حق شخصي افراد است از فرهنگيان خواسته مي شود تا با عدم پذيرش اين امر اعتراض خود را نسبت به وضعيت موجود اعلام نمايند .

4 – در خاتمه ضمن توجه دادن مسئولين به حساسيت اوضاع اعلام مي شود كه چگونگي پاسخگويي به خواسته هاي فرهنگيان تاثير بسزايي در ميزان مشاركت معلمان در انتخابات آتي خواهد داشت .

20 / 9 / 1382

شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان كشور

 

 

بسمه تعالي

در روز 13 ارديبهشت در آغاز هفته معلم عده كثيري از فرهنگيان يزد براي به نمايش در آوردن همبستگي و وفاق خود با معلمان سراسر كشور در سازمان آموزش و پرورش جمع شدند . حضوري گسترده و اميد بخش ، همراه با سكوتي پر صلابت كه هزاران گفته را در خود نهان داشت . اين حضور دفتر صبر و وقار معلم را ورق زد و بر سرلوحه آن ورقي تازه نگاشت كه من يك ماهي از خود گذشته ام كه خود را از بركه اي از آب زلال بنام كلاس بيرون انداخته ام تا بگويم آنان كه كرامت مرا به سخره گرفته اند و از صبر من سوء استفاده مي كنند بدانند ، من پاسدار حريم فرهنگ و عظمت اين ملتم ، راه خود را اصلاح كنند تا با هم و با همدلي آينده اين ديار را بسازيم و خسارتهاي گذشته را جبران كنيم ور نه اگر وظيفه مرزباني حريم دانش و ارزش حكم كند سكوت خود را مي شكنيم و در ساحل بركه ها سخن هاب ناگفته را باز مي گوييم و به اصلاح كجرويها همت خواهيم كرد .

موج خروشان بيش از دو هزار فرهنگي بر ساحل سازمان مي خروشيد اما سد صبر و لطافت و روح معلمي آن را در حريم زيباييها نكه داشت چون آب كه مظهر زيبايي و حيات است اما ........... ! هر حريمي دو طرف دارد . از هر دو طرف بايد حراست شود ورنه ديوارها مي شكند و حريمها برداشته مي شود . اين سكوت و متانت را پاسخي شايسته از طرف مسئولين مي طلبد تا در دنياي دوستي و همدلي مسايل حل شود ، معلمين آرامش بيابند و فرهنگ و آينده ي اين امت بيش از اين ضربه نخورد و دست خوش نابسامانيها نشود .

انبوه جمعيت با تحمل سختي ، 4 ساعت تمام در محل بر پا ايستادند و يا بر دايره وفاق خود گرديدند . عده اي خبرنگار هم آمدند و گزارش تهيه كردند و فيلم و عكس گرفتند و به حداقل خواسته هاي به حق و درد دل معلمين گوش دادند و رفتند . در ضمن حاضرين با امضاي طوماري بر خواسته هاي خود تاكيد نمودند و تعداد كثيري از آنها نيز با پر كردن پرسشنامه اي عضويت خود را براي تشكيل كانون صنفي فرهنگيان يزد اعلام كرده و در وقت مقرر محل را ترك نمودند .

لازم به ذكر است در اكثر شهرستانها و مناطق استان يزد نيز معلمين حركتهاي انجام داده اند كه قابل تقدير و توجه است .

والسلام

كانون صنفي فرهنگيان يزد

 

 

پنجشنبه 1385/01/10 |

 

قطعنامه

 

به نام خدا

قطعنامه همايش تشكل هاي صنفي فرهنگيان كشور

با ما مگو سكوت نشان رضايت است                      اين خامشي حكايت صدها شكايت است

همكاران گرامي ، فرهنگيان عزيز شاغل و بازنشسته

بيش از يك سال از اعتراض صنفي معلمان مي گذرد . در طول اين يك سال ما و شما فراز و نشيب هاي بسياري را تجربه نموده ايم . اما آنچه تحسين همگان را بر انگيخت حضور گسترده و اميد بخش ، سكوت پر صلا بت و خشم نجيبانه شما در 13 ارديبهشت بود كه هر منصفي را به تاييد و تصديق واداشت .

درود بر عزم و اراده و شخصيت والاي شما و آفرين بر رفتار و منش مدني و قانونمندتان كه توانستيد پيام خود را در حركتي گسترده و خاموش به گوش آنان كه بسياري از فريادها را نيز نمي شنيدند برسانيد و تاسف به حال آناني كه به جاي تحسين و تشويق به تحقير و توهين اين جنبش فرهنگي پرداخته و مي پردازند .

كانون هاي صنفي فرهنگيان ايران به داشتن چنين همراهان و همدلاني به خود مي بالند و از پاسخي كه به اين فراخوان قانوني داده ايد صميمانه سپاسگزارند .

همراهان گرامي :

تشكل هاي صنفي فرهنگيان كشور در پاسخ به پرسش هاي مكرر شما از چگونگي ادامه راه و پي گيري مطالبات مي پرسيديد يك بار ديگر در تاريخ 23 / 2 / 1382 در تهران گرد هم جمع شدند و ضمن تحليل و بررسي حركت همكاران در استان هاي مختلف و پس از گفت و گو با مسئولان مربوطه از جمله رياست مجلس شوراي اسلامي و برخي نمايندگان محترم مجلس تصميمات زير را اتخاذ و به اطلاع شما مي رسانند :

 

الف : با عنايت به تشكيل هيئت ده نفره پي گيري مطالبات فرهنگيان كه با حمايت و دستور رياست جمهوري و رياست مجلس و در پاسخ به بند اول قطعنامه 16 اسفند شوراي هماهنگي شكل گرفته است و با توجه به اينكه رياست مجلس در ديدار با نمايندگان تشكل هاي صنفي ضمن اعلام حمايت جدي از حقوق معلمان با حضور دو تن از نمايندگان تشكل هاي صنفي در جلسات هيئت مذكور موافقت نموده اند اميد بسيار داريم كه وعده هاي اخير مسئولان مربوطه كه تحولي عميق و تاريخي را نويد مي دهد تا پايان شهريور ماه 82 محقق گردد . بديهي است در صورت عدم توفيق هيئت مذكور تشكل هاي صنفي وظيفه خود مي دانند كه برنامه گسترده و ويژه اي را براي 13 مهر روز جهاني معلم تدارك ديده و به اطلاع همكاران برسانند .

ب : از تمامي همكاران فرهنگي تقاضا مي كنيم كه در تاريخ 5 خرداد در حركتي نمادين نامه هاي خود را كه در آن خواسته ها و مطالبات اصلي خود را به ترتيب اولويت خواهند نوشت با حضور در دفاتر پستي به مقصد ( تهران ، كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي ، هيئت پي گيري مطالبات فرهنگيان ) ارسال نمايند .

ما يقين داريم كه پاسخ مثبت همكاران سراسر كشور به اين درخواست شوراي هماهنگي پشتوانه محكمي براي اين شورا و خزانه ارزشمندي براي درك خواسته هاي فرهنگيان و هشدار مجدد براي پي گيري مطالبات و پاسخگويي بموقع مسئولان خواهد بود .

در خاتمه بار ديگر از حضور پر شور ، آگاهانه ، شكوهمند و غرور آفرين شما سپاسگزاريم .

انديشه هايتان پايدار ، گام هايتان استوار و توفيق راهتان باد .

شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان ايران

 

 

پنجشنبه 1385/01/10 |

 

بیانیه

 

به نام خداوند جان و خرد

مرزبانان ملك معرفت         معلمان عزيز ايران

درود بر شما

همكاران و نمايندگان شما در تشكلهاي صنفي فرهنگيان كشور ضمن تقدير از مشاركت جمعي و اتحاد حق مدارانه و زنده شما در حركتهاي اعتراضي سال 1382 بخصوص تحصن اسفند ماه كه سبب گرديد تا سال 1383 را با عزت و افتخار آغاز نماييد و جايگاه معلمي را ارتقا بخشيد . پاسخ شما به بيانيه اسفند ماه و دست كشيدنتان از تدريس و نرفتن به كلاس را دست آورد ذي قيمتي مي دانيم كه در تاريخ جاودانه خواهد ماند . لذا به دليل در خواست نمايندگان دولت و براي دادن فرصت بيشتر به آنان براي رسيدگي به خواسته هاي فرهنگيان و همچنين تصويب دستورالعملهاي جديد قطعي و لازم الاجرا در باره افزايش حقوق فرهنگيان و با توجه به حساسيتي كه نسبت به سرنوشت آينده سازان كشور داشته و داريم موارد زير را جهت تنوير افكار عموم و فرهنگيان كشور تصويب نموده و اعلام مي نماييم :

1.     به تعليق افتادن تصميمات متخذه در اطلاعيه همايش يزد تا زمان برگزاري نشست تشكلها در گيلان مرداد ماه 1383 به منظور بررسي اقدامات مسئولين مربوطه در پاسخ به خواسته هاي بر حق فرهنگيان .

2.     . حضور يك روزه همكاران در ادارات آموزش و. پرورش مناطق 19 گانه تهران و در مراكز استانها حضور در سازمانهاي آموزش و پرورش و در شهرستانها حضور در ادارات آموزش و پرورش از ساعت 8 تا 12 صبح روز 13 ارديبهشت 1383 به منظور جذب آراء همكاران براي تصميم گيري در نشست مرداد ماه

3.     رفع توقيف از نشريه قلم معلم " تنها تربيون فرهنگيان كشور " را به عنوان نشانه حسن نيت مسئولان قلمداد كرده و خواهان آزادي انتشار هر چه سريعتر آن هستيم .

اميدواريم مسئولين كشور اين تصميم تشكلهاي صنفي را به فال نيك گرفته و براي آخرين بار و به شكل قاطع پاسخگوي در خواستهاي به حق فرهنگيان باشند . در پايان تشكلهاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور اعلام مي دارند كه تصميمهاي فوق فقط در صورت استمرار فضاي تفاهم فعلي معتبر است و چنانچه هر گونه برخورد تهديد آميز و غير فابل قبول با تشكلها و يا همكاران فرهنگي صورت گيرد تمامي تشكلها خود را موظف مي دانند به صورت يكپارچه و متحد عكس العمل لازم را نشان دهند .

شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان كشور

سه شنبه 1385/01/08 |

 

 

سيزدهم مهر ماه ، روز جهاني معلم ، گرامي باد

------------------------------------------

همراه شو عزيز ،

                            تنها نمان به درد ،

                                                         كاين درد مشترك ،

                                                                                              هرگز جدا ، جدا درمان نمي شود .

همكاران انديشمند و عدالت خواه ،

با اهداء سلام و تحيات :

   به استحضار مي رساند كه نمايندگان شما در تشكل هاي صنفي – فرهنگي سراسر كشور در مركز استان همدان در تاريخ هاي 27 و 28 شهريور ماه سال 1382 براي پنجمين بار ، نشست مشتركي داشتند و پس از بحث و تبادل نظر به اين نتيجه رسيدند كه در مجموعه ي حاكميت اراده ي راسخي وجود ندارد كه به خواسته هاي بر حق شما توجه كند و با تحقق عدالت و رفع تبعيض هاي ناروا و فاحش مرهمي بر درد ها و زخم هاي مشتركمان باشد و عملكرد 25 ساله ي اخير و شيوه نگرش به آموزش و پرورش و شغل معلمي " گرفتني بودن حق " را به اثبات رسنده است .

لذا نظر به اين كه پي گيري خواسته ها به شيوه هاي گذشته ، آن گونه كه بايد و شايد محقق نگرديده است و تكرار همان شيوه ها ، غير ضروري و ملال آور است ، نمايندگان شما به مناسبت فرارسيدن روز جهاني معلم و اعلام همبستگي با معلمان جهان ، تصميمات زير را اتخاذ كرده اند كه عبارتند از :

1 – حضور اعتراض آميز در روز سيزدهم مهر ماه مصادف با روز جهاني معلم در سازمان آموزش و پرورش استانها از ساعت 8 تا 11 صبح .

2 – حضور اعتراض آميز در روز چهاردهم مهر ماه در ادارات آموزش و پرورش نواحي و مناطق از ساعت 8 تا 11 صبح .

3 – در صورتي كه به خواسته ها توجه نشود ، نمايندگان شما در تشكل ها در روز هفدهم آبان ماه سال 82 مقابل سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور ، يك روز تحصن خواهند نمود و تصميمات بعدي متعاقبا به اطلاع خواهد رسيد .

همكاران عزيز ، همراهي ، همدلي ،همگامي ، حضور آگاهانه و توام با شور و شعور شما ، ما را در پي گيري خواسته هاي بر حق فرهنگيان مصمم تر خواهد كرد .

 

 

گام هايتان استوار ، انديشه هايتان پايدار و توفيق رفيق راهتان باد .

 

شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان كشور

 

 

 

 

سه شنبه 1385/01/08 |

 

قطعنامه

 

به نام خدا

قطعنامه همايش تشكل هاي صنفي فرهنگيان كشور

با ما مگو سكوت نشان رضايت است                      اين خامشي حكايت صدها شكايت است

همكاران گرامي ، فرهنگيان عزيز شاغل و بازنشسته

بيش از يك سال از اعتراض صنفي معلمان مي گذرد . در طول اين يك سال ما و شما فراز و نشيب هاي بسياري را تجربه نموده ايم . اما آنچه تحسين همگان را بر انگيخت حضور گسترده و اميد بخش ، سكوت پر صلا بت و خشم نجيبانه شما در 13 ارديبهشت بود كه هر منصفي را به تاييد و تصديق واداشت .

درود بر عزم و اراده و شخصيت والاي شما و آفرين بر رفتار و منش مدني و قانونمندتان كه توانستيد پيام خود را در حركتي گسترده و خاموش به گوش آنان كه بسياري از فريادها را نيز نمي شنيدند برسانيد و تاسف به حال آناني كه به جاي تحسين و تشويق به تحقير و توهين اين جنبش فرهنگي پرداخته و مي پردازند .

كانون هاي صنفي فرهنگيان ايران به داشتن چنين همراهان و همدلاني به خود مي بالند و از پاسخي كه به اين فراخوان قانوني داده ايد صميمانه سپاسگزارند .

همراهان گرامي :

تشكل هاي صنفي فرهنگيان كشور در پاسخ به پرسش هاي مكرر شما از چگونگي ادامه راه و پي گيري مطالبات مي پرسيديد يك بار ديگر در تاريخ 23 / 2 / 1382 در تهران گرد هم جمع شدند و ضمن تحليل و بررسي حركت همكاران در استان هاي مختلف و پس از گفت و گو با مسئولان مربوطه از جمله رياست مجلس شوراي اسلامي و برخي نمايندگان محترم مجلس تصميمات زير را اتخاذ و به اطلاع شما مي رسانند :

 

الف : با عنايت به تشكيل هيئت ده نفره پي گيري مطالبات فرهنگيان كه با حمايت و دستور رياست جمهوري و رياست مجلس و در پاسخ به بند اول قطعنامه 16 اسفند شوراي هماهنگي شكل گرفته است و با توجه به اينكه رياست مجلس در ديدار با نمايندگان تشكل هاي صنفي ضمن اعلام حمايت جدي از حقوق معلمان با حضور دو تن از نمايندگان تشكل هاي صنفي در جلسات هيئت مذكور موافقت نموده اند اميد بسيار داريم كه وعده هاي اخير مسئولان مربوطه كه تحولي عميق و تاريخي را نويد مي دهد تا پايان شهريور ماه 82 محقق گردد . بديهي است در صورت عدم توفيق هيئت مذكور تشكل هاي صنفي وظيفه خود مي دانند كه برنامه گسترده و ويژه اي را براي 13 مهر روز جهاني معلم تدارك ديده و به اطلاع همكاران برسانند .

ب : از تمامي همكاران فرهنگي تقاضا مي كنيم كه در تاريخ 5 خرداد در حركتي نمادين نامه هاي خود را كه در آن خواسته ها و مطالبات اصلي خود را به ترتيب اولويت خواهند نوشت با حضور در دفاتر پستي به مقصد ( تهران ، كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي ، هيئت پي گيري مطالبات فرهنگيان ) ارسال نمايند .

ما يقين داريم كه پاسخ مثبت همكاران سراسر كشور به اين درخواست شوراي هماهنگي پشتوانه محكمي براي اين شورا و خزانه ارزشمندي براي درك خواسته هاي فرهنگيان و هشدار مجدد براي پي گيري مطالبات و پاسخگويي بموقع مسئولان خواهد بود .

در خاتمه بار ديگر از حضور پر شور ، آگاهانه ، شكوهمند و غرور آفرين شما سپاسگزاريم .

انديشه هايتان پايدار ، گام هايتان استوار و توفيق راهتان باد .

شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان ايران

 

 

سه شنبه 1385/01/08 |

 

مصاحبه دکتر آقایی

 

كيهان صفحه 11 سه شنبه 26 مهر 1384 شماره 18360

در اجتماع فرهنگيان قائم شهر عنوان شد

شعار عدالت محوري و مهرورزي رئيس جمهور به فرهنگيان كشور اميد بخشيده است .

قائم شهر – خبرنگار كيهان :

دبير كانون فرهنگيان مازندران خواستار رفع تبعيض واختلاف فاحش سطح در آمد ها و حقوق و مزاياي فرهنگيان در مقايسه با كاركنان ديگر سازمان ها و دستگاه هاي كشور شد .

دكتر عسگرآقايي در اجتماع گروهي از فرهنگيان قائم شهر ، آوزش و پرورش را مهمترين نهاد تاثير گذار در جامعه دانست و خواستار اهتمام ويژه دولت در رفع نيازهاي معيشتي و حفظ و ارتقاي جايگاه و شان فرهنگيان براي تربيت انسان هاي مومن ، خلاق و عالم شد .

وي با اشاره به نتايج يك تحقيق علمي و كارشناسي در خصوص تطبيق مزاياي فرهنگيان با ساير كاركنان سازمانها و وزارتخانه ها گفت : در حالي كه ميزان برخورداري از خدمات پزشكي و دندان پزشكي ، پاداش آخر سال ، حق تغذيه و هزينه تحصيلي و تشويق فرزندان و استفاده از مهد كودك ها و يارانه نگهداري كودكان براي كاركنان فرهنگي و معلمان صفر است اين مزايا براي كاركنان غير فرهنگي 9/68 درصد در بخش خدمات پزشكي و دندانپزشكي ، يك ماه حقوق و مزايا به عنوان پاداش آخر سال ، 10 تا 240 هزار ريال حق تغذيه ماهيانه ، 70 هزار تا يك ميليون ريال هزينه تحصيلي و تشويقي فرزندان و 80 تا 120 هزار ريال ماهانه يارانه نگهداري فرزندان در مهد كودك ها به آنها پرداخت مي شود .

آقايي افزود : متاسفانه معلمان تاوان ناكار آمدي مديران و ساختار ستادي وزارت آموزش و پرورش را مي پردازند .

دبير كانون فرهنگيان مازندران ، شعار عدالت محوري و مهرورزي رئيس جمهور را موجب ايجاد روحيه اميدواري در آحاد جامعه دانست كه با تحقق آنها و حمايت عملي از قشر معلم مي توان نظام پايدار اسلامي را تقويت و توسعه بخشيد . 

سه شنبه 1385/01/08 |

 

بودجه 85.....!!!

 

رشد بودجه سال ۸۵ به سال ۸۴ سازمان صدا و سيما ۴۶ درصد، سازمان تبليغات ۹۵ درصد،

مركز خدمات حوزه علميه قم ۱۴۷ درصد، نهاد نمايندگى رهبرى در دانشگاه‌ها ۱۴۰ درصد،

 دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم ۱۱۰ درصد، شوراى هماهنگى تبليغات اسلامى ۹۶ درصد،

شوراى نگهبان ۱۴۲ درصد (كه بودجه بخش نظارت را به بخش اجرا بسيار بيشتر كرده است)

 آموزش و پرورش ۳۲ درصد و وزارت تعاون ۸/۳ درصد و... را مي‌توان بيان كرد

 آيا اين مصاديق بيان گر بودجه عملياتى همراه با صرفه جويى و اثربخشى است؟

سخن آخر اينكه مقام رهبرى در ذيل سند چشم‌انداز (تدوين شده توسط دولت هشتم

و مجمع تشخيص نظام) عبارت ذيل را اضافه كردند كه ملاحظه: در تهيه،

 تدوين و تصويب برنامه‌هاي توسعه و بودجه‌هاي ساليانه اين نكته مورد توجه


 قرار گيرد كه شاخص‌هاي كمى كلان آنها از قبيل نرخ سرمايه گذارى، درآمد سرانه

، توليد ناخالص ملى، نرخ اشتغال و تورم، كاهش فاصله درآمد ميان

دهك‌هاي بالا و پايين جامعه، رشد فرهنگ و آموزش و پرورش

و توانايى‌هاي دفاعى و امنيتى بايد متناسب با سياست‌هاي توسعه

 و اهداف و الزامات چشم انداز، تنظيم و تعيين گردد و اين سياست‌ها

 و هدف به صورت كامل مراعات شود.»

 

 

تهيه توسط : دبير خانه تشكل هاي صنفي فرهنگيان

10 / 12 / 1384

یکشنبه 1385/01/06 |

 

گزارش

 

به نام خداوند جان و خرد

فرهنگيان گرامي ، ياران ارجمند

وقتي اولين تجمع كانون هاي صنفي معلمان سراسر كشور در مقابل مجلس هفتم شكل گرفت آقاي حداد عادل با حضور در جمع نمايندگان تشكل ها اظهار داشت افتخار مجلس هفتم اين است كه اولين مصوبه اش را تصويب نظام هماهنگ پرداخت قرار داده و ما به دولت دو ماه فرصت داده ايم تا اين لايحه را به مجلس ارايه نمايد و در غير اين صورت با دولت به شدت برخورد خواهيم كرد . اما بر حسب تصادف تنها يك ماه بعد از اين ديدار برخورد با فعالان صنفي فرهنگيان آغاز و بيش از 30 تن از فعالان صنفي به اتهامات مختلف از جمله اقدام عليه امنيت ملي و تشويش اذهان عمومي بازداشت ، زنداني و يا تبعيد شدند . و هم اكنون بيش از يك سال و نيم از آن ديدار مي گذرد و هنوز از نظام هماهنگ هيچ خبري نيست .

پس از مدتي بار ديگر در مقابل مجلس جديد واقع در ميدان بهارستان جمع شديم و از نمايندگان مجلس هفتم در باره دلايل تاخير در تصويب نظام هماهنگ توضيح خواستيم .

آقاي عبا سپور رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات و حميد رضا حاجي بابايي رئيس فراگسيون فرهنگيان مجلس به جمع ما آمدند . عبا سپور صراحتا گفت كه اگر مي خواهيد مشكلات شما حل شود بايد رئيس جمهوري همسو با مجلس هفتم انتخاب نماييد و حاجي بابايي هم در پاسخ به تشكل ها كه نسبت به سكوت او در مجلس هفتم معترض بودند ادعا كرد كه :

مجلس ششم به خواسته هاي معلمان توجهي نداشت و من مجبور بودم نطق هاي آتشين داشته باشم و در صحن علني فرياد بزنم اما در مجلس هفتم هر چه مي گويم اين نمايندگان مي پذيرند پس دليلي ندارد كه بخواهم فرياد بزنم .

پس از انتخاب محمود احمدي نژاد به رياست جمهوري پنج تن از اعضاي هيات مديره كانون صنفي معلمان ايران ديدار دو ساعته در محل مجلس پيشين با وي داشتند و ايشان در اين ديدار ادعا نمودند كه آموزش و پرورش و فرهنگيان را اولويت اول خود مي دانند و معتقدند كه اگر هيچ چيز نداشته باشيم و آموزش و پرورش داشته باشيم همه چيز داريم همچنين اعلام كردند كه علاوه بر كارهاي دراز مدت حداقل چهار كار مفيد و قابل توجه تا پايان سال 84 براي فرهنگيان انجام خواهم داد و وقتي از ايشان پرسيده شد كه بودجه اش را از كجا تامين مي كنيد گفتند كه حتي اگر لازم باشد چند كارخانه و يا شركت دولتي را مي فروشم و بودجه اش را تامين خواهم كرد .

اما اكنون كه روزهاي آخر سال 84 را ميگذرانيم هنوز اين وعده ايشان عملي نشده است و ايشان همچنين هنگام تحويل بودجه سال 85 اعلام نمودند كه بيشترين افزايش را براي آموزش و پرورش و فرهنگيان در نظر گرفته اند اما پس از بررسي هاي اوليه مشخص شد كه بودجه آموزش و پرورش نه تنها افزايش نداشته است بلكه با توجه به كسري بودجه سال 84 كه به وسيله دو متمم بودجه تامين شد آموزش و پرورش در سال 85 نيز حتما با كسري بودجه مواجه خواهد شد و همكاران فرهنگي شاهد هيچ گونه تحولي به نسبت سال قبل نخواهند بود و اين در حالي است كه بودجه بعضي از نهاد ها تا 500 در صد افزايش داشته است .

آقاي فرشيدي وزير محترم آموزش وپرورش در هنگام ارائه برنامه هاي خود به مجلس مدعي شد كه تا پايان سال 84 :

1.     طرح ارتقاي شغلي به همه معلمان تعلق خواهد گرفت . 2 . دو ماه پاداش را براي همه فرهنگيان پرداخت نمايد . 3. به فرهنگيان برابر با ساير كاركنان دولت بن غير نقدي خواهد داد . 4. بيمه ، خبرگزاري و روز نامه مخصوص فرهنگيان ايجاد كند . 5. برنامه اي براي تعامل مستمر با تشكل هاي صنفي فرهنگيان تدوين كند . همچنين مدعي شد كه طي برنامه چهار ساله وزارت خود قدرت خريد فرهنگيان را تا دو برابر افزايش دهد . اما اكنون هيچ يك از وعده هاي وي تحقق نيافته و فرهنگيان منتظر عملي شدن اين وعده ها هستند .

در چنين شرايطي در روز 16 اسفند 1384 بار ديگر در مقابل مجلس هفتم جمع شديم تا با هيات رئيسه مجلس ، فراگسيون فرهنگيان و يا كميسيون آموزش و تحقيقات گفت و گو نماييم اما هيچيك از آنها حاضر به گفت و گو نشدند و تلويحا پيغام فرستادند كه : آن قدر بمانيد تا زير پايتان علف سبز شود و اين در حال بود كه در همان روز تعدادي از نمايندگان مرغداران كه تجمعي مشابه داشتند با استقبال گرم نمايندگان مواجه و بهد از گفت و گو با آنها خندان از مجلس خارج شدند اما ما بعد از ساعت ها انتظار و تحمل برخورد هاي توهين آميز كه در نوع خود بي نظير بود خسته و كوفته و با دست خالي به استان ها و شهرستان هاي خود بازگشتيم و به حال فرهنگيان تاسف خورديم .

بر اين اساس از آن جايي كه گفت و گو و تعامل را جز در سايه پشتوانه حمايتي فرهنگيان بي نتيجه مي دانيم به اين وسيله اعلام مي داريم كه با وجود تلاش هاي فراوان كانون هاي صنفي فرهنگيان براي تقويت فضاي تعامل توفيق چنداني نداشته ايم و راههاي گفت و گو را بسته مي بينيم لذا در نشست فروردين ماه سال 85 پس از بررسي تغييرات بودجه ، تصميم مهم تشكل هاي صنفي فرهنگيان را نسبت به راههاي ادامه حركت صنفي اعلام خواهيم كرد و از همكاران فرهنگي مي خواهيم كه با هوشياري كامل پي گيري لازم همراه با پشتيباني ، منتظر بيانيه فروردين ماه تشكل هاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور باشند .

 

 

دبير خانه شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان ايران

 

 

یکشنبه 1385/01/06 |

 

انسانی کامل

شنبه 1385/01/05 |